منابع ارزشمند دینی تسبیح همه موجودات زنده و ذکر خداوند رو به چه معناه هست برای شما تبین میکند خیلی ممنون از لطف و انایت و همراهی شما این برنامه رو بشنوید آیا نرسید اون وقتی که این دلهای ما خوشی رو پیدا کند قرآن گفته ما اندکن ینفت و ما اند الله باق اسلام خیمش روی این پنج رکم استواره باید به همه کدیدی که خدا از اون نظرش رو برگرد بر بال سخن موسیقی سخنرانی خطیب ارجمند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین محمد تقی فلسفی با موضوع معنای تسبیح خداوند به وسیله موجودات هستی بسم الله الرحمن الرحیم ابلغاسم محمد صلی اللہ علیه و علیه و بیته طیبین الطاهرین المعصومین المكرمین یکی از آقایان سوال کرد با این که هیوانات هم خدا را تسبیح می کنند آیا ما می توانیم بگوییم که هیوان هم دارای فطرت توحیدی است یا نه اولا اون آقا که سال کرد آیا هیوانات هم دارای معرفت فطری هستند به دلیل تسبیح این میگه خدا در قرآن تمام موجودات تسبیح میکنند فقط حیوان نیست زمین هم تسبیح میکند درخت هم تسبیح میکند ستار و ما هم تسبیح میکند بنابراین سؤال اون آقا که دارای معرفت فطری باشد در حیوان به اعتبار تسبیح مطلب دامندار راجع به گیاه و هشرات و جماد و زمین و فضا و آسمان این اولا و ثانیا قضیه تسبیح معنیش دارا بودن معرفت فطری نیست اولا لغت تسبیح به معنی تنظیح هست وقتی یک نفر میگه من خدا را تسبیح می کنم یعنی خدا را تنظیح می کنم از تمام نقاعس و عیوب اون وقت خدا می فرماید یسبه ولله ماف سمابات و ماف العرف تمام اون چه در این عالم است خدا را تسبیح می کنند اون وقت می گویند این تسبیح تسبیح تکوینیست یعنی پروردگار عالم هر موجودی را به قدری کامل و جامع آفریده و به هر موجودی اون چه در خوره او بوده است به او داده کتاهی در خلقت نکرده خدا جهل در خلقت نداشته خدا عجز در خلقت نداشته هر موجودی در حد کمال اون موجوده حالا پشه باشد، مگست باشد، مرشه باشد، کبوتر باشد، باز شکاری باشد یا درندگان و گزندگان اینا همه مجه هزن به اون سرمایه هایی که لازم پروردگار به اونا داده بشه عجیب پروردگار آلم خلق کرده موجودات رو درخت گلابی تصفیح میکنه گل یاس تصفیح میکنه مرچه تصفیح میکنه ببر و پلنگ تصفیح میکنن آهو و کبوتر تصفیح همه تصفیح میده زیرا هر کدام را اون که در شعبشون بوده داده این پس معنی تصفیح این روشن شد تسبیح به معنی تنظیح خالق از نقص و عیب نقص و عیب به معنی الام جهل از بخل در خدا نیست بنابراین آفریدهاش کامل اون وقت در اینجا کمال هر موجودی متناسب با اون موجوده مرچه بخواد کامل باشد متناسب با مرچه گنجشک بخواد کامل باشد متناسب با گنجشک ببر بخواد کامل باشد متناسب با ببر اون وقت قرآن آقا یه آیه عجیبی داره که این آیه در بیان مسئله تسبیح خیلی مبین است و روشن کننده قرآن می فرماید ما ترافی خلق الرحمان من تفاوت فرج البسر حل ترا من فطور پیغمبر شما تفاوت در مخلوقات خدا نمی بینی چشمتو برگردان دقت کن ببین آیا عیبی خلالی نقصی مشاهده می کنی خب اون وقت در اینجا اولا مسئله تفاوت موجودات که خیلی مشهوده نه تنها مسئله یک نوع با نوع دیگر تو خود یک نوع تفاوته خلق الانسان منتفاوت این ماترافی خلق رحمان منتفاوت یعنی تمامشون در حد اعلای نظام خلقت آفریده شدن و لذا همه موجودات خدا رو تصفیح میکنن تفاوت نیست ببینید اولا لغت تفاوت رو گاهی تفاوت رو معنی میکنن اختلاف در اوصاف همه که ما میگیم این با اون تفاوت داره این قالی با اون قالی تفاوت داره یعنی رنگش ثابت بودن رنگش طور و عرضش و گاهی هم تفاوت میگن یعنی فوت نشده چیزی ای لیسفیه ها ما یخ رو جا ان مقتز الحکمه چیزی در اون نیست که در نتیجه این از مقتزای حکمت خارج بشه حال من یه مثال بزنم چون این مسئله یه مثال آوردن خیلی اهمیت داره بسیار ملاحظه بفرمایید یک کارخانه درجه اول ساعت سازی در سویس این ست رقم ساعت می سازه ست رقم ساعت می سازد به قدر یک دوگرانی یک گرانی ساعت می سازد به قدر یک پنج گرانی ساعت مچی ساعت بقلی ساعت بادر ساعت بیدر شب نما سانی کوچک سانی بزرگ در نقرئی در تلائی در برونزی بعد ساعت می سازد دیواری دیواری یک کلو دیواری سه کلو دیواری ده کلو دیواری با آویز دیواری بدون آویز اون وقت ساعت هم ساخته سه تن شهرداری می بره می زاره روی یک نقطه مرتفع صدای زنگش از هر طرف سه کلومت می ره اینو همه ساعت بعد بیا به مهندس بگو آقای مهندس این ساعتات کدوم شیره آلی تر و دقیق تره میگه ما طرف ساعت من تفاوت تو ساعتهای ما تفاوت نیست همش علمیه تمام ملاییه یک دور نخص نداره اون ساعتی که وزنش دو گرمه همون اندازه با اصول علمی ساخته شده که ساعت ده تونی ساخته شدی شما خیال نکن حالا این ساعت کوچنونه ما کم اعتناع کردیم نه خدا اینو میخواد بگه بگه پروردگارا در مورچه بیشتر دقت کرده ای در خلقتش یا ببر میگه ما ترافی خلق الرحمان منتفاوت مورچه هم کامله پشه هم کامله میکروب سلم کامله ببرم کامله باز شکاری هم کامل تفاوت در اینها نیست یعنی هیچ نقصی از نظر ساختمان وجود نداره این همون معنای تسبیحه چرا همه موجودات خدا را تسبیح می کنن چون ما ترافی خلق الرحمن من تفاوت همه موجودات آفریده خدا کاملن تفاوتی ندارن فوتی در اینها نشده نقصی ندارن تا یه موجود دیگه بله خدا من خلق کرده ولی دوتا صفت به من نداده لذا من گیرم نه اینجور نیست ما ترافی خلق الرحمن منتفاوت پس این آیه همون معنا رو بیان میکنه اون وقت بنابر این تفاوت نیست بعد دنبال همین عبارت میگه فرج البسر پیغمبر چش دو برگردون با دقیق نگاه کن هل ترام من فطور فطور یعنی اختلال نگاه کن ببین اختلالی میبینی در درخ در گل یاس در یه بوته هندوانه در یک پشه ریز در یک حیوان دروش هیچ بینظمی ملاحظه می کنی هل ترامن فطور تس وقتی که فطور و اختلال نمی بینی بفهم به این که آلم همه به حد اعلای نظم و انضباط ایجاد شده منطقه مراتب درجه انضباط هر موجودی به مناسبت اون موجوده حالا پس این معلوم شد که مسئله تسبیح تسبیح تکوینیه حالا دقیق کنید ما که میگوییم موجودات همه خدا را تسبیح میکنند معنیش اینه که پروردگارا هر موجودی را که تو آفریده ای اینقدر به او رقائق و دقائق و رموز تعالی و تکامل داده ای که ما نمیتونیم بفهمیم چقدره و خودت میگی لا تفقه اون نمیفهمید شما میدونید مرشه چقدر دقائق خیلقدره قبل از این که میتون لینک بنویسد این همه دقائق رو کسی نمیدونست فقط میدونستر مرچ لانه میگیرد دانه جم می کند و دانه ها برای این که سبز نشود بپاره می کند و در انبارش میذارد آمین این قدر مرچ آلم بو تاوردارد که تا الانم کسی نمیدونه یه مقدار زیادشو نمیدونم این موریانه یکی از کتاب های خوندنی بخونیدیم موریانه ماله بیتیلدینک آه بحتاوره مملکت موریانه یه مملکت عجیبیه آقا بقدری عجیبه اینا رفتن تو داخل همین کشور موریانه میگه آقا روابط ارتباطات نمیدونیم چیه مثل ارتباطات برقی و مخابراتی یه دونه موریانه کچولو قدموه کرد گفت این موریانه رو توی یکی از خیابونه ما یه دونه رو کشتیم ببینیم شما میشه تا کشتیم زیر این گمبت صدای سوت بلند شد خبر پیده کردن یک نفر کشل شد سوت تمام از کاری است نمیگن الان تو انسان ها میگن یک دقیقه سکوت اولاد یک دقیقه توقف اون وقت آقا گروه بندی میگه آشپز غیر از رفتگره رفتگر غیر از نظامیه این هر کدوم جدا مثلا گروه رفتگر در موریانه مثل این جارو برقیه میگه یک کیسه داره زیر گلوش همطور میاد میگرده گردقباران جمع میکنه تو این کیسه این فقط رفتگره یه گروه هم فقط آشپد همه موریانه ها نمیتونن خودشون بیچینن ما دخام رو بخورند میگه آشپد ها میخورند در مزاج خودشون مثل مادری که قضا رو میخوره اون وقت برای بچه قضا درست میکنه اینا میخورند وقتی خوردن قضا که پخته شد اون موریانه آشپد میاد خودشو آویزون میکنه بعد اونای دیگه میان از پستان اون میمکن قضا میخوند قوقای این من شیعن الا یسب به هم به ولكن لا تفقه و تصویه هم چه میدونی چه خبره چه میدونید من چی عطا کردم بذارید هر ده قرن بشهر یک تکامل علمی میکند یه خورده اسرار رو میفهمند حالا ده قرن دیگه از اصر میتیلنگ بگذره هشد شناسی علمان بالاتر بیاد بعد یه مسائل دیگه فهمیده میشه هی میره اونوقت نسل جلو میگه عجب این که قرآن میگفت لا تفقهون تسبعهم یعنی اینایی که من دادم نمیفهمید حالا ببینید چقدر اون اشکال بی اساسه میگه اگه لا تفقه اون تصفیه هم یعنی تکوینی باشه ما که تکوینی نیمی فهمیم چی چی نیمی فهمیم؟ تو از کجا تکوینی نیمی فهمیم؟ مگه ساختن گمبت بال موریانه تکوینی نبود؟ مگر رفتگر در داخل کشور موریانه تکوینی نبود؟ مگر آگاهی پیدا کردن ارتباط کشته موریانه با زنده ها تکوینی نیست؟ از کجا میفهمیم؟ نمیفهمیم ما مثل این کبوتر چلچله یه قضیهی رو یکی از آیان نقل کرد قضیه جالب توهیدیست یکی از علمای محترم که سالها در نجب بود گفت یک روز تحتیل طلبه ها با چند نفر مزاکره کردیم هوا بهتر باشه بریم کوفه یه هوای بهتری تنفسی یه باخچهی بود در کوفه مالیک از دوستان گفت اونجا خودمون قضا درست کردیم و با هم نشستیم زیر آسمان تو حیات درختام هست یه دو سه تا اتاق کاغلی هم اونجاست گفت ما با هم صحبت می کردیم یک وقت دیدیم صدای جیر جیر بلند شد جلب توجه ما رو کرد دیدیم توی اون ایوانی که اونجا ساخته شده تو اون اتاق زیر ایوان چلچل آشیانه کرده بچه گذاشته و یه مار داره میره بالا این ماره دیوار صافه اما این پولک های خودشو لابلای این کاغل بند میکنه که بره بالا این چلچل و بچه هاشو بخوره قضا میخواد گو ما نگاه کردیم دیدیم این چلسله داره داد میزنه فریاد فریاد یعنی بابا کمک کنید من و بچه هم دوشار دشمن شدیم گو میخواستیم بلند شیم یه بیلی چوبی بیاریم ما رو بندازیم بکشیم یکی از آقایون گفت نه آقا نکنیم این کارو وایسی ما میکشیم مارا رو اما وقتی دیگه رسید چلچله به بنده است ما ببینیم این که خدا میگه موجودات من رو تسبیح میکنن و من همه رو کامل خلق دردم این چه کمالی داره الان مقابل این؟ اینی بفهمیم گفتی چی نرفتی؟ گفت آیا این چلچله ماره داره فشار میاره به زحمت که نیفته یه سانت یه سانت به جنکندن داره میره بالا گفت نیم متر اومد شستا هفتاد تا ستا چلچله داد میزنه دید ما اعتنال میکنیم خب رفت نزدیکی حالا یه متر اونده برسه به لانه چلچله از ما معیوز شد بسکه فرمون داد چون بچهاشم داد میزدن به بچهاش گفت ساکت بچه ها رفتن تو لانه خواهید ساکت خود چلچله رفت ماره داره میره بالا حالا یه متونده نویت سانت هشتاد و پنج هشتاد پنجا چل سی اومد نزدیک بیست خیلی نزدیک شد یک وقت چل چلا آمد اما بابوم آمد به منقارش یه چیزی گرفته که در دواهای تبیه قدیم گیاهی بود اسمش خارخاسک اگه برید دکونه اتاری هایی که دواهای قدیم گل بنفش و گلگاف زبون میدن بگو آقا یه دون خارخاسک بده بینم یه خارخاسک این خارخاسک رو میبینی یه حبه ایست از نخوت کچکتره ولی دورش یا سه تا دونه خاره یا چهارتا یه دونه از این خارخواستکار گرفته به دهنش منقارش آمد لب آشیانه استاد حالا باری ما نگاه میکنیم ماره رسید به ده سانت دیگه دهن شبا کرده آماده خوردنه دیگه حالا دهن حد اکثر بازه آمد ده سانت هشت سانت رسید دیر آشیانه سر رو خم کرد که ببره تو آشیانه بخوره در اون لحظه حساس تا دهنواز بود چلچله خارخاسکو انداخت تو گلوی مار سه تا تیغ داره ماره یه جنبشتات خورسمین بال بال زد مورد آقا یک وقت چلچله و بچه هاش فریاد فریاد جرشید آه این چیه؟ این چیه؟ امن شیعن الا یوسف به هم به ولكن لا تفقهون تسبیحون شما چه خبر دارید در مزاج چلچله من شافریده هم؟ شما فقط میبینید چلچله بچه تیدا میکنه بچه تردیق میکنه؟ چلچله دشمن دارد خطر دارد بلا دارد بدبختی دارد شما ببین من چه کردم که چلچله میدونه ماری که از پایین داره میاد بالا قی از ماریست که از بالا آوزون شده اگه از بالا آوزون شده خارخواستک فایده نداره اینطوره بندیده هوا که ناری که از پایین بیاد بالا با دهن واز خارخواسک می کنشده شد یک خود این از داره فنی و تاکتیک نظامی بعد در باب تکنیکش اون بمبی که میتونه این از بین ببره زمین به زمینه هوا به هواست زمین به هواست هوا به زمین این میدونه خارخواسک حالا خارخواسک کجا هست؟ یک کجا اطلاع داره؟ خارخوصه گو بلده جاش هم بلده کیفیت کار برده واقعا بپاوره من چرا اینقدر اینو رو مثال زدم برای این که اینو بتونید جواب بدید تقریبا تمام مفسرین توشوندند میرسن به این میگن تسبیح باید تسبیح با اراده و توجه باشد باشد و الا اگر تصمیح تکوینی باشد چه معنی دارد خدا میگه بلکن لا تفهم تصمیحهم چرا نفهمید ما میفهمید تصمیح تکوینی برای ما قابل فهمه اما نه خیال میکنید چلچله رفته دنبال خارخاسک تکوینه جای خارخاسک و بلده تکوینه کیفیت کشتن ماری که از زمین میاد به بالا تکوینه همه اینا تکوینه و همه شان تسبیحه اما ما نمیدونستیم ما نمیدونیم اون روز اون آقایون نشستن تو باقه کوفه این نکتر رو فهمیدن بله چه میدونیم حالا نتنهاییم هزار نکته در چلچل موجوده ما خبر نداریم ما آگاهی نداریم خب بنابراین پس روشن شد به این که قضیه تسبیح تکوینیه و تمام موجودات به زبان استعداد میگن خدایا تو مارا کامل آفریدی و در وجود ما عیب و نقصی نیست انایت تو از هر جهت به ما کامله اون وقت یا یه دیگم هست که علم تره ان الله یصبه له منف سماوات والعرض و طیر صافات کلون قد علمه صلاته و تسبیحه این کلون علمه صلاته و تسبیحه اینم از جمعه حرف هاییست که خیلی توش استادن بعضی ها میگن همه اون چه در آسمان و زمینه و همچنین تیر و پلندگان همه خدا را تصویح می کنند و بعد قد علمه صلاةه و تصویحه کی علمه؟ کی علمه؟ قد علمه کل من و کل تیر صلاة خودش را یه احتماله خب اگه تیر صلاة خودش و تصویح خود را عالمه پس می فهمه پس تصویح تکلیمی نیست تصویح علمیه می فهمه یک احتمال کلون قد علم الله صلاة و تسبیحه اما اقلب مفسرین میگن قد علم الله کلون قد علم الله صلاة و تسبیحه بنابراین کلون علم صلاة و تسبیحه این مربوط به خدا به علم خداست نه این که باز مربوط باشه به پرنده که پرنده نماز خودش رو و تسبیح خودش رو میدونه و عالمه پس به دلیل علمش ما بگوییم فطرت توهیدی دارد نه اصلا احتمال عدوی در باب این که هیوان و دگران تسبیح خودشونو بدونن زعیف مفسرین قوی و اونهایی که عدیب بودند و از نظر قدرت عدبی در تفسیرها سخن گفتند اینا میگوین احتمال خیلی قوی و اقوی اینست که علم زمینش به خدا برمیگردد خدا میداند تسبیح موجودات را خدا میداند سلات را و بعدم این که میگه سلات و تسبیح میگن سلات مال این سنها و من تسبیح مال پرندگان که باید ما گفته بشا برم پروردگارا اسلام و اسلامی اون را قوت انایت بفرما مسلمانان را در پناهت محافظت بفرما رهبر انقلاب را سلامت و طول عام انایت بفرما فرج حضرت بقیت الله را نزدیک بفرما و السلام علیکم و رحمت الله شنواندگان ارجواند آنچه شنیدید سخنرانی مرحوم استاد فلسفی بود با موضوع معنای تسبیح خداوند به وسیله موجودات هستی سبحانك سبحانك سبحانه سبحانك سبحانك سبحانه سبحانك سبحانك سبحانه سبحانك سبحانك سبحانه الله الله الله اکبر سبحان ذی العز شامخ المنی سبحانه دی العزیز شامخ المنی