فکیف حیلتی یا ستار العیوب و یا علام الغیوب و یا کاشف الكروب اغفر ذنو بی کلها بحرمت محمد و آل محمد یا غفار یا غفر یا غفر برحمتی که یا ارحم راحمین موجف ام ردیف 96 مگه هرتز موجه ای ام ردیف 1071 کلوهرتز رادیوم عارف دانش آوائی شبان روزی اینجا صدای فطرت و نور و فضیلت است ای دل اگر که محرم راز مهم شمید در بردار حسرت دل میمان شمید از جزم مکارم خوبان روزگاه مدار به خوبان آین زاری از نفس آسمان شبیه بسم الله الرحمن الرحیم قال الله الحکیم وعفو و اسفحو اف و اقماز و گذشت از خطای دیگران و از تکثیر دیگران و نادید گرفتن خطاهای دیگران را این رابش اف میگن اقماز و چشم پوشی میگن یعنی انسان ندیده بگیره اشتباه دیگران را خطای دیگران را اگر کسی دعو بدی کرد خطایی ازش سرزد انسان اون خطا را چشموشی بکنه گذشت بکنه و این صفت اف و گذشت اف و اقماز یکی از برجسته ترین صفات انسان که تحت انمان مکارم اخلاق مطرح میشه ما یک محاسن اخلاق داریم یک مکارم اخلاق داریم مکارم اخلاق کلاسش بالاتره محاسن اخلاق رو وقتی از امام علیه السلام سوال می کردن که محاسن اخلاق چیه؟ حسن خلق چیه؟ می فرمودن یعنی شما با دیگران با چهره باز برخورد بکنید به اونها سلام بکنید به اونها احترام بگذارید اگذرید رفتارتون معاشرتتون با اونها خوب باشه چه در محیط خانواده چه در استماع اینو محاسن اخلابه ولیکن یک درجات بالاتری در اخلاق هست که مکارم اخلاق هست مکارم از کرم و کرامت یعنی بزرگواری و برای وقتا انسان بزرگه حالا از نظر سنی بزرگه یا رئیس یک قبیلهیست بزرگه یا حاکم یک جامعهیست بزرگه ولی معلوم نیست که این بزرگوار باشد بزرگواری مربوط به روح انسانه مربوط به جان انسانه من کرمت علیه نفسو آنت علیه شهواتو امیر الماملین سلام را علیه فرمود کسی که روح او بزرگ باشه بزرگوار باشد از نظر روحی اون وقتی که دنبال شهوات رفتن براش زشته احساس میکنه که او نباد دنبال شهوات بره نباد هر حرفی رو بزنه نباد هر کاری رو بکنه اما وقتی انسان این کرامت روح رو نداشته باشه نقطه مقابلش رو داشته باشد که لعامت و پستی و زشتی نتیست اون وقت به فرموده امیر المومنین سرانگرده این پستی ریشه بسیاری از انحرافات و گناهان میشه دیگه دست به هر کاری میزنه هر حرفی رو میزنه هر کاری رو میکنه رضا وجود نازنین پیغمبر که خاتم انبیاست و بزرگ همه انبیاست شرابات الله علیه مجمعین می فرماید انما با استول اتنم مکارم الاخلاق من مبعوض شدم تا مکارم اخلاق را تمام بکنم و کامل بکنم یعنی پیغمبر آمده برای این که به اضافه این که محاسن اخلاق را در جامعه ایجاد بکنه یک جامعه را یک کلاسی بالاتر ببره یک سرکوی بلندتر قرارش بده او را به مکارم اخلاق برسانه راجع به مکارم اخلاق از احروبی تل ایه مستلام سؤال کردن روایات متعددیست که مزمونشون اینه وقتی گفتن من مکارم الاخلاق مکارم اخلاق چیه؟ فرمود یکی اینست که انتعفو به من زلمک اگر کسی به تو ظلمی کرد بدی کرد افش بکنی اگر کسی مخصوصا از بستگانت با تو قطع رابطه کرد شما ارتباط برقرار بکنی شما بره خونهش شما به دیدنش بری یا اگر در یک قضیه شما به اون نیاز داشتی اما جواب مصبت به نیازتون نداد مثلا قرضی ازش هستی اون جواب نداد به جوابت نکرد بعد اتفاقا اون گرفتار شد شما مثل او عمل نکن شما به او احسان بکن شما به او خوبی بکن شما او رو محروم نکن اون کسی که تو را محروم کرد محرومش نکن اون کسی که با تو قطع رابطه کرد تو قطع رابطه نکن اون کسی که به تو بدی کرد تو با خوبی جوابشه بده اینا میشه مکارم اخلاق البته به این سادگی هم نیست باید انسان همون طوری که عرض کردم از نظر روح بزرگ بشه از همهت روحی پیدا بکنه بزرگوار بشه تا بتواند در مقابل بدی های دیگران خوبی بکنه اما اگر این کار رو کرد خیلی بهره هایی میبره در سوری مبارکی فسلت که البته شبیه این آیه در قرآن تکرار شده تو سوری رد در آیات دیگه اما در سوری فسلت قرآن مجید می فرماید خوبی و بدی با هم مساوی نیست یعنی هر انسانی خوبی را جای خودش می گذرد بدی را هم جای خودش می گذرد حتی حیوانات ما اگر به یک حیوانی بدی کردیم اون می فهمد ما داریم بدی می کنیم و اگر خوبی کردیم اون می فهمد که ما داریم خوبی می کنیم کسانی که در عالم حیوانات عاشنایی داشته باشن به کرات می بینن این حیوان با این که فاقت عقل و شعوره اما وقتی صاحبش یا هر کسی به او احسان میکنه به او خوبی میکنه ملا این کبوتر باشه یا مذارت میخوام سگ باشه یا بره باشه یا حتی حیوانات درنده و وحشی باشه وقتی بهشون خوبی کردن اینها جواب میدن و میفهمن که دارد بهشون خوبی میکنن نظر بسیاری از دانشمندان اینه شاید همشون هم نظرشون این باشد که این حیواناتی که الان اهلی شدن و با انسانها اونس دارن و تو زندگی انسانها رفت آمد میکنن اینها همشون قبلن وحشی بودن تو همین بیابون ها مثل حیوانات وحشی بودن ولی انسان ها اونها را رام کردن اونها را احلی کردن چطور احلی کردن؟ با خوبی با قزشت با احسان یه وقتی یک مارگیری بود در یک دهه فجری اینها نمایشگاهی زده بودن یک گرفشم این آقایی که مارگیر بود مارهای بجنی خطرناکی را آورده بود اینجا به نمایش روزشته بود بعد خودش توضیح میداد این مار اگر بزند سر تیر میکشه یک لحظه امان نمیده اون یکی اگر بزند پوست انسان کنده میشه و اینا رو توضیح میدارد یه وقت یه کسی سآل کرد بس تو چطور اینا رو میگیری؟ یک جواب خیلی زیبایی داد گفت وقتی من میخوام اینها رو بگیرم این مار خطرناک وحشی رو بگیرم یه طوری با اون برخورد میکنن که اون احساس بدی از من ندارد رضا نمیزنه کاری نمی کنه اما اونایی که وارد نیستن دست باشه میشن یه حرکاتی انجام میدن اون مار احساس بدی میکنه میزنه یه وقتی تلویزیون هم نشون داد دوتا بچه کوچه که اشون داشت یه دختر یه پسر ساعتها یه اتاقی که مملو و از انوا و اخصام مارها بود اینا تو اون اتاق نشسته بودن این مارها از سر و کل اینها بالا میرفتن اینا مارها را میگرفتن جا به جا میکردن اما مرها آسیبشون نمی زدن این حقیقت هست قرآن می گد هیچ وقت خوبی و بدی با هم مساوی نیست بعد می گد ادفع بلتی هیه احسن می گی شما اون بدی را اون سیعه را با خوبی جواب بده احسر این احسان احسر این خوبی زمانم نمیخواد با اضای فجائیه به اصطلاح عزیزان اهل عدب میگه ناگهان یعنی همین که شما اون بدی را با خوبی جواب دادی ناگهان همون کسی که بین تو و او دشمنی بود که انهو ولی اون همین او یک دوست گرمی میشه برای تو اون یک رفیقه به اسطلاح جنجنی میشه برای تو احف و گذشت این طوریست این اثر رو داره رضا قرآن مجید در آیات فراوانی به ما توصیه میکنه رسبت به اشتباهات دیگران، تقصیرات دیگران گذشت داشته باشید، اقماز داشته باشید سخت گیری نکنی حالا نسبت به همسرت نسبت به بچهات نسبت به فامیلت نسبت به عرباب رجوعه نسبت به افرادی که تو جامعه است ما چقدر فجایی برای که انسانهایی بار میاد به خاطر این که یک کمی گذشت نداره مکرر اتفاق افتاده مثلا پشت چراغ گرمز ماشین ها استادن چراغ سبز میشه حالا این ماشین جلوی یک چند لحظهی به دقیقه هم شاید نخوره دیرتر حرکت میکنه بعد شروع میکنن به بغهای ممتد بعضی ها بهش توحین میکنن و بعضی ها هم اون طرف چار را پیاده میشن جلوشه میگیرن و با چاقو عصیتش میکنن چاقو بهش میزنن این جامعه خیلی جامعه منحدتیه خیلی بده چقدر قطرهایی چقدر قارتهایی چقدر آوروزیهایی که قد از بین رفتن مال و ارز و ناموز مردم برای افراد جامعه ایجاد شده اونهایی که اهل همین اغماز نیستن اهل گذشت نیستن فعالی عصبانی میشن فعالی کینه میگیرن فعالی دنبال و انتقام میرن فعالی میرن برای این که زربه ای به اون طرف بزنن قرآن میگه این کار رو نکنید قرآن به پیغمبر دستور میده خوز العف و عمر بالعرف و عارض ان الجاهلی امام صادق سرام رده این فرمان بهترین به امهات دستورات اخلاقی تو این آیه هست یعنی اگر امسان این ویژگی هایی که تو این آیه به امسان توصیه میشه عمل بکنه ولی اون خطابه پیغمبره ولی مره همه هست به پیغمبر میفرماد خوزل عف یعنی اصلا شیوه یه تو عف باشه اصلا بنا رو بگذار بر این که از تقصیر و قصور دیگران بگذاری از بدیهای دیگران کشموشی بکنی عزیزان من در جامعه چه کسی پیدا میشه که حقش سایه نشده باشه به هر حال یک جای حقش پایمال نشده باشه همه این طورن و اگر بخوان همه اینها در مقام انتقام باشن در مقام کینوورزی باشن در مقام انتقام جویی باشن خب جامعه تبدیل میشه به یک جهنم باید گذشت بکنی بگذری سکوت بکنی این تأثیرش بیشتره و السلام علیکم و رحمت الله و برکتو اللهم صلی اللهم حمد و آل محمد و عجل فرج هم مکارم خوبان رو از رادیو معرف شنیدید درس اخلاق حجت الاسلام والمسلمین استاد هممتیان که امیدوارم مورد توجهتون قرار گرفته باشه سپاس گذارم از این که بخش سوام و عرامه های رسانه دینی رو تا این دقائق پنج و بیس دقیقه همراهی میفرمایید نشانالله ابتا ساعت شش صبح ما با دو عنوان دیگه خدمت شما بزرگواران هستیم هنگام طلوع افتاب و افق شهر مقدس قوم امروز ساعت پنج و پنجاه و چهار دقیقه خواهد بود دوستان من در این وقت شهرز براموها تقیی کننده آقای امیر عباس خاقانی صدابردار آقای محمد گلغندشتی صدابردار آقای محمد گلغندشتی و همانگی پشتر شارخ نظری و من رضای دادفر که با شما هم کلام و هم سخن بودم اما در فرصت پیش رو مبانی فقاحت رو تقدیم علاقمندان به درست حضبی میکنیم درس خارج اصول فقه آیت الله مظاهری و پنج و چهل و پنج دقیقه هم تنفس صبح پایان بخش براموهای ما در بخش ثوم خواهد بود تلاوت آیاتی از کلام الله مجید انشالله که همیشه سلامت و تندرست باشید صبح شما به خیل باشید گر جلوه حوز را هدف یافتیم بر بوهر اشرا صدف یافتیم مبانی فقاهت این جمله سپرکوبه به ما حق داریم که از مکتب بالی نجف یافته ایم از مکتب بالی نجم یافتیم بسم الله الرحمن الرحیم رب شرح لی صدری و یسر لی امری و احلول عقدتم اللسانی یفقه قولی بحث این بود که آیا نقل شهرت فتفایی نزیر اجماع منهو آیا این حجت هست یا نه در این باره ارز کردم همینطور که در باب اجماع اول یه بحث در باب اجماع محصل کردیم و یه به احس در باب اجماع منخور در اینجا هم باید چنین باشه لذا ارز کردم که شهرت منقسم می شود به صفه شهرت فتوائی شهرت قوائی شهرت عملی راجعه به شهرت فتفایی دیرو سخفت کردم گفتم که گرچه مشخور در میان اصولیگین اینه که شهرت فتفایی خدجت نیست اما به همون دلیلی که اجماع خدجت هست شهرت فتفایی هم خدجت هست اجماع را که ما خدجت کردیم گفتیم اجماعی خدجته که بلا مدرک باشه یا دلیل زده او باشد یا لا اقل بلا دلیل باشد در این جاها به واسطه یکی از هفت وچ اجماع محسل درست کردید و گفتید اجماع خدجت بحث دیروز این بود که همون دلیلی که درباب اجماع محصل آوردید و اجماع محصل را خدجت کردید همون دلیل به ما میگه شهرت فتفایی هم خدجت برای اینکه مهنه شهرت فتفایی اینه که مثلا قدما یه چیزی گفته باشن مشهورشون صد نوود و پنجشون که مدرک بر طبق قولشون نباشه به این میگیم شفرت فتوایی خب مثلا تقریری که شما در اجماع کردید همینجا میکنیم میگیم اینها آیا گتره ای حرف میزنن؟ نه آیا اینا قیاس استحسان دارن؟ نه آیا اینا اخباری منیشن همین جوری بدون فکر صحبت میکنن؟ نه پس این قولشون کاشف از این است که یک روایت دلالت صحیح و سندی پیششون بوده به دست ما نرسیده لذا در اجماع اینه که مخالفی دیده نشد نباشد در شهرت اینه که مخالفی باشد یه وچه اشتراک داره شهرت فتفایی با اجماع اینه که هر دوشون بلا دلیل هست به حسب ظاهر دلیلی اصلی قاعده ای ندارد یا دلیل قاعده اص مخالفه با قوله این وطع اشتراک در اجماع و شهره یه امتیازی هم با هم دارن اجماع اونست که مخالف نباشد و اما شهرت اونه که مخالفی داشته باشد البته مخالف کم تا بشه شهرت خب همون عدلهی که شما برای اجماع اووردید و اجماع خودجتش کردید همون عدله را ما میاریم و شهرت فتوائی را خودجتش کنیم این خلاصه حرف دیروز بود یه جمله دیگر اینجا عرض کنم ورد بشم و اون اینه که اصلا اگه شما یه تطبعی در کلمات قوم بکنید میبینید که مرادشون از اجماع یعنی مشهور یعنی شهر برای خاطر این که اجماع به معنا این که همه علما گفته باشن به دست آوردن این یا ممکن نیست یا لاقل مجسور نیست آیا مثلا در همین قیام متصل به روکو در همین استقراری که در نماز گفتن اجماع داریم و واجبه حالا همه علماء این رو گفتن نه وقتی ما بریم در کلمات قدما میبینیم بعضی از قدما اصلا مسئله را متعرضن شدن یا این که قدما منحصر بودن به همین 24 نفری که جوام افقیه کتابشون را زرد کرده نه هزارها عالم و مجتهد و حسابی افراد محقق بودن اقوالشون به دست ما نرسید و همین را قوم چه قدم ها چه متاخرین بهش میگن اجماع همین مقدار که میبینن قدم هایی که کلماتشون در دست قصه مطلبی را گفته باشن میگن اجماع داریم و این کاری به مرحوم شیخ توسی هم نداره ها مرحوم شیخ انساری که همه تیاد ما داده است میبینیم که ایشون بارها و بارها در مکاسب می فرماین و یدل علیه قبل الاجما و یدل علیه بعد الاجما که می خواد دیگه اجما مدرکی اما همین شیخ بزرگوار می بینیم که قبلش بعدش قبل این فرمایششون بعد این فرمایششون یک نفر دو نفر سه نفر مخالف هم نرد میکنن یا همین شیخ انساری رضوان الله تعالی علیه میبینیم که وقتی میخوان اجماع درستش بکنن یه ادهی از قدم ها یه ادهی از متاخرین یه ادهی از متاخر متاخرین میارن و میگن این که من گفتم اجماع یعنی این