با یک موجود زنده است طبیعتاً سمیعه و بسیره و تکلم میکنه با من دیگه دنبالش همین است که ما وقتی که این حقیقت حی رو که به ما با این نگاهی که وحیست میرسد قدرت تخاطب با موجود زنده در کار است یعنی اگر ما با یه انسانی گفتگو میکنیم من از او سآلی میکنم او تو دایره سآل من با من حرف میزنه نه این که من یه چیزی بخوام او یه چیز دیگری بگه که ربطی به کار من نداشته باشد از موجود هی این بر نمیاد میگن حکیم نیست حکیم اونست که اون دایر تخاطب رو رعایت میکند و مطابق او حرف میزند اگر هم سؤال قلط بوده اصلاح سؤال رو میکند نه بی ربطه با سؤال جواب بدهد لذا اگر ما نگاه من به قرآن زنده بودن قرآن حکمت الهی و حکیم بودن قرآن و قدرت تخاطب ما با قرآن باشد یعنی من حاجاتم رو اون نیازهام رو طلبهام رو ارتباطم رو با قرآن باز که می کنم از هر جای قرآن ارتباط برقرار می شود با این موجود های و او با من گفته گو می کند و من از او تغاظا می کنم و این در دایر وجود من تخاطب صورت می گیرد اینم یه نکته مهم است نکته دیگر این است که اگر اینها رو به ترتیب باور کردیم چون قرآن از ناهیه متلق وجود که خدای سبحان است که کلام خدای سبحان است که هیچ حدی نقرده نازل شده برای ما ما حدود داریم محدودیت داریم همون جوری که در خود قرآن هم می فرمید که انزلم نست سماع ما هست فسالت عودیتون به قدرها که این انزلم نست سماع ما ان قرآن هست که قرآن کریم هست که از جانب اطلاق نازل شده یعنی هیچ حدی ندارد هیچ محدودیتی ندارد از مرتبه بی حدی این داره خبر می دهد اخبار از اونجا هست اما ما چون چشم و گوشمون قلبمون دلمون محدودیت های ادراک داریم در چارچوب روزنه خودمون و فهم خودمون از اون می تونیم بهره ببریم اما اگر این رو فهمیدیم که او اطلاق دارد و ما محدود می فهمیم یک طور برقرار رابطه می شه می گم من اینقدر می فهمم اما او از این بالاتر است راه رو باز می زارم اما اگر یه موقعی من محدودیتم رو حد خودم رو به او سرایت دادم بگم این رو می گوید قرآن این رو می گوید یعنی انحسار می ده بله این رو هم می گه که من الان نیاز دارم اما فقط این رو میگه اگر حد زدن من مثالی بزنم جالبه که وقتی که حاجر سلام الله علیه و اسمائیل سلام الله علیه و ابراهیم خلیل سلام الله علیه گذاشت در حقیقت اون سرزمین قیر زیزر احجاز به تعبیر قرآن به وادن قیر زیزر احجاز که قابل زراعت نبود نبایر بود اصلا قابل زراعت نبود اونجا گذاشت و برگشت خب اون جریان گشتن برای آب و صفا و مربع برفتن و بعد آب از زیر پای اسمایل جوشیدن وقتی حاجر آمد دید این آب داره تو این بیابانی که قطره آب ت و قنیمته اینجا آب داره جاری شده دور این رو حساری چین سنگ چین کرد که این آب هدر نره به تعبیر ما بعد اونجا امام صادق علیه السلام روایتی دارد می فرماید که اگر آجر سلام الله علیه ها دور این آب رو حصار نچیده بود این آب تا روز قیامت تا آخر زمان هم نب و جوشش داشت هم جرائان داشت ولی چون جلوی جرائانش رو گرفت با این حصر کردن جوشش دارد ولی جرائان ندارد کی حد زد یعنی خودمون از اون طرف اطلاقی ببینید مدل اطلاقی اجابت شدن رو ارز خواستم بگانم که دو استفاده نگاه ما یا مثلا مرحوم علامه تبا تبایی زیبا می فرماید که این نلعتیه علا قدر نیه زیل یه بیانی که ایشون دارن می فرماید که ما نیت هامون محدوده اجابت خدا مطابق نیت های ماست اگر نیت هامون رو طوری کردیم که با این که نیازمون محدوده طلبمون محدوده خواستیم اما باور داشتیم که بالاتر از اینم هست اجابت خدا در حد خداست گرفتن ما در حد ماست اگر این باور رو کردیم ما محدود میگیریم اما اون اجابت نامتناهیست اگر این باور رو کردیم اون موقع اونقدری که میگیریم رو حد نمیزنیم به اونی که نازل شده میگیم خدای ما اینقدر رو الان نیاز داشیم اما طلب من متابق اون چیزیست که نامتناهیه اون وقت این رابطه برقرار میماند ببینید ما تو نماز دائمان در سجده و در رکو میگیم سبحان ربیل اعلا و به حمده تسبیح میکنیم خدا رو از حمدمون یعنی حمد یعنی معرفت شناخت خدا رو میگیم خدای ما تو رو شناختیم حمد الهی این است داریم حمدت میکنیم تسبیح یعنی از این حمد خدا رو تسبیح میکنم یعنی این حمد در حد منه نه در حد خدا سبحان الله اما یسفه الا عباد مخلصش فقط حمد عباد مخلص متابق اون چیزیست که خداست چون اونم عباد مخلص هم چیزی دیگه خودشون ندارن یعنی شدن بلنگوی خدا فانی شدن خب این بیان رو برای چی کردم؟ آیات قرآن کریم همش از مرتبه اطلاقه از اون مرتبه بی حدیست نازل شده لذا به هر کسی که میرسه متابق وجود این اجابت او رو به دنبال دارد یعنی اینجوری نیستش که یه اجابت برای همه باشد حتی برای مراتب متفاوت من که با قرآن رابطه برقرار میکنم هر باری متابق نیاز من اجابتی دارد اگر من ظرفیتم بالاتر آمده اجابت بعدی بالاتر است وقتی با این آیه مرتبت میشم اون رو درک میکنن اون مرتبه اگر پایینتر آمده باشد در اثر کوچک شدنم کمتر رو ادراک میکنم اگر این باور نسبت به قرآن صورت بگیرد اون موقع انسان در محضر این عظمت اطلاقی حد خودش رو بر او ساری نمی کند جاری نمی کند نمی زند او رو محدود نمی کند فکر نمی کند که همین قده اینم یه نکته دیگریست که انسان وقتی با قرآن رابطه برقرار می کند جارو باز بگذاره که خدای سبحان اطلاقی صحبت کرده متابق خودش که اطلاق است و این قدری که ما میفهمیم در حد مثل که یه کلامی رو یه کسی حکیمی میگه یه بچه هم داره گوش میکنه اون بچه هم در حد صوت این ممکنه از این استفاده بکنه در حد همین تنین و صدا و در همین نیست همون یه آدم بسیار قوی هم در حد اوج او همین کلام رو استفاده بکنه این توی کلام بشریش حالا ببینید کلام اطلاقیش با این نگاه چقدر مراقبه انسان نسبت به قرآن کریم متفاوت میشه اینم یه نکت هست که نکتی دیگری نست که ما هر چقدر به سمت پیاد شدن قرآن جلو بریم ظهور نزدیکتر میشود یعنی هر چقدر قرآن در زندگی ها بیشتر مطرح بشه زندگی ها قرآنیتر بشود بشاراتی که به ما دادن این هست که در روز زهور امام زمانت جلالله تعالی فرجه و شریف نتق به قرآن ناتق است و صدقه قرآن یعنی حرف که میزند حضرت قرآن او رو تصدیق میکند دائمه یعنی تصدیق قرآن نسبت به نطق حضرت دائمیست قرآن متره است مردم قرآن لذات دارد حتی پیر زنی که در مثلا دورترین نقطه است تو پستو خانش اون هم نسبت به قرآن داره در حقیقت یاد میگیرد و میفهمد و این نسبت با قرآن پیدا کرده اگر این نگاه رو که هر چقدر زندگی ها قرآن بهتر و بیشتر مطرح بشه تو سب که زندگی ما آیات قرآن مطرح باشد زندگی با آیه ها که حالا شروع کردن دو سالی هست شروع کردن این زندگی با آیه ها کم کم به سبک زندگی با قرآن سبک قرآنی زندگی کردن و زیستن شکل بگیرد هر چقدر این تأجیل در فرج هست یعنی انسبا قرآن فرهنگ قرآنی حال مردم رو بگونه ای می کند که اون طلب امام زمان شدید می شود چرا؟ چون که خود قرآن حقیقتش متحده با امام هست در رابطه با این روایت شریف که از دایت الله بهجد بارها این رو می فرمودن و خیلی زوغ می کردن به بیان این روایت شریف که این روایت شریف انیتار کنفیک و مستقلن کتاب الله و اطرتی ایشون می فرمودن این سرشی است چرا سرشی است؟ می فرمودن علتش این است که اگر این سقلن لن یفترقا حتی یردا علی الهوز امکان جدایی ندارن اشنا فردن نه لایفترقا لنیفترقا امکان جدایی ندارن حتی نه جدا نیستن امکان جدایی ندارن لنیفترقا خب در دورانی که قیبت امام باشد آدرس دادن به ما که کجا دنبال امام بگردید لذا کسی که این روایت متواتری که شیعه و سنی هر دو نقل کردن رو باورداشته باشد نسبت به قرآن یقین کند که این روایت تعارف نیست داره راه نشون میده یک نگاه راه بردی برای ما داره ایجاد میکند که اگر این شما رجوع به قرآن بکنید به امام رجوع کردید به امام رجوع بکنید به قرآن رجوع کردید این دوتا متحدن جدا شدنی نیستن پس اگر دست ما به امام زمانمون به ظاهر نمیرسد و کتا هست بریم محضر قرآن پس در محضر قرآن با این نگاه که امام اینجاست با این منظر با این مراقبه که وقتی میخواییم خدمت قرآن برسیم در رابطه با قرآن احساس بکنیم در محضر اماممونم هستیم خب ببینید چه مراقبه این انسان تو این حالت براش ایجاد میشود که بداند الان داره میره به خدمت امامش وقتی میره خدمت امامش و گفتگو با امامش رو داره تو قرآن اون موقعی نگاه دیگر زیبای دیگر ایجاد میشود که قرآن برای ما خیلی کریم خیلی مجید خیلی عزیز می شود یعنی واقعا انسان مشتاق می شود و اگر می بینیم که بعضی از بزرگان مثلا مثل امام در روز چند بار قرآن داشتن قرآن خوندن اونم نه این که هر موقع مثلا وقتشون آزاد شد برن قرآن بخونن وقت خوندن قرآنشون معلوم بود کارهای دیگرشون رو با خوندن قرآن تنظیم می کردن یعنی می گفتن قبل از قرآن بعد از قرآن ساعت قرآن مثل وقت نماز معلوم بود که چه ساعتی چه وقتی داره نما مثل ما که دل ما می خواد قرآن بخونیم اما کارامون رو انجام می دیم هر موقع دیدیم یه وقتی پیدا کردیم یه وقتی شد قرآنم مثلا بخواییم بخونیم این نکته من می خواهم برگردیدی که من در یافت درستی داشته باشم میتونست امثال حضرت امام رضوان الله علیه و بقیه بزرگانی که شنیده ایم میتونستن یه زمانی رو بگذارن موسع مثلا سه ساعت بشینن ده جز قرآن رو تلاوت بفرماین ولی این کار رو نمی کردن دو جز بخانیم یه فاصلهی زمانی درسته؟ بله یعنی این مکرر به محضر رسیدن و مراقبه داشتن مثل نمازی که پنج نوبت در روز قرار داده شده مکرر آمدن انسان رو موحد می کند برای انسان مثل بچهی که باید بهش هی تلقین بکنن یه کلامی رو تا یاد بگیره بگه زبان انسان باز می شود خب اینم یه نکته بود که قرآن با امام متحده است خالا این نکته خیلی روایات زیادی دارد که باب وسیعیست اگر یه موقع شد اشاله جلسه بعدی راجب این و نسبتش با انبیا با روایاتش بیشتر در محضرش خواهیم بود اینشالله پس با این نگاه ما میخواییم به محضر قرآن زندهی که متحده با اماممونه به محضر اماممون هم برسیم و وقتی محضر امام رو به عنوان حی میبینیم گفتگو و رابطه ی زنده شکل میگیره تخاطب شکل میگیره به مقدار باور این رابطه محقق میشود اون وقت به ما گفتن که ابتدا از محکمات شروع کنیم همون جوری که خدای صبحان در قرآن می فرماید که منها آیاتون محکمات و اخرون متشابهات که اما لذین افی قلوبهم زیقون اونها در حقیقت دنبال متشابهات میره پس برای این که زبان قرآن برای ما باز بشه و ما محرم بشیم به قرآن چون قرآن محرم شدن رو میخواد با نامهرمان سخن نمیگه لذا با نامهرمان ساکته حالا نامهرم کیه آیا غیر مؤمن نامهرمه میگه نه غیر مؤمن هم اگر زبان فطرتش باز باشد فطرتش رو بساله خاموش نکرده باشد یعنی به پلیدی ها آراسته نشده باشد به پلیدی ها بساله کدورت پیدان نکرده باشد این کدورت نداشته باشد حتی کافر باشد حتی غیر مؤمن باشد قرآن دایره تخاطبش خودن لناس هست هدایت برای همه هست با زبان فطرت با همه ارتباط برقرار میکند و زبان فطرت زبان همه کانیست همه دارن هیچ کسی نیست که این زبان رو نداشته باشد پس دایره ارتباط قرآن با همه هست همه رو دنبالشون هست نه فقط مؤمنین بله خودن للمتقینم ویجه است خودن للمتقینم هست در حقیقت این که برای متقی هدایتگر است بالاتر میبرش اما از کجا شروع میکنه از خودن لناس شروع میکنه از عموم مردم آغاز میکنه پس مخاطب قرآن همه مردم و انسان ها هستن محدودش نکنیم فقط به مؤمنین اما مؤمنین مخاطب ویجه هستن چنانچه ظهور امام زمان اجلالله تعالی فرج و شریف و آمدن انبیاء همشون مخاطبشون همه مردم بودن مردم رو میخواستن ببرن بالا درست امام زمان میخواد همه رو متعالی کنن بله هر کسی خودشو از این دور کرد جدا شد اختیارن اختیارن خلاص راهشو جدا کن خب او جدا شده اما اونها جدا نمی کند تعبیر خیلی زیباییست در قرآن لیمیز الله خبیص منت منت نمی فرمد لیمیز الله تیب من الخبیس یعنی بدا ردی و سبا میکنه یعنی اونی که خبیسه جدا میشه به قول آجا بباشید دیگه اتش که لخود پاک میکنیم لوبیا تمیز میکنیم ما اون چیزهایی به درد نخور رو بردیدیم از توش یعنی این نگاه که لیمیز الله خبیس من تیب خیلی بشارته جلوی الخبیس جدا میشه یعنی کسی که خباستش ثابت شد او جدا میشه پس اصل در چی هستش؟ اصل در این هست که حتی کسی که شک در خباستش هست میمانند شک در خباستش میمانند که جدا میشه فقط؟ الخبیس الخبیس اونی که خباستش توش ثابت شده پس بقیه میمانند تو دایره ارتباطی مؤمنین و قرآن و اون دایره درقد تیب لیمیزال لاهل خبیس مند تیب بعد دنبالش میفرماید که خبیص رو بعضیش رو بر بعضی قرار میدن تا فیرکمه تا در حقیقت همشون یک جا به صورت محوزت خباست محض خباست در بیان این از این طرفه البته ایمان رو هم خدا به سمت محض ایمان حرکت میدهد که اونجا هم ایمان ها با هم متراکم میشود تا به محض اما دامنه های ایمان ملحقه به اون ایمان محض هست یعنی دامن های ایمان ملحق به ایمان محضن اینجوریست که کسی که ایمان محضون درگیر برزند دور نه بقیه ملحق هن بهش که خیلی زیباست یه نسبت کمی هم حتی اگر حتی اگر نسبت لذا تعبیر در روایت این است که اگر کسی ذره از ایمان در وجودش باشد بالاخره نجات پیدا می کند علتش هم این است که خیلی زیباست در بعضی جاها بزرگان ذکر کردن مثل خاج نصیر توسیبی فرماید که علتش این است که اگر شقاوت بعد از این که آدم از اینجا میره کارهای بد بدیها معاصی از اینجا که میره اگر ذاتی نشده باشه یعنی ذاتش خبیص نشده باشه ولی اعمال بد داشته باشه یه مثلا فشارهای سختیهای اقابهای براش تو مواقف مختلف هست اینا هی زعیف میشه هی تاهر تطیر میشه ازش تطیر میشه و تا جایی که چون امدادم نمیشه دیگه عمل جدید نیست عمل جدید بدی میتونست امدادش کنه قویش عمل جدیدم نیست باعث میشه اینم با این فشارها و سختیهای که پیش میاد کم کم اون ذره ایمان باقی میماند چون متابق فطرته ولی این به صلاح کوهای از بدی به شرطی که ذاتی نشده باشد کم کم زعیف میشه خورد میشود خورد میشود دفت میشود جدا میشود اون ذره ایمان به لخرین رو نجات میده خب اینم نگاه قرآنی که کی میتونه با قرآن رابطه برقرار کند همه میتونن به شرطی که قلخبیس نشده باشه او وقت تو این نگاه هر چقدر ما محرمیت ما به قرآن بیشتر بشه به سمت اطلاق داریم حرکت میکنیم او وقت امامم چون متحده با اونه امام متحده با قرآن به سمت امام داریم حرکت میکنیم جامعه ای که فرهنگ قرآنی توش رواج پیدا کنه به سمت زهور داره حرکت بکنه سپاس گذارم بخاطر این بحث همیق و انیق چشمه ای که میجوشه تنجره هایی رو بازی کنید برای ما برای نگاه بهتر به این کتاب مقدس نورانی کتاب زندگی خیلی سپاس گذارم با شما خداحافظ فردا انشالله اگه زنده باشم میبینم اتون موسیقی دراری احمد و بن علی خلیفته فهم لبو لباب موسیقی شبتون به خیلی باشه اینجا رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت هست و ما تا ساعت 22 برنامه های نووت دوباره پخش روز شمبر رو تقدیم شما عزیزان خواهیم کرد میتونین ما رو همراهی کنید بروی موج FM ردیف 96 مگاه هرتز همچنین میتونین در سریق برنامه کار بردی ایران صدا برنامه هایی که دوست دارید رو به صورت برخط بشنوید از رسانه های مختلف رادیه های سراسری و استانی و همچنین میتونید مثل این برنامه سمت خدا که پخش شد برای شما دریافت کنید برای دیگران ارسال کنید یا خودتون بازشنوایی داشته باشید برنامه بعدی که تقدیمتون میشه جرعه هست جرعه نوشه احادیث کتاب کافی خواهیم بود با کارشنسی حجتالستان و المسلمین حسینی قومی نیایش رو 19 و 30 دقیقه براتون پخش میکنید دعای باران با نوای آقای حیدرزاده و 19 و 40 دقیقه با گنج سادت همراه خواهیم بود دعوت میکنم جرعه رو بشنوید جرعه بیان احادیث کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تا شبد لبریز از تراوت گل آشیانه ها لبریز از تراوت گل آشیانه ها بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت شنوندگان عزیز رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ما روایات کافی شریف هست کتاب الامان و الکفر باب شست و یک انوان این باب هست باب زم دنیا و زهد فیها جمعا مرحوم کلینی رضوان الله علیه بیست و پنج روایت رو در این باب آبردن حدیث بیست و یکم از امام صادق صلی اللہ علیه هست حضرت فرمودن فیما ناجله از زوجله بهی موسی علیه السلام از مناجات هایی که خدای متعال با موسی داشته یکی اینه یا موسی لا ترکن الی دنیا رکون از ظالمین و رکون من اتخذها عبن و اما بارها ارش کردیم این انوان باب اگرچه زم دنیا مزمت دنیا و زهد در دنیا هست ولی به این معنی نیست که ما از دنیا بهره نبریم در دنیا دنبال کار و کوشش و تلاش نباشیم فراوان عزیزان شنیدن که که از بالاترین عبادت ها کسب و کار و تجارت الکاسب و حبیب الله امام صادق علیه السلام وقتی میدن اصحابشون دیر میرن سراغ کسب و کار و بازارشون ناراحت میشدن میفرمودن اغدو الازک اغدو بغین یعنی صبح زود سراغ اززتت برو حتی اززت نمیفرمودن سراغ کار کوشش تلاش بازار نه الازکه اینی کار و کوشش و تلاش عزت معمنه ولی در این حال این 25 روایت و دیگر روایاتی که ما داریم پیامش اینست که دل نبندیم به دنیا خدای متعال به حضرت موسى می فرماد یا موسى لا ترکن الی دنیا رکون از ظالمین مثل ظالم ها به دنیا علاقه نداشته باش رکون ای که از معانیش همین میل قلبی هست ظالم ها چطور دل بسته به دنیا چطور اسیر دنیا چطور آبسته دنیا چطور همه چیز در دنیا خلاصه میبینن چطور وقتی به مرگ میرسن دیگه به لحظات آخر میرسن اوج غم و غستشونه نه تو اینجوری نباش لا ترکنل دنیا میل قلبی تو به دنیا اینجوری نباش اونجوری که ظالم ها میل دارن و رکون من اتخذها ابن و اما ببینید این پیام مهمه میل کسی که دنیا رو به انوان پدر خود حساب کرده مادر خود حساب کرده امیر معاملان سلام و لاله تونه دارن که موازب باشید لا تکنون من ابناء دنیا فرزند دنیا نباشید فرزند آخرت باشید فَإِنَّ كُلَّ وَلَدِنْ سَيُلْ حَقُبُ اُمِّهِ هر فرزندی به مادرش ملحق میشه به پدرش ملحق میشه اگر ما دنیا رو پدر و مادر حساب کردیم خب باید دائمان دنبال دنیا باشیم ما فرزند دنیا نیستیم ما فرزند آخرتیم در این حالی که از دنیا بحره میبریم لا ترکن دقیقا بفرمید لا ترکن الی دنیا نه میل تو میل قلبی تو به دنیا مثل میلی باشه که ظالم ها به دنیا میل دارن و نه رکون من اتخذها میل کسانی که دنیا همه زندگیشونه دنیا پدرشونه دنیا مادرشونه دنیا همه هستیشونه است بعد حضرت می فرمان یا موسا امام صادق علیه السلام فرمزند خدای متعال به حضرت موسا فرمود یا موسا لو وکل تو که الان نفسک لتنظراله ها ادن لغلب علیه که خب دنیا و زهرتها رضوان خدا به روان علامه مجلسی رضاونالله در شرح این روایت در مرآت الاغول فرمودن از این جمله معلوم میشه که زهده در دنیا بدون توفیق پروردگار حاصل نمیشه ما همه چیز از خدای متعال باید بخواییم زندگی زاهدانه میخواییم ولی باز خدای متعال باید ما رو کمک کنه یاموسا لو وکل تو که ایلا نفسک اگه من تو رو به خود ادواق گذار کنم تو به دنیا نگاه کنی یا حواست به دنیا باشه ازن لغلبه علیک ازن لغلبه علیک یا در بعضی از اصخه ها داره لغلبه که حب و دنیا و زهرته اگه من تو رو به خود دعا گذار کنم محبت به دنیا و زینت دنیا بر تو غلبه می کنه معلوم می شه به تعبیر اللامجیسی زبانالله اینجا باید خدا کمک کنه و فراوان شنیده ای که از دعاهای خاتمون نبیین الهی لا تکلنی الا نفسی طرف تا عینن عبد و فراوان این داستان رو شنیده اید شاد که پیامبر خدا در نیمه شب بسر استراحت و ترک کردن مشغول عبادت بودن که از همسران پیامبر سؤال کرد شما که آمورزیدهی لیغفرالکالله ما تقدم مندن بکه و ما تأخر چرا اینقدر مشغول عبادت و ناله و ذکر و دعا و زرجه هستی حضرت فمود افلا اکون عبدن شکورا آیا من بندی سپاسگزاری نباشم بعد به این جمله استناد کردن که برادرم یونس رو خدای متعالیه لحظه به خودش واگذار کرد اون بلایی که نبایی از سرش می آمد آمد لذا اینجا خدای متعالی به موسا می فرمد لو وکل تو که اگه من تو رو به خودت واگذار کنم اون وقت محبت دنیا بر تو غلبه می کنه واقعا از خدا بخواییم تو این مرحله هم خدا به ما کمک کنه یا موسا نافس فی الخیر اهلهو در کارهای خیر نافس دنبال مسابقه باش دنبال سبقت بر دیگران باش منافسه به معنی رغبته به شکل مسابقه است نافس فی الخیر اهلهو سعی کن در کارهای خیر بر دیگران سبقت بگیری و لا تنظر اینو که الى کل مفتونن به ها نگاه نکن به کسانی که فریفته دنیا شدن و مبکلن الى نفسهی کسانی که در دنیا به خودشون واگذار شدن که در اول رواهت آمده بود و علم ان کل فتنتن بد اها خب بود دنیا پناه بر خدا مسابدان هر فتنه آغازش حب دنیا است برای صد و مین بار تکرار میکنیم در طول این جلسات فرابان مکرر ارز کردیم حب دنیا مزمت شده و الا این که انسان در دنیا کار کنه کوشش کنه تلاش کنه و برای آخرت خودش برای دنیا آباد خودش تلاش کنه اشکالی نداره امام صادق علیه السلام به اون شخصی که میگو آقا من نمیدونم بلاخره خدا پرستم یا دنیا پرستم حضر فرمون چه میکنی؟ گو از حلال تهیه میکنم در حلال مصرف میکنم حج خانه خدا میرم سله ارهام دارم به خیشابندانم یعنی رسیدگی میکنم واجبات مالی مامیدم حضر فرمون لیسه حازم مند دنیا این دنیا نیست این آخرته نظر حضر فرمون و علم بدان هر فتنه ای آغازش حب به دنیاست ولاتقبت احدن به کسرت المال به خاطر این که کسی مال زیادی داره به دیگران غبته نخور نه فه انما اکسرت المال تکسر و زنوب لباجه به الحقوق پناه بر خدا فرمون کسی که سروتش زیاده خب میدانید قهرن واجبات فراوان به گردنش هست و بسیاری تو همین واجبات مالی گرفتار میشن و واجبات مالیشون رو انجام نمیدن اگر همه کسانی که مال فراوان دارن سروت فراوان دارن