در وستانه های ما میره برای چی و گمین رو فهمیده اینجور روایات دو طرف رو داره میگه هم به خود جوان میگه حواست جمع باشه چون تو زود تحت اثیر قرار میگیری حواست جمع باشه که هر جایی نری حواست جمع باشه که هر کسی نتونه در تو اثر بگذاره هم به پدر و مادر میگه به نهادها میگه به تمام رسانه ها میگه توجه داشته باشید که جوانها رو باید داشته باشید و الا اگر شما نداشته باشید قفنت کنید دیگران کار خود رو میکنند چون که تا حدی هم کردن نمیشه ما فقط به شعار و لفاظی اکتفا کنید امروز معلم های ما وظیفه سنگینی دارن دبیر ها وظیفه سنگینی دارن مدیر ها و ادار کنندگان مراکز آموژی وظیفه بسیار سنگینی دارن روحانیت در هر جایی که هست در هر پستی که هست وظیفه بسیار سنگینی داره نمیشه سهل انگاری کنه یه امام جماعت نمیشه دلش خوش کنه به این که نماز ما که هست جماعت ما که هست مسجد ما نسبتا خوبه نسبتا خوبه باید یه عرضیابی کنه که های تو این محل چقدر جوان هست این محل که این مسجد هست و مردم برای نماز میان همشون که سالمند نیستن همشون که میان سال نیستن یقین اگر سی ست نفر باید بیان نماز سه گروه هن ست نفر جوان هن ست نفر میان سال هن ست نفر پیر مرد اگه ببینه فقط پیر مرد و شرکت می کنن فقط میان سال ها باید به خودش نهیب بزنی که یقین برنامه ما یقدری برنامه نیست که جازبه داشته باشه و بعد در روایت هست باد رو اهدافکم قبل ان یسفقکم الی همال مرجعه در هر زمانی مذهب های انحرافی هست در زمان امام صادق در زمان ایمه ما هم مذهب انحرافی بوده از باب مثال اونی که زمان خود امام بوده اونه مثال زده و الا پیداست که هر مذهب انحرافی منظوره فرموده باد رو احداس کن به الحدیث شما زودتر سبقت بگیرید زودتر جوانهای خودتونو با حادیث ما با معارف ما با معارف اسلام آشنا کنید قبل از این که قبل از این که اون فرقه منحرف بیان سراغ جوانها و قله پیدا کنن امروز چقدر راه های انحرافی در پیشه باد رو احداثکم بالهدیس قبل ان یسبغکم الیهم المرجعه این دستور عمومیست یعنی صدا و سیمای ما روحانیت ما مطبوعات ما اونقدر باید از حیث ابلاغ معارف اهل بیت قوی کار کنن جدی کار کنن که یه جوانی که با تلویزون ما سر و کار داره با روزنامه ها سر و کار داره با یک روحانی با یک مسجد با یک حسینیه از حیث اعتقادات جوری محکم بشه که دیگران نتونن او رو منحرفش کنن نتونن بر او قالب بشن و الا زمان امام صادق بوده حضرت فرموده اگه شما مبادرت نکنین اونا میرن سراغشون زمان امام همیتونه ما اگه خودو متوجه نباشیم خب دیگران متوجه هستند دشمن متوجه دشمن به انواع و اقسام از راه فساد وارد شده از راه شبهرفگنی وارد شده از راه گول زدن وارد شده حتی از راه مادیات و مال وارد شده از باب شهوات وارد شده خب او اگر ما سبقد نگیریم اگر ما به وظایف خود عمل نکنیم او برنده خواهد بود چرا؟ چون جوان تأثیر پذیره چون جوان زود تحت تأثیر قرار میگیره و خدای متعال این فطرت رو در او قرار داده این خوشت در او قرار داده که ما درست عمل کنیم و زود او مسجدی بشه زود او اهل نماز بشه زود متدیین بشه که چشمشو افز کنه گوششو افز کنه خودش متوجه باشه که نباید از طراخ گناه بره نباید از طراخ مراکز گناه بره خب اگه من کتایی کنم دیگران هستن دشمن هست تو ببره من نتونم اونو بیارم اینجا اونو ببر اونجا من نتوانم جزم مسجدش کنم و یکی از نهادهای بسیار مهمی که در مورد جوانهای ما خیلی خیلی وظیفه داره تربیت بدنیست این قصه ورزش یه مسئله کوچک نیست یه مسئله بسیار مهمیه یعنی میبینید که جوانهای ما چقدر علاقه دارن میبینید که وقتی یه برنامه هایی هست اصلا یه کارهایی تحتیل میشه برای تماشاش وقت میدونید اونایی که این برنامه ها رو اداره میکنن وظیفه دارن که چاشتی این برنامه هاشون مطالب دینی باشه که این جوان با این علاقه که میره سراغ این مسائل وقتی سراغ این برنامه ها میره برنامه دینی هم کنارش باشه نباید اونا بگن این که وظیفه ما نیست این وظیفه آخونده هست وظیفه روحانیته وظیفه همه وظیفه دارن وقتی جوان ها در اخیاری مرکزی هستن اینجور عشق و علاقه به یک کاری نشون میدن اینجور عشق و علاقه به یک برنامه نشون میدن خب اگر متدینیم که به همدلالا هستیم اگر مدیران ما متدینن که به همدلالا هستن باید یادشون باشه که نسبت به این جوانی که اینجور به ورزش اظهار علاقه میکنه وزیفه دینی هم داره چون نظام ما نظام اسلامیست ما نمیخوایم یه ورزشگار همینجوری تربیت کنیم برجمونこうنین برجونرمراراثن cor native آقایان دشته باشین نامرمز گریsea تکدیرا والد، وألوز plezo ب戲 veut ، بالکر魅 الم…! من میخوایم ورزشگاریه دشته باشه که اول زور نماز ترش بشه برجمان قصده ، ما می خواهیم که ورزشگاریه داشته باشه که بالا دافمن شو سرکر ہے، اون چشم آ�� آلوده نباشه، گوشش آلوده نباشه ما ورزشگاری میخواییم که ورزش کمک دیانتش باشه و این میشه شدنیست چده دیگران فسادو همینجا میارن تو همین ورزش فسادو میارن از همین وسیله استفاده میکنن برای فساد برای تربیه فساد معلوم شد ما میتونیم از همین وسیله استفاده کنیم برای اینکه خوب تربیت کنیم برای اینکه بتاییم خوب استفاده کنیم بادرو احدا سکن بالهدیس قبلن یست بقکم الی همول مرجعه سبقت بگیرید جوانهاتون رو در یابید قبل از این که مرجعه و اون گروه انحرافی که حالا من لازم نمیدونم توضیح بدم که این گروه چی بودن زمان ما نیستن یه گروه انحرافی امام فرموده قبل از اینکه اونا سراغ جوانها بیان شما باید سبقت بگیرید و بعد در روایت هست که احذرو شبا و کم القلات لایف سدوهم عیمه ما فرمودن فرمودن جوانهای خودتون رو برحضر دارید از اونایی که غالی هستن اونایی که اسمان ممکنه بگن ما محب مکتب احلی بیت هستیم ولی حرفایی میذارن که ایمه قبول ندارن شنیدید بعضی ها رو جهالت گفتن ما حسین اللهی هستیم یا بعضی ها هستن رو جهالت میان ما علی اللهی هستیم خود علی علی اسلام افتخار میکنه که بنده خداست خود امام حسین افتخار میکنه که بنده خداست مکتب اهل بیت بندگی خدا رو ترویج میکنه هرکی بندگیش بیشتر باشه حالا امام فرموده نگذارید قولات مسلط بشن بر جوانها نگذارید تعلیمات خودشون رو تذریف کنن به جوانها اینا از با مثال قالی و مرجعه و اینا در اون زمانها بودن بعضی در زمان ما هم هستن یعنی به طور کلی ما باید برنامه اون جوری باشه که گروه های انحرافی مذاهب انحرافی نتونن در جوان های ما تأثیر گذار باشن و این میدونید شرطش اینه که ما قبلن اینا را آمادگی کامل بهشون داده باشیم باید یه نوجوان ما از دویرستان که در میاد یه نوجوان ما یه جوان ما که بارد دانشگاه میشه بعضی از درس های حتی الهیات میخواد بخونه باید یه اعتقادات محکمی داشته باشه تا بتوانه استقامت کنه تا بتوانه دیانت خودش رو و الا تحت اصیر قرار میگیره شک میکنه تردید میکنه سؤال های بی حدی براش پیش میاد سؤال های متعددی براش پیش میاد نمیتونه جواب گو باشه خدای نکرده به مشکل برمیخوده احزرو شبابکم الگولات لایفس دوهم باز تکرار میکنم که این جملات عیمه ما که خطاب به اولیاهه به پدر مادرها هست در زمان ما خطاب به نهاد هست ولی مخاطب اصلیشم خود جوان هستن یعنی خود جوان هم باید یادش باشه که ما گروه های انحرافی داریم خودش باید یادش باشه که مکاتب انحرافی هست مذاهب انحرافی هست خودش باید یادش باشه طرف اونها نرسدن خودش باید یادش باشه که دشمند داره کار میکنه دشمند برای فساد و افساد این یه سلسل از روایات ماست که حشدار میده به من و از قبیل من حشدار میده به اولیاء جوانها حشدار میده به خود جوانها حشدار میده که حواستون جمع باشه وظیفه دارید یه سه سال از روایات هم بیشتر به خود جوانها و یه مقداری هم به ما خطاب میکنه که آقا جوانی فرصتیست جوانی یه فرصتیست که این فرصت اگه ازش استفاده بشه برای دیانت جوانها خیلی خیلی معصره و اگر این فرصه لاجستباده نشه مودل به تحدید میشه و برای جامعه مشکل آفرین میشه اینم یه مسئله ایست که در روایات اومد ره شده در روایات هست اقتنم خمسن قبل خمس چند چیز رو قبل از چند چیز قنیمت بشمارید یکیش جوانی جوانی رو قبل از پیری قبل از سالمندی قنیمت بشمارید یعنی یه فرصه در اختیار شماست غنیمت بشبار از این فرصت استفاده کن نکنه که این فرصت از دست بره استفاده نکرده وشی یا خدای نکرده فرصت از دست بره و دیگران استفاده سو کرده بشن سو استفاده کرده بشن و یه سلسل از روایت هم ارزش جوانی و ارزش جوانها و این که ما باید به جوانها من اعترام بگذاریم این که ما باید به برای جوانها من برای نظریه شون برای حد ارزش قایل باشیم یکی از مشکلات جوانهای ما در خانواده ها اینو دلم میخواد هم خانوم ها هم آقایون خوب خوب توجه کنن یکی از مشکلات اینه که نوجوان یه قدری که به خود میاد پناهی لازم داره یه جایی رو میخواد که با اونجا معنوس باشه یه کسی رو میخواد که با اونجا معنوس باشه بیشتر خانوادهای ما یا قسمت عمودهی از خانوادهای ما توجه به این حرف ندارن اونجوری که باید به جوان ميدان نمیدن اونجوری که باید بهش توجه نمی کنن او در دامنه دیگران میفته پی پدر و مادر میشنن قصده میخورن که چرایی ما بی توجهه باید که شما اونجوری که باید توجه نداری south شما باید جوری بهش توجه داشته باشی که هر چه برایش پیش میاد محرم اصرار شما باشی محرم راز شما باشی هر مشکلی براش پیش میاد بتونه با خوبی بیاد تو خانه مشکلش رو مطرح کنه وقتی ما بیعتنایی کنید وقتی ما بیتوجهی کنید وقتی ما برخوردها برخوردهایی نباشه که او بپسنده میفتر دامن دیگران وقتی این مادره میشه گسته میخونه که چرا ما سرشب بیخونه این نمیاد چرا میگیم دنبال درست باش این دنبال کارهای دیگر است یه مشکل مهم خانواده ها اینه پدر و مادر باید توجه داشته باشن هر چیزی هزینهی داره اگه شما میخوایید جوانه جوانه صالح باشه باید برش وقت بگذاری باید هزینه کنی باید یه جه های پول خرچ کنی یه جه هایی باید خواستش رو انجام بدی بی توجهی بی انایتی گاهی خیال میکنیم که هر چی ما بگیم اون وعدگوش بده هرچی ما میگیم درست و هرچی اون میگه نادرسته میبره از خانه میبره بسیاری از دخترها که از خانه میبرن چون تو خانه پناهی ندارن مادری نداره که بتونه اینو تحویل بگیره مادرها باید توجه داشته باشن پدرها توجه داشته باشن جوانشونو تحویل بگیرن خانه پناه جوان باشه نه جایی دیگه از هر جا خسته میشه از هر جا ناراحت میشه خوشی و خوبیش تو خانه باشه نه این که تو خانه تا از اول درد سرش باشه اول گرفتاریش باشه که از خانه فراری باشه روز نمیخواد باشه شب نمیخواد باشه آرزو میکنه یه اردوی پیش بیاد که دو شب خونه نباشه سه شب خونه نباشه چرا؟ چون برخورد من خوب نبوده چون من نتوانستم اونجوری که اسلام گفته اونجوری که عقل میگه باشم که پناه او باشم او میخواد اون سی داشته باشه میخواد معنوس باشه این که این آقایون روانشناس های ما اینایی که گاهی مشبرت میدن گاهی در امور تلویز صحبت بکنن میگن با بچه هاتون رفیق باشین معنیش همینه با بچه هاتون رفیق باشین یعنی با رفیقت چجور معنوسی باید احساس کنه که میتونه با شما معنوس باشه میتوانه شما رو پناه خودش بدانه میتوانه اگه اشتباهی هم کرد بیاد سراغ شما بگه اشتباه کردم شما با یه برخود کریمانی خوب اشتباه شده شده سلامتی برمد کنید شرمندگان عزیز سخرانی حضرت آیت الله رزا استادی با موضوع جوان رو شنیدیم تا برنامه بعد خدا نگهدار موسیقی سلام سرخط با موضوع آغاز برنامه های رادیو معرف در نوبت صبح برای سلامی به همه مردم ایران سلام سرخط شنده تا پند شنده ساعت شش و سی دقیقه ساعت شش و سی دقیقه مجلوی صبحگاهی مهربان باشین با مهبریت نشاط معنوی و آماده شدن برای یک صبح خوب مهربان باشین شنبه تا پنج شنبه شش و چهل و پنج دقیقه صبح سینما معنا با موضوع بازخانی سینمای معناگران همنشینی کارشناسان ناماشنای سینما در سینما معنا یک شمده و پند شمده ساعت بیست و سه رادیو معارف صدای فصیلت و فطرت ما چند ست هزار رزمنده داشتیم هر کدام از اینا یک مجموعه خاطرن خاطرات مندگار زیاران عاشق حکایت کنید بسم الله الرحمن الرحیم سلام میگم خدمت یکایی که شما عزیزان شنونده از این که امروز هم توفیق پیدا کردیم به اتفاق سایر همکاران با برنامه خاطرات مندگار در خدمت شما باشیم خدای مهربان رو شاکریم برما خرده مگیرید که چرا از یک تن سخن میگید پیام امیر پیام یک فرد نیست پیام یک امت هست امتی که در راه خدا قیام کرده هست و برای تجدید احکام معتله کتاب خدا و اعلام دین و سنن رسول اکرم استقامت درست دارد و چون این چنین باشد نام امیر در میان همه نام ها گم می شود و راه اوست که جاودانی میره در برنامه امروز خاطراتی از سردار لکزاگی و سردار تهوریان از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس تقدیم حضورتون میکنیم خرشید بر قلم روی ظلمت شرر کشید شمشیر شبشکن زقلاف سحر کشید خنیاغر نسیم رسید از کران نور و از نای جن چکامه فریاد برکشید نقاش انتظار زخون شهید عشق بر لوح سرخ حادث نقشی دگر کشید آن راست قامتی که زعال بحار بود چون سرب تا کرانه آفاق پرکشید در سوگ آن سپیده صادق ستاره سوخت مه آن شب گداز زسوز جگر به سوز موسیقی بخش اول خاطره سردار لکزایی از فرماندهان لشکر هفته علی ابن عبی طالب از معجزات الهی و توسطلات رزمندگان اسلام به سید و شهده علیه السلام بسم الله الرحمن الرحیم بعد از عملت و الفجره هشت اراق متوسط شد به یک تره جدیدی و اون تره عبارت بود از این که دستور داده بود به صفاهای تحت عمرش که به صورت غیرت همرکوزی خودشون در مناطقی که مستقر هستن به اضافه کمک های احیانان هاشیهی که در اختیار جمع گذاشته میشه علیه مناطق پدافندی جمهوری اسلامی عملیات بکنن اسم ترهش هم گذاشته بود استراتیجی دفاع متحرک اعلام هم میکرد همون زمان بعد از عمدت و الفجره هشت که استراتیه دفاع متحرک رو ما ادامه میدیم ادامه میدیم تا جمهوری اسلامی رو از پادر بیاریم به زعم خودش و عرض کردم ترهش هم به سپاه های مختلفی واگذار کرده بود این تره رو و در مناطق مختلف عملی کردن از یومده ایک از مناطقه که ترهشون رو عملی کردن در منطقه امومی فکه بود در یک حالت غافل جوری عملیتشون شروع کردن و بخشی از مناطب فکر رو از اختیار نیروهای ارتش بیرون بردن خاطر هم هستش که اون موقع به سپاه و از جمعه به فرمانده محترم لشکر 17 که بردارم عزیزمون آقای جعفری اون زمان فرمانده لشکر بودن دستور دادن که با لشکرش و به اضافه یک سری از توانمندی های دیگه از لشکر های دیگه که نزدیک اونجا مستقر بودن اقابه شون در نزدیک فکر بود برن این مشکل رو حل بکنن و نیروهای عراقی رو که بیمقداری پیش روی کرده بودن و بخشی از زمین های فکر رو به تصرف خودشون دارو برده بودن اینها رو مجددن باز پس بگیرن که خب بدل اینکه ما خودمون تو اون لشکر بودیم بخشی از کارها را هم فرمانده محترم لشکر به ما باگذار کرد از جمعه عرض بود شما که رسیده که به بعضی از موضوع و توجیه بعضی از یگانهایی که کمک فرمانده لشکر بذاشته بودن کار شروع شد بعد از حدود پونزه روز با بکارگیری چهار گردان که یک گردانش مال شیراز بود دو گردانش مال تهران بود و یه گردانش هم ظاهران از بچه های مشهد بودن فکر می کنم اگر اجتماع نکنم که این چاربنگ گردان به اضافه ایک دو گردان هم از لشکر باید می رفتن اون منطقه ای رو که منظور شده بود از روس وجود بعضیان پاک سازی می کردن عملیت انجام پذیرفت و بخش زیادی از این عملیت با موفقیت مواجه شد یه تیکه از خط بود که با شکست مواجه شد اون تیکه ای هم بود که بچه های شیراز رفته بودن وارد شده بودن و جاشونم دقیقا من الان خاطرم هست که از کجا رفتن یه گردان بودن این ها رفتن و مواجه شده بودن با سنگر کمین های ایراق و سنگر کمین های ایراق به دلیل این که در جاهای حساسی مستقر شده بودن این گردان رو زمین گیر کرده بودن یه تعدادی از این گردان رو به شهادت رسوندن و یه تعدادشون هم که در شب توی زمین اونجا مستقر شده بودن روز اومدن اینا رو اسیر گرفتن که ما میدیدیم اینها رو که روز با فاصله یک کلومتری یا یک و نیم کلومتری که از اینو فاصله داشتیم و ما مسئولیت من پدافند بود اونها مسئولیتشون عملیات بود که رفته بودن انجام دادن اینا رو اسیر گرفتن بردن چیز در حدود سی چل نفر میشدن و یه ادهی هم که همون شب برگشته بودن اون تیکه از خد باشه که از مواجه شده بود و اینو برگشته بودن و این باعث شد که بخشی از جاهایی هم که گردانهای دیگه تصرف کرده بودن اونا هم ناگذیر بشن که اقد نشینی بکنن و انجام عملیات رو بگذارن برای یک زمانی دیگه موسیقی همچنان در کنار شما هستیم با برنامه خاطرات ماندگار از رادیو معارف شما عزیزان شنونده رو دوت می کنم به شنیدن یک داستان کتاه با عنوان فرار از میش موسیقی منطقی شدت علی به عنوان موقعیت تداروکاتی پشتیبانی لشگر محصوب می شد. آنجا از مکانهایی بود که شبها به عنوان منطقی تحت اشغال کامل پشه ها محصوب می شد. یک شب تعدادی از بچه های رزمنده از خط مقدم می آیند تا آن شب را در سنگرهای شدت علی استراحت کنند. اما پشه ها چون این اجازهی را نمی دهند. آن شب هیچ کس از عذیت پشه ها نمی تواند بخوابد. اما در این میان یکی از بچه ها به نام اکبر از سر شب قیبش زده است. با کنجکاوی همه دنبال او می گردند و با تعجب او را در حالی که ماسکی به صورتش زده و راحت خابیده است در سنگری پیدا می کنند. او تدبیر زیرکانهی به کار برده است و اسپریه هشرکش را که بوی خیلی بدی هم دارد داخل سنگر زده و سپس برای در امان ماندن از بو و سمعان ماسک را به صورت زده و با خیال راحت خابیده است. و اما میشنب این بخش دوم خاطره سردار لکزایی رو از توسطلات رزمندگان اسلام به حضرت عبا عبدالله الحسین علیه السلام سه روز از وقوع این حادثه گذشته بود یعنی قشنگ رفته بودیم هم ما هم اراقی ها توی حالت پدافندی و دیگه کلن تبادل آتش یک تبادل زمان پدافن بود بعد از سه روز یه روز صبح زود بچه هایی که تو خط مستقر بودن که من خودم فرمانده گردنه اونجا بودم به من تذکر دادن یه تعدادی دو سه نفری از گشتی شناسی های اراق دارن به سمت ما حرکت میکنن دارن میان طرف ما من گفتم که خب اینا رو بذاری تو تیر رسکی رسیدن بزنید و اگرم بشه منظور اینا رو متوجه بشیم که بتونیم اینا رو به دام بدازیم خیلی بهتر اول سایی کنید که ببینید اینا ججوری توجه دارن به این موضوع ندارن اگر که احیانا خواستن فرار بکنن اومدن تو تیر رست بزنید اینا رو ولی اگر میشه به دام بدازیم به دام بدازیم که با توجه به حساسیتی که بود خود من هم حرکت کردم چون میدونستم که اگر ایراق به خود عملیت بکنه معمولا میذارن همون صبح زود نیروهای گشتی رو میپرسته میاد به اینجا لغتشونو باز میکنن و آرام آرام مثلا بعدش با توسط زیرهی بتونه یک کاری انجام بده این تصور تو زهنم بود من گفتم نکنه یه وقتی با یه ترهی داشته باشه بعد از این که اون دفاع متحرک رو اومده انجام داده در این منطقه باز هم بقیه خواهد ادامه بده. حساس شده اومدم تو منطقه یکی گزارش اومده بود من دیدم بله درسته دو نفر دارن به صورت به صلاح نترسانه و ایستاده دارن من طرف ما فاصله هم حدود یک کلومت بود تو دوربین دیدم که اینا خیلی به صلاح با یه وضعیت نتوانی دارن میان یه وضعیت به صلاح سرحالی نیست برام شک ایجاد شد که اینا هایی ها میتونن مثلا نیروهای اراقی باشن یا نه به بچه ها گفتم که همه این ها را بزرگ دارید و از این گروه را برسید. اگر اینا ها از ایراقی بودند و از این ها را از این ها برسید، اگر اینا ها از این ها برسید، از این ها برسید. از این گروه را از این ها برسید. از این گروه را از این ها برسید. این هم ملحق شدند تو دوربین میدیم اومدن نزدیک دیدیم بله این همون بچه های همون دو نفر که اول حرکت کردند این ها اون بچه های شیراز بودند که سه شوه پیش رفتند تو منطقه وارد عمل شدند و اونجاها با مشکل مواجه شده بودند بعد وقتی نزدیک شدند اومدن نزدیک من دیدم که یکیشون تیر خورده رو پوست سرش خون جاری شده و اومده پایین یک مقداری هم این گوشش ترکش برده بود ظاهران یک مقداری هم کتفش یا بازوش بود یه تیر خورده بود بعد روی گوش این و به صورت این کرم داره راه میره یک کرمایی بود همینطوری راه میرفتن میرفتن کنار گوش این تحجاب کردن گفتم چی شد؟ داده به این وضعیت افتاده گفت بله سه شبه پیش که ما حرکت کردیم رفتیم عملیات آغاز بکنیم ما رفتیم نزدیکی یه سنگر کمین ایراقی که تیرباری اونجا مستقر کرده بودن همه رو میبس به تیر و یه تیر تراش وسیع و بسیار گسترده اونجا انجام داد بعضی از نیروهایی که با ما بودن شهید شدن و بعضی هاشون هم اینا موندن فرد روزش اومدن اینا رو بردن من که تیر خورده بودم یه چاله خیلی کچیکی بود رفته بودم تو این چاله این تیران از روی من عبور میکرد من سه شبانه روز اونجا سر کردم دیگه وقتی من دیدمش چهرش به شدت سیاه شده بود توی تابستان هم این عملیات انجام پذیرفت و دفاع ما و مقابله ما هم توی تابستان بود چون هفتش روز بعد این وقوع و عملیات بود که از طرف ایراق انجام پذیرفت هوا هم خیلی گرم بود دلشور دیگر دارن اینجای اصطناب