مانه مستنویز این داستان چون به خورد از تلخیش آتش فروخت هم زبان کرد آبله هم حلق سوخت عجب خربوزه ای اون آبو بردن و صرفه کرد و حالش که خوب شد یه خورده به جامد به یاد این مادر مرده افتاد این چجوری خورد تو چجوری این تلخو خوردی چی نگفتی قصه اینجاست قصه اینجاست گوهر با یه عمرو به من شیرین دادی خوبی کردی من نباید یه بار این تلخی رو به دو خط بکشم آفری خیلی مهمه چه معرفت بله شرمم آمد که یکی تلخ از کفت من ننوشم ای تو صاحب معرفت منم که مجنون که نیستم صفیم نیستم امسانم منم فهمیدم تلخه اما پرت نکردم تو صورتت نگفتم این دیگه چیه خوردم خودت فهمیدی به الا من چیزی نمیدون این یعنی چی اصلا خداشناسیه رسوند خداشناسیه ببین شما تو زندگی اولاد به داد ازدواج کردی سفر رفت این همه معروف این همه خوبه این همه نیکی حالا یه فرزندی هم مریض میشه یه فرزندی هم گرفته میشه به حادثه بله پیش میاد این حالا به تعبیر ازداری اینو خداشناسیه لذا این نکته اولی که من عرض کردم که در واقع ما نسبت به معروف دیگران یادابری کنیم من نباید بگم به شما که آقا من این کارو کردم من بگم میشه منت اما شما که دریافت کردم آقا شما پایین به من بر رفتی بعد شما این رسمی هم میگن آقا تیبالا احسن تو استفاده بردی و بعضی ها متاسفانه حالا من با این افراد برخورد داشتم البته زیاد نیست تلادشون خب آقای ملایی مثلا فرض کنید که یک ساله دو ساله پنج ساله اجرا داره در این برنامه یک ساعت اجرام انسان دیگه یه اشتباهی هم میکنه یه مطلبی رو نباید بگه میگی بعد که شما رو بیرون ببینه به جای این که بگه آقا خیلی خوب بود استفاده کردیم مفید بود اما اگر این نکته هرم این طوری میگفتید آقا اونا رو نمیگه اون نکته هر رو فقط برجسته این خوب نیست آقا من بیست آیه خوندم درد هم حدیث خوندم یکیشم یادم رفت یادم رفت شما بگو تشکر از اونایی که خوندی استفاده کردین همه ی مطالب خوب بود الان وقتی کسی آمده بود مثلا ما ار و او گفته بودیم مثلا باید بگیم مثلا زراره گفتیم زراره من نگفتم زراره مثال میزن آه بازی ها شلوق میکنن سرسدا میکنن آه هایی کجا بود من چرزغب گوش میکردم میگفت که من از منبر آمدم پایین رفتم تو هرم تو اون اتاق پشت که چایی بخورم دیدم یه کسی داره میکوبه این در روح اصابانی هست شارمانه با سوادیم بود این کجا سینه آقایی که الان منبر بود بگم من خیلی ترسیدم گفتم حدیبا میخواد برو بزن گفت نشست گفتم آقا چه خبتی کردم شما گفتی جلد شونزده بهار این جلد چارده بهاره گفتم آه من چار و شیش رو توی یاد داشتم اشتباه چارده بهار یا شونزه بهار اولا بگید کسی شما درد نکنه روایت رو خوندید خیلی خوب بود آلی بود ولی جلدشو اشتباه گفتید اصلاح بشید این نکته به اصلاح اول خدای ما توفیق بده خوبی مردم رو نشر بدیم چرا پیانبره اگرم از خلیجه کبرا یاد میکرد بقیه هم یاد بگیرند نمیخواست که تحلیل کنه کسی رو که مثلا نمیخواست یاد ببینید ایشون پول به من داد سروتشو داد منو تصدیق کرد این نشر میشه یاد آبری ها یا شما ببینید یه وقتی یه خوهری دارد پیغمبر گرامی اسلام خوهر رضایی ایشونه خیلی به پیغمبر کودکی محبت میکرد توی درگیری اسیر شد با یه قبیلهی رسول خدا آمد ردشه ایشون پیغمبر رو صدا داد خوهرشه خوهر رزایی دختر حلیمه سعدیه خب بعد مثلا گرمایی استاده بلافاصل عباره حضرت درور تا کرد انداخت زر پاش اما بنشین عباره انداخت بعد فرمود ایشون خیلی به من محبت کرده زمانی که من از حلیمه سعدیه حالا حضرت میگه چقدر حلیمه سعدیه شیر خورده چقدر اینو برای اطراعی میگم که گایی مادراشون رو احترام نمی کنن این خوهر رزاییه چایت بچه های کم سن و سال هم پای گیرنده باشن خوهر رزایی یعنی کسی که صرفا شیر ازش مادرش خوردی درسته از طریق شیر به دنیا نیورده بود بعد فحمود یه چیزی از من بخواه اونم زرنگ بود گفت یار اصلا کل این قبیله را آزاد کنید حضور حمود آزاد یعنی از اصارت ببینید این خود حلیمه سعدیه پیرزنی شده بود وقتی وارده بر پیغمبر میشد حضرت تمام قد بلند میشد میفهمود امی امی مادرمه مادرمه این یک نکته که ما باید از خدا به هر حال از این صفت الهی رو یاد بگیریم خوبی دیگران رو چه کار کنیم نشونیم همینجا من یک هاشیه بزنم و اون هاشیه اینست که تملق خوب نیست تملق چیه فرقش با این تملق اینه که چیزی که نیست رو من دارم مطرح بکنم این خودی دارم یه چیزی رو بزرگ میکنم از صناع به اکثر منال استحقاق فرمون تعریف بیش از استحقاق این ملق و تملقه یه سریال تنزیه وقتی تلویزون میذاشت قدیماله اسم بیاریم شاید تبلیغ بشه مدیر رو خیلی تحویل میگرفتن آره آره مدیر رو خیلی تحویل بعد بنده خدا مثلا امش فوت کرده بود که میگو آقا ایشون فلان ورزش هم شرکت میکرده تو اولا مسابقه میگو عجب اولا ما تا یادمونه امهی تو هیچ مسابقه ورزه یعنی اونقدر شما میگی که خود طرف هم دل به دو شک میشه ما همچین کرامتی که شما میگی نداشتیم گفت که به یکی از مرازیه که از کسی گفت آقا شنیدیم کف چده پای شما جفت میشه مثلا خود به خود اگر والده آقا مصطفی باشه یعنی همسرمون باشه کفشارو چکار کنه جفت کنه من با بعضی ها شوقی کردم گفتیم ما الان کرامتمون بالاتره درجلمون باز میشه خودکار لذا خیلی حواس باید جمع باشد که وقتی امیر المومنین در ایکی از فرمایشات شما میفرمن ربا مفتونن به حسن قولفی بعضی ها گول میخورن با حرف دیگران به تعریف دیگران لذا تملق حسادت اینا خوب نیست اما کسی به شما نیکی کرده خدمتی کرده ولو بارها تکرارم بشه اشکالی اشون استاد من بوده اشون فلان مدل ما یاد داده مخصوصا اگر برگرده به مناطق فرض میکنیم که حالا شما مسافرتی تو مشهد تو مسیر ماشینتون خراب شده یکی از احالی اون شهر اومده ماشین شما رو درست کرده پولم نگرفته همینجا بگید آقا نمیدونی این شهر چقدر اسم از اون شهر ببرید اینا موجب میشه یه جملهی بگم خیلی عجیب این روایت تملق خوبه یا بده؟ خب بده حسد چی؟ اونم بده اما یه جا هر دوش خوبه روایت داریم در حدیث وارد شده از که ليس من اخلاق المؤمن ات تملق ولل حسد مؤمن تملق و حسد نباید دوشت کنید الا فی طلب ال مگر تو طلب ال تملقش کن استاد شما خیلی خوبی این رو من یاد بده خواهش بگرم این بچه هایی که تو خونه گاهی احتیاج دارن مثلا به مادر که سوادش بلاتر یا مثلا اموی دایی دایی جان شما خیلی اطلاعاتون خوبه میشه این درس برای من بگید تملق کنید برای کسب ال یکی هم حسد من حسودیم به شما حافظ قرآنی منم برم حافظ ورعان بشم این خیلی مهمه در واقع چون این دوتا در راستای یک کار مصبته مانعی نداره نکته بعدی که این مهمه شاید این کار بردی تر باشه این مطلب سطر ال آعبه خدا یا به من توفیق بده بعدی دیگران رو ای پوش باشم ای پوش باشم یه چند روایت ناب میخونم یک فرمود من علم من اخیه سیعتن شسیه بدی رو از برادر مومنش میدونه من میدونم ایشون یه اشکالی تو کارش خب این خطایی مرتکب شد فسترها بپوشانه مطرح نکنه نگه سترالله علیه یوم القیامه خدام روز قیامت ایوبشو میپوشون خیلی ما به این نیاز داریم امام سجاد تو دعا به خدا عرض میکند لا تفزحنی یوم القیامت علا رؤوس الاشهاد خدای روز قیامت منو در مقابل مردم مفتزه نکنم برادران عزیز خوهران گرانی اگر عیوب مردم رو پوشندید خدا هم شما رو روز قیامت با اون ستاریتش میپوشند توی دعای کومیل چون یه جایی ذکر شد اینه بالات هم داره میگه لا تفزحنی به خفیه متلعت علیه من سر کم من قبیهن سترته این هم چیز جالبیه سشارت روایت نابه سعلا رجلون رسول الله صلی اللہ علیه و سلم یک کسی از پیغمبر سؤال کرد گفت یا رسول الله احب و ان یسر الله علیه به ایوبی من دلم میخواد خدا ایبا منو بپشه پوشونه هاچ دنیا شده روز قیامت فرمود بذارید یه روایت در واقع تحریکامیستر بخانم خب ترجمه شو بگم فرمود کسی اگر بر عیب مؤمنی متلع بشه بعد بیاد متره کنه مثل این که خودش اینو مرتکب شده میشه مثل آمل فیلی حرف ها منتلع علا مؤمنن علا ذنبن او سیه کسی متلع بشه مؤمنی یه گناهی کرده یا سیهی مرتکب شده فعف شازالک علی کلیپش کنن دیده کلیپ میکنن متره میکنن بنده خدا توی مغازه خطایی کرده مثلا ای هجاب آمده لایف میگیرن بعضی ها زنده میگیرن میزارن هزاران نفر میبینن توی مسجدی توی جایی اتفاق میفته دیگه بله این براون میفرسته اون براون میفرسته اینا خیلی زشته اگر کسی سیعه و ذنبی از کسی دید و این رو کلیپ کرد این رو مطرح کرد به فضای مجازی کشنده من اینو عرض میکنم روایت میگرد که فعفشا افشا همینه دیگه افشا امروز وضع مجازی ولم یکتوم ها کتمانش نکرد عجیبه لم یستقفر الله نمی آمدادش و بعد همون این خیلی عجیبه کان اند الله که آمل ها خیلی حرف ها یعنی شمایی که گناه منو رفتی پخش کردی پیش خدا مثل کسی هستی که این گناه رو انجام دادی اینها خیلی حالا روابطو به هم میریزه اختلافات ایجاد میکنه یه وقت باعث اخراج اونها از اون اداره میشه شده شده شده آقا میره من کار هراست و اطلاعات و اینها کار ندارم اونا وظیفهی دارن باید انجام بدن اما بنده بیامیرم این کلیپو نشون بدن مثلا به معمول هراست اداره گزارش کنم فلان کنم موجب اخراج این نیرو بشه من مثل این که خودمون گناه رو مرتکب شدم و عجیبه تو روایت داریم آدم نمی میره مگر این که خودش مبتلا به همون گناه و معصیت میشه ولذا روایت فرمودن که تو بال من شغلهو عیبهو ان ایوب ناز و شابه هال اونایی که عیبای خودشون اجازه نمیده دنبال ایوب دیگران برن امام صادق این روایتم خیلی جالبه علیه السلام در یه روایتی فرمودن البته منی الان از قول امیر المومنی چون از امام صادقم داریم ولی از قول امیر المومنی میخونم که آدرسم بدم خطبه صدد شهل نهجور بلاغه فرمودن یا عبدالله لا تعجل فی عیب احدن بزن به هر کسی عیبی داره عجل نکن در این که نگاهت بهش عوضه حالا اون که نباید بگه که هیچی اما خود شما هم نگو فلانی بی نمازه فلانی بیدینه فلانی فلان خطا رو میکنه چرا؟ فلاللهو مقفورنله شاید آمرزده شد خدا بخشیدهش سهره فرعون قبل از این که پیش ازرت موسا بیان بودپرست بودن شما دیدی همین ها شدن مبهد هر قبل از این که پیش امام حسین بیاد فرمانده لشکر یزید بود دیدی همین آدم شد هر که حالا شما میره کنار قبرش سلام بشمیدی میگه اصحاب امام حسین خیلی از این نموناهاتو تاریخ داریم لذا اینم نکته بعدی که موازب باشیم عیوب مردم رو مخصوصا اون جایی که بله یه وقت دختر شما خاستگار داره اینم یه عیبی داره خب نمیخواد به شما مبتلا بشی به مثلا مشکلی خب میان به شما میگم فرض میکنید آقا خودشو مثلا فرض کنید دکترات جا داده یا یه عیبی دارد که تو زندگیشون اثر میذاره بعدن مثلا فرض کنید تلاغی داشته اینجا الان مخفی کرده شما من مشورم دوگمی آقا من اونی که اطلاع دارم به خاطر بد اخلاقیش زنش ازش تلاغ گرفته این اشکالی به شما به شما و شما هم دیگه بعدن اگر پدر ای زنگ زد مادر ای زنگ زد میخواد اینو بگی شرایط ما فراهم نشد سلاح نبود دختر من نپسند یا مثلا طرف بخواد استخدام بشه آقای نیرو رو میخواد نبرن یه جایی استخدام کنن که حساسه شما میدانی مستعجری رو میخواد جایی بیارن که این عیبش لطمه به اون نوعه جارش بیزنه یا اخنا فرض بکنه یه عیبی داره که ربطی هم به این به کسی و به همسایب و به نداره بله اینها طبیعتا نوانه نداره من پس دو مورد رو ارز کردم یکی افشا الارفه یکی ستر الارفه یعنی ما باید سعی کنیم خوبی مردم رو نشر بدیم بدی مردم رو بپوشانیم دوتا هاشی هم میخوام بزنم یکی شدن یکی شملان از بکنم اونجایی که ارز کردیم خوبی مردم رو نشر بدید هاشیه زدیم کار به تملق نکشه بعضی ها تملق میکنن برای مسئولیت گرفتن تبلغ میکنن برای اینکه دور بزنن قوانین رو اون نشه همینجام یه هاشیه بزنم ما ارز کردیم بدی مردم رو بپوشانید وظیفه است اما یک واجهی تو دینمون داریم به نام نصیحت خیرخواهی بله حالا نهی از من کرد امره معروف درسته من به صد روایت شویه خونم اد دین ان نصیحت همه یه دین چیه نصیحت لذا قرآن کریم بفرماید انبیای الهی میگفتن انسه لکم ما نصیحت میکنیم شما رو ناسه امین سخنه انبیای ما ناسه امانداری هستیم نسهتو منن ناسهیم یه وقت دوستان این کلمه نصح رو تو قرآن دنبال کنن نصیحت یعنی خیرخواهی رواهت هم داریم که اگر انسان نصیحت بپذیره من قبل النصیحه امنمن الفضیحه از افتزاه و آبروزی به هر حال حفظ میشه باز در روایت داریم انوس سمرت المحبه دوست داشتنه که انسان با نصیحتش میخواد کسی رو در واقع شکار کنه از یک عیبی نجات بده اون عیبی نداره منطقه اونم در دایره شرایط که ذکر شده تو بلنگو نکنه داد نزنه آهسته با یه تدبیری این خیلی مهمه یعنی نصف و خیرخواهی به صورت غیر مستقیم به صورت خیرخواهی این به هر حال دوتا تذکر و دوتا هاشیه تذکر اول این که خوبی مردم رو نشت بدیم به مرز تملق نرسه عیوب مردم رو بپوشانیم ولی به مرز بی تفاوتی هم نرسه نصف و خیرخواهی سپاس گذارم از جناب حاجه های رفیقی عزیز و الهی بهترین های روزگار نصیبتون در پناه ازتحق باشید التماس دعا بیا تا براریم دستیز دل دستیز دل که نتوان براورد فرداز گل که نتوان براورد فرداز گل همه تا اتا رند commander مسکین نیاز بیا تا به درگاه مسکین نواز همه تا اتا رند commander مسکین نیاز بیا تا به درگاه مسکین نواز به لطفم بخان و مران از درم ندارد به جز آستانت سرم خدایا به ذات خداوندیت به اصافه بی مثل و مانندیت که چشمم زروی سعادت مبرد زبانم به وقت شهادت مبرد زبانم به بخت شهادت ببند فقیرم به جرم گناهم مگیر قنیرات رحم بود بر فقیر چرا باید از عفه حالم گریز اگر من زیفم پناهم قبیل چرا با یه درزه فهالم گریز اگر من زیفم هنو هم قبیل الله یه الله الله یه نگهداره همه شما شنوانده های گرامی راژیو معارف صدای فضیلت و فطرت باشه خیلی ممنون که همراه ما هستید برنامه سمت خدا رو شنیدید و حالا میخواییم با برنامه بعدی همراه باشیم جرعه رو بشنوید با کارشنسی و جترستان و المسلمین حسینی قومی موسیقی درست دارید موسیقی شنبه 27 مهماه 1404 هستید دعوت میکنم از شما گرامیان برنامه جرعه رو بشنوید با کارشناسی وجهت الاسلام والمسلمین حسینی قومی جرعه بیان احادیث کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تاشبد لبریز از تراوت گل آشیانه ها بسم الله الرحمن الرحیم و عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت شنوندگان عزیز راژیو مارف صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ما روایات کافی شریف هست کتاب الامان والکفر باب 63 و 64 جمعا مرحوم کلینی رزوانالله علی در این دو باب 17 روایت را آوردن این دو باب به هم خیلی نزدیک لذا روایاتش رو با هم میخانیم یکی باب القناعه یکی هم باب الکفاف قناعت در زندگی روایاتی در موضوع قناعت یا زهت روایات و روایاتی در موضوع کفاف که حالا می خوانیم و موضوع بهتر روشن می شیم حدیث سوام چهاروم و پنجام باب القناع باب شست و سه تقریبا به هم نزدیک مزمونش یکی هست حدیث سبوم رو از وجود مقدس امام صادق علیه السلام میخونیم حضرت فرمودن من رزی من الله بلیسیر من المعاش رزی الله منه بلیسیر من الامل در بعضی از نسخه ها هست که من رزی من الله بلیسیر من الرزق خیلی تفاوتی نمی کنه خلاصه ترجمه این حدیث این است که اگر کسی به روزی کم رازی باشه قانه باشه خدا هم عمل کم رو از او میپذیره خدا هم رازی میشه به عمل کم روزی کم عمل کم هرچی روزی بیشتر باشه قهرن عمل باید بیشتر باشه شاید به ذهن عزیزان بیاد که چرا چرا رابطه ایست بین روزی و عمل مرحوم علام مجلسی رضوان الله علیه در مرآت العقول حدیث رو توضیح دادم فرمودن به دلیل این که هرچی روزی بیشتر شد ت پروردگار برای انسان بیشتر شد قهرن واجباتی در برابرش ما داریم که اون واجبات بیشتر میشه کسی سروت بیشتری داشته باشه واجبات مالی داره زکاتشو باید بده خمسشو باید بده اگر کسی سروتی در حد استطاعت حج رشده باشه قهرن مستطیم میشه حج خانه خدا باید مشرف بشه اگر کسی سروت زیادی داشت باید به فقرار رسیدی کنه علاوه بر زندگی خودش باید به فقرار رسیدی کنه اما اگر کسی نه در زندگی روزی کمتری داشت اونوی که روزیشون کمتر هست و یه سلسله واجبات از اونها برداشته میشه دیگه اونی که روزی کمتری داره مستطی نیست حج خانه خدا برش واجب نیست زکات برش واجب نیست اگر سروتش به حدی نرسه که زکات برو واجب باشید خومس برش واجب نیست اگر اضافهی در طول سال نیاره بنابراین این مسئلهی که فرابان شنیده ایم هر که بامش بیش برفش بیشتر اونی که خانه دو هزار متری داره برف خانه شن به همون اندازه است اونی که خانه پنجامتری داره چل متری داره برفشن به همون اندازه است پس اگر ما روزی بیشتری از خدای متعال دریافت کردیم قهرن اعمال بیشتری باید انجام بدیم من رزی من الله بلیسیر من الرزق یا من المعاش اگه شما راضی بودی به روزی کمتر واجبات و تکالیف کمتری داری البته از این حدیث استفاده نمیشه که ما حتما روزی کمتر بخواهیم نه پیام این حدیث اینست که هر کسی به اندازه ای که خدا بهش روزی میده به همون مقدار واجبات و تکالیف داره شما روزی بیشتری از خدا میخوایی تکالیف بیشتری داری شما روزی کمتری از خدا دریافت میکنی و به یه روزی کمتر قانعی قهرن تکالیف و واجبات کمتری خواهی داشت این حدیث سوان بود شبیه حدیث حدیث چهارومه و حدیث پنجام حدیث چهاروم یک کمی اضافه هم داره از امام صادق علیه السلام هست فرمود مکتوبون فت تورات در تورات هم نوشته شده یبن آدم کن کیفشت کن کیفشید هر جوری میخوایی زندگی کن البته کن کیفشید نه به این معنی که خدای متحال خطاب کنه انسان مدل زندگی با خودت نه مروم علامه جیسی رزوانو داره فرمیدن این شبیه آیه قرآن اعمل و ماشعتم هر کاری میخوایید بکنید نه که انسان آزاده هر کاری نیست هر کاری بکنید به هر حال بعدن پاداشش رو جزاش رو سزاشو خواهید دین لذا در ادامه حدیثم بهتر معلوم میشه کن که ای فشید هر کاری میخواید انجام بدید ولی بدانید که کما تدینو تدان من رزی من الله بالقلیل من الرزق قبل الله منهو الیسیر من الامن هر کسی به روزی کمقانه باشه خدا عمل کما ازش میپذیره و من رزیه بلیسیر من الحلال اگر کسی به حلال رازی باشه ولو کم دنبال مال حرام نره میدونید متاسفانه که از گرفتاری های ما اینه اگر حلال داشته باشیم و کم باشه قانه نیستیم دنبال حرام میریم فرمونده اگر کسی به کم حلال رازی باشه آثارش اینه خفت معونتهو یعنی دیگه لازم نیست به زحمت بیفته در طلب مال و حفظ مال و دنبال مال حرام و زکت مکسبتهو یعنی مالش از حرام پاک میشه پاکیزه میشه این رازیه به یسیر دیگه به حلال قانعه ولو کم اگر کسی به حلال قانعه شد ولو کم آثارشی که اینه زکت مکسبتهو سه تا اثر داره زکت اینی پاک میشه کسبش از حرام پاک میشه فقط لغمه حلال در زندگیش هست و ثوم و خرج منحد دل فجور از مرز گناه بیرون میاد از مرزش هم فاصله چون رازیه دیگه به حلال رازیه دنبال لغمه حرام نمیرود حدیث پنجم این باب هم باز نزدیک به همین مضمون هست از وجود مقدس امام رزا علیه السلام اون دو حدیث از امام صادق بود سلام علیه السلام این از امام هشتوم از رد می فرموید من لم یکفهی من العمل الا الكثیر در حقیقت یه بیان دیگری از همون دو روایته اگر کسی جز به رزق زیر