میگن میگه این هفته نشد طور نیست هفته دیگه این ما نشد ماه دیگه امسال نشد سال دیگه آقا پس که شما حکومت رو به دست میگیرید امام صادق علیه السلام با حرف پیره مرد عشق ریختن بعد فرمودن ای پیره مرد تو از منتظران امر ما هستی اگر عمرت طولانی شد و ما حکومت رو به دست گرفتیم تو حکومت ما جایگاه داری اگه نه از دنیا رفتی قبلت حکومت ما در اون دنیا در کنار آقا رسول الله بهترین جایی رو خواهید داشت بینید چند تا نکته داره این روایت یکی این که این پیره مرد اصلا شب و روزش با انتظار عجین شده بله یعنی ما باید واقعا امشب که میخواییم بخواییم بگیم عجب این جمعه هم گذاشته آقا نیمده واقعا منتظر باشیم هفته دیگه آقا انشالله بیاد یعنی این طوری انقدر ظهور رو نزدیک ببینیم اصلا رنگ و بوی زندگیمون فرق میکنه و نکته دیگه این که آقا انتظار چه به سمر برسه چه به سمر نرسه جایگاه ما رو عالی میکنه و امیدواریم که همیشه بتونیم این انتظار تو زندگیمون نهادی نکنیم و فقط هم خودمون منتظر نباشیم در ساختن دیگران که اونها هم به سمت جاده انتظار بیان انشالله تلاش کنیم موفق و معید بشید تا جمعه ظهور تا چه حدی نزده شما دوستان و وفق بوده ارز کنم محسن مبارکتون که انشالله هفته دیگه نه و سی دقیقه خدمت شما شنوندگان عزیز میرسیم و توفیق داشته باشیم عمری باشه با دعای خیل شما باز هم خدمت گذارتون باشیم مثل همیشه اللهم اجل ولی کلفرج ای عزیز یا مهدی تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی اندوه بزرگیست زمانی که نباشی نشدی قای بزندیشه که پیدا کنمت تو ویدات هر از آنی که ویدا کنمت چشم دل روشنی از مهر رو خط میگیرد گم نکرده از تو را دیده که پیدا کنمت گم نکرده از تو را دیده که پیدا کنه من نوای معرفت سدای ایمان رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت قیام کنید آقای قاضی آقای قاضی اگه دوست دارید با آین دادرسی پرونده های حقوقی و کیفری آشنا بشید شنونده برنامه آقای قاضی باشید از پنجمه مهما شنبه تا پنج شنبه ساعت سیزده و ده دقیقه از رادیو معارف خب دوستان گرامی از رادیو معارف همچنان افتخار داریم که در خدمت شما هستیم بخش سه بومه برنامه ها رو تقدیم میتون میکنیم و خوشحالیم که ساعت رو با شما سپریم میکنیم تا شش بام داد امیدواریم هر جه هستید سرامتی قرین لحظه لحظه زندگیتون باشه و ما هم فعالیتی که میکنیم اولا مرزی رضای حق باشه و در ثانی شما دوستان و صاحبان اصلی این شبکه از برنامه ها راضی باشید محضر مبارکتون ارز میکنم که مبنا برنامه بعدی هست که تقدیم میشه درس کلام موجهت رسنا و المسلمین ربانی گل پایگانی بعد از مبنا زیارت روح بخش آل یاسین لحظه هم رو اتراگین خواهد کرده 23 و 55 دقیقه با برگزیدهی از بیانات حضرت امام خمینی رزوانو لا تعالی در کلام امام همراه شما میشیم و وارد روز شنبه پنجمه مهما چهارمه ربیستانی میشیم و اخبار سراسری ساعت 24 رو شنونده خواهیم بود و بعد از خبرها با خلوت اونس 35 دقیقه بامداد شما گرامیان و شبیداران رو همراهی خواهیم کرد دعای عرفه ای آقای ماموسین علیه السلام رو برای شما پخش خواهیم کرد که انشالله به اتفاق حض معنوی خواهیم برده یک و پانزده دقیقه هم با سخنرانی اجترسنا و مسلمین فلاح زاده در برنامه بر بال سخن شما علاقه مندان به سخنرانی رو همراهی خواهیم کرده خاطرات مندگار خاطرات فرماندهان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس یک و چهر و پنج دقیقه پخش میشه دو و ده دقیقه با جرعه شما را امراهی میکنیم شهر احادیث کتاب کافی با توضیحات حجت الاسلام و المسلمین حسینی قامی با ما باشید با مبنا قضیه امامت و دلایت اونچنانی که در تاریخ اسلام هم مشخص است معلوم است یه قضیه الهی است مبنام بررسی کلامی مسئله امامت ندعو که اذا ما دبرنا الهیمنا خیر تدبیری فالأمر بیدیک و سبحانك فالأمر بیدیک و سبحانك بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین و صلی اللہ علیه و سیدنا و نبینا محمد و آله تاهرین و صلی اللہ علیه و سیدنا و نبینا محمد و آله تاهرین در جبهه سی قبل یکی از اشکالاتی که در مورد آیه شریفه تتهیل و استدلال به این آیه شریفه بر اسمت اهل بیت علیه السلام وارد شده را ارز کرد و آن این است که گفتند بر فرض این که ما قبول کنیم که ارادهی که در این آیه به کار رفته از اون اراده هاییست که مراد قطعیت داره حتمیت دارد به اسطلاح اراده تکوینیه اگر این را بپذیریم اما مدعا و دیدگاه شیعه را در مورد اسمت اهل بیت اثبات نمی کنه برای این که آقای شریفه می فرمد اینما یورید الله لیوزه و انکومال ریس اولا این یورید و زمان گذشت را دربر نمی گیره فعل مزارع هست و فعل مزاره بر زمان حال دلالت می کند معنیش این می شود که از اون وقتی که این جدیان واقع شد یعنی قضیه کسا و اهل بیت در کسا واقع شدن از اینجا این قسمت برای اونها حاصل می شود اما قبلش را مسکوته یعنی این انما یوریدو دیگه هیچ کنند دلالتی بر قبل نداره این دک نکته مضافا بر این که فعل لیوزهبه و یوتهره اتباع اعلام آمده است ازهاب و رجس فرعه بر وجود و رجس است و تتهیر فرعه بر این است که قبلن تهارتی نبوده باشد پس نه تنها ما قبل این تعلق اراده را دلالت نمی کند بر اسمت بلکه خلافش را دلالت می کند یعنی بخواییم به این آیه شریف استدلال کنیم باید بپذیریم که قبلش تهارتی نبوده این نبوده به این معناه که مخالفش بوده ولیزا تطهیر شده و رجسی مثلا بوده از ازهاب شده ازاله شده پس این دوتا نکته شد حاصل اشکال البته این شد که عقیده شیعه در باره اسمت احل البیت علیه مسلم اینست که من بدول ولاده و خلقت ولی این آیه بنابرای یک وجه ساکت است قبل از این وقوع این جریان را و بنابراین وجه دوم بلکه ساکت هم نیست بلکه اثبات میکند ادم تهاره و ادم الاسمرا این اشکالیست که وارد کردن اجمالا این در کتاب همین مختصر تخفیه اصناع شریعه عبدالعزیز دهلوی آمده آقای آلوسی در کتاب روح المعانی هم این رو در جلد بیست و دوم که تفسیر همین آقای شریفه هست صفحات 26 و 27 ایناست چون اونجا اینا آورده خب ما در پاسخ این اشکال قسمت اول را که بحث ارازه و یوریدو هست ارزم کنیم که ساختا این کلام این عبارت این تعبیر یوریدو الله منسلخه از زمانه یعنی یکتی گفته میشه یوریدو الله در قرآن این در ایج زمانه حال نیست بلکه بیانگره سنت الهیست مشیت الهی مشیت الهی به معنای این که مختزای حکمت حف مختزای رحمت خدای متعال این استفاده جمال الهی این قانون الهیست و سنت الهیست یوریدو نه این که از زمان حال نازل به زمان حال گذشته و آینده نیست حالا نکته اش که چرا یوریدو فرموده است و نفرموده است اراده میتواند نکته اش این باشد که سنت الهی هست که این سنت هم استمرار دارد بقا دارد یعنی اینم نکته ای که یوریدو به کار رفته بس اولا وقتی که از اراده الهی در قرآن حالا چه به سیغی ماضی باشد چه مزاری باشد سخنب میان میاد و مطرح شده ناظره به زمان نیست و طولن زمان مثلا زمان گذشته هست یا زمان حال هست یا آینده بیانگره سنت الهیه و اما این که یعنی اگر ماضی هم باشه همینو میفهماند انما مثلا امرو ازا اراده شیعن اراده مثلا اراده هست و امثالی موارد اما موریدو یک نکتهی هم داره که این سنت سنت مستمره هست حالا تحکیدن ولو کسی ببینده از سنت الهی اگر سنت شد لن تجدد سنت لاه تبدیله بگیم خیلی خوب ولی تأکید می شود تأکید که لغو نیست تأکید خودش حکیمانه است من یه نموناهای ارز کنم ولی برای این روشندتر بشود از آیات شریف قرآن که در همه این موارد فعل مزارع به کار رفته است یعنی اراده الهی در قارب فعل مزارع ولی هیچ کدام ناظر به زمان حال نیست مثلا در این آیه شریفه می فهمد یورید الله بکمال یسره ولا یورید بکمال یسره سوری مبارکی بغره آیه 185 یورید الله بکمال یسره نه این که از حالا خدا اراده کرده است برای شما یسر را که قبلش اراده نداشت یسر را همواره مشییت الهی از اول برا مکلفین اراده هر نسبت مکلفین اراده این بوده است که یوسر را میخواسته از خدای متعالی هیچ وقت اوسر برای مکلفین نمیخواسته یا میفهمد و مله یورید و ظلمند العالمین سوریه آل امران آیه سد و هشت خداون اراده نمی کند ظلم را نسبت به موجودات عالمین خب مله یورید و یعنی از زمان حالا از حالا اراده نمی کند یا نه اصلا خدای متعال سنتش مشیت مطلقه اش این است که ظلم را ندر گذشته ندر حال ندر آینده هیچ وقت مافوخ زمان هست یا در آیه دیگری همه سوریه آل امران یورید الله الله یجعل لهم حزن فی الاخره اراده الهی این است که برای مثلا منافقین یا کافین آل امران آیه سده هفته دو شش نه اینه که از حالا اراده فرموده هست که برای اینها حضی قرار ندهد یعنی افرادی که آل اینه نظر به منافقین باشه یا کافرین باشه یا اونایی که مستحق این بهره های اخراوی نیستن اراده از زمان حال نیست یا در سوری مبارک نساء آیه 26 خدای متعال ارادهش تعلق دارد به این که سنت های پیشینیان را برای شما بیان بکند نه اینه که از حالا ارادهش تعلق گرفته است یعنی خدای متعال این اراده را داشته و دارد و آینده هم خواهد داشت یا در آیه 27 همین سوره خداون اراده دارد که به شما توجه مغفرت آمیز بکند یتوب علیکم یعنی تابه یعنی رجع ان یرجع علیکم به رحمه توبه خدا نسبت به عبد به معنای رجوع الله رجوع رب الى العبده به رحمه است و توبه افر در نسبت به خدا رجوع الابده الى الربه به تزرع دوتاش رجوعه دوتاش نظره توجه افر بکند به خدا توجه و نظر به تزرع و انابه میشه توبه افر خداوند متعال توجه کند انایت کند به افر بررحمه میشه و توبه چی؟ میشه توبه خدا خب الله يريد انیتو این اراده اش تعلق برسه این سنت الهیه سنت الهی اختزام کند این توجه رحیمانه را به بندگانشون يُرِيدُ اللَّهُ عَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ سوری نساء 28 مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ خدای متعار اراده ندارد که در تشریعش بر شما حرج ایجاد بکند این موارد ملاحظه می کنید که هیچ کدوم اراده مربوطه به زمان حال و اختصاص به زمان حال نداره یا در سوریه ماعده آیه 49 اراده خدا تعلق دارد که اینها را اینایی که مثلا مخالفت میکنند اناد میکنن به بعضی از گناهانشون در همین دنیا اونا رو مقتلا بکنه در سوریه انفار آیه هفت یورید الله ان یوحقل حقه به کلماته خدا اراده دارد که حق را تحکیم کنه و ثابت نگه داره با کلمات خودش با انادات خودش یورید الله ان یوحقل حقه یورید الله یعنی شیعینی از حالا اراده اش تعلق یاد که حق را دفاع کند قبلن اراده اش به دفاع از حق تعلق نگرفته بود قطعا این نیست یا در همین سور سوری انفال آیه 67 و الله يريد الاخره یعنی شیطان و دنیا پرستان دنیا را میخوان ولی خدا برای انسان آخرت را میخواد یعنی سعادت را نیاز از حالا میخواد این سعادت را یعنی از اول که انسان را خلق کرده یا حتی قبل از خلق انسان این اراده الهی بوده سوری توبه آیه 85 سوری قصص آیه 5 و نوریدو یعنی ما از حالا اراده از زمان حال یعنی حالا که داریم بگیم اراده کردیم یعنی این بشیت ما هست که مستضعفین قافم بر زمین باشن وارث زمین باشن سوری قصص آیه پنج بود امثال این موارد حتی در غیر ارادی الهی هم همین طورها مثلا یعنی چی؟ یعنی شیطان از حالا اراده داره؟ یا نه؟ یعنی سنت شیطان همینه در مقابل سنت الهی شیطان کارش بغذا ایجاد کردن و عبابت ایجاد کردن است از روزی که شیطان بوده این کار رو می کرده حالا هم می کنه آینده هم می کنه سنت شیطانه رویه شیطانه یوریدو شیطان در مقابل شیطان این همه موارد نا سنت الهیه پس بنابراین این انما یوریدو لاغلی یوزه و انکم و رجت اگر بخواییم از یوریدو که فعل مزارعه هست این را استفاده کنیم نمی شود یوریدو یعنی سنت الهی تعلق گرفته هست به چه به این مسئله که یوزه برن کمور ریست و چرا را تو قالب مزارعه آورده امسکردم این وجه مزارعه بودنش ولی ماضی هم میترمود همینه ولی که این تأکیده بر استمراره که یعنی سنت الهی استمرار داره خب تحکید خودش نکته یه تربیتی و غلایی داره، حکمی داره باید یه بحث دیگری از فراتر از این که اصولا آیا فعل مزاره از نظر وضع عدوی و ساختار وضعیش زمانم درش هست خب چه بحث دیگریه، من دونبار دون نشدم فعلا خواستم ارز بکنم که از این کار برده های قرآنی ما میفهمیم که اراده الهی چه در قالب ماضی بیان بشود چه در قالب مزارع بیان بشود اراده الهی در قرآن ناظره به سنت الهیه و فرازمان هست کاری به زمان نداره وجه این که به صورت مزارع آمده غالبا به خاطر همین استمرارش این نکتره من خواستم حالا عرض بکنم بله یک بحثی دیگری هم هست که اصولا آیا حالا غیر از این فعل اراده و یوریدو سایر افعال مزارع که در قرآن یا از جای دیگری به کار بره کلن این فعل مزارع، این سختار تریفی مثال یه توبه باشه، یوزهب باشه، یوتهر باشه و امثال اینها آیا اصلا فعل مزارع به ماه و فعل مزارع زمان را می فهماند یا نه؟ وضع فعل مزارع برای استمرار هست او شعنی که فعل مزارع دارد شعن اولیه اش اینست که یدل و علل استمرار اما زمان را به قرینه میفهمیم ممکن است این قرینه در حالت بکنه زمان مازیست ممکن است ببینی زمان حال است این زمان حال ممکنه بگیم علل اغلب علل اغلب کار برده فعل مزارع با زمان حاله این هم خودشی که بسیاریه اینه ادهی از محققین معتقدن که ساختار فعل مزاره خودش دلالت بر زمان ندارد زمان رو ما خارج از این ساختمان میفهمیم از قرینه میفهمیم حالا قرینه حالیه باشه لفظیه باشه هرچی باشه منطق ممکنه کسی ادعا کند که اکثر استعمالات این سیغه فعل مزاره همراه با چی هست؟ همراه با زمان طاله اینم یک محضی حالا اون رو ما بگیم یا نگیم فعلا به این مطلبی که من ارز کردم رفتی نداره من فارغه از او عرض کردم کسی گفت فعل مزاره زمان دلالت می کنه بگه گفت نه زمان را به قرینه می فهمیم اونم هرچی گفت ما می گیم این اراده الهی در قرآن کریم وقتی به کار رفته از خواه در قالب مازی خواه در مزاره بیانگر سنت الهیه و اما این که در قالب مزاره به کار می ره سنت مستمره الهی را می خواد بیان بکنه پس این لکتی اول که این دلالت که گفتش که این اراده چون فعل مزاره از زمان حاله میگیم چون سنت الهیه سنت های الهی فرازمان هست وقتی فرازمان شد من اول میشه دیگه قطعا نباید بگیم که در مرتبه یه بعد از سنت الهیه فارغ از متعلقش ها فارغ از مرادش حالا به مرادش کار نداشته باشیم که چه هست ممکن است مراد زمانمند باشه فعلا بحث اراده هست نم مراد ممکن است که اراده یه ایلایی که ازلی است مرادش فی زمانه محقق بشود مثلا اراده کرده از خدای متعال از ازل که وقتی که در این زمان معین شرایط برای رویش این گیاه حاصل شد حاصل شد مراد در زمان حاصل می شود اما اراده اراده ازلیست این که از رو کنیم سنت الهی و حکم الهیه و فراز زمان هست قطعا اراده دیگه نمیشه و ارادهی باشه که زمانمن باشه پس از این جهت اشکال دفت میشه اگر اراده الهی سنت الهی ازلیست دلالت میکند که من ازل تعلق گرفته بله مرادش چیست؟ اون مراد رو باید مشخص کنیم مراد ممکن است در زمان خودشته باشه مکنه در زمان آینده باشه ولی اراده ازلیست این که میتهمد اراده ازلیه هست سنت الهیه ولی حالا اون مرادش کهی میخواد محقق بشه مکنه از که اون مرادش در یک زمان آینده باشه اون بحث پس از نظر اراده اشکال دفت شد میماند اون متعلق اراده متعلق اراده گفتن که آقا لیوزهبه هست بنابراین که لیوزهبه مفعولون به باشه اینما یورید الله و مازا اراد الله این اراده از دلیل الهی به چه تنداغ گرفته به ازهاب ریجس این وقت بخش دوم اشکاله بخش اول اشکال حل شد ولی بخش دوم مانده که میگوید اراده ولی از دلیل تنداغ گرفته اما تنداغ گرفته به رجتی که هست او را زایلش کند به زدایت یوزه بند پس منابارین دلالت میکند که قبل از این که این جرائیان واقع بشود این کسا و این جرائیان واقع بشه رجتی بوده ولو من ازل خدا ارادهش تعلق گرفته بود که حالا این رجتی را که اینجا حاصل شده چه کارش بکنه برش داره یوزه بند و موقعی مدلولش این خواهد شد که پس رجتی هست ازهاب می شود لیوتهره ازدلن اراده داشته هست که در این وقت مایین چپار بکنه تتهیر بکنه این شما اهل بیترا نمایون ایدالله لیوزه و انکم اجریسته اهل البد و ایتاهره کم تتهیران بخش دوم اشکاله پس ما بخش اول اشکال رو حل کردیم آما بخش دوم اشکال رو چه باید بگیم که این لیوزهبه و لیوتهره دلالت می کنه بر این که رشی هست در جواب این معمولا اینجور فرمودن علمای ما فرمودن که این ازهاب غیر از ازاله است کلمه ازاله بله اون ظهور دارد ازاله کلمه ازاله نجاست ازاره ظهور دارد در این که یک نجاستی پلیدی هست اینا برش میدارند در واقع ظهور در رفع دارد اما کلمه ازهاب ظهور در رفع ندارد کلمه ازهاب با دفع هم سازگاره یعنی می شود که بگوییم ازهاب و رج رفع و رج ازهاب و رج دفع و رج اینم می شود مسحه هست چیست که دفع به کار بره گفتن مسحه هست و وجه هست این هست که وقتی زمینه و شراعت زمینه بود یعنی اون اسبابی که ممکنه از اسباب اون معده ها نه تامه کش میگیم زمینه اون زمینهی که ریچ پیدا بشه و اگر باشد برای این که این ریچ حاصل نداشت چون که در واقع مثل عدم ملکه هست که میگیم که این عدم هست ولی عدم ملکه هست اینجا حالا اصلا ریچ چی نیومده ولی چون زمینهش وجود داره این اضحاب به کار بردنش درسته این در واقع منیشن است که جلوه سبب را می گیره یعنی جلوه این که اون سبب بتواند تحصیل بکند را می گیره خب سبب رشد چیست؟ رشد یعنی پلیدی پلیدی فکری، پلیدی صفتی، اخلاقی، رفتاری، گفتاری ناست دیگه رشد یعنی پلیدی پلیدی در فکر، پلیدی در گفتار، پلیدی در اخلاق و در لفتار خب سبب رجد چیست؟ یا درونه زیابیونی؟ سبب رجد یا قوه واهمه، وهمه یا تمایلات حیوانی، قذر، شهوت، قریزه اینا برای قرار از حیوانیه میتوانن اسبابی باشن برای چه برای رشدینی انسان رو قذب کنه حرف ناروا بزنه رفتار ناروا انجام بده اون قرار از امیال حیوانیش تقیان کنه اون امیال باعث میشه که آدم کار ناروا انجام بده حرف ناروا بزنه یا قوه ورد خالت کنه حرف ناسواب به ذهنش بیاد فکر اشتباه داشته باشه اینو میشه درونی بیرونش هم که شیطان هست انما یورید و شیطان انیوغه و اینکوم را عداوت و البعض و کار شیطان هست دیگه پس خداوند متعال اراده اش تعلق دسته هست به این که ازهاب کند ریتس را از شما یعنی چه کار کنه یعنی جلوه