به مدت سی دقیقه کنم از شما که با ما بودید شب خیر خدا نگهدار بررسی تحقیقی نشانه های مهدویم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمين و صل الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل على محمد و علی محمد سیما امام زماننا حجت الله في الأراضين بحث ما راجع به غیبات انبیاء بود که در روایات به آن اشاره شده و به وسیل وقوع اون غیبت ها حیمنه حیمنه شبهه شطور می شود حجت خدا غائب باشد امام زمان غائب باشد با ذکر شواهد غیبت های انبیاء حیمن این شبهه شکسته می شود یکی از انبیاءی که غائب شدن مدتی حضرت ادریس بود که ما حدیث را بخشش رو خوندیم مقدار دیگه شما اینجا منتهی شدیم که ایشون از خداوند عزوجل خواست که بر این مردم باران را قط کند در اثر اون جنایتی که او پادشاه انجام داد بارون بیس سال قط شده و خود ایشون هم مختی بودن و مؤمنین هم مخفی بودن تا این که اون ظالم از بین رفت یه ظالم دیگه روی کار آمد مدتی کارهای همون سیاسات ظالم قبر رو دنبال کرد خرکشاورزی بود و از نعیشتشون به هم ریخته است توبه کردن خداونده عزیز بجرم چون وعده و قول داده بود به حضرت ادریس که من دعای تو رو مستجاب میکنم باران رو نفرستاد ولی به ادریس وحی کرد که بالاخره منم اتای طلبی دارم تو این بیس سال طلب تو رو اجابت کردم حالا اون طلب من اجابت کنم که چی؟ دعا کن که بارون به فلسطین دو دفعه امزارم خداونده عزیز و جل تبقی این نص تبقی این نص ما داریم روایت میخانیم اللهم اینی لا اسالو کداریک من از این درخواست نمیکنم خدا به ایشون فرمود دوباره باز گفت که لا اسالو کداریک خداونده عزیز و جل به اون ملکی که خب بسیار خوب دعا نمی کنی ما طریق دیگه اقدام میکنیم یه جوری که هم درخواست تو اجابت شده که گفتی باران نفرست و هم یه راهی دیگه که خودت بلاخره دعا بکن رابطن از دمجل اوحا الی الملک این ملکی رو معمول کرده بود که شب به شب براش غذا ببره فرمود دیگه نفرست فلمم امسا ادریس فی لیلت ذالک الیوم روز روزه بوده شب شد تبقیه مامر بیس سال روال این بوده که غذا میوردن براش دید نه خبری نشد لمی اوته به طعامه حزن و جاء فصبر بلد محزون شد ناراحت شد آه گروه سنمان سبرم که هلی انشالله آه فردش فلما کنه فیلیوم ثانی لمیوته به طعامه بازم نیمد اشتد حزنه و وجوه گروه سنی زیادتر شد اندوه شم زیادتر شد که لما کانت لیل الثالث من یوم الثالث باز لمی اوته به طعم اشتد جهده و وجوه اون سختیش مضاعف شد و حزنه دیگه اینجا سبره نیست قل سبره قبل قل سبره فنادار ربه خدا را اینه ادنی دار کرد و از خد یارب حبست عنی رزقی من قبل ان تقبض روحی محروس زنده اگر مردن سمی منو قد کنی زنده است و انا حید فاوحا عزوجل یا ادریس جزعت بی تابی می کنی من سه شب برد قضا نفرست بیس سال مردمو معتر کردی جزعت ان حبستو ان که طعام و لم تذکر جوع اهل قریتک و جهدهم منذ عشرین سنه اونا رو یاد نمیره خودتو یاد میره ثم سألتو که این جهده من بتگفتم که این آدم در مزیقه هستن و منم تعهد دادم که تا تو دعا نکنه نفرستم یعنی خب تعهد ندم که هر شب برشان بفرستم دو دفعه هم ازت گفتم که از من درخواست کنه که دعاق که بفرستم داد ابون نکن ثم سألتو که عن جهدهم و رحمتی گفتم یاد هست و گفتم رحمت من و اواسع هست همه را شامل میشه این را شامل میشه لذا ازت خواستم انت سألنی ازت خواستم که دعا کنی ان انترستمو علیهم فلم تسألنی و بخلت علیهم به مسئلت که ایه سوال من درخواست نکردی و بوخل برزیدی که دعا کنی لطفا را عدبت کردم اینجوری حضرت قدفت فعدبتو که بالجوع را گرز نگذشت فقل اند ذالک سبروک سبرت کم شد و ظهر جزاؤک بیتابی کردی فهبت من موضعک بیستر کجا بودی؟ غایب بودی دیگه ها؟ بس دیگه بیبریم بیبریم برو خودت دنباله او نه روزی خودت خودت هیه کن فهبت من موضعک فطلب المعاشه لنفسک فقد وکدتو که في طلبه لحیلتیک این دیگه من تعهد نمیدیم خودت بود بیرپیه تحصیل داره آزفرد حبت ادریس من موضعه الى قریا یطلبو اکله من جرو این مکتر کذا که سرد رمق بشه لما دخل القریا نظر الى دخان واردش بی کجا بره همه گرفتارن دیگه مشکل عمومیه حبت ادریس آمد رستا دنباله یه لقم غذایی بود ایدی از دور یه دودی بلنده و ها اونجا انشالله پخت پذی هست فاقبل نحوهو فهج فهجم علا عجوز کبیره شاید بدون یه الله باشه میخرد هم نکرد شاید دورست نگیدیگه هم نکرد توی خونه این یک پیری زنیست بلاخره وی تورق قرصتین لها علامقلاد ساج میگن چه میگن این اصطلاح که رو آتش میگذرن دوتا خمیر نونش کرده میخواد بذاره روی این ساج قول ایتو هل مره ات ایمینی فانی مجهود من الجوع و هنگه مجهود بر موت هست ایچی زمان بیده قالت یا عبدالله ما ترکت لنا دعوه ابریز فضلا نطقه مواحد ادریس نفرین من کرده لم ندهش ادریس چیزی برای ما نگذاشته که بتونیم مثلا کسی را مهمان نوازی کنیم اضافی نداریم بکس میدیم قسم خود که غیر همین دوتا را نداره هیچی نداره قالت بله اصلا اینجا آمدی دیگه درخوندگرم نزن حکم الامثال فی مایجوز و مالایجوز واحد تازه من خوبه شون بودم جای دیگه هم همه همین هم جای از نم از نمیخواد درخواد دیگه برو از رستایی دیگه قال الله ات امینی ما اون سک بهی روحی یه لقمه زنم بده خودمه نگه دارم و تحملنی بهی رشدی انا اطلب اگر نمیگید برو رستایی دیگه اما باید راه برن خورانه میتونم برن یه لقمه زنم بده که من بخورم که باید برم رستایی دیگه دست از سر رستایش ما برداریم قالت انما هما قرصتان واحد لی و الاخره لی ابنی دوتاست یکی مال من یکی مال بی سر اگر قضای خودم بطه بده من میمیرم اونش اینم دست روز بورست نبوده اگر قضای بچه هم بطه بده بچه هم بیده فاین اطعمتو که قوتی مدت و این اطعمتو که قوت ابنی مدت و ما ها هونا فضل اطعمه کنید دیگه چیزی نیست اضافه که من بدمشم او بلکن نبود گفت حالا قضه خود مال خوده تنونو ولی این بچهت بزرگ نیست کچیکه اینون برش زیاده قال ان ابنکی صغیر یجزیه نصف قرصه فیحی به زنده میمونه یا یحی به و یجزیه نصف الاخر نصف دیگرم برای من کافیه منم زنده مونم و فی ذالک بلغلی وله این اخره هم برای منه حیات هم برای اون اگر نصف به نصف نکنی یکی دوتای ما میمیره بیا جان هر دو را وقتی که دید خیلی اصرار میکنه زنه گفت باشه نون خودم خودم میخورم نمیدون بکسیم نون بچه من اسم میکنم اکلت المرع قرصه ها و کسرت الاخره بین ادریس و بین ابنها بحثم راجب روایت از ادریس و غیبتش از اینجا شروع ظاهر شده نشد توی این بیس سال غائب بود از اینجا شروعه اگر تعبیر درست باشد خروج زهور فلان خروج اما ظاهر نشد نصف کنون بچش را داد به بچش نصف نصف نصف به حضرت ادریس فلما رآ ادنها ادریس یا کل من قرصی اضطراب و حتماد ایه شریک شده هزمونش دره میخوره اینقدر بیتابی که تا مرد بچه عجیبه من سعادش هم میخانم این روایت فقط همون ابو البلاد دوشیخ مقدر بخسه سعاد مشکلی هم نداره خب زن ناراحت شد گفت یا عبدالله قتلت علی ابن جزعن علاقوته به خاطر ای که نصف نونش رو شروع کرده به خورده ای بچه کشته شد مرد شما گفت که نگران نباش من زنده شم کن انا اخیر بی اذن الله فلا تجزی آمد حضرت ادریس بی ناس دیگه مقدمات زهور فراهم بشه دست یا بازوی این بکش را گرفت و با روح هم سخن شد فرمود ایتو هر روح هل خارج عن بدن هاد الغلام بی امر الله ارجعی الابدنه این همون تصرف تکریمیست بلگرد به اذن الله و انا ادریس النبی امنی که گفت کار دستش داد دو رفت اگه تحبیر درست باشد دو رفت انا ادریس النبی همینی که گفت رجعت روح الغلام الیت بی اذن الله و حیل موتا بی اذن الله دیگه روح برگشت فلمه سمعت المرأه کلام ادریس و قول ادریس انا ادریس بختی که سخنه بی ادریس شنید دید به چج زندشوت و نظرت على ابن ها قد عاش بعد الموت اونی که منتظرش بودیم تو هستی خرجت تنادی به علا صوته این صحیحه هست امیدواری صحیحه یک زن اما برای امام زمان صحیحه آسمانیه جبریل تصیح و خرجت تنادی به اعلى صوتها فی القرية ابشروا بالفرج فقد دخل اگریس قریتکم رای می شود یه روزی همه ندای آسمان یا بشنبیم یا اهل العالم ابشروا به ظهور مهدی آل محمد اللهم صلی اللہ و بحمد دور نیست اولا سی زمین فراهم شده حضرت ادریس مذا حتی جلس على موضع مدینه الجبار الافل رفت هم روسیه و جبار اولی فوجدها تل خدا مگر نفرم شهرشونو به هم میریزن دیدیه تل خاک وجدها تل فاجتمع ایلیه اوناس من اهل قریته اما دندوره جمع شده گفتن یا ادریس اما رحمتنا فیها دیل عشق این سنه بیس سال بما رحم نکردی التي جهدنا فیها و مست نجو یا ایوهل عزیز مستنا و اهلنا اما رحمتنا فد اوناس من امتحانه از خدا بخوا یا لازم بخوانید یا متعدی بخوانید برسه باران بخوایید آل الله بازم دعونم تا که خوزالم اول رفت از ظالم دوباره و جمیع اهل قریتکم همه تونم باید به حالت استعصال بیایید چیلی نماز باران میرن به حالت استعصال و زلت باید اینجوری بیایید همون جبارتونم باید بیایید مشاد حفاد فیسالونی ذالک همه بیان از من بخوند فبلغ الجبار قوله بعث الیه اربعین رجلا یکتوه بی ادریس بعضی جبار بلکن نبود شیلتو معمول فرستاد که ادریس رو بیره فاتوهو اونو عمدن شیل مثل فقالو ان الجبار بعثنا الیك هم معمولین که تو رو جلب کنیم لی ندهب بیکه الی تو رو ببینیم پیشون فدعا علیهم و هم قدرت زنده کردن دارد و هم قدرت میراندن دارد او بچه رو زنده کرد این چهر نفرم مناخیره مبودی شون کنیم فدعا علیهم فماتو چهر نفرم برده فبلغل جبار ذالک عجاب چلت معمول فرستان کشیده هموز باور نمیکرد قضیه آسمانیه پیار کرد خودش یه ملکه از زبیسم یه ملکه فهمه غلط همینه اینو چی فا کرد بعث الهی خمسة و میعت رجل پون ست نفر فرستان لیعتوهو به فَأَتَوْا مَمَدَه تو ما معمول هستیم قَالُوا اِدْرِيسِ اِنَّ الْجَبَّارَ بَعَثَنَا اِلَيْكِ لِنَدْهَبَ بِكَ اِلَيْهِ ما رفت رسان که تو رو ببین پشن قَالُوا اِدْرِيسِ اُنْظُرُوا اِلَى مَصَارِ اَيْ اَصْحَابِكُمْ استلاح این بود درم برای تو میزو زعیب بود برای شما رو هم سرنوشت همه سرنوشت اینه رو نگاه کنین که این نفری که فیلت سازه بودین همه شون افتادن اینجا میخواد شما هم سرنوشت داشته باشید؟ بندرو الى مسار ای اصحالو یا ادریس قتلتنا به جوع منده اشترین سنه همه میدونان بیس سال مرا زعجر کش کردی گرسنگی دادی ثم تورید انتدو علینا بالموت با حد از بیس سال میخوای مرا بکشی نابود نیابید که من بمیریم امالک رحمه حالا به خودتون اشکال برمیگرده ملکتون رحمت داشت شمایی که با ملکتون هم کنیم میگن شما رحمت دارید که از این رحمت میخواد من این رحمت دارم خاند شماها را عدب کنم امالک رحمه قال ما انا به ذاهب الهی من سراغون برونیست او پاشد بیاد وما انا بساالله از خدا نمیدرخواست نمی کنم ان یمترستما علیکم حتی یعتینی جبار کن من دعا میکنم یه شرکت پادشاتون پاشد بیاد چجوری بیاد ماشین حافین و اهل قریتی کن پادشاتون باید پاورنه بیاد حالت استعصال و زلت و اهل قریم باید پشید بابرا و پیاده فانطلقو الی جبار دیگه بهشون رحم کرد بین پونسد نفر که اینها را شن اصلاحشون باطل نکرد بید پیامتی رفتن پیش اون جبار فاخبروه بقول ادریس همشه مسئله ایست و سألوه ان یمضی معهم و جمی اهل قریتی ملدیست از اشخاص سنگاه اشخاص شده مگه نیست باید تغییر کن پا برانه خودت و تمام اهل قریت پشت بید خدمت هستیدیست مشاد حفاظ بلاخره قبول کرد سعتوه حتی وقفو بین یده خاضعین نده اینگه چی میگن سورت مزرع تغییر کرد عوض شد بران اینا آمدن خاشع ازش خواستن طالبین الیه ان یسال الله از دو جله هم ان یمترستم از خدا بخواه که باران بکرستم خوب انایت کنید تقریبا ظاهر شده ادریس ولی هنوز باران نیامده اما ببینید در روایات مهدوی بارانی قبل از ظهور ببارد که نزیرش را تاریخ ندیده لمیوم تر رو حتی نگاه بکنید الان منعت السماقت را اما در اون دوران دیگه لمت هم نبه از سماع قطره ولل ارض افلادو اکباده یکی وضعیت عوض شده اینجا از ادریس تقریبا ظاهر شدن ولی تا اینها گوشمالی داده نشوند و اعتراف نکنند که بنده خدا هست و هرچی از از جانب اون دعا هارو نمیکن دعا نمیکنیم خلاصه فقاد لهم ادریس اما الان ف حالا که با این وضع آمدید همتون از جبارتون شاهتون تا رئیت اما الان ف فسأل الله عزوجل انده ذادی که انیم ترست ما علیهم و علا قریت من وحیم خدایی برانو بفرست اله این و ان استغفرو ربکم اله چیه آیه استغفارا یونزل السماع علیکم مدرارا حالا که به اینجا رسیدید باشه من دعا دعا کردند فَأَظَلَّتْهُمْ سَحَابَ مِنَ السَّمَهُ یه ده فیه؟ ابری ظاهر شد و ارعدت و ابرقت ناگه هون رأد برزد و هطلت علیهم هطله غیر از نزله هطله باران های پی در پی افری ایجوری بارون آمد من ساعتهم همون همون لحظهی که ازت دعا کرد حتی ظنن انهو الغرق بارونی آمد که گفتن دیگه الان آبها بلاخره توفان روح توفان وهم از بین میرن همه نمونه هاشو من در مکه معظمه دیدم بعد از حج عجیبه زمسون باشن تابسون باشن هر وقت میخواد باشن شهرداری شهرداری آسمان کار میکنه باران میبارد چه باران یعنی یه لحظه میگه این دیگه الان همه رو غرق میکنه بله الان یه هطلت باران نازل شده به گونه که تحصیلی که غرق بشن فما رجعو الى منازلهن حتی احمدهم انفصهم من المان دیگه مشکل بیابی بله حل شد دیدم توی یک از خبرگزار نوشته بود که بیابی خدا حافظ یعنی دیگه مشکلی وقت شد وقت داریم مشکلی ما انشاءالله نخواهید و نخواهیم داشته این روایتی بود که جریان غیبت حضرت ادریس را بیان میکرد که آقا امام از تأکید میکردن به جناب صدوق که اذکر غیبات الانبیا این یکی شد حالا مرحوم مجلسی بیانی دارد که اگر زنده ماشیم خواهیم عرض کرد این مطمئن بعد از حدیث تمام شد بعد از اون بیانی از این مجلسی مطمئن میکنیم بعدم بررسی سندی خواهیم کرد و بعدم وارد بحث دیگه خواهیم شد موسیقی قشنگون و مرعی خواه من شما رو حتی با چشم