آمدن حضرت نبودن تشریف نداشتن سآلات رو به فاطمه معصومه سلام الله علیها دادن تا به پدر برساند وقتی اینها عجله داشتن و روزی که خواستن برن هنوز حضرت تشریف نیاورده بودن سآلات رو پس گرفتن که بعدن بیان اما جوابها رو خود فاطمه معصومه سلام الله علیها برای اونها نوشته بود که وقتی اینها خبر به امام کازم علیه السلام در بین راه رزید اونجا حضرت سه بار فرمودن فداها، ابوها که به قربان این دختر پدر با خیلی زیباست ببینید یه نخش عظیمی که تو تاریخ برای آخر الزمان به صورت زنده به اهده دارد لحظه به لحظه این داره نخش پررنگتر می شود که در روایات ما هم به عنوان این که قوم مرکزی می شود برای احیای معارف اهل بیت و محل زندگی اهل بیت این به عنوان اون سرزمین اهل بیت علیه السلام و این با وجود مبارک حضرت معصومه سلام الله علیها خودش را آشکار می کند اگر این نگاه رو ما به عنوان یک معموریت برای حضرت ببینیم اون وقت هر نفری که برای زیارت اینجا مشرف می شود باید ببیند تو این زیارتش چه نقشی در راستای استحکام این معمولیت حضرت پیدا می کند اگر زیارت با معرفت میخواد باید تو راستای معمولیت حضرت قدمی بردارن دنبال این باشد استمداد کند از حضرت تا جز یاران گسترش علم حضرت قرار بگیرد ببینید چقدر زیبا میشه پس آجا قب میشه گفت من زاره ها عارفن به حقه ها رو این طوری هم میشه بله بیده ترجمه و تفسیر کرد یعنی آرفن به حقها شناختن اون معمولیت آخر و زمانی حضرت و قدم برداشتن در راستای تحقق بالاتر اون است لذا اگر میخواییم همون جوری که به امام حسین علیه السلام عرض میکنیم از سلامو علیک و علی الارواهی لطی حلت به فنایک اینجا هم اون ارواهی که به زیارت میان مؤمنانی که به زیارت میان اگر قدمی در راستای گسترش علم اهل بیت معارف اهل بیت که معموریت ویجه فاطمه معصوم سلام الله علیه هاست بردارند این سلام بر اونها هم صدق میکند گسترش علم هر چقدر اینجا شکل بگیرد با این که این در گوشه از او دخیل بوده اما برای این هم محسوب میشود هر معرفتی برای مؤمنان در هر جای آلم محقق بشود چون این تو این نگاه و معمولیت خودش و شریکت برای اون هم سفت می شود خب این یه شعن است شعن دیگری از وجود مبارکه حضرت معصوم سلام الله علیه ها این است در آخر زمان نقش زنان و نقش جوانان مورد توجه ویجه شیطان است لذا در روایات ما الاماشا اللازک شده که در آخر زمان شیطان برنامه های ویجه برای این دقش دارد به همین مناسبت خدای سبحان هم برنامه های ویجه برای جوانان و زنان دارد که برای تحقق اون برنامه الهی زنانی به عنوان الگو و اسوه که قابل اقتدا هستن که قابل ارتباط هستن قابل این هستن که انسان از اونها یاد بگیرد و مرتبط بشود و خودش رو در ارتباط با اونها در آخر زمان حفظ بکند از جمله نخش های ویجه نخش حضرت معصوم سلام الله علیها در غلب آلمیست که امروز توجه به ایران است شاید نقش خفته و پنهان حضرت زهرا سلام الله علیه که ما دست رسیب قبر مبارک حضرت نداریم اون بروز و ظهورش در قبر مبارک فاطمه معصومه جلوگر شده و اون نقش آخر و زمانی که زنان به عنوان یک معموریت ویژه باید پیدا کنند رو از فاطمه معصوم سلام الله علیها و کنار حرم مبارک ایشون باید این نقش رو پیدا کنند و ایفا کنند اگر این باور رو کردیم می آییم زیارت غیر از اون نگاه اول در نگاه دوم معموریت آخر و زمانی دیگر حضرت چی استش؟ اون تشکیل هسته های زنان مؤمنه ایست که این هسته ها میتوانند نقشه دشمن رو خونسا کنند. لذا باید قلب تشکیل هسته های ربیون که اون هسته در قرآن ذکر میکند برای زنان باشد. من یه مثالی بزنم اینجا براتون. در زمان موسیٰ علیه السلام قارون نخشه های زیادی می کشید علیه بنی اسرائیل با این که خودش از بنی اسرائیل بود توتاهای مختلفی اما به برکت وجود مبارک موسیٰ کلین بسیاری از اینها خونسا می شد و رسوا می شد اما یه ترهی رو به فرعونیان داد گفت این تره رو اگر اجرا کنید بنی اسرائیل از درون می پوست کاری که کرد که تعبیر قرآن هم دلالتی براش دارد اشارهی بهش دارد که یزبهون ابناهم و یستحیون نساهم که بسیاری از مفسران یستحیونه رو نبه معنای زنده نگه داشتن بلکه بردن حیا معنا کردن یعنی پسران اینها رو بکشید تا اینها قدرت و قوامی نداشته باشن برای این که اینها رو از بین ببرید زنانشون رو به سمت بی حیائی سوق بدید برای این کار ترهی رو به صلاح انجام داد و پیشنهاد داد که دختران بنی اسرائیل رو بیارن به عنوان خدمتکاران فرعونیان که در دستگاه به صلاح ایش و نوش اینها خدمت کنن که خود به خود ابتلاعات ایجاد شود اما در مقابل این حرکت زیبایی اینجاست در مقابل این حرکت مادر موسا علیه السلام و خوهر موسا علیه السلام که در قرآن هر دو ذکر شده که به مادر خطاب میکند که اوها الى ام که به مادر موسا ما وحی کردیم که این فرسند رو و اوها اینا الى ام موسا ما وحی کردیم که این فرزند رو در نیل بنداز و قلبش رو مرتبط کردیم با خودمون که مادر است بچه رو بندازه تو نیلی که آب در بستالا وسیعیست که موجودات دریایی هم داشته که باعث چیزی از عنوان حیات برای این احتمالش نمیموند اما خدا عمر کرده اونجا این مادر وقتی این فرزند رو به نیل انداخت که با دل مادر هم خیلی این بازی کرد در بعضی نغل ها دارد این فرزند موج برش میگردون دوباره طرف مادر دوباره مادر دل میکند و این فرزند رو به آب میسبرد یعنی یک بار هم نشد چند بار این دل کندن پیش آمد تا به کمال نهایی برسد اونجا مادر خطاب میکند به این خوهر به دخترش بله که از دور برو اینم تنها جاییست که یک دختری در قرآن ذکر شده به عنوان خاهر به عنوان خاهر که دنبال این پنهانی برو تا ببینی کجا میرود چه میشود به توانی معصر باشی تا وقتی فرعونیان او رو میگیرند او هم مخفیان دنبال این بود میتواند خودش رو به اونجا برساند وقتی که موسا هیچ به مرزعی رو قبول نکرد که شیر بخورد این پیشنهاد داد من یه خانومی رو میشناسم خیلی پاک و تاهر است شاید او بپذیرد بچه اون رو بپذیرد که اونها یه خوردم شکر کردن اما حل شد مسئله و موسا به واسطه یه همین حرکت خاهر زیرکانه به پیش مادر برگشت که این حرکت زیبا که جریان خوهر موسا است که اینجا هم یه جریان خوهری در کار است که حضرت معصوم سلام الله علیه ها است یه نقش عظیمی رو این مادر و خوهر در تشکیل جلساتی در این که زنان رو تو حلقه هایی شکل بدن جلساتی تشکیل بدن در مقابل حرکت قارون در مقابل بیهیا کردنی که اونها قصد داشتن لذا اونا میخواستن کل بنی اسرائیل و ادرون بپاشانن حرکت مادر موسا و حرکت خاهر که اسم خاهر کلسون بود و بعدن هم مورد مده پیغمبر اکرم سلالله علیه و آلهی و سلم سلالله محمد و آله محمد و عجل فرچه قرار گرفت و بشارت هایی برای این خوهر داده شد که این مادر و دختر توانستند حرکت مرموز برنامه ریزی شده فرعونیان و قارون رو خونسا کنند. لذا جریان آخر و زمان از این سنخ است. دشمن تمام توانش رو میگذارد تا جریان جوانان و زنان رو مورد آسیب قرار دهد. اما به برکت وجود مبارکه حضرت معصوم سلام الله علیها و تهارت وجودی ایشون می تواند حلقه هایی از کنار مزار ایشون به گستره همه آلم شکل بگیرد مرتبط با این مزار که امداد ایشون رو به همراه داشته باشد تا پاکی و تهارت برای زنان و معموریتهای اجتماعی زنان که با پاکی و تهارت محقق بشود و نقشه دشمن رو خونسابه کنند از کنار همین مزار شریف و با توجه به این که ما قائلیم هزارات زندند امداد میکنند کمک میکنند همون جوری که نسبت به امام معصوم داریم که ما باور داریم که یران مقامی و یسمعون کلامی و یردون سلامی و اگر خدای سبحان گوش ما رو از شنیدن حجب تسمعی ان کلامهم گوش ما از شنیدن کلام و جواب سلام اونها محجوبه هست اما و فتحت باب فهمی به لذیذ مناجاتهم حال نجوای با اونها رو به ما میدهی ما تو اینجا که می آیم کنار حضرت نجوامون برای انجام معمولیت ها چه در جانب علمی چه در جانب اون مبارزه آخر و زمانی که می تواند به خصوص در رابطه با خانوم ها یه نقش ویجهی به تأثیه از مادر موسا و خوهر موسا علیه السلام شکل بگیرد اینم میتواند یکی از نقشهای دیگر آخر و زمانی باشد که باید تشکیلاتی به این عنوان شکل بگیرد تا بتواند قدرت ارتباط با همه مکانهایی رو که کسی میخواد این معمولیت رو داشته باشد انجام بدهد اگر ما این باور رو کردیم که قدرت زنان در نظام هستی که خدا قرار داده معمولیت زیبایی ببینید تو وجود انسان ما قدرت جزب و دفت داریم یعنی قضا رو انسان جزم می کند زاعد رو دفت می کند و بالاتر می آیم شهوت داریم و قضب داریم شهوت ملائم ها رو برای انسان به سمت انسان می آورد قضب اون چه که با انسان سازگار نیست رو دور می کند میاییم بالاتر محبت داریم و بغض محبت انسان رو به سمت محبوبش می کشاند حالا دیگه از قضا و سطح آلم مادی فراتر رفته می تواند محبوب انسان اولیا الهی باشند کمالات و قربه به سوی خدا باشد مبغوز انسان شیطان باشد که این نهازا که شیطان دشمن شماست با او بغض داشته باشد میاد بالاتر در یه زندگی بالاتری این محبت و بغض که در درون هر فرد بود و او رو به کمال میرسان در درون یه خانواده مظهر محبت میشود زن مظهر بغض و دفاع از این خانه میشود مرد که این مظهر اسم جمال حق میشود و او مظهر اسم جلال حق میشود لذا ستوت و قوت و توان مربوط به مرد است که این مظهر جلال حق است و لطافت و محبت و زرافت مربوط به زن است که مظهر اسم جمال و مظهر اون اسماع جلالی خدای سبحان است که یه خانه مثل یه فردی که درونش محبت و بغز مکمل هم بود درونه ی خانواده ی حقیقت واحدی شکل میگیرد که اونجا محبت میشه مظهر زن که باعث پیوست این خانواده میشود ارتباط این خانواده میشود و دفاع از این خانه در مقابل هرچی که او رو تحدید میکند و هر جایی که قدرت لازم دارد میشه مظهرش مرد مرد و زن مثل این که یک وجود به محبت و بغض نیاز داشت به شهوت و قذب نیاز داشت به جذب و دف نیاز داشت مرد و زن در خانه نقش یک حقیقت واحده رو که مکمل هم هستند و هم رو تکمیل می کنند بازی می کند لذا مرد باید دنبال استکمال نقش زن و ظاهر شدن نقش زن باشد زمینه رو فراهم کند تا خانه مظهر ظهور محبت خانوم ها باشد حالا این خانم ها گاهی نقششون همسریست گاهی نقششون فرزندیست گاهی نقششون مادریست گاهی نقششون دختریست که لطافت خانه به این در حقیقت نقش محقق می شود بعضی از دوستان می گفتن که ما تا دختردار نشده بودیم که انهو هنوز محبت رو نچشیده بودیم دختر که میاد توی خانه تازه اون حال محبت توی خانه لطافت های توی خانه دیده می شود چشیده می شود این نقش رو خدای سبحان قرار داده اگر ما این باور رو کردیم تو نقش اجتماع هم اجتماع امومی که فراتر از خانه هست باز می بینیم نقش زن ایجاد لطافت در اجتماع هست و نخش مرد ایجاد سطوت و دفاع و قدرت در جامعه است هر قدر خانواده استحکامش پیشتر باشد استحکام خانواده که به نخش زن و مرد برمی گردد اجتماع سالمتر می شود یعنی ما به عنوان حضرت معصوم سلام الله علیها حضرت زینب سلام الله علیها و حضرت زهرا سلام الله علیها که پدرشون ایشون رو مهور خانه قرار میده که اگر میگن کی در این بستلا اینجا هست میگه هم فاطمتو و ابوها و بعلها و بنوها که مهور این خانواده تحت کسا کیا هستن بر مهوریت فاطمه صلی اللہ علیه و سلم میچرخد و یا میفرماید ام ابیها که ام ابیهای مادر پدرش میشود و یا وقتی که این نگاه رو در اون جریان مباهله میبینیم اونجا بحث نساءکم نساءنا و نساءکم به عنوان یک زن که پنج نفره یه خانواده است در مقابل قدرت مسیحیان نجرانی که میخوان اونجا در ایقدر نفرین بکنن پیغمبر این پنج نفر رو فاطمه سلام الله علیها رو امیر مؤمنان رو حسن این رو و خود وجود مبارک حضرت علیه مسلم حاضر میشن به عنوان یک خانواده آتفی محبتی قوی که میتواند تمام توتعه های دشمن رو خونسا کند یعنی لعنت الهی با رحمت بین این خانه در مقابل شکل میگیرد این نگاه به به اسطلاح نقش زن و نقش آخر و زمانی زن می تواند با تبیین نقش فاطمه معصومه سلام الله علیها و لطافت هاش انشالله بهتر از قبل هم شکل بگیرند انشالله در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها با یه سلام با شما خداحافظی میکنم از سلام و علیک یابنت موسب نجعفر یا فاطمه تل معصومه و رحمت الله و برکات فاطمه ای و فاطمه در حرمت جلوه گرست کرامت آل عبا از کرمت جلوه گرست حضرت معصومه ای و معنی اسمت اللهی اسمت جمع احل بید در حرمت جلوه گرست زمزم دلترن نومه نام تو ای بجه خدا زمزم یه لسان اشت زمزمت جلو گرست زمزم دلترن نومه نام تو ای بجمه خدا زمزم یه لسانه اشت زمزمت جلوگرست چشم امیده اولیان بر تو بود روز جزا شفاعت از من زلت مجرمت جلوگرست شبتون بخیر سربران ارجمند شنواندگان گرامی راژیو معارف برامه سمت خدا تقدیم حضور شما بزرگواران شد و رسیدیم ساعت 19.19 دقیقه شنب شب 11 ربیو ثانی 1447 12 مهر 1404 اجری خرشیدی در ادامه برامه ها در خدمتون هستیم تا ساعت 10 شب و انشاءالله تا ساعت هشت شب که خبرهای جهان اسلام رو بشنوید سه بررامه داریم ابتدا جرعه و بعد از اون هم دعای باران پخش میشه و سپس نوزه و چل دقیقه گنج سعادت رو با سخنان استاد محمد حادی فلاح پخش خواهیم کرد اما بررامه که اکنون میخواییم تقدیم حضورتون کنیم بررامه جرعه هست به شهر احادیسی کتاب کافی میپردازه با سخنان اوجت الاسلام و المسلمین حسینی قومی تقدیم حضورتون میشه به مدت ده دقیقه و انشاءالله در ادامه بنده به اتفاق همکارانم از پخش رادیو معرف در محصرتون خواهیم بود سپاس کنیم جرعه بیان احادیس کتاب کافی یک جرعه از زلالتو کافیست تاشه بد لبریز از تراوت گل آشیانه ها لبریز از تراوت گل آشیانه ها بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت شنوندگان عزیز رادی مارف صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ما روایات کافی شریف هست کتاب الامانه والکفر باب شست و یک باب و زم دنیا و زهد فیه ها رو می خوانیم مرحوم کلینی رزوانالله بیست و پنج روایت رو در این باب آوردن روایت پونزده همه این باب رو می خوانیم که فرازیشو در جلسه قبل خوندیم در فراز دوبوم حضرت می فرامد خدای متعال بندگانی داره به درجه ای از ایمان رسیدن کمن رعا اهل جنت فل جنت مخلدین گویا میبینن بهشتیان رو در بهشت به صورت جاودانه هستن و کمن رعا اهل نار فل نار معذبین گویا مثل کسانی که میبینن جهنمی ها در عذاب هستن حتما ازیزان این داستان رو فرابان شنیده اید که از اصحاب رسول خدا وقتی پیانبر خدا بهشون فرمدن این چه حالت پریشانیست که تو داری بعد از نماز صبح پیانبر بود در کافی شریف آمده داستانش ارز کرد اصبحت و موقعنن من به درجه یقین رسیدم حضرت فرمان نشان یقین چیه؟ همین تعبیرات رو گفت من به جای رسیدم که گویا بهشتی ها رو در بهش میبینم و گویا اهل آتش رو در آتش میبینم حضرتم این درجه ایمانشون رو تعیید کردن و تشویقشون کردن رو او از رسول خدا تخاظر کرد دعا کنید که من به شهادت برسم حضرت دعا کردن و در ایکی از جنگ ها به شهادت رسید در ویژیگه های بندگان خوب خدا حضرت می فهموند اینجوری هستن به درجه از یقین رسیدن کمن رعا مثل کسیست که می بیند بهشتی ها رو در بهشت مخلط جاو دانن اهل آتش رو می بینه اهل بهشت رو می بینه نه به این معنی که حالا برامو توصیف کردن یه بهشتی هست یه جهنمی هست به درجه اینول یقین رسیدن داریم میبینه بهشتی رو داریم میبینه احلاتش رو میدانید این بالاترین درجه ایمان و یقین و باور هست نه از بندگان به این درجه رسید شرورهم معمونه اگه انسان به این درجه رسید دیگران از شر رو در امان هستن و قروبهم محزونه دلهاشون محزون هست قبلن هم اشاره کردم این روایت پونزده هم باب شستویی که کتاب اولیمانه بلکفت واجه هاش در روایت فرابانی آمده مخصوصا در نهجول بلاغی امیر مامنان سلام الله علیه شبیه همین تعبیرات هست صفات متقیم رو وقتی حضرت در خطبه متقیم بیان میفرمون خطبه 193 این همین واجه هست در خطبه متقیم امیر مامنان رو جمع متقیم میفرموید همون تعبیر قبلی متقیم به درجه رسیدن دارن میبینن بهش رو دارن میبینن اهل آتش رو این در خطوه متقیم شبیه همین قلوبهم مهزونه و شرورهم مأمونه و اجسادهم نهیفه و حاجاتهم خفیفه و انفسهم افیفه شبیه همین تعبیر همینوست که الان در اینجا میخوانیم مفصلش در خطب متقین آمده اینجا در حدیث پونزه حضرت نفرمان شرورهم مأمونه این بندگان خوب خدا بردوم از شررشون در امانه قلوبهم مهزونه دل هاشون همیشه همراه یک حزنی هست حضنم در روایات دیگه تفسیر شده انشاءالله در حدیث بعدی میخونیم مرمو علامه جسی رضوان الله علیه و فصلن توضیح دادن چرا مامنین محضونن یعنی چی نشانه ایمان است که انسان در حضن و غم و اندوه باشه مرمو علامه توضیح دادن فرمدن نه چرا محضونن به خاطر این که فاصله دارن از اون مقاماتی که میخوان بهش برسن انتظارات مقامات بسیار بسیار بالا رو دارن هنوز به اون مقامات نرسیدن لذا یه قم و هزنی همیشه همراه اونها هست انفسهم افیفه اینها انسانهایی هستن که دارای پاکی دل هستن هوایجهم خفیفه حاضرتاشون خیلی کمه در روایت دیگه هم هست که مؤمن کسیست که بار زیادی بردوش دیگران نداره بار دیگران رو بر میداره کمک میکنه ولی خفیف ایکی معونه با این دوبامی باری بردوش دیگران ندارن هواجشون کمه ولی از اون طرف یاریشون زیاد هست در ادامه یه چند روزی در این دنیا سبر میکنن ولی در عوض یک راحت طولانی رو دارن در خطبه متقینم همین تعبیر رو حضرت دارن سبر و ایاما قصیره اعقبت هم راحتا تبیره در ادامه حضرت به بعضی دیگه از ویژگی های این بندگان متقیه اشاره می فرمان که ارش کردم در تعبیر امیر مونان سلام علیه هم در همین خطبه 193 آمده اما لیل حضرت از شب متقین از ویژگی های شبشون بیان می فرمان اما لیل فصافون اقدامهم تجرید و موعهم علا خدودهم اینا شب استادن در محراب عبادتشون و عشق میریزن تجرید و موعهم عشقشون بر گناهاشون جاریه و همیجه ارونه الى رب بههم مشغول تزرع و زاری هستن یسعونفی فکاک رقابهم تلاش میکنن برای این که از آتش جهنم نجات پیدا کنن بسیاری از این تعمیر در نهج البلاغه امیر مامنان هست در ادامه ببینید امن نهار فهلمان اولماان ابرارون اتقیا دقیقا این عبارت نهج البلاغه هست قد بره اهم الخوف و بریل غداه اینجا می فرمود که انهم الغدا قد بره اهم الخوف من العباده شبشون به عبادت و تزرع هستن صافون اقدام هم استادن تزرع می کنن و یسان رفی فکاک رقابه هم روزشون چی؟ روزشون خلم ها اهل حلم و بردباری هن علم ها علم و دانش برره نیکانن اتقیا هستن که انه همون قدا قد براهم الخوف من العباده از بس بندگی خدا رو کردن وقتی نگاهشون می کنی که انه همون قدا قدا به اون تیری می گن که او رو می تراشن برای این که بهتر ازش استفاده بشه یعنی به تعبیر امیرم سلام علیه هم نزیر همین تعبیر رو داره دیگه در اثر شدت عبادت یه بدن نحیفی دارن یعنی تو رو علیه من نازر کسی که اونها رو میبینه یقول مرزم یه اینا مریزن بیمارن ولی وما بالقام من مرزن نه اینا بیماری ندارن قایم بهشون میگن خول تو هم خول تو یعنی اونها قاطی دارن خادم آقل انقدر عبادت میکنه انقدر شبزنداری میکنه انقدر روز مراقبت میکنه میگه نه قاطی دارن حضرم رفا ماد فقط خالت القوم امرون عظیم بله قاطی دارن چیه اون قاطیشون منذکر ناره و مافیها از بس یاد خدا هستن یاد آتش هستن یاد عذاب خالت القوم امرون عظیم چیزی که قاطیشونه اینه مقام خوف به اینها نه این که این تبریک ما گاهی در باره افراد میبریم افرادی که شیرین اغلن یا کم اغلن میگی مابا فلانی قاطی داره نه قاطی دارن چی مخلوط شده به اینها خالت القام امران عظیم چی اون امر عظیم منذکر ناره و مافی ها یاد آتش و عذاب هست که همیشه همراه اینها هست نظر شبشون به شب زندداری ولی روزشون هم از این خیلی مهمه فقط شب زندداری شب نیست در سور مبارک سجده ببینید وقتی خدای متقیقی