حسن خلقت حسن خوید سمیم دل جوید حسن روی تو روی مصطفى جمال نیکوید حسن یا حجت ابن الحسن ایدی ما کن عطا هم نجف و کاظمه سامراب و کربلا یا حسن هست جانم یا حسن هست از خرمنه نایتت به مابده یک خوشه ای شبیه شاه کربلا سائلم و خواهشم تعیید تو سیاه هستم زیارتون لربهی تکید تو سیاه هستن یا هستن هستن وصانه دین صدا اللهم اکبر رادیو معرف صدای فضیلت و فطرت یکی از منابع قنی و راهگوشا در بهبود سبک زندگی ما توسیع دینی در باره سلامتی و سبک زندگی شفا نگاهی به طب سنتی اسلامی هفته پیش جمعه بود که همراه خانواده رفته بودیم به یکی از پارک های همین اطراف هرچند من از جاهای شلوق خیلی خوشم نمیاد ولی خب به خاطر بقیه یعظه خانواده مشهور بودم سر و سده بچه ها رو تحمل کنم اینقدر داد می زدن و شلوق می کردن که یه وقتهای دیگه داشتم کلافه می شدن خلاصه توی همون سر و صدای بچه ها هر جوری که بود شامامون رو خوردیم بعد از شام خوردن طبقیه رسم خانوادگی منتظر چایی داق و خوشمزدهی بودیم که مامانم برامون بریزه همینم شد مامان گلناز واسه من و بابام و داداش سعید چایی ها رو ریخت و روی سینی گذاشت و اوهد گذاشت جلومون بابا هم گفت خانم جان چرا سه تا چایی ریختی؟ پس خودت چی؟ چایی نمیخوری؟ مامان هم یه ها لبخندی زد و زیب کیفش رو باز کرد و یه نایلون رو از توی کیفش اوهد بیرون سعید دادش هم همزمان که چاییش رو طبق عادت همیشه گیش داشت پورت میکشید گفت نه بابا مامان حتما بازم از این گلوگیاه ها ورده بخوره مادرم که از این جمله سعید خیلی خوشش نیومده بود گفت اولا این گلوگیاه نیست و اسمش گیاه دارویه بعدشم حالا که یه نفر میخواد به سلامتیش اهمیت بده شما دستش میندازید همین طوری علکی که این رو ور نداشتم مصرف کنم اه من که دیدم مامانم یکم ناراحت شده چاییمو گذاشتم زمینو گفتم خب مامان جان قربونت بدم یه جمله بگو چی توی اون نایلونه خودتو خلاس کن دیگه گفت خب باشه دیگه این پودر گیاه گزن است بابا گفت خانم سد بار گفتم سر خود از این گیاه های داروی استفاده نکن درسته که گیاه و شیمیایی نیست ولی نمیشه همین جوری برداری مصرف کنی که مادرم همزمان که داشت گره پلاستیک رو باز میکرد گفت آخه من سر خود استفاده نمی کنم که توی رادیوی معارف شنیدم یه آقای دکتوری که کارشناس تب سنتی بود می گفت مصرف گیاه گزنه می تونه قند خون رو کاهش بده و برای کسایی که مثل من دیابت دارن خیلی مفیده گیاه گزنه حالتا تو قسمت های مختلف ایران اسم های مختلفی داره ولی معروف ترینشون همون گزنه هستش خواس خیلی زیادی ظاهر خشن و نارام این گیاه وجود داره که یکی از اون خواس پایین آوردن قند خون هست بهتر شدن متابولیسپ یا سخت و ساز سلول های بدن ماست در گزنه یک مادهی وجود داره به نام سکریتین سکریتین در حضم غذا، از مهده، روده ها، کبد در همه این ها کمک میکنه علتش همینه که متابولیس و سخت و ساز سلول های بدن ما رو بهتر میکنه پس شما گزنه رو البته اون لحظه اول که به پوست میخوره میسوزونه ولی بعد اگه شما همین گزنه رو بگیرید و بعدا این ها رو خوش بکنید بعد میتونید ازشون دمنوش درست کنید مثلا ممکنه بعضی ها چند تا دونش رو تو سوب بریزن و تو غذاها استفاده بکنن خیلی کمک کننده است معمولا در یه لاغات ایران همه اطراف تهران شمیرانات کرج دامنه های البورز ارز کنم مناطق شمالی کشور گیلان و مازندران و جاهای مختلف کشور میتونه حتی در آزربایجان و جاهای مختلف فلورستان اینا میتونیم در همه جای کشور عزیزمون میتونیم گزنه رو پیدا بکنیم و چقدر خوبه که جوانهای ما اینها رو بشناسن تو اردوهای گیاشناسی شرکت بکنن اینها رو بشناسن و میتونه اینها درامد عرضی برای کشور داشته باشه بستبندی اینها میتونه کمک بکنه برای اینکه دنیا میشناسه این دارو رو به عنوان یک دارویی که میتونه کمک باشه برای درمان دیابت یک حلقه های پپتیدی در این درواقع گزنه جداسازی شده که به نام اختصاری گزلین معروف هستش یا گزلین جالبه که یک انسولین لایک مولکول هستش یعنی یک مولکول شبیه انسولین و میتونه در واقع یک کمک خیلی خوبی باشه برای دیابت نوع یک و نوع دو که در واقع کسایی که دوست ندارن خیلی انسولین استفاده بکنن از گزنه میتونن به عنوان یک کاهش دهنده سطح قندخون استفاده بکنن و این در واقع پپتید گزلین میتونه در اینجا کمک کننده باشه خب داشتم برای تون از صحبتهای مادرم به نقل از کارشناس طب سنتی رادیو معارف میگفتم همونطور که توی پارک نشسته بودیم و سر و صدای بچه ها در حال بازی کردن تمومی نداشت بابا هم از مادرم پرسید خالم جان اون آقای دکتر نگفت که گزنه تبش سرده گرمه چی چیه؟ خیلی مهمه دیگه مادرم گفت که آره تا جایی که یادمه یه چیزهایی داشتن میگفتن راجب این که گزنه تبش گرمه یا سرده آها داشتن میگفتن که ارز کنم خدمتون که طبعه گزنه گرم و خوشک هستش و به خاطر همین گرمی و خوشکی و انرژی بخشی که به سلول ها داره میتونه سطح انرژی سلول ها رو انرژی متابولیسم سلول ها رو میبرن بالا چرا؟ چون گفتیم دیابت علتش اینه که انرژی کم شده کیا دیابت میگیرن؟ آیا اونایی که قن زیاد میخورن دیابت میگیرن یا اونا که سردی زیاد میخورن جواب دومیه سردی ها باعث کاهش متابولیسم کل بدن و به وجود آمدن بیماری دیابت میشن که در دیابت نوعی یک گفتیم بیماری در واقع میره به سمت خود ایمنی در دیابت نوعی دو کم شدن انرژی باعث کاهش جواب دیابت انسولیم میشه و از اون طرف ارز کنم خود در دیابت نوعی یک ما آمل خود ایمنی رو میبینیم ما هستیم در هر دوی اینها کم بوده انرژی بدن آمل هر دو هست که ما با این داروهای گرم و خوشک داریم در واقع اون ریشه رو میزنیم اگر ما به مریض انسولین میدیم یا متفورمین میدیم یا گیلیبن کلامید میدیم که داروهای شیمیایی کمک به انسولین هستن این داروها متابولیسم سلولی رو درست نمی کند فقط قندو میارن پایین در حال که سیر پیاز ارز کنم که شنبلیله و گزنه میزنه میزنه میزنه میزنن به هدف واسه اینه که این داروهای که الان ما داریم به عنوان داروی گیاهی معرفی میکنیم یه جوری درمان واقعیه ارز کنم خدمت شما که بیماری دیابت همین ها محصول میشن که در کنار اصلاح سبک زندگی و تغذیه سالم در واقع اینا دیابت رو به طور کلی درمان میکنند خلاصه خواستم براتون بگم هفته پیش که رفته بودیم شاممون رو توی پاک بخوریم هرچند جیق و داد و بیداد بچه ها برای من که خیلی عل شلوقی نیستم حسابی توی مخبور ولی خب یه مطلب تازه و بدرد بخور هم از مادرم یاد گرفتیم راستی اون شب بعد از صحبتهای مامان رفتم توی سایت رادیو معارف و دیدم اون آقای دکتوری که ازش نقل میکرد اسمش دکتور حسن اکبریه ایشون متخصص تب سنتی و عضو حیط علمیه دانشگاه علوم پزشکی شهید بیشتی تهرانه و توی برنامه شفا از این مطالبه بدرد بخور زیاد میگه تا خاطره دیگه الهی که خونه و زندگیتون خورست سلامتی باشه در این آسمون داره این عنوان رو جستجو کنید موسیقی از تو جهان پرست و گره جهان از تو بی خبر دل چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان در جان و دردی دل و جان از تو بی خبر دل و جان از تو بی خبر ای در میان جانم و جان از تو بی خبر ای در میان جانم و جان از تو بی خبر و از تو جهان پرست و جهان از تو بی خبر چون پی برد تو دل و جانم که جا به دار در جان و در نبیه دل و جان از تو بی خبر چون پیبرده تو دل و جامم که جاه دار در جال و در دلیه دل و جامم هست و میخمن پرسش های مهم حاصل های کتا در نشانی به نام خدا سلام سحنه اول محمد دانشتوی رشته فیزیک هسته ای در کلاس درس معارف در حالی که بلند شده و روی پاهاش ایستاده از استاد محمدی شاهرودی میپرسه و میگه استاد همین شب قدر روی که شما راجبش صحبت کردید خب اگه کسی کاری داشت مریض بود یا اصلا وقت نکرد توی مجلس دعا و شب قدر شیگرد کنه یعنی دیگه اون سال تقدیرش خراب میشه تکلیفش چیه خوب؟ سحنه دوم استاد محمدی در حالی که عبای قهوهی رنگش رو مرتب میکنه بلند میشه و توی کلاس قدم میزنه و روب محمد میگه اولا که برسی کردن و مقدر کردن تقدیر نیاز به حضور خودش که نداره بگیم تو خودت باید باشی تا ما سرنوشتو بنیسیم اگه حضور نداشته باشی دیگه سرنوشت نداری قایب بودی پس سرنوشت نداری سرنوشت دیگران مینیسن چون طرف باشه چه نباشه فرشتگانی که نازل شدن خدمت ماموزانه را این سال ها اونها مقدرات رقم میزنن ارتباطی هم با اون طرف نداره که حالا بیدار باشه خواب باشه سر کار باشه بیهوش باشه ولی اگر شب قدر درک کنه ممکنه که برکات و سوابها و در اون سرنوشتش تأثیر داشته باشه که اطمان داره اما اگر درک نکنه سرنوشت رقم میخونه چون شب قدر درک بکنه چه درک نکنه اگر بخواهیم از قرآن به معنای حقیقی کلمه بهر ببریم خواهید با معارف قرآن و مفاهیم قرآن آشنا بید یک قطر از دریان حجت الاسلام و المسلمین روح الله راسل حافظ و کارشناس قرآنی بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و عدب دارم محضر همه شما شنرندگان عزیز یک قطر از دریا امیدوارم که حال دلتون خوب باشه محیه شنیدن یک نمایش و درس گرفتن از او باشید همه ما این ضرب المثل جالب رو شنیدیم کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه بله همینطوره خیلی جاهایی نتو زندگی تجربه کردیم یک کسی که یه جایی خلاصه بالا دست قرار میگیره دیگری پایین دسته به او محتاجه اگر اونجا خدای نکرده ظلم به او بکنه یا نسبت به حاجت او بیالتفاتی بکنه اون وقت روزگار میگرده و میگرده همونی که پایین دست بود یه جایی میشه بالا دست و اون بالا دست چقدر خجالت میکشه که من یه روز کاری ازم میومد انجام ندادم حالا گرفتار همین آقا شدم ابتدا بریم یه نمایش بین این عرباب و مشتی بشنویم و برگردیم مشتی واقعا نمیدونم چی باید دگم نمیدونم از کجا شروع کنم چجوری بگم چجوری بخواب بگو عرباب شما که گفتنو خوب بلدی شما که بلدی هرچی رو میخوای به دست میاری این خود برای خودت خیالات برداشته مردی که درباره من چی خیال کردی؟ دگوه هربا میشنم میخوای بگی بعد از زنم بیخیال چگرگوشه هم بشم نه؟ زنت مریضه که مریضه میمیره به درک چرا حزینه دوا درمونه از من میخوای؟ ها؟ بگو هر باب میشتمم آره ارتباست کردم گفتم به آره من داره میمیده گفتی؟ گفتی؟ ارتبا کردم غلط کردم نفهمی کردم تو بازرگی کن بشتی تو نزد ارتباست می کنم اربا التماست بیکنم گفتم که زلم فردا عمل نشه امکان نداره زنده ببونه خواهش بیکنم وشتی پسان من بچه هست قتل هم کرده میدونم یکم گوشت ازت گرفته میدونم اما تو هم میدونی که چقدر سخته بچه تو جگر گوشه تو تو خودت بدری تو عربا منو میفهمی عربا شما خودت زن و بچه داری شما خودت عربا عربا نرو نرو بشتی نرو نرو نرو خواهش میکنم به پاد میفتم بشتی این کارو ببن لکن من در حقیقت باید کردم تو اون کارو ببن لکن وشی عربا بلند شد بلند شد نمیدونم میخوام چی کار کنم الان حالا خوب نیست اما تو رو زمین نیو نمیدونم چی کار کنم نمیدونم نمایش رو هم شنیدیم این نمایش ناخداغاه ما رو یاد داستان حضرت یوسف و برادرانش می دازه اونجایی که در کنان قهطی اومده برادران محتاج یوسف شدن آیه پنجاب و هشته سوره یوسف رو با هم دیگه بشنبیم و جاء اخوه تو یوسف فدخنو علیه فعرفهم و هم له منکرون سرزمین کنان را قهتی فرا گرفت برادران یوسف در پی مواد قضایی به مصر آمدند و بر او وارد شدند او آنان را شناخت ولی آنها او را نشناختند اشاره به آیات کار بردی قرآن کریم توسط حجت الاسلام والمسلمین استاد روح الله راسل حافظ و کارشناس قرآنی بسیار زیبا آیه پنجا و هشت سوره یوسف رو با هم شنیدیم برادرات چه کردن در حق یوسف؟ حسادتشون کار رو به اونجا رسوند که یوسف رو به قعر چاه فرستدن ابتدا که میخواستن اون رو بکشن اما برادری اینجا به داد رسید گفت به جای اینکه اون رو بکشیم اون رو در چاه بندازیم کاروانی بیاد اون رو به دور دست ببره کاروانیان اومدن یوسف و عدشا بیرون کشیدن اونا کمین کرده بودن برادرها اومدن گفتن که بله این قلام ماست و شما باید پولشو بدید به یه سمن بخصی به یه بهای ناچیزی یوسف رو فروختن یوسف رو بعد از قهره چاه به قربت مصر فرست دادن در اون قربت زنی به او ظلم کرد و یوسف به ته زندان افتاد اما روزگار میگرده و میگرده یه جور نمیمونه حالا این بار یوسف شده عزیز مصر و در کنان قهطی اومده برادرها نمیدونن فکر کردن یوسف کارش تمام شده هیچ وقت تصور اینو نمی کردن که یه روزی برسه یوسف همه کاره مصر باشه اینا آمدن این آیه پنجاب و هشت یوسف می فرماید بر یوسف وارد شدن برادرها و یوسف اونها رو شناخت اما اونا یوسف رو نشناختند اینجا یوسف بزرگواری کرد وقت وقت انتقام بود اما به جای انتقام یوسف با برادران خودش بهترین نوع برادری رو کرد خوب اونا رو اکرام کرد خوراک خوب داد پیمانشون رو پر کرد و به اونا رسیدگی کرد و اونا رو راهی کرد در دفعات بعد هم باز دوباره محبتهای خودش رو شامل حال اونا کرد تا اون که در نهایت اونها یوسف رو شناختند و بسیار سرفکنده و خجالت زده شدند انشالله ما هم درست بگیریم از این آیات روح بخش قرآن اولا در جایی که کاری ازمون میاد انجام بدیم روایت فرمود که حوائج مردم به سوی شما تهای خداست به سوی شما نباده از تهای خدا خسته بشید پس حتما بدونیم حاجت مردم طرف ما میاد ت خداست مردم رو حاجت روا کنیم کمک کنیم به هم دیگه و ظلم به کسی نکنیم زمنن اگر کسی به ما ظلم کرده از خدا بخواییم بگیم خدایا همونطور که به یوسف چنین روح بلندی دادی به ما هم بده که اگر روزی اون کسی که به ما ظلم کرده کارش به ما افتاد ما مقابل به مثل نکنیم روح خودمون رو آزار ندیم با ظلم به او بلکه با احسان به او به آرامش برسیم و اتفاقا اوست که این وسط خجالت زده میشه و راه درست زندگی رو در ادامه پیدا میکنه به مناسبت این نمایش اشاره کردیم به آیه پنجا و هشت یوسف این آیه و شعار قرآنی رو برای همیشه زندگی انشالله به یاد داشته باشیم در پناه قرآن باشید اونی که تو باقی قرآن میره خدا رو چیده میدونه که فصل آخر نفذ ایمان و امیده نفذ ایمان و امیده رادیو معرف سلام فزیلت و فطرت پرشد از شمیمه اش ای که از کلام تو میوزد نسیمه اش آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش کلام امام سایبان اش بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایقان عشق بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو با تو عهد بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را راه روشن تو را مهم این است که ما و شما آشنای به وظائف اسلامی و وظائف میهنی خودمون باشیم گمان نکنیم که مسائل تمام شده است و ایران نجات مطلق پیدا کرده است و کسانی که در کمین نشسته هند آرام میشند ما هر روز باید به بیداری خودمون بی افضاییم و هر روز باید به وحدت و انسجام خودمون افلایش بدیم ما باید شما باید خودتون را از سایر نیروهای مسلحه اسلامی جدا ندانید و اونها هم باید خودشون را از شما جدا ندانند همه یک نیرو هستید با اسما مختلف نیروی اسلامی الهی هستید اسما مختلف لیکن معنا واحد و تا این وحدت معنا هست و تا این وحدت بین قوی نشکری هست ارتشی هست و وحدت بین اونها و سباه پاسداران و بسیج و مردم هست این کشور مسونه از هر بلیگه ایست و خدا نکند یک روزی بیاید که منحرفین شما را گول بزنند و ایجاد خلاف بخونند بین شما و خدا نکند که روزی بیاد که اشخاصی که انحراف از اسلام دارند بین شما و پاسداران عزیز اختلافی که آت کند اگر اختلاف بیاید بین شما و وحدتتون از بین برد مطمئن باشید که اونها کار خودشون را خواهند کرد و شما را همونطور که سابق ارتش در تحت فرمانه او بود شما را در تحت فرمانه خودشون خواهند گرفت و همچنین تسکی خواهند کرد که از شما که برای اسلام خدمت میکنید یک تنباقی نکذارند باید خوشیار باشید باید خوشیار باشید باید دولت و ملت خوشیار باشد که قفلت از این که در کمین هستن برای بلیدن این کشور از همه اطراف از امریکا گرفته تا شوروی در این معنا شک نباید بکنیم و متکیه به خدای تبارک و تعالی باشیم و متکیه به قدرت ملی خودمون باشیم که باید وحدت شما و همراهی ملت از شما و پشتیبانی همه قشت های ملت از شما شما را از آسیب مسون نگه می دارد اشتازهی ترابطمون در مسیر پرست شکست فسود