سریف ایرزواک پن وصف بسیار برجسته که در این پنج وصف به اوج و اوج رسیده هست میخواد رسول خدا را تماشا کنید در قاب این پن وصف نما کنید این که تمام شد وارد میشیم به حساسیت های رسول خدا زیبایی اکنین در حساسیت های اون دین هست دین با حساسیتش کجا هست؟ اونقدر این بس وصف یعنی بعضی سراغ چیزهایی میرن که فیان میکنن که دین اون اصول اونایی که قدرت تخریب و اصلاحشون بالاست اونا رو گذاشته رفته سراغ امار فرهین طور نیست اونا رو الان قدمت ازن ازیب کنم اول وصفش ابارت از علم پیغمبه است چون علمش بالاتر از عرش شد اون درقیق قلب مبارکش رو پر علم کرد که در روای تصویر قلب پیغمبه از عرش بالاتر شد به به به با کلمات درست بکنه چی میشه؟ میشه قرآن با این قدرتی که کائنات رو درست کرده هست اگه بخواد یک شخصیت آسمانی بزرگترین فرزند اولاد آدم رو اکبرولد آدم اون رو خال بکنه چی میشه؟ شهرتون خدا یعنی نمادی از قدرت لاحدی خدا هست هم قرآن هم پیغمبر با این استثنائیست چقدر جالب دوامی عبارت است از عقل خدا ست جز کرد عقل رو نویدونوه جزش رو داد به پیران برم امکان نداره یه عمر خرافی در دیگه ما باشه عقلانیت موج میزنه و عقلم العقلو ما عبد به رحمان همه اینسان ها با یه جزه عقل کار خودش نداره میکنن نویدونوه جزه عقل اگر در اختیار کسی باشه آرزوهش چی میشه سوالش چی میشه حساسیتش چی میشه نگاهش یه نگاه دیگه هست اونجوری که او دنیا رو نگاه میکنه به مسائل نگاه میکنه که ما نگاه نمیکنه هر وقت در قرآن شما دیدید خدا روی تاقل دست میزشده نگاه کنید اون مسائل کلان رو مطرح کرده یعنی هر چقدر بنده تر آقل تر هر چقدر آقل تر بنده تر همین طور است یعنی اختزای عقل این از که شما بندی خدا باشید از تمام مملوکیت ها آزاد باشید این میشه عقل سوومی ایبارت است از خوف از مقام حضرت حق این اونقدر عجیب بوده در رسول خدا و اما من خواهد مقام عربی از حیبت خدا اونقدر حالتش عجیب بود عبودیتش اونقدر عجیب بود تسلیم شدنش در برابر خدا اونقدر عجیب بود محسوب بودنش به عظمت خدا این هم در رسول خدا فوقلاده بود به حدی که در خوف به جایی رسید که میگرد از دنیا دو چیز میخوان از دنیای شما اینه که جایی باشم اینه که خایف باشم گرست نباشم گرستم موند گرستم از دنیا رفت و خایف باشم خوفش اونقدر بالا بود عشق چشمش اونقدر عجیب بود که ما نمیتونیم تصور کنیم که چه مقامات که هشت شده بود که رسیب خدا اینقدر میرسید در برابر عظمت حضرت حق و در این با بخواهم صحبت بکنیم باید مفصل صحبت کنیم که معرفت حضرت حیختی محتویت مخصوصا بعد از مراج کلاسای خصوصی که خدا گذاشت همه اینها آیه هایی بود به آیویت های جدید که حضرت رو واقف کرده بود بر اون کنه عظمتی که در خدا بوده است که حتی ملائکن بهش نرسیدند که امیر المومین میگد ملائک همش در یه عبادت حالت هستند یا در رکوه هستند یا در سجده هستند این همه عبادت میکنند لو آینو کنه ما خافی علیه منک اگر اونی که از تو پنهان هست کنه اون پنهان ها رو ملاحقه ببینن نظر و علا انفوزه ولی حق رو اماله ها چرا تحقیم میکنن عبادات خودشون رو که در یه همه در یه حالت همه در یه سجدن یا همه در روپو هن خودشون رو مزمت میکنن تحقیم میکنن که این چه عبادتی بود ما کردیم در برابر این عظمتی که برای ما محجو شد رسول خدا بون کن رسیده بود ولی از این خدا نگرش داشته بود در این عالم امکان بقا نبود در اینجا چون که رسالت اینجایی نبود اما باید رسالت ادامی شد چارمی عبارت است از اخلاقی که حضرت داشته است این نکله علا خلق نزین خدا امزان کرده بعد چهر سال باید فاراد تحصیل بشه کارنامه که دستش داده از این هست انکال اله خلق نظیم نه منیتی داشته نه کبری داشته نه تکبری داشته نه امتیازی داشته نه برای خودش برجستگی درست می کند یعنی دنیا با همه این عظمتش وقتی در نگاه قرآن قلیله خلق پیانبر می شه خلق عظیم یعنی یه وقت اگه کسی زوغ داره کجاها خدا کلمه عظیمو به کار برده هست اونها را اگر نگاه بکنه متوجه میشه یعنی اخلاقش چوری بوده که در سختی ها خودش از همه مقدم بوده در خوشی ها از همه مؤخر بوده در تکریم انسان ها در اطوفت به انسان ها در این که انسان هایی که گرفتار هن خودش و اونها را مقدم کنه بر خودش یه خواب بخواب اگر سابعت کنیم واقعا محشر ریزکاری های رفتار های اجتماعی اونقدر عجیب است که جز از یک شخصیت آسمانی این انتظار ها نیست باز در اخلاق در بین اصافش از درد شوری بوده که خدا میگه ولی یه جدو چی کنه قلزه ای رسول خدا این مشتکین یه خورده در شما یه قلزتی ببینن اونقدر عجیب بوده اخلاق از درد این اوج اطوفت بله یکیشی عرض بکنن بچه ها جلوشی گرفتن گفتن حسن و حسین رو سواره کلیت میکنی ما هم باید سوار میکنی اون وقت حضرت کفت من از این بچه ها برید خونه یه چیزی ببینید تو خونه است تا من خودم رو از این ها بخرم یعنی پیغمبر خاتم خودشون مملوک بچه های کرد خودم رو از این ها بخرم اونو که یه وقتی جوام الکلمه پیامبر رو خوندیم که نفرمایت من پودت دارم با یه جمله یه عالم حرف بزنم گفت بیاری تا من خودم از اینا بخرم چون میدوند که اگر در خصوص بچه ها یه تندخویی داشته باشه این در شخصیت اونها تأثیر داره نگیدین تفلست نماز سری خوند خیلی سری اون وقت گفتن یه رساله ماهده سر چی شد چرا اینجوری نمازتون کردی گفت اما تصمیم اون سراخات سبیش نمیشه نمیشه که بچه داره گریه میکنه آرامش بچه برای من بالاتر هست این هست که با خدا چند کلمه بیشتر رفت بزنم ببینید کجاها را دست پیش میگذاره این خصوصیاتی که رسول خدا در این باب داره در خصوص اطوفت اصلا بخواهیم فقط اطوفتش رو بس بکنیم بله اون وقت میفرمود که بچه رو که یک بار صورت شبه بوسی یه درجه هستش مزد خدا این عبادته عبادت رنگش رو در مسجد نیست یا چهار فرمود که چهار چهار ماه اول که بچه گریم میکنه این اقرار به شهادته چهار ماه دوم شهادته به نبوته و چهار ماه ثوم دعا برای پدر و مادره از این طریقه دعا برای پدر و مادره میخواد پدر و مادر با ملاتفت با آرامش با لذت که ادامه بریم بسرشو سرنره اصابهشو خورد نشده آره آره یا وقتی بچه دست مادره به بوسه دست پدر بوسه رسول خدا در اون سوز گفته مثل این دیگه که اطبیه کعبر و بوسیده است که طبیق بزرگی است تحبیر فوقلاده است گاهی به خاطر این که مثلا یک تبسمی یک تفری لبهایش داشته باشه حضرت افکه هنناس به نسای و سبیان بود افکه هنناس به نسای و سبیان بیشتر شقیه رو با بچه ها داشت میخن دندون ها بیشتر این متایبات رو با خانم ها داشت یک جمله عجیب عجیبی گفته است که نشون میدهیم بخواد امتش با نشات باشه نه امت قفصورده حضرت اصلا بود اولهو ولعبو فینی اکلهو انیرافیکم الگلزه اولهو ولعبو بازی بکنید من نمیخوام که در امت من قلزت دیده بشه با نشات باشید فینی اکلهو انیرافیکم الگلزه الان بعضی مذاهب اسلامی اونقدر قلزتشون بالاست اونقدر تونتخو تا تکن بخوری تکفیرش تا تکن بخوری تکفیر این سیده پیغمبر ماست یعنی پیغمبر آتفه بود پیغمبر آتفه و چون خانوم ها و بچه ها لطیفترن محبتش نسبت به اونا بیشتر بود الان بحث شمید هستن که نسبت به خانوم ها چند سفارش کرده است رفکان بلخواریر محشر این جمله بقیه در مسافرت آواز هدی میخوند یکی از اصحاب که شطرها توم برند در آواز هدی خوندن اون طرف خیلی ماهر بود اونقدر خوب میخوند شطرها صورتشو خیلی زیاد میشد خب مردم مشکل ندارن ولی خانمها چون در سفر امروز پیغمبر بودن وزده میشدن حضرت همون رفقن به قواریر یه آلم حرف داره یه آلم تکلیفت رو روز میکنه بره آقایان قواری یعنی شیشه یعنی رفقن به قواریش کاری نکنید که شیشه شکسته بشه یعنی مثل شیشه هست که شکستنیست با احتیاط حمل بشه یعنی روایت هم هست که اینها مثل ارجون القدیم من ایهانت نیست ارجون القدیم اون چوب کجه که خشک شده که بخواهی راستش کنی میشکنه اون ناظر بر این نیست که به جا جنشون بده یعنی به ترکیبش دست نزنید به ترکیبش دست نزنید اینجوری باید حادیثه محنه کرد بعضی حادیثه میگیرند مثلا محفیست خدا را مطمئن زده تایتولا میانجی این رفاهیت را دونه دونه میابرد توضیح میداد مثلا زن بیوفاست این بیوفایی در برابر مرد نیست اتفاقا مرد خیلی وقتا بیوفاست مثلا زن یه مشکل پیدای کرده مثلا بیماره خواستی اون رفته کار دیگه اما این که میگه زن بیوفاست یعنی اگر یه زمانی خواستی بین مادر که اونم زنه و بین همسر خودت بلاخره تقدم درست کنی مادر کنار نزار مادر هیچ وقت تو رو راه نمی کنه هر بلایم سرش بری تو رو راه نمی کنه مادر مادره دیگه بنابراین مقایسه بین دو زن هست نه بین زن هست حالا این اخلاق رسول خدا چهارمه پسود اخلاق حضرت پنجمی رحمتن للعالمی بود یک پارچ رحمت بود یعنی اهل حیران از چه رحمتی داشته این چی قدام گره رحمتن للعالمی برای همه رحمتش رسیده است برای مشرک برای مومن برای کافر خیرخواه همه بود حتی وقتی مشتکین متوجه شد که قختیست چیزی ندارن پیغام فرستاد گفت مرتع مدینه رو در اختیارتون قرار میدم برای مشتکین نگفت که مشتکین باید بمیره واجب است یعنی ازن کشته میشه اینجوری نمیگفت رئیس غله رو مشتکین مکه گرفتن قضیتش کردن زندانش کردن وقتی اختیارها کردن قسم خورد گفت نمیذارم یه ذره غله وارد مکه میشه یعنی مرگ همه احالی مکه قطیب بود مشتکی از این فرام پیغام فرستاد به اون رئیس غله منطقه گفتی کار نکن به اینها غله بده مشرکه نه ببینید ببینید که وقتی که شکن به شطوره بده شدید چقدر خوست شده اوضاع فرام شده بود گرفته چه رحمتی فورا دستش گرفت باید گفت خدایی بخاطر من غذاب نکنی بر اینا اینا جاهل هست او جرحمت او جرحمت در چشمای دیگران یادتون یه وقتی راجب تشخص صحبت کردی و جالب پیانبر با این که رحمتن للالوین بود پیغمبر قدابود هیچ تشخصی نداشت که بگه من دنبال تشخص نبود یه جمله گفته کمرشکنه هر کسی رو تونه عمل کنه بسم الله خدا اگه بدوند که کسی بین اصحاب خودش برای خودش تمایز درست میکنه یعنی وقتی به اداره وارد شدن بدونن این رئیسه خدا غذاب میکنه وقتی تو بیابون لشکر میخواست هیزون جمع کنه خودشم بلند میشد بگفتم بشین بگفت اگه من بشینم شما کار کنید من میشم متمایز خدا با ما غذاب میکنم مسجده میخواستن درستو کنن فضل سنگ میابرد گفتن شما بشینید گفت اگه من بشینم شما سنگو بیارید شما متمایز الان چقدر تمایزات فستی بلنده های کاظب زندگی موره گرفته بهشدناک چقدر از استطاعتون مو مخارج شدیم چقدر تفاهر غوغا میکنه چقدر تشریفات کمر شکر شده چقدر آداب و رسون زندگی رو فرش کرده این سیره پقمبر ماست و بقیه حضرت فرمود که این از قرآن گرفته خدا میگرد مشتک اگه اومد گفت قرآن رو میخوایم گوش بده مسط جنگ جنگ نگردار قرآن رو بخون و این عدو منر مشتکی نستجاره که فعجه رو حتی اسم کلام الله سمبله پا ممنه بعد که گوشتا چه متصنمان بشه چه نشه اونو جای امنی برسون زالکه بنده هم قوم الله خدا از رو درست میکنه بره مشتکین چقدر فاصله زیاد است وقتی در اهوت دندون شکستر مبارک خون صورت اشتهاقون گفتن نفرین کن هر کس باشه پا دلش خونک بکنه الان ما های خود با کسی درگیر میشیم یه جوری اعتمالا دنبال انتقام و تشفیق خاطر این حضرت قلبش چقدر دوزر بوده گفت ما بایستو لعانا انا ما بایستو دایان و رحمه خدا منو نفرست داده که لحنت کنم همه برن جهنم من میخوام این رو از جهنم نجات بدم مثل نوخ باشم که بلاخره بلا رو بخوام بلا بیاد همه برن جهنم که شیطون بدن اومد از نوخ تشکر گرد گفت کار من راحت کردی حق داری تو زرزم به من که همه رو فرستدی جهنم پیغمبر ما اینجوری تو قصه فتح محکم همینطور بود فتح محکم گفت الیامی اومد مرحمه خواستن انتحام بدیرن اصلا دست و شمشید برده بود چون دهنش بسته بودن مکه نفت کرد دهنش که باز شد گفت لا تو قاتله الا من قاتلکو ما حق جنگ نداره دیگه جنگ تمام شد یه سیز خیلی جالب تو زهن من موندگار شده این فیلم ار رساله مصطفى اقاد فیلم محمد رسول الله اون وقت وقتی پیغمبر وارد مکه میشه ابو صوفیان اینا دارن نگاه میکنن بعد یه کسی میگه که ببین به هیچ خونهی حمله ور نشده از هیچ دیواری بالا نرفته بعد اونجا میگه که ابو صوفیان میگه میگه محمد از هیچ دیواری وارد نمیشود او از راه دلها وارد میشود بسیار عالی خیلی خوب خوشبال همونهای که دلشون و سراسر وجودشون مالا مال از اشق به نبی مکرم اسلام و اهل بیت گرانقدر بزرگبارش متشکرم از توجه و انایتتون و حالا لحظه های پایانی برنامه امروز قراره که برای سلامت اشتعاب کنیم سلامت او که همه ما چشم به راه آمدنش هستیم گفت یک عده ترا کمال مطلق خوندند یک قوم ترا قول موسق خوندند آنان که به عدل عشق میبرزیدند اللهم اقم بهل حق خانده در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید تا دیدار و تا سلام دوباره خیلی ممنون و متشکرم خداوند شما اللهم کل ولی اینک الخجت ابن حسن شلوات که علی و علی آبائی فی هاوه ساعت و فی کل ساعان ولیان و حافظان و قائدان و ناشران و دلیله و عینان حتی تسكنه ارزکا طبعا و تمتعه فيها طبیلا سدایی مندگاه جلوی از جامعه دینی رادیو معارف دریچه این به جمهانه روشنایی و معرفت رادیو معارف سدای فضیلت و فطرت جرعه بیان احادیث کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تا شبد لبریز از تراوت گل آشیانها لبریز از تراوت گل آشیانها بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصان خدمت شنوندگان عزیز رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ما روایات کافی شریف هست کتاب الامانه و کفر باب شست و یکم باب زم دنیا و زهد فیها انوان این باب هست مرحوم کلینی رزوان الله علیه جمعن بیست و پنج روایت در این باب آوردن روایت نونزده هم رو میخانیم از امام صادق صلی اللہ علیه حضرت حدیث رو از خاتم نبی نغم میفرمان پیامبر خدا فرمود مالی ولی دنیا اینما مثلی و مثلها که مثل راکب رفعت لهو شجرتون فی یوم سائف فقال تختها ثم راخه و ترکها رسول خدا تشبیه می فرموین دنیا رو با یه مثلی با یه تشبیهی که این تشبیه تقریبا در کلمات اهل بیت علیه و سلام فراوان آمده تشمیه میفرمان به کسی که در یک روز گرم یه مقداری ساعتی در زیر سایه درختی میخوابه و بعدم راهان میکنه و میره عزیزان انات بفرمه تشمیه تشمیه بسیار بسیار مهمیه بسیار مهمه اگر ما باور کنیم متاسفانه ما باور نداریم یعنی ما چنین نگاهی به دنیا و رابط دنیا با آخرت نداریم این نگاه خیلی کمک میکنه به ما در جلسات قبل هم مکرر ارش کردیم در این انوان باب شسوی کوم گفتیم مهنه زود به این مهنه نیست که ما از دنیا استفاده نکنیم نه امیر معاملان سلام اللہ علیه بیش از همه بیش از همه این رو من با دقت ارز میکنم کسی به اندازی امیر معاملان سلام اللہ علیه در مدینه کار امرانی اقتصادی نخلصانها آبادانی انجام نداده در این حال کسی هم زاهدتر از امیر معمولان ما پیدا نمی کنیم امام صادق صلی اللہ علیه فرمود انا من اکثر اهل مدینت مالن من ایکی از سروتمند تلین مردم مدینه هستم در این حال ما زاهدتر از امام صادق علیه السلام هم در دنیا پیدا نمی کنیم در عصر زمان خودشون ولی از سروتمند تلین مردم دنیا هم بودن پس تمام این روایات این مجموعه پیامش این نیست که ما در دنیا کار نکنیم کشش نکنیم تلاش نکنیم کار امرانی اقتصادی نه مهم همین تعبیره همین تشبیه ایست که رسول خدا فرمودن خیلی زیباست اگه انسان باور بکنه دنیا به آخرت نسبتش همین نسبته ما اصلا درک نمی کنیم جاودانه بودن آخرت رو با این عمر هشتاد ساله نوت ساله بفرمایید ست سال کمتر بیشتر می فرمان شبیه اون انسانیست که در یه مسیلی داره میره یه توقفی می کنه زیر سایه درختی استراحت می کنه بعدم اون درخت رو و اون جایگاه رو راهان می کنه میره هیچ رابطه ای به اون جایگاه و اون درخت نداره استراحتشو کرده یعنی استفاده کرده از همون سایه درخت ما هم در دنیا باید استفاده کنیم ولی رابطه همینه با هم رواهت رو بخونیم فرمود مالی ولی دنیا در بعضی از نسخه هم داره ما انا و دنیا مالی ولی دنیا یعنی من چه ارتباطی با دنیا دارم چه محبتی میتونم به دنیا داشته باشم دنیا چجوری میتونه منو مشغول بکنه انما مثلی و مثلها مثل من و مثل دنیا که مثل راکب مثل اون سواره ایست که رفعت لهو شجرتون فی یومن سایف در یک روز گرم در یک روز تابستانی یا بعضی نسخه ها داره فی سیف یا فی یومن سالف در یک روز گرم تابستانی زیر درختی قرار میگیره درختی رو پیدا میکنه فقال تختها قال همین خواب قیلولهی که فراوان میشه نوید یه نیم روزی یه مدتی استراحت میکنه سم و راخه و ترکه ها بعدم بلند میشه بیدار میشه و این سایه و این درخت رو رهان میکنه نسبت من به دنیا همینه یعنی اینقدر من با دنیا ارتباطم ارتباط محدوده ما باور بکنیم که چین ارتباطی داریم اجازه بدید حدیث بعدی رو هم که باز در همین فضا هست بخونم حدیث بیستوم از امام صادق سلام الله علیه حضرت از پدر بزرگوارشون نقل میفرمون مثل الحریص علد دنیا ببینید اگر شما مجموعه روایات مزمت دنیا رو پیگیری بفرمایید بیشتر رو همین بحث ها هست که ما حرس به دنیا نداشته باشیم بخل از بخشیدن مال دنیا نسبت به دیگران نداشته باشیم همینجا اشاره کنم تو هاشیه تقریبا شاید بیش از چهر پنجاه سال پیش قبل از انقلاب سه چهار نفر از علمای بزرگمار حوضه علمی قوم آیت الله مظاهری آیت الله خرازی آیت الله مستانی آیت الله عراقی آزاده مرمات الله عزمه عراقی یک کار دست جمعی با هم انجام دادن کتابی شد با انوان مبازنه دنیا و آخرت این عربی چاب شده ترجمهشم چاب شده اسمش از اتوازن الاسلامی بین دنیا و آخرت تمام آیات و روایاتی که در مزمت دنیاست تو فصل اول این کتاب آوردن تمام آیاد و روایاتی که در مده دنیاست تو فصل دوم آوردن فصل ثبوت جمع بندی جمعش خلاصه جمع این در بخش ثبوت همین یک کلمه میشی که آقا حریص به دنیا نباشیم وابسته به دنیا نباشیم اسیر دنیا نباشیم دنیا رو منزلگاه جاودانه ندونیم همین تبری که در روایت نوزده هم خوندیم و همین تبری که الان در روایت بیستون میخواییم بخونیم عزیزان اگه خواستن علاوه بریم بیست و پنج روایت کافی شریف محصه مفصل تر رو ببینن مراجعه بفرمون به این کتاب ات توازن الاسلامی بین الدنیا و داخله ترجمه فارسی هم داره حدیث بیستوم امام علیه السلام میفرماد مثل الحریص علی الدنیا که مثل دودت الغز اونی که حریص به دنیاست مثلش مثل کرم ابریشمه کرم ابریشم چه میکنه کلم از دادت علا نفسها لفن هرچی بیشتر دور خودش میپیچه کانه ابعدله ها من الخروج راه خروج خودش رو سختر میکنه حتی تموت غم من حتما عزیزان با کار کرم عبریشم آشنا هستن ای بیشتر تلاش میکنه بیشتر دست و پا میزنه ولی در حقیقت خودش رو از مسیر خروج دور میکنه نزدیک نمیشه دور میشه تا این که در اون پایان راه از غم از دنیا میره کسانی که حریص به دنیا باشن مسئله شون همینه بازم تأکید میکنم ببینید حضرت میفرمون حریص به دنیا در ادامه حضرت فرمودن که کانفیما و از بهی لغمان امام صالح علیه السلام فرمیدی که از موئزه های جناب لغمان حکیم به پسرشون این بود یابونه یا انن ناسقد جمعو قبل کل اولادهم فلم یبقما جمعو کسانی که قبل از تو بودن برای فرزندانشون خیلی سروتها جمع کردن ولی نه اون سروتها باقی موند نه اون فرزندان باقی موندن اینا در حقیقت همش حشداره نه به این معنی که ما برای فرزندانمون کار نکنیم تلاش نکنیم چرا اما همین الان ببینید فرابان ببینیم پدرها و مادرهایی که از سر دلسوزی برای فرزندانشون تلاش میکنن از حلال و حرام امیر مومنان سلامون علیه در نهج البلاقه در خطبه 109 میفرماد انسان در لحظات جان دادن میبینه و حسرت میخوره و ایکی از سختی های جان دادن همینه که میبینه این سروت هایی که از حرام جمع کرده من مشتبهاتها و مسرحاتها تعبیر امیر مومنان اینه سلامون علیه حلال و حرام همه چیزی جمع کرده اما الان لذتش برای وارسه و گرفتاریش برای انسانه اینجا هم حضرت بی فرامو این نناسا قد جمعو قبل که اده قبل از تو برای فرزندانشون برای وارسانشون انبالی جمع کردن ولی لم یبقما جمعو و لم یبقمن جمعوله نه اون سروتها باقیمون نه اون فرزندان اونام یه مدتی از دنیا لذت بردن رفتن ولی بلا و گرفتاریش برای این انسانیست که جمع کرده و انما انت عبدون مستعجرون قد عمرت به عمل و وعدت علیه عجرا تو دنیا عجیری بهد و عده دادن این کارو انجام بده این عجر و پاداشو بهد میدن فعوف عملک وستوف عجر عملت رو کامل انجام بده و عجرت رو دریافت کن و السلام علیکم و رحمت الله و برکت اللهم صل على محمد و آل محمد و عزیزی محمد