سرگشتگان کویت پروای سر ندارد آشفتگان مویت از خود خبر ندارد آشفتگان مویت از خود خبر ندارد پار سایان بر درگه تو بهریست از آب چشم او شام خلق جهان از آن رو در ره گذر ندارند حجت الاسلام وحیدی در ره گذر ندارند بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و محمد و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان خدا به هممون توفیق بده جز دوستان واقعی آل الله باشیم انشاءالله یکی از دستوراتی که به ما دادن اینه که اسراف نکنیم مراقب باشیم تهای خدا رو بی جا مسرف نکنیم مولامون امام صادق علیه السلام فرمودن اسراف اونه که آدم مالش رو از بین ببره به بدن خودش صدمه بزنه یک کسی ارز کرد که آقا پس اقتار چیه؟ اقتار هم معنای اسراف انگار حضرت فرمودن که اقتار اینه که قضای تو نان و نمک باشه در صورتی که قدرت قضای مناسب تری داری بخوری میتونی قضای بهتری بخوری ولی به نان و نمک بسنده بکنی آدم نباید از اون طرف بوم بیفته و نباید از این طرف بوم بیفته از تهای خدا استفاده بکن ولی اسراف نکن که اینجور به ما گفتن کلو وشربو ولا تصرفو یه روایت دیگم نق بکنم از مولامون امام صادق علیه السلام روایت خیلی زیباست و خیلی تکاندهنده است حضرت فرمودن من شرب من ما الفرات و القا بقیه تلکوزه خارج الما فقط اسرفه اگر کسی یه مقداری آبی رو از آب فراد که حالا این آب خروشان فراوان برداره که بخوره یه مقدار آب رو خورد بعد به جایی که بقیه آب رو روی آب بریزه بریزه بیرون روی خاکها بریزه اصراف کرده آب رو از بین برده خدا به هممون توفیق بده اهل اصراف نباشیم مراقبت بکنیم و نگهداری از تهایی که خدای متعال به ما داده انجام بدیم انشاءالله موسیقی خدا رحمت کنه مرحوم امام رحمت الله علیه بسیار مراقب بودن که در زندگیشون اصراف اتفاق نیفته یه وقتی یه آقای پزشک دندان پزشکی به نام دکتر منافی آمده بود برای این که معاینه بکنه دندانهای مرحوم امام رو خب پسرش هم همراه با او بود همینطور او که مشغول معاینه دندانهای مرحوم امام بود این پسر آقای منافی یک جعبه دستمال کاغذی که دوی اتاق امام بود برداشته بود و هی چند تا چند تا از این دستمال کاغذی ها بر می داشت و می داد به باباش که حالا داره دندان ها رو معاینه می کنه برهوم امام رحمت الله علیه یه اشارهی کردن گفتن یکی یکی مصرف کن دوسته تا دوسته تا حالا لرومی نداره یه وقت آدم لازمه حرفی نیست ولی اگر لازم نیست و بیش از اون که احتیاج هست برداری اصراف اشاره کردن یکی یکی بردار او هم گفت چشم آقا چشم من مراقبت میکنم یکی یکی بردارم هفته بعد دو مرتبه اومدن برای این که کارشون رو انجام بدن باز مرحوم امام رحمت الله علیه دیدن که او بنده خدا دست دسته دست ملک آغازی در میاره اون تذکر مرحوم امام رو یادش رفته بود امام رحمت الله علیه با یک ناراهتی به دکتر گفتن که به پسرت بگو این کار رو نکنه کمتر مصرف کنه اسرافه حکم خداست تعارف بردار نیست نکنه یه وقتی برای جلو گیری از این که ما متهمه به خصاصت نشیم جلوی اسراف رو نگیریم اسراف یه چیزه خصیص بودن یه چیز دیگه هست بله اگر آدم میتونه از تهای خدا استفاده بکنه و به خودش تنگ بگیره این مناسب نیست ولی این که بیش از حد استفاده بکنه درست نیست اینها عقوبت داره این قضیه رو هم نقل بکنم در منزل مرحوم امام رحمت الله علیه درخت توت بود و می گفتن معمولا توت خیلی زیادی هم می داد این درخت و این توت ها رو زمین می ریخت و از بین می رفت مرحوم امام بارها فرموده بودن یک کاری بکنید این ت خدا خراب نشه اسراف نشه جمع بکنیم اینها رو بعضی ها هستن یه پارچه هایی زیر درخت طوب میبندن که این طود ها که میریزه روی زمین اسراف نشه حالا که حرف از درخت شد این جمله رو هم عرض بکنم یه درخت خرمالو هم در منزل امام رحمت الله بود همیشه میگفتن وقتی که این خرمالو ها رو میچینید به این باغبان ها که اومدن زحمت کشیدن سراوری این درخت ها رو کردن هم از اون نیوه درخت بدن در باره اصراف با هم دیگه سخن می گفتیم یکی از نزدیکان مرحوم امام رحمت الله نقل می کند که یه وقتی خدمتشون بودیم پای ایشون درد می کرد دکتور برای ایشون یه پمادی رو تجویز کرده بود که به پای خودشون بمالن همونجا نشسته بودیم دیدیم که پاکت اون دارو رو برداشتند داخل پاکت دارو بود دارو رو در آوردند و شروع کردند به مالیدن به پاشون بعد یک دستمال کاغذی برداشتن این دستمال کاغذی رو چهار تکه کردن سه تکه شو گذاشتن توی همون پاکتی که دارو رو قرار داده بودن با یک تکه این دستمال کاغذی دست خودشون رو که چرب شده بود و پای خودشون رو پاک کردن اینجور مراقبت می کردن که یه وقت یه دستمال کاغذی بیش از اون که باید باشه اسراف نشه مراقب بودن ما باید موازه به اصراف باشیم در برق بسیار سرفجویی می کردن نرمی کنن در اتاقی که محل استراحت مرحوم امام بود ستا لامپ وجود داشت یه دونه لامپ محتابی بود یه لامپ شعلهی صد بود و یه چراق بسیار کچک پونزده وات بود امام رحمت الله علیه وقتی قرآن می خوندن یا می خواستن متعلق کنن گزارشات مختلف کتابی بخونن دوتا چراق محتابی و صدوات رو روشن می کردن اما وقتی متعلقشون یا تلاوت قرآنشون قط می شد خب سنشون بالاست بلند شدن نشستن براشون کمی سخته ولی با این حال بلا فاصله از جا بلند می شدن و چراق صدوات رو خاموش می کردن فقط نور محتابی بود نمی خواهم متعلقه بکنم با نور کمتر هم می تونم استفاده بکنم بعد وقتی که می خواستن به نماز به استن می فرمودن این محتابی هم لازم نیست محتابی رو خاموش می کردن همون چراق پونزده وات فقط براشون روشن بود که یک زعیف یه حد نوری داشته باشه که جلوی پای خودشون رو ببینن مراقبت می کردن که اسراف اتفاق نیفته نقل می کنن یه روز پیش از زهر مرحوم امام رحمت الله زنگ زدن به آقایین دفتری ها که بیاد کارتون دارم تا اومدن فرمودن چراق داخل حیات روشنه برید او رو خاموش بکنید شون میگه چشم من گفتم چشم آقا میرم خاموش میکنم چند روز بعد باز اون چراق روشن مونده بود امام رحمت الله زنگ زدن خدمتشون که رفتیم گفتن که آقا اگر برای شما مشکله که این چراق ها رو خاموش بکنید روز کلید اون رو بیارید تو اتاق من بگذارید که من خودم شبها روشن بکنم روزها خاموش بکنم گفتیم نه آقا مشکلی نیست مراقبت میکنیم تا یه مدتی حواسمون جمع بود که نکنه این چراق روز روشن بمونه باز یه روز صبح که محضر مرحوم امام رحمت الله علی رفته بودیم برای برنامه دستبوسی امام رحمت الله علی فرمودن که بیا جلو رفتم خدمتشون فرمودن در منزل من و فعل حرام خیلی من تحجب کردم یعنی چی شده که امام انقدر نراحتن گفتم آقا چه تو شده فرمودن تو منزل ما و اسراف گفتم آقا چی شده فرمودن من چند مرتبه باید بگم روز که میشه این چراق داخل حیات رو خاموش بکنید اسرافه باید مراقبت بکنیم از این تهایی که خدا در اختیار ما قرار داده بهدرین استفاده رو بکنیم و اصراف نکنیم انشاءالله از ایزان همراه آنچه شنیدید برنامه پارسایان بود به کارشناسی حجت الاسلام وحیدی تکرار این برنامه در ساعت 11 و 10 دقیقه تخدیم شما بزرگواران خواهد شد خواهش میکنم برنامه بعدی با نام رواق معرفت رو بشنوید تبعون احسنه رواق معرفت بحثی در کلام جدید بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمين و صلی اللہ علیه و سلم محمد و آله تاهرید عرض سلام و عدب و احترام خدمت شما مخاطبان ارجواند برنامه های رادیو معارف و مجموعه رواق معرفت در خدمت شما هستیم بحثی که در سریع جدید این مجموعه برنامه در خدمت شما هستیم با عنوان نقد و بررسی الهاد جدید کارشناسی بحث ما را استاد بزرگوار حجت و اسلام حمید ازا شاکرین به حده دارن که در مجال امروز هم در خدمت جنام استاد هستیم که قبول زحمت کردن در استدیوی برنامه حضور پیدا کردن که در آغاز برنامه خدمتیشون عرض سلام دارم بسم الله الرحمن الرحیم بنده هم خدمت جنوبالی و شنوندگان محترم عرض سلام دارم و برای همه وارزوی موفقیت و توفیق خیلی خوش آمدید جنوب استاد در حوضه نقد الهاد همونجا که از اطالی اشاره کردید خب گناه های مختلفی الهاد داره یکی از گناه هایی که در دوره های جدید به شکل خاصی در فضاهای مباحث علمی مطرح شد لطمانه الهاد علمی یا همون عنوان الهاد جدید که مطرح می کنید در بخش از شاخه های علوم مطرح می شه غذای فیزیک، کهانشناسی، زیستشناسی، اسبشناسی، مباحثی رو در واقع در غذای این علوم مطرح می شه که زمینه هایی رو برای استفاده ملحدین فراهم می کنه گرچه خب نقدهای جدی هم در خود این دانشها به این فضاهای الهادی هم شکل می گیره به تناسب مباحث ما شروع کردیم از فیزیک کانتوم و زمینهایی که در فوضای فیزیک کانتوم برای مباحث الهادی شکل می گیره و نقدهایی که در این حوضه داشتیم بعد وارد کیهانشناسی شدیم سدیدگاهی که در حوضه کیهانشناسی باز زمینهایی رو برای ملحدین و شباهات ملحدین فراهم می کنه باز از این منظر هم پاسخ علمی به این نظریات و هم پاسخهای فلسفی و الهیاتی که به نظریات تیف ملحدین در حوض کیهانشناسی میشوند مطرح کرد رو جنب استاد چاکرین در برنامه های قبل مطرح کردن از برنامه گذشته یکی از دیدگاه دیگهی که در همین فضای کیهانشناسی مطرح میشه تحت اوان نظریه تنظیم زریف کیهانی جنب استاد مطرح کردن که هم در حوضه الهیات زمینه هایی رو برای متعلهان و متکلمان برای اثبات وجود خدا فراهم می کنه و کمکی در این حوضه و هم از توی دیگر برای ملحدین شباهاتی مطرح می شه و زمینه هایی رو برای اون تیف مطرح می کنه در برنامه گذشته به تفصیل جنب استاد شاکرین اصلی نظریه رو توضیح دادن که بگونه این با برهان نزد شباهت داره البته خود تفاوتهایی هم داره اشاره کردن جنب استاد که در نظریه مهبان که در چگونگی و شکیلی جهان و سرعت انفجار و مسائل جانویی که در اینجا مطرح میشه آنچنان ذرافت دقیقت و نظم فوقلاده و قابل توجهی وجود داره که خود به خود ذهنها رو به این سمت میبره که گو یا از ابتدا جهان به گونه شکل گرفته که برای فضای امروز جهان طبیعی که انسان با منی ایک موجود حوشمند و دارای حیات و حوش و استعداد ویژهی که داره زمین فراهم کنه و به این شکل ما شاهد جهان هستی باشیم سه جنبه رو از جهات نظر ما در این نظریه مطرح میکنیم شرایط اولیه کیهانی که خب این شرایط به گونهی بوده که گویا پیدایش این حیات کربونیک و حیات حوشمند از همون زمان و ابتدای پیدایش برای امروز زمینه رو فراهم کرده بحث ثابت های فیزیکی، بحث گرانش، بحث گلکترومیغناطیس و نوع نصفت هایی که بین این ها وجود داره که ذرهی تفاوت و تغییر کلن فضای شکیری جهان رو تغییر می داد گویا از همون ابتدا زراعه به دقت و نوع شکیری این نوع امور جهان رو فراهم کرده به سمتی پیش برده که زمینه برای جهان طبیعی و در دوره جدید برای انسان مدن شاهد هستیم و میبینیم و بحث قوانین بنیادین طبیعت این سه عمر نظم و پیدایش کهکشان ها و منظور شمسی و امور مختلف که در جهان هستیم میبینیم رو به این شکل مطرح میکنه که گوی از قبل اینو تراحی شده برای شکلی امور مختلف در جهان طبیعی از جمعه انسان در اینجا خب سآلاتی مطرح میشه و پرسوش های اصاسی شکل میگیره که این امور چجوری شکل گرفته و چرا اصلا جهان به این شکل سامان پیدا کرده برای پاسخ به این چرایی ها نیاز به طبیعین وجود داره که سه دیدگاه و نظریه در طبیعین این چرایی ها شکل گرفته دیدگاه توحیدی، ضرورت قوانین فیزیکی و نظریه تصادفی یا صدفه یا همون شانس و گویه بگونه خود به خود شکل گرفتن جهان هستی بدون اراده و اختیار و آگاهی و علم که این جهان رو شکل داده. این سه نظریهی که یه مقدار مقدمه بحث من رو طولانی کرد بحثایی بود که در جلسه قبل جنب استاد شاکرین مطرح کردن که حالا نمیدونم از این سه دیدگاه جنب استاد کدام نظریه رو میخوان مقدم بدونن برای توضیح که در برنامه امروز اون رو توضیح بدن و تحلیل وردی سمیت بله من اول اگر اجازه بفرمایید بحث ضرورت قوانه فیزیکی رو ببینیم به این مانه که از تبیین هایی که بعضی به سمتش رفتن واردش بشیم قبل از این که واردن بشیم من ارز کنم اون سه موردی که ارز کردیم بس شرط اولیه کیهان و ارزم بازور شما صابت های فیزیکی و قوانین بنیادین طبیعت ببینید ما رؤوسش رو گفتیم یه تکمثال از بعضی زدیم و اله اینا خیلی نمونه ها داره یعنی وقتی شما وارد تقاط علمی بشید با دریایی از مسائل و نمونه ها رو بشید بسیار بسیار تقیق عجیب شگفتنگیزه که اینو کسانی که علاقه مندن واقعا میتونن بعض از مسادیق رو مثلا نوشت ده تا نمونه و مستاغ رو در کتاب الهاد جدید اونجا آوردیم میتونن از ازان متعلق کنن اینجا فقط همین رأسش رو ما اشاره کردیم و میگذاریم خب یکی از توضیحاتی که بعضی ها اومدن بگم که یعنی گفتیم اینا ما رو به این میرسونیم خب چرا اینجوریه چی شد که به این شکل جهان در واقع از اول که میبینیم شکل گرفته و حرکت کرده و اومده به جلو بعضی ها اومدن به اصل ضرورت قوانین فیزیکی رو مطرح کردن ببینید خوب دقیق کنید اینا میگن اولا پیدایش جهانی به این شکل ضروریه یعنی جهان راهی دیگه نداشته بره تنها راه ممکن همین مسیریه که تی کرده نه این که راه های بدیل ممکن بود حالا ما بگیم پس اینجوری شده چی شد که اینجوری شد نمیتونست جزیم بشه این نکته رو مطرح میکنن خب چرا نمیتونست؟ میگن به خاطر قوانین فیزیکی قوانین فیزیکی ایجاب کرده اینجوری بشه خوش شده یک کار به خدا داره این ضرورت فیزیکیست که بعضی مطرح می کنند یا ضرورت قوانین فیزیکی خب این چندین جواب بهش داده شده جوابها رو هم خود فیزیک دانان دادند جواب ها رو خود فیزیک دانان دادن یکی از جواب هایی که دادن میگن دلیل شما چیه؟ ما وقتی داریم علمی حرف میزنیم علم تابعه متودش هست یعنی باید از طریق مشاهده و آزمون و اینا ما رسط میکنیم میبینیم یه همچین چیزایی اتفاق افتاده شما میخوایید چرایش رو توضیح بدید بفرمایید که کدوم تحقیق تجربی کدام آزمایش کدام باستازی در آزمایشگاه برای شما دلیل شده و توضیح میده و هدایت میکنه به ما رو که یک ضرورتی در کار بوده که قوانین فیزیکی در واقع چنین کار را انجام بدن و چنین قوانینی بوده که یه مسیر یکتایی رو برای جهان الزامی می کرده خب کدوم دلیل تجربه داره شما اگر دارید علمی حرف می زنی این حرف شما پشتوانه تجربی و دلیل تجربی و آسمون و اینا می خواد کو هیچ دلیلی وجود نداره اولی مشکلی که این داره یه حرف دل بخواهیه این یک مشکل مشکل دیگر اینه که اتفاقا ما شواهد برخلافش داریم برعکس ما وقتی متعالعه میکنیم میریم توی اون وضعیت اولیه که نگاه میکنیم میبینیم یه شرایطی وجود داره که میشود به یه سمت بره و یک قوانینی رو پیدا کنه می شود به سمت دیگری بره یا همون قوانین موجود در بعضی موارد به گونهی بود که زیل اون قوانین راه های بدیل تحقق پذیر بود امکانات بدیلی رو فراهم می کرد و توی این امکانات بدیل این مسیری که داریم میبینیم به اینجا رسیده رخ داده خیلی جاها تبقی قوانین فیزیکی موارد رو مشخص میکنن اینجا میتونست این نشون بشه این ضرورتی در کار نبوده بله ولی چرا این شد در میان دو گذینه بدیل اینی که به اینجا انجامید و اونی که مسیر رو عوض میکرد رخ نداد بنابراین من نه تنها این یک ادعای بیدلی هست بلکه دلائل علمی و شواهد علمی برخلاف این هست و خلاف این رو گواهی میدهیم این اشکال دومی که مطرم کنن اشکال ثبوتی که مطرم کنن بسیار شرایط اولیه کیهانه یعنی خب این شرایط اولیه میگیم شرایط اولیه این اولی بودن نکته داره یعنی چی؟ شرایط اولی کیان که تحت تأثیر قوانین فیزیکی نبود اتفاقا قوانین فیزیکی میتونه تحت تأثیر این شرایط اولی قرار بگیره این شرایط اولی کیان از کجا اومد؟ اونو که قوانین فیزیکی پدید نیابرده قوانین فیزیکی تو اون شرایط در کار میکنه و اشکال چهارمی که مطرح میکنن میگن خیلی خوب اصلا همه این حرف رو بذاریم فرض کنیم که قوانین فیزیکی ضرورتاً موجب پیدایش یک چنجهانی شده و جهان راه دیگری نداشت چون قوانین فیزیکی این مسیر یکتا رو مشخص کرد خب خود این قوانین فیزیکی از کجا آمدن؟ چرا جهان این قوانین رو داره؟ چرا قوانین دیگه نداره؟ چرا اصلا قانونمنده؟ اینا رو توضیح بدید طبیعین وقتی میخواید بکنید باید هم اینا رو جواب بدید خب چرا اصلا جهان قانون داره؟ و چرا قوانین اینجوریه اصلا علاوه بر این؟ قانون وقتی میگید قانون اصلا چیه؟ خوب دقیق کنید ما یه استلاحی در فلسفه خودمون داریم در باب علم مثلا میگیم علم از واقعیاتی هستن که اینا لقیره هستند یا استلاحا طرف دارن متضایفن اموری هم که طرف دارن بعضی یه طرف دارن بعضی دو طرف دارن علم یه پدیده ایست که قائمه به طرف اینه علم به تنهایی ما هیچ دنیا نداریم علم در واقع علم یعنی امری که قائمه به ذهن آلم هست در مورد یک معلومی یک چیزی امور معلوم به ازدادت و بالعرضی که در فلسفه مطرح میشه به ذات به خصوص پس علم بدون عالم و بدون معلوم معنی نداره علم بدون عالم هیچ معنی نداره علم بدون معلوم تا میگیم علم یعنی چیزی را بدانیم یه معلوم میخواد علم بدون معلوم عالم بدون معلوم هیچ معنی بلفل نداره خب قانون فیزیکی قانون فیزیکی چیه؟ قانون رابطه بین پدیدهای فیزیکیه قانون که وجود استقلالی نداره ما یه سری پدیدهای فیزیکی داریم که یه روابطی بینشون حاکمه خودمون ها از کجا اومدن؟ و چجوری شد که این روابط بینشون حاکم شد؟ این قوانین رو پیدا کردن اینا چیزهاییست که با اصلی توضیح داده بشه و این نظریه نسبت به اینها ساکت و ناتوانه نهایتش میگه که یه همچی چیزی هست میدونیم بسیار خوب شما یه قدم بحث رو بردید تا یه جرسون دید اما از اون به بعدش باید یه نظریه دیگری بیاد اونو تبیین بکنه پس این تبیین نهایی نیست خیلی ممنون جنب استاد شاکرین اگر اجازه می فرمایید ما فرصتی از تقیق منده محترم بگیریم انشاءالله در بخش دومه برنامه در ادامه بحثا ببینیم در باب خود این ضرورت قبل فیزیکی های نکتهی هست که جمع استاد بخونه شارع کنن یا وارده بحث دیگره خواهیم شد برنامه رواقع معرفت با موضوع کلام جدید از راژیو معارف سلحن الله والحمدلله سلحن الله والحمدلله سلحن الله برنامه لواقع معرفت را از گروه فقهاندیشه رادی معرف میشنوید در توضیح نظریه تنظیم زریف کیهانی سه دیدگاهی که مطرح بود دیدگاه توحیدی دیدگاه ضرورت قوانین فیزیکی و دیدگاه تصادفی و به شکل صدفه و شانسی شکل گرفتن جهان در بخش اول برنامه امروز اینو مستاد بحث ضرورت قوانین فیزیکی را ابتدا توضیح دادن و در ادامه چند نقدی که خود فیزیک دانان به نظریه ضرورت قبول این فیزیکی مطرح میکنن رو شدیدیم خب جنرل استاد نقدهایی در این حوضه باقی مونده یا وارده بکنم به همین مقدار خوبه اینجا اکتفا بکنیم و دیگه مشخصه که ضعف این نظریه چی هست و حتی اگر درستن باشه تبین نهایی نیست هر کس اینو متوجه میشه که خب این قبول از کجا آمده بنابراین این مقدار براش کفایت میکنه میتونیم وارده نظریه بعدی بشه خب به طب ما نظریه ثوم رو باید مطرح کنیم که بحث تصادفی و شانست باشه که خود به خود از دل اونها برسیم نظریه دیدگاهی توحیدی بفرمایید نظریه تصادف میگه آه اینا تصادفی درست شده همه این نظمی که شما توی این کیهان میبینید همه این تنظیم زریفی که میبینید همه اتفاقاتی که افتاده این همه زیبا شیفتنگیست بله ما قبول داریم خیلی قشنگه خیلی زیباست ولی تصادفی درست شده این طوری نیست که حتما لازم باشه که یک تراهی داشته باشه یک موجود حوشمندی باشه یک آگاهی مطلقه باشه که این طوری ساماندهی کرده باشه نه تصادفی خود به خود اینجور شده میگم چجوری تصادفی این شده؟ آخه اینو هیچ عقل نمیپذیره یعنی شما از دو را عقل ما این رو انکار میکنید یک را از رای حساب احتمالاته که وقتی احتمالات رو میذاریم کنار احتمال این که این تصادف شده باشه در برابر احتمال این که یک سازنده دانای توانای این رو پلید آورده باشه اون دانای توانا یک یکمه یعنی ست در ست اما این یک در بی نهایت یعنی از بی نهایت احتمال یک احتمال که اصلا عرضش علمی نداره ببینید شما احتمال معنا علم با احتمال هم داره کار میکنه ولی به یه جایی که میرسه یه حدی از احتمال دیگه عرضش علمی نداره دیگه میذاردش کنار وقتی مثلا یک در صورت باشه در مخرد شما یک داشته باشید ده تا سفر دیگه هیچ عرضش علمی نداره اینو میدازون حرفشم نمیزنن وقت شما این که من میگم یک ده تا سفر در کسر موجه را داشته باشید شما بخواید یه برگ و توضیح بدید احتمال تصادفی بودنش شاید بیش از این صفر باید جلوش بچه چه به نسمه پیشدیکی رجیب در جانست وقتی این عالم یعنی شما