اما نکتهی که من میخوام کمک کنم این اتفاق بیفته اینه که سؤال چرا خانواده اینقدر فشار میارن؟ آیا میخوان عذیت کنن؟ آیا میخوان اختیار ما رو زیر سؤال ببرن؟ یا نگران ما هستن؟ نگران این که سر و سامون بگیریم ازدواج کنیم فرصتهای ازدواج رو از دست ندیم توی فرهنگ ما حلال خصوص ازدواج یعنی سر و سامون گرفتن بعدن فرزندار شدن مسئولیت زندگی رو بیشتر بردوش کشیدن این ترس و فشار اجتماعی به خانواده ما مثلا به مادر ما میگن چرا پسرت ازدواج نمی کنه؟ چرا دخترت ازدواج نمی کنه؟ خب او هم یک سری نگران میشه و پیه و سؤال بعدی آیا نقش پدر و مادر این نیست که در ازدواج به ما کمک کنن؟ چرا؟ اگر جایی میپرسه معرفی میکنه داره نقش خودش رو ایفام میکنه پس ما از زاویه دیده اونها همین مسئله رو ببینیم تا بتونیم خوب درکشون وقتی تونستیم از دیده اونها هم به مسئله نگاه کنیم ما باید برای راه حل یه استراتجی دووچی اتخاظ کنیم یعنی چی کار کنیم ببینید مخاطب گرامی ما باید یه مدیریت درونی انجام بده یه مدیریت بیرونی یعنی چی؟ یعنی بتونیم استراب خودتون رو کنترول کنید و تعامل مصبتی با اطرافیانتون داشته باشید برای این کنترول این استراب درونی باید با خودتون صحبت کنید و ببینید چرا وقتی کسی به شما پیشناد ازدواج میده یا پیگیره به هم میریزید تهش اینه که بگید این مورد رو من نپسندیدم و یا وقتی پیشناد بگن بگن که هنوز من تصمیم و ازدواج ندارم یعنی این که به هم میریزم و عذیب میشم نشان از یک استراب درونیه آیا مسئله حل نشده ی آتفی دارید؟ آیا به خاطر شرایط فرهنگی از خود ازدواج میترسید؟ دارید بهش میگید استرساتتو کنترول کن بله بله یعنی ببینم این استرابه از کجا میاد حلش کنم مدیریتش کنم یا این که میترسم از پس وظایفش برنیام یا این که فکر می کنم که زندگی موفقی نخواهم داشت چی می شه؟ به نظرم وقتی ما رو مسئله یه حساس می شیم بخشی از این فسشار درونیه درسته اگر بتونید این رو یه مقدار تعدیل کنید می تونید در مقابل پیشنهاد دیگران بگید ممنونم که برات مهمم ولی هنوز تصمیم ازدواج ندارم در واقع داره همیتش درسته حالا اگر تونستید درون خودتون رو کند و کاف کنید ما میگیم خودپایشی سلف مانیتورینگ بتونی ذهن آگاه بشید درون خودت رو بررسی کنید چرا من به هم میریزم اینو حل کردید حالا تعاملات بیرونی شما میتونید یه گفتگوی همدلانه به خصوص با مادرت یعنی با اون شخصیت های نزدیک به درت داشته باشید من میدونم شما نگرانم هستید به تلاشتونم احترام میذارم هنوز یه مقدار سلیغم و تصمیمم متفاوته به یه قرارداد صلح برسیم شما میگید من هنوز ازدواج نمی کنم بابا خب یه امنیتی هم به پدر مادرتون بدید میخوام ازدواج کنم دارم این مقدمات رو فراهم میکنم بذار خیال او هم راحت باشه بلاخره که نمیتونیم از والدینمون فرار کنیم با اونها قرار زندگی کنیم دو تعملات بیرونی مقاییت های بیرونی داره من برای مادرم توضیح میدم برادرم خوهرم توضیح میدم اما شما فامیل دور شما دوست همکار این حریم خصوصی منه من با یک محارت ابراز وجود قاطعیت میگم که ممنونم که به فکر من هستید ولی فکر میکنم این مسئله حریم خصوصی منه من باید تصمیم بگیرم اگر ناراحتم شد مشکل اوست که نمیداند باید حریم خصوصی را مراحت کنه میگه نه ول نمی کنه دوباره میپرسه یه محارت ما میگیم سیدی خشتار دیدین قدیما سیدی بود گیر میکرد انگار تصویره یه جا همون حرف قبلی رو تکرار کن ممنونم که برای شما مهم هستم ولی این یه حریم خصوصی منه نیاز نیست به هر کسی توضیح بدیم شخصیت های سالم میدونن کجا باید شفافزازی کنن توضیح بدن کجا باید حریم رو حفظ کنن مرز خودشون رو حفظ کنن اینطوری از پس این مسئله حتما برمیده واقعا کار سختیه و یه محارت خیلی ویژه میخواد تمرین میخواد هممون شنیدیم محارت نگفتنه برمیگرده اونجا که با تمرین شکل میکنه آروم آروم یه مقدار با غریبه تره اینگارو کن تو مسئله یه دیگری غیر این مسئله که نمیخوای راجبش توضیح بده بگو ممنونم میپرسی بی احترامی هم نمیشه ممنونم که پرسیدی ولی مثلا حقوقمونو دارم میپرسن آقا یه حریم خصوصیه میپرسن که چند تا بچه داری پس چرا این تعداد آقا حریم خصوصیه فکر نمی کنی به من و همسرم این رفت داره بعد میگه نه میخوام فرهنگ فرزند آوری کن بابا این گفتمان سازیه تو مسئله فردی دیگران ورود کردن و که نمیگن تبلیغ فرزند آوری فرزند آوری بسیار نیازه توی کشور ما ولی باید فرهنگ سازی و گفتمان بشه ندونه دونه بریم تو زندگی دیگه تو این چیزهای کوچکی که میتوانیم تمرین کنیم تا رو مسائل حساسی که درونمونم یکم به هم میریزیم وقتی روش کسی حساس میشه اونجا هم از پسش برمیریم انشاءالله خیلی ممنون و سپاس کذارم خب استاد برای پایان بخش این برنامه چون داریم دقایق پایانی رو سپرمی کنیم شما یک جنبندی داشته باشید از این که چی کار کنیم همدیگر رو بهتر بشناسیم و زندگیمون مثل شرکت اداره نشه طلاقاتفین نگیریم تفاوت همون رو بیشتر بشناسیم و زمن این که خیلی همدیگر رو دوست داریم و آشق همدیگر هستیم از هم دور نباشیم ببینید یه جمله معروفی هست که میگه خودت باش میتونه تعاملات خوبی داشته باشه اما یه جمله داریم خطرناکه من همینیم که هستم آره خیلی خطرناکه من همینیم که هستم یعنی پایان ارتباط یعنی اصلا خودم دیگه راه محارت و یادگیری رو روی خودم بستم اصلا یعنی توقف سقود نه دیگه خودم رشت میکنم نه رابطم من همینیم که هستم میخواستی اول چشتو باز کنی همینی که هست اینا حرف های بسیار خطرناکیه برای خودم انسانی که تغییر نمی کنه انسانی که دقدقه روشت نداره زندگیش تغییر نمی کنه می شه اشتباهات تکراری تلخیهای تکراری بیشترم خودش عذاب می کشه تغییر از من شروع می شه تغییر از همسرم شروع نمی شه تغییر از دیگران شروع نمی شه ما باید دقدقه یه تغییر داشته باشیم وگرنه با یک سری آسیب های امیق باقی خواهیم موند همه ای ما ممکن از سلامت روانمون به خطر بیفته و آدمی که این اطاف پذیری تغییر نداره و اون خشکیه که من همینیم که هستم و داره در واقع به نوعی خودخواهی بسیار پررنگی داره من میتونم تعامل کنم آدمی که تعامل میکنه رشت میکنه اصلا ازدواج برای تعامل کردنه ازدواج برای تغییر کردنه ولی جمعه سو تمرکزت تغییر همسرت نباشه تغییر خودت باشه اگر میخوای رابطت خوبتر بشه تغییر از تو شروع میشه بسیار عالی خیلی ممنونم استاد یوسف صده که باز هم دعوتمون رو قبول کردید با شما خدافزی میکنم خیلی ممنونم از شما شناندگان گرامی شناندگانی که رادیو معارف رو و برنامه پرسومان خانواده رو برای شنیدن انتخاب کردید سوالاتتون رو به سامانه 3553 ارسال بفرمایید آرزو میکنم سالم و سلامت و شاد باشید در پناه خدا یا علی مدد خداحافظ موسیقی شبتون بخیر باشه عزیزن شنونده از بخش رادیوی سرسری معارف در خدمت شما بزرگ آورن هستیم پرسمان خانواده رو شنیدید به کارشناسی حجت الاسلام یوسف زاده با موضوع خانواده اسلامی و اما در خدمتون هستیم با قرارت دعای زیارت هالیاسین که با هم زمزمه میکنیم با رضوی زهور حضرت حجت ابن حسن اجلالله تالا و فره جنخ خواهش میکنم با ما همراه باشید موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته اخذه و بکده السلام علیکم یا بعد الله الذي ذمنه السلام علیکم ایها العلم المنسو والعلم المسقو والقوض والرحمت الغاسه وعدن غیر مکزون السلام علیکه حین تقرون السلام علیکه حین تقرون همه زمزم کنم السلام علیکه حین تقرون و تو بیرون السلام علیکم حین تسلی و تغنو السلام علیکم حین ترکع و تسجع السلام علیکم حین تعلو و تکفه السلام علیکم حین تحمد و تستغفر السلام علیکم حین تصبر و تمسیر السلام علیکم فی الليل اذا یقشه و نهار اذا تجد السلام علیکم ایوه الامام المعمور السلام علیکم ایوه المقدم المعمور السلام علیکم به جبام السلام اشهد که یا مولا انی اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریکه و ان محمدن عبده و رسوله لا حبیبه الا هبه و اهله و اشهد که یا مولای انه علیه امیر المؤمنین حجته و الحسن حجته و الحسین حجته و علی ابن الحسین حجته و محمد ابن علی هجته و جعفر ابن محمد هجته و موسی ابن جعفر هجته و علی ابن موسی هجته و محمد ابن علی هجته و علی ابن محمد حجت و لحسن ابن علی حجت و اشهد انکه حجت الله انتم الابل و الاخر و ان رجعتكم حق لا ریب فینا یوم لاینفا و نفسا ایمانا لم تکن آمنت من قد او جسبت فی ایمانها خیرا و ان الموته هد و ان ناکرن و نگیرن هد و اشحد و ان نشره هد و الباثاها و انسراتاها و المرصاداها و المیزاناها و الحشراء و الحصاباها و الجنة و النارها و الوعد و الوئید به ماها یا مولای شقی من خالف کن و سعد من عطا اکن فشهد علامه شدت که علی و انا بلیون من عدو فلحق ما ردیتمو بل باطل ما از خطبو بل معروف ما مرتبه بل منکرمان ایتما فنفسی مؤمنتون بالله به دوله شیعه کنه و به رسولی و به عمیر المومنی و بكم یا مولای اولکم و آخرکم و نسرتی معدت لکم و مبدت خالصت لکم آمین آمین در دل دارم امید وصل تو نگارا هوای دیدن تو یارا اگر به گوشه نگاهی انایتی کنی تو مارا بازا مهدی تو وعده ی رسول مایی تو استوار انبیائی کل بحار آشنایی تو جلبه ی نور خدایی موسیقی موسیقی اگر بعد از توییران ساختند این شهر را حتی گرفتند از بهار از باغ گلهای خیالی را مگر از شوق رویت گل کند این عبرها روزی که خود باز آوری یک بار دیگر این احالی را هنوز از کوچه های مرده این شهر دلگیرم به نامردی گرفتند از قزل حس زلالی را کسی جز در پناهت روی خوش هرگز نخواهد دید چنان پیچیده در هم خوش سالی این حوالی را قدم بگذار در ایوان دلها من به آرامی و از ما دور گردن اضطراب احتمالی را قدم بگذار تا رایج کنی در خانه هامون باز میان صفره های ساده بشقاب صفالی را نه تنها آبروی باغهامان میشوی حتی بلبخندی بهاری میکنی گلهای قالی را به شورنگیزی اردی بهشت و صبح نیشابور مبدل کن به یک گلخنده این آشفتحالی را موسیقی امیدوارم که این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امیدواری با این امی گل ازاریم هر دا گل موسان انتظار گذاریم ای امامیم یل دا گل موسان هر دا گل موسان یل دا گل موسان ای قایم آن اعبا محبوب ذات که بریاد انتظر داندور دار بیزین زن‌ها سنه اولسون فدایی زن‌ها سنه اولسون سدایی بحر جلی کلی کلی لای لای چالی بلبل کلی کل کل دیشه ای دا بلبل کل سپیسی اون مدرسه دیو مبارک نرگستم نبون سپید من های لرم پیش وادی نجل ساخ لرم جلی اقامه باغ لرم شبتون بخیر باشه شلماندگان محترم از پخش رادیو سراسری معارف در خدمت شما عزیزان هستیم تا دقیقی دیگر سی اکومه شهری بر ماه 1404 آغاز خواهد شد و محسن فرارسیدن زمان آغاز مدرسه ها انشالله که اگر در اطرافتون حسان پذیری دارید بهش کمک خواهید کرد تا دانش آموزان و اون خانواده هم بتونن بهرمند بشن از لبازان و تحریبی که برای درس خودنشون نیاز دارن عزیزان قرار بر این است که بیانات بنیان بزار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خومینی قدرس سرورو در غالب برنامه کتاه کلام امام بشنوید ای که از کلام تو میوزد نسیمه اش آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش ای که از کلام تو میوزد نسیمه اش آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش آمدی و باق جان پر شد از شمیم اشکار کلام امام سایبان اشکار دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان اشکار دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو با تو ارد بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو راه در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست منتا سیاست عادلانه که بتواند به واسط اون سیاست اقامه سلات کند اقامه سوم کند اقامه حج کند اقامه همه ما آرش را بکند و راه را باز بگذارد برای این که صاحب افکار یعنی آرام کند که صاحب افکار افکارشون را با دلگرمی و با آرامش ارائه بدند بنابراین اون طور نیست که ما خیال کنیم که ولایتی که میگن اون امامت هست و امامت هم در عرض فروه دین هست نخیب این ولایت عبارت از حکومت هست حکومت مجری این هاست در عرض هم به اون معنی نیست این انحرافات خیلی زیاده است نمیشه همش را احسا کرد خیال کردن یه دسته زیادی که معنای ارفان عبارت از این است که انسان یه محلی پیدا شد و یه ذکری بگد و یه سری حرکت بده و یه رقصی بکند و اینها این معنای ارفان است مرتبه اعلای ارفان را امام علی سلام علی داشته است و هیچ این چیزا نبوده در کار خیال میکردن که کسی که عارفه است باید دیگه به کلی کناره گیرد از همه چیز را برد کنار بشیند و به قدری ذکر بگد و یه قدری تقنیب شد و یه قدری چه بکند و دکان داری امیر المومنین در این حالی که عرف خلق الله بعد رسول الله در این امت عرف خلق الله به حق تقالا بود معذلک نرفت کنار بشیند و هیچ کاری به هیچی نداشته باشد هیچ وقت هم حلقه ذکر نداشت مشغول بود به کارهاش ولی اونم بود یا خیال میشد که کسی که اهل سلوک هست اهل سلوک باید به مردم دیگه کار نداشته باشه در شهر هر سن خواد بگذرد من اهل سلوکم برای امید گوشه بیشینم و غیر بگم و سلوک با قول خود پیدا کنیم این سلوک در انبیاء زیادتر از دیگران بوده است در اولیا زیادتر از دیگران بوده است لیکن نرفتن تو خونشون بیشینند و بگن که ما اهل سلوکیم به چقدر داریم که به ملت چه میگذره هرکه هرکار مقابل بکنن اگر بنابرای شد که اهل سلوک باید برن کنار بیشینند پس باید انبیام همین کار رو بکنند و نکردن حمی صاحب نمران اهل سلوک بود ولی این محضارک رفت سراغ فران و اون کارها رو کرد ابراهیم هم همینطور رسول خدا هم که همه میدونه رسول خدایی که سالهای طولانی در صلوح بوده است وقتی که فرصت پیدا کرد یک حکومت سیاسی ایجاد کرد برای این که ادالت ایجاد بشد طبع ایجاد ادالت فرصت پیدا میشد برای این که هر کس هر چیزی دارد بیارد وقتی که آشفته است نمیتونند در یک محیط آشفتر نمیشد که اهل ارفان ارفانش را عرض کنن اهل فرسفر فرسفرشون و اهل فقفشون را لیکن وقتی حکومت یک حکومت عدل الهی شد و ادالت را جاری شد و نگذاشت که فرصت طلابها به نقاصل خودشون برسند یک محیط آرام پیدا میشد در این محیط آرام همه چیز پیدا میشد موسیقی موسیقی