نه از ترس عذاب وجد تو که اهلن للعباده البته این کلمات همونطوری که الله مجلسی فرمده باره کسانیست که به این درجه ها درسته من خدا رو عبادت میکنم چون خدا رو شاهسته عبادت من خدا رو میخوام خود خدا رو میخوام در یه داستانی هست که صدیقه تاهر سلام علیه و مشغول عبادت بودن رسول خدا آمدن فرمدن فاطمه جان چی میخوایی خدای متعال خطاب کرده یا فاطمه سلی هرچی میخوایی بخوا ما بهت میدیم چی جواب داد؟ گو من چیزی نمیخوام من جز خدا چیز دیگری نمیخوام انسان به این درجه برسه کنتو لهو من ورای تجارت کل تاجر کاری میکنم به درجه ای برسد که خدا سودش تجار دنبال سود مادی هستن دنبال پاداش های اخرد من خودم میشم سود تجارت این کسی که به این درجه نائل بیاد و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته چهارده همه صحیفه سجادیه رو پخش و قراعت میکنیم و بعد از اون هم گنج سعادت رو با موضوع اخلاق توحیدی پخش میکنیم که در این برامه بحرماند بشیم از شخنان روزت الاسلام و المسلمین استاد محمد حادی فلا اما به امید اجابت دعای چهارده همه صحیفه سجادیه رو با صدای آقای کریمی پخش میکنیم و انشاءالله قراعت میکنیم موسیقی در موسیقی درسته و نالنی من عدوی و عدوک مما حذرت و انتهکه منی مما حجزت علیه بترم في نغمتك عنده و اخترارم بنکیرك علیه اللهم فصل علی محمد و آله و خود ظالمی و عدوی عن ظلمی بقوتیک و افل الحده عنی بقدرتیک و اجعل لو شغلا فيما یلیه و عجزا عما يناویه اللهم وسلم على محمد و آله ولا تسوغ لو ظلمی و احسن علیه عونی و اعصم نیم مثل افعاله ولا تجعل نیم مثل حاله اللهم سل على محمد و آله و اعدنی علیه عدوى حاضرة تکون من غیبی به شفاء و من حنغی علیه وفاء اللهم سل على محمد و آله و عوذنی من ظلمه لعفاك و عبدلنی بسوء سنیعه برحمتك فکل مکروه جلل دون سخطیک وکل مرزت سواء ما موجدتیک اللهم فکم کرهت الی ان اظلم فقنی من ان اظلم اللهم لا اشکو الى احد سواءك ولا استغین بحاک من غیر که حاشاک اصلا على محمد و آله وصل دعائی بالاجابه و اقرن شکایتی بالتغییر اللهم لا تفتنی بالغنوت من انصافنک ولا تفتنه بالعمن من انکارت فيسر على ظلم ویحاضرني بحقی وعرفه عما قليل ما اوعدت الظالمین وعرفني ما وعدت من اجابت المضترین اللهم سلنا على محمد و آله ووفقني لقبول ما قضيت لي و علی و ردني بما خبت لي و منی و اهدني للتی هی اقوم و استعملني بما هو اسلام اللهم و این کانت الخیارت لی عندك في تأخیر الاخذ لی وترك الانتقام ممن ظلمني الى يوم الفصل و مجمع الخاسم فصل على محمد و آله و ایدنی من که بنیت صادقة و سبر دائم و اعذنی من سوء الرغبت و هلعه اهل الحرس و سور في قلب مثال ما دخرتالی من ثوابك و اعددتال خسمی من جزائك و عقابك و اجعل ذلك سببا لقناعتي بما قضیت و ثقتي بما تخیرت آمین رب العالمین انکی ادو الفضل العظیم و انت على كل شیء قدیر و صلی اللہ علی محمد و آله تیبین التاهرین به هر که تلفون کنی منشیش جوابت میده اما به خدا خودش خوشت خطه خودش جواب میده خودش بله میده و اذا سألك عبادی عنی فرینی صلیب اذا سألك عبادی عنی این مردم اومدن حبیب من در باری من است و پرسیدن چی جوابشون رو بیاد بدید این جواب رو بدید فهنی قریب من نزدیکم انی قریب نزدیکتون هستم صدایم میزنید خودم شما بلی میگویم بله بندگی من چه کار دارید حالت چطوره انی قریب فَاِنی قریب اجیب و دست داعی زعید فَاِنی قریب من نزدیکم به همه موجودات بین من و بین آفرینش من بودی نیست قریب عجیب دعوه تدار دلیل بر نزدیک بودن همینه که دعای دعا کننده رو جواب میدن اجیب و دعوتت دای ازاد دان وقتی خانند صدایم می کند جوابش می دهم خدای من سیرا که یزیر و همین و من ادعوه و مبتوب و انجبی خدایا من چقدر خوشبختم که تو را دارم صدایت میزنم تا لحظه هایم را زیبا کنی به نام تو و به عشق تو آمدم خودت فرمودی بخامید من موسیقی اشارات را را گوهری از گنج سعادت ستان تازه کنان درس و عبارات را گنج سعادت بسم الله الرحمن الرحیم سلام میکنم خدمت همه شما همراهان عزیز همه شما هم بطنان عزیزم که در جای جای میهن عزیز اسلامی من هستید و برنامه گنج سعادت را هر روز حوالی همین ساعت از شبکی سراسری رادیو معارف دنبال میکنید و الان هم در حال شنیدن این برنامه هستید و ایدانم که انشالله در هر کجا که هستید دلاتون سرشار از نور ایمان به خدای تورک و تعالی و محبت احلیبی تلیم و سلام باشه و همه ما موفق باشیم در مسیر اخلاق زندگی رو بسازیم که در نهایت مرزی رضای خدای تورک و تعالی باشه در برنامه گنج سعادت مثل همه برنامه های گذشته گنج سعادت در خدمت شما هستیم تا انشالله حجتت اسلام و المسلمین استاد محمد حادی فلا با استانت از آیات قرآن کریم و روایات احلیبیت علیه مصطلام نکاتی رو در اختیار ما قرار بدن که انشالله زودتر به اون رضایت اصلی برسیم و هم خدا از ما راضی باشه و هم یک زندگی سرشار از اخلاق اخلاق سرشار از فضایر اخلاقی و آری از رضایل اخلاقی رو برای خودمون بسازیم انشالله چند برنامهی هست استادفالله در خصوص رضایل زبان آسیبهای زبان این سامانهی که خدای تهارک و تعالی در وجود ما قرار داده تا با همدیگه ارتباط برقرار بکنیم صحبت میکنه رضایلی که باعث میشه که همین زبان تبدیل بشه به اصلیترین و مهمترین عاملی که در قیامت همه ما رو گرفتار عذاب می کنم خاصتن از برنامه گذشته یکی از آسیبهای زبان رو برای من مطرح می کنن به نام تعییر و تعییر آسیبی که بعضی وقتا تعبیر به مچگیری ازش می شه بعضی وقتا تعبیر به خردگیری ازش می شه بعضی وقتا تعبیر به گیر دادن ازش می شه بعضی وقتا تعبیر به شماتت و سرزنش ازش می شه و هر جایی به قول استاد فلاح به قصد و نیت اون کسی که ازش استفاده میکنه معنای خودش رو پیدا میکنه حاجه فلاح سلام عرض میکنم خدمت شما بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما و همه از ازیزان شنونده سلام عرض میکنم در خدمتون است خواهش میکنم حاجه فلاح در خصوص تأییر ادامه مفاهیمش رو مرتبطش رو فرمودید و نکاتی رو هم گفتید در خدمت شما هستید خب معنا کرده بودیم به اشکال تراشی خردگیری مشکیری گیردادن خلاف اخلاق گیردادن خلاف شهر و ارز کردم یکی از رزیلت های زبانی به حساب میاد و اگر کسی به هر معنایی از این معانی که گفتیم یا خودش بهش رسیده یا به معنایی رسیده به نیت از سر هوای نفس و به نیت آزار دیگران استفاده کنه خلاف اخلاق یک رزیلت زبانی به حساب میاد و خلاف شهر کار عقلم نیست کار عقل نیست خلاف عقلی ولی مرتبه نفس اماره است که به تناسبیات کرد خوب آقا رسول الله صلوات الله و سلامه علیه که یک عرابی سهرانشین اومد وارد شهر شد محضر آقا رسول الله صلوات الله و سلامه علیه رسید و از حضرت یک توصیه اخلاقی خواست حضرت فرمودن انات به فهمدینه از سحران می اومدن زود زود شهر نمی اومدن خیلی با فاصله می اومدن شاید هم تو دلشون بود که از محضر آقا رسول الله استفاده کنن فلزا می اومدن شهر و مشرف می شدن خیلی مختنم بود براشون یک دستوری بگیرن برای مدتهایی که به شهر برنمی گردن ازش استفاده کنن و از خیلی مهم این دستوری که آقا رسول الله دارن به این شخص و امثال این شخص میدادن عربی اومد محضر آقا رسول الله و توازای توصیه اخلاقی کرد حضرت بهشون فرمودن که علیکه به تقوی الهی رو رایت کن علیکه این بر تو واجبه رایت کن بله دیگه عرضه خب تقوی رو چی معناه کردیم قبلا حریم خدا رو حفظ کردن حریم خدا رو حفظ کردن از جمله مسادیقش میشه همخانواده وقای خیشتنداری دقیق ترین معناه س faktiskt میبینی تقویه رو پرهیز معناه کردن ترس از خدا معناه کردن ولی دقیق ترین معناهsin همخانواده وقای خیشتنداریه خودت رو نگهداری یعنی نفس امارت رو مهار کنی تقویه رو مهار کنی از ذهبشون فهم بود تقوای الهی رو راهیت کن یعنی نفست رو مهار کن خودت رو نگه دار فعن امران ایه رکه به شیعه اگه کسی به خاطر چیزی که میدونه در تو هست ایه رکه بهت گیر داد بهت گیر داد خودگیری کرد یا مچگیری کرد هر معنایی که بفهم بعد از این فرمودن به شیعه به شیعه خیلی دائره معناییش گستر است نمیگه حق ته و عیبه یه چیزی که از منظر او عیبه چه بس اصلا عیب نباشه سلیغه توست درسته اونم تو سهره درسته نده فرمایید کسی از شهر و تمدان اومد سهره و به تو گیر داد نده فرمایید یعلم و فیک میدونه این چیز در تو هست مثلا این سلیغه در تو هست یا این عیب در تو هست اومده ورود کرده و به تو گیر داده خوردگیری کرده فلا تو ایرهو بشیئن فلا تو ایرهو بشیئن تعلم و حوفی تو مواده مثل اون بشی یا تو مواده اهل تعییر و تعییر بشی یا نگی که مثلا اونم از من خردگیری کرد پس منم یه خردگیری ازش داشته باشم مواده دستداده این باشی که ازش چیزی که میدونی بروز بدی و مطرح کنی تو این کار رو نکن حکم رو دارم حکم رو استفاده می کنیم حضرت ممنوع کردن که یک مؤمنی بیاد در جریه آقا رسول الله ازش توصیه اخلاقی بخواد نقشه زندگی بخواد از جمله حضرت میفرمند که نقشه زندگی یکی از پازلهاش و عیزاش اینه که اگر کسی ولو در سهرات که تو احرابی هستی در سهرات به تو گیر دادن مباداتو در سهرات به کسی گیر بدیا در سهرا که هیچ کسم نیست باید اخلاقی زندگی کرد از جمعه مبادر از کسی خورده بگید هرچن میدونی در او این عیب هست یا در او هست و عیب نیست تو با نیت عیب مطرح کنی اینم عیبه درسته و ممنونه خب هستن کسایی که ما شاید همینجا بگیم یا تو بحثای دیگه مطرح کنیم هستن کسایی که انقدر استعداد گیردادن دارن و خودشون رو تو این فضا رعا کردن بفرمایید تبیر آقا رسول الله اصلا رعایت تقوی نکردن آدتشون شدن حضرت فرمودن به اون عربی گفتن بر تو باد که تقوی الهی رو رعایت کنیم بعد همین تقوی الهی رو حضرت خورد میکنن مستاقی میان پایین از جمله دارن مشخصن بهشون میگن مبادا از دیگران خوردگیری کنیم خودتو نگهدن خودتو آفرین خودتو نگهدن ولی عجیبه که از یا به این بیان و توصیه و دستور آقا رسول الله علیکه به تقوی الله توی شهر توی تمدن با اداهای دین و اخلاق اعتنان ندارن به همه چی گیر میدن آدت کردن دست بگیر دادنشونم بیسته از جمله به خدا بله از جمله به خدا حتی به خدا و نظام هستی هم خردگیری میکنن با این که خلاف عدب بندگی هندت بفرمایید که اگر تقوای الهی بخواد خودشون نشون بده از جمله باید ارتباط با خدای متعالیه ارتباط با هم نو ارتباط با جهان هستی ارتباط با خودم ارتباط با خودم ارتباط با هم نو به هزارات معصوم همبیا هندت بفرمایید به دستوراتی که دادن این ملعه ازار خرده سال پیشه داره گیر میده بله اینده بفهمه؟ اونا معصومن ما معصوم نیستیم خب روایتی که حضرت خز به موسا علیه السلام توصیه کردن فی وسیعته ایل موسا علیه السلام به چه داستانی منتقل میشید؟ آموزش اخلاقی که جناب موسا حضرت خز خواست اون سه مرحله که دستور این بود که برای مدتی بری کنار یکی از بندگان ویجه و اختصاصی خدای متحال یاد بگیری و رفت اونجا و از جمعه چیزهایی که مدام در باره حضرت خیز علیه السلام بروز پیدا کرد از حضرت موسی علیه السلام این بود که چرا این کار گیر میده روایت که حضرت خیز به موسی علیه السلام توصیه کرد یبن امران لا تو ایرن نه احدن به خطیعتن لا تو ایرن نه احدن به خطیعتن درست خونده باشه هیچ کس رو به خاطر اشتباهش گیر ندی ایند می فرمایید؟ بله از اینجام حکم رو استفاده کنیم آقا رسول الله فرموده جناب خیز تو روایات ما اومده با تحکید اونم بابت چیزی که مسلمه خطیه بله اشتباه اونم به کی؟ پسر امران حضرت موسی البته حضرت موسی اناد بفرمایید که حضرت موسی در مرتبه خودش با اون شریعتی که داشت ورود میکرد مهمور به ظاهر بود و جناب حضرت خز مهمور به باطن بود جناب حضرت موسی با احکام ظاهریش جور در نمی اومد که صاحب شریعت بود و جناب خز در داستان باطنی با احکام طریقتی داشت معمولیتش رو انجام می دهد اینده فرمایید اگر تو معمول به شریعتی و رسولی و فرستاده خدا هستی که شریعتی را حکمی را ابلاغ کنی جهت اطلاع ما هم یکی از بندگان خدا هستیم و در باطن متابقه با حکم باطنی و طریقتی یک معمولیتی داریم از جمعه معمولیت ما این بود که به تو یاد بدیم اینده فرمایید بله ما با احکام طریقتی و باطنیمون به توی موسا گیر نمیدیم توی موسا هم با احکام ظاهریت به احکام باطنی و دستوری که ما داریم گیر نده اونم به خطیعتن منخیز که احل خطیه نیستم از منظر تو اگر خطیه هست رتفن گیر نده که تو خودتن میدونی من معمور خدا و معاله بخوام سراغ خطا برم باید درگیر دادنها اشکال تراشیها ایراد گرفتنها یه قدری تعمال کنیم به تعبیر آقا رسول الله سلامت الله و سلامت علیه که علیکه به تقبل الله خودتونو نگه دارید به قایدش آره یه خورده تعمال کنیم توی همان خیشتنداری یک تفکری اتفاق بیفته و جای دیگه آقا رسول الله سلامت الله و سلامت علیه در روایت دیگه شبیه به اون روایتی که بیشتر خوندیم فرمودن که اگر تو هم مثل اون آدم بیایی ایراد بگیری اون ایرادی که اون گرفته بود یه آثار و عواغبی داره که به گردنشه و اگر تو اعدامه بدی در اون آثار و عواغب تو هم مشترکی مثل اون نباش تا مثل اون گرفتار نشی نشی اینده بفرمایی حکمش تقریبا اینجا پیداست و من به همین دوتا روایت در خصوص حکم تعییر و تعییر و اشکال ترشی و سنده می کنم پس اگر از سر هوای نفس باشه با هر اسمی ازش یاد کنیم فرق نمی کنه باید ازش پرهیز کنیم اما علال و عوامل به همه ی علال و عواملی که اینجا داره اشاره نمی کنم تقاضا می کنم که ما اون عنوان علال و عواملی که در شماتت و سرزنش گفتیم عزیزان مراجعه کنن فقط یک عامل رو من اینجا برجسته یاد می کنم که خیلی به نظر من مهمه بیشتر آدم ها که به دیگران گیر میدن خرده میگیرن مشکیری میکنن اشکال تراشی میکنن مال اینه که توهم زرنگی دارن خودشون رو باهوشتر میدونن یعنی که اناو شما متوجه نبودید داشتید چی کار میکردید و من حواسم بود بله اینهایت بفرمایی؟ اینجا توی توده مردم رج پایین همین مرتبه ادراکات حسی جزئی خیالی پایینده است که از صحه تنبیه به دوره اینجا خیلی همون داریم گیر میدیم و اشکال تراشی میکنیم و ایراد میگیریم ما توهم حوش و زرنگی داریم خودمون رو باهوش یا باهوشتر از دیگر هم میدونیم فهمیده تر میدونیم حفظید حساب بفرمایید دیگه تو درسش رو نخوندی من خوندم تو مدرک نداری من دارم تو فلان جا دانشگاه رفتی من فلان جا رفتم تو فلان حوزه و فلان استاد استاد من با حوزه که من میرفتم فهمی کن خطاب به خودم ارز کنم اگر با حوشم صرف کسب فضائل کنم نه این که بیام در رضایل حضینه کنم چو گلگر خرده داری خدا را صرف اشرت کن که غارون را غلط ها داد صدای زرندوسه خب یه وقتی کسی نقل میکرد جنوب اطباکی عزیز که گفته بود توی ادارهشون کار میکرد ولی یکی از همکارهاشون جای اون رئیس قبلی منصوب شد و دیگه قسمتش شد اینم مثلا رئیس بشه میزو به چشم آره خب وقتی رئیس شد به همه چی گیر میده نقل میکرد برای من که ما هرچی نامه مینوشتیم میابردیم که امزا کنه به متن نامه گیر میداد که اینجوری ننویسید اینجوری بنویسیم خب ما هم گوش میکردیم رئیس بود دیگه میگفت اوائل بابرمون این بود که ما بلد نیستیم بعد دیدیم نه اصلا جز برنامه هاشه که به ما گیر میدیم رویه رفتاریش بود آره توی اداره و رویه ریاستش و فهمش از ریاست این و مدلش این که اینجوری به ما گیر می داد گفت من این دفعه اومدم متنی رو که یه روز قبل برای یه جایی خودش نوشته بود این دفعه با دستخط خودم نوشتم بردم پیشش و حواسش نبود که به متن خودش هم شروع کرد گیر دادن دیدم که خانه از پای بست ویرانه ویرانه ساله درگیر خودشه و گرفتار خودشه و خودش رو قبول داره و دیگران رو قبول نداره توی برنامه یادم آجا یه روایتی فرمودید اینجا که علال عوامل علت مهم اصلی رو گفتید تبخم زرنگی و حوش توی یک برنامه فکر میکنم یه روایتی رو فرمودید که ظاهران احلی بید میگن آدم آقل هیچ وقت حواسش به دیگران نیست نشانه عقلش اینه که توجهش به خودشه گیرش به خودشه خودشو یه مورد معاخض قراری روایتش یادم نمیاد ولی حرف حرف لرستیه که آدم آقل انقدر کار داره که وقت نداشته باشه در کار دیگران و زندگی دیگران و مسائل دیگران سرخود بدونین که دستوری از طرف شریعت داشته باشه ورود کن خیلی منشکنم اینو اکتر توجه داشته باشیم آدم هایی که تو وادیه تعیارن تو وادیه یه جاهایی دنبال گیردادنن یه جاهایی دنبال مچگیری هستن مهمترین و اصلیترین آملی که اونها رو به این سمت سوغ میده تبهم و تصوریه که از زرنگی خودشون فهم خودشون درک خودشون حوش خودشون دارن یه جورایی فکر میکنن فقط اونا هستن که متوجه میشن دو دیگران حواسشون نیست علاله عوامل دیگه هم داشت که استاد فرمودن میتونی مراجعه بکنیم به مباحثی که در شموتت و سرزنش به اشاره شد و این روایت را از وجود مبارک رحمت و للعالمین برای ما خوندن که حکم تعییر حکم گیردادن حکم مچگیری ممنوعه ما نوید این کار را انجام بدیم و از تقوانیست از این که همراه ما بودید از همه شما سفاس کذارم صدق و صفا خلوص و یقین عشق و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا موسیقی سلاه کثیره تامه داکیه متواصل متواصل مترالفه