این برنامه اختصاص داره به سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد حسینی قومی با موضوع حیات علمی و اجتماعی امام حسن عشقری علیه السلام حدودن سی دقیقه یه ذره کم تر از سی دقیقه مدت زمان این برنامه است که خواهید چنین چنانچه همراهی بفرمایید بعد از بربال سخن هم حدود سی زه و ده دقیقه آقای غازی پخش میشه براتون و بعد روایت اش رو هم میتونید سیزده و سی دقیقه گوش کنید که حالا هوای مادران و همسران بزرگوار شهدار رو مرور خواهد کرد اینک بر بال سخن بای محال کدید که خدا از اون نظرش رو برگرد مصروف دارید بر بال سخن که جنابات لذنب و غلطه ایشتنه ماه ربیعستانی ولادت وجود مقدس امام اسکری سلام الله علیه پدر بزرگوار از قولیه اصر ارواهنا فداح میدانید کتاه ترین دوران امامت در میان یازده امام از امیر مومنان تا امام اسکری مال این حضرت هست دوران امامتشون شش سال بود در حالی که دیگر اهمه خیلی بیش از اینها بود امیر مامنان سی سال امام حسن و امام حسین سلام الله علیه ما مجموعاً بیس سال امام سجاد بیش از سی سال کمترین دوران امام اسکری سلام الله علیه عمر مبارکشون بیس و هشت سال یه عبارتی داره در اسباط الوسیعه مسعودی صاحب کتاب معروف مروج و زهب رضوان خدا برابان شهید آیت الله بهشتی رضوان الله علیه همیشه سفارش میکردن اگر کسی میخواد یه دور تاریخ مختصر اسلام رو ببینه این مروج و زهب مسعودی کتاب خوبیه این آقا کتاب دیگری داره به نام اسباط الوسیعه می نویسد امام اسکری علیه السلام احتجب ان کسیر من شیعه از بسیاری از شیعیان خودشون رو در هجاب قرار می دادن ادهه کمی از شیعیان حضرت رو می دیدن دوران امام حادی صلی اللہ علیه هم همین بود چرا مقدمتا لغیبت صاحب زمان ارواح نافده برای اینکه مردم با مسئله غیبت حضرت ولیه از ارواح نافده اونس بگیرن یعنی از زمان امام حادی و دوران امام اسکری علیه ما سلام الله این دو امام شیعان رو عادت می دادن با مسئله ندیدن امام پشت پرده بودن امام کمتر دیدن امام لطالف شیعه و لطنکرالغیبه و تجلالاده آدت کنن که دوران غیبت از دولیه از ارباه و نافده براشون سخت نباشه انوان سخنم حیات علمی و اجتماعی وجود مقدس امام اسکری سلام الله علیه است در قالب سیره حضرت چند داستان رو از زندگی حضرت محضر شما ارادتمندان به ساحت مقدس احلی بیده ارز می کنم داستان اول رو از کافی مرحوم کلینی رضوان الله علیه ارز می کنم در حیات اجتماعی شخصیست به نام محمد ابن علی ابن ابراهیم از نوادگان آقا موسی بن جعفر سلام الله علیه ما هست با این که از نوادگان امام بود ولی متاسفانه از نظر فکری امامت امه بعد از آقا موسی بن جعفر رو قبول نداشت میدانید یه مذهبی پیدا شد به نام واقفیه واقفیه به کیا میگن؟ کسانی که بعد از شهادت آقا موسی بن جعفر امامت اعمی بعدی رو قبول نداشتن وقف یعنی توقف کردن بعد از شهادت آقا موسی بن جعفر دیگه اعمی دیگه رو نپذیرفتن شاید به ذهن عزیزان بیاد چطور نپذیرفتن؟ چرا؟ باور میکنید بعضی از همینهایی که سران ایجاد این مذهب باطل بودن جز اصحاب آقا مصب نجافر بودن خودشون روایت امامت امام رزا رو نقل کردن مثل علی ابن عبی حمزه ولی چون اینا وکیل امام بودن آقا تو زندان بودن آقا مصب نجافر اینا بکلای امام بودن پول های زیادی در اختیارشون بود سی هزار دینار، پنجا هزار دینار، هفتاد هزار دینار بعد از شهادت آقا موسیم جفر امام رزا پیام دادن که پولا رو بیارید تمع کردن برای تصاحب اموال امانتی دستشون چنجونی میتونستن این اموال رو بخورن؟ به امام رزا گفتن اصلا شما امام نیستی تمام شد امامت تمام شد یعنی یه مذهب درست کردن بعد اینکه این پولی که دستشون هست بالا بکشید شاید تعجب کنین خب چرا امام معصوم به اینا اعتماد کردن نموناها زیاد داریم ا.م.م. بنا نبود در حیاتشون در زندگی عادیشون از علم قیب استفاده کنن پیام برای خدا وقتی غذابت می کردن از علم قیبشون استفاده می کردن گایی پرونده هایی رو می آوردن خدمت رسول خدا ازت گزاوت می کردن از علم قیب استفاده می کردن نه زندگیشون زندگی عادی بود علم قیب و یه موارد خاصی استفاده می کردن ازا شاو علمو به هر حال از نوادگان آقا مصبر جعفر بود ولی پیرو به این مذهب باطل بود امام رزا رو قبول نداشت امام جواد رو قبول نداشت امام حادی و امام اسکری رو قبول نداشت یه وقتی گرفتاری مالی پیدا کرد اینا آمدن به هزار امام اسکری علیه السلام برای درخواست کمک کسی که امامت امام رو هم قبول نداره آمدن کمک بگیرن از امام علیه السلام تو راه که میرفتن پدر و پسر پدره گوه کاش تو این گرفتاری مالی امام ازکری پونسد درهم به من میداد دویستشو برای خرجی دویستشو برای بدهی ستشو برای اینا رو به پسرش گفت پسره میگه من چیزی نگفتم تو زهنم گفتم ای کاش امام ازکری به منم سیستد درهم میداد برای فلان خرج و فلان خرج و وقتی آمدیم هنوز در خانه امام ازکری رو نزده خادم حضرت آمد بیرون فرمود فلانی و فلانی بیان داخل امام اسکری یه معجزه نشانشون دادی معجزه اول از کجا خادم میدونست اینا رسیدن در خانه امام به اسم صداشون کردن وقتی رسیدن محضر امام اسکری حضرت فرمود ما خلفک اننا چنگد دیر اومدی گو آقا خجالت میکشیدم تو این گرفتاری مالی نمیخواستم به شما مراجعه کنم نشستن گفتگوهای پیش آمد خداحافظی کردن از محضر امام آمدن بیرون ولی محضر مالی چیزی اظهار نکردن درخواستی نکردن از خانه حضرت هنوز فاصله نگرفته بودن خادم حضرت آمد یکیسه پونسد درهم به پدر داد سیست درهم به پسر داد همون نیتایی که تو زهن پدر بود بهش فرمود فرمود آقا فرمدن این پونسد تا دویستش برای خرجی دویست تا برای چی برای چی به پسرم همینطور این معجزه دوم چندین معجزه داستان مفصله مرحوم کلینی ارز کردم در کافی شریف نقل چندین معجزه امام اسکری نشانشون داد شخصی میگه من به این آقا گفتم خب بعد از دیدن این همه معجزه از امام اسکری اینا کافی نیست به امامت امام معتقد بشی عزیزان انایت کنی یه جمله جواب داد جواب خیلی ناپسندی تو استفانه گاهی ما یه حرفاره میزنیم گویی همه معجزه دیدی از امام اسکری چندین معجزه گویی هازا امرون قد جره اینا علیه دیگه از ما گذشته ما چلپنجا ساله رو این مذهب واقفیه رفتیم دیگه نمیتونیم برگرد این دلیل شد یادم یه مسیر اشتباهی رو سی سال چل سال پنجا سال رفت معجزه میبینه از خود امام معجزه میبینه نماید برگرده داستان دوم رو در حیات اجتماعی امام اسکری علیه السلام عرض میکنم این داستان در کتاب مرحوم محقق اربلی رضوان الله علیه السلام مولا هفتصد هیست سال پیشه به نام کشف القممه فی معرفت الامم داستان عجیبیه این که میگم عجیب از نگاه ما عجیبه بایلا برای اهمه عجیب نیست شخصیست به نام ابو یوسف ابو یوسف اسمشه شاعر متوکل عباسی بوده میدانید متوکل چارده سال خلافت کرد خیلی ظلم کرد خیلی جنایت کرد خیلی آدم کشت در این تاریخ خلفای ملا جلال الدین سیوتی که از نویسندگان اهل سنته ببینید نوشته متوکل کانه منهمکن فی لذات و شراب در شرابخاری و شهوترانی غوتبر بود این آلم اهل سنته می نویسد هول لذی امر به هدم قبر الهسین بگی این همون آدمیست که دستور داد قبر سید و شهدار رو خراب کردن و انیومل مزار کشزارش کردن هفته بار قبر سید و شهدار رو بیران کرد یه هنچین آدمی چارده سال خلیفه بوده ابو یوسف شاعر این تشکیلات بود شعر و شاعری هم در اون زمان مثل حالا نیست اون زمان شعر یه رسانه مهم و قمی بود گایی شعرها یه شعر می گفتن یه حکومت ساقت می شد بازارها تعتین می شد من گایی تشمیل کردم نقش شعرها رو به نقش رسانه ها و مخصوصا فضاهای مجازی امروزه حالا یه هنچی نقشی داشت ابو یوسف خب سالها در خدمت متوکل عباسی بود متوکلم از دنیا رفته بود دوران خلفای بعدی بود میگه ولدلی غلامون خدا یه پسری به من داده بود کن تو مزعیقن از در مالی خیلی در مزیغه بودم خواهش میکنم و عزیزان بیشتر این عید کنن ببینید احلبیت چه میکردم خدا پسری به من داده بود از در مالی خیلی در مزیغه بودم کتب تو رقاعن الى جماعتن چند تا نامه نوشتم به دوستانم به من کمک کنن خدا اولادی به ما داده گرفتاری مالی داریم اما هیچ کدام به من جواب ندادم به ذهنم رسید که یک در خانه دیگه باقی مونده اون در خانه رو میزنن کی؟ در خانه امام اسکری علیه السلام با این که از در فکری رابطه ای نداشت این تو تشکیلات متوکل بوده ساوقه بدی داشت مروج حکومت ظالمانه متوکل بود گفت میرم امام اسکری کسی رو ناامید نمی کنه میگه آمدم سر تو علال باب چرد نمی کردم خجالت می کشدم در خانه رو بزنم دور خانه می چرخیدم آمادگی پیدا کنم تا در خانه حضرت رو بزنم هنوز در نزده خادم حضرت آمد بیرون یکیسه دستش فرمود آقا امام اسکری سلام رسوندن فرمودن قدم نورسیده مبارک این چار ست درهم بگیر برای فرزنده در نزدم خانه امام ازکری علیه السلام روبرو نشدم چهره به چهره نشدم آقا نکذش من این همه خجالت بکشم خادم آمد بیرون گو آقا فرمودن قدم نورسیده مبارک این کیسه چار ست درهم بگیر خرجه این اخلاق احلویت علیه مسلم می دانید ما در روایات فراوانی داریم این نهج البلاغه امیر معاملان رو ببینید بخش حکمت ها می فرماید از سخاؤ مکان ابتداعن مثلا سخاوت این است که هنوز طرف سراغ شما نیومده در نزده شما کمکش کنید و اما مکان ان مسئلتن اگه اومد و سآل کرد فهیاؤن و تزموم دیگه آدم محض آبرو کمک می کنه خیلی عجیب آموزه های اهل بید با عمل ما این داستانم اشاره کنم خوبه که از اصحاب امام صادق علیه السلام آمد خدمت حضرت آقا فرمودن که فلانی تو زکات مال تو پرداخت می کنی زکات زکات واجب تو گفت بله آقا من مسلمونم اخو من مگه می شه زکات مالم رو ندم حتما زکات مالم رو می ده آقا فرمدن چجوری پرداخت میکنی؟ گو آقا فصل زکات که میرسه فقران میان در خانه من من بهشون میدم حضرت فموتو مؤمنین رو زلیل میکنی؟ گو آقا چه زلتی؟ زکات واجبم رو میدم دیگه میان در خونه بهشون زکات میدم فموت زلیل میکنی مؤمنین رو فقران نباید بیان در خانه تو تو باید بری در خانه فقران فقیر نباید مراجعه کنه به خانه تو تو باید بگیر سرا اجازه بدید همینجا اشاره کنم متاسفانه ما فاصله گرفتیم از این اخلاق اهل بید از گذشت محبت ایسار دستگیری هدایت اصل هدایت در زندگی اهل بید دستگیریشون این قسمال امام اسکری بود بگذاری قصه از پدر بزرگوارشون امام حادی علیه السلام بگم خیلی عجیبه همین کتابی که معرفی کردم اسباط الوسی مسعودی صاحب مروج و زهب تقریبا ماله هزار سال پیشه بیش از هزار سال پیش می نمی سد یه شخصی بود در مدینه به نام بوریحه اسمشه بوریحه همه کاره مدینه و مکه بود امام مسجد الحرام و مسجد النبی و همه کاره بود از طرف متوکل عباسی یه وقتی نامه نوشت به متوکل اگه میخوای مکه و مدینه از دستت نره امام حادی رو احزار کن اده دور خودش جمع کرده این نفوزی داره مردم به اون گرایش پیدا کردن مکه مدینه از دستت میره سایت کرد متوکل گفت امامو احزار کن به سامر را خب شنیده اید متوکلم احزار کرد امام حادی علیه السلام رو به سامر را حضرت دیگه تا آخر عمرشون سامر را بودن امام عسکری هم تا آخر عمرشون ادامه عمرشون دیگه سامر را بودن عسکریه این که میگن یعنی تو منطقه نظامی عسکری ما عسکر منطقه نظامی تحت نظر زندگی میکنن به خاطر شیطنت این آدم سعایت این آدم نامرمش روزی که امام حادی رو داشتن می بردن به سامر را همین شیطان اومد پیش امام حادی علیه السلام گفت بهتون بگم آمن این کارو کردم خودتونم می دونید اگه برید پیش متوکل از من شکایت کنید بدگویی کنید من اینجا زندگیتون رو آتش میزنم عزیزانتون رو میکشم اینجا میتونم مدینه همه چیز دست منه امام آدی یه جملهی فرمودن فرما من برم به کی شکایت کنم به متوکر شکایت کنم البار خرد دیشب رفتم خانه خدا به خدا شکایت کنم وقتی به خدا شکایت کردم دیگه به بنده خدا کاری ندارم به متوکر میگم من به خدا شکایت کنم این ترسید دیدید تو مهام پیش میاد به کسی میگی آقا حوالت به غمر بنی هاشم میرم حرم عزت معصومه نفریند میکنم میرم کنار کعبه نفریند میکنم طرف میترسه با همه شیطنتش تا میگی حوالت به غمر بنی هاشم وحشت میکنه تا میگی میرم کنار کعبه نفریند میکنم میترسه اینم ترسید افتاد رو دست و پای امام گو آقا غلط کردم ببخشیم اشتباه کردم ما بودیم چی میگفتیم آدمی که یه هنچی زلمی به امام حادی و بعدم امام اسکری کرد تا گفت ببخشید عبارت اینه فقال حضرت فرمود افعو تا انگ گذشتم از این سالها سختی رو تحمل کردن ولی این طرف با آقا ببخشید فرمود گذشتم این اخلاق اهل بیت این نهج البلاقه امیر مومنانه من تازیگی ها این خطبه رو خوندم که امیر مومنان روز اولی که به خلافت رسیدن یه خطبه خوندن فرمدن ایه هن ناس مزد امورون تو این بیست و پنگ سالی که من خانه نشین بودم شما یه کارایی کردید به من زارو کردید اگه مردم با تشکیلات ظالمانه خلفا همراهی نمی کردن اونا نمیتونستن حق امیر مامنان رو غصب کنن فرمود به من ظلم کرده گذشت لو اشاو انقل تو لعقول اگه بخوام اونا رو بگم اون پرونده ها رو باز کنم میتونم ولی افالله اما سنب خدا از گذشتتون ببخشیم من دیگه گذشت رو باز نمی کنم بیستو پنگ سال مظلومیتشون رو در اولین خطبه فرمود از شما ها گذشتم بله اونایی که حق از داتو گرفتن حسابشون حساب دیگریست بله این سیاهی لشکری که کمک کردن همراهی کردن حضر افرام از شما ها گذشتن این اخلاق اهل بیت ما الان تو زندگی خانوادگی من اینجوری هستیم تو زندگی اجتماعی من اینجوری هستیم چقدر برادر ها و خوهرهای هستن پدر و فرزن همسایه زن و شوهر ماه ها سال ها سریع مسئله جوزی این میگه من نمیگذرم این اخلاق ما هست اینم اخلاق امیر مومنان اخلاق امام اسکری سلام الله علیه اجازه بدید اشاره کنم در حیات اجتماعی امام اسکری این رواهت بسیار زیبا از حضرت فرمود خسلتان لیس فوقه ما شیعون دو صفت دیگه از این بالاتر نداریم چیه؟ یک الامانو بالله دو نفع الاخوان اول ایمان به خدا بعد از ایمان خدمت به مردم الیمان و بالله کنارش این ترتیب از کلام معصوم خیلی حساب شده است دو صفت از این بالاتر نداریم امام اسکری سلام الله علیه و سلام یکی الیمان و بالله دوم نفع الاخوان داستان ها زیاده در سیره امام اسکری بگذاریدی که دیگه بگم این در کافی بازمروم کلینی رضوان الله علیه و سلام که از اصحاب امام اسکری شخصیت بزرگواریست به نام ابو حاشم ابو حاشم جعفری پنج امام رو زیارت کرده پنج امام خدمت پنج امام رسیده امام رزا امام جواد امام حادی امام اسکری آقا ولیه اصحار با هنافده خیلی صحابی جلیل القدریست بزرگ و باعظمتیست میگه من مدتی زندان بودم گاییم با امام alltid باهم زندان بودیم میگه حضرت تو زندان روزه میگرفتن امام alltid روزه میگرفتن من روزه نبودم ولی دم افتار که میشد حضرت صفر افتار که پهن میکردن ما هم میرفتیم سر صفر حضرت میشهیم قضا میخوردیم آقا روزه بودن ولی ما روزه نبودیم میگه وقتی من زندان بودم دیگه امام زندان نبودم از زندان به امام نامه نمشتم که خسته شدم از این زندان بیش از یک سال بود تو زندان بود خسته شدم آقا نامه نمیشتن که امروز زهر آزاد میشی نماز زهر تو تو خانه میخانی میگه همین طورم شد زهر آزاد شدم و نمازمو در خانه خوندم کن تو مزعی یقن یه گرفتاری مالیم داشتم خواستم به حضرت نامه بنمیسم ولی خجالت کشیدم تو نامه بنمیسم آقا هم از زندان خسته شدم هم از بیپولی و فقر خسته شدم ننوشتم خجالت کشیدم وقتی رسیدم به خانه دیدم آقا صد دینار برا من فرستادم توی نامه یم نوشتن امام اسکری اگه گرفتاری داشتی خجالت نکش به ما بگو این نکت تراما تخب هرچی که دوست داری اون چه منظورته ما به هد میدیم این اخلاق امام اسکری اجازه بدید در پایان اکی دو مطلب رو هم اشاره کنم میدانید عزیزان حرش کردم قلادت وجود مقدس امام اسکری سلام علیه هست هشتم ماه ربیعستانی دهوم ماه هم که را میداشت رهلت کریمه احل بید فاطمه معصومه سلام الله علیها که این سالها به همدلالا در شهر قوم هم در ورود کریمه احل بید هم در گذرداشت رهلت کریمه احل بید ده ها سد ها مجلس در هر کوچه و محله در این آسان مقدس مفصل برگذار می شود من تقدیر و تشکر می کنم از طولیت آستان مقدس حضرت معصوم سلام الله علیه و خدمت گذاران این آستان که این مسئله رو مورد نظرشون هست ببینید ما ولادت امام اسکری باید با عزمت تو این شهر برگذار کنیم حرم هم میبینید چراقان و پرچمهای ولادت نسبه از ولادت امام اسکری بگذاریم بعد بریم گرامی داشته رهلت کریمه احل بیت فاطمه معصوم سلام الله علیه ما هزار مجلس هم بر حضرت معصومه بگیریم کمه ولی نباید بزرگ داشته بانوی با کرامت فاطمه معصومه سلامونالیها اونجوری باشه که ولادت امام اسکری رو تحت شعا قرار بده این جمله رو من خوندم این نهج البلاغه از خطبه اول نهج البلاغه امیر مؤمنان میفرمایید لایقاسو به آل محمد صلی اللہ علیه و آله به نحاظه الامت احدون احدی قابل قیاس با امام نیست با آل محمد نیست هیچ امام زاده تمام شهده کربلا غمر بنی هاشم همه امام زادگاه میشه با امام مبایزه کرد امام اسکری پدر وزورگوار وجود مقدس امام زمان سلام الله علیه من به عزیزان در قوم میگم انشالله هر سال بیشتر در ولادت امام اسکری مجالس بیشتر بله حتما باید گرامی داشته پاتمه معصومه رهلت کریمه احلی بیتان با عظمت برگذارش و گرام دلالا با عظمت برگذار میشه ولی اشتباه نکنیم لائقاشو به آل محمد به تعبیر ایکی از مراجعه بزرگوار میفرمودن از شیخ توسی تا شیخ انسانی هزار سال چند تا فقیه داشتیم چند تا محدث و عالم داشتیم نه این سالها آیت الله لزمایی هایری آیت الله لزمایی بروجندی و امام و این مراجعه نه از شیخ توسی تا شیخ انسانی این هزار سال بزرگوار میفرد اون تمام علمای این هزار سال یک طرف بخوایید مقایسه کنید با یک نفس امام قابل مقایسه نیست با یک نفس امام معصوم بنابراین حواسمون باشیم موازب باشیم مراقب باشیم بلادت امام عظمت امام عرضم تمام خدای به حق محمد و آل محمد ما را با قرآن زنده بدار ما را با قرآن بمیران ما را با قرآن محشور بگردان و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته محمد حسن آلاله دلمند حادی زدلها برد غم و بحشادی امام هزگری فرزند احمد چو گل بشکفتر باقی محمد حسن آلاله دلمند حادی سه دلها برد غم آورد شادی جهان روشن شد از نور جماله سه خرشید جماله بیمثاله اساس دین احمد محکم از او علی را دیده و دل خورم از او اصاس دین احمد محکم از او علی را دیده و دل خرم از او امام ازکری فرزند احمد چو گل بشکفت در باغ محمد حسن آلاله دل مند حالی زدلها برغمها و شالی بحار تازه در گلزار زهران نحال سبز گوهر بار زهران به بستان نبی سرب ولایت امام دانش و دین و درایت حس از در آفتاب عالم فروزار فروغ روی او شد متلع روزار