پخش زنده همه شبکه های رادیوی شما میتونید رادیو معارف رو از این طریق بشنوید به بلوتوست ماشینتون بسک بکنید یا از طریق کابل ایو ایکس هم به زبط ماشینتون بسک بکنید و بدون قطعی رادیو رو شفاف داشته باشید و همینطور اگر برنامه ای رو هم از دست دادید میتونید از آرشیو زمانی و برنامه ای داخل همون برنامه کار بردید تا چار پنگ سال قبل رو هم حتی بشنوید به کرات هم بشنوید برای دوستانتون هم ارسال بکنید خیلی ممنون و سپاس گذارم که همچنان با ما هستید در فضای مجازی هم لطفاً با همون باشید به آدرس ادساین راژیو معارف همکاران فضای مجازی ما دارن تلاش میکنن که گلچین برنامه های پرتکرار و پرمخاطب رو برای شما در کانال ها بارگذاری بکنن و همین آدرسی که عرض کردم مثل برنامه پرسمانی و همینطور سامانه پیامکی 30553 رو هم داشته باشید 340553 تا اگر نکتهی به ذهنتون میرسه در مورد برنامه های رادیو معارف به ما برسونید که انشاءالله بتونیم خودمون رو هرچی بیشتر به نظر شما نزدیک بکنیم چون شما هستید که ما هستیم اگر دوست داشتید زنگ بزنید به ما میتونید با دوتا شماره تلفون تماس بگیرید 329-10551 و 329-10552 با پیش شماره 025 در ساعت اداری پیشنهاد بکنم تماس بگیره تا همکاران ما در اصره وقت با شما صحبت بکنن و تماس بگیرن انشاءالله بتونید گرهی از کار ما باز بکنید و ما هم بتونیم خودمونو به نظر شما نزدیک بکنیم سپاس کذارم تا لحظات دیگر انشاءالله برنامه بربال سخن براتون پخش میشه بعد از اون هم آقای قاضی رو خواهیم داشت بررسی پرانده های حقوقی و کیفری فکر میکنم برنامه جذابی باشه آقای قاضی و همینطور سیزده و سی دقیقه خاطرات مندگار و بعد از اون هم سیزده و پنجه و پنج پیام ولایت خواهد بود همکاران ما منتظرند که نظرات شما رو بشنوند خیلی خیلی ممنونیم که اولین روز هفته تون رو با ما شریک شدید و همینطور اولین روز هفته تون رو دارید رادیو معارف گوش میدید و ما رو مدیون خودتون میکنید و ما خیلی خوشحالیم که در خدمتون هستیم بریم بر بال سخن رو با همدیگه بشنویم انشاءالله باز هم برمیگردیم و با ادامه برنامه ها در خدمت شما عزیزان و بزرگواران و شنوانده های خوب رادیو معارف هستیم اسلام خیمش روی این پنج رکم استواره باید به هر کدیدی که خدا از اون نظرش رو برگرد استواره بر بال سخن که چرا با فلزه با دل پیش کنن بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت شما عزیزان و شنواندگان خوبه برنامه بربال سخن آنچه که در این برنامه تقدیمتون میکنیم سخنرانی مرحوم حجت الاسلام والمسلمین استاد فاطمینی هست که در حرام متحر حضرت فاطمه محسومه سلام الله علیها ایراد شده موضوع این سخرانی سؤال و جواب قبر و قیامته دوت میکنم بشنوید بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و سلالله علی سیدنا و نبینا ابل قاسم محمد وعلا اهل بیته الطیبین الطاهرین وعلا جمیع انبیاء الله ورسله و اولیائه وشهداء وصدیقین ولعنه تعالی اعداء الله اجمعین و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم خب ما چند جور سؤال داریم راجع به آلم آخرت یکی سؤال در قیامت هست اون امومیت داره اونطور که روایات نشون میده اونجا سؤال هست و شیخ صدوغ روایت نغلیم کند از رسول خدا علیه و علا آله السلام که فرمود لا تزول قدم عبد یوم القیامه حتی يسأل ان اربع بنده ای را نمیگذارن روز قیامت قدم از قدم بردارد تا اینجا از چهار چیز از او سؤال بکنه عن عمره فی ما افناه اول از عمرش میپرسن که عمرو در کجا فانی کردی این عمرو چپر کردی این عمرو که مرتب میگذرد مثل برک و این عمر اگرچنون که خودمونو به رحمان نسپاریم خدای نکرده به شیطان بسپاریم آنچنان شیطان با ذرافت این عمرو قارت میکنه که خودمون نمیفردیم که این قارت شد یک چیزی برای تن ارز بکنم مرحوم حجماللحمد نراقی رضوان الله علیه یک کتابی دارد به عنوان تقدیس اسم کتاب تقدیسه و در سیر متعالیاتی اگه کسی بخواد متعالیه بکنه تقدیس رو باید بعد از میراج ساده ببینن تقدیس برای خواست نوشته شده خودشم البته کتابیست که مشکله ولی آسان می نماید ممکنه آدم باز کنه بگه اینکه مشکل نیست ولی من خودم دیدم از بزرگان اولیا که خدا می دونه می خوندند و مثل عبر بحار عشق می ریخت تاقدیس شعرم از نظمه در قالب نظم گفته بله عرض می شود که در اونجا مسئلی رایشون ذکر می کنه راجب فانی شدن عمر می فرماید که یه نفر نشسته بود یه طبق میوه گذاشته بود می فروخت یه دوزد ترار و زبردستی آمد و این دوزد عوض همه چیزی که زبان خیلی چربی داشت آمد یه سلام می کرده میوه فروش خوب احوال شما چطوره بعد گفت که میوه ها رو شما به تعداد میفروشین یا میکشین عددی یا کشیدنیه گفت نه عددیه گفت خب حالا اگر ما ست تا بخریم چقدر باید تقدیم کنیم حالا فرض کنید قریب بین بارت فرض کنید گفت یه تومن ست تاش یه تومن گفت که من محاسبات هم زعیفه حالا اگر پنجه تا بخریم چقدر باید بدیم خیلی خوب 16 تا 9 تا 5 تا 3 تا 2 تا یکی گفت یکی چقدر میشه گفت یکی دیگه وقتی که ست تاش یه تومن بشه گفت یکی چیزی نمیشه گفت حالا که چیزی نمیشه پس یه دونه به من بدید یه دونه گرفت بعد خلاصه گفت آقا ببخشید من به حافظ مبتلا هستم فرمودید چقدر میشه ست تاش گفت گفتم یه تومن گفت خب حالا با این حساب که من شما میفرمید اگه ما بخواییم چلو شیشتا بخریم چقدر میشه دوباره دوباره هیچ دهتش چقدر تا آمد رسید به یکی گفت یکی چقدر میشه گفت خب عرض کردم یکی قابل نداره گفت حالا که قابل نداره یکی دیگه به من بدید خلص اومد بار سوم آقا گفت من حافظم کمه گفتم به شما اصلا نفهمیدم تو چی گفتی دوباره بگو بینم ستتش چنده گفت نه میوه فروش به خود آمد و رفت و بالاخره حاجماللحمد این مرد بزرگ میفرماید خوش به حال اون میوه فروش که در میوه سوام به خود آمد شیطان شست سال از ما میوه گرفته خبردار نشد اقا پنج دیگه که چیزی نیست یه روز که چیزی نیست حالا یه شب که چیزی نیست که وقتی دی شده شست سال کهی گذشت ولی پس میفرماید قدم از قدم نمیگذارم بردارد تا چهارش سؤال بکنن این عمر تو چی کردی؟ و انشبابی هی فی ما ابلاخ از جوانیش میپرسن که کجا این جوانی رو گذارندی؟ جوانی خیلی سرمایه بزرگیست آقا من مخالف ورزش نیستم ورزش خوب چیزیه و بنده معتقدم که حتی ورزش در منبجت ما امومی باید بشه مثل سلمونی رفتن اما یادمون نره که ما ورزش میکنیم که قوی بشیم قوی بشیم بنده خدا بشیم اما یه جوان مثلا صبح تا شب زهت و زهنش پقید این باشد که مثلا کدوم طایفه میبرن کدوم میبازن تو خوابم اینا را ببینه تو بیداری اینا را ببینه بری اتاقش ببینی که چند حکس چسبنده یکی داره گل میزنه یکی داره همش همین بشه این که درست نیست ورزش بکن اما یه هدف دیگه هم دنبال کن خید کارت جوان میتونه بکنه الان مثلا ما علما داریم در رشته علم دین دانشمندان داریم در رشته مثلا تب و مهندسی و سنایه و خب اینا چه کسی باید بید این را اداره کنه جز این که جوان باید بید این را اداره کنه اینا باید خوب خیلی کارا میتونن بکنن پس این دوتا سوون فرمود و انمالهی من اینک تسبه و فیما انفقه از کجا آوردی و در کجا خرج کردی آقا من خاصب بودم حلال تیب کار میکردم خب میگن بسیار خب مرحله بعدی که کجا صرف کردی کجا خرج کردی اینم سه تا چهارم میفرماید و انحب نا احلال پید از محبت ما خاندان میپرسن از ولایت ما میپرسن در سوره مبارکه صافت میفرماید که وقفوهم انهم مسئولون یه اتر رو در محشر میاد این را میگه دارید این ها مسئول هست کجا دارید میرید آقا از آزم تسنن به فضل الله روایت پیدا کردم با اصناد ها نکه مرسل توجه کردید روایات متعددی پیدا کردم که در تفسیرش آمده وقفوهم انهم مسئولون ان ولایت علی ابن عبید دارد این ها مسئول هست کجا دارید میرید قدیر رو فراموش کردید دارید رمیره تا منطور راخت میخوایید بهشتن برید یواش برید بهشت بدون اجازه امیر المومنین نمیشه رفت نکه تأثب باشد حقیقتیه تو زمین شورزار نمیشه مزرعه احداث کرد بهشت باید جواز امیر المومنین باشه و اصلا در بهشت که بری حلقه در اونجا وقتی به صفحه در کوبیده بشه به روایتی که از حضرت سید امبیا رسیده این حلقه که به درکو بیده میشه یه تنینی بلند میشه از تنین کلمه یا علی ساخته میشه اصلا در بهش دست بزنی میگه یا علی یعنی چی؟ یعنی هر کس با علی کار داره زیر ولایت اوزینجا میتونه بیاد به الله همینطور بلند شیم برین بله خب این رو گفتم به عنوان سؤال قیامت که عرض کردیم امومیت داره از همه میپرسن و اما سؤال قبر آقا سؤال قبر عمومیت نداره یه وقتی یه نفر پیره مرد در تهران مرده بود گفتن هشتاد سالش بود پیشونش به مرد نرسیده بود گفتم خب خیلی خوبه دیگه حالا یه اتنی شسته بودم من مخواستم با اینه یه خورده سر به سر بذارم صحبت شبه اول قبر گفت وای به حالش این نفر گفت چی میشه گفتم ایچی نمیشه هیچ کارش نداره او چطور آخه هشتا سال نماز نخونده گفتم بله جهنم میره ولی سوال قبر نداره چرا نداره بنده به اونا عرض کردم روایات نشان میده که سوال قبر از یه مومنیست که سرش به تنش بیارزه یا از کافریست که سرش به تنش بیارزه روایات نگاه دارید شما دیگه من خودم که نمیگم من محض الامان محضم او محض الکفر محضا اصلا می فرماید یه اده هستن که می فرماید یولها انهم دلشون می کنن میرن تا پیچاره مثل کرم خاکی اونجا می مونه تا قیامت برپا بشه آخه آدم باید یه ارزه که بهش بگن من رب بک اصلا یه اده را آدم حساب نمی کنن اصلا حیف نیست بیاد بگه من رب بک کسی که برا خودش که کسی بوده از اون میپرسن اینا که نه اونن نه این در وسط هستن میفرمد یولها انهم مثل کرم دلشون میکنن میرونجه بدبخ میخابه اون وقت البته برزخ خیلی اصرار داره من چون روایت اگر نبینم نمیگم چیزی رو مکاشفات اولیا بزرگان خیلی عزیزه ولی ما که خودمون اهل مکاشفه نیستیم اگر ست تا مکاشفن برامون نغل بکنن رد نمی کنیم ما حرف نمی زنیم زیرا مکاشفات بزرگان البته یه وقت یه مرد بزرگیست می دونیم که مکاشفش مکاشف است اما بلاخره ما طلبه ایم مکاشفت باید تطبیق بشه با گفته های اهل بید ممکنه برای صاحب کشف و جد باشه برای خودش اما من نمیتونم بیم نقل کنم چیزی رو توجه کردید؟ این مکاشفات باید با برهان تطبیق بشه اینهایت فرمودید پس بنابراین یه وقت یه آلمیست ولییست کشفی کرده برای خودش حجته ممکنه یه جوری بشه چشمی کسی رو باز کنه درش تصرف بکنه برای او هم حجت بشه اما ما مادامی که چیزی معید به براهین احل بیت نباشد نمیتونیم چیزی بگیم مرحوم هاشی خسن علی نخودکی خب ایشون اهل ریاضت بوده اهل کشف بوده من عرض میکنم که اگر چیزی از اینا بشنویم خودمونم اهل کشف نباشیم و اون شنیدمون معید به برهان اهل بیت نباشد چه کرمی کنیم مسکوت میذاریم دیگه چسی مثل هاشی خسن علی که نمیدونید دروغ بگه که منتا کشفی کرده کشفش برا خودش محترمه ایشان معتقد بوده که بعض مرده ها اینقدر بیمایه میشن که مردنشون یادشون میره حتی خیلی این دیگه عجیبه بله من میگم من نظر نمیدم کچیفتر از اینم که قبول کنم یا رد کنم نقل قول میکنم چون یلها انهم که روایته اونو گفتم براتون ما حدیثه یه اتراتو برزخت ویل میکنم میره بیچاره میمونه اصلا حالشم نمیپرسن ولی ممکنه خب خدا خیلی کریمه به داخل یه کاری میکنه که اونجا اونا حالا یه اصراریه دیگه نرادم خیلی بگه مردم عرض میشه باید که ممکنه یه خدا بیتقوا بشن و یه خدا بترسیم خوبه خداسه همینقدر بدونید خب اینم از سؤال قبر برادری نامه نوشته بود که شما میگین که مثلا قبر در برزخه چرا پس مرده را تلقیم میدن آقا جمع اینا از عقل ما خارجه چه میدونیم ما دوتا چوبه ترم مستحبه که در کنار مرده بذارم واقعا مرده میخواد مثلا اونها بلنج را بره یه چیزایی از عقل ما خارجه اصلا ماورا و طبیعه یه اصرار عجیبی داره یعنی یه ذره ماورا و طبیعه درش بروی ما باز بشه خیلی به چیزامون حل میشه اون چوبانجایی دستوره بلاخره دستور الهیه ما اصلا وضوع میگیریم چی میشه ظاهرن چی میشه مثلا میگم اما لابد یه سری هست که گفتم وضوع بگیرید دیگه تیممون میکنیم مثلا چی میشه یکی بیاد بگاله من دستمو زدم به خواهد چی شد بابا این اصرار معبره و طبیعه است تا چه میدونه چی شد خیلی چیزا میشه ما نمیدونیم طلبه جنوب رفته بود پیشه مرحوم وحید بهبهانی گفت بود خونه آقا که مسجد نیست که حالا بریم درس بخونیم بعد میریم قصد میکنیم آقا فرموده بود امروز درس نیست طلبه ها همه رفته بودن وحید با اون عظمت بعد آقا با اون طلبه فرموده بود تو بشین نشسته بود همه رفته بودن گفت بود فرش بلند کن اونجا که نشستی بلند کده بود دیده بود یه پولیه گفتو پدر جان اونو برده برو قصر کن من به خاطر جنابت تو درستو تحتیل کردم از اینات و این اولیا خیلی بوده تا حالا توجه کردید خب این رو که من نمیدونیم حالا چوب کنار میت گذاشتن هم همینه تلقین میت هم همینه بله از اون طرف هم عرض کردم بلاخره تعلق از برزخ به اون بدن هست دیگه تعلق چه هست اشراف چه هست مشکل نداره این چیزا خب ارز کنم حضورتون که این از این و اما راجع به توبه همچیزی بگم آقا در توبه باز است به شرط اینکه درست توبه کنیم یه مش اعمال یه مش گناهان با استغفار که از ته قلب باشد حقش ادام میشه آخه عوام مردم رو گفتم عوام باراوردن مثلا میگم استغفار بکن خیال می کنید که مثلا استغفار یه چیزیه مثل جادو جنبل نعوذ به لادم باید یه جه بره بشینه یه چند تا بخونه میگه ده تا بگم دیستا بگم بابا استغفار یعنی از خدا آمرزش بتره بلا عربی نگو فارسی بگو اصلا خدای منو ببخش عذر خواهی کردن از خداست دیگه چند تا نداره استغفرالله بگو یکی از اولیه می فرمود ربی رم اضافه کنید استغفرالله ربی این تعبیر منه ها آدم بخواد خودش رو برای خدا لوس کنه ربی بگه به نفرشه اشکال نداره لوس شدن برای خدا اشکال نداره تب نمان خداست دیگه کجا بریم نیچی چه کسی رو داریم البته شوخی می کنه ها نه اینکه واقعا لوس التماسه دیگه یه تا که رب به منی پروردگار منی خب منو ببخش خدای ما شوخیم بنده خدا را گفتیم کار و شوخی اونم نداریم ما آجزیم مسکینیم یا الله خودت میدونیم از زمائر ما با خبری خدای من اگر این کریمه اهل بیتو شفی بیارم دیگم خدا قبول نکرد این سو ازن میشه به تو امیدوارم قبول کنی خدای تو را به دختر موسف نجافر هممونه ببخش خدای تو را به این نائبه زهرا خودمون و زوریمونو در در احسینت نگاه داری فرمان پراله حالا یک گناه هایی کردیم بین خود و خدا یه چیزایی هست که حقوق اللهه اینا با اسفتار خلوت کنیم خدا خودش میبخشه توجه کردید؟ در احکام قضا قاضی شدن آقای مستحباتی هست که آدم یعنی باید عمری سرفکنده خدا بشه ببینید بعض چیزا برای قاضی مستحبه مستحب یعنی چی؟ یه وقت یادتون نره مستحب دارم میگم و نمیگم جائز نمیگم مباح یه وقت میگیم فلان چیز مباحه این عیب نداره مثلا فلان کار رو انجام بدیم یه وقت میگه مستحب یعنی مثل نماز گفعیل هست مثل نماز نافلاتی چیزی هم گیرت میاد به این میگن چی؟ مستحب میفرماید که مستحب بس قاضی وقتی متهم را آوردن پیشش اگر اون مورد اتحام از حقوق خدا باشد مستحب بس حرف تو دهن مجرم بذاره ابین چه دینی ما داریم؟ وای مستحب بس هفت دهنش بذاره مثلا یکی گرفتن آوردن میگه آه ایشون شراب خورده مثلا باید بگه چی؟ مستحب بس قاضی بگه بابا بعض دواهایی هست برای دندون که بوی همه زهرمان رو میده شاید دندونش درد میکرده از اون دواها گذاشته پای دندونش اونم میگه بله اتفاقا همینطوره انتها نمیتونستم بگم گفت خب بزه برو میگه بزه بره خدا نمیخواد کسی دراز کنن بزنن دستگاه خدا که دستگاه مغول چونیست نموزه بالله ارهم و راهمینه یه حدودی هم که در اسلام هست خب کار خیلی بالا بگیره بله اون حدود باید اجرا بشه و لکم فی القصاصه حیاتون یا اولی الالباب بلاخره باید یه قدرتی باشه یه حیبتی باشه شما نگاه نفرده به خودتون آدم های پاکیزه مؤمن یا آدم های پیدا میشن که برای یه دونه پیاز آدم میکشن خب اینا را باید بلاخره یه نفر بالا سرشون باشه سر جاشون بشونه از یه چیزی بترسن نه این که نباشه اما اینم نیست که دیگه هر که از را برسه دیگه لابط همه بدنین یزیدون شمره این خولیه این طور که نمیشه که مستحب به من که از خودم نمیگم که یعنی مثل نماز نافل هست اگر میگه که از حقوق خدا باشد حرف تو دهنش بذار بذار بره دیگه رسول خدا فرما تحجب میکنم از این مردم که خدا ایو به اینا را پوشنده خودشون به دست خودشون ای به خودشون باز میکنه خب برو یک گوشه استغفر کن دیگه درک بازه برو سرعت بذار به خاکم معذرت خواهی کن استغفار کن فاللزین ازا فعل فاحشتن او ظلم انفسهم زکرالله فاستغفرو لذنوبهم ببینید این مستحب به خود خدا عمل کرده تورخ خدا گشت بدی در این جوار دختر موسیب نجافر خدا خودش به این مستحب عمل کرده یعنی تمام این متهمین جهان را جمع کرده جلوش داره حرف تو دهنش را میذاره خوب خوش بدید و من یغفر و ذنوبه الا الله میگه جز خدا چه کسی گناه میبخشه امروز میتونی دامن خدا را بگیری بگی خودت گفتی جز من کسی نمیتونی ببخشه اگه تو نبخشه من کجا برم کسی حرف تو دهنمون گذاشته دیگه گفت توبه کردم خدا منو میبخشه میدونی چه جواب داد جواب چه جوابی آدم در پوست خودش نمی کنجه خدای ما قدرتون را نمی دونیم گفت توبه کردم خدا منو می بخشه گفت تو توبه کردی به پای خودت آمدی این خدا دنبال فرار کرده ها فرستاده تو را نمی بخشه دنبال فرار کرده ها فرستاده قل یا عبادی الذین اصرف و علا انفسه لا تقناتو بین رحمت روی دنبال دررفتها فرستاد اون وقت تو شک داری تو به پای خودت اومدیت عجب اون وقت حالا اینا که دررفتن توجه کردید خوشک نمیگه بگو بیان یه وقت از یه پسر یه کاری کرده شرمندست از پدرش یا میترسی یا شرمندست یا هر دوتاش منده پشت در این پدر با قیض و غذاب میگه اشتراکو بیاد غذاشو بخوره دیگه درست بشه از این کارها دیگه نکنه خوشک اما این ارحم الراهمین دنبال فرار کرده ها پشت در منده ها فرستاده خوشکم نفرستاده قولیه عبادی الذین اصرفو بگو بندگان گنهکار من بیان این را نسبت میده به خودش یا ارحم الراحمین ارحم الراحمین هستی اکرم الاکرمین هستی تو مارا میبخشی حرف تو دهنمون خودت کذاشتی و من یغفر و ذنوبه ایلالله خدایا ولیت سید و ساجدین به ما یاد داده میگه که اگر دستور بدن به موقع به ما یاد بده ها اگره اگر دستور بدن علی ابن الحسین را با زنجیر ببندن بتهنم بکشنن میگه در همون هینی که دارن میکشنن منو ببرن در همون هینم من ناامید نمیشم بازم میگم یا ارخمر را علی یک کسی رفته بود از حضرت صادق علیه السلام به منصور سعایت کرده بود یه ملعونی گفت داد امام صادق تو خونش اصله گذشته چی نگرده چی نگرده یک مش افتراق منصور ملعونم حضرتو آورد و گفت در مورد تو چنین و چنان گفته شده حضرت فرمود خب اون شخصو بیاری رفتن آوردن حضرت فرمود که قسم یاد کن که این حرفایی که گفتی درسته این شخص برگشت گفت والله الذي لا اله الا هو الرحمن الرحیم که من حرفا را درست گفته بودم حضرت فرمود نشد اینطور نه یه قسم دیگه یادش داد اون قسم را که به جا آورد افتاد به جهنم واصل شد عرض کردن آقا چرا در قسم اولی طورش نشد حضرت فرمود در قسم اولی خدا را به رحمانیت و رحمیت یاد کرد خدا هیا کرد عذابش بکنه عجب خیلی خلاصه انشالله می بخشه ما را توبه می کنیم استغفار می کنیم انشالله خدای ما را به حق قذرت معصومه با آفیت بدخشیم به حق این خانم خدای ما را با عقوبتت عدب نکنیم شنوانگان عزیز برنامه بربال سخن آنچه که شنیدید سخنرانی مرحوم حجتالستان والمسلمین استاد فاطمینیابود در حرم متحر حضرت فاطمه محسوم سلام الله علیها با موضوع سؤال و جواب قبر و قیامت تا برنامه بعد همه شما رو به خداوند منان می سپاریم التماس دعا و خدا نگهدار موسیقی