اگر تونیز ایمان بیاوری بر محل حکومت خیش باقی خواهی ماند تغاظان میکنم این چیز رو که میخوام عرض میکنم خدمتون با تمام اعتقادم من اعتقادم اینه اگر کسی یک صفت یک خصوصیت یا یک رفتار پیغمبر رو تو زندگی خودش جاری بکنه یه صفت یا یه رفتار پیغمبر رو تو زندگی خودش جاری بکنه همین یک کاری که کرده او رو وستش بکنه به پیغمبر دیگه رو حاش نمی کنه تو یه چیز شبیه پیغمبر بشه مثلا فرض کنید به امانم سال پیغمبر اکرام به همه سلام میکن اینو هممون شنیدیم کچیک و بزرگ به همه سلام اگر کسی به خاطر که شبیه پیغمبر بشه همین رفتار پیغمبر رو تو زندگی خودش جاری بکن البته کار سخت یه ها ممکنه آدم گفت باید که اینکه کاری نداری من به همه سلام میکنم نه خیلی ابتدا اگه تونستی این کار رو بکن خیلی هم خوبه ولی وقت دوتا سلام جوابشو بهت شل دادن یا بهت جواب ندادن آدم دیگه گاهی موقع دیگه رحم میکنه میگه بلهش کن دیگه سلام میکنه جواب با آدم نمیدن سلام آدم یه جوری ولی پیغمبر اکرام ابدا یک ذره براش تفاوت نداشت در روایات داره اگر به کسی سلام کردی جوابت رو ندادن ملائکه بهت جواب میدن اونی که با خدا معامله میکنه این شکلیه ها اونی که با خدا معامله میکنه میگه نداره این جواب نداره جواب بهتر به هم میدن من وظیفه ما انجام دادم سلام کرد یک خصوصیت پیغمبر رو تو زندگی شدید رحمت الخلاق فینا ملجأ الكلی ذو المعالی والکمالی ماند الاصری حائط اسم الحصان صاحب الفضلی دوستان این دقیق داریم از توازایی حرف می زنیم که نقط مقابل تکبر و خودخواهی و قروره در یه تمثیلی می خوندم اگه این جهان رو نردبون در نظر بگیریم و مقام و منصبای دنیایی رو پله های اون زمانی که قرور و خودخواهی در انسان رشد می کنه شخص مقرور تلاش بیشتری از خودش نشون می ده که به پله های بالاتری از این نردبون برسه قافل از این که اگه تحت شرایطی این نردبون برگشت اونایی که در پلای بالای این نردبون قرار گرفتن آسیب بیشتری میبینن با این اصاف از نظر عقلی هم توازو داشتن کم زررتره از نظر دینی هم پیغمبر اکرم صلی اللہ علیه و آلهی و سلم متوازع ترین مردم بودن و در رفتارشون با ضعیف و قوی و زن و مرد و بزرگ و کچیک این توازع رو به اثبات رسوندن حجت الاسلام مرتزا بحرامی خوشنودی تاریخ پجروح و محقق متون اسلامی و توصیف توازع پیامبر اکرم سلالله علیه والهی وسلم بسم الله الرحمن الرحیم در برنامه های گذشته نمونه های متعددی از سیره اجتماعی رسول خدا صلی اللہ علیه و علیه رو برشموردیم که حاکی از توازع و فروتنی مثال زدنی و بینزیر ایشون در عرصه اجتماع و در برخورد با دیگران در محیط خانه با کودکان با خدمتکارشون با همسرانشون با عموم مردم بود یکی از نکاتی که در همین زمینه مطرح شده این که رسول خدا صلی اللہ علیه و علیه از یک سو به کسانی که وارد مجلس می شدن تازه واردانی که وارد مجلس می شدن احترام می گذاشت و حتی در نقلی هست که فردی وارد مسجد شد در حالی که رسول خدا صلی اللہ علیه و علیه تنها نشسته بودند ولی همین که او وارد شد پیانبر قدری خودشون رو جا به جا کردن و گویا برای او جا باز می کردند اون فرد تحجب کرد و ارز کرد که یا رسول الله فلمکانه سعتون یعنی جا که هست نیازی نبود شما بخواید جا به جا باشید که برای من جا باز بکنید پیامبر فرمودند انحق المسلم عل المسلم ادار آه و یوری دل جلوس الی ان یتزه زهله حق مسلمان بر مسلمان این هست که وقتی دید او میخواد کنارش بنشینه به خاطر او خودش رو کنار بکشه و این رو از باب توازو و احترام به اون فرد رسول خدا انجام دادن یا نقلی هست که سلمان فارسی وارد شدن بر رسول خدا صلی اللہ علیه و علیه در حال که رسول خدا بر متکایی تکیه داده بودند پیانبر اون متکا رو به سلمان دادند و فرمودند ای سلمان هیچ مسلمانی نیست که بر برادر مسلمانش وارد شود و او به احترام وی متکایی به وی بدد مگر این که خداوند او را میامر زد یا نمونه هایی رو داریم که رسول خدا صلی اللہ علیه و علیه به دیگران توصیه می کردند که برخیزید جلوی کسی که وارد میشه مثلا در ماجرای قضوه بنی قرائزه هست که وقتی سعد ابن معاذ رو برای داوری آوردند در آوردگاه رسول خدا صلی اللہ علیه و علیه خطاب به انصار فرمود قومو الى سید کم برخیزید در نزد بزرگتون همیشه کسی بهتر از ما هست که بتوانیم از او یاد بگیریم برادری، خوهری، فامیلی، دوستی، همسایی، همکاری برای بهتر زیستن چی چیزی را از چی کسانی بیاموزیم اینکه لعلا خلق از این مثل خرشی مثل خرشی و خودشون هم البته توازن و خرج میدادند نه فقط به دیگران توصیه بکنند نقر هست که وقتی جناب جعفر نبی طالب جعفر تیار از سفر حوشه برگشتند و ملحق شدند به مسلمانان اون لحظه نخست ورودشون نزده مسلمانان پیامبر خدا صلی اللہ علیه و سلیم پیش پای جعفر برخواستند یا موارد دیگری هست که رسول خدا خودشون بلند شدن پیش پای فرد تازه بارد با این حال اجازه نمیدادن کسی جلویشون بلند شد و این خیلی شگفته که از یک طرف این احترام فوقلاده رو برای دیگران قائل بودند اما از اونجایی که توازو بسیاری در وجود رسول خدا سلالله حالی و علیه بود اجازه نمیدادن که دیگران جلوی پایشون بلند شد و میفرمودن لا یقاملی انما یقامل الله برای من از جا برنخیزید بلکه فقط برای خداوند تبارک و تعالی باید برخواست این نکتهی که میشه در توضیح این مطلب عرض کرد همینه که رسول خدا صلی اللہ علیه و علیه اون عوج توازو و فروتنشون بود که اینگونه توقع داشتن در این حال که خودشون این احترام رو برای دیگران میگذاشتن و جلوی پای بعضی تازه واردها برمیخواستن البته این توصیه ها منافعاتی هم با این نداره که به ما گفته باشن که جلوی پای دیگران مخصوصا اگر فرد بزرگیست اهل علمیست به احترام و برخیزید کم این که تو موارد دیگر هم هست که مثلا توصیه کردن به این که در سلام پیشی بگیرید خب نمیشه که دو نفر پیشی بگیرن بحرال یک نفر موفق میشه یا مثلا در برخی از معاملات مثلا گفتن که خوب هست که اون کاسه به مشتری که اهل علم هست تخفیف بده از اون طرف گفتن که بهتره که اون آلم نپذیره این تخفیف رو یا در قرض دادن گفتن خوبه که اون کسی که قرض میگیره چیزی به انگام پست دادن اضافه بکنه بر اون مبلغ اما از اون طرف به او هم گفتن نپذیره در باب توازام همین طور ممکنه بگیم هست که از یک طرف ما نباید توقع داشته باشیم که دیگران برخیزند جلوی ما و این توازا رو داشته باشیم که دیگران رو به زحمت نندازیم اما از اون طرف خب این توصیه هم شده که در جلوی پای دیگران برخیزید و احترام دیگران رو رایت کنید امروز از پیانبر اکرم سلالله علیه و علیه وسلم توازع و فروتنی و متکبر و مقرور و خودشیفت نبودن رو یاد گرفتیم درود بر همه گیر شما مردم متوازه که در طور زندگی خسلتهای نبوی و اخلاق محمدی رو تمرین می کنیم تا فرصتی دوباره و گفتگو در باره صفات و خصوصیات رسول خدا سلالله علیه و علیه وسلم خدا حافظ رادیو معارف دریجه این به جهان روشنایی و معرفت ای که شدی طالب اسرار هست بشنا و بشناس اشارات را جرعی از جام معارف بنوش گوش کنا یا تروایات را گوهری از گنج سادت ستان تازه کنان در سوه بارات را گوهری از گنج سادت ستان تازه کنان در سای بارات را گنج سعادت امشالله با همدیگه بشینیم پای صفر معارفه احلیبیت علیه مصطلح و حجت الاسلام و مسلمین استاد محمد حادی فلا با استعانت از آیات قرآن کریم و روایات احلیبیت علیه مصطلح در اختیار منوکاتی رو قرار بدن که بتونیم از اونها استفاده بکنیم در پاک سازی وجود خودمون از رزائل و ساختن یک زندگی سراسر سرشار از فضائل اخلاقی زندگی که انشالله با ساختن اون و رسیدن به اون بتونیم نام منتظر واقعی رو برای خودمون ایجاد بکنیم به منوان یک منتظر حقیقی امام زبان ادجال الله تعالی فرج و شریف و یک انسان به واقعی اهل بیتره مستلام در مرتبه شیعه شدن حرکت بکنیم انشالله از ورنمه گذشته استاد فالله برنامه در خصوص رزیلهی صحبت میکنن که از کارهای بسیار زشتی هست که قرآن کریم خیلی اون رو نه کرده کار زشتی است که سور مبارک نور آیه 21 سور مبارک بغره آیات 268 و 169 سور مبارک اسرا آیه 64 سور مبارک انعام آیه 151 بهش اشاره کرده و خیلی به ما حشتار داده از این طبعیت شیطان از این کفر از این نفاق از این کار مشرکانه از این شیطنت و اطاعت امر شیطان و به نوعی عبودیت شیطان از این کار جاهلانه از این سبکسری و بیتشخیصی از این فرجام مشارکت با شیطان از این کار بسیار بد به نام فحاشی و فوش به دور باشیم حاجه فلدا سلام و عرض میکنم پدرت شما بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما به همه ازیزان شنونده سلام و عرض میکنم در خدمت تو هستم فسق فوش رو داشتید برای ما بگیرم که این کار فاسقانه و جاهلانه و منافقانه ظاهران ادامه داره حقیقت ده هم باید دفعه خیلی جالبه که من توی بعضی از روایات دیدم که فرمودن یه پارس به حساب میاد تن از ظل انسان در انسانیت و ظهور در مرتبه ایوانیت و اونم سک و عملا فوش یک پارس و اون صدای سک به حساب میاد آقا رسول الله صلوات الله و سلامه علیه روایت شده ازشون که راوی اومده گفته که یا رسول الله صلوات الله و علیه و محضر آقا رسول الله میگه رسیدم و عرض کردم یا رسول الله صلوات خدا بر شما رجل من قومی یا صبونی و هو و دونی یه نفر از قوم قبیله ما به من بد و بیران میگه و هم مقامش از من پایین تره و هم شاید کم سن و سال تر از من باشه که به من بد و بیران میگه فهل علیه باسون انتصرمن های اشکالی داره که من به تلافی بهش فوش بدم آرسول الله صلوات الله و سلامو علیه فرمودن المتصابان شیطانان دو نفری که به هم دارن فوش میدن شیطان هر دو شیطانن یتا آویان و یتا آتران به هم دارن پارس می کنن و به جان هم افتادن هند می فهمد حالا حساب بفهمد دیگه هر جا باشه هر وقت باشه در هر شرایطی باشه هند می فهمد اگر بخواییم بهش صورت پرزخی بدیم و تجسد بدیم و تجسد بدیم پارس در می آمد پارس در هر مجلسی باشه به فرمایید هر مجلسی پارس به حساب میان یه وقت محضر یکی از بزرگان رسیدم دیدم بند خدای کنارشون نشسته و دارن صحبت میکنن و از جمله این که اون بند خدا میگفت که خیلی دارم عذیت میشم از بس که به من بد و بیراه میگن پراشفته بود و حتی گلایه داشت که چرا خدا جواب اینا رو نمیده ای کاش که به اینا یه چیزی میگفتم منم به اینا مثلا فخش می دادم دیدم اون مرد خدا و اون حالم بزرگبار رو کرد بهشون گفت که شما که دشتید می اومدید خونه ما از کنار باقه انار غمرد شده بودید گفت آره گفت که این ساعت صبح هم که دشتید می اومدید حتما خیلی سک اونجا بود گفت آره گفت بروی تو پارس کردن گفت بودره همینطور گفت تو چی کار کردی؟ گفت من ایش کاری نمی تونستم بکنم گفتی سک ها پارس کردن تو چی کار کردی؟ گفتی توقف کردم نشستم سک ها ترسیدن و مثلا فرار کردن گفتی پس با اونا دهن به دهن نشدی؟ اینده می فرمدی؟ بله وقتی این روایت رو دیدم یاد اون داستان افتادم در واقع فرمودن که کسی که به تو فوش داد عملا به روی تو پارس کرد که اگر تو هم بهش جواب می دادی تو هم مثلا از مرتبه انسانیت تنظل پیدا می کردی مرتبه حیوانیت و سک بروز میکردی و اون فوشی که میدادی واقع واقع جدیدی بود بروی اون فهاش بله چقدر احلبیت نگرانن که دون داستان سلوک و تربیت مبادا شیعهی تن از ظلم پیدا کنه و صورت انسانی و شیعی با اون نورانیتش بیاد توی ظلم و ظلمات و اینجور تاریخ بروز کنه و به صورت یک سک مثلا پس در هر مجلسی هر مجلسی هر مجلسی اتفاق بیفته پارس به اصابه حقیقت یازده هم یه خدازاریه در واقع هر فوشی حقیقتن فوش به خودشه آقا رسول الله صلوات الله و سلام و علیه فرمودن من اکبر الكبائر ان یه صبح رجل والدهیه فرمودن از جمعه بزرگترین و گناه ها اینه که کسی به پدر و مادر خودش فوش بده ادهی که اونجا بودن و کنار آقا رسول الله قیله و کیفه یه صبح با والده یه عقلش کمه کمه دیگه جلوتر گفتیم سبکسره دیگه و خیلی هم امیر المؤمنین سلام الله علیه فرمودن خیلی هم سبکسر عقلش کمه سبکسره که به پدر مادرش خوش بده چجور میشه که به پدر مادرش خوش بده حضرت فرمودن یه صبح با رجل و یه صبح با عباه و قوم وقتی به پدر و مادر دیگری فوش داد عملا فوش تحویل گرفت خودش این کار رو کرد و در واقع او به پدر و مادر خودش فوش داد نه به پدر مادر طرف مقابل نتیجه یه کار خودشه پجواک صدای خود یه خدازاری خودزنیه دقیقا بفرمایید میگم که شاید برنامه غرب بود اشاره کردم که از جمعه چیزهایی که درش بروز میکنی یه بیغیرتیه براش مهم نیست و من حتی جنوبت وکی من اینا که عملا به پدر مادر خودش الان تون تحلیل در اومده که فوش به پدر مادر خودش بوده من دیدم و شنیدم بعضی ها که رسمن به پدر مادرشون فوش میده و حساب به فرمیه وقتی بشود ما در باره حرمت پدر مادر صحبت کنیم از جمعه این که آقای مام سجاد سلام الله علیه داشتن راه میرفتن یکی از شیعان یا صحابه کسی همراهشون بود پسر این آقام کنارشون بود و همراه امام که می اومد دستشو گذاشته بود رو دوش پدرش نقل که تا مدتهای دور امام سجاد با این پسره حرف نمی زند گفت حرمت پدرت رو نگه نداشتی پیش من خیلی مهم ما ببینید چقدر لطافت و ذرافت داره فرزندی در کنار امام معصوم وقتی پدرشت با امام همراهی می کرد و راه می رفت دست رو گذاشت مثل یک رفیق شفیق صدیق حالا هر جور حضرت فرمود این خلاف عدبه پیش دیگران پدرت رو بالا نمیاره که پدرت رو پایین میبرد حالا بماند بدزبانی فهاشی به مادر به پدر دیدم و شنیدم که بگذارین ولی با این حال به نظرم بعضی از پدر و مادرها فوش می ریزن که بچه ها جمع می کنند و بعضی از بچه ها فوش می ریزند و پدر و مادر ها میان فرافکنی و لاپوشونی می کنند برایشون مسئلهی نیست حقیقت دوازده هم فرمودن یه اسلحه به حساب می آن یه وسیله مبارزه خب این وسیله مبارزه دست کی هست؟ دست آقله ایند می فرمانید دست یک آدم دست جاهل باشه دیگه بله وقتی کار جاهلانه است طبیعتا دست جاهل دی دست یک آدم جاهلی که مقابل جپه ی عقل اصلاده و اهل لعامت آدم پستیه و داره طرف جپه ی فضیلت و عقل بد و بیرامیگه آقای منباغر سلام الله علیه فرمودن سلاح و لعام اسلاح و حرب آدم های پست و فرومای غبی هل کلا حرف های زش زدنه بد حرف زدن و حرف های بد زدنه به فرماید نداشتن افت کلا و حقیقت سیزده هم این آدم میعق سبک سر که رفته جنگ و با اسلاحه بدزبانی رفته فکر نکنه که باز تیری در تیردان خودش داره که این آخرین تیریه که میتونه رها کنه و بدونه که به خودش میزن به طرف مقابل نمیزن و عملن جنگ هر ثبت که مغلوبه باید اعلام بشه آقا رسول الله صلاة و طول و سلام و علیه فرمودن ناسزاگوی به مومن مثل اینه که یک آدمی در آستانه جان کندن به دیگری بد بگه چیزی دیگه نداره دقیقا تو بپرمایید ازن ورود و حلاکت فحاشیه وسیله وسیته مقدمه ورود به نابودی و حلاکت فحاشی و بدزبانی حقیقت چارده هم تجسسم احمار فرمودن ذاتن غبیه و بدترین صورت خلقی رو داره فوش و فهاشی به فرمایید خلقیه که بدترین صورت خلقی رو داره آقا رسول الله صلوات الله و سلامه علیه فرمودن لوکانل فوش و خلقن اگر فوش به فرمایید کارا و حرفای زش که از حد گذشتن یه صورت خلقی پیدا می کردن لکان شر خلق الله بدون تردید شر ترین و بدترین مخلوقات خدا ظهور می کردن و بروز پیدا می کرد و آقا رسول الله صلوات الله و سلامه علیه در روایت دیگه فرمودن ان الفوش لکان مثالا اگر فوش تمثل و تجسسم پیدا بکنه لکان مثال سوه بدون تردید خیلی بد ترکیبه لذشته خب قبلن صحبتشی کردیم دیگه اتحاد آقل و محل اتحاد آمل و همه این بدترکیبی کجا میشینه روی صحابش دیگه خودش میشه امروز اگر ما ظاهری داریم و باطنی و ظاهر ما معلومه و باطن ما معلوم نیست و فردا پس از مرک باطن ما ظاهر ما به حساب میاد کسی گلایه نکنه آدم فهاش و بدزبان گلایه نکنه که چرا بدترکیبه بدترکیب که خود کرده را تدبیر نیست میشه یه استفاده هم بکنیم او جا شما ابتدای مردمی که از حقایی رو که گفتید گفتید یعنی پارس سگه این تجسسمه نمیشه یه شکل سگه خیلی بردرکیب بکنید حساب بفرمایید ما قبلن هم گفتیم که گاهی اوقات ملکات و قراعز درشون یه نکاهی اتفاق میفته یه شکلی در برزخت در میاد که اصلا بیسابقه هست در دنیا یعنی مسبوغ به چنین شکلی ما در دنیا نداشتیم و ترکیبی رو او خودش در این نشعه کهی می ساخت همون موقعی که داشت فرش می داد که مواد سور برزخی ما همین الان نقدن همون کارایی که می کنیم همون حرفایی که می زنیم همون کارایی که انجام بیدیم که در هر صورت عمل به حساب میاد و کلون یه عمل و حالا شاکله و هر ثبت که همشکل تر می آییم ما همشکل کارمون هستیم و کارمون همشکل ما از ما جدا نیست و غرین ماست و با ماست و در ماست و با ما متحد و آخرین حقیقت فوش و فهاشی آتش آقای مامساده سلام الله علیه فرمودن البذاع من الجفا والجفا اوفنار بدزبانی از بیادبیه از جفاکاریه و جفاکاری و بیعدبی منطقی به آتشه خوب اما فوش از منظر قرآن و روایات منطق قبل از برود در عنوان فوش از منظر قرآن و روایات یه مقدمه یعرض می کنم که عرصا بدیه تعصف و فقیره و اون این که متاسفانه با سوگ و عصف فوش و فحاشی این روزها در همه ی روابط چارگانه خودش رو جا کرده و نشون می ده خب قناعت می فرمید که ما چه رابطه ای اصلی که داریم کدوم هستن؟ انسان با خود، انسان با محیط پیرامون، انسان با خدا، انسان با اطرافی هم نوع پس ارتباط با خدا، ارتباط با هم نوع، ارتباط با خودش و ارتباط با جهان اصلی و عجیبه، ارز کردم با سوگ و اصلا متاسفانه همه این روابط رو با فوش خراب کرده و همیه هلان داره این کارها رو میکنه درسته که الان اگر تشریح کنم و باسترش کنم معلوم میشه چه بلایی سر زندگی خودش و همه مردم تو اون روابط جمعی اوورده چون فوش یک رزیلت جمعی و اجتماعی به حساب میاد خب برس کردن در همه روابط چارگانه از جمعه فوش به خدا، توهین به خدا، به کتاب مقدس کتاب های آسمانی، عرضش های توهیدی و ایمانی فوش به هم نوع به شخصیت های الهی پیانبران حوزیه به اشخاص افراد زن مرد فامیل قریبه آشناد دوست عزیزان خانه و خانواده حتی پدر و مادر و به جهان هستی به آب و هوا بد میگه وقتی آوه اتاوکی باران میزنه اصلا توی ذهن ما و باور ما باران چیه؟ رحمت خدای متعال و اتفاقا وقتی باران میزنه غالب ما آدم ها میگیم هوا خرابه در صورتی که هوا تازه خوب شد موقع استجابت دار خدرش رو کیا میدونن اونایی که محتاج این آب و هوا هستن و منتظرش بودن و منتظر رحمت خدای متعال بودن یرسل و ریاه باشرن بین یده پیشتر باد رو به عنوان بشیر و بشارت دهنده میفرسته در واقع باد یک پیانبریه در طبیعت خبر اوورده که قرار رحمت بیاد وقتی هم اومد یه عده میگن که هوا خرابه نسبت میدن این را به فرمایید دانسته یا ندانسته به عمد یا و به از اینجا که فحاشی همین که بحث ماست به آب و هوا بعد میگن به جهان استی آب و هوا زمین آسمان سنگ گل گل گیا هیوان رحم نمی کنه چرا خودش و اوقاتش تلخالت یه عوامل میگیم که به چه دلیل آدم ها سراغ فوش و فهاشی میرن و رابطه با خودش رابطه با خودش خودش با خودش به خودش لعنت می کنه معنی فلانترانش و به پدر و ماترش به عزیزانش به بچه هاش بخوند که اینه او یعنی پاره وجودی او به حساب میان یا خودش پاره وجودی اونا به حساب میان و البته هر فوشی هر جا بده در هر شرایطی و مکانی باز به خودش برمی گرده که ثابت میکنیم روایتش هم انشاءالله میخونیم در بی تشخیصی آدم فهاش و سبک سریش همین بست که همه چار ارتباط خودش رو به هم میزنه و او حتی به خودشم فوش میده برای هم نمی کنه حقیقتن در این داستان و رزیلت نستجی رو بلا خدا به ما پناه بده و انشالله مبرره در دامن و حاله نورانی فضایل از این رزیلت بدور باشیم انشالله خیلی متشکرم صدق و صفا خلوص و یقین اشخ و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا موسیقی درسته موسیقی در موسیقی دیگر