دنیا لحو لعب سه کد ایک و آخرت رو در مقابل دنیا قرار داد پس معلوم شد آخرت جای لحو لعب نیست یا جای جد است این دو مطلب اون وصف نقصی که برای دنیا است برای آخرت نیست و اون وصف کمالی که برای آخرت است برای دنیا نیست اون وصف کمال آخرت چیست این است و این ندار آخرت لحیال حیوان حیوان یعنی زنده تقابل نشون می داد که دنیا مرداری بیش نیست پس چهار مطلب هست یکی که دنیا لحو لعب هست دومی که آخرت جده است و لحو لعب نیست سومی که آخرت زنده هست چهارم اینه که دنیا مردار هست اونگاه اون چی که از این تقابل استفاده می شود همانست که در بعض نصوص بیان شده که انما دنیا جیفتون علیها کلاب و اگر سرایندگان ما چنین سرودن آقابت بازماندین مردار او را از همین حدیث گرفتن اون حدیث برداشت شده از همین آیه سوریان بارکیه انکبوت میتواند باشد برای اینکه تقابل نشون میدهد که دنیا حیوان نیست مرداره که یجتمع او علیه الکرام این یه مطلب مطلب دیگر این که در آیه محل بحث که فرمود دنیا لعب است و لح و لددار آخرت و خیرون للزین یکتقون مرموشه مردم پرهیزکار اهل بازی نیستن اینو نمیشه بازی گره خب اون که یه روزی بازی میکند یا دیگران را بازی میدهد اون با تقوانی منظور از بازی این ورزش نیست اون چیز خوبه این باید تعمیل سلامت است منطقه یک دانش آموز یا دانش جو چهار ساعت درس میکند یک ساعت برزش میکنند این کار کار خوبی است اما کسی عمری را به این راست حرف بکنند که خود را به بازی سرگرم بکنند این کار کار خوبی نیست روی تقابل در آیه محلبه است که فرمود دنیا لعب و لحوست آخرت برای متقیان خوبه است یعنی اونا دیگه اهل بازی نیست نه خود را بازی میدن نه دیگران را بازی میدن الان یادم نیست که این بیان لطیف در کجا بود ولی نگاه کنید دین وضعش تا کجا حمل جدی است یه وقتی وجود و معرک پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم داشتن می گذشتن کسی در خدمت حضرت بود یا اتفاقا حضرت او را دید دید یک اسبی را می خواد بگیرد و دامن خود را جمع کرده است به این اسب نشونده این چنین که من در دامنم این توبره است و جوی در دامن تعبیه کردن وجود محرک پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم با لحن اعترام و عویز بنوان نهی از منکر به این شخص فرمود داره حیوان رو فرید میدی این تو دین ما نیست اگر خواستی حیوان رو بگیری بلاخره چیزی در توبره بریز در دامن بریز بنوان جو نمیشه حیوان رو فرید دار خب این دین به آدم اجازه میدهد که آدم خودش رو فریب بدهد یا دیگری رو فریب بدهد این دیگه تقوی نیست یا از سوی دیگر باز در شهر حال پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم آمده از کردرت مهمان کسی شد زن صاحب خانه برای این که اون بچه شیطنت نکنه او رو خواست بگیره و به جایی مثلا نگه بداره یا به جایی بفرسته که تو حیات منزل آشوب نکنه نکنه او رو به تمر وعد داد به خورما وعد داد حضرت فهمود موادها بچه را فریب بدی اگر او خورما وعد دادی خورمای او رو به او بده اینها وقتی از تقابل این آیه با اون رسوس بررسیم شود معلوم شد کسی که خودش داره فریب بده یا دیگر داره فریب بده ای اهل تقوانیست و کسی که اهل بازیست اهل تقوانیست و کسی که اهل تغواست اهل بازی نیست اینو تقریبی تقابل بین لعب و لعب و مسئلی تغوا استفاده می شود که فرمود و مل حیات و دنیا الا لعب و لعب و لد دار و آخرت و خیر للدین و تغوم افلا تغلون این می شه آقای حالا این که اد دار و آخرت یا دار و آخرت دو بچه هست که هر دو بچه سییه هست الحمدلله ربیر آدم زندگی یک دوره بی انتها انتهای راه دیدان خدا عاشنای صادق این راه شد با حدیث زندگی همراه شد روشنایی و معرفت رادیو معرف صدای فضیلت و فطرت شهر داره بیدار میشه زنگ سر صبح یه دو چفه قدیمی عطر جامون به یه نون تازه توی آسانسون پرگل آب تو چطری شیشه یه چای ساز یه آگه معرفت یه تیک نبات عشق توفه جون سادگی خوشکون صدا میزنن سلام سرخط اعوذ بالله من از شیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم سلام رادیو معارف این وقت صبح کتاب خونه پر از درودهای رنگا رنگ آماده کرده تا یکی یکی از قفصهای سلام سرخط برداریم ازشون رنگ بگیریم به روزگارمون بزنیم و روزمون رو شروع کنیم از هستی همه هست ها از حضرت صبحان از رب العزت اما یسفون شروع کردیم و کنار این نور بی انتها سراغ نداریم چراقی تابنده تر از دل مهربون رحمتون للعالمین نماینده تامل اختیار خدا در زمین حضرت محمد امین همینطور که دست همون به مستجاب ترین دعای آلم بالاست زمزمه میکنیم بنمای رهی که ره نمایند توی بکشای دری که درگشایند توی یا ارحم الراحمی سلام سرخط ده دقیقه بیشتر نیست و فرصتی برای زیادگوی نداره فقط می دونه بعد از فتح قلیه سلام و سلوات بعضی از شماها صبح سشنبر رو بحونه کردید بی مقدمه رفتید اونجایی که مجری برنامه می خواد برش مقدمه چینی کنه مجری می دونه بعضیاتون دارید با کارای سشنبتون یک که به دو می کنید تا دو سه قدم مونده به قروب برسید جمکران با این اصاف سلام دادن کنار شما به حضرت صاحب العصر و زمان مقدمه می خواد موسیقی بیا که بی تو جانا دلادر انتظاره مثل عبر بحاری بارانش بباره ای آفتاب خوبان که رخ نمی نمایی ای آرزوی جانها وقت است بازایی الهی یاد حضرت مولا صاحب از زمان چراق خونه هامون سلام سرخط به این حوالی ساعت که میرسه دست دوستانش رو گره میزنه به زریهی گمبد و بارگاهی یا کف دست خاکی امروز روز خاکی شدنه قبل از پرواز به آسمون بقی و زیارت سشنبهی امام سجاد و امام باغر و امام صادق علیه مسلم اجازه میدید نقلی از نقل کلام نبی اکرم به کامتون بگذارم از کنزل امال جلد یکم گلواجه ایشونه که تا خیر و خوبی دلخواه خودتون رو برای دیگران نخوایید ایمان کامل شما رو در آغوش نمی گیره دم پرواز نی اومدم سنگ پرحرفی جلوی پاتون بگذارم اومدم بگم اگه توی این سفر نائب و زیاره همه مسلمونای آلم بشیم هم خیر و خوبی رو برا اونا خواستیم هم از گرمای ایمان کامل خودمون زنده تر می شیم دست به سینه رو به قبله سلام ما به مدینه به قبله جانش سلام ما به بقی و قبور ویرانش اگر زریه ندارد قبور این پاکان قلوب شیعه بود بقی فروزانش السلام علی محال معرفت الله و مساکن برکت الله و معادن حکمت الله و حفظت سر الله و حملت کتاب الله و اوصیاء نبی الله و ذریت رسول الله صلی اللہ علیه و آله و رحمت الله و برکاته آسمون وقتی به چشمای شما نگاه کنه عبری میشه دوچار دلتنگی و بیسبری میشه سجده قروب خرشید به ازان صبح فردا میرسه شب دلتنگی من دوباره با قصه یلده میرسه خوش با حالتون که توی این رفت و برگشت مدینه ای روزتون با گلنم گوشه چشمتون روشن شد من که جای شما نیستم ولی جای خودم هستم و نظر سلامتی دل پاک و با صفای شما مشرف میشم به صحة قرآن براتون آیت هلکرسی میخونم اگه خودتونم میدونید خدا چه تی بهتون داده با من زمزمه کنید بسم الله الرحمن الرحیم الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما في السماوات و ما في الأرض من ذا الذي يشفع عنده إلا بإذنه موسیقی از گنجه سلام های امروز سلام سرخط یه شیشه اطر دیگه باقی مونده که باید درش رو باس کنیم و به اهلش پیش کش کنیم پیش پیش اوزخایی کنم از اونایی که وقتی اطر آخرین سلام امروزمون میپیچه شرمنده خودشون میشن چاره اینیست دو سال گذشت از روزی که احالی قذر به خونخواهی شهر و دیارشون قد علم کردن فقط به امید خدا از اون طرف اما مدعیه سلح و حقوق بشر با هرچی داشتن به میدون اومدن که از بیخت بزنن ریشه اونها رو قافل از اون که خدا بود در اندیشه اشان اگه امروز دست تسلیم دشمند بالاست از چشم تیز بسیرت احالی قذرست که دست و پا دادن ولی زانو نزد آخرین سلام پیشکش سلام سرخط سشنبه رادیو معارف و شنونده هاش به مادرهایی که تن پرزخم بچه هاشون دلیل محکمی نبود برای دل برداشتن از امید به خدا و زمین گذاشتن سلاح دعا برای پیروزی مقاومت به مردایی که تو کشتی نابرابر گرسنگی و جنگ تشنگی و جنگ زخم و خستگی و جنگ پشت شکست رو به خاک رسوندن و برای خیلی ها مردونگی رو دوباره معنی کردن درود به این عزت و شرافت سلام سر خط صبح همه شما هم وطنان عزیز و عجمن به خیر و خوشی باشه شش و چهل و پنج دقیقه رو اعلام میکنم و از اتن دوت میکنم به مدت پنج و پنج دقیقه برنامه ی زنده مهربان باشین رو با اجرای همکار خوبه مقای ملایی بشنوید بسم الله الرحمن الرحیم صبح یعنی یک بقل عطر خدا صبح یعنی شادی و صلح و صفا صبح با مهر آمده از راه بارو خیلی تنمان و پیام تازه ای از عشق از امید روبه فردا عاشقان حضرت خرشی از پنجره صبح به خرشی سلام بر سبزه و باق و عطس امید سلام گیسوی سهر باز شد و نور دمی بر آن که به صبح عشق خندید سلام بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند جانافرین زمینافرین آسمانافرین خدایا چجوری تو رو شکر بگم که سزاوار و شایسته وجود تو باشه اونجوری که به من یاد دادن به من گفتن واجه های نورانی برای قدردانی از تو وجود داره مثل الحمدلله رب العالمی خدایا تو رو شکر میگم به خاطر این که اجازه دادی امروز هم زبان من به نام تو و به شکر به درگاه تو باز بشه و سلام سلام به بیست و دومین روز از پاییز 1404 و سلام به شما مردم عزیزی که این صبح دلنگیز پاییز رو این لحظه ها با مهربان باشی به رادیو معارف سر می کنید بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم خدایی روز امروز اینام تو به بیاز تو آغاز می کنم بسم الله این نور هر کاری که میخوایی بکنی بسم الله بگو بسم الله این نور خیلی آثار داره بسم الله را امان بگو بسم الله این نور خودت را محبوظ کرده سلامتی خودت را از خدا خریده بدی آقا از زنگه حال دل کوه و دشت و جوی بار خوبه تو خوب اگه باشی حال روزگار خوبه خدای شکر خدای شکر چقدر حالم خوبه چقدر حالم خوبه امیدوارم حالتون خوب باشه خانوم ها و آقایان شنواندگان جان کچکتر ها و بزرگتر ها صبح 21 روز از رویستانی 1447 و 14 اومین روز از اکتوبر 2025 و من رزا مولایی به اتفاق رفقهای عزیز و نازلین هم امروز هم اومدین تا ساعت 7.40 دقیقه خدمت گذار شما باشین یه سلام میکنم به همه پدر بزرگا و مادر بزرگای مهربون یه سلام به همه معلم های دوست داشتنی و دبیر های عزیز عدبیات حالا ریاضی جغرافی زیست چناسی اونا چی؟ بله آقا مخلصیم خانم ارادت داریم کلمه عدبیات امروزی خود باش کار داریم سلام میکنم به همه اساتید دانشگاه سلام میکنم به رفقهای قدیمی شمایی که الان همراه هستید با مهربان باشین برای این که به رفیق کنار دستیتون یه جمله زیبا بگین شمایی که جملات قشنگ و دلنشین رو تو خاطرتون دارین جملات معروفی که گاهی به کار میبرین و گاهی در مورد شما به کار میره و از شنیدنشون لذت میبرین آقای ملایی مشکوک میزنی مشکوکم مشکوکم به تو چرا؟ چرا؟ خیلی داری با عدبیات و جمله و کلمه و این من خوشم میاد از همتون که باهوشین امروز میخواییم بریم سراغ یه سری جملات خاص آقای جملات خاصی که میخواییم بگید چیه آی مولایی چیه نکنه جملات مثلا شخصیت های بزرگ عدبی دنیا یه تک جمله گفته که هنوز که هنوز بر سردهر فلان دانشگاه نوشته شده شاید اونم باشه نکنه جملات پشت نیستانی رو شاید اونا هم باشه حتی دنبالم نه یا بیچاره میشی مثلا یکیش اینا حالا جمله های معروفی که جمله ها یا جمله معروفی که تو زهنتون مونده یه بار دیدیش دیگه از زهنت نرفت زندگی شاید عبور رهگزری باشه که کلا هستر بر میداره و به یه رهگزر دیگه با لبخند میگه صبح به خیل مثلا این یه جمله هست یه جمله خیلی جذاب و خوشگله و البته جمله های فراوونتر از اینم داریم مثلا زندگی هیچوقت اندازه تنم نشد حتی وقتی خودم بریدم و نختم جمله یه معروفیه نه؟ آره شما ممکنه جمله یا جمله های معروفی تو زهنتون باشه که الان که دارم من سؤالو مطرح میکنم داریم مرور میکنیم آفرین هنر مجری هنر برامه صبحایی اینه که ملت رو درگیر میکنه سر کار میذاری یه جورای اول صبحی آخه ما این کار رو نکنیم شان زینه تو نمیده سراغ غرز و بدهی و گوش گرون شده و نمیدونم خرید تزمینی گندم چی شده امریکا اسرائیل با ولش کن جمله های معروفی که تو زینه داری رو برای ما بگو راه ارتباطی هم سریع بگم سی هزار پونصد و پنجاه و سه پیام کتا و سی صد و بیست و نه ده پونصد و پنجاه و یک با پیشچماری صفر بیست و پنج تبسمه به نفشه های کوهی مجنمیده تولد بحار چه آشغونه میتونی با دلت حس کنی اطر نفس گلار سلام من به پیچکی که صبح دست سبز او به سوری آسمان وی کران دراز می شوند سلام من به آن سرنده سپید و شادمان که در سپید بانستین ترانساز می شوند اطر گل محمدی دوباره رها شده تو کوچه های دیدار زنده می شن خاطره ها تو دل ها دوباره با صدای پای بها شش و پنجاب و دو دقیقه از عزیزان شنونده از روز سشنبه 22 امر 21 ربیعستانی 13 اکتوبر بزنید با یه جمله از بیان ترسی تقویم تاریخ رو ورق بزنیم میگه تاریخ بشر حکایت انسانهای عادیست که بر ترس خود چیره شده و کارهای شگفتنگیزی انجام دادند تقبیم تاریخ سلسله پادشاهی حخامنشیان در ایران آغاز شد پس از قدرت گرفتن کروش حخامنشی و یورش به سرزمین بابل و تصرف آن وی در 14 مکتبر سال 539 قبل از میلاد در بابل تاجگذاری کرد از این زمان بود که پادشاهی سلسله حخامنشیان آغاز شد و حکومت شاهنشاهی در ایران بنیانگذاری گردید ما رژیم هیخامنشی و ایرانی قبل از اسلام رو عرضشاش رو عرضشای انسانی رو قبول داریم حتی اولی من در این وقت رفت تخجیمشیدشون گفت بخواست تاغوت و استقبار برای ما مستکبر ایرانی و غیر ایرانی فرق نمی کنیم بخواست فرهنگ و تمدن و علم و این معماری و قدرت نظامی خب ببینید اقلن که تا امپراتور روم جلوی شاه ایران زانو زدن پانسد و ده سال پیش تنگه هرمز به تصرف پرتغالی ها در آمد در زمان شاه اسمایل صفاوی که ایران فاقد قدرت دریایی بود یک دریا سالار پرتغالی با کشتی توپدار و نیروی توفنگدار وارد تنگه هرمز شد و بعدن جزائر استراتجیک آن منطقه را تصرف کرد بعدها شاه عباس با کمک انگلیسی ها که رقیب پرتغال بودند ناهی را پس گرفت ولی همین اتحاد او با انگلیسی ها باعث گسترش نفوز و بعدن سلطه آنان بر منطقه خلیج فارس شد که آثار آن هنوز زدوده نشده است انگلیسی ها به همین دلیل تا نیمه دههی 1930 تلاش بسیاری کردند که ایران دارای نیروی دریای معثر نشود سازمان بین المللی استاندارد در رشته تدوین و تعمیم استاندارد در سطح بین المللی است پنجه و شش سال پیش مجمع عمومی سازمان بین المللی استاندارد مقرر داشت که از سال 1970 14 اکتوبر به نام روز جهانی استاندارد تعین و نامگذاری شود بستنی پاستوریزه و هموجنیزه با نشان استاندارد تبیم تاریخ خیلی خوب اینم قصه در واقع آنچه که مشابه امروزی در سالها در دهه ها در قرنهای گذشته اتفاق افتاده سلام اولین نفر اسم ما رو بخون من خیلی متحدم با این چی شما میگید روغاییه ایسا فاطمه و بشرا پویه بجز هدا جون آخه چرا هدا جون رو استثنان میکنید هدا من خودم استفاده شد جدا میخونم هدا جدا اینا سلام عمو رزا سلام عزیزانم من زهرا خادمیان هستم گلاس چهارم خب از ارسنجان فارس بح بح فارس ایران شهر ما آثار تاریخی و فرنگی و دیدنی زیبایی داره به شهر ما هم بیایی شیراز تو ارسنجان چقدر راه زهرا نزدیکه امروز در مهرماباشیم داریم از جمله های معروفی میگیم که ممکنه تو زین شما مونده باشه و هیچوقت یادتون نمیره بسیارید بعضی از این جمله ها رو مرور کنم میگه که ای هیچ برای هیچ در هیچ ما پیچ مجتبا جراح زاده از کرج پشت یه ماشین نوشته بود خدا به دلی که دریا باشه کشتی میده موسوی از مشهد سنگیم بود ده ثانیه بیست ثانیه سکوت من جمله معروفه که خیلی بهت علاقه دارم اینه من زنده هم به عشق تو یا صاحب زمان هوا تبایی بیغمیان از ترمانشان جمله مورد عراقی ما این هسته که من با قرآن هدایت می شم یه جمله معروف امیر اعلا فرست داده سیزد ساله از تهران امیر اعلا سیزد ساله شه جمله معروفش چیه؟ من با هاتون قهرم جملهش خیلی معروفه ولی من فکر کردم منظورش جمله معروفه نه با ما قهره هفته پیام فرست دادم هیچ کار رو نخوندین امیرالا خواهش بکنم دیگه حالا تا اینجا رو که موندید یه ذره دیگه هم بموندید حالا کنار همین دیگه حالا درست شد درست شد بیا باز نگاه جمله معروف من با شما قهرم آخه بابا چرا همه با ما قهرید آقای نصرتی شما دیگه چرا بار بونه شکل ماهد آج بحرام نصرتی شما دیگه قهر نکن حالا حواهی ما رو داشتی باشید رفیق بیکلک مادر جمعه معروفیه که خانم فاطمه ایساپور از تهران خیابان ایران به سی هزار پونس او پنجه و سه فرستده خب دارم نگاه میکنم ببینم چه خبر هست از کجا و چه کسانی از کجا به ما پیام دادن مثلا آقای شبان طلاب بختگان توابه ارسنجانه ببین ارسنجانی ها تا الان شدید دوتا خواهش میکنم که بگید فاصله ارسنجان تا شیراز چقدر خدا رو چه دوشت پنج شنبه اومدیم یه سر بهتون زدیم خوشا شیراز و وز ابیمثالش خداوند دا نگه دار از زوالش دیگه ادامه داده شیر رو نه سد و پونزد و ازار و نو اینم در مورد فارس ایران هست و خب این صفه کلید نمایشگر و سیستم من از کار افتاد کلن گفت شد دیگه نمیتونم پیام جستجو کنم بریم خدمت مردم خوب استان فارس پاشیم حالا که اینجوری شد ایران جان فارس ایران از خانه قزلها و آشقانه های ایران زمین از زبان جناب حافظ شما را به مهمانی رسانه ای دعوت میکنم خوشاشی راز و وضع بیمثالش خداوندانه گهدار از زبانش آشقانه های مرد وند بکنابان ایران جان، فارس ایران، 19 و 25 مهما شما را به مهمانی رسانه ایر، به میزبانی فارس ایران،