از آداب انفاق توسط حجت و رسان و المسلمین رفی موضوع امروز برنامه بربال سخن نکاتی قرآنی از آداب انفاق با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر ناصر رفیعی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم الحمد لله رب العالمين والسلام على سيدنا و نبینا عبالغاسم المصطفى محمد و علیه تیبین التاهرین سیما بقیت الله فی الارزین و لعن علیه اعدائهم اعدائ الله اجمعین بحث ما در رابطه با تفسیر آیات نورانی سوره بغرست بحثمون رسیدی به آیه دویست و هفتاد و دویست و هفتاد و یک سوره بغره این دعایه راجب انفاق خدمت به مردم کمک به مردم بار از دوش مردم برداشتن موضوعی که موضوع مورد نیاز جامعه است ما امروز در جامعه افراد زیادی داریم که به دلائلی تو زندگی دوچار مشکلات اقتصادی و مالی هن حالا یا حقوقشون کمه یا دوچار مسائل مربوطه به افضایش قیمتها و تورم شدن اجارهاشون بلا رفته بلاخره در ازدواج دخترشون پسرشون در خرج خانه در خیلی از امور دوچار مشکلن قرآن کریم یکی از وظایفی که گردن همه مردم گذاشته نه فقط سروتمندها انفاقه خدمت به فقراست بار از دوش مردم برداشتن آیاتی که تو قرآن راجب انفاق هست زیاده الان دوتاش اینجا بود آیه دویست و هفتاد و دویست و هفتاد و یک بغره قبل از اینم تو سوره بغره چند تا آیه راجع به انفاق داشتیم تو سوره های مختلف قرآن سخن از کمک به مردم آمده اکثرن شما تو قرآن ببینید ممارزقناهم ینفقون اومده یعنی هرچی خدا بهتون داده انفاق کنید کمک کنید من یه وقت این آیاتو کنار هم چیدم خیلی هم آیست تو قرآن ده تا نکته استفاده کردم اجازه میخوام این ده تا نکته رو برای شما عرض کنم اسمشم میذارم نکات قرآن در باره انفاق اگر یک کسی میخواد به مردم انفاق کنه صدقه بده کمک کنه چه نکاتی رو باید مدد نظر قرار بده البته من ده تا نوشتم ممکنه یک کسی بیست تا بنویسه سی تا بنویسه من اینجا یاد داشت کردم نکات قرآنی در باره انفاق اگر کسی میخواد انفاق کنه صدقه بده کمک کنه باردوشه کسی برداره بلو کم یا زیاد این دهتا نکتر رو اگر توجه کنه اون انفاقش میشه عالی اون انفاقش میشه یک انفاق قرآنی اون انفاقش میشه مورد قبول اجازه بفرمایید من این دهتا رو خدمت شما عرض میکنم یک انفاق باید با اخلاص باشه ما ببینید برای فقیر اخلاص یا عدم اخلاص اونه که پول میده فرقی نمی کنه الان یه فقیری بیاد اینجا مثلا شما پنجا هزار تومن با اخلاص بهش بدی منم پنجا هزار تومن از روی ریا بدم اصلا به خاطر خدا نمی دم از روی ریا می دم برای فقیر فرقی نمی کنه با جفت این پنجای زارتومان ها میتونه خرید کنه این طور نیست که اگه بازار بگن اون پنجا تومن اول چون با اخلاس بوده ما باش جنس میدیم با این پنجا تومن دوم نمیدیم فرق نمی کنه شما به یه دختر خانم میخوایی یه جعیزی یخچال بدی با اخلاس بدی یا از روی ریا بدی برای اون دختر چه فرق میکنه اون مذاره تو برق روشن میکنه غذا میذاره توش مثلا یخطال با اخلاس با یخطال بی اخلاس فرق میکنه کار نمیکنه چه فرق میکنه برای گیرنده فرقی نمیکنه برای دهنده فرق میکنه قرآن میگه مثل الذین ینفقون انواله اونهایی که انفاق میکنن ابتقا امرزات الله برای خدا نه برای این که حالا اسمشون مطرح باشه نه برای این که خودشونو مطرح کنن نبانیده تو رود عرباستی قرار گرفتن واقعا للا انما نتعمکم لوجه لا اونایی که برا خدا انفاق میکنن نمره یه ویجه داره اونی هم که برا غیر خدا انفاق میکنه هیچ عرضشی نداره این سریح قرآنه با این که به شما گفتم برا گیرنده هیچ فرقی نمی کنه اما قرآن می فرماید شما اونی که برا ما انفاق میکنه مثل دانه این که تو زمین میکاری سفت درخت میشه محکم اما اونی که برای ریا انفاق میکنه مثل اون دانهی که رو سنگ سفت بکاری و بارون بیاید ببردش اصلا دانتو ببره پس اولین نکته اینه انسان تو انفاق باید قصدش الهی باشه حالا آقایون میگن حسن فعالی و حسن فائلی کار خوبه کار خیلی با عرضشه شما یخشال دادی به یک دختر خانوم یه مثلا شهریه ایک دانشجورو دادی یا یک مثلا فرشی برای ایک مستمندی خریدی این کار خوبیه اما اگر بگی من اینو لله میدم برای اینکه ثواب ببرم عجر ببرم این عجر داره پس اولین شرط انفاق اخلاس شرط دوم قرآن میگه اجتناب از عذیت ببین جون طرفو به لبش نرسون میخوایی بدی بده همه ایران نفهمن شما یه یخچال به این دادی همه دنیا نفهمن همه فامیل نفهمن که این عروس کومیت امداد مثلا جعیزیه شد داده کومیت امداد یه جوری باید بده که هیچ کس نفهمه فکر کنن باباش خریده عذیت خوب نیست یه وامی میخوایی بده یه کمکی میخوایی به قرآن میگه صدقتونو با منت و عذیت خراب نکنید پس دومین شرطش اینه عذیتش نکنید امیر المومنین فرمود خدمت به کسی میخوای بکنی با سه تا شرط بکن تعجیل با عجله زود بده عجله اینجا خوبه دو تستیر بپوشونش کسی نفهمه و نکته سوام عدم من منت و عذیت پس دومین عدب انفاق ما داریم آداب انفاقو میگیم یک برا خدا باشه دو عذیت نباشه سه منت هم نباشه حالا یه کاری برا پدرت برا مادرت برا خوهرت کردی برا فقیر کردی روایت میگه کسی که کمک کنه و منت بذاره ملعونه نکنه بهتره مثلا نده ببینید روایت داریم کسی به فقران منت بذاره ملعونه مخصوصا اگه پدر و مادر باشه واجب و نفقت و وظیفت کمکشون کنه فرمود کسی منت بذاره بر پدر و مادر یا برادر و خوهر کمکی کرده به عروسیت برادر زادهش اگر منت بذاره از رحمت خدا دوره خدا خیلی بدش میاد این ثومین عدب انفاق منت نگذاری چهارم تحمل سائل ممکنه یه سائلی بیعدب باشه تندی کنه با شما پیغمبر اگرم در مسجد بودن یک کسی آمد گفت به من کمک کن حضرت چیزی نداشت گفت الان چیزی پیشم نیست توحین کرد جسارتی کرد اصحاب بلند شدن بهش بزنن فرمود کارش نداشته باشید نماز خون دستشو گرفت بردش منزل یه شب نگهش داشت کمکشم کرد بعد فردا فرمود برو البته بهش فرمود بیا جلو مردم اصخایی کن نه به خاطر من برای اینکه بعدن گیرت نیورن بهت بزنن بگی بالاخره من اصخایی کردم بالاخره پیغمبر دوتا حق داره یه حق خودش داره یه حقی مردم داره مردم هم مدد عموم هم داره خدا رحمت کنه مرحوم کاشف القطاع از علمای بزرگ ماست ایشون شیخ بود دیگه تو محراب نشسته بود یه سیدی آمد گفت به من کمک کن گفت چیزی ندارم گفت چرا نداری؟ سهم سادات پیش شماست گفت الان چیزی پیشم نیست عصبانی شد اون فقیر آب دهان انداخت به صورت کاشفلقتا کاشفلقتایی که موریداش دورش میگشتن بلند شدن تو صفه نماز بزنن گفت بشینید خودش بلند شد عباشو دست گرفت گفت هر که صورت من رو دوست داره کمک کنید درسته این آب دهان تو صورت من انداخت ولی من خودم برایش جمع میکنم تو صفه نماز گشت یه پولی جمع کرد بهش داد و رفت تحمل سائل بعضی سائل ها خب پر روه تند عصبانی میشه ناسزم هم ممکنه به شما بگه این آیه قرآنه قولن معروف و مقفره خیرن من صدقتن یتباوها عذاب آدم یه حرف خوی با فقیر بگه جمله قشنگی بگه اگرم نمتونه کمکش کنه باش دعوا نکنه اینم یکی از آداب انفاقه پنجم اینو آداب انفاقه چهارتاشو تا اینجا عرض کردم اخلاس پرهیز از آزار پرهیز از منت تهمل سائل و فقیر پنجم اعتدال این سوره فرقانه خدا میفرماید وقتی کمک میکنید به مردم نه صف باشید نه شل و ادم هرچی داره بده خودش فقیر بشه که درست نیست هیچی هم نده درست نیست نه اسراف نه بخل وقتی انفاق میکنید نه اسراف کنید نه اقتار اقتار یعنی صف بودن قرآن میگه اعتدال امام صادق نشسته بود یه فقیری آمد آقا کمکش کرد دومی آمد آقا کمکش کرد سبومی آمد آقا کمکش کرد چهارمی آقا دعاش کرد امان ایشالله خدا کمکت کنید گفتن آقا خب به اینم میدادید فهم بود دیگه برای زن و بچه همه خودم هم خرش دارم من این ستار را انداختم ولی خدا تو قرآن به من میگه تو انفاق هم اصراف نکنید پیغمبر خدا نشسته بود یک آقازاده اومد در خونه شون آقا مادرم منو فرستاده اون پیراهنیتونو تبرج بدید حضرت یه پیراهنی بود روی پیراهنش بپوشید مثل این قبا همین یکی هم بیشتر نداشت حضرت خیلی معخوضه به هیا بوده تا کرد و بهش داد اونم رفت موقع نماز شد پیغمبر نتونست بیاد مسجد لباس رو نداشت نشست تو خانه جبریل آمد آیه نازل شد لا تجعل یه دکه مقلوله لا انوقک ولا تبصدها کل البست پیغمبر نه اینطوری باش دست گردن که به ایش که کمک نکنی نه اینطوری باش یعنی دستی تو آدم اخی دست به گردنش بگیرد این نداره به کسی کمک کنه که دستیش بسته نه اینطوری باش نه اینطوری باش اعتدال میان روی بشم گفتی باید چیز دیگه بگیر برحال تعبیر بنده چفیهی لباس زیری خالا این خودت مخواستی باید مسجد نیاز داشته چرا بهش دادی خدا به پیغمبرش تذکر داد ببین این آیات قرآن من میخانم دقیق کنید ما تو فرهنگ دینیمون همه چیز رو حسابه همه چیز روی معیاره البته بحث ایسار فرق میکنه که همه چیز روی این فرهنگ میکنه که همه چیز روی این فرهنگ میکنه که همه چیز روی این فرهنگ میکنه پس نکته پنجم اینه که تو انفاق باید اعتدال میان روی رعایت بشه آیشم تو سور فرغان نکته ششم قرآن میفرماید انفاق از چیزایی بکنید که دوست دارید کفش کونه ها تو نده پولپاره ها تو نده قضا مونده ها رو نده لن تنال البر رهت تا تنفقو مما توهبون مما توهبون مهمه ابو تلهه انساری از اصحاب رسول قداز یه باقه بسیار خوبی تو مدینه داشت آب داشت درخت داشت پرنده داشت خیلی با صفا بود رسول خدا گایی میمد تو باقش وضوع میگرف سر این آبه وضوع میگرف نشسته بود قرآن میخوند رسید به این آیه لن تنالل بر رهت تا تنفقو مماتوهبون گفت خب من این باقو خیلی دوست دارم این مماتوهبون من اینه همینو انفاق بکنم عمل کرد به آیه بلند شد اومد خدمت پیغمبر گفت یا رسول الله من میخوام به این آیه عمل کنم مماتوهبون من این باقه من اینو خیلی دوست دارم همینو میخوام بده که حضرت فهم اشکال نداره منتها به بستگانت بده اول از فامیل حالا میگم اینم بله هر کدوم از ما یه ممتوهبونی داریم یه وقتی قضای خوبی برای امام سجاد نوشتن جگر بوده جگر گسفندشون دوست داشت بعد مدتی خادم یه جگر گسفندی گرفته کباب کرده و برد خدمت امام سجاد فقیری آمد آقا فهم همینو بهش بدید گفتن آقا چیزا دیگه هم تو خونه هست حالا اینو شما خیلی دوست دارید ما بعد مدتی برای شما درست کردیم فهمید اتفاقا خدا میگه همین که دوست داری بده لن تنال البر رهت تا تنفقوم اما توهبون اما توهبون شما چیه الان ما گوزفند بکشیم اول کدوم قسمت رو خودمون بر میداریم کدوم قسمت رو به فقیر میدیم مهمه اینم نکته ششم گفتم ده تا نکته راجب انفاق من دارم از قرآنم دارم میگم انفاق باید با اخلاس باشه این یک عذیت توش نباشه دو منت توش نباشه سه بد اخلاقی گدا و سائل رو تحمل کنی این چهار اعتدال و میان روی توش باشه این پنج از چیزی که انسان دوست داره باید بده این شش هفتم حلال باشه پاکیزه باشه قرآن کریم می فرماید یا ایوها لذین آمنو انفقو من تیبات ما کسبتو حالا یکی اختلاس کنه بیاد سهم امامم بده به مرجع تقلید مال مردم رو بخوره گران فروشی کنه بیاد یه مسجد هم باش بسازه ما داشتیم کسایی که انفاق میکردن شندید دیگه اون طرف انار میدوزید نانم میدوزید در خونه فقر ها میبرد امام صادق علیه السلام به شما بردید چه کاریتو میکنی؟ اون انفاقی که ثواب داره از مال خودته نه از مال مردم الان بعضی ها تو جامعه متاسفانه این طورن گاهی بیرحمی میکنه گرانفروشی میکنه اموالی کست میکنه خب ده درصد شد میگه باش روزه میخانیم جلسه میگیریم عرض میکنم دوتا فرشم به این مسجد میدیم آقا تو ببین از کجا این سروت رو پیدا کردی حق کی رو خوردی کارخانه داره کارگرش رو حقش رو نمیده او وقت ملیس روزه هم میگیره به مسجد هم کمک میکنه به فقر ها هم کمک میکنه آقا اول وظیفه تو نقل این کارگر رو بدی چمه این نگذاری یه قیمتی روی کالا میاره بالا قیمت رو میبره بالا یا کمه اون کالا میذاره ملیاردی سود میکنه خب برای ست ملیونش هم میگه میدین مثلا وجوهات این وجوهات از کجا اومده از جایی که مال مردم توشه پاکیزه باید باشه انفاق باید پاکیزه باشه امیر المومنین قنات حفر میکرد وقف میکرد خرما میچید امام صادق باقی خرما داشت میچید خودش با کارگراش میدادن در خونه فقران اینم نکته هفتم نکته هشتم توی انفاق اینو همش از قرآن دارم میگم نکته هشتم اولویتسنجیست ما تو انفاق باید اولویت های جامعه رو ببینیم گدا پروری هم نکنیم تمبل پروری نکنیم ادهی رو عادت ندیم به این که کار نکنن تلاش نکنن این خیلی مهمه سیره معصومین ما نشون میده یک کسی آمد خدمت امام ساده بار بر بود یعنی با دستش گاری میبرد یا بار میبرد اومد گفت آقا دستم درد میکند یه نمیتونم کار کنم آقا نفهم خب پس بیاین سد دینا رو بگید یه نمیخواد کار کنی فرمود بارو بذار رو سرد با دستت هواشو بگیر سرد که سالمه که سر قدیم اینطور بود بعضی ها با سر بار میبردن یا با دوشش فرمود بذار روی سرد دستت درد میکنه خب با دستت نگیر نه فرمود برو باشه ما از این به بعد یه مایانه برادن قد میرزیم به حسابت این خیلی مهمه که تو جامعه نکته هشتم این استش که اولویت سنجی اولویت سنجی معناهش اینه که ما بیدیم آقا مثلا الان تو وقف الان اولویت های جامعه تو وقف چیه؟ خب برای امام حسین خیلی ها وقف میکنن الان اکثر وقف کشور مال امام حسین خیلی هم خوبه الحمدلله امام حسین سرش شلوقه شما جاهای مختلفی روزه براش وقف میکنن مقاضه وقف میکنن اما ما چقدر وقف برای آموزش قرآن داریم یکی از این وقف کنه این مؤسسه رو برای آموزش قرآن چقدر وقف برای ودیعه یه مسکن داریم یکی بگیر آمن پنج میلیارد میذارن بانگ اینایی که میخوان خونه رهن کنن ست میلیون وان بگیرن مایی پونسد تومن یه تومن بیارن بده وقف مستودی توی بانگ بذارن یعنی الان اولویت ها یکیش مسکنه یکیش ازدواجه فرزند آوریست اینا مهمه یکی از اون اولویت ها بستگانه قرآن می فرمد اول انفاق رو از زلقربا شروع کنید خیشاوندانتون تو خاله داری امو داری دایی داری امه داری معلومه به اون فقیر اومر شهر نمی رسه اینا رو اول تأمین کن زلقربا و آت زلقربا حقه اینم نکته هشتم دو تا نکته دیگه مون یه سلوات یناعت کنین نکته نهم اینست که در انفاق بدانید بر میگرده مال شمام نیست خدا داده خودشم جاش میذاره حالا یه جا میفرماید ده برابر من جا عبل حسنه فلهو عشر امثاله ها جاش پر میشه شک نکنید شما خودتون امتحان کردید یه چیز رو رد کردید یه روز نشده جاش بهتر از اون اومدید من جا عبل حسنه فلهو عشر امثاله ها تو بعضی از آیات میگه نه بی حساب خداوند جایگزین میکنه انفقومه ما جعلكم مستخلفین افی اینو بدانید این انفاقی که میکنید از شما نیست مال خداست شما که از شکم مادرت نیوردید هر چی داری شما خدا بد داده پس از اونی که خدا بد داده بده بدون جاشم پر میشه اینم نکته نهوم و آخرین نکتهی که دهومین نکتهی که از تو همین آیه 271 استفاده کردیم انفاق هرچی مخفی تر باشه ثوابش بیشتر اصولا عبادت های مخفی ثوابش بیشتره مثلا روزه چرا انقدر ثواب داره چون مخفیه چون روزه نخوردن و نیاشامیدنه کی میفهمه کی روزه از کی روزه نیست یه عبادت مخفیه لذا ثوابش خیلی نماز شب ثوابش خیلیه چرا چون مخفیه غالبا ادم تنهایت خونه میخونه خدا میگه یه نور چشمی برای نماز شب خونه گذاشتم انفاق مخفی هم اینطوره به بعضی هم میگو بده به فلان فامیل ما نگو من دادم این خیلی مهمه ما الان این آدم هایی که بینام و گمنام خدمت میکنن تعدادشون هم کم نیست الحمدلله خیر تو کشور ما زیاده همه جانه میخواد تابلو کنه ببینن اسمشو اصلا نمیدونن این مدرسه رو این ساخته نمیدونن این خدمت رو این کرده این افراد خدا بیشتر دوستشون داره آیش هم الان خوندن فرمود اشکال نداره آشکار انفاق کنید انتوب دوستدقات فن ماهی اما اگه مخفی بدید خدا بیشتر خوشش میاد بیشتر عجر میبرید این دوتا آیهی که مورد بحث قرار دادیم آیه دویست و هفتاد و دویست و هفتادویه که بغره خب همینجا عرض میکنیم در جامعه ما افرادی هستن که دستشون به دوانشون میرسه کنارشون هم فامیل وستگان همسایگانی هستن که گرفتارند اونایی که تواندارند کمک کنند بار بردارند میمانه براشون یک کسی آمد پیش رسول خدا عرض کرده آقا خیلی از مرگ میترسم حضرت امود وضعیت چطوره؟ گفت خیلی خوبه همه چیز دارم درهم دینار گاف گسفند سرودمند بود آقا فرمودن چیزی فرستادی برای پس از مرگت این فاقی کردی سبقه گفت نه آقا فرمود برا همینه که از مرگ میترسه اگر چیزی فرست داده بودی شما اگر معشت خونه داشته باشی که نمیترسه تو ماشین میشینی اونجا پیادشی با تاکسی میگی من برای خونم چون اونجا جا داری آدمی که بلیت نداره جام نداره پولم نداره خب نگرانه تو خیابونهای معشت میمونه نه جا داره نه پول داره نه اما وقتی وسیله داری خونم داری اگه شما چیز رو اونجا یه وقتی یک کسی می آمد خدمت امام صادق می رفت هر سال مکه می آمد خدمت امام صادق قبلش می آمد مدینه چند روز مهمان آقا می شد آقا هم پذیرایش می کرد بعد یک سال می خواست بره حج یه پولی داد به امام صادق او آقا این که نمی شه ما هر سال مزاهم شما بشید یه خونه براماتون مدینه بخرد که ما میخواییم بریم حج یه همین چند روزی که میخواییم بیاییم عمره بریم حج بریم بیاییم تو خونه خودمون دیگه مزاهم شما نشید آقا فرماندن اختیارش با من گو اختیارش با شما من که مدینه رو نمیشناسم هر کجا دوست داشتی برامون بخرد رفت رفت حج و برگشت و اومد خدمت آقا به آقا ارز کرد و خونه خریدید فرموند بله کجا فرموند یه جایی خیلی خوب آقا سنده شاند بیاین سنده شاند نگاه کردید هازا مشترابهی جعفر ابن محمد صادق علیه السلام لفلان این خانه ایست که امام صادق برای فلانی خریده این خانه چهار تا دیوار داره هر خانه چهار تا دیوار داره دیگه الحد دل اول رسول الله دیوار اولش پیغمبر خدا عزیزت محمد صلی اللہ علیه دیوار دومش امیر المومنین دیوار سبومش امام حسن او اقا این چه خانه کجا است فرمود به من وکالت دادی منم پولو دادم به فقرها مستمندان به جاش یه خونه تو بهشت برات خریدم این سندش این کاغذشو بگی برو آقا میدونست این دیگه امسال سال آخر عمرشه دیگه نمیاند همون سالم مرد این دیگه مدینه نمیاد خونه به دردش نمیخوره همون سالم از دنیا رفت دیگه هم نایمد مدینه خودش وسیعت کرد گفت این سند رو با من دفن کنید بذارید تو قبر من این خونه که امام صادق علیه السلام واقعا این طوره اینا اعتقاد میخواد باور میخواد این قصد رو شما هزار بار شنیدید خیلی از ما شنیدید که حسفن قربانی کردن و پی دادن بیرون ردن بیرون ردن بیرون یک کمیشم موند همسر پیغمبر گفت آقا یک کمی موند فرمود نه یک کمیش رفت اونایی که دادیم موند اگر این گسفند چل کلو بود سی و نه کلوشو انفاق کردیم اون موند چون خدا میگه انفاق میمونه و ما عند الله خیران و عبقا اما اینی که آبگوش کردیم و خوردیم این رفت تموم شد خیلی فرقه ها شما نگاه و نگاه کنید اون کسی که میگه این یک کلو گوش موند اون سی و نه کلو رفت با اون کسی که میگه نه این یک کلو رفت اون سی و نه کلو موند نگاه اسلام اینه میگه اون موند نه این با اینا یه مقداری اعتقاد میخواد باور میخواد چون باور های خمی زعیف میشه انسان خب گایی بخل میبرزه دست دیگران رو بگیریم خدا هم دست ما رو میگیره آمد پیش پیغمبر گفت یا رسول الله من میخوام بهترین آدم رو کوره زمین باشم خیر و ناس خیر و ناس حضرت ومود خیر و ناس و نینف و ناس بهترین مردم که از دیگه نفعش به مردم بیشتر میرسه هرچی بیشتر مردم از تو استفاده کنند تو پیش خدا عزیزتری خدا خودش فرموده امام صادق فرمود شما دستتون به ما نمیرسه فرمود فلیس الموالینا شیعان ما پیروان ما رو کمک کنید مثل اینکه به ما کمک کردید انشاءالله خداوند به هممون توفیق خدمترسانی به مردم رو انایت بفرماید خدایی آقابت منو ختمه بخیر کن در ظهور آقامون تاجیل بفرما بیماران جانبازان لباس آفیت بپوشان رهبر عظیم و شعنمون سلامت انایت بفرما اموات و گذشتگان و شهداء و امام عزیز روحشون رو شاد بگردان سلامت و انایت بفرما اللهم صلی علی محمد و آل محمد حکی الفرجت آل محمد آنچه امروز در برنامه بربال سخن چنیدید نقاط قرآنی بود از آداب انفاق با سخنرانی حجتالستان و المسلمین دکتور ناصر رفیعی اللهم صلی