اهل و ایالی که بگن آقا ما دیگه از کنار قبر نمیریم یا نه از کنار قبرم برن بگن ما شبان روز میخواییم در فکر پدرمون باشیم شریک زندگیمون باشیم همسرمون باشیم خدمت کنیم خیرات بفرسیم همه اینها بعد از چند روز فراموش میشه فنقت الالله به قلب منیب من رفض دنیا به سوی خدا با یک قلبی که تا ابن منیب فنقت انقطاع الالله بیدا کن به سوی خدا من رفض دنیا با کنار گذاشتن دنیا و ازمن اون هم تصمیمی که لئی سفیهن کسارون ولن خزال گاهی ما تصمیم میگیریم اما کتاهی میکنیم یه تصمیمی که دیگه درش شکستی نباشه دیگه درش جدیت کامل باشه حضرت در پایان این نامه دعا میکنن اعانن الله و ایاک به اون کسی که حضرت براش نامه نوشتن دعا می فرمون و السلام علیکم و رحمت الله اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج آمی محمد ایمان سجاد در طلب باران به گاه خوشکسالی نیایش نوزده همه صحیفه سجادی موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی و توسع بهیف الاغوات صحابن متراکمان هنیان مریعان تبغان مجلجلان قیره ملث ودقه و لا خلب برغم اللهم اسغنا قیثن مقیثا مریعن ممران عریزن واسن غزیران ترد به النهیز و تجبر به المهیز اللهم از غناصقیان تسیل منه الذرام و تملع منه الجبام و تفجرو به الانهار و تنبتو به الاشجار و ترخصو به الاساره فی جمیع الامسار و تنعشو به البهائمه والخل و تکملو لنا بهی طیبات الرز و تنبتو لنا به از زرع و تدر به از زرع و تزیدنا بهی قوتن الى قوتنا اللهم لا تجعل زله علینا سموما ولا تجعل برده علینا حسوما ولا تجعل سوبه علینا رجوما و لا تجعل ماهو علینا اجاجا اللهم سل على محمد و آل محمد و ارزغنا من برکات السماوات بل ارز انک على کل شیء غدید بسم الله الرحمن الرحیم بارخدایا ما را از باران سیراب ساز و رحمت خود را با بارانی سرشار از عبری که در گستره آفاق برای روی شگیاهان شگرف زمین تو روانه است بر ما بگستر و با رساندن میوه ها برمندگانت منت گذار و با شکوفائی قنچه ها زمین خود را زنده دار فرشتگان عالی مقام و سامن بخش را حاضر نما و بفرما تا از سوی تو بارانی آورند سودمند و دامن دار با دانه های درشت و پربار با رگبار های تند و بیقرار آنسان که آنچرا مرده است زندگی دوباره دهی و آنچرا از دست رفته است بازگردامی و هرچرا رو ایدنیست برویانی و مردمان را فراوان رو زیدهی با عبری انبوح و شادیاور بیزیان و بیکران و بسی خروشان که نه سیل پدی دارد و نه برقش تنها بفریبد پروردگارا برما بارانی ببار که قهدی زدا و سبزیزا فره بخش و بیکران و فراوان باشد تا با آن قامت گیاهان روینده را استوار سازی و پجمرده ها را سرف رازی خداونده بر ما چنان ببار که از تپها آب جاری کنی چاه ها را سرشار سازی جوی ها را روان و درختان را برویانی و در همه شهر ها ارزانی پدیداری چارپایان و مردمان را شادمان داری و روزیهای پاکیزت را بر ما کامل گردانی که اشتگاه های من را برویانی و چهار پایان را پرشیر سازی و بر نیروی من بیفضایی خدایا چنان مکن که سایه آن عبرها بر ما باد سوزان شبد و سرمایش گزنده و شوم گردد و چنان مباد که بارانش را برای ما چون کیفر سند باران سازی و آبش را در کام ما تلخ و ناگوار گردامی بار خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و برکات زمین و آسمان را به ما ارزانی دار که بی گمان تو بر هر کار توانا اللهم صلی علی محمد و آل محمد اللهم صلی علی محمد و آل محمد و هایی که از این درخواهیت را برده کنه و رحمت را برده کنه و هایی که از این درخواهیت را برده کنه دریچهی به جهان روشنایی و معرفت جلوهی از جامعه دینی رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت ای که شدی طالب اسرار هم بشنا و بشناس اشارات را جربه ی از جام معارف به نوش گوش کنا یات و روایات را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان درس و عبارات را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان درس و عبارات را گنج سعادت بسم الله الرحمن الرحیم سلام میکنم خدمت همین شما همراهان عزیز همه شما بزرگواران هموطنان عزیزم که در جای جایی میهن عزیز اسلامی من هستید حوالی همین ساعت هر روز برنامه گنج سعادت را از شبکه سراسری رادیو معارف دنبال می کنید الان هم در حال شنیدن این برنامه هستید یک سلامه می کنم خدمت همه شما هموطنان عزیزم که تازه به جمعه کسانی اضافه شدید که برنامه گنج سعادت رو دنبال میکنن برنامه گنج سعادت برنامه ایه که قرار کمک بکنیم به همدیگه تا به یک زندگی اخلاق مدار برسیم قرار به همدیگه کمک بکنیم تا اخلاق رو در جامعه خودمون نهادینه بکنیم فضیلت ها رو محور زندگی قرار بدیم و رزیله ای را هم اگر پیدا میکنیم انشاءالله رفت و برطرفش بکنیم بران که به این هدف برسیم هر روز برنامه ما از جترسنا و المسلمین استاد محمد حادی فلاح با اصطنابت از آیات قرآن کنیم و روایات احلیویت علیه امسلام نکاتی رو در اختیار ما قرار میدن که بتونیم در سایه عمل کردن به اونها انشاءالله به این هدف و قایت برسیم و یک زندگی اخلاق مدار رو برای خودمون ایجاد بکنیم تن برنامه هست استاد فلاح در خصوص آفات زبان برای ما صحبت میکنند و خاصتا در تن برنامه گذشته ما در خصوص شماتت سرزنش نکوهش برای ما صحبت کنند این مذمتی که بعضی وقتا خیلی وقتا ما داریم این سرزنشی که ادعا میکنیم که اخلاقمون اینه ما همین هستیم و خیلی وقتا هم دنبال این هستیم که به دیگران چیزی رو یاد بدیم یا میخواییم دیگر آن را اصلاح بکنیم اگر میخواییم گرفتار عواقب سرزنش نشییم اگر میخواییم گرفتار عواقب این رزیلت نشییم باید از نفاق دوری کنیم باید ایک برنامه مفصل روی خودمون داشته باشیم که اگر هم میخواییم سرزنش داشته باشیم فقط و فقط و فقط برای رضای خودم باشه وزیرا صلاحی نمی کنیم بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما و همه از ایزان شنونده سلام ازم کنم در خدمت دونست خواهش میکنم حضور در خصوص شماعتت و این سرزنش مفصلن بیان فرمودید راهکارهای ترک و درمانش رو هم بیان که حتی اون کسی رو هم که مورد شماعتت قرار میگیره هست و فرموشه احلی بیت علیه موسیس سلام فرمودید که سبر و سکوت رو اختیار بکنه انتخاب بکنه بعضی اوقات این شماتت را از یه حدی میگذره دیگه نمیشه اسمش رو بذاری شماتت دیگه این میشه زخم زبان این میشه کنایه که تا وجود انسان رو میسوزونه اینجا تکلیف چیه؟ خب اگه یادتون باشه ما همون ابتدای بس به عنوان مفاهیم مرتبط جرحل لسان رو مرده کنیم گفتیم اگر بشه بلکه آخرهای همین بس مستقل یا یک نصف برنامه بریم که نشد به تنصب سآلی که فرمیده خدمتون عرض میکنه آره زخم زبان که خیلی ما آشناییم باش شاید وقتی به دیگران زخم زبان میزنیم آشنا نباشیم ولی وقتی دیگران به ما زخم زبان میزنن خیلی آشناییم اون اثر اون شمشیره ناشناخته نیست یک درد شاید مشترک اجتماعیونم تو فضای دینی با ادعای شیعی خودمون داشته باشیم معلصف خب با حرفی میتونم تعریف میکنم بله با حرفی دل کسی رو شکستن قلب مؤمنی رو بفرمایید و دل مؤمنی رو دل ریش کردن زخم زبان بله اصلا زهره بفرمایید زهره زوری نیش اغرب کجدوم مار افعی به قول مرحوم حکیم الهی غمشهی رزمان الله تعالی خلی آتش کبرست و حسد دوزخی زخم زبان کجدوم و افعی و مار خب آقا رسول الله خیلی ما رو برحضر داشتند در روایتی اومده که مربوط به همین زخم زبان میشه که فهمودن ان الله عزوجل خلق المؤمن من عزمت جلالهی و قدرته خدای متعال مومن رو از اون عزمت و شکوه و عزموت جلال و قدرت خودش خلق کرده حنایت بفرمایی یعنی اگر شما و من و کسی عزمت و شکوه و عزموت جلال خدا براش معلوم نیست و شکوه قدرت الهی عزمت قدرت الهی و عزموتش برا ما محلوم نیست به مومن نگاه کند مومن خروجی از عمت جلال و قدرت خدا و ظهور جلال و قدرت خدای متعال به حساب میاد آقا رسول الله فرمودن خدای عزوجل مومن رو از عزمت جلال و قدرت خودش خل کرده فمن تعن علی پس هر کس به مومن زخم زبان بزنه تعنه بزنه نیش بزنه کناهی بزنه او رد علی یقوله هر وقت حرف میزنه این مؤمن حرفش رو قبول نمی کنن حرفش رو پس میزنن حرفش رو رد می کنن فقط رد علالله عزوجل حواسش باشه هو جنگش با مؤمن نیست هو حرف مؤمن رو پس نمیزنه اون به مؤمن نیش نمیزنه داره در حق خدا این کار رو میکنه هندت بفرمایید برگردیم اون حرف قبلی خودمون رو قبلن گفته بودیم خودش رو آماده کنه برای محاربه و جنگ با خدا که تعرض به مؤمن و ناموس خدا که مؤمن باشه اعلان جنگ با خدای متعال به حساب میاد آقای پس خیلی برحضر باشیم از زخم زبان به مؤمن دل مؤمن عرش خداست اگر با زخم زبانی دل مؤمن دل ریش بشه عرش خدای متعال زخمی میشه آقا امام باغر سلام الله علیه فرمودن مامن انسانن هیچ انسانی نیست که یت انوفی این مومنن تو روی مومن ازش بد بگه بهش زخم زبان بزنه بهش نیش و کنایه بزنه الا ماته به شرن میتتن مگر این که به بدترین شکل بمیره وکان غمه نن ان لا یرجه اله خیرن به نظرم این قسمت نفرین امام باغیر علیه السلام به حساب میاد فرمودن سزاواره که روی خیر و سعادت رو نبینه انگار امام باغیر علیه السلام داره می فرماید که من نمی گذارم روی خیر و سعادت رو ببینه چرا؟ چون تو روی مؤمن بهش زخم زبان زده تهنه زده نیشو که نایه زده به بدترین شکل باید بمیره و سزاواره که روی خیر و سعادت رو نبینه حقیقتن زخم زبان رو سرسری نگیریم و از این داستان توی روابط من سرسری نگذر خیلی آثار بدی داره روی شنونده زخم زبان که آقا امیر المومنین فرمودن تن و لسان امز و من تن سنان فرمودن دردی که از زخم زبان به جان شنوندش میوفته از زخم سرنیزه بیشتره و دردش دردناکتری آنچه زخم زبان کند با مرد زخم شمشیر جانستان نکند اگه یادتون باشه ما توی عدبیات عرب یا نهوی که میخوندیم از جمعه با این مثال خیلی مواجه میشدیم که جراحات سنان زخم شمشیر به صورت جم داره میگه جراحات زخمهای سرنیزه به صورت جم جراحات اگه زیادم باشه التیام پیدا میکن لحل التیام یلتام آخرش خوب میشه ولی جرح لسان اگرچه جرح مفرد یکیه یه زخم زبانه التیام پیدا نمی کنه زخم زبان یکی هم باشه شاعر میگه خوب بشو نیست از دست روزگار حسودم چنان غمین و از زخمان زبان زده افغانم آرسوز آی های از روزگار جهل جدیدم عجبترین با این که باز از نفس افتاد میزند دل در درون سینه من داد میزند از بس به تنگ آمده فریاد میزند یکی از غزلیات خودم دل در درون سینه من داد میزند از وسب تنگ آمده فریاد میزند با تار این غفص به نوازد نوای غم چنگی که دل به زخمه و عیداد میزند رنجم برونز طاقت میزان روز شب یک لحظه بین که تنه به هفتاد میزند این خیل غم که در همه دم تازه تازدم بنگرچه تازیانه که بیداد میزند قربت که ترختر همه جامی برد سرم تیغی که یاد دیدز جلاد میزند از روزگار جهل جدیدم عجبترین با این که باز از نفس افتاد میزند انشاءالله حضرت پردنشین بیاد و یارب سببی ساز که یارم به سلامت بازاید و برهان امد از بند ملامت از این زخم زبانها آدم نجات پیدا کنه و دعا میکنم از آقا امیر المومنین سلام الله علی خلیفه به حق طبیب دوار میخوام که دست شفا بخش ولایت خودش رو روی صدر سینه ما بذارن تا بلکه این زخم خوب بشه زخمیم التیام میخوام التیام از امام میخوام السلام علیک یا ساغی من علیکس سلام میخواهم حضور یه سآل اگه اجازه بفرمید بفرمید زخم زبان چون اسمش با خودش مثلا زبان داره صرفا بینی که انسان با زبانش کسی رو عذیب بکنه یا این که بعضی اختراع از یادان داره با نگاهشون بله دیگه زبان همونی که ما توی بحث زبان کلیات گفتیم همین زبانی که روی سر ما توی دهن ما تحبیه شده بله باش حرف و صوت دولید میکنیم و زبان بدن زبان حس ادراکات حسی همه اینا رو حساب بفرمایید دیگه که اینا دخیلن زبان بدن زبان بدن خیلی شکار گرفته خیلی تلفات گرفته بله با همین چشم و عبرو که گای و خود باعث میشیم که یه نفر آبروش رو ازش هر صورت که بگیریم و باعث بشیم در زندگی صدمه ببینه لطمه ببینه اصلا دل ریش بشه جای دیگه صدمه نبینه تو خودش توی خودش این فراموش نشه توی خودش ما هستیم و او هست و خدا حق داریم چنین کاری رو بکنیم؟ نه حق نداریم دل مومن رو که عرش خداست بیاییم ریش ریش کنیم حالا اون که بعضی وقتا بعضی از آدم ها به بحانه شوخی این کار رو میکنن یا من دارم شوخی میکنم و اگه هم شما اعتراض بکنیم اون چون زرفیتت پایینه چرا کم جنبه ای اگه یادتون باشه شوخی اگر شوخی اگر یک نتیجه جدی داشته باشه البته مزمت میشه دیگه کسی مثلا چاقوی رو به دست بگیره به شوخی جان یه نفری رو بگیره خب اینجا زبانه زخم زبانه اونجا الان مثال زدیم برای اینکه بیشتر حسی باشه ما یادتون باشه و گفتیم که تسخط العاداب بین الاحباب کدام عاداب؟ تشریفات نه این که به دهنم هرچی میرسه به نسار رفیقم کنه نه این که دل رفیقم رو بشکنه این که خلاف رفاقت این که خلاف مرووت خلاف محبت نه اونجا تسخط العادابی که تشریفاته باعث زحمته، هجابه مانع رفاقت درسته نه این که بیاییم به شوخی مثلا از جمله چیزی بگیم که دل رفیق من رو بشکنیم و بهش صدمه بزنیم آبروش رو مثلا بریزیم نه نه اینجاها مجاز نیست حق و ناس هم هست حق و ناس هم هست آره هم حلالیت میخواد هم توبه میخواد هم عشق میخواد تا ارتباط بین خدا و ما هم التیام پیدا کنه و جبران بشه و یادگار آخرم که یه چیزی عرض میکنم که جنوبایت وکی عزیز که کمتر شنیدیم و کمتر دربارش فکر کردیم شاید به کار بعضی از عزیزان حوزوی بیاد به خصوص شاید به کار مسئولین حوزه و مشابراشون بیاد دست بست میدم و عرض میکنم علم از سنخ وجوده حیات داره زنده است به خصوص معارف وحیانی و قرآنی و اهل بیتی اگر بخواییم حرمتشون رو حفظ کنیم حرمتشون با عمل حفظ میشه اگر بخواییم حرمتشون رو حفظ کنیم حرمتشون با عمل حفظ میشه اگر کسی توی علوم شریعت به علمش عمل نکنه واسطه همین علوم زنده سرزنش میشه عرضم اینجاست اگه آدم های عالم به علمشون عمل نکنن اگه به علم شریعت عمل نکنن عمل نکنیم توسط همین علومی که داریم سرزنش میشیم و افسرده میشیم یعنی اول تازیانهی رو که خدای حکیم به اهل علم و علمای بلاعمل میزنه با همین علمشونه با علمشون اونا رو تازیانه میزنه حالا من یا هر کس دیگه نمنز بیعملی در جهان ملولم و بس ملالت علما همز علم بیعمل است خب و دای آخرم خدای ما رو دشمن شاد نکن خدای ما رو به محمد و آل محمد شیطان شاد نکن خیلی متشکرم حواسون باشه زخم زبان اثرش خوب شدنی نیست حواسون باشه زخم زبان نوعی اعلان جنگی به خدای تورک و طالع است حواسون باشه اگر ما به مؤمنی زخم زبان بزنیم مدافع اون مؤمن خدای تورک و طالع است مؤمن حرمت داره و حافظ این حرمت ذات اقدس الهی است و اگر خدایی نکرده خدایی که نکرده ما به اون مؤمن بخواییم زخم زبون بزنیم داریم به جنگ خدا میریم انشالله از این رزیله همه ما به دور باشیم و هیچ وقت سمت زخم زبون داریم از این که همراه ما بودید از همه شما سفاس کذارم صدق و صفا خلوص و یقین عشق و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا قبل حسن یا علی ابن موسر رزا موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته