قرآن باشید شنونده های عزیز راژیو معارف تنین وحی رو شنیدیم و آیاتی از سوره مبارکه بقره رو نزدیک میشیم به ساعت 16 جمعه 25 جمعه مهر 1404 انشاءالله در این اصل پایزی هر کجا اصیب سلامت باشید و براموهای راژیو معارف هم تونسته باشه ساعت مفیده رو برای شما عزیزان فراهم کنه ارز میکنم یک پار دیگر ازان مغرب به افق قوم امروز ساعت 17 و 47 دقیقه هست قروب افتاب ساعت 17 و 29 دقیقه و همینطور خدمتون رو ارز میکنم که بررامه بعدی که میخوایم تقدیم حضورتون کنیم بررامه پرسمان تاریخی است و بعد از اون هم انشاءالله بررامه برای بیداری ساعت 16 و 30 دقیقه پخش میشه با موضوع مقابل جپه کفروست اکبار با احل ایمان و سپس ساعت افته برامه زنده به رنگ خدا تقدیم خضرتون میشه و بعد از اون هم بعد از دعا و نیایش انشاءالله برامه آنسوی چشمها رو که ویژه نابینایان عزیز هست و روشندلانگرامی تقدیم خضرتون میکنیم تا انشاءالله بعد از اون هم بتونیم دعای باران رو پخش و قراعت کنیم 19.40 دقیقه هم گنج سعادت با سخنان استاد محمد حادی فلاح پخش میشه و ساعت بیست هم خبرهای جهان اسلام رو همکارانم به اطلاعاتون خواهند رسوند برامه های بعد از خبر رو هم بعد از خبر ساعت بیست رو در فرصت دیگر خدمتون عرض خواهم کرد اما اکنون برامه پرسمان تاریخی تقدم حضرتون میشه با پاسخوی حجت الاسلام و المسلمین صادقی که پاسخو میگن به سآلات تاریخ اسلام بیست و نه دقیقه تقدم شما پرسمان تاریخی بفهمید منابع تاریخی که معتبر هستن در رویت با بیان در باره تاریخ هست جاهنیت یکی دوتا کتاب رو بهش اشاره میکنم در رویت با شق و صدر در تاریخ یعقوبی ظاهرن نقل میکنه حوادثی که بر جامعه میگذرند که بعد از گذشته مدتی عنوان تاریخ پیدا پرسمان پاسخ به پرسشخای تاریخ اسلام قل سیرو فی الارض فانظرو کیف کان عاقبت الالین من قبل بسم الله الرحمن الرحیم شنواندگان محترم و عزیز راژیو معارف برنامه پرسمان تاریخی خدمت همه شما سلام و درود می فرستم در خدمت استاد بزرگ بارم مجدالستان و المسلمین جنابای دکتر مصطفى صادقی کاشانی هستیم نویسنده و پجوهشگر حوضه تاریخ اسلام و تاریخ اهل بیت و استفاده خواهیم کرد امروز هم از پاسخهای ایشون استاد خیلی خوش آمدید به برنامه خودتون سلام علیکی با شنوندگانمون داشته باشید تا من سؤالات رو مطرح کنم خدمت شما بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین من دهم خدمت شما و شنواندگان عزیز برنامه پرسمان تاریخی سلام عرض میکنم و انشاءالله در خدمت شن هستیم برای پاسخ به سؤالات تاریخی خیلی ممنون از تشریف فرمایی شما سؤال اول رو خانم موسوی از بابل پیامک به برنامه خودشون زدن و پرسیدن استاد توضیحاتی در باره خلافت عبدالله ابن زبیر دادن که برایم جالب بوده احتمالا در برنامه گذشته توضیحات رو شنیدن اما این سؤال برایم پیش آمد که چه کسانی با او بیعت کرده بودن او نه از اصحاب بوده و نه از اعضای شورای شش نفره که عمر تعین کرد و نه از اهل بیت بوده و نه موقعیتی همانند معاویه داشت پس چطور توانست بر مسند قدرت بنشیند؟ بله عبدالله ابن زبایر حدود 11 سال همینجوری که گفتن برمسند قدرت بود و وقتی هم که با امام حسین حرکت کرد هر دوی احبار اومدن بیرون از مدینه خوشحال بود که برحال امام حسین علیه السلام از مکه رفت بیرون و ابن زبایر اونجا موند تا بعد از شهادت ابا عبدالله و حوادثی که پیش اومد و جنگ با یزید و بعد هم تا زمان عبدالملک خلاصه طول کشید اما این که پرسیدن چه شخصیتی داشت که مردم باش به عد کردن خب ایشون گفتن که نه از صحابه بوده نه از ازای شورای شش نفره بله درسته ولی از سغار صحابه بود حالا در واقع صحابی اصاب میشه در تعریف صحابی خیلی بحث هست و اختلاف و ابن حجرتون کتاب مفصلش در باره صحابه که عنوانش الاسابه هست فی تمییز صحابه نمیشته و دیگرانی که بحث کردن تعریف هایی کردن حتی گاهی اینقدر تعریف رو گسترش میدن که کسی که متولد شده آوردن پیش پیانبر پیانبر مثلا یه دعایی بهش خونده این صحابیه در واقع پیانبر رو رو دیده اون بچه که پیانبر رو نمیتونه سال درک بکنه حتی گاهی اینجوری گسترش میدن معنای صحابی رو خبال اون تعریف صحیحشونه که پیانبر رو دیده حتی در جنگی بوده یا روایتی ازش نخ کرده عبدالله ابن زوبیر با اون معنا نیست ولی مثل امام حسن و امام موسین که اونها هم از صحابه سغار حساب میشن خب وقتی پیانبر رهلت کردن امام حسن و امام موسین شش اف ساله بودن یا هفت و هشت ساله مثلا عبدالله ابن زوبیر حالا یه مقدارم شهر سنش بیشتر چون گفتن سال اول حجرت به دنیا اومد چیزی نزدیک ده سال صحابی بزرگ و این که در جنگ ها شرکت بکنه و این ها حتی جنگی هم البته ایشون نبود صحابه دیگه که سنشون کم بود مثلا پیانبر اجازه نمیداد از صغار صحابه بود خب این خودش عنوانی بود برای ابن زبیر نخستین مولود محاجران در مدینه بود وقتی محاجرت کردن یاران پیانبر از جمعه زبیر و دیگران به یسرب حتی گفتن یه مثلا تبلیغاتی علیه اینا بود که اینها بچه دار نخواهند شد و چطور اینها وقتی که عبدالله ابن زوبیر به دنیا اومد گفتن اولین مولود محاجران در مدینه بود یه خوشحالی مثلا بین مسلمان ها ایجاد شد این مقدار حالا امتیازی برای حساب می شده شاید اولین مولود مدینه این هم یه نکته و این که شنونده عزیزمون گفتن از اعضای شعرهای شش نفره نبود بله ولی فرزند اوضب شعره بود برحال اعضای شعره شش نفرشون فرزندانشون هم اعتباری داشتن تا سالها عبدالله فرزند زوبیری بود که هم اوضب شعره شش نفره است و هم نوی امه پیانبره امه پیانبر به نام صفیه مادر زوبیر هست بنابراین امیر المومنین و پیانبر با زوبیر که حالا بعدها دشمن امیران مومنین شد و جنگ جمن رو هم راه انداخت زوبیر رو تلهه خب اینا نسبت نزدیک داشتن پسر امه بودن حالا این عبدالله هم میشه نوی امه پیانبر خب یه نسبتی باز از طرف عزیز خدیجه هم یه نسبتی پیدا میکنه به پیانبر عبدالله ابن زوبیر ابن اوام که این اوام که میشه پدر بزرگ عبدالله برادر از خدیجه است خب دوباره یه نسبتی هم اینجا ایجاد میشه اصدی میشن در واقع از اون طرف یه نکته دیگه هم که حالا برای مکتب خلفا مهم هست این که پسرخاهر آیشه است و این بیشتر شاید تأثیر گذار بود تأثیری که آیشه در اون دوره داره و اقداماتش حالا مثلا در جنگ جمل خب حالا ایشون به عنوان همسر پیانبر راه میفته و عبدالله هم کمک پدرش میکنه و اون روایت هم فراموش نکنیم که در نحصول بلاغه هست که امیرم مومنین فرمود که زوبیر با ما اهل بیت بود و خوب بود ولی وقتی پسرش بزرگ شد اون رو از را بدر کرد چنین مسمونی حالا اینجا این آیشه از خاله عبدالله ابن زوبیر که بر رو تأثیر میگذاره چون مادر عبدالله و همسر زوبیر اسماع بن طبی بکره زوبر داماد ابو بک خلیفه اوله و این حمایت های برحال خالش تأثیر داشته علاوه بر همه این هایی که عرض کردیم حالا تون پرسیدن که چه موقعیتی داشت عبدالله ابن زوبر که تونست یک خلافتی به هم بزنه و بیعت یا این ها غیر از این هایی که عرض کردیم جمعیت و نیروی تأثیر گذاری که خود خاندان آل زوبر دارن این ها چند شاخه میشه بگیم دارن فرزندان زوبایی خیلی زیادن حالا ما عبدالله رو شنیدیم مصعب هست ولی مثلا در مسائل فرهنگی و حدیث و حتی تاریخ عروه رو داریم عروت ابن زوبایی برادر این هاست یعنی شاخه تأثیرگذار فرهنگی دارن که میتونست در میان مردم حتی روایاتی رو نقل کنن حالا روایات تحریف بشه روایات جهل بشه شاخه نظامیش که مسعب هست یکی از برادران عبدالله خب خودش که عبدالله به لحاظ سیاسی مطرح هست این جمعیت خانواده و آل زوبایر و نوادگان و مجموعه شون باعث می شد که مردم هم همراه اینها بیان اختلافات بین اومگیه با انسار هم تحصیل داشت گرچه عبدالله ابن زوبیر خودش از مهاجران و از قرش حساب میشه به جهتی اما انسار او رو یاری میکنن در مقابل بنی امیه بنابراین تیف بیعت کننده با ابن زوبیر خیلی از مردم مدینه هستن به جهت این که میخوان مقابل کنن به بنی امیه انسار هم همراه اونها این مجموعه باعث میشه که موقعیتی پیدا کنه و حدود 11 سال برمسند خلافت بنشینه تا اینکه آخر کشته میشه خیلی ممنونم فرصتی بگیریم از اتاق فرمان در خدمت شنواندگان عزیز برنامه من هستیم پرسمان تاریخی بفرمید با عزیز سلام و خست نواشید یه سآلی داشتم از پرسمان تاریخی خواستم ببینم که این مختار چند سال حکومت کرد و بعد مختار ابراهیم اشتر به کجا رسید آخرش چطور شد و پیسر مختار آخرش کجا خط شد شما رو تشکر خیلی ممنون خداحافظ شما ممنونیم از شنونده عزیزمون که با برنامه خودشون ارتباط گرفتن استاد صادقی در مورد مختار و مدت حکومت ایشون و فرمانده لشکر مختار ابراهیم اشتر و پسر مختار و سرانجام اینها از شما توضیحاتی خواستن در خدمتون هستیم حالا من سعی می کنم خیلی تفصیل ندم و اونچه که پرسیرنس قسمت سوار رو جواب بدیم در باره مختار خیلی بحث هست و خیلی هم مردم سوال میکنن مخصوصا بعد از این فیلمی که مشهور شده و مردم میبینن خیلی سوالاتی دارن در باره قیامش طولانی نبوده حرکت مختار قیام ایشون یک سال و نیم بیشتر طول نکشید ولی به جهت اهمیتش خب از حرکت های مهمی بود که به نام شیعه سبت شده ایشون از ربیال اول سال شست و شش که قیام شروع شد تا رمزان سال شست و هفت یک سال و نیم در واقع برقدرت بودن و خب البته اقدامات مهمی هم انجام شد و مقابله با کسانی که امام حسین علیه السلام رو به شهادت رسونده بودن این سال اول که مختار چند سال حکومت کرد این سال دوم که ابراهیم آقابتش چه شد یه مقدار در مورد ابراهیم ابهام هست و به جهت این که فرزند مالک اشتر شخصیت بسیار مهم و یار با وفای امیر المومنین هست گاهی تصور میکنن که ابراهیم هم دقیقا مثل پدر باشه ولی باره ابراهیم یه مقدار ابهاماتی هست جمعه این که مثلا مختار رو چرا تنها گذاشت لحظه آخر دفعه دوم به کمک اون نرفت که باعث شد مثلا قیام مختار عبتر بمونه و کشته شدن همین اینها ابراهیم موند در همون موسیل در منطقه که مختار فرستاده بودش برای حکومت و شاید حالا دلش مخواسته که برحال اینجا را از دست نده و تا بعد از اینکه مختار به شهادت رسید دو نفر ازش دوت کردن از ابراهیم جالب هر دو هم در واقع طرف مقابل بودن یکی عبدالملک بود و یکی مصعب مصعبی که مختار رو باش مبارزه کرده و از بین برده و عبدالملک هم که قبو امویه در واقع هم زوبیریان و هم امویان از ابراهیم عشتر دعوت کردن که بیا به ما به پیوند و مثلا حکومت رو هم تنفیز میکنیم جالبه که ابراهیم از بین این دو که هر دو هم در واقع آدم های شایسته این نبودن همراهی به مصعب رو پذیرفت و علت شمید بود که خب عبدالملک بالاخره امویه و ما هم با اینها جنگیدیم حالا باز مصعب مثلا زوبیریه برحال با مصعب همراه شد و در جنگی که بین مصعب و بنی امیه بود ابراهیم هم کشته شد حدود سال 72 قبرش هم در نزدیکی سامر راه هست که فکر میکنم در این حوادثی که داعش قبرها رو و بارگاه ها رو از بیمی بردن فکر میکنم اونجا هم آسیب دیده باشه سوال ثومشون در باری پسر مختار گفتن آقابتش چی شد واقعیش اینه که مختار فرزندانی داشته حالا اونهایی که نام برده شده در منابع انصاب چون ما تابه منابع تاریخ و انصاب هستیم در این موضوع بحث انصاب و نسبشناسیه باید بریم سراغ کتاب های انصاب قرش و انصاب قیر قرش هر چی که هست این ها نام میبرن از چهار فرزند به نام دختر هم داشته ولی فرزندانش به نام جبر، ابو امایه، ابو حکم و بلال اینها رو نام بردن که خیلی هم سرنوشتشون مشخص نیست یعنی چون کتاب های انصاب میگن مثلا مختارب نه ابو عباید سقفی اینجوری بود و اینجوری بود و شرحالی میدن و آخرش هم میگن که اینها هم فرزندانش بودن یا توی کتاب تاریخ هم که باشه آخر شرحالش مثلا وقتی کشته شد شهادت بسید کسی مثلا بیان میکنن که این فرزندان رو هم داشته این هم نسلشه یه چند تا نام میبرن ولی سرگزشتی توضیحی ازشون ندادن مگر این کار منشای یک اثر مهمی اتفاقی باشه مثل امون ابراهیم مالکه اشتر خب مالکه اشتر فرزندان دیگری هم داشته ولی ابراهیم بلد شده شخصیتش برحال محروف شده بخاطر جریان مختار و بعد هم مسائلی که براش پیش اومده احتمال میدم شنوانده عزیز که در باره فرزند مختار پرسیده ناظر به همون فیلم مختار باشه مختارنامه که فرزندی به نام ثابت براش در کنار مختار هست و حالا از بچگی مثلا مباحثی داره خب این رو ما در منابع ندیدیم و این رو عرض میکنم که حالا الزامن فیلم ها این طور نیست که دقیقا با انصاب و تاریخ همخانی داشته باشه برحال طبیعی هم هست انتظار نیست که حالا دقیق باشه گاهی کارگردان نویسنده فیلم نام نویس تشخیص میده که حالا یه جا به جایی های یا حتی فرزندی رو نامش رو تغییر بده این جهاد ممکنه هست بنابراین اگر منظورشون ثابت هست ما اطلاعاتی ازش نداریم لعقل سرنوشتش معلوم نیست خیلی متشکرم فرصت از اتاق فرمان میگیریم و در خدمت استاد صادقی بزرگبار هستیم ایمان با اینه ابرت است و در ساموزترین تاریخ تاریخ اسلام جناب آقای حاشم یزدانی از نهاوند پرسیدن شیعه چگونه و چه زمانی رایت شد و مرکزیت شیعه در طول تاریخ در کدام شهرها بوده است در خدمت استاد صادقی هستیم خب بحث خواستگاه شیعه که حالا سوال ایشون در واقع همین هست این موضوع مفصل است خود شما مستحضر هستید آیای جنبوری که حتی شاید مثلا دو واحد درسی به این موضوع اختصاص داده میشه گاهی که شیعه از کهی شروع شد و تعابیر از کهیه حالا اون چی که ما قبول داریم و مشهور هست این که روایت یه از رسول خدا که زیل آیه از سوری بیینه یه تعبیر شیعه برای پیروان امیر المومنین داره بنابراین ما میگیم این کلمه در دوران پیانبر هم به کار رفته و مستلح شده یا حتی گاهی میگه مثلا بعضی ها رو به عنوان شیعه حضرت در اون دوران میشناختن اما از نظر تاریخی اون چی که در منابع بیشتر تعبیر میشه دو کلمه شیعت و علیین و شیعت و عثمان هست بعد از قتل عثمان و به ایعت مردم با امیر المومنین علیه السلام این دو استلاح مشهور شد ادهی رو که با امیر المومنین بودن تبیر میکردن ازشون شیعت و علیین و کسانی که طرفتار معاویه بودن و بلاخره هنوز عثمان رو قبول داشتن چون کسانی که به امرال مومنین بهیعت کردن تای بره اینها اثمان رو قبول نداشتن و ممکنه شیخه این رو قبول داشتن اینها رو شیعت و علیه این رو گفتن طرفداران اثمان در واقع کسانی که مقابل اینها بودن مثلا کسانی که جنگ جمن رو راه انداختن یا کسانی که مقابل حضرت در جنگ سفین بودن شامیان اینها رو بهشون میگن شیعت اثمان یعنی پیروب واقعی اثمان بودن و معاویه طرفداران معاویه معمولا تحبیر ازشون اینجوری میشد بنابراین طرفداران حضرت علیه علیه السلام و دشمنش معاویه شیعت و علیین و شیعت و اثمان بعدها این تحبیر کم کم شکل عوض کرد شیعت و علیین شد اش شیعه مثلا حالا تحبیر الفلام اومد سرش و تحبیر شیعه موند شیعت و اثمان موند اثمانیه از این جاها بلاحظه تاریخی در زمان امام حسین علیه السلام و وقتی سلیمان امن سرد و عدهی که نامه نوشتن به امام حسین اونجا تحبیر شیعه به کار میبرند این تاریخی اجمالی حالا بحثای بیشتری هم داریم بابرود حسین حالا ببخشید بین صحبتتون شیعهی که در دوره امیر المؤمنین هست ما اونجا بازی تخصیم بندی داریم که بزیها شیعه سیاسی گفته میشه بهشون بعضی ها شیعه اعتقادی کتاه اگر بشه در این مورد همیه که بله اینا دیگه در واقع برداشت هایی که ما امروزه میکنیم چون اونجا تبیر شیعه از همین اینا میشه همین که اشاره کردم بعضی ها که در کنار امیر المومنین بودن و بهشون بهیعت کرده بودن خلیفه اول و دوم رو هم قبول داشتن البته با عثمان و مخالف بودن و با کارهاش بلی شیخه این رو قبول داشتن و امیر المومینین هم بیعت کرده بودن اینها رو میگن شیعه سیاسی یعنی در بیعت حضرت هستن در کنارشون هستن اما اعتقاد این که مثلا حضرت بلا فصل بعد از پیانبره این رو نداشتن گاهی تعبیر میشه به شیعه اراقی از همینها اینا تعبیری که دیگه از کلمه شیعه برداشت میشه و چون افراد مختلف بودن گاهی تعبیر شیعهی محب میکنن یعنی خیلی افرادی هستن که فضایل امیر المومنین رو نقم میکنن ولی از اهل سنت هستن این ها عنوان شیعه براشون گاهی اومده در کتاب های رجالی علتش اینه که میگن شیعهی محب بند این ها و یه تعبیر دیگه هم شیعه اعتقادی که البته کمتر هستن نهایی که محکم میگفتن که بعد از پیامبر کسی جز علی علیه السلام شایسته خلافت نیست که اعتقادشون این بود این قسمت هایی که شما فرمودید بمنونم در برای مرکزیت شیعه در طول تاریخ خب ما جاهای مختلفی داشتیم ولی از ابتدا کوفه مرکز تشعیع بوده برخلاف این که الان گاهی ما شهار میدیم مثلا کوفه رو بیوفا میدونیم مطالبی که در برای کوفه گفته میشه ولی بلاحاظ تاریخی بسیاری از جاران ایمه اصلا بهیت امیر المومنین بیشتر از طرف کوفیان بود و مالک هشتر و یاران خوب ازراد در کوفه بودن تغییر مرکز خلافت از سمت امیر المومنین به جهت یکی از نکتاست نمیده خود همین که ازراد وقتی به جنگ جمل اومد در بسره نموند بعد به مدینه هم برنگشت ازراد با انایت به کوفه اومد چون کوفه هم نیروی بهتری داشت و هم طرفداران ازراد بودن بنابراین اونجا مرکز اولیه تشعیق گفتند بعد هم در دوران امام صادق هم زراره و بسیاری از رانان حضرت در اونجا هستند میان مدینه برای حج میان حضرت رو زیارت میکنند ایمه دیگه رو برمیگردند به کوفه کوفه همیشه مرکزیت تشعیق رو داشته اما خب در زمانهایی هم که مثل مثلا زیاد یا ابن زیاد یا حجاد کسان مثلا حاکم می شدن شیعان یه مقدار موقعیتشون دوچار مشکل می شده و کمتر بروز و ظهور داشتن بعد از اونجا می تونیم قوم رو به اونان مرکز تشریح و بگیم حالا کوفه در غرن اول به بعد قوم و اطرافش البته در قرن دوم بعدها هم مثلا کرخ بغداد خود بغداد که حالا در کنارش قبر امامین کازمین هست همیشه کرخ هم به عنوان مرکزیت شیعه بوده بعدها هله همینجور حالا این مراکز رو میتونیم به عنوان مراکز شیعی نام ببینیم سالها بعد قرنها بعد در سبزوار ایران که اتفاقا سربداران هم زهور و بروزی داشتن به جهت تشعیه اونجا بود و شمال ایران شهرهای شمالی ایران که خیلی از زیدیه در اونجا زهور و بروز داشتن تشعیه زیدی گرچه حسفلی شیعه بودن به هر حال به اونان کلی این مراکزی که من به ذهنم میرسه و تفاوت داشته دیگه در زمانهای مختلف یه جایی مثلا مرکزی که بیشتری پیدا میکرده یه جایی کمتر خیلی ممنونم استاد سادری بزرگبار فرصت از اتاق فرمان بگیریم و سؤال دیگه ای رو خدمت استاد باشیم پرسمان ویژه پاسخ به پرسش های تاریخی شنونده عزیزی با شماره تلفون 0912 چار شماره آخر 5725 سؤال کردن شمشیر زلفقار چگونه به دست حضرت علی علیه السلام رسید به فرمان استاد خب در این باره روایات چنگانهی هست اقوالی هست که بعضی هاش حالا به جهت ظاهری بیان میکنه بعضی هاش یک مسئله ماورائی رو مطرح میکنه مثلا مرحوم شیخ صدوق یه روایتی داره در منلایست رولفقیه که شمشیر از پیانبر بود در تاریخ تبری هم اینجوری اومده یعنی یک منبع شیعی امامی و یک کتاب تاریخی اهل سنتال و اون کتاب روائی حدیثی و یک کتاب تاریخی موردرخان هم میگن اصل این شمشیر در جنگ بدر به پیانبر قنیمت رسید و پیانبر اون رو به امیر المومنین داد که در جنگ اوهد هم همراهش بود و میجنگید اما در کتاب کافی کتاب شریف کافی هم در اسمت روزه و هم در اصول همین روایت هست که از امام رضا علیه السلام سوال شده که شیمشیر از کجا اومد امام فرموده که از آسمان اومد حالا این روایت هم ما داریم البته تحلیل این که امام چرا فرموده و چه مطلبی در این سخن حضرت نه افته هست میشه تحلیل هایی داشت ولی برحال این اقوال هست که من گزارش کردم در جنگ احد این که مشهوره و درست هم هست در منابع معتبر حدیثی و تاریخی ما فراوان اومده اون جمله معروف گفته شد که گفتن ندایی اومد که لا سیفه الا زلفقار ولا فتا الا علی خب از فضایل امیر المومنین هست این در سیره ابن اشام هست سیره ابن اشام یکی از منابع مطبر تاریخ سدر اسلام و سیره نبویست در منابع روایی و تاریخی هم داریم که مثلا پس از این که حضرت علی علیه السلام نبردی کرد با این شمشیر زلفغار جبرایل اومد و به رسول خدا ارز کرد که این یه همراهی خوبیست و تحسین کرد همراهی امیر المومنین علی علیه السلام رو با پیانبر و پیانبرم فرمود که من و علی مثلا یکی هستیم و همون جمله که گفته می شود ولی جان پیانبر است و اینها بعد اونجا داره که یه صدای شنیده شد که لا صیفه الا زلفقار و لا فتا الا علی و در وقت سفین هم خود حضرت امیر المومنین علی علیه السلام میگه که پیانبر نگاه به من کرد که دارم در مقابله اون با شمشیر زلفقار مبارزه میکنم اونجا در این جمله که در وقت تو سفینه امیر المومنین میگه پیانبر فرمود لا سیفه الا زلفقار ولا فتا الا علی حالا این نقل هایی که عرض کردم در باره شمشیر زلفقار و این که از کجا به دست اومده این نقل ها هست مستان صادقی در مورد زلفقار وقتی صحبت میشه اون چه که حالا تو زین ها هست و حتی توی فیلم ها هم نمایش داده میشه یک شمشیر دوزبانه در حیث دولبه دولبه و نمایش داده میشه منطقه خدمت استاد یوسفی قراوی که بودیم اشون میفرمودن نه زلفقار به معنای شمشیری هست که پشت اون مثل ستون فقرات فقر فقره هست نه به معنای شمشیری که دوتا زبان داشته باشه این رو از اطالی تعیید میفرمایید یا؟ بله کاملا خب اشون که فرمودن و در منابع هم هست حالا اینجور رسپ شده به خاطر اینکه شمشیر امیر المومنین رو یه جوری جدا نشون بدن و یه نمادی شده ولی به لحاظ سهتش بله فقر فقره بوده و دولبه هم نبوده به قول بعضی ها میگن خب اگر دولبه باشه چطور میخواد توی غلاف بره به این معنی نیست که حالا اون که بین ما و تصویری که ازش داریم شبیه تیر سه شعبه هست که گاهی چیزی مثلا نه اینها گاهی تصورات ماست بالاخره تصورات عمومیه که از یه قضیهی دارن و جمله آخر در مورد زلفقار یک بیتی یادم افتاد که شاعر میگه زلفقارت با چنان زربت به هرکس خورده است اندکی مبهود منده تا به فهمت مرده است چان آلم به فدای امیر المؤمنین انشالله همه ما از کرامات شفاعت امیر المؤمنین دنیا و آخرت بهرمند بشیم ممنونیم از استاذ صادقی عزیز فرصت رو در اختیار ما گذاشتند و با حسله و سبوری پاسخوی سوالات شنوندگان عزیز ما بودند و ممنونیم از همراهی گرم و سمیمانه شنوندگان عزیز برنامه پرسمان تاریخی تا برنامه بعد خدا یارو نگهدارتون موسیقی موسیقی