گفتن که یا علی اینا حرف راستی میشنند. حضرت فرمود گول اینا را نخورید. اینا باور ندارن. بلاخره گول خوردن و تاریخ میگه که بیست هزار نفر مشعب شدن بعد یه رسیران فشار آوردن که شما آتشبز را بپذید. پس آتشبز به حضرت تحمیل شد. حضرت راضی نبود. گفتن اگر آتشبز را نپذیدید شما را مثل عثمان بیکشید. هنجایی که عثمانه گفتیم تورم بیکشیم پس کنترول از دست این سؤال جاییه که کارا بر وفق مراد و با تدبیر امیر المومنه مثلا پیش بره یا با توافق طرفین پیش بره و میگیم چدو این نتیجه رو به بار آبود مثلا اوضاع از دست علیه علیه السلام خارج شد نظر حضرت این بود که مالک اشتر از طرف حضرت حکم بشه نمونده بشه در گفتگو با امر آز اینا گفتن که آتش این جنگ را مالک برفروخته یعنی مالک را به جنگ افروزی و به تندروی متهم میکنه به خشونت و اینا یه چنین سردار لایقی گفتن این بلا را اون وقت این بیاد نمانده ما بشه عزیز فرمود بس عبدالله ابن عباس نمانده ما باشه عبدالله ابن عباس به سرموی رسول خدا بود آدم دانشمند بود شاگرد بزرگی علیه علیه سلام بود تا آخر عمر عبدالله ام نباس تأصوف میخورد میگفت اون روز نگذاشتن اگر من از جانب ایراقی ها نمانده میشدم هر گرهی که امرعا سفت میکرد من اون رو شل میکردم هر گرهی که اون شل میکرد من سفت میکردم یعنی تدوید تیله های عمرعا سفت من خونسان میکردم علیه علیه سلام هم فرمود باز عبدالله ام نباس باشه اینا گفتن که نه اشاسون قیس گفت که این یمنیه این یه جهت انتخاب ابو موسا بود حالا بدبختی رو ببین گفتن یه جهت انتخاب جهت قوت و حسن ابو موسا اینه که این در جنگ دخیل نبود ببینید یه آدمی که اصلا جنگ حضرت را قبول نداره و جزئی قاعدینه و زمان جنگ جمل با حاکم علیه علیه صلاة و سلام بود در کوفه از زمان خلفای قبلی اونجا کوفه بود مردم کوفه تقاضا کردن یا حالی با ابقای این موافقت کنید حضرت تقاضای مردم کوفه را قبول کرد این را ابقا کرد و تا زمان جنگ جمل که اولین جنگی بود اتباع افتاد این مرد کاشیگنی کرد بسیجی نیرون نکرد کارار خراب کرد که حضرت این را عزل کرد نهایتا مجبور شد عزل کنه این را این کنارگیری کرد رفت در سرزمین بنامه هرز بین شام و ایران اینجا در اون منطقه پرد و کنار زندگی میکرد ابادت میکرد مثلا جنگ را قبول نداشت پس کسی که اصلا جنگ را قبول نداره گفته ها این چون جنگ را قبول نداره پس سواله این چی جمالی داشت چی نقطه قوتی داشت چی چیزی داشت ابو موسای اشعری مسیر بودن یه ده دو جهت بود یکی بی طرفین در جنگ و یکی یمنی بودن بنابراین این را به صورت تحمیل گردن حضرت گذاشتن یک اصل حکمیت و آتش بطران به گردن حضرت گذاشتن از طرفی دیگه بنابر حکمیت که شد متنی نوشته شد در کتاب های مربو به تاریخ جنگی سفید نوشته شده به تفصیل مخصوصا وقت تو سفین نصر ابن او ترجمه هم شده به نام پیکار سفین و در کتاب های فارسی هم مثلا فروغ ولایت تحلیف استاد آتولا عزمال جعفر سبحانی اونجا به تفصیل آمده متنی نوشته شد و طرف این و شود امزای کردن قرار شد که اون داوری بر اساس اون چارچوب مکتوب صورت بگیره قرار شد که بر اساس کتاب خدا بر اساس سنت رسول خدا بر اساس چارچو و زبابید اسلامی اینا حوش میکنن اگر خارج از اینو حوش میکنن حوشمشون باطله بر اساس این زبابید میباید شکرد هم خیانت ابو موسا را میدونستن یاران بسیر حضرت هم سادگی این را میدونستن مرتب تو گوشه ابو موسا خونده هست مخصوصا از روز اول گفتن که تو جلوتر از امراض صحبت نکن امراض ممکنه تو را جلو بندازه یه چیزی شما بگید اون را اخصصند کنه اول او حرف بزنه ببینید حرف او مورد قبول شما هست یا نه شما جلوتر در حالی که خلاف این اتفاق افتاد اینا قرار شد که برند در دومتو جندل منطقه بین یمن و شام اونجا داوری کنند و مدت یه مخلط برای اینا معیین شد این داوری بلافاظه صورت نگیره بله طول کشیده بد وقتی چی شد فتنه روی فتنه شکست بعد از شکست جنگ اصاب بعد از جنگ اصاب کوری قضایی بعد از کوری قضایی خیلی فاجعه روخ داد دو لشکر معاویه و لشکریانش برگشتن به شام علیه علیه سلام برگشتن به کوفه یعنی مقدمات جنگ و اینا دیگه از بین رفت اینا رفتن اونجا که رفتن از روز اول امر آس همه جا ابو موسا را جلو میانداخت موقع ورود و خروج از در موقع نشستن او را بالای مزرس می نشست خودش پایین مزرس محدد رو به روی می نشست که مقدمه باشه روز آخر را جلو بشه روز آخر قرار شد که بیان اعلام نظر کنن که زمن گفتگاه ها امراض فهمید که اصلا خیلی نظر موافق با خلافت علیه علیه السلام نداره این بین صحبت ها یه روز گفت که امراض میخواست این را محک بسنه گفت چطوره که اصلا ما بیانیم هر دور کنار بزنیم دید که مزه دهن ابو موسا را دید که موافق حرفی نداره در حال که کسی حق نداشت خلیفه منتخب مردم رو برگنار کنه اختلاف بر سری چی بود؟ اختلاف بر سری خون عثمان بود امیر المومن خلیفه مسلم بود که کسی در رو حرف نداشت معاویه استاندار معزول شام بود که علیه السلام خلیفه قانون رو برطرف کرده بود که مورد اختلاف نبود مورد اختلاف قتل خلیفه سپون بود معاویه بی خود علی را متهم به قتل اسمان میکرد بریترین شرق در مورد قتل خلیفه سبوم علی علی صلی اللہ علیه وسلم بود معاویه سپان فرستاد موقع محاصره خلیفه سبوم اینا رفتن تا زو خشب تا یه منزلی مدینه یعنی پشت دروازی مدینه گفت تا زو خشب رفتید بمانید اونجا تا دستور سانم من سادر کنید اینا رفتن اونجا مندن مندن مندن تا خلیفه کشتی شد مخالف هم نبود محاوی همچین محاوی از خوداش بود دامن می زدن تاریخ نشون می ده اگر خلیفه سبون مثلا مریض می شد با مرگ طبیعی از دنیا می رسد رو شاخش بود که علی به خلافت می رسد اینا این جنجار را آفردن اوزا آشفته بشه علی را کنار بزنن اینا طبق محاسباتشون می گفتن مرده این خلیفه و حرف اونا رو دارم میگم من جساره دارم مرده این خلیفه و کشتر شدنش برای ما از زندهش الان که به اینجا رسیدیم آخه چون نوت سالش بود یا متزاوز نوت سالش بود پیشبینی میکردن یه سال دیگه دو سال دیگه خلیفه فوت خواهد کرد و با وضعیتی که پیش آمده مردم از گذشتها ناراضی هستن با موقعیتی که علی داره رو شاخشه که بعد از این خلیفه علی به خلافت میرسه و علی به خلافت برسه بنی اومیه خیانتکار و غارتگر را کنر خواهد زد و اینا همه درست بود بنابراین اینا دستی دستی خلیفه سیبون را به کشتن دادن خب حالا مجرم اصلی معاویه و امثالینا بود در قتل خلیفه سیبون اختلاف مال این بود میبنید اینا برسن بگن حرفی معاویه چیه آقای علی خلیفه هست یا نه بله خلیفه هست معاویه حرفی حسابیش چیه معاویه میگه قاتل عثمان علیه باید محکمه باید تشکیل نقطه اختلاف اینا بود و ابو موسا مسئله را کشون بخلافن دید اصلا با برکنار کردن هر دوی موافقه بین صحبت ها ابو موسا گفت که خالا چطوره که داماد من عبدالله نومر خلیفه بشه اصلا هر دو اینا رو ما برکنار کنیم حالا حب سنیم نه حب راستم برکنار کنم داماد من عبدالله مومر خلیفه بشه امراض گفت که چرا پسر من عبدالله نه اونم پسر داشت به نام عبدالله اصلا این صحبت ها چیش بعد نهایتا امراض دید که با برکنار کردن هر دو همچنین خیلی مخالف نیست گفت که پس بریم هر دو را برکنار کنیم بگیم مردم ما هر دور را برکنار کردیم و شما خلیفه را انتخاب کنیم خالی سؤال کی را برکنار میکنن؟ ات چی برکنار میکنن؟ علی را از خلافت برکنار میکنن معاوی را چی برکنار میکنن؟ معاوی خلیفه بود که برکنار میکنن خلیفه نیست که اصلا اصلا سورت مسئله پاک کردن به هم زدometimesدن خیانت کردن فرمودن که پیچیده بود نه پیچیدن بود پیچیدش کردن و قضایا را هم پیچیدت هر کردن قضایای بعدی علی علیه السلام از این حکمیت خیلی زرر کرد بنابراین به اون تمیداتی که امراد جلوترچی کرده اینجا گفت شما صحابی رسول خدا هستید شما پیرمرد هستید شما به فرماید اول صحبت کنید و همون جامعه ابن عباس بود گفت که ابو موسی یادت باشه نرو اول صحبت کنید بزه این مرد رو بر صحبت گفت نه ما قول و قرارامونو کردیم محکم کاری کردیم به توافق رسیدیم ایشون میفرماد مصفف مصففی که بود این بود بعد ابو موسا رفت گفت که بله ما به توافق رسیدیم هر دور رو برکنار کنیم مسلمان ها خودشون شورا تشکیل بدن و خلیفه جدید انتخاب کنن آمد پایین امر آز رفت گفت که مردم شنیدید ایشون گفت که هر دور را برکناش کرده ولی حرف ایشون راجع به چیز خودشون به خلیفه خودشون نافیزه نسبت به شخص مورد نظر ما معاویه حرف اون نافیز نیست من در مورد علی حرف اون را تعیید میکنم منم علی را برکناش کردم ولی من معاویه را منصوب کردم داد ابو موسی اشعری بلند شد گفت که ما خدا لعنت اید گفت که اینجوری توافق نکرده بودیم گو خدا تو را لعنت کنن ما بله همینجوری توافق کرده بودیم و اینجوری شد که و بعد دیگه قضیه پیچیده در شد سر همه حکمیت همون خوارجی که حکمیت را آتش بس را ابو موسا اشعری را بر حضرت تحمیل کرده بود اون زمان خوارج نمی گفتم اینها منشعیب شدن دوازده هزار نفر و وضع ظاهری قضیه اینجور برداشت شد که معاویه منصوب شده به خلافت مسلمان ها معاویه در آسانه شکست بود وقتی قرآن ها را بلند کردن یعنی مالکشتر در جبهه مقدم پیام داد به علیه السلام یا علی به تبیر امروز نیم ساعت دیگه به من مولد بدی کمی به من مولد بده من در نزدیکی های ستاد فرمانده معاویه دارم شمشیر میزنه کمی به من مولد بده جنگ تمامه جایی با پیروزی قاطع سپاه علیه السلام تمام از یک چین شکست قطعی سپاه معاوی نزاد پیدا کرد معاوی دوباره به قوت خودش باقی مند و قضایی های خیلی غنبار و بسیار بسیار قمنگیزی که بعدها به وجود آمده استفاده کردیم استاد و تأصف از این که به خاطر جهل و نادانی ادهی که خودشون رو مقدس هم میدونستند ادم بصیرت و ناغاهیه همچین آدم های کار اسلام و مسلمین به کجاها کشید از شما شنوندگان محترم تشکر میکنیم از همه شما خداحافظی میکنم و السلام علیکم و رحمت الله اللهم صلی على محمد و آل محمد عجیل فرجت آل محمد اللهم صلی على محمد و آل محمد و عجیل فرجت آل محمد اللهم صلی على محمد Kardamah و عجیل فرجت آل محمد اللهم صلی علی محمد و عالی محمد و عجیل فرج عالی محمد این موج موج نور و صدای فضیلت است موج اف ایم ردیف 96 مگاهرتز موج ایم ردیف 1071 کلوهرتز رادیو معارف دانش آوانی شبان روزی محرمت و نور و وزیرکست به سمت دانائی و توانایی است این خصوصیت ماه مهر جلوی از جامعه دینی صدای فضیلت و فطرت و لا اله الا الله الله اکبر راژیو معارف موج اف ایم راژیف نوود و شش مگاه هرتز موج ای ایم راژیف هزار و هفتاد و یک کیلو هرتز در دل دارم امید وصل تو نگارا هوای دیدن تو یارا مگر به گوشه ی نگاهی انایتی کنی تو مارا هر آدینه سر رهد نشیدم ای دون که روی تو ببینم ای دوست و دیده بارد از غم تو تو ماه مهجمینم ای دوست بازا مهدی تو وعده ی رسون مایی تو از طبان انبیائی گل بحار آشنایی تو جلبه نور خدایی دل دارم امید وصل تو نگارا هوای دیدن تو یارا مگر به گوشه نگاهی انایتی کنی تو مارا یا مولا انایتی کنی تو مارا مولا مولا پسردم از غم زمانه تو این سرود جا بدانه آرام جان بیقرارا برای این دلم بحانه موده ما انتظار تو جهانی کنون تو صابر از زمانی این تو کاخ هستم برنداز سرور قلب آشغانی آه یا مولا ره دی جا یا مولا سرور قلب آشغانی در این جمعه به خاک کوچه های دیده ها به شوق دیده های خونباه روانه می کنم سرشگی که مجد آید آق بسیار که مجد آی داغ بسیار رسانه دینی اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عدید فرجه و همون در اینجا امیدواریم از این وقت اللهم از غنال غیث و انشر علینا رحمتک بغیثک المغده من السحاب المنساغ لنبات ارده المونغه فی جمیع الافا و منون علا عبادک بین آعث ثمرا و احی بلادک ببلوغ زهرا و اشهد ملائکت که الكرام سفرم بسقیم من کنافه دائم غذر و سندر وابل سریع عاجم تو هی به ایما قد مات و ترد به ایما قد فات و تو خرج به ایما هبه آت و توسع بهی فیل اغوات صحابن متراکمان هنیان مریعان تبغان مجلجلام قیره ملث ودقه و لا خلب برغم اللهم اسغنا قیسن مقیسا مریعن ممران عریزن واسن غزیران ترد به النهیز و تجبر به المهیز اللهم از غناصقیان تسیل منه الذرام و تملع منه الجبام و تفجرو به الانهار و تنبتو به الاشجار و ترخصو به الاساره فی جمیع الامسار و تنعشو به البهائمه والخل و تکملو لنا بهی طیبات الرزق و تنبتو لنا به از زرع و تدر به از زرع و تزیدنا بهی قوتن الى قوتنا اللهم لا تجعل زله علینا سموما ولا تجعل برده علینا حسوما ولا تجعل سوبه علینا رجوما و لا تجعل ماهو علينا اجاجا اللهم سل على محمد و آل محمد و ارزغنا من برکات السمابات و الان انک على کل شی غدید بسم الله الرحمن الرحیم بارخدایا ما را از باران سیراب ساز و رحمت خود را با بارانی سرشار از عبری که در گستره آفاق برای روی شگیاهان شگرف زمین تو روانست بر ما بگستر و با رساندن میوه ها برمندگانت منت گذار و با شکوفائی قنچه ها زمین خود را زنده دار فرشتگان عالی مقام و سامن بخش را حاضر نما و بفرما تا از سوی تو بارا نیاورند سودمند و دامندار با دانه های درشت و پربار با رگبار های تند و بیقرار آنسان که آنچرا مرده است زندگی دوباره دهی و آنچرا از دست رفته است بازگردانی و هرچرا رو ایدنیست برویانی و مردمان را فراوان رو زیدهی با عبری انبوح و شادیاور بیزیان و بیکران و بسی خروشان که نه سیل پدی دارد و نه برقش تنها بفریبد پروردگارا برما بارانی ببار که قهدی زدا و سبزیزا فره بخش و بیکران و فراوان باشد تا با آن قامت گیاهان روینده را استوار سازی و پجمرده ها را سرف رازی خداونده بر ما چنان ببار که از تپها آب جاری کنی چاه ها را سرشار سازی جوی ها را روان و درختان را برویانی و در همه شهر ها ارزانی پدیداری چارپایان و مردمان را شادمان داری و روزیهای پاکیزت را بر ما کامل گردانی که اشتگاه های من را برویانی و چهار پایان را پرشیر سازی و بر نیروی من بیفضایی خدایا چنان مکن که سایه آن عبرها بر ما باد سوزان شبد و سرمایش گزنده و شون گردد و چنان مباد که بارانش را برای ما چون کیفر سند باران سازی و آبش را در کام ما تلخ و ناگوار گردامی بار خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و برکات زمین و آسمان را به ما ارزامی دار که بی گمان تو بر هر کار تدانایی اللهم صلی علی محمد و آل محمد اللهم صلی علی محمد و آل محمد و هایی که از دماغ نفر و رحمت را برده می دهد و هایی که از دماغ نفر و رحمت را برده می دهد موسیقی موسیقی