مرد بیرن چیزای آفیزون هوای یعنی اصلا خیلی به خوابات اعتنار نکنون چون ازم معلقه تحریر رو تو روایات این کنم پس هر چی میخواییم بگیم مستند بگیم معلمین عزیز ما الان بارها عرض کردم دیگه ما الان یک خوردنی میخواییم از خیابون بخرین اولا شرکت سازنده ش نگاه مونی تاریخش رو نگاه میکنی نمیدونم توی یک جلسات عرض کردم یکی کنار کوچه ایک مشقرسی مشقردنی مشنوشیدنی به ما همین جوری تعرف بکنه بدون هیچ علامتی ازش نمیگیریم پس مراقب خوراک فکرمون باشه فل ینزل الانسان الان تآمه تآم فقط مال شکم نیست مال فکرم هست لذا اگر تأکید میکنیم دین ما گفته کتب زاله خوندنش حرامه مگر بر متخصصانی که میخوادش جواب بدن خب منی که ابزار تحلیل ندارم دوتا شبه راجب خدای من برای دانش آموز و دانش رو گفته بشه دوتا شبه و مسئله راجب حتی نظام مقدس جمهوری اسلامی گفته بشه که هیچ کس نیست پاسخ بده دوتا مسئله اینو گفته بشه خب بند خدا بابر میکنه دیگه ما آرها گفتیم ازم به خدمتون شگرد دشمنی بوده که جلوی حرفای راستو بگیره دروغا رو پخش بکنه خب وقتی خدایی نکرده فضای مجازی یک کتابی یک معلمی حتی یک گویندهی برداره یک حرف بیسندی رو بزنه غیر مستند رو بزنه و تو زهن بعضی هایی جا بگیره اون انحرافی که اون آدم پیدا کرده من مغصرم یه داستان آمیانه قشنگی میگن یعنی فضایل ابن عیاز رئیس دوزده بود دوزد بود سر راه بگیر بود یه محمولهی رو که دوزدی کردن این دستمال پیچی داره دستمال پیچی پیچ رو که باز کرد دید آیترگوسیه گفتی بارو برگردونید برای چی ما خب اون مدت اینجا واسه دادیم منتظر یک لغمه چربونر بودیم نه برش گردونید من شکمم برست نمیرم مال مردم میدازدم و اپتا توجیه قلطیه الان برخود توجیه بوده ولی اعتقاد مردم نمیتونم بدازدم شما مال یه آدم رو بدازدید میره داد میزنه میگه آیتالکرسی که گفتن وسیله حفظ شما گفتن دوزد مال مردم هم دوزد دینشون نیستن دین و اعتقادشون نیستن امروز کسی که یک حرف بیربتی یک دروگی رو پرش بکنه کتب زالهی رو منتشر کنه فیلم بدی رو که آموزهای بدی داره منتشر بکنه ارزم به خدمتون شعر قلطی متن قلطی ای که میگی محورها و اینها اشکال داره گوشتادنش نه این که به این آقا اعتماد نداریم یه جوانی بهش گفتم که تو محیطای گناه نرو گفت شما به من شک داری؟ گفتم من به تو شک ندارم به شیطونت بینان دارم او قسم خورده میزنم اتون زمین فبه اززت کل آقویان نهو مجمعی از این مثال آمیانه زدم گفتم کسی که میخواد برس روی تپ برای پیسته عرضم به خدمتون که اسکی بازی مزرم میخواد کفش اسکی داره اصای اسکی داره کلاه داره اینک داره کلی تجکیزات داره با دمپایی و زیر شلواری که نیرن رو پیست اسکی باستن که کسی که میخواد بره کتب زاله رو به خونه فضای مجازی دشمن رو بررسی بکنه محوارها و شبکه های معاند رو گوش بده باید مسلح باشه مسلح نباشه مثل بچه ایست منذرت بخواه من همشه برای پدمادارم مثل بچه ایست که وقتی چهار دستوبایی می کنه همه منو شما دیدیم بچه خدایی نکته ببخشه چند مشبهز کننده هم باشه بچه سوسی هم ببینه می خواهد بخوره آشکان هم ببینه می خواهد بخوره چون قدرت تشخیص قضای درست از قضای بد رو نداره الان شاید منی که ادعا می کنم حوزویم منی که ادعا می کنم استاد دانشگاه هم اگر یه مطلبی به من بدن که از سطح فهم من بالاتر باشه قدرت تشخیص درست از قلط چون نداشته باشم منم میخورم فکرم آنده میشه این اونی که در معرض میکروب قرار میگیره باید قبلش واکسن باشه خدا خیلیتون بده ما با زمان کرونا مردم همه ایمو یاد گرفتن ماسک بزنن مصفاصله را آید بکنن واکسن هم بزنن من میگم هر کس واکسنی زده که بتونه همه شبهات رو جواب بده ماسک هم زده که اون فضای آلوده توی ذهن و فکرش نره جزب وجودش نشه فاصله هم رعایت میکنه بره همه منبرار گوش بده همه سخنیار گوش بده همه استادار ببینه ببینید ای که قرآن میگه مستند حرف بزنید الابینته یا میگه جادل هم به لطیه احسن لذا یه روایت از وجود نازنین امام جواد علیه السلام داریم من از خائل ناتقن فقط عبده بله تعبیر فهنکان ناتق و نتقن ابلیس فقط عبد ابلیس فهنکان ناتق و نتقن الله فقط عبد الله من وقتی به حرفای گویندهی دارم گوش میدم در واقع دارم اون رو بندگی میکنم یاد داره مسیر بندگی رو به من یاد میده اگر از طرف شیطون داره حرف میزنه که همه این مخوار ها دارن از طرف شیطون حرف میزنن خیلی از کتب زاله از طرف شیطون دارن حرف میزنن خیلی از فضاهای مجازی آلوده دارن از طرف شیطون حرف میزنن خیلی از این Phillip که بونگه های فیلم سازی و ارزم به خدمت این ها دارن از طرف شیطون کار میکنن من اگهJesus اگه رفتم سراغی اینا و به اینا دل دادم گوش جانم واسه بردم اینا پردم شیطونم میپرستم اگر ما گایی وقتا میگیم اینا رو نخونید اینا رو نبینید اینجاها نرید بره که من مسلح نیستم واکسنشو نزدم ماسک ندارم یه دفعه یه شبههی مثل یه ویروس میاد تو وجودت حالا حالا هم بیرون میدید یه جاهای زمینگیره آقای شریعتی عزیز کم نبودن آدمهای بزرگی که با یک شبهه کل دینشون رو گذاشتن کنار امروز الان داریم بیدیم حاجه آقا پسر من قرآن میخون نماز میخون زیارت را شروع میخون جلسه میامد کجا میخون حالا همه رو گذاشته کنار با چی سر کلاسی معلم بزرگواری که نباید حرفایی رو تو جمعه من بچه های همینجای رسمی ریاد بدم یه دانشگی به من گفت حاجه آقا استاد تو دانشگاه شبهات عجیبی رو مطرح میکنه ما چه کار بکنیم گفتم بلند شما بگو آقا اجازه دین من به من یاد داده احترام و استاد بر من واجبه من نمیتونم در مقابل شما خدایی نکرده حالا به تعبیر آمیانه دهن به دهن بشم یک دو حرف هایی که شما میزنید حرف های تخصصیه مربوط به درس اونم نیست گوی وقتا اینجوری سه این حرف ها اگه میخواد زده بشه سر کلاس اجازه بدید ما یه متخصص این حوزه رو دعوت بکنیم ایشون بگه شما هم بگید مناظره علمی بشه فبشر عبادل لزینیستم اون القرفه یتبعون احسنه معناش اینه شما هم حرفاتو با استلال بزن این آقا هم با استلال بزنه بعد بچه ها انتخاب بکنن بچه ها خوشنگ رفتن کار سرکلاس کردن آج حریتی و استاد گفتدن اجازه ما حق نداریم به شما جسارت بکنیم خیلی باریکلا حرفای شما تخصیصی دارید شبهه مطرح میکنید اشکالاتی در بعضی از پندارهای دینی ما دارید مطرح میکنید یه متخصص بیا جا حتی اگر گفتن کهی بگیم بیا گفتن بگید من میام اونقدر که بله باشم اما میگم استادم بیا ابنه داره استاد دیگه از یه حرفا نزد چون میدونه یه حرفا جواب داره انشالله مکه و مدینه نصیبون بشه انشالله این معمورینی که ما میستادن فی بهشت بقی یا اطراف مساجد پیغمبر و مساجد اهل بید که نامش بود و ازم به خدمت سرحرام میرفتن سراخ دانشجا اینا دورشون میکردن شبه مطرح میکردن که شما مثلا چرا مهر میذاریدی بوته بوت پرستی من رفتم چرا به این معموره حالا مسلک اونا وحابیته گفتم چرا با من بست نمی کنی گفت من با تو حرفی ندارم خدا خود بیا با من بحث بکن بعد همون جا جلو خودش گفتم که قرآن گفته سجده بر عرض یا سجده بر فرش گفت سجده بر عرض گفتم ما یه تیکی از عرض رو هم رو خود موران بگاریم خاکه دیگه خاکه زمینه زمان پیغمبر عرض و فرش این که بوده یا حسیر بوده یا خاک بوده دیر نیاز نبوده محل بزرن راستوی گفت زمان پیغمبر محل نبوده چون هسیرها از زمینه فرشم بوده خب خاکم بوده سنگ بوده ولی الان که فرش شده ای که عرض نیست که بعد بچه ها گفتن این جواب بی سادگی داشت گفتم بله ای آقا با من بحث نمی کنه با شما بحث می کنه که مسلح نیستید ببینید قرآن میگه تمام آموزهای ما باید مستند به عقل یا نقل باشه رضا حتی روایات ما شریعتی فرمودن اگر کلامی از ما معصومین برای شما نقل کردن مخالف عقلتون بود فضل بوه و علل جدار بزنیدش به دیوار اتنابش نکنید چون کل ما حکم به هل عقل حکم به هل شرع و کل ما حکم به هل شرع حکم به هل عقل خدا که حرف غیر عقل نمیزنید چون خدا هم خالق عقله هم خالق شرعه توی دوتا خلقتش که تحافظ با هم وجود نداره که خیلی تناسب با هم وجود داره پس هر معلمی، هر مبلغی، هر نویسندهی، هر فیلمسازی، هر سرودسازی، هر شعرسازی، هر برنامه ساز معرفتی باید حرفاش مستند باشه از اگر ما دیگه وقتا میگیم آقا این دستور خدا را آید نشده مستند ما قرآنه مستند ما عقله من یه بار دیگه اینو گفتم بازم میگم آی شریعتی یه عزیزی گفت حاجه ها شما چرا اینقدر اصلا دارید به هجاب اجباری تا به خدا ما خود که به عقل رو داریم بهش میگیم بعد به این بزرگوار گفتم که ناکامی خوبه یا بده گفت ناکامی بده عقل میگه ناکامی بده خودتو تو مسیر ناکامی نگذار گفتم ببین فرمول ناکامی اینه خواهش بکنم همین رو دوستان یک کلیب داشته باشن به دردی فضای مجازی اشاله بخوره اشاله فرمول ناکامی سه تا کلمه چشمی بیند یا گوش میشنود و حتی زبان میچشد حواست ظاهری ما چشم میبیند دست نمیرسد هرچی تلاش میکنه نه پولشو داره نه راکارشو داره نه ایچی چشم میبیند دل میخواهد دست نمیرسد این شده ناکامی همیشه سادگی زدست دیده و دل هر دو فردان ورزشکار به اون سن و سال به اون بزرگی وقتی ناکام میشه وسط میدونشون رو گریه میکنه ناکامی اینقدر شکننده گفتم حالا وقتی پوشش زن و مرد هر دورو میگیم پوشش زن و مرد جذاب باشه نمیگم حتی زننده باشه این خدا انسان رو زیباترین مخلوق خلق کرده زیباترین مخلوق آلمستی انسانه بین زن و مردم زنها زیباتر هم جذابتر هم وقتی این دوتا جذابیتشون بیشتر بکنن چشما میبینه گوشا صداها رو میشنه وفدا تقزنه بلغو بعد دلها حبست میکنه دستانه میرسه اون کسی هم که خدایی نکرده بی قید و بند باشه به ده تاش میرسه ولی هزار تارو دیده ها همه رو میخواد خودمون با دست خودمون داریم ابزار ناکامی رو تو جامعه فراهم میکنیم این حکم عقله اگه قرآن هم چیزی گفته تعیید حکم عقله مثلا میگم احکام قرآن دو دستهه یه تعیید حکم عقله یه تأسیس حکم جدیده این راجب هجاب تعیید و حکم عقله میگن اونجا اروپایی امریکا میگن به خدا اروپایی امریکا پیشرفتشون مال بیهاییشون نیست پیشرفتشون مالی که بیشتر از ما کار میکنن نعزب دارن تو کارشون قانون را آید میکنن ویجان کاری دارن و اون را به قصد سودگرایی اونها مکتبشون مکتب سودگراییه جایی سود نداشته باشه اینا را چکرمه آید نمیکنن پس پیشرفت اونا به خاطر لیسل الانسان الا ماسعایه به خاطر و نظم امریکومه نه به خاطر بی هیایشون به خدا اونام به خاطر بی هیای دارن عرب میمونن بعد شاهد آوردم از ایش گفتم استادی داشتیم توی وحش دانشکاییمون خب دوستان میدونم ما یه رشته دانشکاییمون رفتیم یک مباری بالا پایینش کردیم استادی بود گفت که من توی آلمان درست میخودم یا انگلستان شکر دارم گفت توی بوتهای سبزی دانشگاه انسان شد اینجا جای درس خاندن هست حالا به تعبیر مهاجه الباتی نیست جای رابطه نمشبور نیست اینجا فقط درس تونه بخونید خب ما از اونها آمدیم بی هیایی شونه گرفتیم بردیم تو محیط دانشگاه که جرا درس خوندن مونه بگیره بابا فهمیدید اونا فهمیدن که بی هیایی مانه درس خوندنه هر کاری میخوایی بکنید اینجا جاش نیست اینجا جاش نیست بابا اگر ما میگیم پس قانون عقلی رو داریم میگیم قانون عقلی بابا ناکامی میاره یک زلزله تو زندگی میاره دو وقتی زن و مرد رعایت نکنن پوشش درست رو مردم میفتن تو وادی مقایسه زنها شوهرها شونو با مردای دیگه مقایسه میکنن مردا هم زنها شونو با زنهای دیگه مقایسه میکنن خب این شد زلزله دهرشدری تو زندگی بعد کانون خانواده اصلا میپاشه دوام زندگی خانواده تو اروپا و امریکا نهایتش چار ساله های شریعتی ولی بابا بزرگ و مادر بزرگ ما با هم دیگه هشتاد سال زندگی کردن چرا؟ چونی بابا بزرگ زنی غیر از هم همسر مادر بزرگ ما رو نیده بود مادر بزرگ هم مردی رو غیر از اون ندیده بود با اون وضعی که تو خانه راحتن الان با اون وضعی که تو مزرن میخوام تو خونه راحتن دارن تو خیامون راه میرن خب این در زندگی ها رو برهم میریزه این حکم عقل به قرآن حالا خدا اینه کرده یه مسئولی هم بیا تو جامعه ما بگه ما این رو باز گذاشتیم مردم راحت بشن یعنی ما یک حکم غیر عقلی رو کمک کردیم غیر عقلی تر بشه این دیگه باور خیلی نوبره به باور کنید خیلی نوبره ما میخواییم بگیم ببین اگر قرار تعلیم و تربیتی اتفاق بیفته باید مستنده به عقل باشه من به دختر خانمی توی فرودگاه یه تذکر دادم دختر گلم شان روشتونته بنداد گفت که من نمیخوام قانونی که شما آخونده بذاشتید را آیت کنم دختر گلم باور کن به زرر من نیست بیهجابیتو به زرر خودت خودت آسیب میبینی کفت من میخوام خودم آسیب ببینم گفتم خب التماس دا دورت جنابی این دختر گل که برای شهطران قائلم شخصی داشت با دهان آب میخوردست توی چشمه گفتن با دهان آب نخورد عقل رو کم میکنه گفت عقل چیه گفت بخور بابا جون راحت باش خب کسی که خودش میخواد با خودش آسیب ببزنه دوی چه هایی میتونیم بکنیم برایش بابا به خدا زنها و مردهای ما دخترها و پسرهای ما اگر برایشون واضح بشه خودشون بعیده بخون به خودشون آسیب بشن نره از یه جایی ما اون تبیین و اون اتفاقات و همین استدلال ها رو بیمقدر تبیین رشد و منرقیه ما کتایی کردیم خدا ما رو ببخشه نظام جمهوری اسلامی تو تبیین قوانین خدا به ویجه هیا و هجاب و خانواده صدا و سیمای ما، حوزه ما، دانشهای ما، نما، جماع ما، مساجد ما، منبرای ما کتانهی کردیم حتی وقتی به وفقای خود من هم منبرایی ها گفتم به قدری که برای ثواب زیارت گفتیم برای استحکام خانواده نگفتیم زیارت جای خودش خیلی عالیه بلی استحکام خانواده رو داریم از دست میدیم اینا درد هاست ما میگه ما تعلیم و تربیت باید مستند باشه یک قابل فهم باشه من همجور دو تا مثال زدم دیگه با فوتبال اینها قابل فهم یعنی تشبیح بیاریم تمثیل بیاریم ارزم توضیح بیاریم تنزیل بیاریم زهنت رو بفهمه زهنت رو بفهمه قشنگ از کجا میگی این آجا قرآن میگه به لسان قوم حرف بزنی به پیغمبر ها علاقد رو اقولهم حرف بزنی ویژگی بعدی علم ها موزی ما علم نور ما باید کار بردی باشه های شریعتی قابل عمل باشه قرآن چی میگه خیلی خشنگه ها یورید الله بکمال یسر ولا یورید بکمال اوسر آبی بحجت میفهمدن دینو ساده کنی دایره دیندارا زیاد میشه دینو سختش کنی دایره بیدین ها زیاد میشه داره دیندارا کتا کچک میشه ها قرآن فهمده ها لا یکلف الله نفسن الا وسه ها الا معاته ها برزه وسهش بابا الان خیلی ها پدر ها میگن پسر ما خب پونزه سالگی به تقریم است ما دوست داریم از هفت سالگی نماز بخونه حاجه هم هفت سالگی حال نداره اشبه یکیشو بخون حاجه امان دیگری خیلی ممنون و متشکرم فردا انشالله با حضور حاجه نظافت خدمتون خواهیم رسید و به شما سلام خواهیم مخوش تو بر زبان ها و یاد تو زینت بیان ها از مهر روخت چو زره هستن در رقص و سما آسمان ها از مهر روخت و زره هستن در رقص و سما آسمان ها ای نام خوشت و برزبان ها و یادت و زینت بیان ها مرگان تران سنج خانند و از فرخ تو به بوستان ها هم در رهش بی سرنجان دریاهاییست بیکران ای نام خوشت و برزبانها و یادت و زینت بیانها از مهر رو خد چو زره استن در رقص و سما آسمانها از سروری جهان گذر کن در باطن خود ببین جهان سر دهنت نیافت اسرار هر قد شدش ایان نهان زر دهنت نیافت از را پرغت شده اش ایان نهان ها رادیو معاره دریچه این به جهان روشنایی و معرفت جرعه بیان احادیث کتاب کافی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصان خدمت شنوندگان عزیز رادیو مهارف صدای فضیلت و فطرت انبان سخن ما روایات کافی شریف هست کتاب الامان و الکفر باب شست و یکم باب زم دنیا و زهد فیها روایت شونزده همه این باب رو میخوندیم روایت نسبتا طولانی هست در دو جلسه قبل بخش اول و دوم روایت رو خوندیم بخش سوم رو میخانیم و علم یا جابر امام باغر صلی اللہ علیه فرمودن جابر بدان ان اهل تقوی ای سرو اهل دنیا معونتن و اکثرهم لکه معونتن حضر دارن در ویژگی های انسان های مؤمن اهل تقوی بطالبی رو بیان میفرمون یکیش اینه اهل تقوی اینست که ایسر و اهل دنیا معونتن از نظر قوت و بار دنیایشون نه اینا آسان ترین کم ترین بهره را از دنیا میبرن ایسر و اهل دنیا در دنیا بهره زیادی نمیبرن به اندازه کفایت به تعبیر مروالا مجلسی رزوان الله علیه در میرات الاغول یک تفونه به قدر کفایی و به اندازه کفایی اکتفا می کنن از کسانی نیستن که دنبال جمع آوری بیش از حد نیازیشون باشه می دانید در همین کافی محروم کلینی رزوانو لالی یه باب داریم بابل کفاف مفصل روایت فراوانی داریم که مومنین کسانی هستن که به اندازه کفاییشون از دنیا بهره می برن بیش از اون چی که نمی تونن استفاده کنن دیگه بهره نمیبرن مگر این که بله برای صدقات و خیرات و مبراتشون باشه در یه داستان مفصلی هست که رسول خدا یه وقتی وارد شدن بر کسی در بیابان ازشون تغازای قضا کردن چیزی ندادن بهشون به رسول خدا اون صاحب اون محل چیزی نداد حضرت دعا کردن که خدای مالشون و سروتشون رو اولادشون زیاد کن یه جدیگه تجرب بردن اونا خیلی از حضرت پذیرایی کردن حضرت دعای کردن اللهم اعتهمول کفاف خدا به نظر کفایتشون بهشون بده اصحاب تعجب کردن گفتن آقا اونی که هیچی به ما نداد فرمونی خدا مالش رو زیاد کن سروتش رو اولادش رو زیاد کن اما اینی که از شما پذیرایی کرد دعای کردین خدا به نظر کفایت فرمونی بله همین خوبه اون چی به نظر کفایت برای انسان باشه این عرضشش میشتره ما هرچی بیش از کفاف بیش از نیازمون برداشت کنیم میدونید حاملیم هممالیم باید بار رو به دوش بکشیم سختی و زحمات و گرفتاریهاش مال ما باشه لذتش مال آیندگان باشه اشکالی نداره ما بر آیندگانم تلاش بکنیم اما نه به این معنی که بیش از طوان خودمون تلاش کنیم و خدای نکرده مشکلی که امروز تو جامعه ما هست از حرام تهیه کنیم لذا حضرت می فرماد و علمی آجابر انه اهل تقوی مردم تقوی بار زیادی بر دنیا ندارن بهره زیادی از دنیا ندارن ایسار اهل دنیا معونتن اما از اون طرف اکثر هم لکه معونتن این معونه دوم با اینه یعنی بیش از همه به تو کمک میکنن میدانی در اصافه اصحاب پیانبر همین تعبیر زیاد آمده که اینا بارشون بر دنیا کمه ولی معونشون کمکشون همراهیشون از همه بیشتر هست از ویژگی های مهم مؤمنین اگه این روایت را عزیزان این دو انوان معونه و معونه معونه دوم با عینه اگر این دو انوان را عزیزان جسد رو کنن در روایات فراوان ما داریم در اصاف اصحاب خوب پیامبر یا امیر مؤمنان سلام الله علیه ما این که سلامت الله و سلامه علیه ما این که اینا بار زیادی در دنیا نداشتن اینی اونچنان بهره زیادی بیش از حد از دنیا نداشتن ولی کمکشون تو دنیا بیش از همه بوده اکثر همدک معونت بعد حضرت در ادامه میفرمان تذکرو یا تذکرو فیوینونک و انسیت ذکروک چقدر زیباست اهل تقبا اینجوری هستن که اگر شما یک کالی داشتی بهشون بهشون بگی کمکت میکنن حالا تو زکر رو در مسائل دنیایی یا مسائل دینی فرقی نداره یه چیزی ازشون میخوایی در مسائل دنیایی کمکی ازشون میخوایی یا تو مسائل اخلاقی معنوی اگه چیزی بهشون بگی کمکت میکنن و این نسیطه بالاتر از این اگه شما یادت بره زکرو که اونا یادت میارن که تو فلان خواهش و تغازه رو از ما داشتی فلان کمک رو از ما خواسته بودی یادت نر ما این کمک رو بهت انجام این خدمت رو بهت انجام بدیم قوالون به امر الله قوامون علا امر الله اولی قوال دوبامی قوامه متقین قوالون به امر الله فرابان اینا سخنشون سخن الهیه نه این که قائلون یه بار میگن اما قوالن با سیقه مبالغه فراوان فراوان به امر الهی مسئله معنوی رو یاد می کنن سخن می گن سخنشون سخن الهیه قوامون باز اینجا هم تعبیر سیغه مبالغه هست نقائمون قوامونه علا امر الله متقین کسانی هستن که دائمان گفتارشون گفتار الهیه و قیامشون هم قیام الهی هست قطعو محبته هم به محبت رب به هم یعنی از همه چیز قطع رابطه کردن یا از همه چیزی که خدا رازی نیست و الا ما محبت فرزند و محبت همسر و محبت برادران ایمانیل که حتما باید داشته باشیم قطع و محبته هم از اون چی که خدا رازی نیست قطع رابطه کردن محبتشون از اونها قطع کردن به محبت رب به هم چرا؟ به سبب محبت پروردگار چون خدا رو دوست دارن از غیر خدا فاصله گرفتن در دلشون فقط محبت الهی جا داره محبت کسانی که خدا رازی نیست ما به اونها رابطه داشته باشیم به اونها محبت داشته باشیم اون محبت ها رو کنار گذاشتن و علمو بالاتر از این و علمو اندالکهو المنظورو الیه لعظیم شانهی اینا میدونن که همین محبت الهی است که خدا از اونها انتظار داره المنظور الیه لعظیم شانه باید به این محبت الهی توجه بکنن نگاهشون نظرشون باید به محبت پرانو میدونن باور دونن فانزل دنیا کمنزل نزلتهو سمر تحلتان او کمالن وجدتهو فی منام که فستیقضته و لیسم و اکمنهو شیعون دنیا رو اینجوری در نظر بگیر مثل خانه که یه مدت کتایی درش سکونت کردی و بعدم رفتی دنیا یه منزل مبقته در برابر سرای جافدانه شما اگه توی خانه یه شب بخواید استراحت کنید دل نمی بندید به این خانه دو روز بخواید در یه خانه یه سکان پیدا کنید دل نمی بندید منزل نزلتا او سمرتا کمالن خیلی عجیبه این تعبیر کمالن وجدتا او فی منامه که تو خواب میبینی یه چیزی بهت دادن یه باقی رفتی یه کاخی رفتی یه پسل و مقام خوابه فستقصه از خواب بیدار شدیدی هیچی نیست آدم خواب ببینه پادشاه شده خواب ببینه رئیس شمور شده خواب ببینه که فلان کاخو بهش دادن بعدم از خواب بیدار بشه وَلَیْسَ مَعَكَمْ مِنْهُ شَيُونَ هیچی نیست دنیا اینه اول و آخرش نسبت به سرای جاودانه همین تعبیری حضرت می فرمد این نماز عرب تلکه هادا مثلا خواستم یه مثال برات باشید چرا؟ لعنها انده اهل لبه ولی علم بالله کفی اذلال چون دنیا پیشی کسانی که اهل فکر و دانشن مثل سایه می مانه مثل سایه می مانه چطور در سایه امسان یه مدت کتاهی هست و سایه از بالا سرش عبور می کنه و میره و تمام میشه رشد کردم از این انعایت بفرماییم اون جاودانگی رو با عمر هشتاد ساله واقعا به اندازه یه خواب نیست که انسان خواب دیده و از خواب بیدار میشه اونه تمام اون مقامات و باقها و نمیدونم چیزی که خواب بهش رسیده همه از دست رفته واقعا جاودانگی و آخرت نصر به هفتاد سال هشتاد سال ست سال دنیای ما یه خوابه یا به تعبیر حضرت منزل نزلتا اون رو باید ادامه داره انشاءالله در جلسات بعد محضر مخاطبین عزیز خواهیم بود و السلام علیکم و رحمت الله و برکت