بودن که به اصطلاح سروتمند بودن و شکاف طبقاتی مثلا در اونجا اونطور معنا شده بودد و اینها اونایی که مرتبط با حکومت بودن شاخ بودن و اینها در حقیقت از این وضعیت مناسب برخورده بودن خونه های ویلایی داشتن جاهای ویلایی داشتن و زندگی امثال شخص بنده زندگی در همون حد متوسط هست هست و همون حد متوسط وجود دارد و اینها یعنی در حقیقت نه جایی ویلایی داریم هیچ چیزی در حقیقت مازاد در اون اقلیات حتی مثلا الان من ماشینی به نام خودم ندارم یعنی همین ماشین به عنوان مسئول هستیم و اینها در اختیار هست و اونها شبها ماشین رو میبرن میارن تو همین مجموع و اینها داماد ما چرا ماشین داره ولی من خودم شخصا ماشین ندارم اینها سعی کردیم که در حقیقت این زندگی رو تو این حد متوسط نگه داریم از پخت پز و خوردن غذاب و و ساده زیستی ساده خوردن و این چیزها رو سعی کردیم شاید هم به نسب بعضی ها که بلاخره هنوز این امکانات رو نداشته باشن ما وضعیت ما خیلی بهتر از اونها باشه خیلی بهتر از اونها باشه آیت الله رمزانی گیلانی از دوران کودکی علاقه بسیاری به کتاب و متعلقه داشت او به جهت متعلقه فرابان در پاسخوی به پرسش های دیگران موفقیت های چشمگیری داشت من او وقتا خیلی متعلقه می کردم خصوصا بعد از انقلاب چون انقلابشو من 14 سال داشتم تقریبا همون 14 سال، 14 سال نیم اینا بودم ولی بعد از اون وقتی که تو فضای مسجد و اینا قرار گرفتن خیلی خیلی به متعلق من شدم خیلی داستانهای پیانبران رو میخوندیم قلمه ها رو میخوندیم گاهی کتاب های مختلف دراتهای جوانان نوشته شده بود اونها رو متعلقه میکردیم علاقه شدید به کتاب داشتیم و خود بخود خیلی از سالاتی رو که دیگران میکردن ما پاسخ میدادیم و اهل متعلقه بودیم بعد کم کم این جیان چیرکای فدایی منافقین خلق و این هم که بجور بجور آمده بودد و این ها ما کم کم با این هم بحث می کردیم و لازمی بحث کردن این بوده که ما باید خودمون رو محیام می کردیم برای بحث مطالعه می کردیم و خود به خود وقتی که مثلا می گفتن بحث می گفتن فلانی بیاد دی کمی بحث بکنه با این ها و وقتی که کتاب می خوندیم قصه ها رو می گفتیم یا حدیث می گفتیم در جاهای دیگه استفاده می کردیم خود به خود اصلا انسان گویا این که تو این مسیر داره جهد داده می شه که باید گوینده بشه باید حرف بزنه چون اونا دارن گوش می کنند یعنی این مسیر بوده و حتی من یادم هست من در دوره دبیرستان خیلی جالب هستم می شه سال مثلا ارسالت که پنجام نو شست و سن یه مدیری داشتیم بنابرای آقای نیازمت ها زگی فوت کرد آدم متدیگی بود خیلی متدیگی اصلا خانوادشون خانوادهی اصلا بچه های انقلاب هستن برادر و برادرزاده هاشون من در اونجا امام جماعت شده بودم یعنی اوورکوت داشتم اون وقته یه اوورکوتی هم میپوشیدن از این اوورکوت ایرانی رو میپوشیدیم اینها خیلی اکس هم باشده دادم حتی من یادم هست که یه زبان همین اوورکوت رو روی من پشیده بودم تو زندان رفته بودم از طرف مهم آقای شرفی اونجا سخنلانی می کردم اکسشم دارم اینا اکس این به اسطلاح سخنلانی برای زندانیان رو که در اونجا رفته بودیم بخوادر همین مطالعات و حتی من همون زمان تو محله خودمون منبر می رفتم بعد دیگه کم کم عبا گذاشته بودیم اینا تو مسجدم یه آقای امام جماعت ما بود الان در غیر حیات هست تو همون رازی تو قاسمیه گاهی ایشون که نمی آمد میگو فلانی نماز بخاند فلانی نماز بخاند احساس میکردن یه مسئولیتی داره متوجه من میشه یعنی ایشون وقتی که میگه من نماز بخانم معلومه که منو قبول داره و معلومه که یک سلاحیت هایی رو در من میبینه از این روحانی که من وارد مجلس میشم ایشون از منبر کاملا میسته یعنی وقت وارد مجلس که شدم دیدم کاملا در حال سخنانی بود استاد احترام کرد از اون وقت به ما این علاقه را داشت بعد من این عبایی گرفته بودم از یه روحانی به نام آقای معده پور اون روحانی اون عباره که به من داد من صبح های ماه ها مارک رمزان چون دیگه ما رمزان مدارس تحتیل بوده در اینها تو محل خودمون که بودیم نماز جماعت رو ما میرفتیم این سال مثلا 62، 63، 61 نماز جماعت اونجا رو ما میخواندیم پیره مردم میامدن، جوانا میامدن، اونام ما رو قبول داشتن اینها یکی از مباحث مهم در حوضه ی آموزش و پرورش نوع رفتار با دانش آموزان است در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی رفتار نظام آموزشی با دانش آموزان بیشتر جنبه تنویهی داشت اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی این نگاه اصلاح شد آیت الله رزا رمزانی از دو نظام تربیتی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی میگوید من خاطرم هست حالا دوران کدکی رو که میگید این دیگه بیشتر برمیگرده به اون ابتدائی و راه نمایی و دیدم خیلی ها کتک میخوردن تو بین آدم های شیطان هم تو کلاس بودیم افرادی که خیلی شیطان بودن عذیب می کردن اینها لذا مدیران و اونایی که نازم مدرسه بودن و گاهی معلم بودن در کلاس یکی از راه های تنبیه رو همین تنبیه بدنی می دانستن تنبیه می کردن گاهی اینها تشر می دادن دعوا می کردن بیرون می کردن اخراج می کردن ولذا اینا ساکت می شدن میترسیدن چون اگر اینها رو به این تاریخ ساکت نمی کردن اصلا مختل می کردن کلاس رو مدرسه رو و به همین جهت از اینها میترسیدن و حساب باشد اینها آدم های قدرتمندی بودن چون قدرتمند بودن در مقابل اینها هم نمیتونستن به اینستن به مقابله بکنن شاید به اختضای اون زمان حالا چون خودم به اصطلاح تو حالا حوضه های تربیتی یه سری متعلاعاتی دارم کارهایی دارم شاید حالا شاید ایک از تخصصهایی که هست تو همین حوضای تربیتی باشد و اینها تنبیه رو همیشه یک عمر مغلوب میدانم نه خالب تو عرصه تربیتی اونی که باید تو عرصه تربیتی بیشتر مرد نظر مربی قرار بگیره باید تشفیق باشه و راه نمایی باشه اون وقتا خیلی ما راه نمایی نمیدیدیم یعنی این طور بیا دلسوزانه بنشینه حرف بزنه به عنوان یک مشاور امین اون زمان اصلا مشاور نبوده اصلا مشاور در مدارس نبوده راحتمان خودتونم یادتون هست اصلا مشاور در مدارس نبوده لاغل تو زمان ما نبود قطعا دوری قبل از ما هم تو این مدرسه های امومی اینجور چیزا اصلا نبوده که بیان مثلا مشورت بدن یا مثلا گاهی تذکرات لازم رو بدن و امسال زنگوینام اونا به خاطر این که گاهی از نقی تو مدارس میدیدن که دو نفر هستن که اختلال وارد کردن در فضای مدرسه و دران مدرسه رو به اصطلاح به آشوب میکشن گاهی مجبور میشدن که اینها رو تنبیه بدنی داشته باشن ولی تنبیه بدنی در حقیقت در عمر تربیتی امروز با توجه به شرایطی رو که داریم پاسخگونیست ما باید تمام تلاش ما با تشفیق و موئزه و پند و راه نمائی و مشورت و مشورت دادن باشد و اینها ما باید متناسب با شرائط امروز هم در حوضه های آموزشی متناسب با فضا کتاب آموزشی رشته باشیم که بتونه پاسخگو باشد و اینها هم تو حوضه های تربیتی امروز خب معبولت تحصیب داریم امروز بلاخره مربی هست امروز مشورت هست امروز خیلی کارهایی انجام دادن حالا به این استاندارد ها ما نرسیدیم خیلی فاصله داریم با استاندارد هایی رو که تو حضای تحزیبی و تربیتی لازم هست که باید پیگیره بشه ولی در این حال پیشرفت های بسیار بسیار خوبی ما الحمدلله امروز داریم و اینها به استانداردش خیلی فاصله هستیم به اون مطلوب رسیدن و اینها و در از را خودم چون که از کردم شیوه های تربیتیی روی که مثلا در امریکا هست در اروپا هست در ایران هست در جاهای مختلف هست اینها کم و بیش با این شیوه های تربیتی آشنایی دارم اینها و اونجوره که در خود اسلام هم هست خصوصا تو دروهای هفت ساله مثلا هفت ساله اول دوم سبوم از اون هفت ساله ها استفاده نمیشه که تنبی قومان یک شیوه تربیتی باشد و اینها همنشینی با بندگان صالح خدا لذت وصف نپذیری دارد و حسی دلنشین آیت الله رمزانی از حضور خود در جمع پیروان خط امام میگوید ما رفته بودیم آشنا شده بودیم خوزن یک پیروان خط امام داشتیم در مسجده به اسطلاح کاسفرشان که آی جوازداده بود کلان فوت کردن خیلی صدای خیلی صدای قشنگی داشت بعد یک دوره نماینده شده بود به اصطلاح دای کومل های بسیار زیبایی داشته منم علاقمنده به دای کومل شده بعدها دیگه خاطر من چون صدا من بد نبود با اون دای کومل میخاندم تو اون حال هوای دعا و گایی هم از حال میرفتم یعنی انقدر دعا رو دوست میداشتم گوش دادن دعا و احساس بکردیم که تو این مسیره باید دادم قدم بردارید مجموعی اینا بله همینطور هم کتاب با امان رفیق هم اون جمعی رو که تو اون مسجد بود هم اون فضایی بسیار بسیار خوبی که ما در اون پیروان خط امام داشتیم که در عرض مثلا یک سال چیش هفت از این بچه ها شهید شده بودن اینقدر اینها رو دوست میداشتیم اصلا خود بخود اون فضا و اون معنویات در ما یه تأثیر بسیار بسیار امیغی داشتد و اینا بسیار عمیق داشته بیس و سه و چهل دقیقه است و دقایق پایانی روز دوشنبه که هر روز رو با دعای اهد امام زمان آغاز میکنیم و با زیارت آل یاسین به پایان میبریم و لحظات دیگه با نوای جنابای مهده هیدرزاده زیارت آل یاسین رو زمزمه خواهیم کرد و ارز عدب به صحبت مقدس آقا جانمون اولامون امام زمان علیه السلام سلام بر مهربانترین سلام بر شکوفاترین اینک با چشمهای پرست تاره و دستهای برنگ تمنا به زیارت آل یاسین می رویم و بر آنان سلام و درود می فرستیم بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیه سیم السلام علیکم یادای الله و ربانی آیاتم السلام علیکم یا باب الله و دیان دین السلام علیکم یا خلیفت الله و لاسرق السلام علیکم یا حجت الله و دلیل رادت السلام علیکم یا تالیه کتاب الله و ترجمان السلام علیکم فی آنها لیل که و اطراف نهاره السلام علیکم یا بقیت الله فی عرضه السلام علیکم یا میتاق الله الذیم اخبه و بکه ده السلام علیکم یا بعد الله الذي ضمنه السلام علیکم ایوه العلم المنسوب والعلم المسبوب از سلام علیکه اینا تغن از سلام علیکه اینا تغن السلام علیکم حینا تغنو و تو بیر السلام علیکم حینا تو سلی و تغنو السلام علیکم حینا ترکو و تزجو السلام علیکم حینا تحمد و تزدغفر السلام علیکم حینا تسبه و تمسیم السلام علیکم فی الليل ذا یقشه و النهار ذا تجله سلام علیکم ایوه الامام المعمون السلام علیکم ایوه المقدم المأمول السلام علیکم به جبام السلام اشهدو که یا مولای امید اشهد و الله لا الا الله وحده لا شریکه لا و انم محمده عبده و رسوله لا حبیبه الله و اهله و اشهد که یا مولا ان امیر المؤمنین هجتو و الحسن هجتو و الحسین هجتو و علی ابن الحسین حجتو و محمد ابن علی حجتو و جعفر ابن محمد حجتو و موسی ابن جعفر حجتو و علی ابن موسی حجتو و محمد ابن علی حجتو و اشهد و انکه حجت الله انتم اول و الاخر و نرجتکم حق مولا ریب فیهاب یوملا یلف و لبسن ایمالوهای لمتکن آمنت ملغب او کسبت فی ایمانها خیره و ان الموته ها و ان لاکران ولقیران هاد و اجهدو ان نشهد و البعثاق و انسراتاق و المرساداق و المیزاناق و الهشراق و الهصاباق و الجنة و ناراق و الواعد و الوید به ماه یا مولا شقیم الخالفتون و سعدم لطاکون فشهد علام و اشهد تو که علی و انا ولی و لکه بنیم من ادفه فالحق ما رزیتمو هو الباطل ما از ختمو و المعروف ما امرتم به و المنکل ما نهیتومد فنفسی مومنتم به لاهب وحده لا شریکه نه و به رسولی امیر المومنی و بکم یا مولا اولکم و آخرکم و نسرت معدت لکم و مبدت خالصت لکم آمین غریب بادی گرده بیابان وفا برگم عباساله عباساله بگو تا که سر راحت کنم آها نوا برگرم اما ساله اما ساله دلم خوش کردم بر این که وصل تو چه نزدیکم اما ساله اما ساله خبر از تو نمی آید بیا ای با وفا برگرد برای این که با دردت شوه من آشنا برگرد ابا صالح ابا صالح اللهم کل ولی که الحجت ابن الحسن صلواتک علیه و علا آبائه فی هاده ساعت و فی کل ساعت ولیه و حافظه و قائدا و ناصرا و دلیلا و عينا حتی تسكنه ارده که طبعا و تو متعه فیها طویلا دریچهی به جهان روشنایی و معرفت جلوهی از جامعه دینی رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت ای که از کلام تو بیمزد نسیبه آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش ای که از کلام تو میوزد نسیمه اش آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش کلام امام سایبان عشق بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان عشق بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو با تو عهد بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را مادامی که این روح بزرگ در کالبود ملت ماست از توتعه ها و کجروی ها و سایر چیزهایی که برای ملت ما بوده است و در پیش است حراسی نیست اون ملت باید از مشکلات حراس داشته باشد که ایمان نداشته باشد اون که ایمان و عقیده دارد و به پا خواست است که جهاد کند در راه این ایمان و عقیده و اعتقاد به این دارد که فداکاری در راه خدای تبارک و تعالی پیروزی است و رسیدن به مقام شهادت پیروزی دیگر است یک همچین ملتی شکست ندارد اونهایی که توتع اگر هستند و با توتع خودشون میخواهند بین ملت نفاخ ایجاد کنند و گمان کردند که میتوانند بین ملت یک پارچه اسلامی ایران نفاق ایجاد کنند و گروه ها را در مقابل هم قرار بدهند اونها در اشتباه هستند اونها ملت ایران را نشناختند اونها نمی دانند که ملت ایران یک پارچه مجاهد است و یک پارچه رزمنده است و یک پارچه مومن است و دست تبهکاران را به واسطه ایمان خودشون از کشورشون قطع می کند توتعه ها را یکی پس از دیگری خونسا می کند ملت امروز یک پارچه در سحنه است و مراقب، مراقب توتعه ها، مراقب تبهکاری ها و به مجرد این که احساس کند گروهی یا اشخاصی و خلاف اون مسیری که ملت دارد که اون مسیر انسانیت و مسیر حق است و مسیر جهاد برای ایمان و عقیده است به مجرد احساس مخالفت اشخاص یا گروه ها با این راه خود ملت بدون این که احتیاج به این داشته باشد که کسانی ملت را دعوت بکند یا هچیز بکند خود ملت مجهز است موسیقی در موسیقی دیگر موسیقی