امام حسین علیه السلام علاق من بوده توسطورش خیلی عجیب بوده حتی زمانی که فامیل تعین میکردن جوانا که نمیدونن چیزا رو وقتی که ایشون میره برای گرفتن فامیل خب میدونید هر کسی فامیل تعین میکرده یکی از داداشای ایشون مثلا فامیلش میذاره فلاحزاده یکی از داداشا میذاره ایشون میگه بهش میگن تو من والا نمیدونم ولی علیو خیلی دوست دارم یعنی علی دوست از اونجا پیدا میشه جد ما این فامیلو انتخاب میکنه علی دوست تو اون خوش سلیقه کسی که شناستان میداده میگه پس میدونستم علی دوست میشه عبالغاسم علی دوست ما مشکل مادی هم هیچ وقت نداشتیم خدا را شکر البته مستحضه اون زمان اصلا زندگی هم خیلی ساده بود یعنی هم قضاها خیلی ساده بود هم لباسها خیلی ساده بود چیزی به نام کفش و کلاهای کذایی ما نداشتیم خیلی ساده ولی جز خانواده هایی بودیم که مشکلی نداشتیم و خب همیشه هم دقیقه این چیزها رو ما نداشتیم منتفی بود رسیدگی میکردم بعد ازم که من اومدم شیراز یا قوم پدر مرتب کمک میکرد این من هیچ وقت وابسته به شهریه نبودم که حالا آخر ماه بشه شهریه رو بگیرم اگرم شهریه میگرفتم یا جایزه که زیادم میگرفتم کتاب میخریدم یعنی همیشه رسیدگیشون به این شکل بود بد نیست بدانید در سنه 17 سالگی ازدواج کردم یعنی 17 سالگی عقد کردم و 18 سالگی عروسی کردم نظر خیلی هم حجره داری نکردم یکی دوستم هم که حجره داشتیم یکی از دوستان که آقای احمدی هست با ایشون هم حجره بودیم دیگه ایشون کار حجره رو میکرد و اینها بعدش هم که عروسی کردیم من یکی دو ماه مستعجر بودم بعدش دیگه پدر خونهی رو خریدم تا خیلی مختصر خونهیه یعنی یه جور بگم هیچ وقت از این جهت ما دقیق نداشتیم که بخوام یه بخشی از عمرمون رو بزنیم رو این کارها نوجوانی و جوانی یکی از دوره های شیرین در زندگی هر فرد است دورانی که بهترین خاطرات انسان دران رغم میخورد هر کس به فراخور علایق خود دوران نوجوانی و جوانی خود را سپری میکند آیت الله علی دوست و ماجراهای این دوران خب اون زمان که گرم کار بودم و درس و بحث و اینها از هم توجه هم نداشتم خب می دونید ما دوازه سال من که شد اومدیم شیراز و بعد شیراز قوم و بعد هم انقلاب شد دیگه از سال پنجاب و شش ماه دیگه درگیره همین تظاهرات و انقلاب و اینها خیلی درک نکردیم مسائل نوجوانی که مثلا برای بازی و امثال زالک ولی ببینید من هیچ وقت چجور بگم بشم من نوجوانی نکردم یعنی نوجوانی به این منا که بازی کنه شنا بره فوتبال بکنه این بر بره اون بر بره نوجوانی دیگه ولی این نکردن تحمیلی نبوده یعنی چیزی بوده که با علاقه خودم بوده و فکر میکردم مثلا درستگیر میخونم این علاقه من تر بودم تا اون کار یعنی حتی مثلا پارکم که میرفتم هست اکسی که مثلا باز توان آلم نوجوانی مثلا سوار فیل شدیم اکس گرفتیم من کتاب آقای متحری دستمه جامعه و تاریخ نه اینکه حالا دست گرفته باشم که به اصطلاح چی میگن تسننوی باشه نه کتاب دستم داشتم میخوندم یه دفعه گفتم اکسم بگیریم تو پارک هستیم گفتم یه حالی رفتم برای نو جبانی ما نکردیم ولی از روی علاقه بوده روی تحمیل نبوده حتی سخترین شرایط من اینا رو عرض میکنم برای کسانی که میشنوند چجوری بدونید سال پنجه و شش درسا تحتیل بود پنجه و شش پنجه و هفت بعد از اینکه دیگه نوزده دی پنجه و شش که تظاهرات شد دیگه درسا به هم ریخت یه بار دوباره ما درست استاد دیدیم مسجد امام اومدن به هم زدن من یادمه از پسکوچه ها چون حکومت نظامی بود نمیشد تو خیابون عذیب میکردن از این کچه ها پسکوچه ها میرفتیم و درست میگرفتیم مثلا اصول فقه رو من بخشی شد حدود سی چهل لسط که درست گرفتم با جناب آقای لارجانی آقای صادق لارجانی با اشون بودیم و منزل اشونم و آقای محقق داماد درس می دادن مثلا یواشکی می رفتیم پس کچه ها درس می گرفتیم باز پراکنده می شده یعنی توت همچون شرایطی هم که حکومت نظامیه اگر دستگیر کنن عذیب می کردن ما درس ها تحتیل نکردیم ما لرچن متعالیه می کردیم که دیگه متعالیه می کردیم ما هفتا ماشین عوض می کردیم تا می اومدیم قوم نصف شب می رسیدیم هر آن احتمال می دهیم پولیس ما رو مثلا می گه کجا هستی چی کار میکنی یا چه آجمال و صادق که بودیم مدرسه علمی آجمال و صادق یا ستیه هر آنی ممکن بود اوامل صابا بریزن تو مدرسه یه نفر رو ببرن یعنی واقعا امنیت نبود عبدالله من اون زمان که بودم دیگه فیضیه بسته شده بود یعنی فیضیه باز نبود یا حتی فضای بیرون این رو بد نیست عرض بکنم من یادمه وقتی که مثلا می اومدیم از اسفهان یا هر جا مثلا اوتوبوس گاهی وقتا می شد پیاده می شدیم ببینید مثلا کنار جده از بس زرف عرق و شراب و آبجو ریخته بود اصلا یک گونه پر زرف شراب و آبجو بود یا گاهی وقتا راننده ها پناه بر خدا مثلا یه خانمی ویمیساد وسط اوتوبوس مسافر ها دست می زدن این خانم هم می رخصید راننده هم موسیقی می گرفت خب ما رنج می بردیم دیگه اینا رو بد نیست نسل امروز بدانن این مساره رو اما خب انقلاب که شد اینا دیگه جمع شد یعنی چیزی به نام ترس از سواک نبود این فحشا و منکرات نبود ولی خب خودتون مستحضرید متاسفانه زده انقلاب نگذاشت اون طعم شیرین سرنگونی رژیم پحلوی در واقع احساس طعم شیر چرا خیلی شیر نمی بود اما مستحضر همون موقع قاقال کردستان پیش اومد بعد ترک منصرها پیش اومد قوم هر روز شهید داشتیم یعنی بازی مشکلاتی وجود داشت خطراتی وجود داشت ولی به هر صورت قابل مقایسه نیست اینم نباید نادیده گرفت پایان قسمت دوم قسمت پایانی سخنان آیت الله علی دوست فرداشت ساعت 23 و 20 دقیقه ارادتمند حجره خاطرات پنجری روب لحظه های زندگی شما رادیو سراسری نعاره موج افعی ردیف 96 میگانید موج این ردیف 1071 کلوه هست شادون به خیلی باشه ازان شهرونده همچنان از رادیو معرف با شما همراه استیم از در پیشنهاد یا انتقاد یگر دارید حتما با همکاران عزیزم در رابطومی سازمان صدا و سیما در میون بگذارید و تلفون سرغمی با همکاران در روطون رادی معرف هم میتونید در ارتباط باشید 3553-025-329-10551-552 اما در این لحظه زیارت آل یاسین رو با نوای جناب آی خلفزاده زمزمه میکنیم و در این لحظات شبانگاهی دعا میکنیم برای سلامتی و تعدیل در فرج امام سده والعلم صاحب الجود والمنند آفالکرب والمهند حضرت جتم نلسن امام مهدی رئیس سلام سلام علیکم یا باب الله و دیان دینه سلام علیکم یا خلیفت الله و ناصر حقه السلام علیک يا حجت الله و دلیل ارادته السلام علیک ایاتالی کتاب الله و ترجمانه السلام علیکه فی آنائ لیلكه و اطراف نهارک السلام علیکه یا بقیت الله فی ارضه السلام علیکا یا میتاق الله الذي اخذه و وکده السلام علیکا یا وعد الله الذي ضمنه السلام عليك اجهال علم المنصوب والعلم المصبوب والقوت ورحمت الباسعه وعدان غیر مکدوب السلام علیک حینا تقوم السلام علیک حینا تقعد السلام علیک حینا تقرع و تبین السلام علیکه حینا تصلي و تقلوت السلام علیکه حینا ترکع و تسجود السلام علیکه حینا تهلل و تکبر السلام علیک حینا تحمد و تستغفر السلام علیک حینا تصبح و تمسی السلام علیکه فی اللیل اذا یکشا و النهار اذا تجلا السلام علیکه ایه الامام المأمون السلام علیکه ایوها المقدم المأمول السلام علیک به جوامع السلام اشهدوکا یا مولای انی اشهدو الا اله الا الله وحده لا شریک لا و ان محمدان عبده و رسوله لا حبیبه الا هما و اهله و اشهدك يا مولای ان علیان امیر المؤمنین حجته و الحسن حجته و الحسین حجته و علی ابن الحسین حجته و محمد ابن علی حجته و جعفر ابن محمد حجته و موس ابن جعفر حجته و علی ابن موسى حجته و محمد ابن علی حجته و علی ابن محمد حجته و الحسن ابن علی حجته و اشهد انکا حجته الله انتم الابل والاخر وان رجعتكم حق لا ریب فيها يوم لا ينفع نفسا ایمانها لم تكن آملت من قبل او كسبت في ایمانها خیرا و ان الموت حق و ان ناکر و نكیر حق و اشهد ان النشر حق والبعت حق و ان الصراط حق والمرصاد حق والمیزان حق والحشر حق والحساب حق والجنة والار حق والوعدا والوعیدا به ما حق یا مولای شقیاما خالفكم وسعداما اطاعكم فاشهد علاما اشهدتک علی وانا ولیون لکا بری ام من عدوك فالحق ما رضیتمو و الباطل ما اسخدتمو و المغروف ما امرتم به و المنکر ما نهیتم عن فنفسی مؤمنه بالله وحده لا شریکه لا و برسوله وبامیر المؤمنین وبكم یا مولای اولكم و آخركم و نصرتي محدد لکم و مودد خالص لکم آمین آمین سهره به سهره چشمه ها درم چست و جویت دریا به دریا تشنه ها درم آرزویت در شیشه های پنجر باران تو را می نویست نام تو را آدینه در آینه ها می نویست از این بی کسی رها کن مرا سکوتی قریبم صدا کن مرا شعور من و فریاد من ای هر نفس در یاد من به شوقت جاده چشم انتظار بیادت لحظه ها بی غرام بیا تا که دنیا گلست هم شبه شمه تیر آین بند هم شبه رها کن زمین راز و بند زمان در آتشم پربانه بار عشقم تو را آینه دار سلام این مهربان ماه من سلام این ماه دلخواه من توی در عشق من ماه من داد از این بیقراری سلام این شورش رافری نگاه آسمان بر زمین ندارم بیشتی نزنی تا به چشم انتظاری سلام این شورش رافری نگاه آسمان بر زمین ندارم بیشتی نزنی تا به چشم انتظاری سلام بر تو ای آشنای مهربان سلام بر تو ای ماه جهانارا سلام بر تو ای خرشید روزگار عربا به خوبم همدم شب و ستاره های امیدم مای مدلی زه اشق رویت سرشار ای مرد خدا سوار آین تبار هر فاصله ترجمان دلتنگی ماست بازا و همه فاصله ها را بردار ای از خدا سلام به جسم و به جانتون آبای وحی شنبم از زبانتون دل برده از پدر زملاهت بیانتون قرآن بخان که بوس زند بردوانتون ای عمر وحی از نفست گشت جابدان اجل علا دهور که یا صاحب زمان اسلام با ولادت تو باز جان گرفت روی ندیده تو دل از آسمان گرفت دین با بلایتت شرف جابدان گرفت حسنت به اتفاق ملاحت جان گرفت جا علاقت رسید به گوش جهانیان اجل علا دهون که یاد قائم آل نور یا مهدی اتر سبز حضور یا مهدی تا همیشه سبور میمانیم در هوای ظهور یا مهدی تا نام تو در جهان بمانه داغ دل ما نهان بمانه نامی که از اون شات جان هاست داقی که نشان بی نشان هاست هر دل که از اون نشان جوید با نقمه سر خوشان گوید از باق جهان گلی نچیدم صدای تو را به جان خریدم سودای تو را به جام خریدم روشند تر از کهکشانها این بزم ما بینشانها روشند تر از کهکشانها این بزم ما بینشانها در محفل ما قمی نباشد خرمتر از این دمی نباشد در کوی تو خاک ره نشینم تا روی تو تا روی تو را عیان ببینم هر نغمه این تران روشن هر وادی این کران گلشن هر وادی این کران گلشن اللهم اجل ولی کالفرج والافیت والنصر وجعلنا من خیر اعوانه و انصاره والمستشهدین بین یده با آرزوی تأجیل در فرج حضرت ولی از امام زمان اجرال لا تالا فرج و شریف از پخش رادیو مارف در خدمتون استیم در این لحظه دعوت بکنم کلام امام رو همراهی بفرمایید گذیده از بیانات حضرت امام خمینی رحمت الله علیه آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش ای که از کلام تو میوزد نسیمه اش آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش کلام امام سایبان عشق بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان عشق بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو با تو احبسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را لازم نیست که ابتداعا یک عده کسیر باشند عده های کوشک و افراد کم کم کم این قصرها با هم جمع می شند و دریا تشکیل می دند ما از صفر شروع کردیم ایران از صفر شروع کرد ایران در اون وقتی که همه چیزش در خطر بود و اختراق به طوری بود که زن به شوهر و شوهر به زن نمیتواند یک کلمه خلاف رژیم بگوید از صفر اشخاصی که بیدار شدند و بودند شروع کردند و این صفر کم کم بزرگ شد و این قطرات کم کم بزرگ شدند و شکل گرفتند و به صورت مشت های گره کردن و بدون این که در اونها یک تشکیلات منظمی باشد و بدون این که دارای یک سلاح باشند سلاح در دست مردم به هیچ وقت نبود لیکن اینها از هیچ شروع کردن تا این که سلاح ها را از دست دشمنان گرفتن و کم کم با فریاد اینها برای اسلام از ارتش جناح های بسیاری به اینها ملحق شدن که تا الان هم هستند و فتمت می کنند و در بین خود ملت هم بسید شد اده کسیری و الان هم بسیط می شود و ما امیدواریم که ایران و اندازه افرادی که دارد جوانانی که دارد ارتش داشته باشد یک ارتش ملی اسلامی انسانی که در مواقعی که احتیاج و اشه هست هم دین ملیون از افراد حاضره به خدمت باشند کشورهای دیگر هم اونهایی که بیدارن اونهایی که توجه به مسائل دارن اونهایی که قرب زده و شهر زده نیستن اونهایی که منافع خودشون را از شهر نمی دانن و اونهایی که منافع خودشون را از قرب نمی دانن اونها هم باید شروع کنن ولو از صفر و همون طوری که در ایران از صفر شروع شد و تا حدود بیش سال دائمان در خدمت آمدن و کردن و ناگهان انقلاب حاصل شد انفجار حاصل شد و با انقلاب و انفجار این رژیمی که تا دنزان مسلح بود و او را مسلح کرده بودن همه قدرت ها هم با او همراه بودن با همین مردم عادی کشوری ها که متحور شدن به اینسانهای الهی و به اینسانهای توحیدی این رژیم شکسته شد و دنبال او هم دست امریکا از اینجا قتل شد و دست همه قدرت ها از منافع ما قتل موسیقی موسیقی