اگر همچنین قوی هستید، از نیروی زمینی و احوایی شما، نیروی احواییتون قوی است. ولی پلافنده های ما قوی تر از نیروی احوایی شما است. و نیروی زمینی هایتون هم در مقابل با بسیاری های ما هیچ است. این خیلی ناراحت شد. بعد از این بگوید، یالله، کروکی مال پلافنده هایتون رو بدید. گفتم، ولی من چه ماند؟ من دیروز اومدم، امروز هم عصیر شدم. اینجا منم بابرکم گفتم همینه میخوا بابرکم های نه بعدش این مردی که بالا سر ما باسته بود یه تنه درخت هستش بود چنان زد تو این بازه ما و پرچه دی اونورد هر چی میگفته اونا بابر نمیکردن اینها بعد یه مقداری که زد اینا گفتم ولی من چیزی رو نمیمونم میخوا علکی براتون چیزی رو میکشم اونا بعدش شروع کرد پرسیدن این که چند تا لشگر از اینجا بردن شرکت داشتند. یک جزئی کم آورده بودیم اسم گرهانه را هم میگفتیم. گردانه و تیپایینه را هم جز لشگره میشونیم. که اونا حالا باره تر از ما بودند. بعضی هشون گفت مثلا اینکه لشگر نیست. گفتم الان لشگره. گفت چه لشگره تازه تحسیزی. گفتم آره پایروز تحسیز شده. حالا سه چیم از اونجا ما را بردن و یه شب هم تو بسره بودیم بعد از اون سواره اوتوبوس همون کردن بردن همون سمت بغداد که در حین رفتن به بغداد هم دوتا از بچه های ما تو اوتوبوس از زور تشنگی به شهادت رسیدن موسیقی از این دوران و شاهدان اینی هستند و همچنین به آزادگان سرف راست مردان مردی که وقتی از اونها سخن به میان میاد نباید به چشم یک اسیر در سیاه چار یا در سیم خاردار و زنجیر و چاردیواری های مخوف بعثی به اونها نگاه کنید بلکه باید به چشم یک آزاده به اونها نگاه کرد فسانی که در حقیقت آزادترین انسانهای اصر خودشون بودن هیچ وقت روحشون در بند هیچ زنجیری نرفت هرچه شکنجه شدن هرچه آزار دیدن در غربت در هجران در تاریکی گاهی در سلولهای انفرادی شراعتی بود که شما متوجه نمی شدید که افتاق طلوع می کنه یا خرشید قروب می کنه که ای صبح می شه که ای شب می شه نه ساعتی بود نه موبایی بود نه تلفونی بود نه همراهی بود نه خبری از بیرون بود و در چنین شرائطی آزادگان عزیز ما ایستادند و شدن تجلی و مصداق آیات قرآن کریم اینها ایستادگی کردند لذا خداوند روح و رحمت و ریحان و ملائکه خودشو بر اینها نازل کرد هیچ که در طول ایام اصارت اینها احساس تنهایی نکردن که تو این تنهایی مثلا ما بگیم که کسانی بودن در دوران اصارت اینها از شدت جدائی و فراغ و تنهایی به فکر خودکشی افتادند یا مثلا دست از عرضش های خودشون برداشتن گاهی یک رزمنده حاضر بود ساعت ها شکنجه بشه و روزها در اصارت و سلول انفرادی به سر ببره اما کوچکترین توحین رو به اسلام و امام و رحبر و نظام خودش نکنه این نشان از صلابت رزمندگان عزیز داره و امروز چه زیبا زندگی و هماسه آزادگان سرفراز برای همه ما میتونه درسهای بلند و نورانی باشه تو زندگی روزمره به پایان برنامه یه حکایت آزادگی رسیدیم ازتون میخواییم که ما رو از نظرها و پیشناتهای خودتون باخبر کنید 329 10 551 و 2 با پیش شماره 025 و شماره پیامک 30553 تا سلامی دوباره و شنیدن یک خاطره دیگه از آزادگان سرفراز کشورمون در برنامه بعدی حکایت و آزادگی همتون رو به خداونده مهربان می سپاریم التماس دعا و خدا نگهدار میهنم زمین تو به مهر و عشق پرست اقاقیان می دهد در رهد همه هستیم بمانی همیشه سر بلند و همیشه پرست فریاد شادی و آزادی و یه وزیرات و فترات این سهر آرانگه یار کجاست منزل آن مهر عاشق کشه این یار کجاست امان خدا و عبدالعیر هر سر موی مراد با تو هزاران کار است ما کجایی ما ملامتگر بیکار کجاست ما کجایی ما ملامتگر بیکار کجاست بود و متلبه دار جمله محیاص و علی اش بیار محیال و شمند یار کجاست یار کجاست حافظ از باد خزان در چمن در مرنج فکر مغول بفرما فکر مغول بفرما گل بی خواه کجا رادیو ماره گریجهی به جمهانه روشنایی و معرفت جرعه بیان احادیث کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تاشبد لبریز از تراوت گل آشیانها لبریز از تراوت گل آشیانها بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت شنوندگان عزیز راژیو معارف صدای فضیلت و فطرت انبان سخن ماربایات کافی شریف هست کتاب الامانه و کفر باب شست و یکم انبان این باب هست باب زم دنیا و زهد فیها مزمت دنیا و تشویق به زندگی زاهدانه در دنیا همونطوری که قبلن هم گفتیم مزمت دنیا نه به این معنی که ما از دنیا فاصله بگیریم دنبال کسب و کار نباشیم این همه روایات تشویق به کسب و کار و تجارت و مزمت دنیا به معنای دلبستگی دنیا است وابستگی به دنیا این که انسان از هر راهی بخواد دنیا رو به دست بیاورد مجموعا مرحوم کلینی رزمان الله علیه 25 روایت در این باب آوردن روایت 23 هدیث نسبتا طولانی هست از امام صادق صلی اللہ علیه فرمودن کتب امیر المؤمنین علیه السلام الى بعض اصحابه یعظه حضرت نامه نوشتن به بعضی اصحابشون او رو موعظه می کردن این نامه از این قراره اوسی که و نفسی به تقواما لا یخل و معصیته ولا یرجا غیروه ولا غنا الا بهی اولین سفارش در این نامه این است که وسیعت میکنم به تو و خودم به تقوی الهی تقوی من لا تخلو یا لا یخلو خدایی که با این سویجگی معرفی میشود توسط امیر مامنان سلام علیه نافرمانی او روانیست جایز نیست به غیر اونه میتوان امید بست لا یرجا غیروه به هر کسی غیر از خدا امید ببندیم امیدمون بر باده همه ای امیدها باید به پروردگار باشیم ولل غناء الله به بینیازیم جز توسط خداوند به وسیل خداوند نخواهد بود هیچ کسی نمیتواند مشکلات ما رو جز پروردگار برطرف کند اگر دیگرانی هم هستن اینا واسطه هستن لا معثر فی الوجود الا الله همه این واسطه ها برمی گرده به معثر حقیقه یعنی خداوند متعال پس این سفارش اول تقوی داشته باش تقوی رو هم می دانید اگرچه در فارسی در ترجمه ها معنام می کنن به پرهیز تقوی یعنی نگهداری احتفاظ انسان در یه جایی هست بسوسه های شیطانی هم وجود داره اما خودشو حفظ میکنه اونچنان ملکه ایمانش باورهای دینش قویه در این حالی که در زمینی گناه هست ولی فاصله میگیره اما اگر به معنی پرهیز معناه کردیم این اصلا اشتناب ما فاصله بگیریم از زمینی گناه بله اینم خوبه اگر کسانی میبینن نمیتونن تو زمینه های گناه قرار بگیرند و گناه نکنند حتما باید فاصله بگیرند پرهیزکار باشند اجتناب کنند از زمین گناه دور باشند اما درجه مهم و معنای اصلی تقویی اینست که انسان در این حالی که ایجایی هست که زمین گناهه بتونه ایمانش رو حفظ بکند این بالاترین درجه ایمانه دیدید الان ما در تقویی که میخواییم معنا کنیم میگه مثلا آقای دی بودن سنگریزه در دهان میگذشتن برای این که غیبت نکنن خب یعنی اصلا نمیتونه حرف بزنه کسی نتونست حرف بزنه غیبت هم نمی کنه بالاترین زیبایی معنای تقبا و معنای دقیقش همینه که در این حالی که میتباند گناه کنه ولی اون ایمان بهش اجازه نمیده ملک ایمانی مانعش هست کسی که نمیبینه کسی که نمیشنوه این قهرن گناه چشم و گناه گوش رو نداره نه این که بگیم داره و اهل تقواه است تقواه این است که در این حالی که زمین گناه براش هست این بالاترین مقامش هست در این حالی که زمین گناه داره اما از گناه به خاطر اون ملکه ی تقواه و باورهای دینیش فاصله میگیرد البته اشتباه نشید بازم تکرار میکنم اگه ما نرسیده این به اون درجه بالاتر یعنی نرسیدیم به اون درجهی که در زمینه گناه باشیم و فاصله بگیریم زبان ما تکلم داره گوش ما میشنوه چشم ما میبینه در این حال گناه نکنیم مانعی نداره عب نداره بسازم خنجرینی شجز فولاد نه این که چشمشو گر کنه نه اصلا نگاه نکنه نبینه دیدنها رو شنیدنها رو این زمینه ها رو از بین ببره عب نداره اینم یه درجه ایست به هر حال اولین جمعه امیر معاملان سلامون علیه سفارش به تقویز که حدیث ارشگردن مفصلیست انشاءالله در جلسات بعد خواهیم خوند و سلام علیکم و رحمت الله سر کفر و قمعه ایمان ندارم سر کفر و قمعه ایمان ندارم سر کفر و قمعه ایمان ندارم به امید خیالت میدم جان به امید خیالت میدم جان وگر نه طاقت جان ندارم وگر نه طاقت جان ندارم دلم در بند زنف تو سرمه دلم در بند ظرف توست فرمد سر سودای بی پایان ندارم سر سودای بی پایان ندارم سر سودای بی پایان ندارم و هوایی یونزل الغیفه من بعد ما قنف و ینشر رحمتم و هوایی الولی الحمد دعای امام سجاد علیه السلام در طلب باران به گاه خوشکسالی نیایش نوزده همه صحیفه سجادی بسم الله الرحمن الرحیم اللهم از غنال غیث و انشن علینا رحمتک بغیثک المغده من السحاب المنساغ لنبات ارده المون غفی جمیع الافا و منون على عبادک بین آعث ثمرا و احی بلادک ببلوغ زهرا و اشهد ملائکت که الكرام سفرم بسقیم من کنافه دائم قذر و سندر و بلن سریم موسیقی در موسیقی درسته سحابا متراکما هنیان مریعا طبقا مجلجلا غیر ملث ودقه و لا خلب برغو اللهم بسغنا قیثا مغیثا مریعا ممران عریزا واسا غزیرا ترد به النهیز و تجبر به المهیز اللهم از غناص سغیان تسیل منه الذراب وتملع منه الجباب وتفجر به الانهار وتنبت به الاشجار و ترخصو به الاسآره فی جمیع الامثال و تنعشو به البهائمه والخل و تکملو لنا بهی طیبات الرز و تنبتو لنا به الزرع و تدر به اذار و تزیدنا به قوتان الى قوتنا اللهم لا تجعل زله علینا سموما و لا تجعل برده علینا حسوما و لا تجعل سوبه علينا رجوما و لا تجعل ماهو علينا اجاجا اللهم سل على محمد و آل محمد و ارزغنا من برکات السماوات بل از اینکه علا کل شیعه غدید روانه است بر ما بگستر و با رساندن میوه ها بر مندگانت منت گذار و با شکوفائی قنچه ها زمین خود را زنده دار فرشتگان عالی مقام و سامن بخش را حاضر نما و بفرما تا از سوی تو بارانی آورند سودمند و دامن دار با دانه های درشت و پربار با رگبار های تند و بیقرار آنسان که آنچرا مرده است زندگی دوباره دهی و آنچرا از دست رفته است بازگردانی و هرچرا رو ایدنیست برویانی و مردمان را فراوان رو زیدهی با عبری انبوح و شادیاور بیزیان و بیکران و بسی خروشان که نه سیل پدی دارد و نه برقش تنها بفریبد پروردگارا برما بارانی ببار که قهدی زدا و سبزیزا فره بخش و بیکران و فراوان باشد تابا آن قامت گیاهان روینده را استوار سازی و پجمرده ها را سرف رازی خداونده بر ما چنان ببار که از تپه ها آب جاری کنی چاه ها را سرشار سازی جوی ها را روان و درختان را برویانی و در همه شهر ها ارزانی پدیداری چار پایان و مردمان را شادمان داری و روزیهای پاکیزت را بر ما کامل گردانی که اشتگاه های من را برویانی و چهار پایان را پرشیر سازی و بر نیروی من بیفزایی خدایا چنان مکن که سایه آن عبرها بر ما باد سوزان شبد و سرمایش گزنده و شون گردد و چنان مباد که بارانش را برای ما چون کیفر سنگ باران سازی و آبش را در کام ما تلخ و ناگوار گردانی بار خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و برکات زمین و آسمان را به ما ارزامی دار که بی گمان تو بر هر کار توانا اللهم صلی علی محمد و آل محمد اللهم صل على محمد و آل محمد و اوه که از بعد ما قنف و رحمت رو نزده دهد و هوا الولی الحمد اللهم سلالا محمد و علی محمد باران بهارانی شاد و چمن آرایی بیروی تو دلخونم گل راز چه بنوازم باران بهارانی شاد و چمن آرایی رشک مه و مهری تو ای آیت زیبایی تا روی کنی پنهان با یاد تو دم سازم هر لحظه زبان من شد نغمگر نامت بس شونه که برخی زد از آتش آوازم تا داد سخنهایت جانا پر پربازم با یاد گل رویت با غیر نپردازم با غیر نپردازم باران بحارانی شاد و جمن آرایی بیروی تو دلخونم گل راز چه بنوازم باران بحارانی شاد و جمن آرایی رشک مه و مهری تو ای آیت زیبایی تا روی کنی پنهان با یاد تو دن سازم