قرآن مرسی قرآن مرسی بسم الله الرحمن الرحیم مجددان مهدر ازدالی و همه شهروندگان عزیز و عزیزی مرجمند قرآنی و قرآن دوست عرض سلام و عدب و احترام دارم در خدمت تو نزدن سلامت باشید خیلی خوش آمدید اجابه برنامه از این که وقت میذارید و عزیزان شمنده و بنده رو به دریافت معارف قرآنی میرسونید خیلی متشکرم اگر اجزایی فهمید قبل از این که اولین سؤاله عزیزان شمنده رو که صبح هم بشنبیم راه های ارتباطی برنامه رو خدمت عزیزان شهرونده ارز بکنم تلفن های 329-10-551 و 329-10-552 با پیش شماره 025 و سامانه پیام کتاه 30553 از این راه ها میتونید با برنامه تماس بگیرید و سوالات خودتون رو مطرح بفرمایید لطفا در تماس یا پیامتون قید بفرمایید که مربوط هست به برنامه پرسمان قرآنی که راحت تر و سریع تر به دست ما برسید جامعه استاد اولین سؤال از یکی از عزیزان شهنده است که حربتی به صورت تلفونی زبط شده ولی اشون خواهش کردن و فرمودن که صداشون پخش نشه دو تا سؤال در واقع پرسیدن یکی مربوط هست به آیه یازده هم سرموارکی قصص در جریان به نیل انداختن حضرت موسا در دوران نوزادی توسط مادرشون که مادر ازت موسی به خوهر ازت موسی فرمان داد که دنبال او برو در کنار نیل از این تعبیر سؤال کردن که چرا می فرماید فبسورت بهی ان جنوبن چرا نمی فرماید ان بعیدن به جای کلمه بعید یعنی دورا دور می دید او رو کلمه جنوب به کار رفته اینو بفرماید تا سؤال بعد رو مطرح کنید خب پس یکی از معجزه های محروطه است موسی علیه السلام این بود که خب اصلا نتونستن پیداش کنن مادرشو و اون رو از بین ببرن و وح شد به مادر اصد موسا که فرزندتو داخل جعبه بگذار بینداز به رود نیل ما خودمون اون رو حفظ میکنیم حالا از اینجا به بعده حالا اصد مادر اصد موسا علیه السلام بچه رو داخل جعبه بذاشته بعد وارد داخل رود نیل انداخته و این داره حرکت میکنه مادر به دخترش میگوید و قالت لاختهی یعنی مادر ازده موسا به خاهر ازده موسایی دخترش گفت قصیه لأخته قصی فبصرت بیدی و جنوبی و هم لایشعون یعنی دنبال کن این جعبه رو ببین کجا میره بنابراین او هم دنبال کرد فَبَسُرَتْ بِهِ اَنْ جُنُوبِنْ بسیرت پیدا کرد به موسا منتها از جنوب جنوبی که از معانیش معانی دوره بنابراین شما ترجمه هم که نگاه کنید یعنی از دور متوجه شد که نصرت به این جعبه چه کار کردن حالا تو روایت هم داره که دید مثلا خدم ها و این ها جعبه رو گرفتن و بچه رو گرفتن بغل بعضی ها طور دیگه نخواه کردن حالا اونو خیلی محل بحث نیست اینشون سوالشونه که خب بگه انبعیده چون معلومه قرآن وقتی یه واجه انتخاب میکنه حتما این واجه توش یک راز و رمزی وجود داره که بیان کنه خب قالب مفسران خیلی بهش نپرداختن چرا ولی بررسی که من از جاهای دیگه کردم بیدم که نکته خیلی فندی اینجا وجود داره معلومه که این سوال کنندم آدم درقیقه بوده بله درقیقه و کار کرده هست بینید این ازباب تزمینه یعنی جنوب یکی از معناهش بعید هست ولی اگه کلمه بعید میامد یعنی خیلی دور بعید اسمش معلومه از راه دور بعد نیست بعیده بلوز فعیله اگه خیلی دور باشه اون نمیتونه بسیارت پیدا کنه که این جعبه رو گرفتن نگرفتن اتفاقاتی که افتاد چیه نمیتونه این یک نکته یعنی بعد مسافت یه میزان متعادلی متعادلی که میشه ببینی اون تعبیر بعید اینو نمیرسونه نمیرسونه نکته دوم این که معلوم این که از یک گوشهی از یک زاویه ای داشته نگاه میکرده معلومه که میترسیده که اگر آشکارو مثلا لذا اون تزمین که میگم معنی اون جنب و کنار رو هم توش داره پس اولا خیلی نزدیک نبوده که ببینن یه مقدار دور بوده اگه بعید بود دورتر رو هم شامل میشود دو این که حالا که دور بوده اونم دور متوسط از یک زاویه ای بوده که اینو نبینن درسته بعد اونجا را رسد کنه یکی از اقبال اینه که یعنی پن روایت داره که این بچه رایی که به دست آورده بودن و اینها حالا دنبال شیرده میگشتن که یک زنی پیدا بشه که بتونه به این شیر بده اینجاست که از این زاویه داره میبینه بعد آرام برای میره نزدیک میگه چی شده میگن آره این بچه را گرفتیم ولی یک کسی میخوایم که میگه من میشناسم این کسی که اون میتونه شیر بده که بعد میاد مادر خود از دموستارو بونبانه به صلاح شیرده معرفی میکنه بله خیلی متشکرم همتون که فرمودید نشانگر دقیقت عزیز شمنده من هست سوال بعدی هم همین دقیقت توش لحاظ شده فرمودن که در آیه 25 سروی مالک یوسف شرا فرموده سیده ها در حالی که باید قایتان میفهموند بله ها در ماجرای اون نیرنگی که همسر عزیز مصر به کار برد و وقتی که دیگه اومدن درباز شد عزیز مصر رو دیدن اینجا تربیر قرآن این هست که پشت در سید اون زن رو دیافتن نفهمه شوهر اون زن در علیه چی هست حالا این تربیر هم وستبقا توش یه نکته بوجود داره اینه که وقتی که هست یوسف علیه السلام دید که اوضاع خطرناکه فرار کرد به سمت باب در وستبقال باب بعد هسته یوسف که فرار کرد دنبالش زوریخا داره میاد یک بار در باز میشه اینجاست که و الفیا یعنی یافتن چه کسی را سیدها یعنی آقای ها زوریخارا در دلباب ایشون سوال کرده که خب باید بگه که و الفیا بعلها شوهرش شوهرش رو چرا گفته خب ما نداریم که مثلا به شوهر بگن سید چرا اینجا گفته سید یک نظر اینه نظر بدی هم نیست که اصلا در مصر در زبان اون روز مصر به همسر میگفتن آقا الان خودمان تو فارسی میگیم که آقاتون چی میگه به خانم مثلا میگیم آقای شما نظرش چیه عرفیه دیگه مردمه که این حال یک مدنیتی بوده احتراماتی به این شکل و همون رو قرآن حفظ کرده حفظ و اون واجه مثلا زبان مصر در قرآن یعنی نقل قرآن اون فرهنگ مصر رو هم رسونده یه نکتی دیگه که من به ذهنم میرسه با نظر ارز میکنم و اون اینه که وقتی در باز کردن جایگاه عزیز مصر اینجا بنوان شوهر مطرح نیست یعنی اون لباس پادشاهی به تن کرده و الان بنوان یک سید و بنوان یک مسکور بنوان یک حاکم مطرحه اینجا دیگه مسئله داخل خانه و مسئله زن و شوهری مطرح نیست لذا این کلمه سید را از این باب به او اطلاع کردن چون الان بنوان یک عزیز بنوان یک پادشاه با من یک مسئول جلو در ظاهر شده به اون رو ملاحظه کردند و دیدند بله خیلی متشکرم از پاسخوخی که فرمودید همینطور از عزیز شنونده که درخواست کرده بودن که صداشون پخش نشه فاصله از اتاق فرمان میگیریم و همچنان با بنابرای پرسمن غرایی در خدمتون هستیم قرآن مرسی ایلا این یسجنه اواغه اون علیم شماره پیامک 3553 پیام فرست دادن و فهم دادن که در سوره یاسین از قول حبیب نجار اینطور آمده کاشقو من میدانست که خدایم مرا گرامی داشت صحبت از فرد مؤمنیست که او رو به خاطر ایمان به شهادت رسوندن در سوره مؤمنی یاسین آیه 26 و 25 میفرماید که قیلت خلل جنه به او گفت که به اون گفته شد که داخل بهشت شد سآل عزیز شهرانده اون این هست که مگر بهشت و جهنم بعد از قیامت نیست چطور بعد از شهادت وارد بهشت می شود این آدم مؤمن آقای خانم زمانی از گنبد کاووس این سآل رو مطرح کردن در خدمت مست چون اینجا بعد از شهادت نر شده که به اون گفته شد که برو بهشت بله بله ایشون سریع آمد خودش رو از راه دور رسند و شروع کرد با این رو صحبت کردن سریع این ها رو به قول محروب مشغول کرد این ها رو تا این که اون ها از اون فضا خودشون رو دور کنن و جان سالم به در ببرن و با این رو شروع کرد گفت و کردم در نهایت هم اعلان کرد که من به این ها ایمان آبوردم اون ها هم بلا فاصله ایشون رو به شهادت رسندن این داستان مربوط به این قصه هست بعد آیه بیست و شیش مهمد که بلا فاصله همین که ایشون به شهادت رسید قیلت خل الجنه بهش گفته شد یعنی پرشت ها گفتن حالا دیگه شما تشیب ببرید به بهشت بعد ایشون این چیزیست که همین شهده ایمام چنین حس و حالی نسبت به ماهای که تو این دنیا موندیم رو دارن قال یعنی حبیب نجار یا لیت قومی یعلمون ایک هاش قوم من میدانستن اینایی که ایمان نیاوردن و گرفتار کفر و شرک و اینا شدن ای کاش میدانستن به ما غفر علی ربی که پروردگار من نسبت به من چه غفران و بخششی رو نسبت به من انجام داده از این باداتر و جعلن ایمنل مکرمین منو جزه کرامت شدگان و تکریم شدگان قرار داد این خیلی معنی مکرمین معنی فهمیم چیه که خدا یک انسان رو برایش کرامت قائل بشه یعنی چه کار میکنه مثلا ما هم میگیم رفتیم به اهمان فلانکست بیدیم خیلی ایشون تکریم کرد خیلی تکریم کرد حالا خدا تکریم میکنه چه کار میکنه نمیدونیم لذا میگه ای کاش قوم من میدانستن بنابراین این آیه اثبات میکنه بهشت و جهنم برزخی را این بهشتی که بهشت گفتن داخل شد منظور به هشته برزخیست یعنی او با جسم وارد نمیشه بلکه با قالب مثالی وارد میشه خیلی متشکرم خاطرم میاد یه بار با جماعه دکتر تیجانی مستفسر معروف توی ماشین داشتیم میرفتیم من خدمتیشونو ارز کردم که حس و حالتون نسبت به اقوام و خیشاوندان خودتون چیه فکر میکنن یا اونا در باره شما چی فکر میکنن اینا توی این حال و حوا ایشون بلا فاصله همین آیه رو گفتند که یالا ایت قومی علمون به ما غفر علی ربی و جعلنی من المکرمین خدایشون رو هم حفظ کنن از اکه هستن سال دیگری جمع سال مطرح شده از طریق پیامک گفتند که آیا ممکن است که آیه 34 سور نسا را کمی توضیح بفرمایید مراد از زدن زنان چیست آیا واقعا خداوند چنین چیزی خواسته آقای خانم ابراهیمی هست مشهد مقدس آقا عبدالله من خاطرم میاد که راجعه به این آیه هم مفصل صحبت فهمید حالا به جهت این که از شمنده مجددن سوال کردم بفهم نکته اول این که خدای صبحان از اول قرآن تا آخر قرآن که نسبت به حقوق زنان این همه تحکید داره میشه میشه از این آیاها استفاده بکنیم که دستور داده باشه که مثلا در مرحله ثوم وز روحان نه حالا دیگه اونها رو بزنیم در آیاتی دیگه هست که اگر میخوای تلاقشونم بدید سر روحان نه سراحن جمیلا جمیلا یعنی با عزت با افتخار مخصوص چطور میشه این یک نکته نکته دوم تا حالا در روایت و روایات نقش شده که اهل بیت سلامونده علیه مجمعین و پیانبر عزیم و شعن همسرانشون رو زده باشن نکته سه وم اصلا دیدید که یک مرجع عزیم و شعنی فتوى به این مطلب داده باشه حالا پس داستان چیه؟ داستان هم مسئله بازدارندگی هست تشهر زدن هست پس خودکاری مقصود نیست نظر است که اون روایت معروف از امام باقل علیه السلام هست که آمدن سوال کردن گفتن این وزربهون نه یعنی چی از درد مسباک دستش بود مسباکی که تو عرب ها هست چوبه مسباکه از نیل خودکار خود خودکار نازوکتره سبوکتره بعدشون این رو زد به دستشون گفت مثلا این گونه این مسباقی که دارید میبینید چوبه مسباق این گونه بزنی که نه سرخ بشه نه کبود بشه خب این یعنی نزدن بلکه یک نوع اعتراض رو اعلام کردنه که علیه حال تو اول که معاوضه کردی نشد چند روزی مثلا قهر کردی نشد حالا دیگه الان تشر بزن شاید این تشر تأثیر گذار باشه و اون شخص را از ناشز بودن خارج کنه این بیش از این رو اصلا باید که نمی رسونه اگرش شهید بزرگ بار شهید متحری فهم بودن که زرب فلعرز از کلمه زرب به معنی سفر هم هست یعنی مثلا یه قوله رسبان الله تعالی از ربه هنن یک احتمال هم داره بلو احتمال خیلی کم که خالد دیگه اینو ببر سفر این افسرده شده این از حالت افسردگی خارج کن حالت چون معنی اول که بیشتر اون مورد نظر هست که این در اصل یک نوع بازدارندگی یک نوع توجه دادنه علیه ها این تشره مثلا فسکن یه چوبه مسواه که هم طرف دستش باشه این کلی بزن و دستش بابا تو چرا مثلا فسکنی مخالفت میکنه اقا اون بود روانیش تو نظر بوده بود روانیش مطرحه دیگه قبلش مسئله موئزه است اولیش نشد قهر کردنه نشد تشر زدن خیلی متشکرم اونجور که فرمودید در سیری حضرت رسول و میهودا هیچوقت کتک زدن زنان هیچوقت مطرح نبوده و هم که حدیثی که اشاره فرمودید سؤال مطرح شده نشوندنده اینه که چیز عجیبی به نظر اومده یعنی در رساله در واقع منظومه فکر تربیتی اسلام همچین چیزی وجود نداره پرسیمان شریکون پرسمان ما پاسخ به پرسشهای قرآنی موچکرم از همراهیتون با برنامه پرسمان قرآنی جماعه استاد ملکیی که از عزیزان شمنده آقای خانم امینی سوال کردن که از دیدگاه قرآن سقوط رژیم سهیونستی چگونه تعبیر می شود حالا باید دید که مقصود عزشمنده چی هست یعنی آیا مثلا قرآن پیشگویی کرده که رژیم صفاک سهیونستی سقوط خواهد کرد یا خیلی در سوره بارکه اسرا در همون آیه چهار به بعدش نکاتی رو مطرح میکنه که بعضی از مفسرین این رو نسبت به همین اسرائیل قاسب و یهودی هایی که دارن ظلم میکنن در این منطقه که هستن به اون تطبیق دادن آیه چهارین و قضاینا الابن اسرائیل فیل کتاب لطفسدن فیل عرض مرتین که شما دو بار در روی زمین فساد میکنید و یه برتریجوی بزرگی رو دوچار می شود از این اردوی مرخیم خب این دو بار رود داره توضیح میده در آیات بعدی فَاِذَا جَاءَ وَعْدُ اُولَاهُمَا بَعَسْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا وَلِي بَعْسٍ شَدِيدٍ اون مرحله اول که شما ظلمتون به اوج میرسه ما از بندگان خودمون رو بر علیه شما میشورانیم مبعوث میکنیم که اینا صاحبان قدرت و شدتن فجاس و خلالت دیار اون وقت شما دنباله بگوید امروزیه سراخموش میگردید بکان وعدن مفعولا این وعده الهی هدف من شدنیه حالا در این که این الان مستاقش که بوده چون آقای قرآن حقه حتما باید تحقق پیدا بکنه راجم اینا بحث زیادی که الان فرصت نیست که بگیم این مستاقش که که یکی از مثلا مفسرین یا چند تا مفسرین فهم بودن که وقتی بخت و نصر بر اینها حمله کرد به اینها رو از شبت که هفتاد سال از اینا در اصارت بودن دو از منطقه شون دور بودن این ظلم اولیهی بود که توسط بخت نصر اینا منکوب شدند و اینا دوباره توبه کردند و اینا خدای صبحان به اینا ت داد محل دوم که دوباره اینا توبه کردند و برگشتند و خدای صبحان هم در قبالش انوال بهشون داد فرزند بهشون داد و از این نفر تعدادشون نفرات زیادی شد بعد در ادامه فهمید که این احسنتم احسنتم لعن فوزه کنه داره معایزه میکنه خوشمه اگه آدم های خوب باشید خدا هم بهشون ت میده بچه میده مال میده زربت میده و این از سعتون فلاها فعذا جا این ظلم دوم فعذا جا وعدل آخرته لیسو و وجوهکم ولید خلون مسجده کما دخلوه اول مره ولیتبرو یتبرو ما علو تدبیره اینجا دیگه مرحله آخر قصه است مرحله دومی که اونها زرم کرد این دیگه مرحله دوم و مرحله آخری که دیگه اینجا کاملا نابود میشن حلاک میشن تبسط انسانهای الهی که بر اونها حمله میکنن حالا راجع به این که این مصداق اولش کهیه مصداق دومش کهیه بعضی ها نظراتی دارن بعضی مفصل جدید هم میگن ودی دوم این ظلم دوم همینیست که هلان دارن قتل آم می کنن و بچه های مردم رو می کشن نسل کشی می کنن افتخارم می کنن شما دیدید حتی سربازاشون گفتن ما اصلا کیفت می کنیم از این که بچه ها رو شیرخاره ها رو می کشیم خب این بر اساسی این وعده اونا که تدبیر میدن پیروزی نزدیکه وعده خدا به این است که اینها در آینده نزدیک سراخموش ها رو باید برن فیدا کنن تا در اونجا مخفی بشن اگر هم مخفی بشن قطعا حلاکت از آن اونها خواهد بود خیلی متشکرم انشالالله که هرچی سریعتر این وعده الهی تحقق پیدا کنه و ما به چشم امون خاری و زلت دشمنان ستمگر رو ببینیم متشکرم از روزویتون در برنامه پرسامان قرآنی و همینطور عزیزان شمنده که همراهی کردن تا پایان برنامه تا سلام دیگر خدا نگهدارتون موسیقی بیا ساحت بندگی را بسازی برنگ خدا زندگی را بسازی بیا رکبتی آسمانی بخانی خنوتی پر از مهربانی موج اف ام ردیف 96 مگه هرتز موج ای ام ردیف 1071 کلوه هرتز رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت امیر المومنین از نظر محتوی خیلی بالاش سرمشق نگاهی موضوعی به نهج البناقه ای جلمات ذات تو جلبه کبری آلی ای به نگین محرفت خاتم هم سیاهلی ای که گرفته از رخد شمس و غمر زیاهلی بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده مهربان سلام به شما شنوندگان گرامی و عرجمند با برنامه سرمشق دقایقی همراه شما هستیم سرمشق امروز ما گوهر درخشان صداقته فضیلتی که در مکتب امیر المؤمنین علی علیه السلام نه فقط یک خسلت نیک بلکه شالوده ی حیات انسانی و اجتماعی محسوب میشه در آموزه های والای اسلامی صداقت و راستگویی از آلی ترین خصوصیات اخلاق انسانیه که زمین ساز ارجمندی و نیکبختی انسان رو فراهم می کنه. مولای متقیان علی علیه السلام در نهج البلاقه راستی و صداقت رو باعث نجات و آقبت به خیری می دونن. در این بخش از برنامه سخنان کارشناس محترم حجت الاسلام و المسلمین استاد جواد محدثی رو به اتفاق می شننیم بسم الله الرحمن الرحیم