در باره تاریخ هست جاهنیت یکی دوتا کتاب رو بهش اشاره میکنم خوادیسی که بر جامعه میگذرند که بعد از گذشته مدتی عنوان تاریخ پیدا میکنند پرسمان پاسخ به پرسشهای تاریخ اسلام قیوه تل اینم قبل با افتخار در خدمت استاد بزرگوارم مجهت الاسلام و المسلمی جنابای دکتر صادقی هستیم و از این برنامه علاوه بر استاد جباری از محضر استاد صادقی هم بهر مند خواهیم شد استاد سلامون علیکم خیلی خوش آمدید خوشحالیم که در خدمت شما هستیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلم محمد و علیه طایبین و طاهرین من در خدمت شما و شنواندگان عزیز سلام عرض میکنم و آرزوی توفیق دارم و امیدوارم مطالبی که اینجا بیان میشه مفید باشه انشالله انشالله به امید خدا در خدمت شنواندگان عزیز برنامه همون هستیم برنامه رو با ایک سؤال تلفونی شروع میکنیم پرسنمان تاریخی بفردی سلام علیکم روز شما به خیل باشه برادر عزیزم توضیح میخواستم در مورد مسئله مهم بلادات مولا حلی علیه السلام در اون کهبه چون این مسئله کمتر پرداخته شده یا حد دقل من کمتر برخورد کردم چند جایی رو که من اومدم تحریک کردم مبرخین اطلاعی همانند تبری و ابن خلدون از این حادثه رد شدن در حالی که یه حادثه بسیار بزرگی برای دنیا افلام هستش خواهش دارم در این خصوص اطلاعات مبسطه گیر رو در اختیار من قرار بدن اکبری هستم از تهران برای شما آرزی سلامتی و سعادت دارم خداحافظ شما خیلی ممنونیم از جناب آقای اکبری از تهران که با برنامه خودشون ارتباط گرفتن لازم به توضیح عرض بکنم خدمت شنبندگان عزیز که این سؤال رو قبلن از جناب مرحوم استاد پیشوایی پرسیده بودن درود و رحمت الهی به روح ایشون و امروز هم خدمت استاد صادقی این سوال رو مطرح میکنیم تا انشالله توضیحات استاد رو بشنویم و جنابای اکبری استفاده کنم به اطلاعات مبسطقی رو به دستشون برسونیم به فهم دستاد در خدمتون هستیم بله خواهش میکنم خب در باری ولاده تعمیر المومینین علیه السلام در خانه کعبه ما گزارش های اندازه کافی داریم که اتمینان حاصل بشه و هم مورخان هم محدثان این رو نقل کردن مثلا مرحوم شیخ مفید در کتاب ارشادش خیلی بر این مسئله احتمام ورزیده غیر از ایشون و قبل از ایشون کتاب تاریخی مروج الزهب و کتاب خب مروج زهب از کتاب های قدیمی و منابع متبر تاریخی هست و باز قبل از اون شاید اخبار مکهی فاکهی اشاره کرده در این موضوع حالا البته برخی هم طبیعیه که مخصوصا کسانی که بر مکتب احل بیت نباشن بعضی مطالب رو کتمان بکنن من نقلی از ابن عبیل حدید اینجا میارم که در باره اون جریان لا فتا الا علی لا سیفا الا زلفقار میگه از استادم پرسیدم که چرا سه ها این رو نقل نکردن حالا چون شنونده عزیز گفتن مثلا تو تاریخ ابن خلدون یا تبری نیست خب تبری خیلی از فضا علی نقل کرده من میتونم اشاره کنم ولی حالا بعضی به طالب هم نقل نکردن منبعشون نقل نکرده یا بالاخره گذینش کردن این رو نمیشه انکار کرد ابن عبل حدید میگه که پرسیدم چرا سحاه در باری این جریان لا سیفه لا زولفغار بیان این روایت رو نیووردن میگه استادم گفت که آیا هرچه صحیح هست در اونجا اومده مگه این طوره خب خیلی مطالب صحیح در اونجا نیمده حالا ما به شنانده عزیزمون عرض میکنیم که بله ممکنه مطالبی باشه که صحیح باشه ولی در تاریخ تبری یا ابن خردون نیامده باشه مطالب تاریخی خیلی زیاد هست حالا البته گذینش کردن روایات مختلفی را آوردن تبایی اتفاقا خیلی روایت فضال احلبیتو میاره اولی مسلمان بودن ازرت رو یوم الانزار رو حتی تبیر حاضر اخی و وسیعی و خلیفتی شجاحت ازرت رو در جنگ ها همین جریان لافتای لاعالی حدیث رایت خیلی مطالب رو میاره ابن خردون البته خوده کم تر ولی ابن خردون هم خیلی برا ما مهم نیست چون متاخر تره تأثیر نگاه فرقی رو هم نباید انکار کرد که برحال همون جور که اشاره کردم بعضی مطالب هست که مربوط به مکتاب اهل بیت هست برخی از مخالفان ممکنه در کتاب هاشون نقل نکرده باشند در صورت این مطلب حالا پرسیدن که در کجاها از کتاب شیعه در ارشاد شیخ مفید در کتاب مروجوز زهب که حالا مسعودی رو هم شیعه میدونن و از کتاب اهل سنت در اخبار مکهی فاکهی و مستدرک حاکم که باز ادعای تواتر کرده و این مسئله در اونجا اومده است خیلی ممنون استاد از سه هاه اهل سنت نام بردید چند تا از مهماشو میتونید بر شنبندگان عزیز ما نام ببرید و حالا کتب روای اصلی شیعه اون چارت کتاب رو هم یه اشاره کتاهی بفرمایید بر شنبندگان عزیزمون خب کتب اصلی شیعه که به ترتیب کافی هست ملایز رولفقی هست مرحوم صدوق که باز اینا متقدم ترند بعد هم دوتا کتابه مرحوم شیخ توسیه استبصار و تحذیب البته اینا خیلی هاش فقهیه ولی بخشای از اصول و اعتقادات و باعث اصلی رو هم داره از اون ساها اهل سنت گرچه ششتا هست ولی مهمترینش سحیه بخاری و سحیه مسلم هست که هم متقدمه و هم عنوان سحیه بهش اطلاق میکنن بقیه عنوان سنن داره سنن ترمزی سنن نسائی که جمعه ششتا میشه خیلی ممنون فرصتی بگیریم در خدمت شنواندگان عزیزمون هستیم این کود شناسایی پرسمان تاریخی سمانه پیامکی رادیو مار ابتدا کود 304 را در متن پیامک وارد کنید و سپس پرسش خود را از کارشناس محترم برنامه بپرسید شنونده عزیزی با شماره 0919 چار شماره آخر 019 سؤال کردن ظاهرن همه افراد سرشناس مکه زمان پیامبر از مکه به مدینه محاجرت کردن سؤال پیش می آید که کدام افراد شناخته شده در مکه ماندند یا از مدینه به مکه برگشتند پس از فتح مکه در خدمت استاذ صادقی هستین خب منظور از افراد سرشناس کیه؟ حالا ایشون فرمودن ظاهران همه افراد سرشناس مکه هجرت کردن بله، اگر منظور مسلمانان سرشناس هست که باید هجرت میکردن چون وزیفه بود و ماندن در مکه یه جوری برگشت از اسلام حساب میشد کمتر فرد شناخته شده ای رو داریم که حضرت نکرده باشه در موعد افرادی هم که حضرت نکردن بحثه مثلا عباس امای پیانبر گاهی گفته میشه که اسلام آورده بوده ولی در مکه مونده ولی گاهی هم گفته میشه که عباسیان بعدها ممکنه دخالت کردن در این که اسلام و عباس رو زودتر بدونن و این که توجیح کنن که حالایشون تقییه میکرده و در مکه مونده که کمک پیانبر بکنه و خبرها رو بشه بده البته به لحاظ این که اموی پیانبر بوده و یک نسب فامیلی داشته گایی کمک پیانبر می کرده مثل این که زیریان احد رو وقتی می خواستن مشرکان راه بیفتن برای زنگ احد عباس ابن عبدالمطلب خبر داد به پیانبر اما این که ایمان داشته باشه الزامن نمی شه یعنی با تردید هست افرادی هم که در کنار ایشون بودن فرزندانش حالا مثلا عبدالله ابن عباس با این که سنش کم بوده حتی اگر مسلمون شده بودن اینها در مکه بودن ابو رافه که بعدها از موالی پیانبر شد و خیلی هم معروف هست ایشون هم مولای عباس بوده یعنی وابسته مولا به منی حالا همیشه کلمه قولام شاید دقیق نباشه در خانه عباس بوده و بعدن میره خدمت پیانبر ایشون هم حتی بعد از زنگ بدر روایات اینجور نشون میده گزارش ها که حتی درگیری داره به ابو لحب و نشون میده که اسلام آورده بوده ایشون چون اختیار از خودش نداشته از موالی بوده در مکه مونده بوده عقیل هم در موردش این بحث ها هست یعنی میخواه از کنم اگر افراد سرشناس با همین بگیم همین چند نفر هم که در باره عباس تردیده واقعا بله ابو رافه هم از موالیه خب عقیل هم برادر امیر المومنین فرزنده ابو طالب ممکنه دیرتر اسلام آورده این ها میگن دیرتر اسلام آوردن شخص دیگری هم که نام میبرن ابو محضوره هست از معذنان پیانبر حالا بلال به عنوان معذن پیانبر مشهوره اما این معذن رو هم گفتن باز در مکه بود کسی دیگر ما چندان نمیشناسیم که واقعا از سرشناسان باشه و در مکه سرشناس مسلمان در هر مکه بله بله حتی داماد پیانبر بود مثلا شوهر جناب زینب که خب ایشون به ذهنته که هنوز مسلمان نشده بود در مکه من قرآن تحکید داره این نلذین توفاهم الملائکه لالمی انفسهم قالو فیما کنتم قالو کننا مستوافین فی الارض قالو علم تکن ارض الله واسعتن فتوحاجر و فیها آخرش میفرماد فاولایکه معواهم جهنم به خاطر این سخگیری که اگر کسی هجرت نکنه و بمیره جایگاهش دوزخ هست کسی نمیمون و دستور این بود که به هر صورت هجرت کنند کسی هم از مدینه حالا قسمت دوم سآلشون این بود که یا از مدینه به مکه برگشتن کسی از مدینه به مکه بر نگشت چون دارالهجره بود باید میموندن میگه حالا افرادی رو نام میبرن که مثلا مرتد شدن که این هم ادهشون انگوش شماره و باز نکته دیگری داریم که لا حجرت بعد الفتح دیگه بعد از فتح مکه دیگه حجرت معنی نداره گرچه برخی رفتن حتی مثلا ابو صوفیان بعد از فتح مکه وقتی مسلمان شد رفت ساکن مدینه هم شد ولی دیگه اون حجرت معنی نداره خیلی متشکرم پرسطی بگیریم از اتاق فرمان در خدمت شنوندگان عزیز برنامه پرسطمان تاریخی هستیم 10-551-329-10-552 با پیشماره 0-25 پرسمان تاریخی شنوانده عزیزی با شماره 0-919-4-42-27 سؤال کردن آیا جعفری کذاب با امام حسن اسکری علیه السلام هر دو از یک مادر بودند؟ بله چون منابع گفتن که امام حادی علیه السلام یک کنیز بیشتر نداشت و فرزندانی هم که داره از همین کنیز هستن از همین مادر هستن هم امام حسین اسکری میشه فرزندش و هم جعفر شاید سوال کننده براش این ابهام بوده که چطور از یک مادر مثل امام حسین اسکری که امام هست متولد میشه و هم شخصیتی مثل جعفر که ما حالا تعبیر کذاب میکنیم و برحال یعنی در واقع با برادرش و فرزند برادرش همراهی نکرد و یا امامت اونها رو تکذیب کرد جواب اینه که خب پدر امام بوده حالا مادر هرکس باشه مهم نیست و این که ابها می کنم ممکنه داشته نه فرزندان اعمی دیگر هم ممکنه بینشون بودن حالا بین ماها جعفر کذاب مشهوره که فکر میکنیم از بین دوازده امام حالا یازده امام فرزندانشون همه صالح و خوب بودن و فقط این جعفر هست نه داشتیم در بین فرزندان دیگر از اهمه که لاقل ابهام هایی در برنامه شون هست حالا نه مثل جعفر ولی در زندگیشون گاهی اشکالات و ابهاماتی هست اتحاماتی هست این که مثلا با افرادی که خیلی صلاحیت ندارن همراه می شدن و حتی ادعای امامت گاهی می کردن با ابهامات و تردیدهایی که در این برمورد هست عجیب نیست که برحال جعفر هم با امام اسکری علیه السلام از یک مادر باشن فرزند امام باشن و این ابهام و اشکال هم در موردشون باشه استاد در مورد این واجه اسکر هم بله اتفاقا اتفاقا ارز بکنم بله خب در عربی که گاف نیست اسکری اصلا معنی نداره ما اسکری میگیم حالا بعضی ها هم اومدن گفتن کلمه اسکر اصلا یه معنی عقیم میده تو فارسی استلاحی اینجوری گفتن داریم و بعضی مخالفان مثلا امام اسکری رو چون فرزندی مخان میگن نداره و امام زمان متولد نشده اسکر میگن این ها احسای لفظی ما در عربی اصلا نداریم اسکر لشکر لشکر این استلاحی که بر عربی شده اسکر یعنی محلی که نظامی هست بله امروز عرب ها حالا عزیزان زیاد عربیین مشرف شدن سفر مشرایه رو میبینن که عرب ها گاف هم استعمال میکنن گاف ها رو الان میگه گاف تلفز میکنن بله حتی مصری ها مثلا مسجد رو یا کلمان جیم رو گایی تبدیل به نزدیک بیا گاف تلفز میکنن این ها لحجه است بگرنه در منابع و در عدویات عربی ما ایجا نداریم که کلمه یه این حروف گچ پشت به اسطلاح تلفز شده باشه اومده باشه بنابراین اسکری همه گر کسی می نویسه جایی به عنوان امام بعد همون اسکری بخونه و می نویسه و چنین تلفز شده خیلی ممنون پس از این ببر حواسمون باشه توی نوشتارمون گفتارمون امام حسن اسکری خیلی ممنونم استاد صادقی فرصتی بگیریم از اتاق فرمان و همراه شنواندگان عزیز از محضر استاد صادقی استفاده میکنیم جناب آقای سید صادات لطف کردن با برنامه خودشون ارتباط گرفتن و سؤال پرسیدن استاد صادقی سلامون علیکم در زمان امام حسین علیه السلام شرعه قاضی چه کسی بود و ویژگی او چه بود و چرا معروف شد خب ما هم سلام ارزم کنیم خدمت شنونده عزیز شرعه ابن حارس کندی یه شخصیست که از زمان خلیفه دوم قضاوت شهر کوفه رو بر احده گرفته کنده از قبائل یمن هست و قبیله شناخته شدهی هست حالا ایشون مسلمان شده اومده و در مدینه بوده بله اشعص کندی هم همیجوره قبیله بزرگ محروفیست و شخصیتهای دارن این شرعیه ابن حارس کندی از زمان خلیفه دوم که میشه قاضی کوفه دیگه مرتب اونجا میمونه با اتفاق امر طولانی هم براش گفتن خب همین که تا زمان امام حسین علیه السلام زنده هست و حتی بعدش این معلوم میشه که حالا یه سن نسالی هم داشته که به قضاوت گمارده شده درست این نشون میده سند بالایی براش گفتن حتی شاید نوید ست سال یه حوله هشت شست سال و اینا مثلا بله پنجاه الى شست سال به قول شما قضاوت داشته خب در زمان خلیفه سبوم هم و حتی زمان خلافت امیر المؤمنین حکمش تنفیز میشه و میمونه در کوفه به عنوان قاضی البته در زمان امیر المؤمنین به حضرت اختلافهای پیدا میکنه بدخی از رفتارهاش و غذاوتهاش برحال مشکل پیدا میکنه اما همچنان هست و دوران معاویه هم تنفیز میشه باز و این نشون میده که در این سالها ایشون قاضی کوفه بوده گرچه حالا در زمان امیر المومنین ممکنه مدت کتاهی از غذاوت برکنار شده باشه ولی بعدن هم بوده در ادامه بعد از دوران معاویه یه خبت و اشکالاتی از ایشون بیشتر سر میزنه حالا بیشتر از دوران امیر المومنین اسمش در گواهان علیه حضور ابن عدی یا حضور ابن اودی نوشته شده وقتی که حضر ابن عدی رو خواستن به شهادت برسونن از یاران امیر المومنین و البته این دیگه جهریان در زمان بعد از حضرت بود و در زمان امامت امام حسن مستبای که حضرت در مدینه بود ولی در کوفه قیام شد که میتونیم این رو قیام اولین قیام شیعه حساب بکنیم قبل از حرکت امام حسن حدود ده سال حول و حشت سال پنجاه بوده ایشونی قیام مختصری میکنه و دستگیر میکنن دوازده چارده نفر رو و برحال میبرن در راه شام اینها رو ششتشون و هفتشون رو به شهادت میرسونن نصفشون رو هم میبخشن برحال این داستانش طولانیه من نمیخوام اون قسمت رو عرض بکنم اسم شرعه در گواهانی که علیه حضر امزا میکنن و میگن که ایشون برحال مستحق اعدام هست و مستحق زندان و اینها اسمش اومده ولی بعدن خودش انکار کرده که اسم ما رو اونجا نوشتن من نمیخواستم اونجا اسم عمر ابن سعد هم هست اولین خطای عمر ابن سعد که سبت شده اینه که اسمش در این گواهان اومده این چون سبت شده و اسمهایی که اومده اونجا میشه افراد رو شناهت سابقشون رو حالا اینجا شوره ادعای کرده که من نبودم و اسم امرو به خاطر شهرتم مثلا به حاطر حالا مسئولیتی که داشته آوردن در دوران زیاد ابن عبیه بوده اما داستان مهمش و یه جور خیانت تبیر میشه در جریان هانی ابن عروه و شهادت مسلم ابن عقیل هست خب بعد از این که پناهگاه مسلم ابن عقیل در کوفه معلوم شد و هانی رو دستگیر کردن هانی مورد شکنجه ابن زیاد واقع شد و سرسورت استخمی شد شرایط خوبی نداشت قبیله او که مزهج گفته می شن یا مزهج قبیله هانی ابن اروه اومدن و یک شورشی کردن یک قیام مختصری انجام دادن پشت دارال اماره که اگر این حرکت ادامه پیدا می کرد چه بسا ابن زیاد سرنگون می شد و مسئله تموم می شد اما اینجا از شوره قاضی استفاده کرد ابن زیاد و به او گفت که بیا نگاه کن ببین هانی ابن عروف زنده است شوره هم اومد دید بله زنده است حالا شکنجه شده حالش بده دستگیر شده اما گفت زنده است گفت همینو برو پشت بام اعلام کن پشت بام دارال اماره اومدن خیلی مردم راه افتاده بودن و داشت یه حرکتی ما گاهی تحبیر میکنیم اگرهای کربلا که اگر اینها اتفاق می افتاد یا نمی افتاد چقدر سحنه عوض می شد و صفه به شکل دیگر اینجا از اون اگرهاست که اگر واقعا این قیام صورت می گرفت چه بسایی ابن زیاد دیگه جایی در کوفه نداشت از موقعیت شرح استفاده کرد که بیاد و بره اونجا و اعلام کنه به مردم مردم هانی ابن اروه زنده است مشکلی نداره من الان پیشش بودم ولی نگه اعلام نکرد نگفت که مجروحه این خیانت رو کرد حرف و قدری راست و قدری به اسطلاح بعضی راست ها رو نگفت این شد که مردم هم رها کردن گفتن خیلی خوب اون حرکت در واقع اینجوری به شکلی سرکوب شد و قبیله هانی رفتن این یکی از خیانت های شرعه در جریان امام حسین و حرکت امام حسین علیه السلام و حضور مسلم در کوفه اما مطلب دیگری گفته میشه در باره شوره که احتمالاً این شنونده عزیزمونم مدنظرش بوده که پرسیده که چه ویژگی داشت و در زمان امام حسین شوره قاضی که بود و چرا معروف شد معروف شدنش حالا غیر از اون قضاوتش در جران امام حسین بخاطر همین جریان خیانتش هست اما یه مطلب دیگهی که گفته میشه و ما همیشه تحکید میکنیم که این درست نیست فتوای قتل امام حسین علیه السلامه خیلی مشهوره خیلی هم میگن حتی بالای منبرها بعضی عزیزان این نکته رو مطرح میکنن این از حدود شاید ست سال هم نیست که مشهور شده در هیچ منبعی نیست که شوره قاضی فتوای قتل امام حسین رو داده باشه این اصلا چنین مطلب نمیتونه درست باشه که کسی بیاد فتوای قتل امام حسین بده و این حرفا در یک کتاب ترجمهی از کتاب مرحوم علامه هلی این اومده و بعضی ها فکر کردن مثلا از قدیمیه در سویده که معلف نمیشه اصلا مترجم اینو آورده و بعضی ها هم در کتاب های همین دوران قاجار به بعد توی کتاباشون آوردن از اون مطالبی که متاسفانه خیلی زودم شهرت گرفته و هیچ منبع درستی نداره بنابراین اشکالات شوره سر جاش هست اما این فتوه قتل امام حسین اصلاً مطلب درستی نیست مرگ ایشون هم حدود سال 72 و غیرون نوشتن یعنی حدود 10 سال بعد از واقعه کربلا خیلی ممنون استا صادقی استفاده کردیم برنامه رو با سؤالی از جناب آقای ستار ابراهیمی از لاهی جان خاتمه میدیم سؤال کردن میخواستم قدری درباره فتح ایران و مسلمان شدن ایرانیان بفرمایید آیا جنگ و کشتار شد و چرا ایران بعد از اسلام به مهد اسلام تبدیل شد؟ در خدمت استاد صادقی هستیم خب موضوع فتح ایران و مسلمان شدن ایرانیان البته بحث مفصلیست خیلی به اجمال ارزم کنم که فوتوحات از دوران خلفای نخست شروع شد و اما مسلمان شدن ایرانیان خیلی طول کشید خیلی ها تصور میکنن مثلا حدود سال بیست قبل از اون بعد از اون این فوتوحات که در ایران انجام شد و ایرانی ها از حکومت ساسانی رها شدن بلا فاصله هم مسلمون شدن از زرتوشتیگریشون دست برداشتن نه چنین نیست ما تا شاید گفته میشه حالا دقیق نمیشه گفت ولی دو قرن سه قرن شاید طول کشیده که مردم ایران مسلمون بشن حتی در بره های خود امویان خیلی مایل نبودن ایرانیان مسلمون بشن برای اینکه جزیه غیر مسلمون ازشون بگیرن منفع اقتصادی داشت منافع اقتصادی به قول شما بله بنابراین تصوری که خیلی از عزیزان هموطن ما دارن که ایران در مثلا نیمه اول قرن اول فت شد خیلی جاها شد البته تای بخش هایی بنابراین همه هم مسلمون شدن نه خیلی طولانی شد حالا مسئله تشعیه که دیگه دورتره یعنی تا قبل از صفویه به تدریج اما مسلمون شدن هم به تدریج بوده اما این که پرسیدن جنگ و کشتا خب طبیعیه بله جنگ و کشتا رو نمیشه انکار کرد در هر حادثهی که به خیلی جنگی بوده و حمله کردن به ایران از هر دو طرف افراد کشته شدن اما این آمارهایی که گاهی گفته میشه و منورهایی که داده میشه بر روی برخی آمار و جنایتهایی که حتی ممکنه در برخی منابع دست اول و قدیمی هم حتی باشه موردخان هم نقل کرده باشند این الزامن درست نیست خب یه گزارشی اومده ولی این مطلب درست نیست و آمارهای بالایی که داده میشه در کل مباحث ما در خیلی از گزارش های تاریخی شما های جباری خودتون مستحضرید و تاریخ به خوبی خوندید که چقدر آمارهایی داده میشه که آدم احساس میکنه اصلا جمعیت در اون زمان نمیتونه این رو بپذیره حالا در باره کشتار ایران هم گاهی آمارهای بالایی که داده میشه نه درست نیست اما اصلش هم در باره مسلمان شدن ایرانیان و هم در دوران صفویه تحول مذهبی و تبدیل شدن به تشعیع و رسمیت تشعیع و گاهی گفته میشه چقدر کشتن صفویان تا ایرانیان مسلمان شیعه شدن نه اونجا هم اصلش رو نمیشه انکار کرد کشتاری بوده افرادی کشته میشدن اما کشتاری که خیلی زیاد باشه نه کلن در این آمارها و جنایاتی که نقل میشه تردید هست شرایط استماعی سیاسی ایران آماده یک تحول بزرگ بود مشکلاتی که حکومت در از مدت ساسانیان و قبل از اون داشتن و هم زعفی که داشتن هم ظلم هایی که می شد مردم دنبال رحایی بودن دنبال یک حتی نیرویی که اونها رو نجات بده خب اسلام اومد برحال صحابه هم کسانی که می اومدن برای فت خیلی هاشون از صحابه پیانبر بودن و یاد گرفته بودن پیانبر بخشنامه هایی که در دوران خودش فرموده بود که به کسی ظلم نکنید به غیر نظامی حمله نکنید اینجور رفتار بکنید اینجور رفتار بکنید اینها رو سعی میکردن عمل بکنن حالا البته بعضی صحابه هم رفتار درستی ممکنه نداشتن در صورت کشتار آنچنانهی نمیشه مطرح کرد حالا مقاله هم در این مورد هست اگر عزیزان باز مایل بودن به عنوان نقد دعای جنایت در جریان فتح ایران از یکی از دوستان ماهای حاجی زاده میتونن این مقاله رو هم بیشتر متعلق کنن خیلی عالی کتاب استاد شاید متحری رو هم که تو این زمین میتونن خدمات متقابل هست قسمت دوم سار رو فراموش نکنیم این که ایران مهد اسلام باشه حالا البته کشورهای مختلفی مسلمان شدن و اونها هم علمهایی دانشمندانی نویسندگانی که کتابهایی در باری مسائل مختلف دانش های مختلف اسلامی از خودشون تولید کردن ما داریم اما ایرانی ها خدمات زیادی در علوم مختلف داشتن این که بگیم فقط ایران مهد اسلام بوده بله اگر بگیم مهد تشعیو درسته مهد اسلام بودن میتونیم بگیم اختصاص نداره ولی ایران به جهت وسطی که داشته ایران قدیم نه ایران امروز ایرانی که بخشی از افغانستان و آسیای میانه و اینها و حتی بخشی از اراق تا مدان جزوش بوده طبیعیه که علمایی هم که ایرانی حساب میشن چه به سایلان دیگه او ایران قدیم مثلا بخواییم حساب بکنیم اونها از جاهای دیگه باشن و یک پیشینه تمدنی که در ایران بود و در خب عربستان به این شکل نبود این باعث شد که آلمان ایرانی تدوین کتب و به ترویز معارف اسلامی بیشتر حمد بگمارند خیلی ممنونم خستنباشید میگم خدمت استاد صادقی بزرگوار که در این برنامه خدمتشون بودیم و هم بنده هم شنواندگان عزیز بسیار آموختیم وجود شما همیشه سلامت باشه استاد و ممنونیم از همراهی شنواندگان خوب برنامه پرسمان که با ارسال نظراتشون سؤالاتشون نسبت به برنامه خودشون لطف دارن و کمک میکنن به غنی تر شدن برنامه تا برنامه بعد همه شما رو به خداوند من نان می سپارم خدا نگه دار و آل محمد و عجل فراجه جلوی از جامعی دینی سبحان الله و الحمد لله