دوازده و سی دقیقه است. سپاس گذاریم از همراهی شما با برنامه های راژیو معارف. میخواییم بریم سراغ برنامه بعدی که بربال سخن هست. برنامه یه حجت ها رسان و المسلمین رفعی خودسازی و خودشناسی رو تبین میکنن. خواهش میکنم بیست و هشت دقیقه با این برنامه همراه باشید. بر بار سخن همه شهر سخنم که چرا باقل نزد باقل دل پیشتنم که چرا باقل نزد باقل دل پیشتنم سلام مردمی کنم خدمت شما شنواندگان عجمند برنامه بربال سخن در کنار شما هستیم با این برنامه و دوت میکنم در فرصت پیش رو سخنرانی جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر رفیعی رو بشنوید با موضوع خودسازی و خودشناسی امیدوارم که مورد توجهتون قرار بگیره رب العالمین السلام و السلام على سيدنا و نبینا عبیل قاسم محمد وعلى آله تیبین التاهرین سیما بقیت الله في الأرزین قال الله تبارک وتعالى يا ایه الذین آمنوا تغلاه و کنوم از صادقین اجازه میخوام به یک خطبه ای از امیر المؤمنین علیه السلام بپردازم که شاید این خطبه رو کمتر مطرح کردند و کمتر شنیدید روز اول ماه مبارک رمزان از رت امیر منبر رفت این خطبه رو اونایی که میخوان دنبال کنن مرحوم شیخ صدوق یک کتابی دارد به نام فضائل اشهر سلاسه یعنی فضیلتهای ستا ماه معروف ماه رجب و شعبان و رمزان یک کتابی داره ایشون فضائل این سه ماه رو نوشته این خطبر رو مرحوم شیخ صدوق ابن بابوی از علمای ده قرن پیش ما که کتابهای زیادی دارد ایشون در اونجا آورده مهمترین وظیفهی که امیر المومنین آغاز خطبش متذکر شدن بحث تدبر و رسیدن به خود است من یک کم اینو توضیح بدم ببینید آقا ما یه خودشناسی داریم یه خودیابی داریم یه خودسازی اینا گاهی با هم قاطی میشه و مرزاش خلط میشه من عرض کنم نکاتی رو ببینید یه خودشناسی داریم یه خودیابی داریم یه خودسازی هم خود رو باید شناخت هم خود رو باید یافت هم خود رو باید ساخت شما یه وقت یه خونه میخوایی بخری اول باید بشنسی کجا با چه مشخصاتی چقدر پول داری چم متر میخوایی بشی اول میری میگردی شناسه با خانومت با به هر حال مشاورا مشورت میکنه میگن آقا یه خونه مثلا انقدر قیمتی ست ملیون پنجا ملیون جنوبی باشه شمالی باشه تو محله مثلا فلان باشه عرض میکنم که سنگ باشه چی؟ این شناخت بعد میگی خب حالا که شناختیم بریم بیابیم کجا هست؟ را میافته تو بنگه ها خونه رو پیدا میکنیم میشه یافتن بعد میگی خب حالا این خونه رو باید ساخت به لخره کجا کمات بذاریم؟ کجا مسایل بذاریم؟ کجا تلویزیون بذاریم؟ کجا تعمیرش کنیم؟ چه وسیلهی خرابه؟ شناختن مقدمه بر یافتنه یافتن مقدمه بر ساختن ما اول باید خود رو بشناسیم من یه آیه قرآن بخونم سوره ماعده آیه 105 این آیه رو عزیزان من ببینید دقیق کنید خدا رحمت کنه همه گذشتگان مرحوم علامه تبا تبایی با این که تو تفسیر علمیزان خب هر آیه ای رو گایی یکی دو صفه گایی کمتر تفسیر میکنه و رد میشه ولی این آیه که رسیده نزدیک سی چهل صفحه پیرامونش صحبت کرد عجیب هستشون در المیزان مفصل نزدیک سی چهل صفحه داره در این آیه مفصل صحبت کرد آیه اینه یا ایوها لذین آمنون علیکم انفسکم مردم اول خودتون اول خودتون لا یزرکم من زله همه آلم که گمراه بشن شما درست باشه اشکال نداره تو وظیفه ای نداری عمره معروف هست نه یه از منکره هست ولی ممکنه شما توی جامعه واقعیشی نتونه کسی رو درست کنی بالاتر آقا حریف زند نشی حریف بچهت نشی کما این که نوح نه حریف زنش شد نه حریف بچهش شد نشد دیگه ابراهیم پیانبر حریف اموش نشد ما چند تا دعا تو قرآن داریم از این سد و شست خورده دعایی که تو قرآنه میگن پنج تا دعاش دعای غیر مستجابه دعایی که به اجابت نرسد یکیش دعای جناب نوح در باری پسرش از خدا خواست پسرش بهش ملحق بشه ولی نشد یکیش دعای حضرت ابراهیم در باری اموشه خدایی وقفر لعبی سور شعره است دیگه وقفر لعبی اناو کانم انا ظالین امو ببخش ولی اموش بخش ننشد گمرا از دنیا به ذهنم از میونه این سد و شست دعایی که در قرآنه عرض میکنم که تعدادش به اجابت نرسده چهار تا پنگ یکی دوتا شبیه ناسد گاهی ممکنه انسان نتوره قرآن میفرماید یا ایوالدین آمنو علیکم انفسکم اول خودشناسی خودتون لا یزرکو من زل همه آلم که گمراه بشن به تو لطمه وارد نمیشه مکنه تو موازه به خودت بشه آیان، براداران، عزیزان خودشناسی یعنی چی؟ خودیابی یعنی چی؟ خودسازی یعنی چی؟ خودشناسی یعنی اینی که من بدنم با انسانیتم و با عقلم و با شعورم با سایر موجودات فلبیدین دین عالم موجود زیاد داره جمعات داره، نبات داره، گیاه داره حیوان داره، فرشتگان داره خودشناسی یعنی من بدنم با حیوانات فرق میکنم من بدونم اوقات وظیفم خوردن و خابودن و ارضای غریزه جنسی نیست بلاخره من قرآن کریم میفرماید ما انسان رو کرامت دادیم و فضیلت دادیم سوره اسرا آیه هفتاد لقد کرم نابنی آدم این یک به انسان کرامت دادیم بعد میفرماید و فضلناهم علا کسیرن به من خلقنا فضیلت دادیم مفسرین میگن کرامت یعنی عقل دادیم به بقیه موجودات عقل ندادیم هیوانات عقل ندارن فضیلت یعنی تو اون ویژگی هایی هم که انسان با هیوانات مشترکه انسان رو برتری دادیم الان ما میخوریم هیوانات هم میخورن ولی خوردن ما با اونا یکیه چقدر تنوا داره لباس ما با هیوانات چقدر الان تنواه تو لباس تنواه تو قضا تنواه تو مسکن تنواه تو علوم اونایی هم که با محدد دیگه مشترکیم شما بالاترید اینی که انسان درک کند کرامت داره به عقل فضیلت داره در تنوو اینی که انسان بداند آلم مسخر اوست اینی که انسان بداند یه شروعی داره یه پایانی داره یه برزخی داره اینی که انسان بداند دوتا آلم داریم ما یه آلم ناسود همینهایی که اینجا نشستیم میخوریم میخوابیم را بیریم یه آلم لاهوت ربک همینقدر که انسان بدون دوتا بعد داره یه بعد جسم یه بعد روح اینو میگن خودشناسی خودشناسی غیر از زربان قلب و زربان نبز و عرض میکنم که چربی و قنده این خودشناسی نیست اون جسم خناسیه اون جسم خودشناسی یعنی من بدونم استدادام توانمندیام فطرتم غریزم عقلم اینا نیروهاییه که درماز آدم نمیتونه چشم ببنده به عقل بی تفاوت باشه به فطرت بی تفاوت باشه به آلم روح بی تفاوت باشه این میشه خودشناسی دو دقیق کنید خودیابی خب حالا خودمونی شناختیم خودیابی هنیچی ببینید آیون خوهران جاها فرق میکنه یکی صاحب نفس مطمئن نست بهش میگن ارجعی الى ربک یکی صاحب نفس امارست بهش میگن قتل الانسان مرگ بر تو که تو محکوم نفس امارهی یکی صاحب نفس لبامه از وجدان اخلاقی داره نه اماره نه مطمئنه خب این وسط راست خود یا ببینیم من کجام آیا من مستاق قتل الانسانم یا مستاق ارجعه الارب بگیر من الان به اونجای رسیدم که قرآن میگه ان الانسان خلق حلوه ها هنوز تو این اتاق حلوه ها حریص بودن گیر کردم یا رسیدم به اونجایی که از حلو بودن خارج شده قرآن خطابای مصبت به انسان داره منفیم داره خودیابی یعنی من بدونم الان ضریب عصبانیتم چقدر ضریب خوشخلقیم چقدر ضریب ارتباطم با مردم چقدر این میشه خودیابی سوام خودسازی خودمو شناختم با حیوانات فرق میکنم خودمو یافتم چه مرحلهی هستم اگه مرحله یکم برم دو اگه دو برمس خودسازی تعمیر کنم خودمو اصلاح کنم خودمو معیوس نشم شما میدوند این روزها آمار یعس آمار ناامیدی در میان اقشار مردم مخصوصا جوانا کم نیست خیلی مهمه امام سجاد علیه السلام اومدن مکه مکرمه دیدن شلوق یه جایی یکی سلوهی دارن میارن جلوهی خودشو میکشه اقب رفتن جلو دیدن محمد ابن شهاب زهری است محمد ابن شهاب زهری ظاهرن سال سد و بیست و چار سد و بیست و پنگ زمانا فوت کرده از قاضی ها و دانشپندان زمان امام سجاد بود ایشون قاضی بود حکم قتل یه بیگناهی رو سادر کرده بود طرف هم کشته بود بعد که به خودش اومده بود دید عجب خیلی کار بدی کرده یه بیگناه رو تو قضاوتش اشتباه کرده قدرش رو سادر کنیم لذا دوچار اختلال های روانی شد خیلی اختلال روانی پیدا کرد ناراحتی فکری پیدا کرد بستگانش کنند برای میشه مکه اونجا بلکه خوب بشه اووردنش کنار مسد الحرام ولی فایده نداشت پی حرف های سلا معیوسانه میزد ناراحت بود امام سجاد را یه سلام و یه مرتبه دید آقا رو شناخت خیلی خوشحال شد آقا اومدن پشه اون مطالبی بهش فرمود فرمود محمد ابن شهاب من انقدری که از یعصه تو میترسم از گناه تو نمیترسم تو که الان از آدم اگر از خودسازی معیوز شد ما که دیگه درست پشونیست ما که دیگه عصبانیت اون کنار نیست اگر معیوز شد خیلی بده این مرحله سقوطه خدا رحمت کنه مرحوم شیخ بهایی رضوان الله تعالی اولا یک کتابی دارد به نام کشکول این کتاب چاب شده دو بازار هست ایشون میگه یک کسی از افراد مورد اعتماد برا من نقل کرد که یه آقای در بسره بود آدم خوبی نبود آدم لاتی بود اهل مشروب بود برحال لاوبالی بود ایاش بود این از دنیا رفت مرحوم شیخ بهایی میگه کسی حاضر نشد تو تشی جنازش بیاد گفتن آدم برحال خوشنامی نیست کسی آذر نشد بیاد و حتی آذر نشدن ببرنش برای شستشو زنش مجبور شد ردوسط کارگر را عجیر کرد پول بهشون داد گفت جنازه شواره من رو زمین نمانه اومدن جنازه را شستند و آماده کردند و اجازه دفنم بهش تو قبرستان مسلمان ندادن گفتن نمیذاریم این دفنش کن به این عجیرها گفت نداره جنازه را بیاری تو بیابون یابون مال خداست پای کوهی اینجا دفنش میکنم و علامت براش میذارم زن تنها بدن رو برد اونجا و آماده کرد با این کارگرهایی که عجیر کرده بودن در این حال محروم شیخ با آینده حال میکنه یکی از عرفا و زاهدانی که در اون شهر بود پرسان پرسان خودش رسون به این جنازه و کنار این کوه مردمم شنیدن متوجه شدند و فلان آرف فلان زاهد آدم مشهور آدم به نام رفته بر جنازه فلانی نماز بخوند گفتن قبار این رفته ما هم میام آمدن جمعیت زیادی آمد نماز خوندند و بدن رو هم برگردند به قبرستان مسلمان دفن کردن عرضم اینجاست میگه از این زاهد پرسیدن تو به چه دلیلی آمدی گفت من دیشب خواب دیدم به من گفتن موزفی بری کنار فلان کوه جنازه ایست تنها بستگانش همسرشه هیچ کسا نداره وایستی برش نماز بخون قلادشم نمیدونم دستور بود بلاخره خواب برامن این پیام رو داشت اومدم این کار رو انجام داد گفتن خب بریم از همسرش سآل کن اومدن پیش این زن گفتن یک کمی شوهرتو براما توصیف کن ما که جز شر از این چیزی خبر نداشتیم آیا این خیری هم درش بود نیکی هم درش بود گفت شوهر من سه تا ویژگی مصفت داشت یک در هر حال نمازشو میخوند حتی اگر صبح شبت و صبح هیاشی هم کرده بود همچی که موقع نماز میبوند حسون میگرد نمازشو میخوند دوم همیشه تو خونهش یتیم نگه میداشه به هیچ وجه حاضر نبود که به اسلام سر صفره تو خونهش میگفت ما همیشه تو خونه همون یکی دو تا بچه یتیم رو سرپرستی میکنم سه بوم که الان این نکته اینجاست سبب این که گاهی تو دل شب از خواب که بلند میشد میگفت خدا من بدم ولی این بدن به درد جهنمم نمیخوره من پلید ببری جهنم چکنی اگه تو منو بسوزانی چی گیره تو میاد ولی من اگه نسوزم خیلی چیز گیره من میاد خدا یا من با هوای بدیم دلم نمیخواد این بدن پلیدم جزب کافره بشه جز به اونایی که تورو منکرند معیوس نبود شوهر من معیوس نبود اونو زاهد گفت همینه اینو شیخ بهایی در کشکول نم ببینید آقا این خیلی نکته دقیقیست حالا خودشناسی خودیابی خودسازی خودسازی فرم کنه مراهلش زبانهاش جایگاهاش همین مرحوم شیخ بهایی یه وقت یکی از علما اومد دیدن ایشون مرحوم ملا عبدالله ششتری ملا عبدالله ششتری از علمای بزرگ ماست و شخصیتیست که برحال چقدر آلم و چقدر فازل تحویل جامعه داد ایشون این آلم بزرگ که قرن یازده هم اول قرن یازده هم از دنیا اومد اسفان دیدن شیخ بهایی شیخ بهایی با اون جایگاه ایشون هم یه آلم بزرگ خب دوتا بزرگوار پیش هم نشستن صحبت و گفتگو تا اون که شد ازان زهر مرحوم شیخ بهایی به ایشون گفتن آقا حالا که شما تشبه بردید وایستی جلو نماز به جماعت من به شما اختدا کنیم هرچی کردن ایشون قبول نکرد و خداحافظی کرد آمد منزل گفتن آقا چرا قبول نکردی گفت یه لحظه به نفس خودم مراجعه کردم من جلو وایستم شیخ بهایی با اون جایگاه و جلالتشی من اقتداع کنه احساس میکنم خودم رو بزرگ کردم خودم رو بزرگ دیدم به همین دلیل حاضر نشدم دیدم این کار برا من یک نوع زربه به نفسه ببینیم سه چارتا قصه رو برای این گفتم فرق میکنه یه آلم ممکنه یه جوری زربه بخوره یه جاهل یه جوری خودسازی معناشنه من ببینم از کجا از چه کانالی لطمه میخورم جلو همونو بگیرم من یه حدیثی آقا براتون بخونم این حدیث خیلی زیباست این حدیث در روایت از اون چی که به ذهنم هست از نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلی اللہ علیه و آله آیان خوهران جوانه ها فرمود پنج تا ویژگی اگر نبود همه مردم صالح بودن خیلی ها ساله بودن میدونید ما یکی از دعاهای اولیایمون ساله بودنه و ساله ها محشور شدنه حضرت یوسف میگفت توفنی مسلم ها و علهقنی به سالهیم حضرت ابراهیم دعاشیم بود خدای رب حبلی حکما و علهقنی به سالهیم شما وقتی میرید حرم حضرت عبل فضل عباس علیه السلام یکی از سلام هایی که بهشون میرید همینه السلام علیه ایوه العبد الساله اگه کسی صالح شد خیلیه چون بیشتر آیات قرآن وقتی میخواد بگه این ت ها شامل کیامی شه میکنه محبت این نلذین آمنو و عمل و صالحات هر که صالحه بهش میره یخرج هم من از ظلمات اعلن نور از ظلمت به نور میاد سیج اللهم الرحمن وده محبوب تمام نیکی ها توی صالح بودنه کسی اگه صالح شد اگر در واقع عمل صالح داشت این بیشتری موفقیه رو دارد حالا این حدیث می فرماید لولا خمس و خسال اگر پنج تا بیجگی نبود لسار الناس کلهم صالحین همه مردم صالح می شدن یعنی این پنجتا نمذاره مردم صالحشن اینا رأس اوامل به اصلا عدم صلاح و فساده اینا باعث فساد می شه اگر نبود پنجویجگی همه مردم صالح میشد چیه اینها؟ اینها من تکمیل بحث خودشناسی میگم یک قناعت به جهل قناعت به جهل یعنی چی قناعت به جهل؟ قناعت چیز خوبه تو قضا آدم قناعت کنه تو روزی قناعت کنه اما قناعت به جهل بده یعنی آدم رو رتبهی که داره رو اون جهالتی که داره قناعت کنه بگه بسته دیگه ما که چیز یاد نمیگیریم ما که همین قدم که رسیدیم کافیه یعنی راه رشتو به خودش ببنده قناعت کنه به جهلش بعضی ها اینطور هم میگه قرآن گذاشته تاریخ بخوان از ما گذاشته دانش یاد بگیر نمازتو و حضور قلبتو بیشتر کنه ما که نمیتونیم این نمیتونما ما که دیگه درست شدنی نیستیم قناعت به جهل یعنی اینی که آدم به اون نادانی خودش قناعت کنه بگیم ما تا همینجا که رسیدیم بسه خیلی حرف قشنگیسته اگه مردم قناعت به زهل نداشتن چیز یاد میگرفتن رشت میکردن ترقی میکردن این یک آملی که فرمود جلوی صلاح رو میگیر دو اش شهب الفضل بخلب فضیلت یعنی چی بخلب بخلب صفت بدیه بخلب فضیلت اینه بگیم آقا ببین فلانی نماز شب میخونه میگه او میتونه بخونه ما که نمیتونیم ببین فلانی حافظ سوره های قرآن هم گه از ما ما که دیگه نمیتونیم فضیلت ها رو بهش بخل ببرزه بگیم آقا جان یه مقداری خوشخلق تر شد نه آقا ما عصبانی بار اومدیم زندگی میکنیم و عصبانی هم میمیریم ما دیگه نمیتونیم خوشخلقش ما دیگه نمتونیم مالمون رو حلال کنیم ای شوح و بخلب فضیلته کی گفته مگه هر چند ساعت وقت پیدا کرده انقدر رشت کرده مگه هر با چند ساعت وقت انقدر ترقی کرده که یک نفر رو فقط امام حسین روز آشورا دستمال به سرش بسته و اونم هره فرق تو کربلا زیاد شکافته یک فرق است که افتخار دستمال بزدیه امام حسین پیدا کرده میشه آقا بخلب فضیلت خیلی روایت بلندیست قناعت به جهل بخله به فضیلت سوام هرس آل دنیا هرس آقا خوبه پیغمبرم حریص بوده آخر سوره توبه نبای کنید حریصن قرآن میفرمید لقد جاکم رسولم من انفسکم عزیزن علیه معنتم حریصن علیکم آدم حرس داشته باشه مردم هدایت کنه حرس داشته باشه نماز بیشتر بخونه هرس داشته باشه روز مستحب هرسه بر کسب علم امیر المومنین در خطبه متقین میفرماید یکی از صفات مومن هرسه در کسب علمه آدم هرس داشته باشه سه تا نواز دو تا نواز جماعت شرکت کن عیبی نداره اما هرسه بر دنیا این چطور در فضیلت میگی دیگه نمیشه اما تو مدل ماشین این حرفو نمیزنی تو خونه این حرفو نمیزنی تو لباس این حرفو نمیزنی یایی دنبال بالاتری فرمود اینم سببم چهارم ریای در عمل چشم هم چشم اینی که همه میخوانن عمالشونو به هم نشون بدن ما روزه گرفتیم ما ميلز گرفتیم ما کتاب نوشتیم ریای در عمل و پنجم به رعی خود معجب شدن به خود بالیدن اون که بگیر آقا هر فرف منه چی گفت هر فرف شما پر با هم تنگین و سبوت کرد همه چیز رو همگان میدانند بلاخره هر کسی نظری داره هر حزبی هر گروهی امیر المومنین فرمود سعی کنید تجربه های دیگران راحت به دست بیارید چرا ما الان مبتلا شدیم به حصف تجربه دیگران به حصف سابقه دیگران به حصف مدیریت دیگران خیلی بده اعجابه به رأی نه همینی که من میگم این آقا همین شخص همین آقا همین حزنه همین روزنامه همین دیدگاه میگه قرآن نمیفر باید همه رو بشنوید از بهترینش تبعیت کنید الائجابو برره این حدیث رو خوب دقیق کنید قناعت در جهل بخلب فضیلت هرس بر دنیا ریای در عمل و این مورد آخری که اشاره کردم خودرعی خودکامگی خودپسندی یک دندگی در رعی که حرف حرف من ندیگران خب اینا با حیث لطمه است اله اجاب و به رعی امیر المون علیه السلام اولی نکته ای که در خطبه شون فرمودن این بود تدبر امرک خودشناسی کنید خودیابی کنید خودسازی کنید حرف امروز ما این سه تا کلمه خود رو بشناسیم با دیگران فرمی کنیم ما غیر از حیواناتیم ما غیر از جماداتیم ما غیر از ماهو خرشیدیم که مجبورن ما مختاریم ما مکلفیم ما فضیلت داریم بر سایر موجودات ما کرامت داریم آلم مسخر ماست ما مستاق خلیفت اللهی هستیم این میشه خودشناسی خودیابی آدم ها که یکی نیستن رتبه هاشون فرم میکنه یکی سلمانه یکی عبازره یکی مقداده گفت ظاهرش چون گور کافر پرهلل باطنش قهر خدا از زوجل ظاهرش چون بوزر و سلمان بود یکی ظاهرش بوزر یکی سلمان یکی ابو جهل ابو جهل و ابو زر یکی بودن ببینیم ما در کدام مرحله این اخلاق ما اخلاق ابو زریز یا ابو جهلیز ویژگی های ما ویژگی سلمانیز یا ویژگی های دیگران خودیابی سه خودسازی هر کجا هستیم امام صادق فرمود مردم درد در خودتونه دارو هم در خودتونه تبیب هم خودتونه است انسان هم خودش تبیب خودش هم دارو دست خودش درد در 냄새 می دان درد چیه می دان دارو چی در چه مرحله یستی چند تا صفت رزیله داری چند تا مشکل اخلاقی داری گیرت کجاست خدیابی سه خودسازی اسلاح کردن و این سه مرحله خودشناسی و خودیابی و خودسازی که حالا گایی تعبیرهای دیگرم به کار میبرن خود آگاهی میگن اینا از این پیام حضرت امیر استفاده میشه حضرت در ادامه خطبه سالهایی رو مطرح کردن که دیگر حال وقت گذشت فرمودن اگر خدا شما رو خار کنه کی شما رو عزیز میکنه این احانکه فمنزل لزی یکرمون اگر خدا شما رو زمین بزنه کی شما رو بالا میبره این ازلک فمنزل لذی یو از زک این خزلک فمنزل لذی ینسروک که حالا بماند دیگه به همین میزان اکتفا خواهیم کرد بحث امروز ما در رابطه با این خطبه اول امیر المومین علیه السلام بود خدایی ها قسمت میدیم در ظهور آخرین وسیع حجت ابن الهسن تحجیل بفرما چشمهای ما به جمال امام زمان منور بگردان به برکت ولی الله لعظم امام زمان خدایی به عمر و زندگی و مال و اولاد ما برکت انهایت بفرما خدایی به مقربان درگاهد همه بیماران لباس آفیت دفوشان جوانهای ما را از خطرات محفوظ بدار به مقربان درگاهد قسمت میدیم امواد گذشتگان گذشتگان از این جمع مراجعه آلی مقام امام عزیز روحشون از این جلسه بهرمند بگردان درگردان کشور ما نظام ما رهبری عظیم و شعن ما سلامت و عزت اناید بفرما خدایی ها حیات و ممات ما رو حیات و ممات محمد و آلش قرار بده و عجل اللهم فی فرجه اللهم سلع علا محمد و آل محمد و عجل فرجه هم عزیزان شنونده همراه بودیم با سخنرانی جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی با موضوع خودسازی و خودشناسی انشالله که بهره برده باشید تا فرصتی دیگر خداوند یارو نگه دارد فرجا امی محمد یک قطر از دریا با موضوع شرح یک آیه در قالب نمایش هر روز ده و چهل و پنج دقیقه قراعت قرآن کریم همراه با ترجمه گفتاری نمایشی هر روز ساعت پانزده و چهل و پنج دقیقه پانزده و چهل و پنج دقیقه رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت صدای فضیلت و فطرت گروه جامعه و فرهنگ رادیو معارف تقدیم می کند