صداقت این احترامگذاری را و این خضوع را چجوری آزمایش کرد؟ حضرت آدم رو از گل تیره بدبو آفرید گفت سجده کنید هم به فلشتگان هم به شیطانی که شعنی پیدا کرده بود در میان فلشتگان شیطان اینجا لغزید گفت عمرن سجده نمی کنم یعنی گفت خدای خودتو دوست دارم اما آدم سفیله را برگذیده تو را دوست ندارن ما میگیم خدایا تو رو دوست داریم پیانبرت هم دوست داریم فرزندان پیانبر رو هم دوست داریم تمام نوادگان اونها رو الان ما سیدی که میبینیم باید احساس محبت کنیم دوستش داشته باشیم به عشق پیانبر این از سلاله پیانبر این از سلاله پیانبر این انتصاب رو فراموش نکنید الحمدلله ایرانی ها اینجوری هستند روز عید قدیر میبینید همه میرند در خونه سادات به عشق پیانبره همین شلوقی حرم ها با مشاهد مشرفی ایران چقدر امامزاده ها رو تکریم میکنند همه جا الحمدلله یعنی این یک وسیله عشق بازی با رسول خدا دوست داشتن سلاله آنها زوریه آنها را تجلی روحی شیطانی در بی توجهی به آن رسول خدا و آن آنست یعنی نوادگان و فرزندان هر کس خدا رو میپذیره برگذیده خدا رو میپذیره آن اونا رو میپذیره فرزندان اونا رو میپذیره خب بعضی از مسلمان در کلاس پذیرش پیانبر رفوزه نشدن یعنی یک گام اومدن براتر خدا رو پذیرفتن پیانبر رو هم پذیرفتن در کلاس بعدی رفوزه شدن نصفت به آل پیانبر حسادت مرزیدن مسلمان بودن ها این آیه رو دقیق کنید ام یه صدون ناس علامه آتاهم الله من فضله فهمود بعضی از مردم حسادت میکنن به بعضی دیگر از مردم چرا؟ اون محسود اون کسی که موعد حسادت قرار گرفته یعنی امیر المومین و آلش مشکلش چیه جرمش چیه گو با آتاهم الله من فضل خدا از فضلش به اونها داده چی خدا به امه مسلم داده امامت را داده است وسایت را داده است اونه هم هر علمی دارن هر معنیتی دارن باز در خدمت مایه چرا اصاده اد بله بله بر سمبود فقط آتاینا آل ابراهیم الکتاب والحکمه ما با آل ابراهیم یعنی به امه مسومین به پیانبر و آلش کتاب و حکمت رو دادیم و آتینا هم ملکا عظیما امام صادق علیه السلام در زیل این آیه فرمود اون مردمی که موعد حسادت قرار گرفتن ما هستیم نهنو المحسودون امام باقه باز فرمود اون ناسی که خدا فرمود به ناس حسادت ورزیدن ما هستیم چون خدا ما رو امام قرار داد به خاطر عظمت و رفعت این مقام در واقع یعنی ببینید نمیفهمه طرف شیطان میاد تو جلدش میگه چرا من امام نباشم خب تو اگه امام باشی بد خراب کاری کنی که هم خودتو بدبخ میکنم بقیه مردم رو بدبخ میکنی بنده خدا را شکر میکنم که خدای من و امام قرار نداردی چون لیاقت چون نداشتم منو تو کناس خودم قرار دادی من تو این جایگاه رو میپذیرم یقین دارم اگه درست عمل کنن تو این جایگاه من میتوانم هم نشین امام بشدم مگه تو مسابقات وزن برداری تبریکم از میکنیم به وزن برداری عزیمون گل کاشتن گل کاشتن باشالا امسال آره امسال مداله رو درو کرد روی مستقران آلم رو دارن کم میکنن بعد از این جنگ وزن بردارای ما قهرمان شده نکتش غیرت ها غیرت و تعصب به ایران باریکلا خب وزن مردار 48 کلو تلا میگیره وزنهی که برمیداره به اندازه وزن مردار 120 کلو که نیست ولی تلاها یکیه چرا نپذیریم؟ ما جایگاه همون اینه ما استعداد همون همین قدره ما اگه از همین استعداد درست استفاده بکنیم میتونیم هم نشین احلالبیت بشیم بشی سلمان که من نا احلالبیت آفرین همین طوریه امیر المؤمنین فرمود پیانبر حضور داشتن در بین مردم وقتی پیانبر مبعوض شدن ادهه به خاطر حسادت کفر و کف برزیدن گفتن چرا او رو پیانبر کرد چرا ما پیانبر نشوید برثمود مهنو علل البیت آل ابراهیم اون که قرآن میگه آل ابراهیم ما این برثمود حسدنا ما مورد حسادت قرار گرفتیم همچنان که اجداد ما مورد حسادت قرار گرفتن سنتن و مثلا فمود گویا حسادت نسبت ما یک سنت دیرینه بوده اصلا قدیم همیجوری بوده یعنی از عبد به خلقت یعنی قابیل نه تو نسبه پذیره که حابیل شعن معنویش بالاتره دو داشتشو کشت ببینید الان فوتبالیستا یه نفر گل میزنه همه خوشحال هست چرا؟ چون پودشون رو تیم میبینن آفرین یکی دیگه گل میخوره همه نارد میشن وقتی ما نمیفهمیم که سدرشینان یک کشتی هستیم حسادت شکل میگیرد بنابراین ما به سادات و فرزندان و نوادگان و ذریعه احلون بید احترام میذاریم حالا بعضی ها میگن او فلانی سیده ولی گناه میکنه بازم احترام میذاریم به گناهش نه به انتصابش حضرت فرمود عمل آدم ها را از خودشون جدا کنید افرادی روایت فرامانی داریم که بعضی فاجرالعمل هستن فاجرالعقیده نیستن آدم های خوبی هستن میلغزن هجاب را رایت نمی کنن گناه می کنن ولی گفتن این فرقه رو بذارین کسی که دشمن رسول خدا نیست کسی که محب به خدا و رسول و اهلالبیته حالا در عملش میلنگه از عملش بیزار باشید و از او بیزار نباشید وقتی که به او احترام میذارید میگه تو فرزند رسول خدا هستی این صحب میشه که توبه بکنه حالا یه داستان براتون بگم مربوطه به احمد ابن اسحاق و بی احترامی که به سد حسین از نوادگان امام صادق علیه السلام کرد که وکیل از شبت اوغاف بود در قوم احمد ابن اسحاق احمد ابن اسحاق قومی بله این سد حسین که از نوادگان امام صادق اومد به دیدن او و اینم چون این حل شعر به خمر بود راهش نداد خب رفت هج میدونید دیگه جزه هج کامل اینه که آدم به دیدار امامش هم برود رفت سامر را دیدن امام اسکری علیه السلام امام اسکری راهش ندادن گریه کرد تذرع کرد آقا چرا ما راه نمیدید بلخوره راه دادن رفت جلو فرمودن سید حسین اومد راهش ندادی گفت آقا فقط به این دلیل بود که شراب میخورد فهمودن راست میگی ولی به خاطر انتصاب ما باید احترام میذاشتی برگشت بود همه اومدن دیدن سدوسین هم لابلای جمعیت اومد تا سدوسین رو دید پردید پردید و احترام کرد سدوسین تحجب کرد چی شده نه به اون که اصلا اجازه ملاقات نه به این احترام داستان رو گفت داستان بگفت که من رفتم سامر را و امام اسکری به خاطر که به تو بیعتنای کردم به من بیعتنایی کردم آقا این مصدب رو که شنید برگشت تمام عدوات شراب رو شکرد شراب ها رو ریخ شد از عباد شد از زوهاد مردم کسی را در خونه احلال به ترد نکنید خیلی ها میگن بچه همون نماز نمیخواند دختر همون هجاب را را آیت نمی کند اینا رو دعا کنید تو رو خدا اگه دوست دارید احمد ابن موسا شما رو بیشتر دوست داشته باشه ببینه تای دل شما این بچه هایی که گرفتار گناه شدن اینا رو دوستشون دارید که اینا اسیر شیطان شدن از دست شیطان نجاز پیدا کنن از همون محبت و دلسوزی خودش یه جور دعوته دیگه بله خیلی اثر داریم و بهتون بگم خیلی از ماها خطا میکنیم ترد میکنیم آدم ها رو آه این داستان حضرت یونس خیلی عجیبه نزن نون زهبه حضرت یونس قذب کرد به خاطر خدا لجش گرفت چرا اینا ایمان نمیارن قومش رها کرد خدا گوشش رو گرفت چرا رها کردی ده شکم نهنگ زندانی شد بعد گفت لا اله الا ان سبحانه که امی کن تو من از ظالمین خدا می کنی از با سه نجاتش دادیم نه باید نامید بشیم از اطاعت دیگران بعد برگشتید مردم توبه کردن همیشه تو مباحث چهار شنبه های ما رنگ و بوی تربیتی داره دیگه این نامه ای هم که ما داریم می خونیم نام سی و یک نامه تربیتیه حاجه ها مکرر اشاره کردن که نکته اصلی تربیت محبته یعنی اگر این محبت باشه خیلی روغنکاری چرخ تربیت در بابر و بعد محبت کن و اجله نکن سبوری کن از این خطا اجله میکن حسله کن بلاخره برمیگرده بلاخره توبه میکنه حالا این مخصوص به سادات نیست برای مؤمنین عادی هم گفتن همینطوری یه فردی بود به نام شغرانی فرزند آزاد شده یه رسول خدا بود از فرزندانو بود منصور دوانقی یه روزی داشت که اون روز یومول اطاع بود یعنی جایزه می داد هدیه می داد امام صادق علیه السلام اومدن برن نزد منصور بعد کسی به این شغرانی که اینم مشکل شرابخاری و گناه بود کسی به این اعتناله می کرد امام صادق هدیه گرفتن برای این شغرانی بهش دادن دقت کنی؟ بعد که هدیه رو دادن فرمودن یا شغرانی اینن هسنه من کل احدن هسن و من که احسن با کنایه گفتن فهمود خوبی از هر کس خوبه از تو بهتره چرا؟ همه میدونن تو به ما منتصبی همه میدونن تو ما را دوست داری با کنایه گفتن خوبی از هر کس خوبه از تو بهتره بعد فهمودن از هر کسی زشته از تو زشته با کنایه یعنی اول محبت کردن بر یه تذکر دادن لازم نیست قلیز و شدید بگیم کتا گویا یه اشاره ده بار و ست بار ری سرزنش کنیم نه یه کلبه بگید بذارید آدم ها برن توی خلوتشون فکر کنن خب پس ما به امام زادگان و به سادات احترام بذاریم حالا یه نکته تکلیف ما احترام به ساداته تکلیف سادات چیه؟ همون توجه و حواسشون رو جمع کنن اونا فکر نکنن که حالا که ما احترام گذاشتیم رفتن بالا اونا اگه میخوان برن بالا باید زینت احلال بیت باشن یعنی ببینید هر کسی یه تکلیفی داره اون کسی که شراب خاری کرده خب او رفت پایین ما احترام میذنیم به عشق احلال بیت ولی او حواسشون باشه و لذا اون سیده حسین چیکار کرد رفت شراب ها رو ریخت و توبه کرد هر کسی یه تکلیفی داره ببینید سادات باید به این بیان امیر المؤمنین تو نفشون البلاغه توجه کنن چون اخبار بزرگ فکر میکنن پارتی بازیه نه پارتی بازی نیست همه چی اصاب داره قاعده منده حکمت نوود و شیش امیر المؤمنین سلمود این اولا ناس بالانبیا اعلما هم به ما جاوبه یعنی نزدیکترین آدم ها به انبیاء و بعدش به ما اهل البیت کسانی هستن که اعلم هستن داناترن به آورده های انبیاء به معارف انبیاء یعنی علم درونی ها نه این که مثل ما های چیزهایی تو مغزمون باشه فرمود اینا نزدیکترن بعد هزدین آیر خود اِنَّ اَوْلَنْ نَاسْ بِاِبْرَاهِيمِ لَلَّذِينَتْ تَبَعُو نزدیکترین افراد به ابراهیم کسانی هستن که پیروی می کنند بعد فرمود و ها و نبی و لذین آمنو این پیانبر و یاران پیانبر و مؤمنان از همه به حضرت ابراهیم نزدیک ترند اون وقت از امیر المومنین این حدیث رو فرمودند فرمود ان ولی محمد ازا همه سل علا محمد و آل محمد و اجل فراجهو من اطا الله چه کسی رابطه ولایتی با پیانبر داره فرمود هر کس اطاعت کند و این بعدت لحمته لحم از لحم یعنی گوشت یعنی گوشت خونشم دور باشه مثل سلمان سلمان از ایرانی های دیگه از فارس دیگه نه برای سلمان فرمود مننا اهلالبیت برای خیلی از قومخش های پیانبر نه فرمود مننا اهلالبیت ولی اون مننا میشه اون مننایه چرا؟ چون پیروی کرده امیر المومین میگه اگه کسی پیروی کنه با پیروی کردن میشه جزه هزب احلول به جزه اونا خودی میشه مننا میشه ولو گوشتش دور باشه میرونه راه برای همه بازه بعد فرمود دشمن پیانبر کیه؟ من از الله اگر یک ساداتی اگر یک مؤمنی اگر معصیت کنه به اندازه معصیت افتاده تو دنده دشمنی دشمن پیانبر کسی که معصیت می کنه ولو از خیشاوندان باشد به این قرابت قرابت مثل کی؟ مثل بچه نوح خود داستان نوح خیلی عجیبه خدا به عزت نوح وعده داد ما اهلتو نجات می دیم وقتی عذاب بیاد حضرت نوح هم خوشاد که اهل من نجات بدام کنه سوار کشی شده چند تا مومن هم سوار شدن سیر آمد و عذاب آمد و کشی داشت را می افتاد یه وقتی بچهش اون کناره گفت یابانه یه ارکب منو بابا سوار شو بیا با ما لا تکن مال کافرین گفت نه گفت ما قرخ میشی گفت میرم بالای کو گفت لا سمال یامامن امر الله این عذابه هیچی آدم رو یفت نمی کنه جلوه چشم حضرت نوح بچهش قرخ شد حضرت نوح خیلی قمگین شد به خدا گفت خدای چی شد وعده تو که حقه پس چجوری بچه من که اهل من بود بچه منم که اهل منه چی جور شد جهنمی شد خدای متعال فرمود او اهل تو نبود گوشت خونش از تو بود اینهو عملون غیر ساله او مجسمه فساد بود پس کسی که جزب ساداته به این جنبه توجه کنه این وقتا جای قصدهی میخوندم خیلی برمن جالب بود نمیدونم امام مشتبه بود یا امام صادق الان پزور زهن ندارم برای یک شاعری متح اون حضرت رو فرمود گفت و حضرت بعدش گفت من نسبت من با پیغمبر مهم نیست این مهمه که به من بگن تو چقدر شبیه رسول الله هست آفرین پس ببینید هر کسی یه تکلیفی داره ما سادات رو که میبینیم به عشق احلالبید احترام میذاریم سادات روشت میکنن ما احتراما یا ما روشت میکنیم ما روشت میکنیم او اگر میخواد روشت کنه حق سادات بودن رو ادا کند هر کسی یه تکلیفی دارد تقد کردید چه خوشم شد؟ ما که احترام میذاریم به احمد ابن موسا ما میریم بالا احمد موسایم بالا هست حالا یک سیدی بود احترام گذاشتیم بالا نبود از نظر معنی ما بالا میریم ما میریم بالا او اگه میخواد بره بالا شروع به خم رو ترک کنه اشتباهات شده داره که میگفت مادر من خوب نیست بد اخلاقه نمیدونم فوش میده بدگهنه شما چطور میگید بهش زیر پای مادرانه گفتم تو وظیفت اینه اعترام بکنی تو به اون بهش نمیرسید او وظیفت چیز دیگه است درسته هر کسی تکلیفی داره و بهتون بگم از نظر تربیتی و اخلاقی یکی از مشکلات این خلط تکالیفه یعنی ما به تکلیف طرف مقابل توجه میکنیم به تکلیف خودمون توجه کنیم اگه من بخواهم روش کنیم ما باید وظیفه خودمونو انجام بدیم و این شناخت تکتیف هم خودش خیلی مهم داره بله سخته تابوس یوانی میگه امام سجاد رو دور خانه خدا دیدم که گریه میکردن بیوش شده بودن تو عبادتاشون رفتم سر آقا رو بر بالین گرفتم عشقم جاری شد گفتم آقا چرا شما چرا اینقدر مینالید چرا اینطور مستربید فمود خلق الله ان نار لمن اصاح خدا آتش جنم رو برای معصیتکاران آفرید وَلَوْكَانَ سَيِّدًا غُرَشِيًا فرقی نمی کند وَخَلَقَ اللَّهَ الْجَنَّةِ خدا بهش را آفرید برای کسی که اطاعت می کند و احسان می کند وَلَوْكَانَ عَبْدًا هَبَشِيًا یعنی امام سجاد نمی راست خاطر جمع نیست بگه من پرزند رسول خدا هستم باید اهل اطاعت باشم امام باغر فهمود کسی به ولایت ما باوره ولی اینا هر که اطاعت از خدا کنه ما را دوستم داشته باشه میشه ولی ما بسیار عالی خیلی ممنونم حاجای نظافت تمام شد این برنامه سمت خدا و حالا اولایی که تو این حرم امروز نفس کشیدن نماز کندن دعا کردن و شما که این سحن و سرارو دیدید این آینه کاریها رو دیدید این زریه متحر و نورانی رو دیدید حتما دلتون پر کشیده اونم گذر چارشنبه برای حرم حضرت علی ابن موسر رزا در پناه خدا باشید و حجتک على من فوق نه و من تهدف رای استدیغ شهید سلافاً کثیرتاً تامتاً داکیتاً متواصلة متواطرة متراد حیاب که از غلمات زلیت علا حضن من اولیاء جرعه بیان احادیث کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تا شبد لبریز از تراوت گل آشیانه ها لبریز از تراوت گل آشیانه ها بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصان خدمت شنوندگان عزیز راژیوماره صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ما روایات کافی شریف هست کتاب الامان و کفر باب شست و یکم انوان این باب باب و زم دنیا و زهد فیها روایت بیست و سوم این باب رو میخانیم نامیست از امیر معاملان سلام الله علیه به بعضی از اصحاب و یارانشون که اونها رو موئزه می کنن در فراز اول این نامه حضرت سفارش به تقوی فرمودن و بعد فرمودن آثار و برکات تقوی اینه منتقالله کسی که تقوی داشته باشه عز و قوی و شبع و روی و رفع اقلو چهار ویژگی چهار برکت از برکات تقوی رو حضرت بیان فرمودن ارسان متقی اولا عزیز میشه توضیح دادیم به تعبیر الله مجلسی رزوان الله اونم عزت واقعی عزت الهی عزتی که با آمد و رفت مردم تغییر نمی کنه از دست نمیره مردم نمیتونن این عزت رو بگیرن همونطوری که خدای متعال فرمود ولی الله العزت و ولی رسوله ولی المؤمنین عزت الهی عزت رسول عزت مؤمنین اززت پایداره اززتیست که واقعی با آمد و شد مردم چیزی درش اضافه نمیشه کم نمیشه مؤمن مؤمن متقی اولین برکت تقواشی است که عزیز میشه دوم قویه قوی میشه باز به تعبیر علامه علامه مجلسی اون هم قدرت الهی نه قدرت های مادی همونطوری که امیر معاملان فرمود ما قلعتو باب خیبره من در خیبر رو با قوت بدن از جا در نی آوردم بلکه با قدرت و نیروی الهی سبومی فرمودن و شب اول روی متقی سیراب میشه سیر و سیراب میشود باز به تعبیر مرحوم الله مجلسی همونطوری که آیه سور مبارکه تلاغ میفرمود و من یتق الله با این آیه عاشنا هستیم و من یتقل لا از برکات تقویی یج الله مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب ویژگی چهارم و رفع عقله ان اهل دنیا رفع عقله ان اهل دنیا یعنی عقلش خردش درکش فهمش بالاترین خرد خواهد بود بالاتر از عقول مردم دنیا چرا بالاتره؟ برای این که مردم دنیا همش نگاهشون به دنیا هست لذات دنیا، منافع دنیاوی اما انسان متقی نه دنیایی رو میبیند که مخدمه آخرته دنیایی رو میبیند که به تعبیر سید و شهده غندتره پولیس برای آخرت به تعبیر روایات ما مزرعه آخرته که احزاریست که میخواد در آخرت محصولش رو به دست بیاره بنابراین انسان متقید چون نگاهش نگاه الهیه نگاهش یک نگاه بسیار بسیار وسیعیه و دنیا رو مقدمه میبینه برای برکات سرای جاودان حضرت میفهمد رفع عقله یعنی عقلش خردش بالاترین فکره بالاترین خرده از عقل مردم اونایی که فقط دنیا رو میبینن بالاتره بالاتر از این است که دنیا رو فقط ببینه رفع عقلهو ان اهل دنیا در ادامه حضرت می فهمد نتیجه این می شه انسان متقی که اززت داره قوت داره اززت و قوت الهی داره فکرش فکریست بسیار بالاتر از نگاه به دنیا فبدنهو مع اهل دنیا و قلبهو و عقلهو مع آین الاخره بدنش تو دنیا هست با مردم دنیا میبینی آقا اینم راه میره اینم جسم و جسدش بدنش مثل دیگران تو همین دنیا حضور داره ولی قلبش خردش فکرش معاین آخره آخرت رو میبینه فقط دنیا رو نمیبینه این تعبیر در نهج البلاغه کلمات امیر معاملان سلام الله علیه هم هست حضرت در بسر شهادت بودن می دانید امیر معاملان صلی اللہ علیه از شب نوزده هم که ضربت خوردن در محراب عبادت تا شب بیسیه کم قبل از شهادتشون وسیعت ها و سفارشات فراوانی داشتن حالا ما معمولا فقط همون وسیعت معروف رو می شنویم که الله الله فسلات الله الله درسته اینم وسیعت مهم میست ولی تو این فاصله حضرت سفارشات متعددی داشتن از جمله وسیعتهای حضرت ایوهن ناس کل عمر انلاق مایفر رومنهو فی فراره بردم بدانید هر انسانی از اون چی که فرار می کنه یعنی از مرگ بلاخره باش ملاقات می کنه تا می رسد به اینجا شاهدم این جمله است حضرت فرمود انما کن تو جارن جاورکم بدنی ایامن من با شماها بودم ولی بدن من با شماها بود چرا حضرت می فرماد بدنم؟ شبیه همینی که اینجا می فرماد انسان متدی رفع عقلهو ان اهل دنیا فکرش نگاهش بالاتر از این نگاه اهل دنیا هست نه فکرش بسیار گسترده است فقط دنیا رو نمی بینه دنیا رو مقدمه می بینه سرای جاپدان رو می بینه بالاترین فکر و عقل و خرد و اندیشه و نگرش رو انسان متقی داره بنابراین همین که اینجا حضرت فرمود فَبَدَنُهُمَ اَهْلِ الدُّنْيَا بدنش با مردم دنیا است اما قلبه معاین الاخره عقلش فکرش خردش اندیشهش به آخرت داره نگاه میکنه نتیجه این نگاه چی میشه فَأَتْفَأَبِ ذَوْءِ قَلْبِهِ ما اب سرد ایناه من حب دنیا ادفع با چراق خردش با چراق فکرش خاموش میکنه ما اب سرد ایناه اگر نگاهش میوفته به مظاهر دنیا میخواد حب دنیا و محبت دنیا در دلش جا بگیره نه با اون نور خردش فکرش ادفع این نورهای ظاهری مادی رو خاموش میکنه فَعَدْفَعَبِ ذَوِ قَلْبِهِ با چراق دلش خاموش میکنه ما عبسرد اینا من حب دنیا فَغَذَّرَ خَرَامَهَا باز از برکات تقوی اینه فَغَذَّرَ خَرَامَهَا وَجَانَبَ شُبَهَاتِهَا حرام دنیا رو نجس میشه مارست اگر ما به این درجه رسیدیم امسان به این درجه رسید به درجه تقوی دیگه دنیا رو حرام های دنیا رو نه این که با زحمت ازش فاصله بگیره نه چطور ما از یه نجست فاصله میگیریم دنیا رو حرام دنیا رو اینجوری میبینه با این آیات نورانی قرآن آشنا هستید کسانی که اموال یتامار و مال یتیم رو میخورن اینما یک کلون و فیبوتونه هم نارا آتیش میخورن اگه ما واقعا ببینیم آتیش داریم مصرف میکنیم و استفاده میکنیم فاصله نمیگیریم چرا انسان برستد به جایی که غزره به تعبیر امیر معاملان انسان با تقوی انسانی که فکر و عقل و خردش به بالاترین درجه رسید رفع عقله و ان اهل دنیا غزره حرامه ها حرام دنیا اصلا نجست میدونه ما از نجست فاصله میگیریم و جانب شبهاته ها اونی که حرامه که اصلا هیچ نجست میدونه و فاصله میگیره اونی هم که مشتبهه معلوم نیست یقین نداره حرام هست یا حرام نیست ولی بر این حال جانبه فاصله میگیره یا یه حکمی که نمیدونه حالا حتما