اگر حلالش نمی کردم، باید یک ساعت تمام صدای وزوزش را تحمل می کردم. داد زدم، حلال، حلال، حلال، پدر من قرآن نمی خواد، حلال، بگیر بخواب. او با امامه من اکسی هم گرفته بود. موسیقی در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی میشین این پای صحبت ها و خاطرات سرتیب دوم محمد حسین انصاری از دوران اصارتشون بچه ها در اونجا واقعا نسبت به هم ایسارگر بودن و ایسارگری می کردن به عنوان نمونه یه دفعه ما رو بردن شکنجگاه که نه شبان روز در شکنجگاه بودیم و هر روزم شیش بار شکنجه رو داشتیم شب اول که ما رو بردن 19 نفر بودیم 17 نفر رو بردن شکنجه دو نفر رو یا دیگه خسته شدن یا یادشون رفت در حالی که اینا میخواستن دیگه برن اون دو نفر یکیشون برام سرتیب دوم خلبان شیروین و یکی برام سرنگ دو خلبان فرشید اسکندری بود تیمسان شیروین شکنجگرار رو سدا کرد و گفتش که شما که بقیه با ما صحبت میکنید ادعا میکنید ما مسلمانیم اگر مسلمانین این چه کاریه این چه بلایه سر اینا رو بردیم اون شکنجگر جواب داد مگه تو نمیدونی اینا چه کار کردن گفت نه چه کار کردن گفتش که اینا فرش به صدام دادن گفت خب ما هم دادیم گفتن که شما رو ندیدین گفت ندیدین حالا بیگم الموت لصدام مگ بر صدام که بعد ایشون رو بردن پایین رو شکنجه دادن و میخواستن برند دوباره فرشید اسکندری همین مسئله رو تکرار کرد همین الموت سدامو هم گفتش و اینم بردن با سه شکنجه این شکنجهی که عرض میکنم واقعی که یه نفر بردن پایین شکنجه وقتی که بخواستن برش گردونن چهار نفر مباستی دست و پاش بگیرن بیارن مندازن تو سرور یعنی به این حال درش می آوردن ولی این بچه ها اینقدر ایسارگر بودن حاضر نبودن که بسرن شکنگه مثلا همرزم خودشونو ببینن و خودشونو شکنگه نشن به امان مثال مثلا اگر در ماه یه دفعه احیانا در همون آب رنگ کردهی که به امان خورش می دادن احیانا یه پوست بادمجون بود جمعون ها پوست بادمجون رو می آوردن پیش پیر مردم مثلا می گفتن شما بخورین پیر مردم می گفتن نخیر شما جمعونترین بدنتون بیشهر احتیاج داره شما بخورین این حالت های ایسارگری هم در بین بچه ها بود و مسائل در اونجا خیلی زیاد بود شکنجه خیلی زیاد بود و واقعا این پنج و هفت نفر گروه ما که بودن سازمان امنیت عراق رو به ستود در آوردن کار به جای رسید که اینا اومدن گفتن ما زندان های اطراف شما رو خالی کردیم از این وقت دیگه هر شعاری که داریدون میخواد بدین هر کاری میخواییم بکنیم بکنیم چون بر اثر شکنجهی که همین سازمان امنیت عراق به این بچه های ما داد چهار نفر زیر شکنجه دیوانه شدن دو نفر فلج کامل شدن بقیه هم از یه اصف تا چار اصف و عدست دادیم و برگشتیم در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شینیم پای صحبت ها و روایت های حجتالسان و المسلمین نادم راوی دوران دفاع مقدس از مردان مرد سخن بگیم که در دوران اصارت مردانه و سرفرازانه این دوران و ایام رو سپری کردن و چاردیواری های مخوف زندان ها و شکنجگاه ها رو یک مدرسه اشق دیدن و از همین فرصت بهترین بهره ها رو بردن و شاید تحدیدهای زیادی که بر اونها بود تونستن همه اون رو یا خیلی از اون رو تبدیل به فرصت کنن مثلا کسی که بی سواد رفت و با سواد برگشت کسی که قدی رفت و حافظ قرآن حافظ نحش و بلاغه برگشت بدون مدرک رفت و اصارت و در دوران اصارت با حمد خودش و تبکل به خدا و با انایتی که خداوند به او کرد تونست با مدارج علمی برگرده اینها به معنای این هست که تونستن از زمان و فرصت خودشون استفاده بهینه و بهترین بهربرداری ها رو داشته باشن روایت می فرماید من سا و یو ماه فهوه مقبون یعنی کسی که دو روزش مثل هم باشه و هیچ رشدی ارتقای ترابی تو زندگی نداشته باشه او زرر کرده و مقبون هست فکر میکنم یکی از زیبا ترین مسادیق رشد ارتقا ترقی و سرمایه گذاری در زندگی زندگی و هماسه آزادگان سرفراز بود آزادگان عزیزی که به فرموده قرآن و لنب نوان نکم به شیعه من الخوف و جوع و نخص من الانوال و انفس و سمرات و بشهر سابرین مصداق این آیه شدن یعنی خداوند در سخترین امتحانات و بلاها و گرفتاری ها اونها را آزمود و اونها تونستن سربلند از امتحان الهی بیرون بیاید باز هم به پایان یکی دیگه از برنامه های حکایت آزادگی رسیدیم اگر پیشنهاد و انتقادی دارید حتما با ما درمیون بذارید 329-10-551-2 با پیش شماره 025 و سامانه پیامکی 30553 راه های ارتباطی با برنامه حکایت آزادگیه تا برنامه بعد که مجددن با خاطرات یکی از آزادگان سرفراز کشورمون در خدمت شما عزیزان شنونده باشیم همگیتون رو به خداونده بی هم تا می سفاریم التماس دعا و خدا نگهدار موسیقی موسیقی درود به همه شما شنواندگان ارجمند مخاطبان عزیز شبکه رادیوی معارف برامهی که تقدم حضورتون شد حکایت آزادگی بود خاطرات آزادگان سرفرازمون که انشالله مورد توجهتون قرار گرفته باشه این برامه امروز ساعت سیزده و سی دقیقه مجددن از رادیم عارف تقدیم شما خواهد شد ساعت دو و هفت دقیقه سرگاه سشنبست پانزه همه مهرما و با ادامه بخش سبور برامه از رادیم عارف در کنار تون هستیم قزه شهر اشک و خون قزه شهر لاله ها شهر غیرت و شرح بر زمین آشنا ملت ها دست باید نمی بگذاریم قزه حساساً مسئله اول دنیا است این مسئله نباید بگذاریم این مسئله از نگاه عمومی بینور بلالی مردم دنیا خارج بشه از این مسئله اول بودن خارج بشه اینجا سرزمین زیتون و سفر است خودکی خواب نان میبیند در آغوش مادری که لالایی هایش خاموش شدن و لپخند نورسیدهی پشت مرز هایی که گرد ها ساختند پیر شدن برای زنده نگه داشتن دین و انسانیت همه ما ایرانیان همدلانه همراه مردم مظلوم قضه هستیم بولیش ایران همدل ادامه دارد و شما عزیزان از این دو طریق میتوانید به مردم مظلوم قضه کمک کنید از طریق شماره کارت 6037-99-822-707 بیا خود دستوری ستاره چهارده مربع دست و پا می زنن هر مله ها عمر این ظلم روبه پایان هست از در چشم این جهان امروز دابلاه بزرگ بجدان هست از در چشم این جهان امروز دادواه بزرگ بجدان است به اطلاعاتون برسونیم که هنگام ازان صبح به افق قوم امروز ساعته چهار و چهل و چهار دقیقه است به افق مشهد چهار و هشت دقیقه و شیراز چهار و سی و نه دقیقه خواهد بود برامه جرعه رو در فرصت پیش رو میشنویم شرح حدیثی از احادیث کتاب شریف کافی از زبان اجتالستان و المساین حسینی قومی و پس از اون هم دعای طلب باران رو زمزمه خواهیم کرد جرعه بیان احادیث کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تا شبد لبریز از تراوت گل آشیانه ها لبریز از تراوت گل آشیانه ها بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصان خدمت شنوندگان عزیز رادیو مهارف صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ما روایات کافی شریف هست کتاب الامان و کفر باب شست و یکم باب و زم دنیا و زهد فیها روایت شونزده همه این باب رو می خوندیم روایت نسبتاً طولانی هست در دو جلسه قبل بخش اول و دوم روایت رو خوندیم بخش سوم رو می خونیم و علم یا جابر امام باغر صلی اللہ علیه فرمودن جابر بدان ان اهل تقوی ای سرو اهل دنیا معونتن و اکثرهم لکه معونتن حضر دارن در ویژگی های انسان های مؤمن اهل تقوی مطالبی رو بیان می فرمون یکیش اینه اهل تقوی اینست که ایسر و اهل دنیا معونتن از نظر قوت و بار دنیایشون نه اینا آسان ترین کم ترین بهره رو از دنیا می برن ایسر و اهل دنیا در دنیا بهره زیادی نمی برن به اندازه کفایت به تعبیر مروم الله مجلسی رضوان الله علیه در میرات العقول یک تفونه به قدر کفایت به اندازه کفایت اکتفا می کنن از کسانی نیستن که دنبال جمع آوری بیش از حد نیازیشون باشه می دانید در همین کافی مروم کلینی رضوان الله علیه باب داریم بابل کفاف مفصل روایت فراوانی داریم که مومنین کسانی هستن که به اندازه کفایتشون از دنیا بهره میبرن بیش از اون چه که نمیتونن استفاده کنن دیگه بهره نمیبرن مگر این که بله برای صدقات و خیرات و مبراتشون باشه در یه داستان مفصلی هست که رسول خدا یه وقتی وارد شدن بر کسی در بیابان ازشون تقاضای قضا کردن چیزی ندادن بهشون به رسول خدا صاحب اون محل چیزی نداد حضرت دعا کردن که خدای مالشون و سروتشون رو اولادشون زیاد کن یه جدیگه تجربه بردن اونا خیلی از حضرت پذیرایی کردن حضرت دعای کردن اللهم اعتهمال کفاف خود و به نظر کفایتشون بهشون بده اصحاب تعجب کردن گفتن آقا اونی که هیچی به ما نداد فرمون خدا مالش زیاد کن سروتش و اولادش زیاد کن اما اینی که از شما پذیرایی کرد دعای کردین خدا به نظر کفایت فرمون بله همین خوبه اون چی به اندازه کفایت بره انسان باشه این عرضشش میشتره ما هرچی بیش از کفاف بیش از نیازمون برداشت کنیم میدونید حاملیم هم مالیم باید بار رو به دوش بکشیم سختی و زحمات و گرفتاریهاش مال ما باشه لذتش مال آیندگان باشه اشکالی نداره ما بر آیندگانم تلاش بکنیم اما نه به این معناه که بیش از تمان خودمون تلاش کنیم و خدای نکرده مشکلی که امروز تو جامعه ما هست از حرام تهیه کنیم لذا حضرت می فرامد و علمی آجابر این احلت تقوی مردم تقوی بار زیادی بر دنیا ندارن بحر زیادی از دنیا ندارن ایسار احل دنیا معونتن اما از اون طرف اکثر هم لکه معونتن این معونه دوم با اینه یعنی بیش از همه به تو کمک میکنن میدانید در اصافه اصحاب پیامبر همین تعبیر زیاد آمده که اینا بارشون بر دنیا کمه ولی معونشون کمکشون همراهیشون از همه بیشتر هست از ویژگی های مهم مؤمنین اگه این روایت را عزیزان این دو انوان معونه و معونه معونه دوم با عینه اگر این دو انوان را عزیزان جسدوشو کنن در روایات فرابان ما داریم در اصاف اصحاب خوب پیامبری و امیر معاملان سلام الله علیه ما این که سلامت الله و سلامه علیه ما این که اینا بار زیادی در دنیا نداشتن اینی اونچنان بهره زیادی بیش از حد از دنیا نداشتن ولی کمکشون تو دنیا بیش از همه بوده اکتر همدک معونت بعد حضرت در ادامه میفرمان تذکرو یا تذکرو فی اینونک و این نسیته زکرو کرد چقدر زیباست اهل تقبا اینجوری هستن که اگر شما یک کاری داشتی بهشون بهشون بگی کمکت میکنن حالا تو زکرو در مسائل دنیایی یا مسائل دینی فرقی نداره یه چیزی ازشون میخوایی در مسائل دنیایی کمکی ازشون میخوایی یا تو مسائل اخلاقی معنوی اگه چیزی بهشون بگی کمکت میکنن و این نسیته بالاتر از این اگه شما یادت بره زکرو که اونا یادت میارن که تو فلان خواهش و تغاظه رو از ما داشتی فلان کمک رو از ما خواسته بودی یادت نره ما این کمک رو بهت انجام این خدمت رو بهت انجام بدیم قوالون به امر الله قوامون علا امر الله اولی قوال دوبامی قوامه متقین قوالون به امر الله فرابان اینا سخنشون سخن الهیه نه این که قائلون وقتی میگیم قولی یه بار میگن اما قوالن با سیغه مبالغه فراوان فراوان به امر الهی مسائل معنوی رو یاد میکنن سخن میگن سخنشون سخن الهیه قوامون باز اینجا هم تعبیر سیغه مبالغه هست نقائمون قوامون علا امر الله متقین کسانی هستن که دائمان گفتارشون گفتار الهیه و قیامشون هم قیام الهی هست قطعو محبته هم به محبت رب بهم یعنی از همه چیز قطع رابطه کردن یا از همه چیزی که خدا راضی نیست و الا ما محبت فرزند و محبت همسر و محبت پرادران ایمانیل که حتما باید داشته باشیم قطعو محبته هم از اون چی که خدا راضی نیست قطع رابطه کردن محبتشون از اونها قطع کردن به محبت رب بهم چرا؟ به سبب محبت پروردگار چون خدا رو دوست دارن از غیر خدا فاصله گرفتن در دلشون فقط محبت الهی جا داره محبت کسانی که خدا رازی نیست ما به اونها رابطه داشته باشیم به اونها محبت داشته باشیم اون محبت ها رو کنار گذاشتن و علمو بالاتر از این و علمو ان نظالکه و المنظورو الیه لعظیم شانهی اینا میدونن که همین محبت الهی است که خدا از اونها انتظار داره المنظور الیه لعظیم شانه باید به این محبت الهی توجه بکنن نگاهشون نظرشون باید به محبت پرانون میدونن باور دارن فانزل دنیا کمنزل نزلتهو سمر تحلتان او کمالن وجدتهو فی منام که فستیقضته و لیسم اکمنهو شیعون دنیا رو اینجوری در نظر بگیر مثل خانه که یه مدت کتایی درش سکونت کردی و بعدم رفتی دنیا یه منزل موقعته در برابر سرای جافدانه شما اگه توی خانه یه شب بخواید استراحت کنید دل نمی بندید به این خانه دو روز بخواید در یه خانه یه سکان پیدا کنید دل نمی بندید منزل نزلتا او سمرتا کمالن خیلی عجیبه این تعبیر کمالن وجدتا او فی منامه که تو خواب میبینی یه چیزی بهت دادن یه باقی رفتی یه کاخی رفتی یه پسل و مقام خوابه فستقیقه است از خواب بیدار شدیدی هیچی نیست آدم خواب ببینه پادشاه شده خواب ببینه رئیس شمور شده خواب ببینه که فلان کاخو بهش دادن بعدم از خواب بیدار بشه ولی سمعکم منهو شیون هیچی نیست دنیا اینه اول و آخرش نسبت به سرای جاودانه همین تعبیری حضرت می فرمد این نماز عرب تلکه هادا مسئله خواستم یه مسئله برات باشید چرا؟ لعنها انده اهل لبه ولی علم بالله کفی اذ ذلال چون دنیا پیشی کسانی که اهل فکر و دانشن مثل سایه می مانه مثل سایه می مانه چطور در سایه امسان یه مدت کتاهی هست و سایه از بالا سرش عبور می کنه و میره و تمام می شه مرشد کردم عزیزان انایت بفرماییم اون جاودانگی رو با عمر هشتاد ساله واقعا برنرزی خواب نیست که انسان خواب دیده و از خواب بیدار میشه و تمام اون مقامات و باقه ها و نمیدونم چیزی که خواب بهش رسیده همه از دست رفت واقعا جاودانگی و آخرت نصر به هفتاد سال هشتاد سال ست سال دنیای ما یه خوابه یا به تعبیر ازدن منزلن نزل تهوره باید ادامه داره انشاءالله در جلسات بعد محضر مخاطبین عزیز خواهیم بود و السلام علیکم و رحمت الله و برکت اللهم صلی علی محمد و آنی محمد و عجل فرج آنی محمد اللهم صلی علی محمد و آنی محمد و عدتیل فرجانی محمد اینجای باغ پرگوله اینجا واجه ها تبلور نورن اینجا جرع نوش زلال وحی و ولایتی گوش دل بسخان اینجا صدای فضیلت و فتفت است رادیو معارف موجه اف ایم رادیف نوید و شش مگاه هرتز موجه ایم رادیف هزار و هفتاد و یک کیلو هرتز و هوی یونزل غیف من بعد ما قنف و ینش رحمت و هوا الولیم الحمد بسم الله الرحمن الرحیم اللهم از غنال غیث و انشر علینا رحمتك بغیثك المغدی من السحاب المنساق لنبات اردی المونغه فی جمیع الافا ومنون علا عبادک با ایناع الثمرا و احی بلادک ببلوغ الزهرا و اشهد ملائکت که الكرام سفرم بسغی من کنافه دائم غذرو واسه اندره رو وابلن سریعن آجن تو هی به ای ما قد مات و تردو به ای ما قد فات و تخرج بهی ماه و آن و توسع بهی فیل اغوات صحابه متراکمان حنیه مریعان تبغان مجلجلان قیره ملثن ودقهون ولا خلبن برغون اللهم اسغنا قیسان مقیسان مریعان ممران عریزن واسن غزیران ترد به نهیز و تجبر به المهیز اللهم از غنا سغیان تسیل منه اذران و تملاع منه الجبان و تفجر به الانهار و تنبت به الاشجار و ترخص به الاسار فی جمیع الامسان و تنعشو به البها اماو الخل و تکملو لنا بهی طیبات الرز و تنبتو لنا به زرع و تدرو به زرع و تزیدنا به قوتان الى قوتنا اللهم لا تجعل زله علینا سموما ولا تجعل برده علینا حسوما و لا تجعل سوبه علينا رجوما و لا تجعل ماهو علينا اجاجا اللهم سل على محمد و آل محمد و ارزغنا من برکات السماوات بل ارز اینکه علا کل شیعه غدید روانه است بر ما بگستر و با رساندن میوه ها بر مندگانت منت گذار و با شکوفائی قنچه ها زمین خود را زنده دار فرشتگان عالی مقام و سامن بخش را حاضر نما و بفرما تا از سوی تو بارانی آورند سودمند و دامن دار با دانه های درشت و پربار با رگبار های تند و بیقرار آنسان که آنچرا مرده است زندگی دوباره دهی و آنچرا از دست رفته است بازگردانی و هرچرا رو ایدنیست برویانی و مردمان را فراوان رو زیدهی با عبری انبوح و شادیاور بیزیان و بیکران و بسی خروشان که نه سیل پدی دارد و نه برقش تنها بفریبد پروردگارا برما بارانی ببار که قهدی زدا و سبزیزا فره بخش و بیکران و فراوان باشد تا با آن قامت گیاهان روینده را استوار سازی و پجمرده ها را سرف رازی خداونده بر ما چنان ببار که از تپه ها آب جاری کنی چاه ها را سرشار سازی جوی ها را روان و درختان را برویانی و در همه شهر ها ارزانی پدیداری چار پایان و مردمان را شادمان داری و روزیهای پاکیزت را بر ما کامل گردامی که اشتگاه های من را برویانی و چهار پایان را پرشیر سازی و بر نیروی من بیفضایی خدایا چنان مکن که سایه آن عبرها بر ما باد سوزان شبد و سرمایش گزنده و شون گردند و چنان مواد که با