زه گلهایی که در شیراز می رویم فره پرگاز می رویم بله خوشا شیراز و وضع بیمثالش خداونده نگه دار از زوالش تره ملی ایران جان که به معرفی استان فارس مناطق گردشگریش و جاهای بسیار زیبا و دیدنش میپردازیم و اگه شما به باقه ارم شیراز رفتید تخت جمشید رفتید یا شهر باستانی بیشاپور رو دیدید یا به روستای لای زنگان رفتید یا روستای تنگ براغ دریوچه محلو و خلاصه خیلی جای دیدنی که رفتید جای ما هم خالی کنید یا مثلا فرض کنید به آرامگاه حافظ و سعدی دو تن از ناماوران عدبیات ایران در استان فارس رفتید جای ما هم خالی کنید خب راست استان فارس جاهای مختلف داره جاهای دیدنی داره که خیلی میتونیم از اونو استفاده کنیم بریم و هم به معلومات خودمون اضافه کنیم و هم از دیدن این چونین جاهایی لذت ببریم و از طرفیم افتخار کنیم که یک چنین جاهایی رو داریم در کشور عزیز اسلامیمون ما افتخار داریم که از رادیو معارف همراه شما هستیم و بخش اول برنامه ها رو در محصولتون پی میگیریم امیدواریم که تا این لحظه برنامه ها رو پسند دیده باشید مورد توجهتون واقع شده باشه 329-10-551 و 2 با پیشماری 025 یا 3550 در اختیار شما هست که ما رو راه نمایی بفرمایید و اما بر بال سخن و سخنانه اجتیت رسطان و مسلمین راشد یزدی آیا نرسید اون وقتی که این دلهای ما خوشی رو تیدا کند قرآن گفته ما اندکن ینفت و ما اند الله باق اسلام خیمش روی این پنج رکم استواره باید به همه کدیدی که خدا از اون نظرش رو برگردید بر بال سخن که جناب را بلده و رده ایشتنه قل الله العظیم واتی خد کنید همانطوری که میدانید زندگی مسیرش اسفالته و سراشیب نیست راه زندگی پرپیچ و خم دست اندازدار سعب و سخت است بس بگردید و بس بخواهد گشت گرد ما این سپهر دولابی شما چرخ و فلکی که بچه ها سوار میشن دیدید که هیچ بچهی که در این افس نشسته پایین نی بلا هم نی یا داره میره بلا یا داره میاد پایین زندگی اینه زندگی مثل دریا میمونه دائمان دریا در جزر و مده است یا دره میره پایین یا دره میاد بلا انسانم مثل یک بلم سبک افتیده رو دریای متلاتم و پرمبواج زندگی زندگی پرموج خود دونم اگر الان که نشستید اینجا مرور کنید زندگی دون یک نواخ نبوده آن یکی خر داشت پالانش نبود یه اولاق داشت پالون نداشت یک مرتبه دید یه پالونی اونجا افتیده خر نداره خوشحال شد خر را رها کرد رب پالون را گذاشت رو خودش پشت کرد که بیاره بذاره رو اولاق وقتی اومد دوز علاقه را برده بود حالا پالون داره خر نداره بنده خدا کوزه داره آب نداشت یک مرتبه رسید سر کشبه خوشحال شد نشست کوزه را آب کنه کوزه شکست قبول ندارید که دنیا اینه؟ یاد دون نیست دندون داشتیم نون نداشتیم حالا نون داریم دندون نداریم وقتی که جوان بودیم ده تا تخم مرغم که خاگی نمیکردن سه لقمه میکردیم میرد بالا یکی دونش هم نداشتیم حالا میتونیم تخم مرغ بخریم بلی نمیتونیم بخوریم یک دونه تخمه مر کلسترول میاره بالا تریگریس میاره بالا این دنیاه امیر المومنین میفرماید اد دنیا یومان دنیا دروزه یومون لک یومون علک یک روز کرخش و گردش دنیا بر وفق مراد از رتالیه یه روزم در اومه کرخه بلی بر وفق مراد ما نیم گاهی ندیدی بعضی میگن امرو ما نمیدونیم امرو بد گردیم دنیا مزاگش اینه و ما صاحب الحاجات الا معذبا هر کسی هر حاجتی داشته باشه و خواسته داشته باشه به اندازه خواسته باید زحمت بکشه مشکله خروس مخوایید ببرید تو خونه یه زحمت تره شطور مخوایید ببرید زحمتش مثل خروس نیست و مده الا منجنونن ل اهله و ما صاحب الحاجات الا معذبه بس بگردید و بس بقوهد گشت گرد ما این سپیر دولابی حالا اینا جمعش کنید تو خود دون انسان یک چیزی داره بهش میگه دل بوش کنید دل دلش ای دون دلش اونطوره دلیدی اینجا نیه دل نمیدی دل چی چیه دل روحیه یه انسانه این دل میخوایم آروم باشه با چه کارش کنیم پول پیدا کن پول پیدا کن آروم میشه اولا پول پول دل را به تلاتم در میاره این پول دارا خیلی قسم بخورم اندازه شما راحت نیستن منتظر زبونشون محکمه ایچی نمیگم دست به دلشون بزن صدای کل کلش بلند میشه دل چیز عجیبیه یکی از علمای اخلاق مگرد دل مثل یه غوزه که چند تا شیر ده تا شیر مثلا دورش داره آب مریضه تو این دل تو این حوز هر شیری هم یه رنگه خب این حوزه چه رنگه؟ رنگ و رنگه که میتونه بگه این حوز چه رنگه؟ ده رنگ داره مریضه توش خودش چه رنگه؟ دل خیلی تنده دل با آروم باشه و تا دلش آروم نباشه خود نیست هیچ وقت نیدی چه ما خود دون ده بار اتفاق برادون که دل دون آروم نیست جندگی دون آروم نیست دل موتور زندگیه موتور که بد کار مکنه دندگی بد کار مکنه گوش کنی؟ همه هم از دست این دل نالیدن هم این عارف میگه خدایا داد از این دل داد از این دل که من یکدم نگشتم شاد از این دل که فردا نوم خونون نوم خونن بگویم صد هزارون داد از این دل مگر شیر و پلنگی ای دل ای دل که بام دائم به جنگی ای دل ای دل اگه دستم فتی خونت بریزم ببینم تا چه رنگی ایده لیده ز دست دیده و دل هر دفع یاد که هر چی دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نوکشت پولاد زنم بردیده تا دل گردد آزاد خب مدی دیده را کور کردی گوشه را چه کارش میکنی؟ هم چی هم میمنی MICHAEL منعکس در دل ميشه هم که میشنومی که منعکس در دل får هم چی هم لعکس میکنی منعکس میشه هم چی هم بو مکنی منعکس میشه هم چی هم میکشی منعکس میشه هم چی هم فکر مکنی منعکس میشه به ریجایی بیشین گوشت نشنوبه کششت نبینه دست نکنه بوه چیزی به مشامت نرسه عارون میشین یک مرتبه یک چیزی یادت میاد این راه را چه کارش میکنی؟ دلت بزرگ ها تلاوتم کرده هست؟ اینجا خود کشید چیزی ندید که گوشت نشنو دست جایی نمونیم بو نکردی نکشیدی؟ نه اینا تصوره تصور میگه میشه این را را ببنده چه که کنیم پشت زندگی همینه نهر درخت تحمل کند جفای خزان غلام حمد سر وم که این صفت داره اینا هست در ره منزل لیلا که خطرهاس بی جان شرط اول قدم ها اونه هست که مجنون باشه لازمه ی زندگی برادر بچه نداره خونه نمیخه مال نمیخه خب اینا چرا چی چی علاجش مکنه اگر در دوره زندگی یه وقت یاد دونیه اگر میگفتی ده تا محمد داشته بخت کچوت صد ازار تومن حالا صد ازار تومن حل مکنه قضیه را یه میلیونش هم حل نمکنه ده میلیونش هم حل نمکنه یعنی مال حل نمکنه گوش کنید خانم و آقایون حال مال گایی بباله ازا ما ارادن لا احلاک نملتن اگر گاهی مورچه را خدا بخواد حلاکش کنه لنگش نمو کنه بره تو خونه بیشینه اونا بیارن بخوره دوتا بالش میده یکی دو برابر قدش بنامو کنه این باله رتوه هم درکیدن خیز میگیره بلند میشه دو میت که میاد سه میت بالا گنجشکه میاد فوری میبلعتش میگیرتش تو حلقوم گنجشکه درمه را پایین به خدا میگه خدا یا این چه بالی بود به ما دادی این بال که نبود و بال بود کاشکی بال نداشتم اگه بال نداشتم سالم بودم دیدی گایی مال باله بال و باله این حالی که داری آرام باش بیشی سری جاد با دم خدا را شکر نردبان این جهان ما و منیست آقابت از این نردبان افتادنیست خیان نکن وقتی تاروپت مکنه برو بلا برو بلا برو شما بزرگتر از این آسیب این نردبان برمگردن اونی که بالاتره استخونهاش بیشتر مشکله هر که بامش بیش برپش بیشتر هر که آشقتر بود دل ریشتر سر چشمه شاید گرفتن به پیل چو پر شد نشاید گذشتن به پیل دیدی هرس کردن؟ نکنه اینایی که پول دارن روز قیامت بگن خدایا کاش که ما گیدای سر گذر بودیم و این پولا را نداشتیم خارون وقتی حرکت میکن چند تا شطور کلی را میباید حالا هرچی میگن نمیدونم چه مردم را گفتن کاش که ما قارون بوده وقتی زمین مخواست بیبر اتش همه گفتن خدا را شکر ما قارون نیسته خدا را شکر ما قارون نیسته چه خبره؟ بیشینید فکر کنید آرام باشید آرام باشید آرام باشید نگو ما بعد میاریم چرا؟ بعد میاریم کندکو نمو کنیم مخوای چکا کنیم یوم الیسر یوم العسر یک روز عسره سختیه یک روز فراخیه راحتیه وقتی که عسره آروم باش رازی قانه وقتی یسره شاکر این برنده هستی تو برنده ای تو زندگی تو حال داری مال که نمیتونه کاری بکنی کم ترین فرصت ازش استفاده کنید شکر خدا به جا بیارید کم ترین فرصت یب نه آدم مکتسبت فوق قوتک فه این که خوادنون لغیرک مولا امیر الممنون تو نهج به چه آدم همین اندازه ای که سالمی دوتا لخمه نونم داری آرام باش بیش از اون چه که لازم داری اگر جمع کنی امباردار دیگری هستی امباردار دیگرون مخورن فاتم تو قبر نمخونن تا لب قبرم بیشتر همراد نمیان گاییم دوتا دست میزنن تو سر اینم خیلی دست ها بالا میبره ولی یواش پایین میاره گریم که مکنه نگاش مکنیم اینه عشق نداره ولی هوهو مکنه کین این نام شخوم های آدم ها نمیخیم اسمشون ببریم به داد خودت برست مال آرامش نمیاره مقام آرامش نمیاره چی چی آرامش میاره؟ حال حال همینی که موفقی اومده اینجا داری درکت نماز مخونی آرامش داری سرکتو که میذاری روی متکا گایی بعضی ها اینقدر آرام هستن که نمیدونه اول خواب میره دو سرش مقره رو متکا یا سرش میذاره رو متکا و خواب میره ها این خوبه بعضی ها یه تململو به تململ سنیم میگه رنگ اتاق دارد فلان کن که خواب بیری یک تا مشت قرص باید بخوره ته خواب بره خواب هم نمیره غش مکنه خیام مکنه خواب رفته ما اشتاله جنابالی دستگونه نمیذاریم خان خوره هشت ساعت قابیدید آرام بشید ناسپاسی نکنید ای نق نزنید البته حقتونو آدم باید بگیرده مانه نداره مانه میگم انتقاد نکنید من مطلب دیگهی مخواهم ارز کنیم مخواهم بگم آرامش خود دون را به این قیمت ها از دست ندید خب چه کار کنیم که دلون آروم بشه دل به یک وزنه اعتدال آروم میگره این آیه را نگاه کنید اگه مخد مردم دل دن آلم بشه خدا را یاد کنید تنها وزنی که بر دل میتواند قرار بگیره و دل آرامشه خداست تتنزل علیهم الملائکه سپاه سول و آرامش بخش خدا بر دل مؤمن نازل بکنه اللا تخافو ولا تهزنو نه بر گزشته تعصف بکنه نه از آینده میترسه تمام روانشناسای آلم سیکولوژیست بهشون میکن و علمای اخلاق میگن دو آمر زندگی را تلخ مکنه یکی تأصف برگذشته که اینجا میشینه فکرش مکنه که چرا چه سال ازدواج کرده هنو تن به زندگی نداده میگه بی خود رفتم دختر فلانی را گرفتیم اگر رفته بودین دختر بهمان را گرفته بودین اخیرن فوت شده میدونی چقدر گیره این دختر ها اومده؟ کل سال پیشتن ما هماقت کردیم رفتیم دختر فلان را گرفتیم وقتی که مرد یکی پونگ سد از آرتمان سهمون شد که قرضش را بپردازه حالا چه سمر داره این غصه؟ تأصف برگذشته کمال نادونی انسانه مافاته مزه اون چه گذشت گذشت فدا سرون که گذشت میخوام سی سال گذشته باشه نه یه دیدی بیده میشه یکیش اینه تأصف نخوریم غصه سلامتی آدم هم میگیره امیر المومنی میگه من نمیگم هم و غم و اندو جسم را زوب مکنه زوب یعنی پی آب میشه چه شبهاته به هم داره این پیری هایی که ما شدیم همین ندیه من پیر شالما نیم یار بی بفاست هی نشستم و گفتم کشکی اینطور نشده کشکی اونطور نشده ما فاطمزا گذشت فدا سریت بگذره دوم چه و ما سیعتی که فره بعضی ها میشه نکه بنه چطور شه بگن اینا چی چی میشه اونا کجا میشه نکنه اون توشه نشاید یه وقتی این بشه نکنه آه ببارو پنجادرسد وقت ما مصرف گذشته پنجادرسدشم مصرف آینده حالا که چقدرش ممونه دوتا پنجادرسد چقدر میمونه ما خود دوتا پنجادرسد بیشتر ندنیم یه خانمی دریاز به شوهرش گفت که شما دو دو این خونه که صداق این عروضت کردی دو دو این خونه هم صداق اون عروضت کردی یه دو دو این گم بده من باقی شمال خودت باشه ما که مردم وقتی زن اومد و نازش کرد پروبال درمو کنه حواسش پرد میشه از بچکی خوشحال میشه گفت راست میگی تو هم خیلی زحمت ما کشیدی بله فردا میریم محضر دو دنگشم بدم تو حرکت که در در محضر یه نفر بزرگ که هاجی کجا گفت که والا این زن خیلی زحمت ما کشیده خیلی هم با ما مهربونه ما دو دو این خونه را دادیم این عروض دو دو این خونه را دو دو هم مدهیم و باقیش هم مدهیم من چند سال زنده هستم باقیش هم مال خودم باشه گفت باجی ببخش شده گفت چطور گفت خونه شش دو این بیشتر نیستم خوده دا انگوشت لیسیده مکنی پسوردان مزارن دم در و میگن التواز دعا مردم بیت سر خودونو بترشید پنجادر سر که چرا ایتو شد پنجادر سرم چطور بنده بیشه بابا این که گذشته کاری نه اینم قانون نه ای اومده حالا را بپایید حالا چیزی برا حال باقی نمیموندن مردم جز یک چیز کس شما را آرام مکنه در تنگی بود نبود شد نشد خواست نخواست و آن خدا هست و بس میخید بپذیره نمیخید نپذیر خدا با خدا باش و پادشاهی کن ایمان به خدا آرامش میره اگه دل دون مخواد وزن اعترال آرام دون کنه و این بلم سبوک روی این تلاتم دریاه زندگی غرق نشه لنگر مخواد لنگر زندگی خدا هست من نمی خواهم که ای از دان پا گنج سیم و زر فرادانم دهی یا کرم بن موددو در زندگی هشمتی همچون سلیمانم دقیق نموخواد یا که بعد از مردنم در آن جهان غرفه ای در کنجه رزوانم دهی نموخوام قبعه چی چی موخوام بلکه خواهم اون کرا دادی به من گیری و یک ذر ایمانم لا قول ولا قوه الا بالله العلی العظیم خدایا قبول کن خیل دنیا آخرن نصیب این جمع بفرما پدر مادرمون را ببخش و بیامورد برای سلامتی بقیت جتالاقل اعظم و همه وابستگان به حضرت و امم بزرگان از علماوی اعلام هجه اسلام رحبر معظم انقلاب بر محمد و آل محمد سلبا PYM JBZ