حالا معصوم شده است دیگه این به اجماع فریغاین باطل است یعنی پیانبر اگر قبل از نبوه بدشم نگیم که اونجا هم بعضی از آیان اهل سنت با ما هستند در باری اسمت الانبیاء نه فقط پیغمبر ما کل انبیاء اسمتشون از کبائر همه یه آقایان میگن شاعره هم میگن ماتوریدیه هم میگن معتزله هم میگن ما هم میگیم امامیه همه میگیم از کبائر را و از تقایر عمدی حتی قبل از نبوت دو خصوص اگر منفر باشه اینا رو اونو هم میگن تا چرا سرد به بعد از نبوت پس پیانور اکرم تا قبل از این که این آیه نازل بشه دارای اسمت بوده پس اضحاب رشد که آمده از میشه و دفت چون وعده نمیشه برد که یوزه و انکم و رشد یعنی یوزه و یرفه خب معنیشه از که پیانور باید اله یومنا هایی تا اون روز نزول نداشته باشه اسمت را پس این یک قرینه که بر اساس اون روایاتی که آیه شریف راجع به خمسه هست پیانبرم هست این قرینه می شود که اون گفتیم زو احتمالای نست یک احتمال قرینه پیدا کرد پس یک احتمال مرجع پیدا کرد می شود کلام دلالهش تان به حجاب همونید این یک وجه هست وجه دومام این استش که بگیم خیلی خوب سلمنا حالا این مقدارش را قبول کنیم که از حالا این اهل کسان معصوم هستن عمید المومین معصوم هست فاطمی زهرا سلام و حسنان علیه و سلام وقتی که معصوم شدن ما می توانیم رجوع کنیم به سایر کلماتشان بقیه فرمایشاتشون که بیانگره این هست که اونها اسمت منهین الولاده والخلقه دارن بقیه مدعای ما و اعتقاد ما را چه می کنه؟ اثبات می کنه درسته این آیه شریفه بخشی از عقیده ما را اثبات می کند بخش دیگرش و هم از خود این بزرگواران وقتی دیگه ثابت شد که دیگه کلاماتی که می فرماین این کلاماتشون معصومند و کذبند بنابراین سایر روایاتشون دلالت می کند برای این که بخش دیگر هم اثبات را ثابت می کند اینم وقت دوم هست خب این تمامه برزی از این اشکالاتی که آیون کردم از این شبیه این اشکالات برزی اشکالاتی که خیلی آبکیه واقعا ولی خب گفتن ما هم از اون مثلا گفتن که شما از کجا میگید که این آیه دلالت میکنند بر اسمت اهل کسا از جمعه امیر المومنی سلام الله علیه خود حضرت میگید من محسون نیستم شما چجور معالم هایی هستید که کاتولیک تره از پافید به اسطلاح خب خود امیر المومنین که اهل کسا هست اشون میفهمد آه من معصوم نیستم شما میگید نه این آیه دلالت میکند برای که اشون معصوم بوده هست کجا حضرت چنین مطلبی رو بیان کرده یویان در نهج البلاغه امیر المومنین فرموده هست لا تکفو ان مقالتن به حقن او مشورتن به عدلن فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقَ اَنْ اُخْتَعَهِ وَلَا آمَنُ مِنْ زَالِكَ فِی فِعْلِی اِلَّا اَنْ یَكْفِیَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِی مَاهُ وَأَمْلَكُ بِهِ مِنْنِی نهجان بلاغ خطبیه 216 امید المومنی می فهمد که مردم سخن حقی اگه دارید دریغ نکنید بگید به من لا تکفو ان مقالتن به حق اون مشورتن به عدل اگر یک نظر عادلان مشورتی دارید این را دریغ نکنید به من بگید برای این که اینی لست و فی نفسی من در نفس خودم نیستم به فوق ان اخته منم ما فوق خطا نیستم یعنی منم احتمال خطا زمینی خطا در منم هست اینجور نیست که من یک موجودی باشم که دیگر خطا اصلا در من تصوری و امکانی نداشته باشه ولا آمن و منظاله فی فعلی در رفتار من من در امان نیستم از این که خطای در فعل داشته باشم مگر این که الا انیتی الله برای این که خدا کمک کنه خدا کفایت کنه من نفسی ما رو املک و بهیمنی چون خدای متعال مالک منه و املک هست به من از من من مالک خودم هستم بلغیر خدا مالک من هست بزاد و بزاد املک هست نسبت به بلغیر من خودم مالک هستم ولی مالکیتم بلغیر هست نه بزاد گرسن خب میبینید آقای امیر المومنین خودشون دارن اقرار میکنن که لستوفی نفسی به فوقن اخته این را در کتاب روح المعانی آقای سیر محمود آلوسی روح المعانی جلد 22 صفحه 26 آورده و پاسخ این را دیگر دوستان میدانید که گفتم بعض این اشکالاتی خیلی آبکیه خب هرچی شما راجع به آیه حضرت یوسف گفتید ما هم راجع به این کلام اندیل المومنی بگیم اونجا حضرت یوسف چه عرض میکند به خدای متعالی عرض میکند خدای وما وبر و نفسی انا نفسه لعمارتون به سوئه لا مارح مربی حضرت یوسف خدایا من نفس خودم را بری نمی دانم ما او بره او نفسی من نفسم را مبره نمی دانم که مرا به دام گناه بندازه چرا؟ چون منم انسانم منم نفسی دارم که اون نفس خارش نست که به سو امر می کنه اون نفس را که بقیه دارن منم دارم انسانم دیگه وما انه الا بشرون چه مثلکم منم بشرم بشر به ماهو و بشر نفس اماره داره باید کنترولش کنه این هست پس در منم هست پس وما اوبرو نفسی انا نفس لعمارتون به سو الا ما رحم ربی بله مگر این که پروردگارم رحمت خاصهی به من داشته باشد بله اگر مشمول رحمت خدا بشم دیگه قطعا مشمول نقمت نخواهم شد چون جمع زده این هست این ها با هم جمع که نمیشن که اگر اون رحمت خاص شامل شد نقمت دیگه نمیاد نقمت از کجا باید نقمت از گناه و سو و این چیزا باید دیگه نباید داشته میشه پس همون طوری که اونجا حضرت یوسف این را باید میفرماییم آقا امیدال نامونین هم اینجا این را پرموده هست درست هم هست فی نفسی یعنی به ما انب بشران منم در نفس خودم به انوار یک انسان مافق خطا نیستم هر انسانی به ماهر انسان زمینی خطا درش هست مگر این که پروردگار من یک فی الله من نفسی ماهو و امرکو به ایمینی بله خدای متعالی که مالک به ذات من هست مرا کمک بکنه انایت بکنه من مخوض مانم این دلادت بر این نمی کند که حضرت من گناه می کنم خطا می کنم و اما این که به مردم می فهمد مشبرتتون رو بدهید خب این پیانبرم خدا میفهمد که و شاور رو فلم این اصولا سبک و روش مدیریت ولایی و رهبری سیاسی ولایی رهبری سیاسی ولایی با مشبرت همراه است مشور میکنه منطقه تصمیم با خودشه شاور همراه و ازا ازمت تتوکل علالله دیگه تصمیم رو باید بگیره و اینم بسیار نقش مهم این میدر موفقیت رهبرداره یعنی معمولا نظام هایی که با شعر همراه هست و مردم را شریک میکنن که بیان و نظر بدن حرف بزنن ازار نظر بخونن این ها این نظام مردمی میشه وقتی پایی مردمی پیدا کنه آسیب نافذیر میشه این هم علتش همینه این رو با استلاح مقبولیت این هم بشهش این هست امید المامانین ممکنه نیازی نداره رأی دیگران خودش میدانه پیغمبر نیاز نداره ولی همین مقدار که اونها را جدی بگیره احترام بکنه شما هم بگیر چی میگید گاهی که حتی رأی اونها را اعمال کنه حتی در مواردی اونچه را خودش تشخیص میدهد اعمال نکنه اصلا یعنی مسلحت افتضاه میکنه که ولی اولای زره هایی هم توش باشه زره هایی که برخواهی دبران میشه ولی همین مقدار که حرف دیگران رو عمل بکنن گاهی خودش مسنعته اینا نکاته خیلی مهم میست که در رهبری ولایی وجود داره رهبری ولایی با دکتاتوری فرقش همینه استبداد به دکتاتوری فرد سالار هست اما نظام ولایی فرد سالار میست ولایت سالار و قانون و شریعت سالاره یعنی خود ولی امر اولین مخاطب شریعت هست اگر نبیست اگر امام محسوم هست اگر فقیه هست هر چی باشه پس اینم راجع به این شعبه که اشکال خیلی زعیفی تمام رسال الله علی محمد و آل حفظ اللهم صل على محمد و آل محمد اللهم صل على محمد و آل محمد اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم برنامه مبنا بود درس کلام اجترس را برمسلمی ربانی گل پایگانی شما علاقه مندان میتونید ساعت 23 و 5 دقیقه امروز برنامه مبنا رو تکرارش رو بشنوید اینجا رادی موارف و از بخش اول برنامه های این شبه که جمعه چهارمه مهماز سه بوم ربیستانی با افتخار در کنار شما و همینک برنامه تبیان رو تقدیمتون بکنیم تفسیر روای قرآن کریم توسط آیت الله سیفی مازندرانی تبیان و نزلنا عليك الكتاب تبیانا لكل شيء و هده و رحمته و بشران المسلمین بسم الله الرحمن الرحیم اد بکنم قدرنات شما که در شهر نزود این آیه شریفه این لذین کفرو سواء عليهم انزرت و من لم تنظرهم لا یؤمنون شیخ توسی میگه اد ود لذین نقولهو انهو لابد ان تکون ال آیه مخصوصتن یعنی آیه مختص به بعضی از کفار هست مراد بعضی از کفار هستن همه ایشون نیستن لعن حملها ادد اموم غیر ممکنه لعن نا ادم نا اند کفار اند فی کفار من یؤمنو پدایم کنه اد اموم روشن این که اموم نیستن این دردین کفارو و مقصود قرین قطعی داخلی هست قرین قطعی هست داخل خالجیه به این که ما علم داریم که همه کفار در زمان رسول خدا اینجور نبود که تأثیر نداشته باشد پس رسول خدا بسیار که تبلیغ میکرد تبلیغ کرده از صدها و هزاران کفار رو به اسلام دعوت کرده مسلمان شدن مقصود یک گروه خاص یعنی که درش اختلاف شده اشاره کرده به این اقوال این از نقد اقوال که اشون دارد خب از اشون تبعیت کرده تبرسی دیگه ما نیه بودیم ولكن علی ابن ابراهیم نصف کلانش اینه وقتی که به این آیه میرسه در زید همین آیه همون آدرسی که دادیم دارد که اینجور داره روا علی خودش میگرد البته این زوا علی ابن ابراهیم رو من در زیر این تحقیقی که در مقیاس روبات ناجبه کتاب علی ابن ابراهیم داشتیم اونجا گفتیم گفتیم که کسی که جمع وری کرده این تفسیر رو شخصی به نام عباد فز که از اجلا بوده و تعریفش اومده در نجات و مکنه و عبدالفعظ ایشون نقل بکنه از علی ابن ابراهیم که اینجا داره روا علی ابن ابراهیم در واقع خود کتاب رو ایشون جمع کرده و روایات رو از علی ابن ابراهیم نقل بکنه کتاب رو یعنی بخش دیگری هم که مربوط به عبدالجارود هست ولی اون قسم غیر از اینهاییش که ربا ان علی ابن ابراهیم برند دارد که متن در خود تفسیر غمی اینه که ربا ان یوبن ابراهیم به قولهی بعد حدثنی ابی نصف کلام ابی ابراهیم بعد ابی ابراهیم اینه که الان داریم میخونیم حدثنی ابی ان ابن ابی امیر انحماد انحریز انعبی عبدالله ویه سلام قال هاده ال آیه نزلت فی اليهود این هاده ال آیه مراد علیه ابن ابراهیم همین آیه است چون این آیه که نلازین کفرورو میارد بعد ذکر میکند اما اینجا ظاهر کلامش این است که این حاضره آیه نزلت قول خود امام صادق علیه السلام هست ولی در خود این روایت این داخلی این حاضره آیه را که امام صادق علیه السلام فرمود خود در کدوم آیه فرموده در خود این روایت نیومده اگر در خود روایت میومد قول ای تعالی قال علیه السلام هازه الهایه این دیگه تمام بود ولی در خود متن روایت این آیه نیمده توجه برمودید این که مراد امام علیه السلام از این هازه الهایه چیست معلوم نمی کنه خود این نقل حتما غلی نی داشت که علی ابن ابراهیم به جز این رو در زیر این آیه میارد خودش دیده حتما که حاضر ایل آیه مقصود این آیه هست ولی ما باشیم و این روایت الان نمیتونیم مگر این که به علم علی ابن ابراهیم استناد بکنیم و ادامت این روایت الان اینجا معلوم نیست که مشارعه حاضر آیه چی هست توجه فرمودیم دارد حاضر آیه نزدد فیل یهود و نسارا به قول الله تبارک و تعالی الذین آتیناهم الكتاب یعنی تورات بد انجیل یعرفونه یعنی یعرفون رسول الله صلی اللہ علیه و سلم کما یعرفونه ابناء مثلا آیات دیگر را برده تنها یه که نیست همین آیه خودمون هست آیه محل بحث ماست در این روایت افکرد این حاضهی باید مشارع داشت معلومه علیه امراهیم بود ولیکن ناقص را برده حتما یه صدری داشته روایت آیه ذکر شده بود بعد در زیر این آیه حضرت فرموده که ایشون به جزم این رو در زیر این آیه آبورده توجه فرمودید ظاهر حال اینه بعد در افکر ان الله عز و جل انزل علیهم فی التورات و الزبور و انجیر صفت محمد صدده علیه و آلیه و سلم و صفت اصحابهی و مبعثه و هجرته این رو همه رو آبورده در اون تورات و انجیر داشت این خصوصیات و همه قوله تعالی محمد رسول الله صلی اللہ علیه و آلیه وسلم و الذین معهو اشده و علی کفار و همه بینهم تراهم روکن سجدن یبتغون فضل من الله و رضوانن سیماهم فی وجود من اثر سجود دارد که مثله هم فی تورات که حضرت می فرمود که مثله هم فی تورات یعنی این یعنی مسکرون فی تورات یعنی مثله هم یعنی صفته هم یعنی این صفت اینهایی که اصحاب رسول خدا هستن و اللذین معهو هستن مثله هم یعنی صفته هم فی التورات مثله هم فی التورات و مثله هم فی الانجیل حاضرهی حضرت ادامه داد فرمود حاضرهی صفت رسول الله خودشم بیان فرمود حضرت که این مخصوص صفت رسول الله هست و اصحابهو فی التورات و الانجیل فلما بعثه الله ایهالعرب به همین ایام به همین نزدیکی ها پیانبر خارج میشد به مکه و یکونو هجرتوهو به المدینه و آخرو الانبیاء و افزبهو اینو همه رو یهود قبل از اینکه پیانبر ظهور بکنه میگفتن در همون نزدیکی ها و فی عینه حمرتون سرخی در چشمش است و بین کتفه و بعد کتفه خاتم و مهر نبوبت بین کتفه این هست اینو همه در توراک بود که اینا می گفتن از همون طورات می گفتن توجه فرمودید یه رو بسط شمله و نباس ساده می پشید و یک تزه به کسره و به تکنانی کسره اینه تکنان خبزه و تومیرات و تمرهای بستقار و قدیل منت تمرستقار کمی از تمرهایی که از جده جیاده و رداه که در بین تمر و خورمادارن اون عدوانش عردهش به استفاده قلیلی از اون زندگی رو میگذارنده و غذایش این بوده و یرکبال حمار عریتن بالای اولاغ سبار میشد بدون اینکه این اولاغ دارای زین و یراغ و پلان و پلان و پلان و بحمدان باشه بله عریتن و هوا زحوک و خیلی همیشه خندان هست یعنی صفتش اینست که خندانه از زحوک القتال القتال یعنی الماهر و فن القتال و القبی و فلقتال الماهر و خبیر و فن القتال و القبی و فلقتال یعنی این یدع سیفه و علا عاطقه و لا یبالی به من لاغان دیگه ابایی ندارد که در مقابلش سلطان است یا قداست یا فقید است یا خیلی قبی فرق ندارد بسش یبلغ سلطانه منقطع خفه و حافر یعنی تا اونجایی که پای آدمی ذات و حیوانات بهش برسه که برن این سیت و آوازه دینش همه جارو چی آقا فرا میگیره بعد هر جایی که جای پای انسان و حیوان باشد این کنایه است از سعه و وسط گستره دینش در زمانش خدا به تالا شماها رو یعنی شما انسانهای لجوج کافری که منطق سرتون نمیره رو به دست این رسول می کشد یا معشر عرب ای گروه عرب می کشد شما را چه کشدنی قتل عاد مانند قتل عاد که اونا همجور بودن این صفت اونها مثل صفت یهودیان زمان رسید خدا بوده از این جهت که اونها هم اینجور به دین بعدی قبل از اینکه بیاد پیانبر بعدی اخبار میدادن صفت شده گفتن فلان میگفتن وقتی که اومد انکار کردن بعده فلما بعث الله نبیه به هاته هستفه حسدوه و کفرو بهی کما قال تعالی و کانون من قبلو یستفتخون عدد دین کفرو پداما جاهم الى آخر الى آخر این آیه خب ولی از اینه که تا آخر این روایه صحیحه وجود نداره دخل زی که این آیه درش باشه اصلا آیه منحنوفی ما اینه در زین کفرون ولی فقط همون اول اول که دارد حاضه ال آیه نزدد فیل یهود و نصارا ارز کردن به شما که ظاهرن اون قسم که خود آیه بود رو علی ابن ابراهیم نیابرده آیه حتما در صدر بود بعد حضرت فرمود که حاضح ال آیه اشاره به اون کرده معلومه علی ابن ابراهیم بوده براش دیگه اونو نیابرده چرا برای این که خودش این آیه رو در خود قرآن اومد دیگه در خود قرآن اومد ایشون در متن همین تفسیر آورده دیگه آنه دیگه در متن تفسیر آورده لطفا دیگه اون آیه که دیگه در خود روایت بوده نهی بوده تکرار بشه این آیه رو میارن در زیر این میارن یه روایتی میارن بعد از این روایت این رو میارن تجه فرمودید بله یعنی حضرت بعد این آیه رو آورده گفته نظرت فدیهود و نصارا آیات دیگری رو هم استشاد فرمود توجه فرمودید بله که مثل همین آیه دلالت دارن و چگونه اونها انکار کردن اون آیات هم ناظر به این قضیه هست آیات ناظر به این رو بیان فرمون خب حالا ما سراغ روایت میریم قال الامام الاسکری الاسلام قال محمد ابن عدین الباغر امام اسکری از امام الباغر الاسلام در تفسیر نرم بکند این رسول الله صلی اللہ علیه وسلم نما قدم المدینه و ظهرت آثار و صدقهی و آیات حقهی و بینات نبوبتهی کادته الیهود اشد دکیدن با او کید کردن تذبیر کردن شدید ترین کید رو تا این که می فرماد که قال رسول صلی اللہ علیه و سلم کذاری که قال الله خالق الخلق اجمعین قال یا محمد صلی اللہ علیه و سلم لن نؤمن لک یهود و نصارا به حضرت گفتن لن نؤمن لک انک رسول الله حتی یو امن لک حاضر بساط اگر ما بخواییم به تو ایمان بیاریم مگر اینکه فرشی کلام روش نشستیم این به تو اول ایمان بیاره که رسول باشه یعنی که در تمام کائنات تصرف داره دیگه قدرت داره خواه از خدایت بخواه که این فرش بیاد گبایی بده حضر بساط الازی تحتنا ولن نشهد انکه ان الله جیتنا حتی یشهد لکه حضر بساط و قال ابو لبابه ابن عبد المنزب نن نؤمنه لکه یا محمد صلی اللہ علیه و سلم انکه رسول الله حتی یؤمنه و یشهده لکه حادث صوت این تازیانهی که دست من هست این بیاد شهادت بده تا این که بعد یکی دیگه که قرآن کعب ابن اشرف لن نؤمنه لکه انکه رسول صلی اللہ علیه وسلم و لن نصدقه که بهی حتی یؤمنه لکه که حادث الحمار این اولاق که من روش نشستم اینم بیاد شهادت بده و اینه فقال رسول صلی اللہ علیه و سلم انهو لیس لیل عباده الاختراع علیه الله تعالی و علیه همه تسلیم دلله بنده انسان عباد در موقعیتی نیستن برای خدا تکریف قیم بکنن باید تسلیمهو باشن ود انقیاد لعمری ود اکتفا به ما جعلهو کافی هن اونچرا که خدا معجزه فرستاد و همون رو کافی دانست بشر باید به همون موجزه یعنی خدا میدانست که این موجزه او را بسه اون عقلی که بهش داد با این موجزاتی که بهش داده بسه یه موجزه زیاده طلب نکنن بله اما کفاکم ان انتقد تورات و انجیل و زبور مگه شما انجیل و زبور تورات نخوندید مگه به کتاب آسمانی قبلی متقد نیستید مگه اون نطق نکرد به صفت ما و اصحاب ما بله و صحابه ابراهیم به نبووتی آیان رو نطنه کردن و دل علا صدقی و بیان لکن فیها ذکر اخی حتی اینجا دیگه تسریع متبرم هست بس معلومه که ذکر امیر المؤمنین سرطان علی در اون کتب سماوی آسمانی قبلی چی آقا بوده بعد و بیان لکن فیها ذکر اخی و سیگی و خدیفتی و خیر من اتروکهو علا القلائقه من بعدی بهترین این که ارز کردم که فضل و منبعدی رو اونجا معنا کرده بودم بعد از خود رسول تا قیامت اینم همین معنا رو الان میرسونه توجه فرمونید که این رتبی نیست این هست قارب انبای غب ندارد فضیلت حضرت رو این قرآن موجزه نیست الباهر بعد دل خلق اجمعین الموجز لهم ان یعتو به مثلهی و هن یتکلفو شبههو الى آخر و اما هادلذی اقترحتمو با اما اون چرا که شما پیشناد کردید فلستو اقترحو ادا ربی از زبجل من پیشناد نمی کنم به خدا چون من این رو خلاف عدب می دونم خلاف بندگی می دونم خدای تعالی فرمود همون موجزه کافیه بعد می گو نه این کافی نیست توی موجزه دیگه بفرست نه هرگز چین چیزی نمی کنم بعد فرمود که بل اقول و اینما اعتانی ربی من میگم خدای من به من داد این موجزه را من دلالتن و حسبی و حسبکم من کافی هم شما رو بسه فَاِنْ فَعَلَ اللَّهُ عَزَّبَجَلْ مَقْتَرَحْتُمُوهُ فَضَاكَ زَائِدُونَ اگر پیشنهاد شما را خدایت حالا انجام داد اینی حضره هست که مضافه بر اون چرا که انجام داد هست بله فَضَاكَ زَائِدُونَ و این منعنا ذالک فلعلمهی و اندلزی فالهو کافه فی ما ارادهو مننا فلما فرق رسول الله صلی اللہ علیه وسلم من کلامهی انتقاللهو البسات حتی کلامه هزه تموم شد این فرش شروع کرد و سخن گفتند و رفقان اشهدون لا اله الا الله همین قضیه هم فرش و همون همار و همون سیات و همه اینا به گناهی سخن گفتند و حتی اون سیات و بعد فرش بلند شدن از هوا اونایی که روی نشسته بودن روی فرش گرفته برده هوا زده زمین رو سر این ها و بعد اون سیات هم به حد قدرت پیدا کرد که این دستشه و این آقا راه نمی کرد از این سیات دیگه محکم داشت بعد این رو همون سیاته بلند کرده زده زمین توجه فرمودین اون همارم همین جور همار این آقا سفار می شد با زمینش می زند رئیس آباد میشد با زمینش میگه من تو این زمین میزنم تا تو بمیری اون آقا هم تر شهادت داد و بعد بعضی ها در زیر روایت دارد که این ایمانش هم ایمان درستی نبوده خیلی ترس این ایمان ها برده تحجاب هر مدید این روایت در زیرش حالا ما شهاده اصلی رو بخونیم در زیرش دارد که در زیر این روایت دارد که حتی که این مجزات رو اختار بازه کفتیم سیر