پرسشخواه تاریخ اسلام در خدمت استاد بزرگ بارم مجدالستان و المسلمین جنابای دکتر مصطفى صادقی کاشانی هستیم نویسنده و پجوهشگر حوضه تاریخ اسلام و تاریخ اهل بیت و استفاده خواهیم کرد امروز هم از پاسخهای ایشون استاد خیلی خوش آمدید به برنامه خودتون سلام علیکی با شنوندگانمون داشته باشید تا من سوالات رو مطرح کنم خدمت شما بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین من دهم خدمت شما و شنواندگان عزیز برنامه پرسمان تاریخی سلام عرض میکنم و انشاءالله در خدمت شن هستیم برای پاسخ به سؤالات تاریخی خیلی ممنون از تشریف فرمایی شما سؤال اول رو خانم موسوی از بابل پیامک به برنامه خودشون زدن و پرسیدن استاد توضیحاتی در باره خلافت عبدالله ابن زبیر دادن که برایم جالب بوده احتمالا در برنامه گذشته توضیحات رو شنیدن اما این سؤال برایم پیش آمد که چه کسانی با او بیعت کرده بودن او نه از اصحاب بوده و نه از اعضای شورای شش نفره که عمر تعین کرد و نه از اهل بیت بوده و نه موقعیت همانند معاویه داشت پس چطور توانست بر مسند قدرت بنشیند بله عبدالله ابن زبایر حدود 11 سال همینجوری که گفتن برمسند قدرت بود و وقتی هم که با امام حسین حرکت کرد هر دوی اخبار اومدن بیرون از مدینه خوشحال بود که برحال امام حسین علیه السلام از مکه رفت بیرون و ابن زبایر اونجا موند تا بعد از شهادت عبا عبدالله و حوادثی که پیش اومد و جنگ با یزید و بعد هم تا زمان عبدالملک ولسه طول کشید اما این که پرسیدن چه شخصیتی داشت که مردم باش به عد کردن خب ایشون گفتن که نه از صحابه بوده نه از ازای شورای شش نفره بله درسته ولی از سغار صحابه بود حالا در واقع صحابی اصاب میشه در تعریف صحابی خیلی بحث هست و اختلاف و ابن حجرتون کتاب مفصلش در باره صحابه که عنوانش الاسابه هست فی تمییز صحابه نمیشته و دیگرانی که بحث کردن تعریف هایی کردن حتی گاهی اینقدر تعریف رو گسترش میدن که کسی که متولد شده آوردن پیش پیانبر پیانبر مثلا یه دعایی بشخونده این صحابیه در واقع پیانبر رو رو دیده اون بچه که پیانبر رو نمیتونه سهاله درک بکنه حتی گاهی اینجوری گسترش میدن معنای صحابی رو ولی خب اون تعریف صحیحشونه که پیانبر رو دیده حتی در جنگی بوده یا روایتی ازش نخ کرده عبدالله ابن زوبیر با اون معنا نیست ولی مثل امام حسن و امام موسین که اونها هم از صحابه سغار حساب میشن خب وقتی پیانبر رهلت کردن امام حسن و امام موسین شش اف ساله بودن یا هفت و هشت ساله مثلا عدد اکثر عبدالله ابن زبایر حالا یه مقدارم شاید سنش بیشتر چون گفتن سال اول حجرت به دنیا اومد چیزی نزدیک ده سال صحابی بزرگ و این که در جنگ ها شرکت بکنه و این ها حتی جنگی هم البته ایشون نبود صحابه دیگه که سنشون کم بود مثلا پیانبر ازازه نمیداد از صغار صحابه بود خب این خودش عنوانی بود برای ابن زبایر نخستین مولود محاجران در مدینه بود وقتی مهاجرت کردن یاران پیانبر از جمله زوبیر و دیگران به یسرب حتی گفتن یه مثلا تبلیغاتی علیه اینا بود که اینها بچهدار نخواهند شد و چطورا اینها وقتی که عبدالله ابن زوبیر به دنیا اومد گفتن اولین مولود مهاجران در مدینه بود یه خوشحالی مثلا بین مسلمان ها ایجاد شد این مقدار حالا امتیازی برای حساب می شده شاید اولین مولود مدینه این هم یه نکته و این که شنونده از زمون گفتن از اعضای شعره شش نفره نبود بله ولی فرزند اوضو شعره بود برحال اعضای شعره شش نفرشون فرزندانشون هم اعتباری داشتن تا سالها عبدالله فرزند زوبیری بود که هم اوضو شعره شش نفره است و هم نوی امه پیانبره امه پیانبر به نام صفیه مادر زوبیر هست بنابراین امیر المومنین و پیانبر با زوبیر که حالا بعدها دشمن امیر المومنین شد و جنگ جمن رو هم راه انداخت زوبیر رو تلهه خب اینا نسبت نزدیک داشتن پسر امه بودن حالا این عبدالله هم میشه نوی امه پیانبر خب یه نسبتی باز از طرف عزیز خدیجه هم یه نسبتی پیدا میکنه به پیانبر عبدالله ابن زوبیر ابن اوام که این عوام که میشه پدر بزرگ عبدالله برادر ازد خدیجه است خب دوره یه نسبتی هم اینجا ایجاد میشه اصدی میشن در واقع از اون طرف یه نکته دیگه هم که حالا برای مکتب خلفا مهم هست این که پسرخاهر آیش است و این بیشتر شاید تأثیر گذار بود تأثیری که آیشه در اون دوره داره و اقداماتش حالا مثلا در جنگ جمل خبه حال ایشون به عنوان همسر پیانبر راه میفته و عبدالله هم کمک پدرش میکنه و اون روایت هم فراموش نکنیم که در نحصال بلاغه هست که حمیرم مومنین فرمود که زوبیر با ما اهل بیت بود و خوب بود ولی وقتی پسرش بزرگ شد اون رو از راه بدر کرد چنین مسمونه حالا اینجا این آیشه از خاله عبدالله این زوبیر که بر اون تأثیر میگذاره چون مادر عبدالله و همسر زوبیر اسماع بن طبی بکر زوبیر داماد عبو بکر خلیفه اوله و این همایت های برحال خالش تأثیر داشته علاوه بر همه این هایی که عرض کردیم حالا چون پرسیدن که چه موقعیتی داشت عبدالله ابن زوبیر که تونست یک خلافتی به هم بزنه و بیعت یا این ها غیر از این هایی که عرض کردیم جمعیت و نیروی تأثیرگذاری که خود خاندان آل زوبیر دارن اینها چند شاخه میشه بگیم دارن فرزندان زوبیر خیلی زیادن حالا ما عبدالله رو شنیدیم مصعب هست بگیم مثلا در مسئله فرهنگی و حدیث و حتی تاریخ اروه رو داریم اروت ابن زوبیر برادر این هاست یعنی شاخه تأثیرگذار فرهنگی دارن که میتونست در میان مردم حتی روایاتی رو نقل کنند حالا روایات تحریف بشه روایات جل بشه شاخه نظامیش که مسعب هست یکی از برادران عبدالله خودش که عبدالله به لحاظ سیاسی مطرح هست این جمعیت خانواده و آل زبایر و نوادگان و مجموعه شون باعث می شد که مردم هم همراه اینها بیان اختلافات بین اومدیه با انسار هم تأثیر داشت. گرچه عبدالله ابن زوبیر خودش از مهاجران و از قرش حساب میشه به جهتی اما انسار او رو یاری میکنن در مقابل بنی امیه. بنابراین تیف بیعت کننده با ابن زوبیر خیلی از مردم مدینه هستن به جهت این که میخوان مقابل کنن به بنی امیه انسار هم همراه اونها. این مجموعه باعث میشه که موقعیتی پیدا کنه و حدود 11 سال برمسند خلافت بریشینه تا اینکه آخر کشته میشه خیلی ممنونم فرصتی بگیریم از اتاق فرمان در خدمت شنوندگان عزیز برنامه من هستیم پرسمان تاریخی بفهمید؟ با عزیز سلام و خست نواشید یه سالی داشتم از پرسمان تاریخی خواستم ببینم که این مختار چند سال حکومت کرد و بعد مختار ابراهیم اشتر به کجا رسید آخرش چطور شد و پسر مختار آخرش کجا خرد شد کمال تشکر خیلی ممنون خداحافظ شما ممنونیم از شنونده ازیزمون که با برنامه خودشون ارتباط گرفتن استاد صادقی در مورد مختار و مدت حکومت ایشون و فرمانده لشکر مختار ابراهیم اشتر و پسر مختار و سرانجام اینها از شما توضیحاتی خواستن در خدمتون هستین حالا من سعی میکنم خیلی تفصیل ندم و اونچه که پرسیدن سه قسمت سوار رو جواب بدیم در باره اختار خیلی بحث هست و خیلی هم مردم سوال میکنن مخصوصا بعد از این فیلمی که مشهور شده و مردم میبینن خیلی سوالاتی دارن در باره قیامش خب طولانی نبوده حرکت مختار قیام ایشون یک سال و نیم بیشتر دول نکشید ولی به جهت اهمیتش خب از حرکت های مهمی بود که به نام شیعه سبت شده ایشون از ربیال اول سال شست و شش که قیام شروع شد تا رمزان سال شست و هفت یک سال و نیم در واقع بر قدرت بودن و خب البته اقدامات مهمی هم انجام شد و مقابله با کسانی که امام حسین علیه السلام رو به شهادت رسونده بودن این سال اول که مختار چند سال حکومت کرد این سال دوم که ابراهیم آقابتش چی شد یه مقدار در مورد ابراهیم ابهام هست و به جهت این که فرزند مالک اشتر شخصیت بسیار مهم و یار با وفای امیران مومنین هست گاهی تصور میکنن که ابراهیم هم دقیقا مثل پدر باشه ولی باره ابراهیم یه مقدار ابحاماتی هست جمعه این که مثلا مختار رو چرا تنها گذاشت لحظه آخر دفعه دوم به کمک اون نرفت که باعث شد مثلا قیام مختار عبتر بمونه و کشته شدن همه اینها ابراهیم موند در همون موسیل در منطقه که مختار فرستاده بودش برای حکومت و شاید حالا دلش مخواسته که برحال اینجا را از دست نده و تا بعد از اینکه مختار به شهادت رسید دو نفر ازش دوت کردن از ابراهیم جالب هر دو هم در واقع طرف مقابل بودن یکی عبدالملک بود و یکی مصعب مصعبی که مختار رو باش مبارزه کرده و از بین برده و عبدالملک هم که قبو امویه در واقع هم زوبیریان و هم امویان از ابراهیم عشتر دعوت کردن که بیا به ما به پیوند و مثلا حکومت رو هم تنفیز میکنیم جالبه که ابراهیم از بین این دو که هر دو هم در واقع آدم های شایستهی نبودن همراهی با مصعب رو پذیرفت و علت چمین بود که خب عبدالملک بالاخره امویه و ما هم با اینها جنگیدیم حالا باز مصعب مثلا زوبیریه برحال با مصعب همراه شد و در جنگی که بین مصعب و دنی امیه بود ابراهیم هم کشته شد حدود سال هفتاد و دو قبلش هم در نزدیکی سامر راه هست که فکر میکنم در این حوادثی که داعش قبرها رو و بارگاه ها رو از بیمی بردن فکر میکنم اونجا هم آسیب دیده باشه سوال سه ومشون در باری پسر مختار گفتن آقابتش چی شد واقعیش اینه که مختار فرزندانی داشته حالا اونهایی که نام برده شده در منابع انصاب چون ما تابه منابع تاریخ و انصاب هستیم در این موضوع بحث انصاب و نسبشناسیه باید بریم سراغ کتاب های انصاب قرعش و انصاب قیل قراش هرچی که هست اینها نام میبرن از چهار فرزند به نام حالا چهار پسر دختر هم داشته ولی فرزندانش به نام جبر ابو امایه، ابو حکم و بلال اینها رو نام بردن که خیلی هم سرنوشتشون مشخص نیست یعنی چون کتاب های انصاب میگن مثلا مختارب نه ابو عباید سقفی اینجوری بود و اینجوری بود و اشاره حالی میدن و آخرش هم میگن که این ها هم فرزندانش بودن یا توی کتاب تاریخ هم که باشه آخر شرحه هالش مثلا وقتی کشته شد به شهادت رسید کسی مثلا بیان میکنن که این فرزندان رو هم داشته این هم نسلشه یه چند تا نامی برن ولی سرگزشتی توضیح ازشون ندادن مگر این کار منشه یک اثر مهمی اتفاقی باشه مثل همون ابراهیم مالکه اشتر خب مالکه اشتر فرزندان دیگری هم داشته دولی ابراهیم بلد شده شخصیتش برحال معروف شده بخاطر جریان مختار و بعد هم مسائلی که براش پیش اومده احتمال میدم شنوانده های عزیز که در باره فرزند مختار پرسیده ناظر به همون فیلم مختار باشه مختارنامه که فرزندی به نام ثابت براش در کنار مختار هست و حالا از بچگی مثلا مباحثی داره خب این رو ما در منابع ندیدیم و این رو عرض میکنم که حالا الزامن فیلم ها این طور نیست که دقیقا با انصاب و تاریخ همخانی داشته باشه برحال طبیعی هم هست انتظار نیست که حالا دقیق باشه گاهی کارگردان نویسنده فیلم نام نویس تشخیص میده که حالا یه جا به جایی های یا حتی فرزندی رو نامش رو تغییر بده این جهاد ممکنه هست بنابراین اگر منظورشون ثابت هست ما اطلاعاتی ازش نداریم لاغل سننوشتش معلوم نیست خیلی متشکرم فرصت از اتاق فرمان میگیریم و در خدمت استاد صادقی بزرگبار هستیم تاریخ تاریخ آینه ابرت است و در ساموزترین تاریخ تاریخ اسلام جناب آقای حاشم یزدانی از نهاوند پرسیدن شیعه چگونه و چه زمانی رایت شد و مرکزیت شیعه در طول تاریخ در کدام شهرها بوده است در خدمت استاد صادقی هستیم خب بحث خواستگاه شیعه که حالا سوال ایشون در واقع همین هست این موضوع مفصل است خود شما مستحضر هستید آی جنبوری که حتی شاید مثلا دو واحد درسی به این موضوع اختصاص داده میشه گاهی که شیعه از کهی شروع شد و تعابیر از کهیه حالا اون چی که ما قبول داریم و مشهور هست این که روایتی هست از رسول خدا که زیل آیه از سوری بیینه یه تعبیر شیعه برای پیروان امیر المومنین داره بنابراین ما میگیم این کلمه در دوران پیانبر هم به کار رفته و مصطلح شده یا حتی گایی میگه مثلا بعضی ها رو به عنوان شیعه حضرت در اون دوران میشناختند اما از نظر تاریخی اون چی که در منابع بیشتر تعبیر میشه دو کلمه شیعت و علیین و شیعت و عثمان هست بعد از قتل عثمان و به ایعت مردم با امیر المومنین علیه السلام این دو استلاح مشهور شد ادهی رو که با امیر المومنین بودن تبیر میکردن ازشون شیعت و علیه و کسانی که طرفدار معاویه بودن و بلاخره هنوز اسمان رو قبول داشتن چون کسانی که با امیر المومنین بیعت کردن تای بره اینها اسمان رو قبول نداشتن و ممکنه شیخه این رو قبول داشتن اینها رو شیعت و علیه میگفتن طرفداران عثمان در واقع کسانی که مقابل اینها بودن مثلا کسانی که جنگ جمر رو رو انداختن یا کسانی که مقابل حضرت در جنگ سفین بودن شامیان اینها رو بهشون میگن شیعت عثمان یعنی پیروب واقعی عثمان بودن و معاویه طرفداران معاویه معمولا تبیر ازشون اینجوری میشد بنابراین طرفداران حضرت علی علیه السلام و دشمنش معاویه شیعت علیین و شیعت عثمان بعدها این تعبیر کم کم شکل عوض کرد شیعت و علیه شد از شیعه مثلا حالا تعبیر الفالامی اومد سرش و تعبیر شیعه موند شیعت و عثمان موند عثمانیه از این جاها به لحاظ تاریخی در زمان امام حسین علیه السلام و وقتی سلیمان امن سرد و عدهی که نامه نوشتن به امام حسین اونجا تعبیر شیعه به کار میبرند این تاریخچه اجمالی حالا بحثای بیشتری هم در این مورد هست خسروت حالا ببخشید بین صحبتتون شیعهی که در دوره امیر المؤمنین هست ما اونجا بازی تخصیم بندی داریم که بعضی ها شیعه سیاسی گفته میشه بهشون بعضی ها شیعه اعتقادی کتا اگر بشه در این مورد هم یکی بله اینا دیگه در واقع برداشت هایی که ما امروز رو میکنیم چون اونجا تبیر شیعه از همه اینا میشه همین که اشاره کردم بعضی ها که در کنار امیر المومنین بودن و به ایشون بهیعت کرده بودن خلیفه اول و دوم رو هم قبول داشتن البته با عثمان مخالف بودن و با کارهاش بلی شیخه این رو قبول داشتن و امیر المومنین هم بهیعت کرده بودن اینها رو میگن شیعه سیاسی یعنی در بهیعت حضرت هستن در کنار ایشون هستن اما اعتقاد و این که مثلا حضرت بلا فصل بعد از پیانبره این رو نداشتن گاهی تعبیر میشه به شیعه اراقی از همینها اینا تعابیری که دیگه از کلمه شیعه برداشت میشه و چون افراد مختلف بودن گاهی تعبیر شیعهی محب میکنن یعنی خیلی افرادی هستن که فضایل امیر المومنین رو نقم میکنن ولی از اهل سنت هستن این ها عنوان شیعه براشون گاهی اومده در کتاب های رجالی علتش اینه که میگن شیعهی محب بن این ها و یه تعبیر دیگه هم شیعه اعتقادی که البته کمتر اصلا این هایی که محکم میگفتن که بعد از پیانبر کسی جز علی علیه السلام شایسته خلافت نیست که اعتقادشون این بود این قسمت هایی که شما فرمودید در باره مرکزیت شیعه در طول تاریخ خب ما جاهای مختلفی داشتیم ولی از ابتدا کوفه مرکز تشعیو بوده برخلاف این که الان گاهی ما شهار میدیم مثلا کوفه رو بیوفا میدونیم مطالبی که در باره کوفه گفته میشه ولی بلاحاسه تاریخی بسیاری از یاران اهمه اصلا بهیعت امیر المومنین بیشتر از طرف کوفیان بود و مالک اشتر و یاران خوب از رد در کوفه بودن تغییر مرکز خلافت از سمت امیر المؤمنین به جهت یکی از نکتات خود همین که حضرت وقتی به جنگ جمل اومد در بسره نموند بعد به مدینه هم برنگشت حضرت با انایت به کوفه اومد چون کوفه هم نیروی بهتری داشت و هم طرفداران حضرت بودن بنابراین اونجا مرکز اولیه تشریع رو گفتند بعد هم در دوران امام صادق هم زراره و بسیاری از رانان حضرت در اونجا هستن میان مدینه برای حج میان حضرت رو زیارت میکنن ایمه دیگه رو برمیگردن به کوفه کوفه همیشه مرکزیت تشریح رو داشتهه اما خب در زمانهایی هم که مثل مثلا زیاد یا ابن زیاد یا حجاد کسان مثلا حاکم میشدن شیعان یه مقدار موقعیتشون دوچار مشکل میشده و کمتر بروز و ظهور داشتن بعد از اونجا میتونیم قوم رو با اونان مرکز تشریح و بگیم حالا کوفه در قرن اول به بعد قوم و اطرافش البته در قرن دوم بعدها هم مثلا کرخ بغداد خود بغداد که حالا در کنارش قبر امامین کازمین هست همیشه کرخ هم به عنوان مرکزیت شیعه بوده بعدها هله همینجور حالا این مراکز رو میتونیم به عنوان مراکز شیعی نام ببریم سالها بعد قرنها بعد در سبزوار ایران که اتفاقا سربداران هم ظهور و بروزی داشتن به جهت تشعیه اونجا بود و شمال ایران شهرهای شمالی ایران که خیلی از زیدیه در اونجا ظهور و بروز داشتن تشعیه زیدی گرچه حسفلی شیعه بودن به ارحال به اونان کلی این مراکزی که حالا من به ذهنم میرسه و تفاوت داشته دیگه در زمانهای مختلف یه جایی مثلا مراکزیت بیشتری پیدا میکرده یه جایی کمتر خیلی ممنونم استاد صادقی بزرگبار فرصت از اتاق فرمان بگیریم و سؤال دیگه ای رو خدمت استاد باشیم شنبنده عزیزی با شماره تلفون 0912 چار شماره آخر 57 بیست و پنج سؤال کردن شمشیر زلفقار چگونه به دست حضرت علی علیه السلام رسید به فرمان استاد خب در این باره روایات چنگانهی هست اقوالی هست که بعضی هاش حالا به جهت ظاهری بیان میکنه بعضی هاش یک مسئله ماورائی رو مطرح میکنه مثلا مرحوم شیخ صدوق یه روایتی داره در منلایست رولفقی که شمشیر از پیانبر بود در تاریخ تبری هم اینجوری اومده یعنی یک منبع شیعی امامی و یک کتاب تاریخی احل سنتال و اون کتاب روائی حدیثی و یک کتاب تاریخی مورد خان هم میگن اصل این شمشیر در جنگ بدر به پیانبر قنیمت رسید و پیانبر اون رو به امیر المومنین داد که در جنگ اوهد هم همراهش بود و می جنگد اما در کتاب کافی کتاب شریف کافی هم در اسمت روزه و هم در اصول همین روایات هست که از امام رضا علیه السلام سوال شده که شیمشیر از کجا اومد امام فرموده که از آسمان اومد الان این روایات هم ما داریم البته تحلیل این که امام چرا فرموده وچه مطلبی در این سخن حضرت نه افته هست میشه تحلیل هایی داشت بل برحال این اقوال هست که من گزارش کردم در جنگ احد این که مشهوره و درست هم هست در منابع معتبر حدیثی و تاریخی مفرابان اومده اون جمله معروف گفته شد که گفتن ندایی اومد که لا سیفه الا زلفقار ولا فتا الا علی خب از فضایل امیر المومنین هست این در سیره ابن اشام هست سیره ابن اشام این که از منابع معتبر تاریخ سطر اسلام و سیره نبوی است در منابع روایی و تاریخی هم داریم که مثلا پس از این که حضرت علی علیه السلام نبردی کرد با این شمشیر زلفغار جبرایل اومد و به رسول خدا ارز کرد که نهاذهی للمواسات این یه همراهی خوبی است و تحسین کرد همراهی امیر المومنین علی علیه السلام رو با پیانبر و پیانبرم فرمود که انهو منی و انه من من و علی مثلا یکی هستیم و همون جمله که گفته می شود علی جان پیانبر است و اینها بعد اونجا داره که یه صدای شنیده شد که لا صیفه الا زلفقار ولا فتا الا علی و در وقت سفین هم خود حضرت امیر المومنین علی علیه السلام می گه که پیانبر نگاه به من کرد که دارم در مقابل اون با شمشیر زلفقار مبارزه می کنم اونجا در این جمله که در وقت تو سیفینه امیرال مومنین میگه پیانبر فرمود لا سیفه الا زلفقار ولا فتا الا علی حالا این نقل هایی که عرض کردم در برای شمشیر زلفقار و این که از کجا به دست اومده این نقل ها هست استاد صادقی در مورد زلفقار وقتی صحبت میشه اون چه که حالا تو زین ها هست و حتی توی فیلم ها هم نمایش داده میشه یک شمشیر دوزبانه در حیث دولبه بله دولبه و نمایش داده میشه منطقه خدمت استاد یوسفی قراوی که بودیم اشون میفرمودن نه زلفقار به معنای شمشیری هست که پشت اون مثل ستون فقرات فقر فقره هست نه به معنای شمشیری که دوتا زبان داشته باشه این رو حضرت حالی تعیید میفرمایید یا بله کاملا خب اشون که فرمودن و در منابع هم هست حالا اینجور رسم شده به خاطر اینکه شمشیر امیر المومنین رو یه جوری جدا نشون بدن و یه نمادی شده ولی به لحاظ سهتش بله فقر فقره بوده و دولبه هم نبوده به قول بعضی ها میگن خب اگر دولبه باشه چطور میخواد توی قلاف بره به این معنی نیست که حالا اون که بین ما و تصویری که ازش داریم شبیه تیر سه شعبه هست که گاهی چیزی مثلا که نه اینها گاهی تصورات ماست بلاخره تصورات عمومیه که از یه قضیهی دارن و جمله آخر در مورد زلفقار یک بیتی یادم افتاد که شاعر میگه زلفقارت با چنان ضربت به هرکس خورده است اندکی مبهوت منده تا به فهمت مرده است چانه آلم به فدای امیر المؤمنین انشالله همه ما از کرامات شفاعت امیر المؤمنین دنیا و آخرت بهرمند بشیم ممنونیم از استاذ صادقی عزیز فرصت رو در اختیار ما گذاشتن و با حسله و سبوری پاسخوی سوالات شنوندگان عزیز ما بودن و ممنونیم از همراهی گرم و سمیمانه شنوندگان عزیز برنامه پرسمان تاریخی تا برنامه بعد خدا یارو نگهدارتون علی خلاصه به یست و ای دری نداند اگر کسی نشنست هیم بریز شبانی یا مولا تو سلطانی بر دلها نشیعه اش بنشانی بر دلها یا مولا در هر گامه یا مولا میرویر گل بان آمد یا مولا تو آفتابی اگر آفتاب داشت و بازو تو ماتابی اگر داشت عبرو بان کمانی تو در کنار قدیری و چشمه های دو عالم به پای بوس تو گیرم از بهش نشانی یا مولا علی اگر داموندن و علی کمان تو در کنار قدیری و چشم های دار یا مولا علی ستو گیرم بس به هشت شانی بس به هشت شانی مولا علی سرمشق هست حجت الاسلام و المسلمین محدثی کارشناس این برنامه هستند و موضوع برنامه هم نهجل بلاغه مولا علی علیه السلام هست سر صفره آقا امام علی علیه السلام باشه زندگی هاتون که می فرمایند پیوند و ارتباط باخیشان نشاندهنده بزرگواری افراد هست سرمشق رو بشنوید بنابراین مولا امیر المومنین از نظر محتوی خیلی بالاش