توی مدرسه حقانی شون پیگیره این بود که مثلا گلستان ما میخوندیم هی از من امتحان میگرفت بیار بخون ببینم من میخوندم قلطام رو میگرفت و دفتری داشت که معمولا هر روحانی و منوری از این دفترها داره که شعرها و مسیبتها و امثال اینا شعرهای مواعز یاد داشت میکرد اون دفتر رو معنوز دارم شعرهای مختلف شعرهای پنداموز و اخلاقی خوبی یاد داشت کرده بود خط خوبی داشت هم پدر بزرگ من هم پدر من هم اموهای من و زیبای خط خوب علامت اصفانه از ماد افتاده ولی قبلا یکی از نقطه های فضیلت یک روحانی خوشنویسی و خط زیبا بود که علما آثار مختوتی که ازشون باقی مونده نشون میده که چقدر به این مسئله احتمام میورد زیدن مرحوم میرزا حسن محدثی پدر استاد جواد محدثی طبعی بلند و زندگی سادهی داشت و با آیت الله تبریزی هم نشین بود دوره ای که ایشون در مدرسه طالبیه تبریز درس میخوندن تو اون دوره با مرحوم آیت الله تبریزی هم مدرسه بودن آشنایشون به اونجا مربوط میشه خب بعد آیت الله تبریزی نجف رفتن و اشون اومدم قوم و امدتن زندگی سادهی داشتن پدر ما و مهردرم سفرها رو اغلب میرفتن همون آزروائیجان برای نمبر و تبلیغ و اینها وقتهای دیگه امدتن ما محض در حوضه و درس و اینها بودن و زندگی ما همی زندگی فقیرانه و زاهدانه بود پول و پلهی تو دستگاه ما نبود و تحصیلات ابتدای ما یادم هست که شنبه به شنبه شن پول تو جیبی ده شهی به ما میداد که با اون مثلا نخوچی کشمشی چیزی میگرفتیم حالا گاهی دلخوشی ما این بود که عید نوروز برسه و بعضی دایی های ما اقوام مثلا بیان اونا یه تومنی دو تومنی عیدی به ما بدن و هلا اینجوری سات خونه ما خیلی وجود نداشت والده ما هم از این خانواده کاسب بازاری بودن خود اون نام میرزا رفی اسمایلی اونا چار تا برادر بودن ستا شون مغازه داشتن کاسب بودن و یکشون از علما بود که هجرت کرد به نجف میرزا محمد اسمایلی و خب سرطان گرفت و تو اون سنین جوانی فوت کرد این پدر بزرگ مادری من یه بازاری بود مغازه قندریزی و قندادی و اینجور چیزها داشت ولی در این حال یک کاسب بسیار متدین و متحجد و اهل زکر و جلسات دینی و نماز جماعت و نماز شب و اینها خب من دوره بچگیگاهی که خونه اونها بودم شاهده این سحنها بودم طبعا وضع مالی اونها بهتر از وضع مالی پدرم بود برای والده شاید این مقدار سخت بوده که بیان همسر یه طلبهی بشن که استطاعت مالی این شکلی نداره ولی برحال روی همین نجابت خانوادگی اومدن پذیرفتن و کوچ کردن زندگی های سخت اجار نشینی شاید نزدیک سی سال اجار نشینی قوم رو تو منطقه خاک فرج تحمل کردن بعدم که خونه ای ساخته شد در قوم نو رو کچ کردن به این قومه به این شهر بعدش هم که خب مهاجرت کردن به گمبه کابوس به عنوان امام جماعت که نزدیک بیس و چند سال همونجا بودن ارتباط های خانوادگی و خیشاوندی هر کس در تعین خط مشک آینده او بسیار اثر گذار است استاد جواد محدسی از این دهاز نیز بهره فراوان داشته است من توی خانواده بودم که روحانی توشون زیاد بودن جد من جد دندر جد من پدر بزرگ من پدر من پدر خانم من روحانی بودن و داماد خود ما روحانی بود شوهر امه ما آی امکانی روحانی بود و بستگان روحانی دیگه ای هم داشتیم و غیر از اون اقتضای زندگی در خانه یک طلبه هشر و نشر با روحانیون هست تو همون دوران کدکی که در خاک فرج بودیم روزه های خونگی به مناسبت ها برگزار می شد سیار بود توی خونه همسایه ها یا همشهری ها و من تو این جلسات رو حضور داشتم و چای بریز قند بگیر و کارای خدماتی به اونکه بچه روحانی که چنین خانواده روزم گرفته میشه و احیام و مراسم مذهبی خود این علاقه به روحانیت رو ایجاد میکنه خود توجه های پدرم در دوره که من تحصیلات ابتدایی رو داشتم توجه های دینی محسر بود روی تربیت دینی ما پدرم خیلی حساس بود یه خاطره باید نیست نقل کنم که قدیم از بچه ها مدرسه رضایتنامه می گرفت هر شنبه می باید یک برگه دست نوشته پدر ببریم مدرسه به معلممون تحویل بدیم که از وضع درس و اخلاق و زندگی ما مثلا راضی هستن یک اسلوب ثابت و مشخصی داشت پدرم هر روز روزای شنبه اول هفته می نوشت خطاب مدرسه که این ردوی بیشتر اونی که یادم هست مال کلاسه مثلا سه روم چهاروم پنجوم اون وقتا هست که این جانب از اخلاق و رفتار و درس و مشق بندزاده جواد محدسی راضی هستم حسن محدسی امزا می گرد ما همین کاغذ رو می بردیم مدرسه یک بار یک نامه این شکلی نوشه جملاتی درش بکار برده بود که من خیلی سردر نیوردم اختزای سوادم هیجاب نمیکرد اون موقع من مدرسه سنیت دوله راه آهم بودم که بعد شد مرزای شیرازی و فکر میکنم کلاس سن چارم یا پنجم ابتدایی بودم معلم منم آقای محمد علی مجاهدی بود همین شاعر آقای پروانه پدر شعر آینی این رو بردم مثل همه رضاعت نامه ها رو دادم اشون رضاعت نامه بچه های دیگرم گرفت من رو صدا کرد پای تخته که پدرتون نوشته که شما نسبت به نماز صبحتون یک مقدار مسامهه می کنید و کاهل هستید هنوز من به سن بلوغ نرسیدم ولی چغالی من به معلم دینی ما به معنی که نماز صبح رو یه مقدار مسامهم میکنم این خاطره رو من یک بار توی یکی از این شبهای شعر به آقای مجاهدی گفتم خب این نظارتی که بر کار درسی ما داشتن مشقامونو میپرسیدن سوال میکردن تو کلاس خط که مثلا داشتیم که توی خونه سرمشق میدادن از من میخواستن که مثلا خوش نویسی با قلم درست و اینها بنویسیم امراه پدرم اغلب روزها وقتی که قومنو ساکن بودیم برای نماز جماعت مغرب و اشام می رفتیم حرم پشتر مرحوم آیت الله حاسد احمد زنجانی پدر آیت الله شبیری تو سحن کوچک ایوان تلا اونجا نماز جماعت می خودیم یا فیضیه می رفتیم پشتر آیت الله عراکی بخوام بگم همه این شراعت و زمینه ها کمک میکرد که ما ایک خلاقی به روحانیت و تلویگی داشته باشیم استاد جواد محدسی که تربیت شده ی پدری روحانی و فازل و مادری احل شعر و عدبیات است برای آینده خود مسیر تلویگی و علوم دینی را برگذید ماجرای تلوی شدن او شنیدنی است ما کلاس ششم رو تموم کردیم خب میبایست تا به سن بریم سبتنام برای کلاس اول یعنی کلاس هفته اومد اول دبیرستان خونه ما قوم نو بود به اتفاق پدر ما رفتیم دبیرستان حکیم نظامی دبیرستان امام صادق فعی اون موقع پل اوجتی هم نبود از رو پل آهنچی رفتیم از خیابون بحار رفتیم تا به دبیرستان حکیم نظامی رسیدیم برای سبتنام کلاس هفتون مداره که من یه مقدار ناقص بود نمیدونم فوتکوپی شناسنامه میخواستن یا چی میخواستن که کدن وید فردا بیارید اون رو هم کامل بکنید ما برگشتیم همون مسیر خیابان ایرم و آینا رو پول آهنچی و آینا رو برمیگشتیم جلوی کوچه که تایش مدرسه حقانی هست رسیدیم عباوی ما گفتن که اینجا میه مدرسه هست بریم سری اینجا بزنیم بس ما بریم ما این کوشه دراز رو تهی کردیم وارد مدرسه شدیم دفتر مدرسه دوتا شیخ نشسته بودند یکی آقای حسین حقانی که نویسنده اقالات و محلف و اینا بود پسر حجالی حقانی که سازنده مدرسه بود به این کم آقای شیخزاده آقای شیخزاده نامی بود که بیشتر امور اجرای مدرسه رو داشت و این شاید سال سوم تحسیس مدرسه بود دو سال قبل از اون اونجا تو دفتر مدرسه از من یه سوالاتی کردن یه سوال ریاضی کردن نسبت دو عدد نصفت به همچیه یه سوالش شعری کردن که شعری هفتیه من چند بیت شعر هفت بودم اونا رو خوندم توضیح و اینها این تست اولیه بود به نظرشون آمد که من استعداد اینو دارم که اینجا اسممو نوشتن و از فردا بیامادم همون مدرسه حقانی دیگه دویستان بیخیاد و شدم طلبه گلزه در سالهای بعد شاید سطح میخوندم کلاس مثلا 7-8-9 دویرستان رو به شکل آزاد و متفرقه با دوستان دیگه خوندیم امتحان دادیم ولی دویرستان نرفتم پایان قسمت اول بحل بخشی از زندگی و خاطرات حجت و لسطمه و المسلمین محدسی رو در این برنامه شنیدیم دکتایی بسیار جالبی بود و میدارم که به دل شما هم نشسته باشه و مورد استفادتون واقع بشه شعر زیباییست که میگه بیا و در دل شب روب باغهای دعا کن ز خلق دیده بگردان و روی دل به خدا کن ز چشم چشم براور ز آب دیده وزو ساز به سوی قبله دلها دو دیده قبله نما کن زمن اعتماس دعا دعوت میکنم با نوای جناب آقای برزگر زیارت آل یاسین رو زمزمه کنید بسم الله الرحمن الرحیم سلام على آل یاسین السلام علیکم یادای الله و ربانی آیات السلام علیکم یا باب الله و دیان دینم السلام علیکم یا خلیفت الله و ناصر حق السلام علیکم یا هجت الله و دلیل ارادت السلام علیکم یا تالی کتاب الله و ترجمان السلام علیکم فی آنائ لیلك و اطراف نهارک السلام علیکم یا بقیه الله فی ارزه السلام علیکم یا میساق الله ایلیه اخذه و بچه ده السلام علیک یا وعد الله ایلیه زمنا شلم یاد غامون السلام علیک ایوه العالمون منسوب فالعلمون مسبوب و القوس و الرحمت الواسعه و ادن قیره مجزوبه حلا به حالات امام زمان السلام علیکم این تقود السلام علیکم این تقود السلام علیکم این تقرأ و تبید السلام علیکم این تسلی و تقنود السلام علیکم این ترکع و تسجود السلام علیکم هینا تهلل و تجبر السلام علیکم هینا تحمد و تستغفر چقدر برا گناه من و شما دعا کرد آقاب السلام علیکم اینا تسبه و تمسید السلام علیکم فی الليل اذا یقشاب و النهار اذا تجلاب السلام علیکم ایوه المقدم المأمون السلام علیکم به جوام السلام اشهد که یا مولا انی اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک لا و ان محمدا عبده و رسوله لا حبیب الا هو و اهله شهادت بدیم انشالله اون لحظه این که همه مارو تنها گذشتن اونجا هم بتونیم شهادت بدیم و اشهدو که یا مولای انه علیه امیر المؤمنین حجتو و الحسن هجته و الحسین هجته و علی ابن الحسین هجته و محمد ابن علی هجته و جعفر ابن محمد و موسی ابن جعفر و علی ابن موسی و محمد ابن علی و علی ابن محمد هجتوم والحسن ابن علی هجتوم و اشهد انکه هجت اللهم انتم الاول و الاخر و ان راجعتكم هم لا ریب فيها یوم لاینفه نفس نیمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیر و ان الموتا و ان ناکرن و نکیرن و اشهد و انن نشره و البعثه و انن سراته حیغنبر فرمود علی جان میستی کنار پل سرات قیلل ناس جوزو به مردم میگن برید رد شید از پل سرات نگاه میکنید رد میشن به جهنم قل تو لجهنم آدالی و آدالک میگین برا منه این برا توه بگو آقا جان ما از اونایی باشیم که تو برا خود دم پل سرات سوا میکنیم و انت سرات احد و المرساده اک و المیزانه اک و الاشره اک و العصابه اک و الجنهه و الناره اک و الوعده و الویده به موهه اک یا مولای شقی من خالف کم موسیقی موسیقی اولکم و آخرکم و نسرتی مؤدت لکم و مودت خالصت لکم آمینم آمین زیارت شریف آل یاسین رو با نوای دلشین جنوب آقای برزگر شنیدیم که امیدوارم خدای متعالی از همه شما بزرگواران به بهترین شکل قبول بکنه تقاید پایانی شنبه پنجمه مهرماه 1404 شمسی چهارم ربیستانی 1447 هجری غمری و آرام آرام آماده ورود به یک روز پربرکت دیگه میشیم روز یک شنبه ششمه مهما خدمت شما عزیزان ارز می کنم که در سهرگاه یک شنبه ساعت چهار و سی و شش دقیقه شنونده ازان صبح در شهر کریمه احل بیت شهر مقدس قوم خواهیم بود و طول آفتاب رو هم ساعت پنج و پنجاه و نه دقیقه شاهد هستیم اما برای کسانی هم که در شهر مشهد مقدس زندگی می کنن و یا زائر هستند ارز می کنم که ساعت چهار صبح نوای دلنشین ازان شما رو به ادای نماز اول وقت دعوت می کنه از شما بزرگواران التماس دعای خیلی داریم اما خدمتتون نه از کنم که در ادامه برنامه ها با شما همراه خواهیم شد و حدودا دو دقیقه دیگه شنونده برگزیده بیانات حضرت امام خمینی قدس اصر روح شریف در غالب برنامه کلام امام خواهیم بود بعد از ورود به روز یک شنبه به مدت سی دقیقه آخرین خبرهای ایران و جهان رو مرور می کنیم و بعد از اون هم سی و پنج دقیقه بامداد خلوت اونس تقریمتون می شه در این برنامه دعای شریف عرفه رو با نوای جناب آقای آبدی زمزمه می کنیم برای ساعت یک و پانزده دقیقه برنامه بربال سخن رو در نظر گرفتیم که در این برنامه شنونده سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین مندگاری خواهیم بود با موضوع اهمیت مبارزه در سیره معصومان علیه مسلم قسمت دیگه ی از برنامه خاطرات مندگار ساعت یک و چهلو پنج دقیقه تقدمتون میشه دو ده دقیقه در برنامه جرعه حجت و دستان و المسلمین حسین قومی به شرح احادیث کتاب شریف کافی می پردازند دعای چهارده همه صحیفه سجادیه رو دو بیس دقیقه زمزمه می کنیم و بعد از اون دو سی دقیقه شنونده برنامه اخلاقی مشق راه خواهیم بود ساعت سه هم برنامه سرمشق تقدیمتون می شه سروش آسمانی رو برای ساعت 3 و 15 دقیقه در نظر گرفتیم و بعد از اون هم ساعت 3 و 45 دقیقه برنامه زمزم احکام رو تقدیمتون میکنیم و در نهایت ساعت 4 هم شنونده برنامه ازانگاهی صبح نیاز خواهید بود خیلی متشکرم که در این دقایق در این شب زیبای پاییزی شنونده رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت هستید موسیقی آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش سایبان عشق بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان عشق بود دست مهربان تو یک هماسه بود و هست نام جاودان تو با تو ارد بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را راه روشن تو را امده این است که انسان این مسائلی که وارد شده است مراحزه کند که تمام اون چیزی که در گفتار اهل معرفت علمی است در عدیه ما فوق او است اگر انکار کردید انکار اونها هم کردید انکار اقوال این ملوث سلام را هم کردید ولی اون نمیدونید و این انکار صد راه انسان است نمیگذارد انسان یه قدم بالا برد و این معارب نفسانی و هواهای نفسانی سرششمه تمام مفاصلیست که در عالم هست این مفاصلی که دنیا را به آتش زده است دنیا در آتش از دستانها می سوزد لغبون شنیدید که رئیس جمهور امریکا گفت است که این کشور ایران یا رزین ایران وحشی هستند اگر مقصود از وحشی این است که رام نیستند در مقابل اون چیزهایی که شما میخوایید گاوی شیرده نیستن این را شما اسمش را وحشی میذارید بگذارید و اگر واقعا وحشی اون معنایی که شما به خیالتون است بخواهید میگید بی حساب دارید حرف میزنید وحشی اون است که نمیگذارد مردم زورمنده به اون تعدی کند یا وحشی اون است که میخواد تعدی کند بی حساب نباید صحبت کرد شما اگر چنانچه رفراندون کنید بین ملتهای دنیا که امروز وحشی ترین رژیم ها کی است من گمانم این است که بین ملتها اگر اتفاق آرانه باشد اکثریت قاطع است که امریکا اون کسی که از اون ور دنیا میاد به این ور دنیا و تحدید می کند که من چه می کنم و چه می کنم اینی وحشی است یا اون که می گد با ما بذارید ما سر جای خودمون در کشور خودمون را آزاد باشیم در منطقه اونها وحشی اون است که رام اونها نباشد چنانچه تروریسم هم اون است که تابه اونها باشد ولی ها ازا دیدید که اراق را تا اون وقتی که رام نبود برای امریکا در چیز تروریست ها حساب کردن همچنین که رام شد اون را سر از بین بردن وقت به جای اون جای دیگر را بردن بی حساب انسان اگر حساب کند این طوریست وقتی که سر خود انسان بخواد مسائل را بگرد این است که رسائه جمهور دنیا الا معدودی اونها فکر می کند ما فکر میکنن که هر کس که مساله ما را در نظر گرفت و هر کس که گاو شیرده ما شد این وحشی نیست و اما اون که سرپیشی کرده از این فرمان این وحشی نیست این منطقه امثال ریوان است موسیقی موسیقی دیگر