کنارشم دور نیستم چه بنده خوبم چه بنده بدم فرق نمی کنه عبادی بعد در آیه میگه عجیب و دعوت ازادهان میگه اجابت می کنم ازادهان وقتی می رو می خونه اجابت و قبل از دعا آورده یعنی قبل از دعا من اجابت می کنم چون خدا عالم به نفوس ما هست به موف زمیر ما هست فلی استجیبولی بشه تا بید به سمت من ولی اومنو بی ایمان بیارید به من لعلهم یرشدون سودی که بری من نداره تمام سودا بری شماست لعلهم یرشدون شما به کمال میرسید شما به جایی میرسید لذا یک برنامه پیاده کرده انسانها گرایش پیدا میکنن به دعا ما که کاری برخودمونه کردیم پس معلوم میشه یک خبری تو آلم وجود هست که ما همچین رویه پیدا کردیم و اون کار خودشه درد عشق تو این دعا تو این سنای تو این عباد تو کمند ظلف ماست ما کمند انداختیم براد زیر هر یارب تو یه یارب تو میگی لبیک ها صدها لبیک من گفتم اجیب و دعوت دا کردم که تو الان میگی یارب زیر هر یارب به تو یه یارب میگی یه بار میادید مسجد یه بار قرارات قرآن میکنید اما صدها بار من برای دعا کردم تا که توفیق پیدا بکنی زیر هر یارب به تو لبیک هاست اون کار خودشه من به سرپنجه خرشید نخود بردم را ذرعی بود و مهر تو مرا بالا برد اون مهر خداست که مرا بالا میبرد همه ای امور رو فراهم کرده که انسان اون سبا خدا پیدا کنه که خدا انیسه او بشه و وقتی انسان اون سبا خدا پیدا کرد از برکات وجودش مت میشه قرب الى الله پیدا میکنه زندگیش متحول میشه نمازش متحول میشه روزش متحول میشه خانوادش متحول میشه اقتصادش متحول میشه همه میشه الهی به واقع انسان در دنیا غریب هست ما پدر داریم مادر داریم همسر فرزند قوم خیش دوست خیلی اطراف انسان هستن ولی انسان حیاتش که فقط دنیا نیست هنگام حیات جنینیش یک رفیق بیشتر نداره اونم مادر در حیات و دنیا ویش رفقا زیاد میشن مادره پدره پدر بزرگه مادر بزرگه بعد ازدواج میکنه بعد محیط اجتماعی میاد اینها میشن رفیق اما یه حیات دیگری هم داره برزخ حیات قبر یه حیات دیگه هم داره آخرت وقتی نگاه میکنیم این چار حیات رو میبینیم میبینیم هر کس که با انسان هم نشین شد و رفیق شد از دست میره یا قهر میکنه میره یا حادثه این روخ میده از ما جدا میشه یا فوت میکنه مادر رحمت خدا میره پدر رحمت خدا میشه یا توی دنیا از انسان قرف میکنه دوست همیتور برادر همیتور خوار همیتور اقوام همیتور یا اگر از انسان جدان نشن تو به زنگاه گرفتاری ها هیچ کاری بره انسان نمیتونن بکن انسان مشکل مالی پیدا میکنه چه کسی میتونه کمال کنه مشکل بیماری های حاد پیدا میکنه نگاه میکنه ببینه به واقع اطرافش خیلی ها هستن ولی همه در شروف تنها گذاردنش هستن یا به مرگ یا به قهر یا به جبر یا حادثه جبری راق میده انسان را را میکنه این تو حیات دنیاشه در حیات قبل که انسان وحیدن فریدا هست اونجا دیگه هیچ کس نیست روز قیامت که هیچ کس به داده هیچ کس نمیرسه یوم لا ینفع مالون ولا بنون الا من اتلا به قلب سنیم میگردین که خودش آدم درستی باشه پس اینسان غریبه حیات جنینیش که شعور نداره اونچنان که بفهمه که هست که نیست فقط مادرش تن هست تو این دنیا هم انسان وقتی نگاه میکنه به زندگیش ببینه که به واقع تنهاست به واقع یا الان تنهاست یا در شروف تنهایی تنها یک شخصیت هست که همیشه با انسانه و انسانم با اون میتونه باشه و تمام مشکلاتش با اون حل کنه و اون خداست تنها ذات عقص واری تاالاست حیات جنینی خدا داریم ای حیات خدا داریم آلم برزخ مرگ خدا داریم آخرت هم خدا داریم لذا میگه یا انیس کل مستوحشن غریب ای خدایی که نزده تمامی انسانهایی که وحشت میکنن از دنهایی قریب هستی انیس هستی تنها نمیگذاری شما زندگی انبیارو ببینید حضرت خدیجه و ساحت مقدس پیومبر اینها ازدواج که کردن بعد از مدت این رو تبعید کردن به شبه ابیتال قبل شما نگاه کنید پیومبر دنیا نیامده بود یا در نقلی هست که پیومبر هفت ماهه بود پدر رو از دست داد شش ساله بود مادر رو از دست داد نه ساله بود پدر بزرگ رو از دست داد خداوند پیامبران رو میفرسته تو بیابون اغلب چوبان هستن که با غربت دنیا کاملا اونس بگیرن و مرتبت با خدا بشن حضرت موسی همی طور بود حضرت ایسا همی طور بود پیانبر ما همی طور بود آقا امیر المومنین در دعای کنبل میفرما اله و ربی من لی غیرک من غیر از تو هیچ کس ندارم هیچ کس چه کسی میتونه بداد انسان برسشه به اول قبر چه کسی تو قیامت میتونه برسشه الاخلا دقیق کنید الاخلا اخلا جمع خلیله خلیل یعنی دوستان یک جان دوستانی که جنجونی هستن خیلی رفیق هستن خیلی با امن جون میدن برای هم الاخلاه روز قیامت یوم ادین بعضهم لبعض ادو بعضشون دشمن و بعضی دیگر میشه الا کسانی که اهل تقواه هستن مثل اهل بیت اسمت و تارد و افرادی که کنار انسان هستن برای خدا لذا باید فقط با خدا باشیم و با کسانی که خداوند گفته با هاشون باشید کونو ما از صادقین صادقین یعنی که یعنی اهل وید قیومبر و کسانی که در این راه هستند و اینها هم ما از نس میدیم در دنیا در عالم برزخ میمانیم خودمونو عمل حدیثی داریم که رفقای انسان چند گروه هند یک گروه اینهای هستند که انسان تا دارائی داره الان دارائی یا مادی پول یا معنوی پوست اینها با انسان تا دارائیشو از دست داد پوست و از دست داد دیگه اینا میرن یک گروه هستند که نه تا مرگ با انسانند انسان که مردی اینها انسان رو یزیاد میبرند یک گروه هستند که تا لبقبر با انسانند خانواده انسان میان لبه قبل دعای میکنند و سنای میکنند و فاتحه میکنند اینا میرند یه رفیقی هست نه توی قبرم با انسان هست اون رفیقه عمل انسانه عمل انسانه این رفیق که همراه انسانه اون عمله انکان خیرن فخیر اگر خیر باشه این رفیق با انسان خوب رفاقت میکنه و انکان شردن فشر اگر شر باشه همین رفیق شر در برزق با انسانه تجلی پیدا میکنه به اشکال مختلف به انسان عذاب میکنه تنها در دنیا از حیات جنینی تا قیامت یک شخص هست که باعث نجات انسان هست و به طبع اون انبیا و اهل بید و اون خداست بزرگ بیشتر به سمت خدا بریم به سمت خدا رفتن یعنی ایمان و خدا بیشتر بیدا کنیم گناه نکنیم سباب بیشتر بکنیم دعا ها کنیم لذا این همه دعا سباب داره این همه قرآن سباب داره بخاطر اون سباب خداست خدا یاد زور آقای مام زمان تأجیل بفرما دعا خیرش نصیب حال ما بگردان طول عمر با عزت و صحابه تحضرت مهدی نصیب مقام معظم رحبری بفرما شهده امام شهده رفتگان این جمع غریق رحمت و آسایی خودت بدار دست ما را به خیر و خدمت به مردم پرتوان بگردان خدا یا مکر استقبار و اشد وجب خودشون برگردان خدا یا سهت سلامت رزق حلال طول و عمر آبرو اززد فرزندان و خوب به این جمع ایمانی به تمامی مؤمنان انایت بفرما بسند الله علی محمد و علی محمد محمد رو بیداریم موسیقی گر بر ورز خونق خوش مصطفی شریف مهماه و دوم ربیوسانی هر جاستید براتون آرزوی سلامتی و موفقیت داریم از علاقه مندان به برنامه فقه آل محمد درس خارج فقه حضرت آیتالاه جوادی آمالی دعوت میکنم تا لحظات دیگه با این برنامه همراه باشن بعد از درس حوزوی با تنفس صبح همراه شما میشین پنج و چلو پنج دقیقه و آرزو میکنیم در پناه قرآن موفق و سلامت باشید فقه آل محمد تقدیم شما لفرقت منهم طایفت لیتفقه فی الدین صده اولی محمد موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم مسلمی رو برهو محقق در شرایط ذکر می کند که مبتری به تسلیس حکم منکر است مدعی بیان اقامی کند مدع علیه یا اقرار دارد یا انکار دارد یا سکوت هر کدام از اینها حکم خاص رو دارد بعض احکام گذشته از این که مال منکر هست کار مدعالی هست حکم مدعی هم هست چه این که بعض احکامی که مربوط به غذا هست مربوط به رؤیت حلال هم سال زالک هم هست همین مسئله کشف فسق شاهد که در محکم اطراح بود و هنوز هم بحثش هست این در مسئله رؤیت حلالم هست اگر کسی شهادت داد که ماه را ما دینیم یعنی فردا اید هست ماه همارش نمازان تم شده هست اولی شهبال هست بعضی که شهادت داد به خیلی ها مطمئن شدند و تصمیمشون این بود که فردا را اید بدارند معلوم شد که این شهر کار فسق می کرد فاسق شد آیا این شهادت قبلی باطل است شهادت در ظرف عمل افراد معتبر است یا در ظرف خود شهادت آیا این فسق بعدی کشت می کند که او قبلان فاسق بود یا نه همه حرف هایی که در بحث قضا مطرح است در مسئله روی تحلال هم مطرح است و رزیده است که اینا خیلی اختصاص مسئله غذا ندارد نسبت و مسئله فرعی دیگرم جارده این یه مطلب مطلب دیگر این که محکم یه حکمی دارد کل واحد از طرف این دعوی حکم دیگری دارد یه وقت است کسی محکمه را قبول دارد وقتی محکمه را قبول داشت تمام کارها را حاکم با مشورت اینها انجام میدهد به مدعی میگوید میخواد شاهد اقامه کنی شاهد بیار به منکر میخواد بگد شما اگه شاهد نداری سوگند یاد کنید حالا که سوگند یاد کنند که شاهد اراغ کنند با مشهدت طرف این است اما یه وقت دستد که اینها اصلا قبول ندارند اون چه که در قبال قبول است نکول است این که میگن نکول شد نکول کرد این اصلا هر وقت برگوش نمیدند اگر نکول باشد تصمیم نهاری به حده خود حاکم است اگر نکول نباشد صرف سکوت باشد منتظر دستور باشد قاضی در محکمه با اینا مشروعت می کند بیان زالک در باری مسئله شهادت که بعضی از آیون دوت سآل برقم فرمودن یه سآل جواب داده شد در بحثی روز این سآل دوباره این است که اگر کسی در زمان شهادت آدل بود قبل از حکم فاسق شد این کش می کند از فصل قبلی این سآل است که هم در بابه غذا مطرح است هم در باره رویه حیرار مطرح است هم در سائر موارد که شهادت شاهدان مطرح است این کنجوره در مسئله غذا یه مرحله تحمل داریم یه مسئله ادا شهادت داریم یه مسئله حکم داریم در ظرف تحمل حادث لازمیست شاهد آدل باشد اون وقتی یه آدم معمولی بود بلی در سحن حضور رو داشت و این حادث در خاطر اون موند بعد از یه مدتی دادترسی پیدا شد و محکمت هش گیر شد از او به عنوان شاهد دعوت کردن این در این ظرف آدل است در ظرفی که آدل است شهادت داد که من دیدم این سحنی این طور بود یا شهیدم که این طور بود بعد از ظرف شهادت و قبل از حکم فاسق شد برقی ها برانن که این فیصد زرر ندارد حاکم باید حکم بگند حکمش به استناد عدالت در ظرف شهادت است نه عدالت خارجی از ظرف شهادت در ظرف شهادت این عادل بود حاکم میتواند به استناد شهادت عادلانه حکم بکند برخی برانن که این فسق بین شهادت به حکم حاکم کشف میکند که او قبلن فاسق بود خب اگر کشف کرد درسته این دلکل همین دوره و اگر کشف نکرد اونم این دلکل همین دوره این خسیصه مورد است اگر واقعا کش شد که این قبلن فاسق بود خب این شهادت اعتبار ندارد نمیدونه شبت زبوه حکم و اگر کش نشد شهادت اعتبار دارد حب سریجش محفوظه این اختصاصی و به غذا ندارد برقی ها خواستن بگوین به این که فسق بین زرف شهادت و زرف حکم اثر ندارد مثل این که شاهد شهادت آدلانه داد ربل از این که حاکم حکم بکند چون اینکه دو روز اون باید مشورت بکند بعد حکم بکند این وسطا اون مرد مرگ شاهد اثر ندارد چه رسد به فسق شاهد حاسقش اوند که حیات شاهد ایراد ظرف حکم که دخل خیلی نیست مرگ نه زرر دارد حیات نه نفت دارد چون زنده باشد چون زنده نباشد اثر ندارد عمده عدل اوست مرگ بعدی که کشفی از فسق ربلی نمی کنند فسق بعدی ممکنه کشفی از فسق ربلی رو کنند فقط مرگ بعدی که کاشفیت داده خب مرد اون علاله سریجش محفوظه نمی شود مرگ را با فسق بین شهادت و ظرف حکومت قیاس کرد به بلعج فسق بین زرف شهادت و زرف حکم مسئله دارست که آیا این حاکم میتواند حکم بکند یا نه چون احتمال میدیم که این فسق بعدت شهادت و قبل از حکم کاشف از فسق قبلی باشد قبلنم و فاسق بود با نمیدونستی این فسق الان پیدا نشد اینه الان ظاهر شد اما مرگ این چنین نیست مرگ که کشت نمی کند از فسق قبلی که آسیب نمی رسوند اما فسق بین زرف شهادت و زرف حج ممکن از کاشف از فسق قبلی باشد ازا نمی شود این رو با مرگ تشبیه کرد خب این حرف همه جا هست ولی خب البته لذا موردیه دیگه این فعل قبلن بیان شد که اطلاق ندارد که ما فیل توسط بکنیم پی جمعی علموارید ممکنه در بعضی کاشف باشه در بعضی کاشف نماشه ولی علیه ها نمیشه با مرگ تشبیه کرد مرگ هیچ کاشفیتی ندارد ممکنه از این شاهد در ظرف شهادت آدل بود ربل از حکم حادثه پیش آمد آرزه قلبی و مرد این مرگ بین شهادت به حکم هیچ کاشفیتی ندارد از این قبلنم که فاسق بود یا نبود اما فسق بین شهادت به بین حکم ممکن است که طرف این دار لرزان کند میگرد این شاد قبلنم فاسق بود یا تو معنی را سل بکند یا اون قدرت رایی را از حاکم بگیرد حاکم شهد نزداند به خود اجازه بدد که حکم بکند این مربوطه به خصیصه مورده این مطلب مطلب دیگه کرای نکوله طرف این که وارد محکمه شدن یا قبول دارن یا نکول نکول در برابر اقرار یا در برابر بیانه یا در برابر حلف نیست نکول در برابر قبوله اینه که مرحوم و حقیقت و محت شرایع دارد و گهنه قاضی میگوید من ترا ناکل معرفی کنم این یه رمز فقهی دارد نکول در برابر قبول است یک قبول وقتی که حاضر شد شخص قبول کرد یا اقرار می کند یا انکار می کند یا فکر می کند اگر انکار کرد پر اساس قبوله اگر اقرار کرد پر اساس قبوله یعنی محکمر قبول دارد اما آمده گردنکشی می کند هیچی در قبول ندارد به او حاکم شهر میگوید که سوگند یاد بکن کسی گردن کشی بکنن نه بیانه بیاره نه یمین بیاره نه حرف حاکم گوش بده حاکم میگه حالا که سوگند یه میکنی این ببوید سوگند رو مدعی اشار کنند من قبول دارم این کار هم نمی کند این رو میگن نکول در اینجایی که محقق در شرایط دارد که اگر این کار رو نکرد حاکم شهر میگود نکل تو علیکه یعنی حکم نکول سادر میشود و حکم نکول که سادر شد به منزل محجوری به منزل محجور شدی تمام کارها خود من حاکم به اهده میگرم اون رو قسم بیدم از اون شاهد میگرم تو رو هیچ کاره میدونم برم به زندان میبرم اگر نکول کردی یعنی محکمه رو قبول نداری اگر قبول کردی یا بیینه یا یمین یا اقرار امثال زارهی دیست اگر نکول کردی هیچ حرف نمیزدی گردنگشی میکنی من میگم شاهد بیار که نداری سوگند یاد بکن که نداری میگم این سوگند رو ارجاب بده به مدعی که اوی امیر مردوده را حرف کنه اینم که نمی کنی اینم که محکمه رو قبول نداری اگر محکمه رو قبول نداشتی حکمه نکول میکنم پس حکمه رو نکول کردم خودم میشم من رهبر محکمه کل محکمه رو خودم اداره بکنم قبلن اقامه شهادت به احده مدعی بود سوگند به اختیار منکر بود که منکر یا خودش سوگند یاد کند یا یمین را برگرداند به مدعی میگرد تو سوگند کن مدعی یمین مردوده را میپذیرند همه باید بپذیرند این معنیش قبول محکمه است اما ای کسی هیچ کار قبول نکند شاهد نیاره سوگرد نکنه سوگرد را به مدعی ارجانه ده این میشه نکول یعنی محکمه را قبول نداره لذا این که بگیم من حکمه به نکول بکنم یعنی قبل از این که به این پرونده بیارسم تو را ناکل میدونم حالا که ناکل درستم خودم میام میگم کی سوگرد یار کند کی بیانه قام بکند کی با زندان بریگرد وگرده تا شما نکول نکردید قبول دارید من از شما سآل بکنم جناباری بیانه دارید یا نه مختارید بنابراین جناباری حاضره سوگند یاد کنید مختارید سوگند رو ارجا میدید به مدعی مختارید هر کاری کردید من برابر اون حکمی کنم اینجا قاضی حکم را یعنی روشت را در اختیار طرف این دعوه را قرار میدهد برابر انتخاب اونو حکم میکند اما این کسی قبول ندارد نکول دارد این شخص یا قبول دارد یا نکول اگر قبول داشت یا بیانه است یا یمین است یا یمین مردوده است به امثال ذاری این را میپذیرد اما اگر نکول داشت گردنگشی میکند هیچ حربی نمیدهد هیچی را قبول ندارد میگرد بیانه بیار نمیارد میگرد سوگند یاد کن نمی کند میگرد سوگند رو به مدعی ارجاب بده نمی کند این میشه نکول میگرد نکل تو علیک حکم نکول صدر کردم حالا محکمه رو خودم اداره میکنم به مدعی میگرد بیانه بیار به شما میگرد بیانه نداری باید بری زندان خیلی فرق دارد سکوت بی اعتنائی این میشه نکول این وقت فعلا ساکت است اقراری نکرده