رجحش این است این حدیث آدم به ما کمک میکنه که اون موارد که گفتن که این صحابه درست است که در مرحله اول یک نفر دو نفر این قضیه را دیده شنیده بعد اون صحابه دیگر از پیغمبر سؤال کردن و پیغمبر با اونا جواب داده است قضیه را براشون نر کرده شده متعدد گفتن این نکته به درد میخوره که آه این حدیث انس ابن مالک حدیث تر یک نفره دو نفره آه میگن مثلا چندین نفر صحابه اینجا برای ما معناه میکنه چون میگه ما از امه سلامه که شنیدیم خودمونو از پیغمبر سؤال کردیم و پیغمبر برای ما بیان کرد رضا تعداد رویات میشه این شبیه موارد داریم این نکته یکی به درد میکنه پس این حدیث که ما اینجا داریم که برای این هست و فیل علل انصادقه علیه السلام نزلت حاضه آیت فی النبی و امیر المؤمنین و الحسن و الحسن و فاطمه علیهم السلام فلما قبض الله عزوجل نبیه صلی اللہ علیه وسلم خان امیر المؤمنین سم الحسن سم الحسن بزرگ امامت سم وقع تعویل حاضه آیت و اولو الارحام بعضهم اولا به بعضن فی کتاب الله این آیهی که در سوری مبارک احزاب آیه ششه هست النبی اولا به المؤمنین من انفسهم تعویل این آیه وقع بعد از امام حسین چی بود تعویلش؟ وکان علی ابن الحسین این اهل البیدی که اونجا ذکر شده هست اون مصداقای اولیه وقتن نزول و همونو بودن ولی بعد این ارخام اون اول الارخام یعنی صاخبان رهن که بعضی ها بر بعضی شیطن اولویت دارن این تمام نشد اونجا یعنی اون اول الارخامی که اولا هستن فقط اون چار نفر نبودن بلکه اول الارخامی که اولا هستن از نظر این که به پیغمبر وصلن و مقام ولایت و وسایت دارن امام زنال آبجین هم هست همچنان تابعه هست به اعمیه دیگر کان عریب نلخسن امامن سم جرت فی الام من ولده الاسیه یعنی این تعویل اولو الارحام بعضهم اولا به بعضهم یعنی مستاقهاش در اونها واقع شد فتاعتهم تاعت الله معصیتهم معصیت الله عزیز وجل خب پس بنابراین از نظر روایات ما این دوازده گانه به اضافه تو زهرا مستاقه چه هستن؟ مستاقه آیه تدهیر هستن سبحانه و سبحانه بیان آیت الله سیفی مازندرانی در برنامه تبیان و هده و رحمت و بشران المسلمین ارواحنا و ارواح العالمین در تراب مقدمه الفدا اردو کنم که آیه بلی ختم الله و علا قلوبهم و علا سمعهم و علا ابصارهم و شابه خب ختم رو که ملاحظه فرمودید در لغت گفتن اهل نقاط که ختمه یختم و ختمه ختامن ختامن اینا بر وزن و معنای همون زرب یزربو هست ختمه یعنی زرب مهر زده توجه برمونید ختمه یعنی مهر زدن نمطلق زدن فرق بین ختم و زرب اینه زرب مطلق زدن هست حالا به آلت بشه به ید بشه هرچی بشه ولی ختمه یعنی مهر زدن این زدن هست اما زرب و طب توجه و فرمودی این خصوص اینه اون وقت خب نوعا مور میزنن قدیم میزنن با مقدار گل مور میزنن الان با مقدار ماده پلاستیکی هست مور میزنن توجه و فرمودی ولكن اینا معنای دوغوی معنای سوریه مادیه که متداول بین مردم هست بود و هست اما آیه شریفه اینجا خط خط معنویه یعنی یک تاریکی معنوی و ظلمت بر نفس غالب میشد چیره میشد و این شعاعی دارد شغوقی دارد توجه فرمودید گاهی در فهمه یعنی مطلب رو میشنوه میفهمه خوب هم تفسیر میکنه خوب هم تحریم میکنه خوب هم استلال میکنه بهترین بیان و استلال و تفسیر رو از هر آیه یا هر بیان ممکنه داشته باشه از حکمتی داشته باشد ولكن ازالک همان بهرگیری از این حکمت و از این کلام روچی آقا نداره این مرگایی بر سمعه میشنبه با معانی رو میشنبه زیبا هست ولكن نمیتونه درد بکنه سه قدرت نداره حقائق ملکوتی این تلام ها اون حکمت ها رو چکار بکنه آقا مثلا وقتی که از آلم آفرینش میگه از قدرت خدا میگرد از اجایب خود پروردگار میگرد یا این که از بهش میگرد از جهنم میگرد از عذاب الهی میگرد و اموری رو که شما حکمت هایی که از امیر المومنین ساتا با عده میبینید که حکمت هایی از رسول خدا اینا اخباریست از یک حقائق تکوینی لایت غیر لایت بدل دارن اونا رو برای شما بیان بکنن وقتش ای اصلا درد نمیتوند بکنن اون حقائق رو فقط معانی رو درد میکنن و سلام بعد ممکنه خیلی کتاب هم بنویشد اون حقائق نمیتوند درد بکنن با درون قلبش ازان بکنن تصدیق بکنن اگر تصدیق قلبی بکنن در اون اثر خواهد گذاشت در په اون واقعیت میرد اعمال خودش رو و رفتار خودش رو به گناهی انجام میدهد که با طبق واقع باشد اینجا وقتی که ختم الله علیه و قلوب هم یعنی صاحب قلب انسانی که قلب داره قلب در قرآن به معنی مرکز فهمه مرکز شعوره مرکز ادراف هست وقتی خدا اون مهر معنی بیرون میذاره یعنی پلون پشت میکنه به این معناه که این صاحب این قلب دیگه خودش تمکن نداره و قدرت نداره که بخواد اقای قروشی اقا بفهمه بله قلب مرکز فهمه یعنی به این معناه که قدرت فهم ندارد قدرت ادراک ندارد در واقع این سم هم به این معناه است که آخه انسان وقتی که اشیا رو میخواد درک بکند یه موقع است که نمیبیند نمیشنود خودش تفکر میکند به حقائق میرسند اینا اصلا چنین قدرت و تمکنی ندارن که از طریق تفکر بخوان به حقائق برسند و از آن بکنند هرچند تفکر بکنند تفکرشون در حد همین استلاح است و بس سلام دیگه از اینجا تجاوز نمی کند و به حقائق تکوینی و مدکوتی این چرا که تفکر میکنند نخواهند رسید این یعنی مرکز عقل و ادراک و درک قلب و شرح حاصیت ندارد برای اینها که بخوان حقایق را با تفکر چی آقا بفهمند که قرآن میگرد تفکر بکنید معنایش این نیست که فقط اصلاحات فلسفی و علمی یاد بگیرید که تفکر بکنید این اصلا مقصود خدایت آلانیست تفکر بکنید که به اون حقایق برسید ایمان به اون حقایق بیادید حقاقی ادراک بکنید نه قدرت درک ندارد و گایی هم در شنیدن شنیدن خب انسان نسایه میشنبه دیگه گوشیش میشنبه اما میشنبه با معناه میفهمه با اما نمیتونه اون حقایق که این شنیده شده ها حکایت از اون حقایق ملکوتی دارد اون رو نمیتونه بفهمه توجه فرمودی؟ نمیتونه ادراک بکنه؟ گایی هم دیدنی هست درگ درختان سبز در نظر و حوشیار هر غرقش دفتری از معرفت کردگاره اون انسانهایی که واقعا متعز میشن به اجایب سن فروردگار و در واقع از اجایب سن فروردگار و اینها آیاتی هست به علی الالباب از هر مسنو و از هر پریدهی و از هر مخلوقی فکر بکنن به خالدش به قدرت خالدش و نفسشون خازه میشن و تسلیم قلبی میشن خضوع باطنی پیدا میکنن باور پیدا میکنن ایمان پیدا میکنن به تمام وجود اون قدرتی که این مخلوق رو چی آقا آفریده که خب چطور نمیتونه هیچیک از بشر با تمام علم و دانشی که دارن از اول تا خاتم تا آخر هیچکس لن یخلق و دباب یه مگه هستم نمیتونه بیافر اولین چیزی که انسان فکر بکند همون دوره جبانی این راه در ایچه قلبش به حقاق باز میشد همینه خب این قدرتیست که از جز قدرت ما برای قدرت مادی به بشریت جز این ساخته چی آقا؟ نیست خب همینجور دیدن این مخلوقات و اون حقیقت رو پی بردن پس امین اینه اما فایده این نداره خب هرها این داره یک نکته مهمه که در قشاوتون در رق آورده ببینید ختم الله علا قلوبهم و علا سمعهم درست و علا ابسارهم قشاوتن میبایست باشد چون ببینید علا ابسارهم و علا ابسارهم یعنی ختم علا ابسارهم درسته این از چه جهت ابسارهم قشاوتن میشود یعنی این ختم از حیث پرده بودن غشابه بودن ختمه یعنی ختم از سنخ پرده هست یعنی یک هجابیه ختم علا سمعهی چی بوده ختم علا قلبهی چی بوده این ختم علا افساره همونه این غشابتن یه مفهوله مثلا مطلق هست برای همه این ختمه ها نو این ختمه رو داره بیام می کند اگر قایده باست اینجور بشه در حالی که اینجور رفت دارد این رفت داره رو رفت کردیم که اشاره هست به اختلاف شده در وجه رفعش به وجوه اختلاف کردن یکی از اون وجوه که از هر از تو اکثر میگن دو ما خیلی هم این رو پسندیدیم از قبل همیشه به همین معنی تو زنمان بوده اینست که این حالیه هست زرف یعنی یعنی حال کونهم علا ابصارهم غشابه ختم الله و علا قلوبهم و علا سمهم حال کونهم علا ابصارهم غشابه چرا؟ یعنی میخواد اشاره بکند که این قطعه بر غرب و بر این سم در واقع نتیجه اون قشابه ایست که بر افسارشون هست حالا چطور نتیجه اون قشابه ای که بر افسارشون هست؟ چون اینها از اجایب پروردگار، از آیات پروردگار که دیدن عبرت نگرفتن از این دیده ها اعمالی انجام دادن و سیعاتی انجام دادن تکرار کردن و جنایاتی انجام دادن که این معاصی و سیعاتی که تکرار شده اولین اثر رو در این بسرشون گذاشته یعنی قوه بسیرت رو از اینا گرفته یعنی این که چشم اون چرا که میبیند باید به بسیرت برسد از طریق چشم به حقائق این مرعیات برسد اینا اصلا فکر نکردن در مرعیات خودشون یعنی این مرعیات نیاز به پیانبر ندارد اصلا نیاز به واعظم ندارد همین که انسان عجایب سن رو ببیند واعظ درون انسان رو نصیحت بکند که آقا اینه که میبینید رو کی آفریده چطور آفریده قضیه چیه چرا بشر نمیتونه بره بره بره تا به اینجایی که هر یک ورقی از این برگ درخت برای او یک دفتری از معرفت باز بکنم یا من عرف نفسهو فقط عرف ربه خودش رو که میبینه خودش رو که علم حضوری داره چگونه او رو آفریده اون چرا که او میبینم با علم حضوری او در باره او فکری نمی کند فکر نکرده اندیشه نکرده فلذا منشه تمام این نافهمی ها و عدم ادراک و ختم ها خودش باز منتحی می شد به عدم تفکر افق لکم ولما تعبدون من دون الله افلا تعقلون افلا تفکرون یعنی چی؟ یعنی فی آیات الله ترونه ها می بینید اینها رو آیات پروردگار را ولیکن فکری که باید رو کنید فکر نمی کنید خب این مرعیات اصلا که انسان رو در باره اون به فکر باداری بکند اینا این فکر رو نکردن اصلا تفکر نمی کنن در این باره نمی خواهم فکر بکنن فندزا این موجب می شد که کم کم خب جرعتشون بر معصیت پروردگار زیاد می شد بر گناهان زیاد می شد تکرار می کنن گناهان رو اولین عمری که ناشی میشد این گناهان و اینا از خود این فکر نکردن هست استفاده نکردن از این چشمی که خدای تالا به انسان گذاشته عجایب سن فروردگار رو بگیرد ببیند و تعمل بکند تعمق بکند در آفریدگارش اینا این کار رو نکردن و شهبات و خواستهای نفسانی رو تبعیت کردن و لذتهای نفسانی رو دنبال کردن و گناهان رو تغییب کردن و انجام دادن و ندایی در اون رو پاسخ ندادن این کسرت این گناهان موجب شد که خدای تعالی دیگه اون چرا که قابلیتی که داشتن رو میتونستن از این استفاده بکنن از این چشم و از این بسیرت دیگه این تمکن رو هم از این رو گرفته یعنی یک زمانی بود که این رو تمکن داشتن یک زمانی بود که در عبایل جوانی جوانی هر کسی توقنشو دارد منتش وقتی که توجه نکند تکرار بشه گناهان نتیجه میشد که او بعد از مدتی حتی اون قدرت بسیرد و تفکر هم از دست چی آقا میده اصلا حاضر نیست فکر بکند اصلا نمیتوند فکر بکند به حدی گناهان او رو احاطه کرده که حتی اگر دیگری هم او رو نصیحت بکند باز فایدهی برای او ندارد پس این نفت نداشتن نصیحت دیگری و این سم که میشنود حکمت ها رو از تأثیرش میفتد به خاطر در پای همون بود که اوشون از مرعیات خودش استفاده نکرده و این غشابهی که خدای تالا بر اثر اعمال اینها بردیده بسیرتشون گذاشته نتیجه میشد که ندیگه حکمت ها بود شنیدنی ها بود انبیا و اولیا من لم یجعل لنفسه واعظا فانم واعظا ناسه لن تغنی انهو ابدا کسی که از درون با آنچه را که میبیند تفکر نکند حالا هزارا نفر بیان نصیحتش بکنند فایده ندارد چون او آنچه را که انجام داده از گناهان و بهر نگرفتن از اغل و تفکر این قدرت ادراک رو از دست داده و نه سم باش فایده دارد و نه این قلبش خودرت درک دارد بله بله یعنی از کردیم دیگه یعنی ابتدا انچون از راه مرعیات نباز تفکر بکنن قدرتشو داشتن کانو لهم قلوبون یفقهون به ها داشتن اما بهر نگرفتن از این مرعیات که تفکر بکنن تفکر انجام ندادن این هی ادامه پیدا کرد اون وقت در زمنشم خب اینها معاصی کردن گناهان کردن و اینجور نبود که فرض ابتدا کسانی باشن که بر هوای نفسشون غلبه بکنن نه گناهان هم انجام میدادن خیلی تکرار میکردن در اثر این عدم تفکر و تکرار گناهان این خودش فید اختیاری اینا بوده هم عدم تفکر و هم تکرار گناهان عمده اجباری که نبود که اختیاری اینا بوده این موجب شد که کم کم دیگه اون قابلیت فهمم از اینا چی شد آقا گرفته شده این توانشم از اینا چیه چون این کفران نمند کردم این توان رو استفاده نکردم توان فهم رو در اثر مرعیات نبات فکر بکنن استفاده نکردم عمری رو این گذارده مدت برایی که گذشته کم کم دیگه آقا به جایی رسیدن که دیگه از هر راه دیدنی اونا اهل پند بگیری نبودن این خاصیت رو دست دادن دیگه تکرار کردن گناهانم اومده روش ران علاقلو به هم دیگه قدرت تفکر رو اندیشه رو فهم رو از غلب سر کرده که یعنی خدای تعالی این قدرت فهم رو از اونها سر بیادانی ده به خاطر اون عمالی که انجام دادن خلاصه این آیه مخاطر دهید که اینا این ختم بر سم که توانه ادراک اون واضحیات و مفاهم حکمتهای اندیارو ندارن نمیتونن حقائق این رو درک بکنن و قلب اینها هم قدرت فهم رو ندارن لایفقهون به ها این در اثر اعمال خودشونه در اثر اعمال خودشونه که انجام دادن و خودشون سرد کردن خاصیت اون بصیرت خودشون رو برده این حاصل این هست این اون خود نفس ازد جاره هست و سر اون قوهش هست ارتفاع فرمودید هر دو به معنای همون دیدن مرعیات جسمی هست اما بصیرت نه بصیرت در واقع پی بردن به حقائق این مرعیات هست این مرعیات خودش با شما سخن میگه یعنی اینها شما چون انسان عقل دارد در واقع این کیفیات ساختار وجودی خودش با شما سخن میگه که من رو کی آفریده توجه فرمودید به این معنا که یعنی اینها از این زبان حال موجودات که با اینا سخن می گفتن اینا اعتراض نکردن این سبب وسیلت میکند و السلام علیکم و رحمت الله و رکمت الله محمد و آلی محمد و عجیل فرج آلی محمد ایران صدا تا پنج شمبه نه سی دقیقه سن یک قطر از دریا با موضوع شرح یک آیه در قالب نمایش هر روز ده و چهل و پنج دقیقه تنین و قراءت قرآن کریم همراه با ترجمه گفتاری نمایشی هر روز ساعت پانزده و چهل و پنج دقیقه پانزده و چهل و پنج دقیقه رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت صدای فضیلت و فطرت صبتون به خیر و خوبی و خوشی و سلامتی و سرحالی باشه عزیزان شنونده همونطور که شنیدید تغییراتی در جدول پخش برنامه های رادیو معارف حدود یکی دو هفتهی هست که اتفاق افتاده و تغییرات مصبتی هم بوده از نظر شما همین تغییرات قابل قبول بوده و امیدوارم ما رو همچنان از نظرها پیشنهادها و انتقاداتون بهرمند کنید برای اینکه برنامه ها روز به روز بهتر بشه 025-329-10551 و 329-10552 شماره تلفونهای روابط همی رادیو معارف هست که در اختیار شما 3550 سامانه پیامکی ما امیدوارم از این راه ها استفاده کنید و نظراتون رو به ما منتقل کنید اما در ادامه تا لحظاتی دیگه در برنامه شرح اشتیاغ به میزبانی دعای ندبه میریم سپس ساعت هفت و چهل دقیقه گنج سعادت رو خواهیم شنید ساعت هشت هم طبق روال هر روز خبر سراسری این ساعت تقدیم شما میشه بعد از شنیدن اخبار برنامه قند و نمک رو خواهیم شنید به مدت خدودن یک ساعت ساعت هشت و سی و پنج دقیقه این برنامه آغاز میشه و ساعت نه و سی دقیقه هم برنامه زنده تا جمعه زهور ما رو به مهمونی حضرت ولی از خجت ابن الحسن ارواهونا فداح میبره به امیده اینکه انشالله از منتظران واقعی اون حضرت باشیم برنامه شفا هم ساعت ده و نیم آغاز میشه یک قطر از دریا رو ساعت ده و چهل و پنج دقیق خواهید چنید و کلام امام رو هم ساعت ده و پنج دقیقه سپس به اخبار معارفی ساعت یازده صبح میرسیم انشالله ادامه برنامه ها رو در فرصت مناسب تری خدمتون ارزخواهم کرد که در چه ساعتی پخش میشه و شما از دان هم همراه ما انشالله خواهید بود اما روز جمعه است لحظه های درخواست از خداوند متعال برای ظهور و فرج حضرت ولی اصر و جتب نلحسن ارواه و نافده دست همون رو به دعا بلند میکنیم از خداوند متعال این بزرگ و این مهم رو مسئلت میکنیم در برنامه شرح اشتیاغ همراه با حاج مهدی رسولی اللهم صل على محمد و آل محمد محمد و آل محمد و عجیل فرجه یای هل عزیز مصنع و اهلن الزوم و جناب بزات مزجا فاوفلنا الكائل وتصدق علینا ان الله يجزل وتصدقين جمعه آرام از بست که شمردم بی تو جمعه آرام از بست که شماردم بی تو بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو بس که هر جامعه طلوع آمد و دلگیرم کرد دل به دریای غم و سس پردن بی تو چاره ای کن گره افتاده به کار دل من آه چاریکان گره افتاده به کار دلم من راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو