ایمانش کامل میشه یعنی اینا برای تقویت ایمان خوبه اول منعطالله از امام جوان علیه السلام نقش شده برای خدا خالص در راه خدا پول خرج کنه به یه فقیری پول میده به یه خانواده مسلمندی کمک میکنه این چیزی که عطا میکنه این چیزی که کمک میکنه برای خدا منعطالله و در مقابل و من افلا یه جایی به خاطر خدا نمیده یه جا شما باید به خاطر خدا پول بدید یه جا باید به خاطر خدا پول ندید اگر میبینید پول در اختیار فرزندتون باشه این پول وسیله گناهش بشه نباید بدید باید به خاطر خدا این پول رو ندید اگر میبینید یه لباس مخصوصی اکسوسی اگر دختر شما براش خریده بشه این وسیله گناه براش میشه باید این پول رو ندید اگر یه وسیله ایست که اگر بخرید در خانه باشه زمینه گناه برای پسرتون برای دخترتون برای همسرتون برای شوهرتون فراهم میشه باید برای خدا این پول رو ندید امام جواد فرموده چهار چیزه که اگر کسی داشته باشه استکمل ایمانو یکی اعتال الله یکی من اعت الله برای خدا پول میده برای خدا هدیه میده برای خدا کمک میکنه و یه جاهایی هم برای خدا نمیده اینجور نیست که هر پول خرچ کردنی درست باشه در روایت هست فردای قیامت من و شما قدم از قدم بر نمیداریم مگر این که از چهار چیز از همون سؤال میکنن از من سؤال میکنن که جوانیت رو در چه راهی به پیری رسندی از من سؤال میکنن فردای قیامت این که میگیم فردای قیامت از ت ها سؤال میشه یه سؤال از جوانیت که جوانها باید این فرصت رو قنیمت بدانن یه فرصت تلایی در اختیارشونه در دوران جوانی خیلی زود و خوب انسان میتونه در خودش تحول ایجاد کنه در دوران جوانی خیلی خوب انسان میتونه نردبان پرقی رو بالا بره کسی که پیر شد و به سن سال من شد یه بعید بتوانه البته نباید ناامید باشه ولی بعید بتوانی کاری انجام بده دوران جوانیست که یه فرصت واقعا تلاعیس برای جوان که میگن از جوانی انسان سوال میشه که جوانیت رو در چه راهی به پیر رساندید یکی از اون چهار سوالم از ماله میگن از مال انسان سوال میشه که از چه راهی به دستو بردی و در چه راهی خرش کردی حزینه کردی نه فقط از دراوردن سوال میکنه از حزینم سوال میکنه ممکنه شما زحمت بکشی عرق بریزی پول در بیاری حلال حلال ولی در راه حرام خرچ کنید باز فردا مسئولیت داره از مال سوال میکنن که از چه راهی به دستو بردی آیا خدای نکرده بهشوه گرفتی آیا خدای نکرده معامله ربایی انجام ددی خدای نکرده به مشتری ها اجراف کردی خدای نکرده اگه بنابود در اداره چند ساعت کار کنی و حقوقی بگیری کمکاری کردی و حقوق گرفتی یعنی درامد درامد حلالی نبودی یه سؤاله یا نما همه چی رو مراعات کردیم درامد من حلال سؤال می کنم در چه راهی خرچ کردی اگه هم درامد حلال باشه هم حزینه ها در راه رضای خدا باشه انسان می تونه جواب بده اما اگه از راه حلال در ورده و همینطور که عرض کردم این پولو میده یه وسیلهی میخره در منزل میذاره که زمینه گناه برای بچه هاشه خب این فردا مسئولیت داره این فردا ازش سوال میده چرا این کار کردی با این ت خدا که سروت بود با این ت خدا بعضی از مسافرت ها بعضی خانواده ها هستن میخوان مثلا تفریه برن تفریه هم از در اسلام از در دستورات اسلام کار لازمیه کار خوبیه ولی باید حواسشون جمع باشه کجا برای تفریح میرن پسر و دختر و جوان رو همراه خودشون جایی نبرن که لانه گناه و جای گناهه که بعضی ها توجه ندارن برای تفریح شمال رفتیم زن و بچه رو بردیم و یه به اسطلاح تنوعی شد برامون اما این سؤال باقیست کجا بردید خدای نکرده نبرده باشه اینها رو جاهایی که جای گناه بوده که تو اگر قافل بودی اونا گناه کردن تو اگر غفرت کردی اونا مبتلای به گناه شدن اینا توجهاتی باید داشته باشید یه مؤمن باید این توجهات رو داشته باشه امام جواد فرموده چهار چیز هر کسی داشته باشه استکمل ایمانو یکی اعتال الله در راه خدا پول خرج میکنه همیشه سال کمک به فقرامت وهد خب انسان پولی در راه خدا میده برای خدا پیداست که این هم نشانه ایمانشه هم ایمانشه کامل میکنه کسی که پول میده و میگه این پول برا من پاداش داره خب ایمانه به خدا داره این معلوم میشه ایمانه به قبر و قیامت داره ایمانه به معاد داره که میگه پول میدم تا پاداش رو جای دیگه بگیرم اطال الله ولی در مقابل و من اف الله یه جاهایی هم پول نمیده از پول دادن از خرج کردن از کارهای حرام رو هزینه برای کارهای حرام خودداری میکنه سوام و احب بلالله چهارم و احب قزلالله امام جواد فرموده سوامین چیزی که باعث کمال ایمانه اینی که انسان کسانی که دوست داره برای خدا دوست داشته بشه با کسانی که رفیق میشه و بین اونها ارتباط دوستی برقرار میشه این دوستی برای خدا بشه میگه با این دوست شدم این جوان میگه با اون جوان دوست شدم و دوستش دارم چون نماز میفونه دوستش دارم چون جوان منظمیه چون جوان مبغریه این دختر خانم میگه اون دختر خانم رو با اش آشنا شدم بهش علاقه دارم برای اینکه هجابش خوب حفظ میکنه برای اینکه مراعات دستورات دین رو میکنه اینه میگن محبت لله دوست داشتن برا خدا چطور ما پیغمبر رو دوست داریم برا خدا دوست داریم امام حسین رو دوست داریم برا خدا دوست داریم امام جواد رو دوست داریم برا خدا دوست داریم کریمه اهل بیت رو دوست داریم به زیارتش میاییم برای خدا دوست داریم کارهای دیگه منم ارتباطهای دیگه منم برا خدا باشین احب للا و اپ قضل الله یعنی اگه با کسی هم دشمنه دشمنی برای خدا بشه چره یه شوهر باید با زن خودش دشمن بشه چره یه زن باید با شوهر خودش دشمن بشه چره یک پسر و دختر باید با پدر و مادر خودشون دشمن اینا که وچه دشمنی نداره. باید با کسی دشمن باشن که ظلم می کنه با کسی دشمن باشن که مسلمانهارو می کشه دشمنی رو باید برد اونجایی که برای خدا بشه گفت من دشمنی میکنم برا خدا ما میگیم با همه کسانی که به مسلمان زول میکنن دشمنیم برا خدا ما میگیم به همه کسانی که به شیعه زول میکنن دشمنیم برا خدا دشمنی رو در جای خودش باید سرکرد اطال الله و من علی الله یاف الله و احب علی الله و عبقذل الله و جمعه سیون که از امام جواد علیه السلامه حدمتون را ارش کنم و رفع زحمت کنم دنبال همین روایت هست که امام جواد فرموده سه عمله که این سه عمل عمل نیکانه اگر میخواید از عبرار باشید اگر میخواید از نیکان باشید این سه چیز رو باید مراعات کنید یکی اقامت الفراعید و دوم اجتناب المهارم و سوم احتراسون من القفلت فدین از امام جواد نقش شده که این سه چیز عمل بندگان نیک خداست که امیدوارم شما عزیزان شما برادرها شما خوهرها شما دوستان اهل بیت شما علاقمندان به امام جواد همه از کسانی باشید که این کارها رو انجام میدن اقامت الفراهست این دعا رو زیاد میخانیم اللهم این یسال و کل استعداد دلموت قبل حلول الفوت خدایا ما رو قبل از رسیدن مرگمون آماده این سفر کن مرگ هم یه سفریه این سفر هم آمادگی میخواد خدایا ما ازتون میخواییم که ما رو آماده این سفر کنیم یکی آمد پیش امیر مؤمنان گفت آقا آماده شدن برای سفر آخرت به چیه امیر مؤمنان جواب داد آمادگیه برای مرگ به این سه چیزه ارتکاب الفراعز یعنی واجبات رو انجام دادن اینجام امام جواد فرموده اقامت الفراعز واجبات رو انجام دادن نماز واجبه نماز هاو میخانم مسئولیت هایی که دارم انجامش واجبه انجام میدم اگر کارمند هستم واجبه یک کارهایی رو انجام بدم انجام میدم امیر مومنان فرمود دوم و اجتناب المهارم کسی میتونه بگه من آماده سفر مرگم که از محرمات الهی اچناب کنه اینجام امام جواد فرموده و اجتناب المهاره دوری کردن از محرمات همه ای ما میدونیم چی واجه به چی حرامه همه میدونیم دروغ حرامه همه میدانیم خیانت حرامه همه میدانیم عذیت و آزار مسلمان حرامه همه خوهرها میدونن بد هجابی حرامه همه خوهرها میدونن زمین گناه برا برادرها فراهم کنن گناهه اگر میخوان به حرف امام زباد ترکیب اثر بدن خواهد از این گناه ها اجتناب کنن باجبات رو به جا بیارن و محرمات رو ترک کنن اونجا امیر مومنان فرموده ارتکاب الفراعز و اجتناب المهارم و اجتمال المکارم یعنی مکارم اخلاق برا خودش تحییه کنه برا خودش تحصیل کنه هم واجبات رو به جا بیاره هم محرمات رو ترک کنه هم مکار مخلاق برای خودش تحصیل کنه اینجا امام جواد طبق این نقف فرموده سه چیزه که از عمل نیکانه اول اقامت الفرائض یعنی واجبات رو به جا بردن و دوم اجتناب المهارم یعنی دوری کردن و اجتناب از محرمات و سوم و احتراس من القفلت فدین قفلت یه بلاییه برای انسان امام جواد فرموده خودشو از قفلت دردین حفظ کنه تا انسان قافل نشه مبتلای به گناه نمیشه در دعاهای ماه رجب میفانید خدای لا تجعلنین من القافلین المبعدین خدای من از اون قافلهای قرار نده که از تو دور بشم قفلت انسان رو از خدا دور میکنه قفلت انسان رو مبتلای به گناه می کنه امام جواد فرموده عمل ثبتی که عمل نیکنه خودشون رو حفظ می کنن از قفلت در دین دین یه مجموعه ایست حواستشون جمعه مراقبن که کاری نکنن که دین نمی پسنده کاری نکنن که مخالف با دین باشه امیدوارم که روز به روز عرفان ما معرفت ما به امامان ما بیشتر بشه و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته عزیزان شنوانده آنچه که به اتفاق شنیدیم سخنرانی حضرت آیت الله استادی بود که ایشون به شرح حدیثی از امام جواد علیه السلام پرداختند انشالله که بهره بردید تا برنامه دیگر خدا نگهدار اللهم صلی علی محمد و آلی محمد و عجل فرج آنی محمد اللهم صلی علی محمد و آنی محمد و عجل فرج آنی محمد سلام سرخط با موضوع آغاز برنامه های راژیو معرف در نوبت صبح برای سلامی به همه مردم ایران سلام سرخط شنده تا پند شنده ساعت شش و سی دقیقه ساعت شش و سی دقیقه مجلی صبحگاهی مهربان باشی با مهوریت نشات معنوی و آماده شدن برای یک صبح خوب مهربان باشی شنبه تا پنج شنبه شش و چهل و پنج دقیقه صبح سینما معنا با موضوع بازخانی سینمای معناگران همنشینی کارشناسان ناماشنای سینما در سینما معنا یک شمده و پند شمده ساعت بیست و سه رادیو معارف صدای فصیلت و فطرت ما چند ست هزار رزمنده داشتیم هر کدام از اینا یک مجموعه خاطرن خاطرات مندگار زیاران عاشق تقایت کنیم موسیقی موسیقی وقتی که چشمت نگاهم می کرد خرشید در دلم تابیدن می گرفت نگاه کن دیوارهای قلبم ترک برداشتند بغزت گلویم را می فشورد دلم برای نبودنت می گرید بی تو گلهای بحاری میل شکفتن ندارند دیریست آسمان رنگ خون به خود گرفته ستاره ها دیگر سوسو نمی زنند مهربان من نشانت در بینشانیست به تماشای سکوتم بیا راستای سینه من آغوش همیشگی توست کجایی دیشهان آسمانی به دانست فلک را در گشایی کجایی دیز جان و جارهیده کسی مرعب را بوید کجایی خاطره ای از حضرت آیت الله خامنهی رحبر معظم انقلاب در باره سربازی که حقوقش را برای کمک به جربه داد بسم الله الرحمن الرحیم دو سه تا خاطره کتاه رو نقل میکنم هر کدومی از یک نوع هست تا حالا بیرونم کدومش ممکنه جالب واقع بشه یه خاطره اینست که در جبه های قرب طرف های شاهنشین و ریجاب و این مناطق رفته بودیم با برادران اونجا برای سرکشی از جبه ها و دیدار برادرانی که دو جبه هن رفتیم اون منطقه رو دیدیم اون بخشیگه رفته بودیم جای طوبخانه بود موازه طوبخانه بود فکر میکنم یا موازه مقدم بود یادم نیست درست حالا رفتیم اونجا و بچه ها رو دیدیم خب اخور پرسی باشیم کردیم خیلی خوشحال شدن که من رفته بودم اونجا و اینها بعد که خدافزی کردیم و داشتیم میامدیم که برگردیم بریم یه موضع دیگری دیدم یکی از این بچه های سرباز به روزن سرباز بود بودو بودو داره دنبال من میان و من صدا میزن من وایزدم گفتم که چه کار داری دست کرد تو جیبش که مقدار پول درورد داد به من دو هزار تومن دو هزار و پوردهی بود گفتش که این حقوق و فوقالادمی که من گرفتم و اینو میدم به شما تا شما برای جنگ زده ها و جبه ها مصرف کنید من خیلی تحت تحصیل قرار گرفت چون دیدم که این جوون این جا خب جان خودشو در معرض خطر قرار داده شنفته که مثلا افراد پشت جبهه میان در نماز و جمعه به من پول هایی یا مثلا تلا و اون چیزا میدن برای مخارج پشت جبهه و جنگ و این حرف ها این طفلک هم داره علاوه برجان ایساره به مال هم میکنه البته من فورا پول ازش گرفتم و تشکر کردم اتفاقا برادرانی که روی تلویزیون اینها داشتن همراه ما بودن متا اینا عقب بودن پیشبینی نمی کردن که یه چنین منظره جالب و مهمی اینجا هست اینا آمده بودن و اصرار داشتن که یه بار این پولو بدیم به اون سربازه که اون دوباره بده به شما که ما رسیدیم زبط کنیم البته نه او حاضر بود که این کارو بکنه نه من حسله این تصمیم رو داشتم خوشبختانه تا وقتی که اینا آمدن دو من به برادرانمون گفتم که ببینید که این جوان بره این پولو میده بره اینو خود منم خیلی تحت اثیر قرار گرفته بودم چند نفر دیگه از سرباز هم آمدن اونا هم همین کار کردن که این دوربین تونست که یک فیلمی بگیره از اون کسانی که بعدن آمده بودن این کار میکردن اون برادر اصلی اون جوان عزیزی که اولین کار کرد اصلا فیلمش هم گرفته نشد موسیقی و اما در ادامه ورامه خاطرات مندگار حکایتی بشنویم با عنوان شهید گمنام موسیقی قدرت کل پایی بر اثر اختلاف با خانواده و فشار روحی وارده به بیابان می زند. و از حوالی خورماباد پیاده به سمت دشت زحاب می آید. دو بسیجی اهل کرمانشاه او را که لباس کاملا شخصی برتن داشته دستگیر می کنند و تحویل فرمانده می دهند. قدرت می گوید من آمده بودم تفریح حالا می خوام برگردم بچه ها حق دارند به او مشکوک شوند مدت ها او را کنترول می کنند و او شیفته روحیات ارفانی فرمانده شهید حاج بابا می شود کل پایی در یک شناسایی روی میدان مین دشمن می رود و یک پایش قط می شود و تا صبح از درد و خون ریزی می نالد طوری که صدایش را هم اراقی ها و هم ایرانی ها می شنیدند ولی امکان کمک به او وجود ندارد و تو برای من ستاره تر تو برای من سپیده ای سرفراز و قد کشیده ای خاطره ای از مقام معظم رحبری در باریک شناسایی به همراه شهید چمران یه خاطره دیگه دارم از نوع دیگری اون که بر اینکه یادی از برادر شهید عزیزمون مرحوم دکتر چمران شده باشه این خاطره در شرکت اشتراک با ایشونه البته من چند ماه در احواز بودم و ایشون هم که اونجا در اون ستات فرماندهی داشتن با هم بودیم این از که خیلی از خاطرات من با مرحوم دکتر چمران با همه و دکتر خدا بیاموزه یه موجود خیلی خوبی بود یعنی یه جامعیتی داشت یه جامعه اطرافیی داشت شاعر و شاعر ها لم دارم نقاش و بازوق و رقیق و غلب و اهل گریه و عشق و فلان در این حال مثلا دلاور و مقاوم و جنگی و اینجوری چریف و میرفتیم برای شناسایی منطقه ای که معروف به دوبهردانه و خیلی معروف هست بین همه دیگه اسمش خیلی معروف شد دوبهردان در غرب احواز واقعه ما این دفعه از طرف شمال میخواستیم بریم طرف دوبهردان از جادهی که میره طرف سوسنگرد از وسط جاده یه راهی بود آمدیم اونجا و بچه ها موازه خنپاره اونجا مستقر کرده بودن و ما هم داشتیم میامدیم بریم طرف دوبهردان شناسایی کنیم ببینیم دشمنت کجا هاست چی شوریه چون مهم بود خود دکتر چمران متقبل شده بود که این شناسایی را انجام بده من هم بودم یه دم از بچه ها بودم آمدیم به یه نقطه رسیدیم بچه ها تقسیم شدن به چند قسمت که برن از طرف چپ و راست رو برو و شناسایی کنن یه نقطه بودیم ادهه که رو برو رفته بودن با دستباشیگی آمدن گفتن چند تا نفر بره اراقی آمده اینجا و حالی ها برای شناسایی آمدن یا ماهارو دیدن آمدن ما رو بگیرن که احتمال استارت و این چیزا بود دکتر دید که اینا آرپیجی ندارن آرپیجی نداشتن چند تا آرپیجی دار رو فرستاد بعدم خودش آرون نتونست بگیره گفت منم میرم منم میخواستم برم نگذاشت گفتن شما نیا هرچی اصطلاح کردم نداشت من برم گفت شما همینجا باشین تا ما برگردیم البته صدای نفرور به نظرم میرسه میامد یعنی میشنوندیم صدای نفرور رو اینجور خیال میکنم که خیلی دور نبودیم چند سب نتری مثلا فاصله داشت دکتور اینا رفتن ما هم نشستیم اینجا با چند تا بچه ها البته ما هم RPG زن داشتیم و سلاح انفرادی هم داشتیم جیسه و کلاشینکو نشسته بودیم منتظر که ببینیم اگر اونا احتیاج به کمک داشتن بریم جلو اگر هم برگشتن که برگذیم اقل در همین هین دیدیم که دوربر ما رو دارن با توخونه میخوبن و فکر کردیم که خب ما اینجا بینشینیم اتفاقا زیر یه درختی بود چون هوا هم گرم بود زیر یه درختی نشسته بودیم که سایه باشه داشتن همون درخت رو که یه گرایی محصوب میشد خودش یه نشانی محصوب میشد اونجار داشتن میکوبیدن ما یه قدری درست کشیدیم و قدرمون رو محافظت کردیم بعد دیدیم نه اینجار سخت دارن میکوبن گفتیم بریم اون طرف در یه خورده طرف اقب اون راهی که آمده بودیم یه ست متری بریم اقب ببینیم چه میشه بازم میکوبن یا نه برای کدیم با حالت خمیده به سرعت خودمون رو کشیدیم اقعب در همین هین البته چند تا توب زدن که ما خوابیدیم خب من درست دقیقا یادمه واقعا لطف خدا بود که اینا به ما اصابت نمیکن همچنین که دراز کشیده بودیم اطراف ما این ترکش های خونپاره میخورد زنید ترک ترک ترک من میشنفتم صدا شد حتی یه جوب آبی نزدیکمون بود میرفت تو آب تک تک تک به رافت بشتر هم میرخید تو آب داق بود جسم آهنه داقی که خب تو آب بگره یه صدایی میکنه یه مقداری که اقب راستیم دیدیم همون نقطه که ما نشسته بودیم که درخت بود و اینها همون نقطه رو دقیقا همون نقطه رو زده که اگر ما اونجا بودیم این گلده چوب همشین قشنگی خود وسط جمعه مثلا شیشت نفری ما و لغود چند تا شهید داشتیم پر از سعادت شهادت نداشتیم یا سعادت زنده موندن داشتیم یکی از دیدارو میشه فرض کرد این هم یکی از خاطراتی که رفتیم یه باداری اقب خوشبختانه بلا فاصله دکتر و دوستانشونم آمدن و نمیشه شد که نه نفربر برای شناسایی اینها آمده بوده و شناسایی من زمین آمده بوده و رفته نه اینا تونستن نفربر رو بزنن نه نفربر تونست اینا رو آسیب بزنن موسیقی به شایگان نیست ترا این همه فریاد که برشانه های مراسی ماست میان خانه از باد درون پرده از خاکستر و مرگ کمیاب در چشم جاری جاری بر تمامی دریا کشید بال نشسته است این شیون باد است که در کوچه های خالی می پیچد و خاک کوچه پر از بوی آشنایی توست تمام کوچه شب نیم شب که سبس شدم برا سانه در انتظار هر شب را و حاله محتاب توست که از خلوت همیشه دور می آید شب حودجی را ملائک برشان داشتند