تصادف در حوضه فیزیک کیهانی برخیامت ره کردن محور بحث ماست که جنباستاد شاکرین در برنامه امروز نقدهای صورت گرفته به این نظریه رو به دو دسته یه نقد به پیشورزهای این نظریه و نقد از منظر استانداردهای علمی اشاره کردن که در خود این بخش استانداردهای علمی در واقع پنج نقد جدی وارده ست رو در برنامه قبل اشاره کردیم بحث ایزای مفهومی که واقعا جهت مفهوم شناسی ابهامات جدی در این نظریه وجود داره بحث مشتوانه تجدیبی که تعیید تجدیبی این نظریه نشده و نظریه ابتال پزیدی که محتنی و نگاهی که جنب پوپر داره این نظریه قابلیت ابتال نداره بنابراین علمی نخواهد بود دوتا هم که در بخش اول برنامه امروز اشاره کردیمی که از تحصال دیگی و دوم این که این نظریه به مقدرت پیشبینی نمیده و برخلاف روش علمی و استاندارت های علمی که نظریات علمی باید به مقدرت پیشبینی بده این نظریه از این مجیگی هم برخوردار نیست خب دیگرم اصلا ادامه نقط ها یکی از نقط هایی که حالا امیدوارم بتونم تا پایان این برنامه توضیحش بدم چون خیلی توضیح زیادی میخواد بحث پارادکس مغز بالسمنه پارادوکس مغز بالسمان چیه؟ ببینید آقای بالسمان اون حرفایی که زد گفت که اگر زمان بی نهایت باشه و اصل عدم قطیت رو بپذیریم از برخورد تصدوفی زراد هر چیز امکان پذیره این دو نفر یکی آقای آل بریشت و یکی دیگر تیفت کنم آقای سوربو بود اگر اشتباه نکنم اینا اومدن و یک اشکال جدی رو بارد کردن حالا البته این اشکالی که اینا بارد کردن با یک مختصر توضیح یا دستکاری که بنده می کنم در واقع این نظریه رو می کشونه به یک شکاکیت بزرگ معرفتی به اجرد می گن این پارادوکسیکاله و اسمشم گذاشتم پارادوکس مغز بالتسمن حالا توضیح می دیم این مغز بالتسمن چیه و چی رو به این نام نامگذاری شده میگن ببینید شما گفتید که از برخورد تصادفی زرات هر چیزی امکان پذیره دیگه اینم من از کنم در دیدگاه اینا یه مقداری نگاه انسان شناسونشون هم فیزیکالیستیه یعنی این که ما نفس مجردی داریم جسمانی نیست فیزیکال نیست حقیقتی فراتر از این آلم فعلا حتی دقلش اینجا سکوت رفته کنار اصلا مورد توجه نیست و ذهن ما انسان ها در واقع به همون مغز تقلیل داده شده و مغز هم که خوب یک اسکای فیزیکیه یه سیستم فیزیکی هست خب میگن ببینید شما گفتی که با برخورد تصادفی زرات هر چیز امکان پذیره یکی شما اینه که تصادفان آدم هایی مثل ما شکل بگیرند ما هایی که الان هستیم و موجودات حوشمندی هستیم و ذهنی داریم درکی داریم و خاطراتی داریم خب ما استلاحا میگن ما ذهنهای بدنمندیم انسانهایی هستیم بدنی داریم و ذهنی داریم این بدن ما ببینید یه شبکه ارتباطی ایجاد میکنه تو این عالم یعنی چی؟ یعنی مثلا من فرزند فلان شخصم پدرم اوست مادرم فلان شخصه فلان روز متولد شدم در فلان نقطه فلان شهر فلان تاریخ فلان ساعت به فلان شکل به دنیا آمدم بعد زندگی داشتم در فضای اطراف خودم با دیگران ارتباطاتی داشتم یه روزی مدرسه رفتم پا این رفیق شدم با اون رفیق شدم بچه بودم بازی میکردیم دعو میکردیم کلی خاطرات حوادث ترق شیرین تو زندگی دارم که پسرم من چه بلایی سرش اومد که مادرم از دنیا رفت که خوهرم مثلا فرزندشو به دنیا آورد که خوهرم ازدواج کرد که خودم ازدواج کردم با کی ازدواج کردم بچه هم کی هستن معلمین هم تو مدرسه کی ها بودن که جایزی گرفتم که کتک خوردم که دانشگاه رفتم که مدرک گرفتم کل هزاران خاطره من دارم که این خاطرات همه ارتباطاتی در واقع من از طریق این ویژگی بدنی خودم با جهان پیرامون افراد مختلف ارتباطاتی داشتم و اینا همه در خاطره من سبته خوب دقیق کنید وقتی میگم خاطره اینجا این خاطره های هر کدام مرتبط به یک واقعیت اینی هستند یعنی من اگر یادمه که مثلا پنج سالم بود از پشتبان افتادم زمین تو خونمون پام شکست واقعا پشتبامی بود خانهی بود حیاتی بود سمت ارتفاع بود من واقعا از اون بالا اومدم پایین این پای من واقعا شکست منو بردن بیمار همه اینا یه واقعیات اینی هستن که این خاطر من با تک تک اینا ارتباط داره و این خاطره از بیرون در واقع علتی روخ داده اومده این خاطره در ذهن من سبت شده خب حالا منی که اینجا هستم و دنیایی از خاطراتم که هر خاطری با مجموعی ارتباطات بیرونیست شما میدونید که طبق این حرف علال قادم میشه یا آدمی مثل من با این خاطرات از طریق آرایش تصادفی زراد برخورد تصادفی زراد پدید پیاد درست؟ حالا سؤال آیا می شود یه ذهن این ذهن من یعنی دقیقا همه خاطرات منو داشته باشه ولی ذهن سرگردان باشه بدنمند نباشه و وقتی بدنمند نیست هیچ کدومی روابط فیزیکی رو با بیرون نداره اما یه همچین خاطراتی تو زهنشه یه سری زهنیاته اسمشو میذاریم توهم توهمه اما دقیقا این خاطرات منه همه این خاطراتو داشته باشه آیا در بینهایت زمان و اصل عدم قطیت و آرائش تصادفی زراد زراد امکان داره یه ذهن اینجوری تشکیل بشه بدنمند نباشه ولی این خاطراتو داشتوش همچین امکانش هست خب اگر ما بخواییم طبق حساب احتمالات به سنجیم چقدر احتمال داره که اون ذهن سرگردان که استلاحا میگن ذهن بالتسمنی یا نابدنمند شکل بگیره تصادفی چقدر احتمال داره تصادفی ذهن مثل مند بدنمند با واقعی بودن خاطرات شکل بگیره میزان احتمال اینا کدوم بیشتره کدوم کمتر ببینید بر اساس حساب احتمال هرچی شما پارامتر اضافه کنید زرب میشه اون مخرجتون در واقع کسرتون خیلی بیشتر میشه اگه بخواد یه ذهنی بیاد بالتسمنی شکل بگیره سرگردان یه درجه احتمال داره اگه بخواد واقعی باشه مثل من که بدن مندم هر کدومین خاطراتی شبک ارتباطی هم در بیرون میخواد و باید واقعیاتی هم در بیرون باشه اونا باشه بیرون ارتباطی بین اونا و این برقرار بشه اون روی این تأثیر بذاره این رو ایجاد بکنه پس برای هر خاطری کل پارامتر باید اضافه کنید و این زرب کنید زرب کنید اون وقتی که میبینیم مثلا احتمال این که یک ذهن سرگردان شکل بگیری مثل ذهن من خیلی خیلی بالاتره تا خود منی که واقعا بدنمندم و خاطراتم صادقه مثلا فرض کنید یک به طوان ده احتمال وجود مغز بالتمنی بیشتره تا مغز واقعی و بدنمند این یعنی چی؟ یعنی طبق حساب احتمال در برابر هر ذهن بدنمندی دارای خاطرات صادق میتواند ده به تواند ده ذهن غیر بدنمند داشته باشه غیر بدنمند سرگردان باشه اینو داشته باشیم حالا این چه مشکلی ایجاد میکنه اگه یکی از این ذهنهای نابدنمند سرگردان اومد با من برخورد کرد و شروع کرد برا من قصه گفتن آره من فلانجه به دنیا اومدم هی گفت گفت گفت من در این حال منه من اعتراض میکنم میگم آقا اینو که شما داریم میگه اینو هم مال منه این منم نه تو توی ذهن سرگردانی بدنمندی اینو توهمه واقعیت اینو مال منه چجوری میتونم بهش ثابت کنم اگه او به من گفت که نه تو بی خود داره میگی تو ذهن سرگردانی من بدن مندم من چجورو بشه بیدم اشتباه میکنی چرایی دارم دوامون شد بلش کردیم گفتیم برو پی کارت بعد رفتم با خودم نشستم حساب کردم حالا راستی او بدن من بود یا من نکنه من سرگردانم همه خاطرات بی خوده توهمه راهی دارم برای خودم اثبات بکنم که نه من بدن مندم منم واقعا اون آدم واقعی هیچ راهی ندارم پس میفتم به شک بعد تمام چیزهایی دیگه همین طور میشه کجا ملومنا واقعی باشه یه همون نسبیت یکی میفهمدین چه شکل میگیره شکاکیت نسبیت نیست یک شکاکیت مطلق یعنی نزدیکه به مطلق شکل میگیره خب تو این شکاکیت خود این که اصلا جنجهانی ممکنه این حرف ها اینا هم مشکوک میشه اینه که اینه پارادوکسه خودش خودش هم میزنه سلپ کانترادیکتریه خودشکن هست بنابراین نظریه از ذریعه چند جهانی امچه مشکل اعتبار کنه می کنه و قبول قبول نیست خیلی ممنون جنب استشاکرین و ما در مجال امروز باز در انتهای برنامه ترجیل اینکه این بحثا یه مقدار فشورده می شه شاید برای برخیر چنوندگان این نکته رو پیش بیاره که بحثا و بحثا جدیست مجال بیشتر می تره ولی چاله اینیست که ما در همین نیم ساعتی که در اختیار ما قرار میگیره بحثان رو تقدیم شما کنیم یه مدار اواخر برنامه شاید فشور دیگه بحث این اشکال و نقدی که جنب مستاد شاکرین مطرح کردن تحت من پرودکس مغز پانسمند با عجله مطرح شده باشه از این جههر توسخایی میکنیم البته در آثار جنب مستاد شاکرین و خصوص در همون کتاب نقد الهاد جدید به تفصیل مباحث اومده میتونن شنراندگان محترم مراجعه کنن و مباحث رو اونجا ببینن تشکر میکنم جامستاد شاکین از حضورتون در برنامه امروز از شنراندگان محترم هم که تا این لحظه با ما همراه بودید سباس کذارم و تا فرصت آینده همه شما رو به خدایی بزرگ مصفرم خداوند یار و نگهدارشون جز یار نمی گنجد چون خلوت یار اینجاست اغ یار نمی گنجد چون خلوت یار اینجاست اغ یار نمی گنجد گر آشق دلداری با غیر چه دلداری گر آشق دلداری با غیر چه دلداری کن دل که در او غیر است دلدار نمی گنجد دلدار نمی گنجد کن دل که در او غیر است دلدار نمی گنجد دلدار نمی گنجم برنامه ای که تقدیمتون کردیم رواق معرفت بود که باز پخشش رو هم ساعت 16 و 30 در ویدئوی می توانید از شبکه خودتون رادیو معرف بشنوید بسیار خوب در سهرگاه دوشنبه 14 همه مهرماه 1404 شمسی 13 همه ربیستانی 1447 هجری قمری هستیم به خدمت شما عزیزان سرخیز ارز بکنم که ازان صبح امروز به افق شهر مقدس قوم چهار و چهل و سه دقیقه است این نوای دلنشین رو در مشهد مقدس چهار و هفت دقیقه خواهیم شنید و در شیراز هم ساعت چهار و سی و هشت دقیقه از همه شما بزرگواران در این لحظه های ناب استجابت و دعا التماس دعای خیل داریم اما در این دقایق بر کنار شما خواهیم بود و برنامه ویژه پاسخوی به سآلات شرعی رو تقدمتون میکنیم دوت میکنم به مدت پانزده دقیق زمزم احکام رو بشنویم ای دوست ای دوست فرامیری هر حکم الهی یک پنجره ی باز به آفاق بلند است در دیده ی روشنگ و حران زمزم به حکام جن نه زیه پرکاز به آفا به قولن که سمزمه اندو بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نسدعین و سلالله علی سیدنا محمد و آله تاهرین سلام میگم خدمت شما هموطنان گرامی شنواندگان دوست داشتنگی رادیو معارف که در این لحظه با زمزم احکام همراهید تلاش ما و همکارانمون در این برنامه بر اینه که خاصوخ سالهای شرعیتون رو در فاصله زمانی خیلی کتا تقدیمیتون کنیم از این که با این برنامه هستید سپاس گذاریم و امیدواریم پاسخ سال شما عزیزان در همین برنامه پخش بشه عزیزانی که سال از طریق سامانه ی پیامه که 3553 برای ما ارسال میکنن حتما نام مرجع تقلیدشون رو یاداش کنن تا بتونیم متناسب با تغاظه شما پاسخ سآل رو تقدیم کنیم 329-10-551 و 329-10-552 با پیش شماره 325 هم شماره تلفونهای رادیو معارف هست که در اختیار شما عزیزان برگه تره سآلهای شرعیتون موسیقی آیا این کار من از نظر شریع اشکال دارد؟ دانه ایشون مثل زن و فرزند خودشون باید مادر رو هم کمک کنن و حزین زندگیشون رو تأمین کنن این اصلا واجب شرعی است لذا بر فرزند واجب هست که به مادر کمک کنن و در هر صورت چه مادر فقیر باشد چه نباشد کمک به مادر نیازی به رضایت خانم یعنی همسر ندارد او هم راضی نباشد یا اجازه ندهد بازم ایشون میتونه به مادر کمک کند و لازم نیست که ایشون پنهانی این کار رو انجام بدهد و دروغ بگوید و دروغ گفتن در این مورد حرام هست و همسر خودش رو باید توجیح کنند که همسر اعتراضی نداشته باشند و این وظیفه هست ولی یه نکتهی رو باید توجه داشت این که یه وقت جوری نباشد که حتی از حزینه زندگی زن و فرزن به قدری کم بگذارد و از اون طرف کمک به مادر بیش از حد نیاز باشد به طور متعارف اینا در ردیف هم هستن از جهت تأمین حزینه زندگی عرض کردم که مادر هم واجب و نفقه هست و کلن از دروغ پرهیس کنن به گونه زندگی کنن که کدورتی و اختلافی در زندگی پیش نی آید ولی حکم مسئله اینه هست که کمک به مادر فقیر واجب اگرم فقیر نباشد خوبه ولی به هر حال در هر دو صورت نیازی به اجازه یا رضایت همسر ندارد یکی از مقلدین حضرت آیت الله سیستانی در سؤالشون نوشتن آیت طبق فتوه معظم الله مجازیم در سجده نماز واجب جمله اللهم اجل ولی کلفرش را بر زبان جاری کنیم و این دعا را بگیم یا خیر حجت را اسلام و المسلمین محمودی و پاسخ به این سال این ذکر در نمازهای واجب و غیر واجب میتونید بیان بکنید و در سجده ازش استفاده بکنید و درست است پاسخ به سوالات شرعی شما در برنامه زمزم احکام احکام اگه صورت کسی خونی باشه و اون رو بگونهی شستشو بده که آب شست شده از صورت خونی به اطراف پراکنده بشه آیا این آب نجست محصوب میشه یا نه با سخه وجهت الاسلام و مسلمین محمدی شیخ شبانی به سؤال شرگی این مقلده حضرت امام خمینی رحمت الله علیه قصد سؤالی که بطرح کردید اگر ترشوهات آبی که در دستشویه از آب لونه به اطراف ترشوه میکنه و میپاشه اینا پاکن و به این مسائل توجه نکنید اشانا معفق باشید اگر در نماز فقط سلام آخر را بگوییم طبق فتوه هزرت آیت الله سبحانی کفایت می کند پاسخ آیت الله سبحانی را به این سآل بشنوید بهتر این است که هر در سلام را بگویید هم سلام استلام را که اجوهن نبی و استلام علیکم و رحمت الله ولی این احتیاطه اما از در کفایت سلام آخر کافیه سبحان الله محمد لله سبحانه رو امیدواریم که این برنامه باشید کشتن و آزار دادن حیواناتی که آزار و عذیت به انسان نمیرسونن اشکال داره اما در مورد حیواناتی که موزی هستن و انسانها را عذیت میکنن کشتنشون اشکالی نداره در زم همایت از حیوانات کار خوبیه اما صدابار افراد با ایمان برای نگهداری حیوانات هدف معقولی داشته باشن و محیط زندگی حیوانات و از محیط زندگی خودشون کاملا جدا بکنن و در این مسئله دنبال روی فرهنگ منحد و فاسد قربی ها نباشن نصف خوم سهم سادات فقیر هست و نصف سهم امام معصوم علیه السلام هست که هر دو قسمش در زمان غیبت با اجازه مشتعد جامع شرایط به اون مصرفی که گفته شد میرسه آیت الله از ما شبیه ریزن جانی برای کسانی که دارن بجوهاتش رو میپردازن اجازه دادن که یک ثومه از سهم امام اگر میپردازه یا یک ثومه از سهم سادات رو به مصرفش برسونه یعنی در کل خمسی یا یک ثوم صحم سادات رو به مصرفش برسونه یا یک ثوم صحم امام علیه السلام رو اگر سید فقیر میشنسید که دخلش به خرجش نمیرسه خب مقلد میتواند یک ثوم رو یعنی یک شیشوم کل رو به این سید بپردازه ولی اگر سید نیست در صورتی که نیاز جدی و حرجی حرج شدید داره گرفتاری زیادی براش پیش اومده اینجا اجازه میده یک شیشوم کل یعنی یک سه بوم سهم امام و یک شیشوم کل رو به این فقیری که به حاجت زیاد گرفتار شده است به اون به پردازه مثلا تو بیمارستان هست عمل فوری داره و این دخلش به خرجش هم نمیرسه و وحشتناک گرفتار شده است حاجت بسیار شدیدی برای او پیش اومده اینجا اجازه میدن که یک شیشوم کل این مالی که خمس هست رو به این فرد بپردازه این سوال از طریق صفحات برنامه زمزم احکام در فضای مجازی به نشانی ادسان زمزم احکام به دست ما رسیده اگر مایلید سوالتون رو از طریق فضای مجازی به دست ما برسونید میتونید به نشانی ادسان زمزم احکام مراجعه کنید و سوالتون رو مطرح کنید شنوانده محترمی در سآلشون نوشتن وقتی که برغ میره آب وارد منبع زخیره نمیشه و در حقیقت آب منبع راکده ما هم به هنگام قطع برغ از آن آب برای شست و شو استفاده میکنیم و در حقیقت این آب آب کر محسوب نمیشه سآل این است که مواردی را که با چنین آبی میشوریم آگه از ندار شریف پاک محسوب میشه یا خیلی دوزیات اوجتالستان و المسلمینی زن نلا بدینی طبق فتفای حضرت آیتولا جوادی آمالی در پاسخ به این سال خصوصیت آب اینه که چه قلیل باشه چه کسیر اگر خود آب پاک باشه متحر هست شاید این شنوده سال کننده بزرگوار این را اشتباه گرفتن که آب قلیل بعضی ها میگن یک بار یا دو بار مثلا باید شسه بشه با آب کسیر یک بار این رو خیال کردن در تدهیر این که اصلا آب قلیل متحر نیست خیلی آب قلیل یعنی اندازه یک پارچ آب هم که باشه میشه دست رو بشوری بله مثلا اگه متنجس به ادراری و بول باشه بعد از برطرف شدن نجاسه میگن دو بار باید آب کشیده بشه با آب قلیل و با آب کسیر خیلی از آقایون میگن با یک بار کفایت میکنه اما این که بگیم الان چون آب در تانکر مونده و از کر کم تره نکنه متحر نیست خیلی آب در تانکر مونده هر چگن از یک لیوان هم باشه بیتونه نجاست رو برطرف کنه و متحر هست و مانعی نداره در صورت که خود آب البته پاک باشد خصوصیت متحریت و پاک کنندگیش در جای خودش محفوظه است طبق فتوه هزرت امام خمین رحمت الله علیه لطفا مشخص کنید آیا سهم سادات از خومس را مجازیم به مادر و دختری که از طرف مادر سادات هستن بپردازیم؟ پاسخ حجت الاسلام و مسلمین محمدی شیخ شبانی به این سال طبق سآنی که مطرح کردید به نظر مراجع فعالی عموماً بر اینه که ما اگر بخواییم به ساداتی خومس پرداخت کنیم طبق نظر مرجع تقلیدمون به ما اجازه دادن بخشی از سهم سادات را به سادات فقیر بدیم باید سیادتشون از طریق پدر باشه از طریق مادر کافی نیست این مسئله مطرح شده مراجعه مفصل جواب دادن پس این سیادتی که مطرح میشه باید از طریق پدر باشه از طریق مادر به حضرت زهراء صلی اللہ علیه و سلام میشن ولی احکام صادات برانا بار نمیشه انشانا موفق باشید زمزم احکام بیان سوال های شرعی در اختیار شما عزیزانه. سامانه ی پیامک ما هم شماره گه سی هزار پانسد و پنجه و سه هست. از این که با ما بودید سمیمانه سپاس گذاریم. خدا نگهدارتون. لازم است ای مهمنین ای مصنمین ای مهمنین بوش بسپارین