بحث ما در باره حرکت به سوی خدا اون که قرآن روی اون خیلی پاپشاری داره اون که هدف همه پیام برها برای همین بود است انسان را در براه مستقیم بیندازند و کم کم به مطلوب به مقصود برسند بحث رسید به اونجا که چه کنیم بتوانیم درخت رزالت رو از دل بکنیم چند چیزی را هم نشون دادن بحث هفته گذشته در متزین شدن به فضائل یعنی درخت رزالت رو از دل کندن درخت فضیلت را به جای اون قرز کردن کاشدن موازبت کنه بارور شده از میوه اون هم خود هم دیگران استفاده کنه و این پمون شجره در قرآن هست و مثل و کلمت خبیزه که شجرت خبیزه اجتصت من فوق الارض و مالها من قرار اگه انسان بتونه درخت رزالت رو از دل بکند این شجره خبیسه رو از دل بکند و به جای اون درخت فضیلت بکارد موازبت کند بار بر شد میوه اون همیشه گیست و دیگران هم از این میوه استفاده خواهند کرد مثل در ارخهای در این دنیا میوه اون فصلی نیست مثل در ارخهای در بهشت است که میوه اون همیشه نیست ولی معلومه خیلی ریاضت دینی میخواهد خیلی رابطه با خدا و ولایت کامل میخواهد و بالاخره یک کسی کاری بکند خدا معلم اخلاق او بشه ولایت معلم اخلاق او بشه خود تلاش کوشش ریاضت های دینی تا این که بتوانه درخت رزالت رو از دل بکند درخت فضیلت به جای اون قرص کنند هفته گذشته می گفتم که یکی از علائمش اینه اگر کسی بتواند درخت رزالت رو از دل بکند درخت فضیلت به جای اون قرص کند بارور کند یکی از علائمش اینه اون چه برای خود میخواهد برای دیگران هم میخواهد و اون چه برای خود نمیپسنده برای دیگران هم نمیپسنده که اگه این حالت در کسی پیدا شد دیگر حق و ناس ندارد داره بلکه باید بگیم دیگه حق الله نداره دیگه نیرسد به سرحد عصمت و کنترول شده به تمام محلات و امی تاهرین علیه مسلم شخص خود پیغمبر صلی اللہ علیه و آله روی این جمله خیلی پاپشاری دارن که مؤمن واقعی اونه یوحب لغیره ما یوحب لنفسه و یک رحول غیره ما یک رحول نفسه اون چه برای خود میخواهد برای دیگران هم همون رو بخواهد و اون چه برای خود نمیپسندد برای دیگران نپسندد پیغمبر اکرام ایمه تاهرین همه همه فرمودن که این علامت مؤمنین این علامت یه شیعه البته مراتب داره ولی این مرتبه یه ضعیفش مرتبه یه اولش باید برای یک شیعه که تابع احلو بیت علیه مسلمه باشد و اگر نباشد این شیعه واقعی نیست در حقیقت برمی گرده به این که خودسازی نکرده برمی گرده به این که علاوه بر این که خودسازی نکرده درخت رزالت در دل او هست درخت فضیلت هم در دل او نیست شما مخصوصا جوانها باید الان بیاوید که آیا مؤمن واقعی هستید یا نه اگه راستی حالتی دارید ملکه باید باشد اون درخت رضالت که از دل کنده بشه درخت فضیلت به جای اون قرص بشه یعنی ملکه یعنی به طور ناخد آگاه یه حالتی برای شما هست که هرچه برای خود نمیپسندید برای دیگران هم نمی پسندی و اون که برای خود می خواهید برای دیگران می خواهید به قول پیغمبر اکرام امی تاهرین علیه مسلم شما یه شیعه واقعی هستی اما اگه این حالت در شما نیست همه شما پیغمبر حکرم ایمه تاهرین علیه مسلم فرمودن که شما شیعه واقعی نیستی برای این که اون شیعهی که خودخواه باشد اون شیعهی که نپسندد برا دیگران اون چه برای خود میپسنده اون شیعه ای که اون چه برای خود میخواهد برای دیگران نمیخواهد این سلب ایمان ازش شده گفتن این شیعه واقعی نیست البته تصدیق میکنید کار کار مشکلی است اما کار خیلی کار لازمی اگه این نباشه نمیتواند انسان رستگار بشه قرآن میفرماید نمیشه قد افلح من ذکاها و قد خواه من دستاها رستگاری فقط و فقط مال اونه که درخت فضیلت در دل او قرز شده باشد بدبخت و شقی و بیبهره از اون کسی که درخت رزالت در دل او باشد و ما باید از این سوره و شمس پند بگیریم ما باید چوخی نگیریم ما باید بدانیم که در شبان روز دو سه ساعت لاقل باید به فکر دل باشیم دل آلوده نباشه به قول قرآن شریف دل آلودگی به صفات رزیله نباشه و شوخی گرفتن این طبعات بسیار بدی دارد خدا نکنه یک کسی حسود باشد این حسادت این شبان روز ای را رنج می دهند به عبارت پیغمبر اکرم جهنمش از همین دنیا شروع می شود آدم حسود همیشه به آتش حسادت خود می سوزد اما به عکس اگر بیتونه این حسادت رفع بکنه درخت رضاولت حسد رو از دل بکنه به جای اون خیرخواهی رعفت و مهربانی بکاره در همین دنیا بهشت از شروع می شود یه نشاطی همیشه داره می بیند که دیگران خوشن توانسته از خدمتی به خلق خدا بکنن ببیند که فقر در اطرافش در جامعه نیست این بالاترین لذت رو همیشه میبره اگر اون رضایل رو حساب بکنیم یک جهنم در همین دنیا اگر فضایل رو حساب بکنیم یک بهش در همین دنیا بهشت انسان که شروع می شود در وقتی که بیتونی درخت فضیلت را در خود قرص بکنه در وقتی که بیتونی اون ملکه اون حالت را پیدا کنه که وقتی مردم خوشند این خوشنود باشند در وقتی که مردم ناراحتند این ناراحت باشند ناراحتی او همیشه همین باشند این بالاترین لذت برای یک انسان هست شمانه ها آلام و لذاتون قسم می شود به سقید یه قسمت آلام و لذات مربوطه به این جسم انسانه مثل این که گرسنه باشد رنج میبرد غذا بخورد سیر شود لذت میبرد این یک علم هست این یک لذت هست که به اون میگیم لذت مادی علم مادی مربوطه به این جسم این مشترک بین انسان و حیوان ها همه انسان ها همه حیوان ها همچنین هستن که اگر گرسته باشن رنج میبرن اگر غذا بخورن لذت میبرن این خیلی امتیاز برای انسان نیست برای اینکه آلام و لذاتی ایست که مربوطه به این جسم انسانه یه آلام و لذاتی مربوطه به تخیلها و به توهمهاست مثل اینکه احترام بش بیذارن لذت میبرن مثل این که بی احترامی به اون بکنن رنج میبرن ناراحت میشه برن پول داشته باشد لذت میبرن پول نداشته باشد رنج میبرن این هم مشترک بین انسان و حیبون ها خیلی از حیوان ها این مثال هایی که زدم در اونها هست حیوان هایی که دست جمعی زندگی می کنند اینها از نظر ریاست و از نظر مرعوسیت و زیر دست بودن و بارا دست بودن خیلی مهمتر از این انسان ها دارن پول دوستی بین انسان و مثل مرچه مثل دنبور اصل و امثال اینها فرابانه حتی موش یه علاقه خاصی به اشرفی داره حکایاتی در این باره بزرگان در باره اش گفتن و علاقل حالا توهم ها و تخیل ها را همینطور که آلام و لذات برای انسانه برای حیوان ها هم هست اینم امتیاز برای انسان نیست امتیاز انسان که گل سرثبت این آلمه همه موجودات برایش خلق شده باید برزد به اونجا که به جز خدا نداند مرهون آلام و لذات روحیش یک انسان وقتی که ببیند همه خوشند لذت میبرند وقتی که قمی از دیگران ببیند با قم میشه بند موسیقی محمدتون به خیلی باشه یکمه مهرما آغاز بازگشایی مدارس و دانشگاه هایی که تبریک ارز میکنیم به همه دانش آموزان و دانشویان معلمان و استادان عزیز کشور و انشاءالله که سال پر از موفقیتی رو پیش رو داشته باشن اما دو عنوان دیگه تا انتهایی این بخش از برموها تقدیم حضورتون میکنیم ابتدا فقه آل محمد و پس از اون هم تنفس صبح که تلاوت آیاتیست از کلام الله مجید به عنوان حسن ختم بخش سوم برموها دوت میکنم از علاقمندان به دروس حوزوی فقه آل محمد رو بشنوند سی دقیقه درست خارج فقه حضرت آیت الله صبحانی صبح شما به خیر موسیقی در موسیقی درسته فتح اولی محمد امیدوارم انجام دارید به شیاه المفید للعلم و الاتمان البته اتمان غلط اتمان و با اقرار زریاد او ورسته بعد موته و با کونه فی تصرف الواقف و انجامل المتصرفون فیهه و آملت الوقت بلا معارض و بالبگنت شرعیه حضرت امام اهلالله مقامه در این مسئله در باره ثبوت وقف بس می کند از چه طریقی ثابت می شود که این مزرعه مثلا وقفه چهار تا برای شن راه معیل نکند راه چهارم را به صورت مجمل مطلع کرده که در این حال که احتیاط به شرح دارد راه اول شیا است در استلاح عوام میگن شیا در استلاح علما هم گاهی میگن شیا گاهی میگن استفازه کلمه استفازه را به کار ببرن اما در کتاب های فقهیه میگن اصمان در واقع شیع واحد است و ستا نفس دارد تارتن جغال اشیا و اخرا جغال استفازه و سالزتن جغال اصمان ایشان هم در اینجا کرمه شیاره به کار برده اما علما که میگن سما که میگن استفازه در هر حال یکی از راه های سبوت وقت این است که وقت بودن این مزرعه شایع باشد در میان مردم اطبع تقیید دارد به شرطی که جا مفید علم باشد جا مفید اتمینان اما اگر مفید علم است نیست قرآن وراه افقادانی علم دیگه بالاتر از علم چی؟ و اما اتمینان حجته از نظر من اتمینان حجته چرا؟ لأنهو حجتون و قلائیه حجت و قلائیه حتی ما خبر واحد که میگیم حجته خبر آدل گفتم خبر آدل حجت نیست خبر موسوق و صدور حجته اگر میگن خبر آدل حجته چون آدل بودن سببه موسوق و صدوره آقایان که در قصد خبر واحد بودن ما به این نتیجه رسیدیم که از عدل ناستفاده می شود الخبر الموسوق و صدور حجت سواء انکان راوی عادلن و غیر عادل ادبت و عادل بودن از طرق وسوق به صدور اتمینانم حجت و غنائیه و شرح مقدس هم این حجت و غنائیه را یا امزای کرده و یا ناقب رد نکرده این اولی ارش کرم خدمتون که دومی را برسیم قبل زانی که دومی را برسیم اجازه بخورم اگر برخی از عبارات را بخانیم قادم محقق فشرای تسبت و بلایت القاوی به استفاظ و کذا گست به تو به استفاظ ان نسب این آقا بچه فلانیه الملکل مطلق و الموت و نکاه و دوخت از قدم شاگه از که صاحب المرک فوت کرده زن بعد چهار باها ده روز بیتونن ازنباز کنن سؤال من این است که میفهمد از المرکل مطلق مراده از مرک مطلق چیست؟ مار چندیه بله مار چندیه نه مرک مطلق میگه اتفاقا نه تنها شرایع قادرون آقایان که این عبارت را به کار میبرن مرک مطلق شاید از که این باغ مرک فدا نگه اما منبابل عرص ثابت نمیشه منبابل بی صابت نمی شود منبابل هبه صابت نمی شود اسبابش صابت نمی شود فقط مسبب صابت می شود برای این اگر اسباب برای خود آثاری داشته باشد اون صابت نمی شود فرق کنید بگن این مرک مال فلانیه ارکنم سببش هبه صابت نمی شود چرا؟ لان شیعان فاقدون لدسان دلیل لبی است دلیل لبی فقط مرک نصابت نکند اسبابش نصابت نمی کند مگر این که شیعان به اسبابم بخورند شاگه بشود که این مرک مال زیده از پدرش به عیرس رسیده اون که مسئله دیگر و الا اسبابش ثابت نمی شود حتی اگر اسبابش آثاری داشته باشد مترتب نمیشه مثلا بی اثرش چیه؟ اطباق جانو برخیار مالم گفتره با ثابت نمیشه حبت چیه؟ مادامی که در موهوب تصرف نکرده واقف میتونند واقف میتونند برگردند اینها ثابت نمیشه فقط ماهیت مرگ ثابت میشود دلیلشم ارز کردم لانر سما دلیلون رو بگیرون لسان نداره کهی که لسان ندارد آسان دیگر اک ثابت نمیشه و قالت البخته سر نافع اما سما پیست به تده نسب و المرک و وقف و روچه ببینم عبارتی دیگرم بخونم یا نه و قال العلام و جسمت و بستماع النسب و المرکل و مطلق و وقف و موجی و قالت ارشاد علم و شرطون پی جمیع ما و شدابه ادلاق این چهارتا اتمیدان کافیده اِلاً نسب و الملک و المطلق و الموت و النکاه و الوقت و الاخ و الولایه ولایه کدومه؟ مردی آمده از مساهادان است که تلگراف و تلفن و فاکس و همه چیز باشد افکرم از بغداد یه نفر را فرستادن به بم و درباشی بگذ من حاکم استم از طرف خلیفه اگر سمایی باشد شیایی باشد حجت براد از برایت حاکم بودنه فقط اکتفی گفی زالکه بالاستفازه ارز کردم دلیلش همینه یا مفید علم هست از علم حجتون اقلیه یا مفید اتمیدان هست اتمیدان به حجتون و قضاییه مقلوم محقق اعلان دو همقامه یه دلیل دیگر اقامه کرده دلیل دیگر اون کدومه میگرد اگر ما شیارا قبول نکنیم خیلی از اوقاف از بین میرود چون این وقت هزار ساله است اون کسی که وقت میکند هزار سال قبل مرده با رفته شاهدها هم مرده اند و رفتند حالا نه واقفی هست و نه شاهد اگر بناباشد مدت و خشکاش بگذاریم بگم در هر زمان دو نفر عادل میخواهم شهادت بر وقت بودن بدهن خیلی از اوقاف از بل میروند و لذا به سما اکتفا کردیم به شیا اکتفا کردیم به استفاده اکتفا کردیم ببینیم محقق و رو به ماجستدد و علا حجت شیعات به دو درم اولی را نگفتم عبارت را میخونم برسل و یونس خمسه و اشگاه یجب ادن ناسه اد یعخو زوفیها به ظاهر الهقم مراد از الهقم حقم برلمه الاخلام الهقم الهقم ناس الویلایار ارز کردم ساقه من وسائل نبود فرموندار ای را که می فرستادن از بغداد و از مدینه و جاهای دیگر نمی شد روی ارز کنم خدمتون که مسائل دو شاهد آده شیا کافیده الولایه اتناکو الاسفا از زمان