توجه تاشتن، روشتکیه کردن، احتمال ورزیدن، خب اینا مورد استفاده قرار بگیرند. بیستومین نشست تخصصی استادان، قاریان و حافظان ممتاز قرآن کریم با موضوع الزامات ابداع در تلاوت قاریان ایرانی. امروز ما در کشورمون و همدلله قرارمون خودشون ابداع لعن می کنند. انسانی رو در بعضی از قرار مشاهده می کنند. پجموهشگران و کارشناسان قرآنی می تمانند مقالات، ترها و ایده های خود را پیرامون موضوع نشست حد اکثر تا نیمه مهرماه ارسال کنند. علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی www.quran-shura.ir مراجع نمایند. شورای آلی قرآن سرگشتگان کمویت پروای سر ندامند سرگشتگان کمویت پروای سر ندامند آشفتگان مویت از خود خبر ندامند آشفتگان مویت از خود خبر ندامند پار سایان بر درگه تو بحریست از آب چشم اویده خلق جهان نزار رو در ره گذر ندامند حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلم و محمد و آله طاهرین سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پارسایان خدا به هممون توفیق بده جزء دوستان واقعیمه و دوستان واقعیمه و جزء کسانی باشیم که زندگی همون رو به رنگ هزارات معصومین علیهم صلوات الله سامان میدیم یکی از دستوراتی که به ما دادن اینه که مراقب خرش کردن در زندگیمون باشیم نه خوشک بگیری و خسیس باشیم و نه اونجور یله و رها خرش بکنیم مولامون امام باقر علیه السلام فرمودند الکمال کلالکمال اتفقه و تقدیر همه کمال خیلی روایت روایت عجیبیه در شناخت امیق دین و سبر کردن در اتفاقات ناگواری که برای انسان میفته و انداز نگاه داشتن در زندگیه نه زیاده از حد و نه کم نه خصاصت آدم به خرش بده و نه اونجور باید آدم حساب زندگی خودش رو داشته باشه حساب و کتاب زندگی خودش رو داشته باشه و این باعث رشد انسان میشه خدا به هممون توفیق بده اهل عمل به دستورات هزارات معصومین علیه السلام انشاءالله از اینکه برای خانه مرحوم امام رحمت الله علی استفاده میشد مرحوم امام برنامه شون این بود که برای خرج های شخصی خودشون هر اتفاقی که میفتاد ما باید لیست خرج ها رو خدمت ایشون میدادیم آخر روز باید میگفتیم چی خریدیم چقدر شده چی خریدیم چقدر شده اون روز که من رفتم پنیر بخرم اون مغازهی که قاله پنیر رو به هشتاد فلسفه داد و اونجا دیدم که بله پنیر رو اون سد فلسفه میده خب خریدیم و آوردیم و جلوی پنیر نوشتیم سد فلسفه بعد که مرحوم امام این کاغذ نوشته خریدهای ما رو دیدن من رو صدا زدند و گفتن چرا سد فلسفه خریدی گفتم آقا جان اون آقای عباس آقای مغازدار که پنیر هشتاد فلسفه داشت بسته بود یا نداشت یا هرچی من مجبور شدم برم مرحوم امام فرمودن مگر مغازه دیگری نبود میرفتی میگشتی شاید یه مغازه پیدا میکردی که ارزونتر بخرید برای چی گرون خریدی مراقبت میکردن امور شخصیشون یه وقت اصراف نشه برخی از نزدیکان مرحوم امام که در دفتر ایشون هستن میگن با این که زندگی مرحوم امام در دورانه بعد از انقلاب توسط نزوراتی که مردم برای ایشون میکردن و هدایایی که برای ایشون میفرستادن تأمین میشد و از این نظر زندگی مرحوم امام مشکلی نداشت ولی ایشون مراقبت میکردن زندگیشون مثل قبل بود میگفتن باید هر خرجی که میکنید بنویسید یک کیلو ادس نیم کیلو پنیر همه اینها رو باید برای من بنویسید و یاد داشت بکنید و من مدیریت بکنم یه روزی آسد مرتزا که خدمتکار مرحوم امام رحمت الله علیه هست و مسئول خرید بوده میگه من رفتم یک کیلو سبزی خوردن گرفتم داشتم میرفتم تحویل خانه مرحوم امام بدن مرحوم امام تو حیات داشتن قدم میزدن چشمشون افتاد به این مقدار سبزی که دست منه گفتن که چقدر سبزی خریدی آسد مرتزا گفتم آقا یک کیلو سبزی خریدم گفتن یک کیلو برای ما زیاده ما جمعیتی نداریم اسراف میشه از این به بعد نیم کیلو برای ما سبزی بخرد همین الان هم این سبزی رو نصف کن نصفش رو بده به پاستارهای که تو دفتر هستن اونها بخورن نصفش رو برای ما استفاده بکن اینجور مراقبت میکردن که یه وقتی در زندگیشون اسراف اتفاق نیفته و البته نکه سخت بگیرن به خودشون نه قضای خوب میخوردن قضاشون مراقبت میکردن که قضایی باشه که مواد قضایی مورد احتیاج بدن رو تحمیم بکنه اما اسراف در زندگیشون نبود یه آقای میگه من رفته بودم خدمت مرحوم امام رحمت الله علیه در نجف دیدم این آبگوشتی که خونه مرحوم امام درست میکنند و به ما میدن چربی نداره فقط گوشت رو میندزن توی آب خب آدم دلش میخواد آبگوشتی مقداری دنبه داشته باشه لذیذ باشه خوشمزه باشه رفتم به امام رحمت الله علیه گفتم که آجان این گوشتی که میگیرن آقایون چربی نمیگیرن خب این کارکنان کسانی که تو دفتر هستن خانواده شما همه از همین غذا میخورن اگه یه مقداری کمی چربی هم توی این آبگوشت بیندازن خیلی خوشمزه تر میشه مرحوم امام رحمت الله علیه فرمودن که منزل ما غذاش همینه اگر شما نراحتی میتونی بری جای دیگه یه غذا بخوری ولی نیازی نیست بیش از این ما نیاز نداریم خرج بکنیم و حزینه بکنیم برای این مورد یکی از مسئولین دفتر مرحوم امام رحمت الله علیه نقل میکنه که روزانه دو تا نون برای خانه مرحوم امام خریداری میشد و تحویل داده میشد و بعد توی همون لیست روزانهی که خرجهای روزانهی که مرتبطه با خانه شون بود میلوشتیم یه روزی مهمان داشتن یا به هر جهتی گفته شده بود از طرف خانه و درشون که سه تا نون بخرن شب وقتی لیست خریدها رو پیش مرحوم امام رحمت الله علیه بردیم ایشون بلا فاصله صدا زدن گفتن آقا هر روز دو تا نون بود امروز چرا سه تا نون شد دستور دادن به ما که تقدیر معیشت بکنیم حواسمون باشه چی خرج میکنیم چی خرج نمیکنیم و این باعث رشد ما میشه خدا به هممون توفیق بده اهل عمل باشیم انشاءالله موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی اینجا سرزمین زیتون و سفر هست خودکی خواب نان میبیند در آغوش مادری که لالایی های موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم همطور که فرمو دید مسئله بدعت ها در اصر خلافه خیلی نهادینه شده بود و کار دوشوار شده بود بر امیر المؤمنین سلام الله علی مبارزی حضرت با بزرگ احیاء و ابداع بدعت ها از همه زمان خلافه آغاز شده بود نمونه هایش رو در برنامه قبل عرض کردم و در آغاز خلافتشون هم رسمن اعلام کردن که من قصد دارم شما رو بر همون منحج و سندت پیامر سلواله سوق بدهم اما چنانکه عرض خواهیم کرد متاسفانه انقدر بدعت ها ریشیدار شده و در جامعه که حتی امیرال مؤمنین در بسیار از این بدعت ها موفق نشدن جامعه رو برگردانن به اون حالت زمان پیامر سلواله که حالا عرض خواهیم کرد چرایشم اشاره میکنم یک دیگر از بدعت هایی که در زمان عثمان آغاز شده بود و آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد مسئله وضوح هست ما حالا خیلی بارده این قسمت از بحث نمیشن اما وضوحی که برنامه برداران اهل سنت الان میگیرند و نحبه وضوح در اونها طبق روایاتی که در خودمتون اهل سنت آمده از زمان عثمان ابدا شد و اعتراض صحابه هم فائده نداشت یعنی عثمان اصرار کرد بر این مسئله قلامش رو فرستاد برنامه ابلاغ بکنه که این چین وضوح گرفته بشه و کسان مثل ابن عباس دیگران اعتراض بهش کردن آیه وضوح رو قرارت کردن اما اصرار اون موجب شد که این بدعت به جای سنت جای گذین بشه و در این بار قبلن یادمه که صحبت کردیم اون در زمانی که خطب بدعت ها رو توضیح میدادیم اونجا توضیح کافی داده شد و بدعت دیگری که باز به دوره عثمان مربوط هست از کنم که ترک تکبیر های مستحب در وسط نماز هست ترک و تکبیر المسنون فسالوات تکبیر های مستحب در نماز رواهد از ابو هرئره تبرانی کنه از ابو هرئره که اینه اول من ترکت تکبیر معاویه میگه معاویه اولین کسیست که تکبیر های مستحب در نماز رو ترک کرد تو رواهد ابو عبید هست که اینه اول من ترکت و زیاد زیاد ابن عبیه بود اولین کسی که ترک کرد و ابن عبی شیبه کنه از سیده بن مسیب که اون گفت اول من نقصت تکبیر معابیه ابن حجر در فتح الباره جنده دو صفحه دیویس و پونزده جمع میکنه بین اینها میگه هالا لا ینافل لذی قبله منافعت ندارن چرا؟ لان زیادن ترکه هاو به ترک معابیه زیاد یک کارگزاری از معابیه بود اگر زیاد ترکه هاو به خاطر ترک معابیه هست و کان معابیه ترکه هاو به ترک عثمان اگر معابیه هم ترک کرد این تکبیرات مستحب در نماز رو به خاطر این بگوید عثمان ترک کرد بس به ترتیب رتبه از عثمان شروع میشه بعد معابیه و بعد زیاد بغد هم الالالک جماعتن من اهل العلم یا جماعتن من اهل العلم الال اخفاء این موجب شد که بعضی از اهل علم یا از اهل سنت اینها به سمت اخفاء تکبیر پیش برند یعنی تکبیر رو بگن اما آهسته این که آهسته گفتن تکبیرات مستحب در نماز ریشش برمیگرد به همین ترک زمان عثمان و معابیه و اینها دیگه ترک نمی کن اما تکبیر رو آهسته میگن و باز هرش که در ارتباط با معابیه مرحوم علامه امنی در القدیر جده 10 صفحه 21 از کتاب الوسائل الى مسامرت الابائل صفحه 15 نقل میکنن اول من نقشت تکبیر معابیه بس باز میگه معابیه اولین کسی بود که این کار رو کرد که ارش کردی معابیه به طبع عثمان بوده کان الا قال سمعالله لمن حمده معابیه وقتی که سمعالله لمن حمده میگفت انحطه الاسجود فلم یکبه میرد به سمت سجده دیگه تکبیر نمیگفت بعد سمعالله لمن حمده موقع رفتن به سمت سجده و بعد از تحابی نقل میکنند که انه بن امیه کانویت رکون تکبیر فلخفض دون رفت بن امیه موقع رفتن به سمت پایین به سمت سجده تکبیر نمیگفتن اما موقع برخواستن تکبیر میگفتن و ما حالهی به اول سنت این ترکوها این اول سنت اینه بود که ترکش کردن این اجمالا روش هزارات در اعتبارات با تکبیر مستحبی در نماز حالا آیا مطلقا ترک کردن یا این که هنگام رفتن به سمت سجده ترک کردن هنگام بلند شدن مثلا میگفتن و بلازوری در انصاب اشراف جنده دو سفید صد و هشترد از مترف ابن عبدالله نرم کنه که اون میگه سلیتو انا و امران ابن حسین من و امران ابن حسین خلف علی ابن عبی طالب پشتر امیر المؤمنین نماز خوندیم فکان ایلا سجده کبره حضرت به سجده میرفت تکبیر میگفت و ایلا رفع رأسه و کبره از سجده بلند میشه و تکبیر میگفت و ایلا نه هضمه نرک اتای محاس از سجده هنگام با اغر خواستن کبره تکبیر میگفت و فلم من سرف نا اخذ بعدی که نمازو خوندیم و بلند شدیم اخذ امران به یدی امران ابن حسین دست منو گرفت فقال لقد سلا سلاوت محمد علی نماز پیانبر رو خاند و لقد ذکرنی سلاوت محمد منو به یاد نمازو پیانبر انداخت عجیبه یعنی صحابه پیداست که یک دوره از فراموشی سنت پیانبر برشون گذشته کسی مثل امیرال مؤمن احیام میکنه سنت تازی یادشون نفته که چه خبر بوده تازی بود تذکرنشن که زمان پیانبر قصده چگونه بوده در اتار خلق کبیر بخاری جلد چار ساپی سی و سی شبیه این جمله رو از ابی موسا اشعری نرم کنه عن ابی موسا که ذکرنا ابن ابی طالب سلاوت نبی صلی اللہ علیه و سلیمانه علی ابن ابی طالب ما رو به یاد نماز پیانبر انداخت فکبره فی کل خفضن و رکوع علی تکبیر که پیدا بود این چگونه برحال با من ایک بدعتی جا افتاده بود که صحابه یادشون میفته که زمان پیانبر چگونه بوده امیرال مؤمن در کل خفضن و رکوع در هر رکوع رفتنی و هر سمت سجد رفتنی حضرت تکبیر رو میگفت در انصاب الاشراف باز جده دو سفید 179 از امار نمی کند که لو ان علی لم یعمل عملن اگر علی هیچ کار نکرده بود و لم یشنه شیئن هیچ کاری و انجام نداده بود الا انه احید تکبیرتین عند سجود جز این که علی احیا کرد دو تکبیر رو هنگام رفتن به سجده لکان قد اصاب به ذار که فضلا عظیما بخاطر همین احیا این یک سنه به فضل عظیم علی دست پیدا کرده این عجیبه و از همین جا باید رفت به اون فضا و این که جامعه اسلام دوشاره چه پوستین وارونه شده بود و پوشنده شده بود چه پوستینی و از شناد که از سنت های بزرگ تا کچک بزرگ مثلا وحث حج حج تمتو نکاه متعه در ازن حیالا خیر الامر و در نماز این چنین دوشاره این واجگونی ها و انهرافت شده جان رسود برای این حضف تکبیر دلیلی ذکر نشده؟ نه خیلی عجیبه که آهی مثلا فرمده اون قبلی ها بلاخره یه دلیلی یه توجیحی بیان شده بود من ذهنم میاد مثلا داجبه اقامه هم ادعتی اقامه مسنا مسنا دو تا دو تا چون این الهه الهه آخری اما تو نقل هاست که در زمان معاویه و عمره بعدش اومدن اقامه رو فرادا کردن یک بار میگفتن هر جز اقامه یکی غیر از الله اکبر فکر میکنم درسته؟ الله اکبر دوتا و بقیه عجزه هر کدوم یکی یکی بله چرا؟ به نظر میدونید که برای تخفیف برای که سختشون بوده برای که سریتر نماز خونده بشه داد و شاید تکفیرم از این باب بوده یعنی برای که تخفیف بدن در نمازو تسهیل کنند و کتاج کنند و بردم ازیت نشند فراری از نماز هستن چنگ کاری میکنند اگر طالب لذت نماز باشه که طبیعتا از ذکر در نماز گریزان نیست و یک وجه اینطور به ذهن نیست که ممکنه از این باب بله و دین رو اقامه کرد هنگام که به انحراق گراییده بود یک مورد دیگر از اقرارهای افراد معاصر امیر المؤمن سلام علیه به این که اون حضرت رفت به سمت احیای سنت ها و اقامه دین بر اساس اون اصول راستین اولیه نقلیست که در کتاب شرف کافی جدرده یک صفحه 155 آمده انسحل ابن زیاد و اسحاق ابن محمد و غیره هم رفعوه از این دو نقل شده که قال کان امیر المؤمنین علیه سلام جالسن بالکوفه بعد منصرفه ای منصفین بعد جنگ سفین علیه سلام در کوفه نشسته بودن از اقبل شیخون یک پیر مردی آمد و فجسا بینه دیه اومد خدمت مقابل حضرت نشست و سم قال لهو یا امیر المؤمنین اخبرنا عن مسیرنا اله احل شان ابقضا امن الله و قدره به ما خبر بده که این که رفتیم به سمت احل شان سفین قضا و قدر بود چون که نتیجهش که این شد دیگه حکمیت شد و قصه ها پیشان بود قضا الهی بود فقال امیر المؤمنین علیه سلام اجل یا شیخ حضرت نموند بله این شیخ هیچ برحال مسیری نرفتی بلندی پستی بیابان تیه نکرده مگه این که به قضا امن الله و قدر بعد توضیح حضرت ندکار من دیگه واردش نمیشم اون پیرمت خیلی خوشش اومد از توضیح حضرت فعنش اشتر دوه چهر گفت خویه قول انتل امامو لذی نرجو به طاعتهی تو همون امامی هستی که ما در نتیجه اطاعت او امید داریم یوم نجات من الرحمن غفران در روز قیامت روز نجات از خداوند رحمن غفران رو طلب داریم اوضحت من امرنا ماکان ملتبسا تو هستی که بازه میکنه برای ما امور رو امور ما رو اون چه که مشتبه هست امور مشتبه ها تو بر ما بازه میکنه آشغال میکنی جزاک ربنا بالاحسانه احسانه خداوند جزای نیک به شما عطا بکنه میتونم خواهش بکنم یک بار دیگه شعر رو بخونی جناب استر بله انتل امامو لذی نرجو به طاعتهی یوم نجات من الرحمن غفرانه تو اون امامی هستی که ما از مسید اطاعته و امید غفرانه الهی رو در روز جزا داریم امور ما رو آشغال کرده و اون چه که بر ما مشتبه بود جزاک رب بکه بالاحسانه احسانه از این احسانه که در حق ما کردی خداوند به در حق تو احسان کند خیلی زیبا بود بله باز نمونه دیگر که خود امیر المؤمن سرامون علی ازحال میکند که من سنت پیانبر رو احیا کردم بعد از جنگ جمل هست که حالا انشالله توفیق باشه برسیم به رخدادهای جنگ جمل در انصاب الاشراف بلازوری جده دو صفحه دی سفتا دو سه نقل میکند که قال علیون سرتو فی اهل البسره سیرت رسول الله صلی اللہ علیه و سلم فی اهل مکه میدونیم که پیانبر در فتح مکه سراغ اف رفت دیگه انتومت طلاقا اف عمومی داد امیر المؤمن هم به همین تطریب بعد از جنگ جمل با وجود این که خب اونها مقصد بودن هم آیشی هم تل هم مربان و امثال اینها اما امیر المؤمن اف عمومی داد و بعد از پیروزی خلاصه اینها رو دیگه مجازات خاصشون نکرد خودحزت ازم در اینه که من در نوع رفتارم با اهل بسره همونطور عمل کردم که پیانبر در اهل مکه سیره اون حضرت رو اجراد استراد میده به سیره پیانبر یا مثلا در باره رفتار خودش امیر المؤمنین در ارتباط با جنگ جمل در خطبه 187 نهج و بلاغه میفرماد که اینما مثلی بینکم مثل من میان شما همچون که مثل سراج فی ظلمه مانند چراغ هست در تاریکی مثل من در میان شما مثل چراغ هست در تاریکی که یستضیع بهی من بلجه ها کسی که سمت اون چراغ روی میارد از نورش بهر من میشه فسمع ایهن ناس وعو ای مردم سخن من رو بشنوید به خوبی حفظ کنید وحضرو آذان قلوب کم تفهمو گوش دل خودتون رو باز کنید تا گفتهای من رو بفهمید خودشا امیر المؤمنین سلام الله در این جمعه تشبیه باشید به چراغی میکند که تابیده هست در این ظلمتی که بعد اصر پیامر امت رو فرا گرفته و جالبه حضرت بعد از جنگ جمل جمله دارد این رو سنعانی در المسنف عبدالرزاق سنعانی در المسنف شده ده سفه میفرمد که قالو سمین گروهی اشیاخ من قومه عبدالرزاق نرم میکنه از راوی عبی حاسم سقفی اشیاخ من قومه که قالو گفتن سمعنا علیان از امیر المؤمنین شنیدیم یقول ارائیتوم لو انی غبت عن ناس من کانو یسیر و فیهم به حاضر سیره منو نداشت باشید که میخواد دیگه این سیره ها رو در بین شما اجرا کنن به من خبر دهید اگر من غایب بشم از بین مردم من کانو یسیر و فیهم به حاضر سیره واقعا هم خب کسی نبود دیگه امت 25 سال محروم از امیر المؤمنین بودند و این وضعیتشون بود که پدید آمد خب این که امیر المؤمنین از کنیدر آغاز ارائزمون خیلی موفق نشد که