یا بازی می کردن ایشون یه روح خاصی داشت برحال یک سال ایشون اینجا بوده و منم قوم نبودم چون جلوتر از من اومده بود بعد تا به سون می شه میره تهران کار بنایی خودش کفت که برگه من روز آخر که می خواستم بیام که درس ها شروع شده بود مفصل گریه کردم که خلاصه من می خواهم برم با این رفقا با چیز من نیستن اینها خدا یا خودت مثلا ایر کسی که مثلا با ما رفیق بشه سلاح باشه که میگفت تو رو تو خواب دیدم اینجوری بعد میاد قوم و دنبالم نمی کنه خواب رو چون من خب عاشنا نبود نمی شناخت منم اومددم قوم میخواستیم حجره بگیریم یه دوستی داشتیم به من گفت که ما باید سه نفر تو حجره باشیم اون حجره کچیک بود سه نفره بود میخوای من برم یه نفر بیارم که بچه خوبیه پسر خوبیه اگه اونو انتخاب نکنیم یه کسی بمون میدن که بمون تحمیل بشه گفتم من که کسی نمیشنستم تو برو بیا رفت این آقای احمدی رو آورد اینجونو انتخاب کرد آورد و اونجا دیگه ما آشنا شدیم با هم رفیق شدیم که هنوزم رفاقات ادامه داره و این که گفتم کاره حجره را میکرد خیلی عجیبشون اصلا حساب نمیکرد که حالا دیدید گاهی تقسیم میکنن کاره حجره را نه دو سال که من بودم بعد ازدواج کردم دیگه اشون کارها را انجام میتوند پیش متالعه و مباحثه یکی از محاسن حوزه های علمی هست هر طلبه مطالب دروس گذشته را متالعه میکند و با یک یا چند نفر بحث یا به اسطلاح مرسوم حوزه مباحثه میکند آیت الله علی دوست از آمادگی خود برای فراگیری قبل از دوران مدرسه می گوید راجب تحصیلات در مدرسه چیز خاصی به ذهنم نمیاد بگم شما پنج سالم بیشتر درست نخوندیم ولی خدا را شکر این پنج سال خبال همدلو همیشه نمره اول کلاس و من خیلی تا حضر بکنم قبل از اینکه حتی مدرسه برم میتونستم بنویسم بخونم یعنی یه نوع آمادگی تو درس های طلبی میگم پیشمتالهه خیلی اهمیت داره پیشمتالهه یه آمادگی برای مدرسه یعنی من روز اول که رفتم مدرسه اینجور نبود که هیچ چی حالا بعدم مادرم ببردم منم گریه کنم مادرم وایست اونجا تا من مثلا زور بشه منو بیاره یا فردا بگه نمیرم اما این حرف ها نبود دیگه یک کمی قبلش کلاس اکابر میگفتن برای بزرگ سال ها پدرمون میره منو همراش میرفتن لذا از اون جهت یک نوع آمادگی که این حل شده بود برای ما اما خب بخص طلبگی چرا من میتونم برخی از تجربیاتی که صرفا برای این که دیگران استفاده بکنن اولا اینو بگم من یک کتابی دارم سرات اندیشه و عمل دقیقا همین موضوع سآل شما رو اونجا سی سد و خورده صفحه هست کتاب سرات در این کتاب من اون چه که روش صحیح مطالعه صحیح مباحثه صحیح درس گرفتن از روز اول طلبی تا بعد از درس خارج که میخوای یک پجوهشگر باشه یک منبری باشه یک استاد درس خارج باشه توی این کتاب هست رضا این تجربیات اونجا مفصلش هست علتش هم این شد که من دیدم خیلی از من سآل میکنن طلب ها که آقا ما چکار کنیم سرگردانیم من دیدم که خب باید برای هر کدامشون اگر بخوایم رد کنم که برام شرعن صاف نبود که من میتونم رد کنم فردا خدای متعال بفرماد که فلان یه طلب اومد پشت تو چرا راه نمایش نکردی آقا وقت خدا وقت نداشتم یه خب من ازت همینو میخواستم لذا آمدم این کتاب رو نوشتم سرات پرسش و پاسخم هست از این جهت فکر میکنم چیز بدی نباشه تصور خودم اینو مخصوصا آخراش دیگه زندگی علماست همین نکاتی که دو مورد شما اشاره فرمودید حالا این دو مورد نیست ولی مشابه اینها زیاد هست اما خوب خارجن هم اگر جدا از این کتاب خواست داشتم برخی نکاتش رو عرض بکنم اولا ببینید من از همون وقتی که درس میگرفتم درس میدادم گاهی من شوخی هم میکنم میگم من سیوتی درس میگرفتم مغنی میگفتم و این واقعیت هم هست با این که میدونید که مغنی سال بعده سیوتی سال دومه مغنی سال سومه من سیوتی درست میگرفتم مغنی میگفتم چون این دوتا رو با هم درست میگرفتم یکی از ما گفته من میخواهم مغنی استاد ندارم گفتم من به رات میگم یعنی همزمان که سیوتی میخوندیم مغنی میگفتیم یا باز مغنی حرفلام رو من درست میگرفتم حرفلفار رو میگفتم و همینجا من بگم یکی از آسیب هایی که الان حوضه داره اینه که زمینه برای تدریز کمه نمیگم نیست اما خب مثل قدیم نیست در گذشته طلبه میتونست بگه شاگرد بود عبدالله نه شاگرده حالا پنجاتا شاگرد ستا شاگرد ولی شاگرد بود این خیلی مهمه یعنی تجربه ی تحصیلی که انسان بیتونه و تدریز بکنه تدریز خب سمرات داره مقید به مباحثه بودیم من مباحثه همیشه ششف نفره بود اونم فقط من میخوندم قبل از استاد اونم گوش میکردن ولی خب اسمش مباحثه بود مباحثه براون اهمیت داشت و یاد داشت یعنی شما الان دفترچه های منو نگاه کنید از کتاب سیوتی سال دوم من یاد داشت دارم سعی میکردم بنویسم که این نوشتن مورد غفلت قرار نکره تفکر در آموخته ها بهترین روش یادگیری و ملک شدن مطالب در ذهن است این که چه آموخته ایم که تا کنون نمی دانستیم و فکر کردن در باره آن نکته مهمی در فراگیری علم است نکته دیگه که باز تو تحصیلات هست حدیث نفس یعنی من درست که می گرفتم شب یه رو بیست دقیق با خودم صحبت می کردم خب من امروز چی یاد گرفتم یعنی چی یاد گرفتم که دیروز برات نبودم بعد اینو روش فکر میکردم که این مثلا این مطلب با فلان جا میسازه نمیسازه این که امروز شیخ انصاری فرمود با فلان حرفش میسازه نمیسازه گاییم اساتید پاسخگو بودن خیلی وقت هم اساتید پاسخگو نبودن ولی خب این حدیث نفس این متعلقه اون یادداش ها به هیچی ورش هم یادداش رو دور نمی ریختم یعنی سعی میکردم که نگه دارم هرچی دم دستم می اومد می خوندم نمی گفتم این کتاب فارسیه اون کتاب عربیه این کتاب به من ربطی نداره ارز میکنم حتی بعدن هم که ازدواج کردیم بچه های خودم کتاب فارسی می آوردن من یکی درست در کتاب فارسی اینا می گشتم و اتفاقا چیز جالب هم گاهی در می آوردم یعنی الان همینطوره هوا الان من زور که می خواهم بخواهم شاید 20 صفه می خواهم خب مقید نبودم که فقط کتاب درسی بخونم نه کتاب یه حتی یادم هست شاید تحجب کنه کتاب های مثلا مال حزب توده که اون اصلا تفکر کشون چیه ماسجاریسم دیالتیک تاریخی کتابی که مختلف بود سعی می کردم متعالیه بشیم آموزش و تربیت دو ویژگی شاخص در مراکز آموزشی به ویژه در حوزه های علمیه است. در مدارس علمیه استاد در کنار آموزش دروس دینی با رفتار و منش خود شاگرد را تربیت می کند. آیتالله علی دوست در سخنان پایانی خود از رفتار و منش یکی از استادان خود می گوید. یاد کنیم از آیت الله کریمی جهرون من یادمه یه زمان خدمت ایشون رفتیم منزل ایشون من برای این عرض میکنم که از بزرگان یاد میکردم خب حال ما یه بچه 13 ساله 14 ساله اون ساله اول که قوم بودیم دیدم ایشون کفش ما رو جفت کردیم بعد دفعه بعد که من رفتم برای ایشون کفش رو جفت نکنه خودم جفت کردم که ایشون چیز کرد یک کمی تکونش داد جلوتر خب اینا واقعا عجیب اثر میگذاشت چجور خدمتون عرض بکنم از شاید قبل از تلویه من روزی دورکن نماز برای امام زمانو ترک نشده که حتی امی امروز زهرم داشتم که بعضی وقت بعد از نماز توب بعد از نماز زور که دورکن نماز امام زمان که برای سلامت امام زمان بالاخره ببینید این شمال های نورفکر نورفکر راقو میبینید این یه شیش هست چرا نور داره خودش روشنه روشنهایی میده چون به مولد نور وصله یعنی دیگه ما جدا از امام زمان هیچ نیستیم اگر چیزی نورانیتی باشه اگر چیزی باشه توفیقی باشه به اون مولد نوره این کلیدی که آدم بخواد بزنه وحص بشه دوره کن نمازه افترون او هم باز متصل به نور الله نور و سماوات و لرز ما یک نور بیشتر نداریم الله نور و سماوات و لرز اما بالاخره واسطه میخوره نظر سفارش من اینه اگر کسی صحبت ما رو بعدا دید فیلم ما رو بعدا دید اگر تان رو اون روز عمل نمیکرد درکت نمازش برای امام زمان ترک نشه و این هم کریمن ابنالکریمن بدون پاسخ نمیکذارم مهمان بعدی و دقایق و لحظاتمون رو با زیارت روح بخش آل یاسین با نوای جنابای مهده هیدرزاده اتراگین میکنیم بسم الله الرحمن الرحیم سلام على آل یاسین السلام علیکم یادای الله و ربانی آیاتم السلام علیکم یا باب الله و دیان دینم السلام علیکم یا خلیفت الله و لاسرقه السلام علیکم یا حجت الله و دلیل رادت السلام علیکم یا تالیه کتاب الله و ترجمان السلام علیکم فیانا لینکم اطراف نهانه السلام علیکم یا بقیت الله فی ارده السلام علیکم یا میثاق الله الذین اخذه و بکده السلام علیکم یا بعد الله الذي ضمنه السلام علیکم ایوه العلم المنسوب والعلم المسبوب از سلام علیکه اینا تبون از سلام علیکه اینا تبون السلام علیکم حینا تغنو و تو بیر السلام علیکم حینا تو سلی و تغنو السلام علیکم حینا ترکو و تزجود السلام علیکم حینا تحمد و تزغفر السلام علیکم حینا تسبه و تمسیم السلام علیکم فی الليل دا یقشه و النهار دا تجله سلام علیکم ایها المام المأمون سلام علیکم ایها المقدم المأمون السلام علیکم به جوام السلام اشهدو که یا مولا امنیم اشهدو الله لا الا الله وحده لا شریکه و انم محمدن عبده و رسوله لا حبیب الله و اهله و اشهد کم یا مولا امیر المؤمنین هجته و الهسله هجته و الهسین هجته و علی ابن الهسین هجته و محمد ابن علیه حجتو و جعفر ابن محمد حجتو و موسی ابن جعفر حجتو و علیه ابن موسی هجته و محمد ابن علیه هجته و اشهد و انکه هجته الله انتم اول و الاخر و انه رجعتکم حق مولا ریب فیها یوملا یلف و لبسن ایمانوهای لم تکن آمنت ملغب او کسبت فی ایمانها خیره و ان الموته ها و ان لاکران و لکیران ها و اشهد ان نشهد و البعثاق و انسراتاق و المرساداق و المیزاناق و الهشراق و الهساباق و الجنة و النارق و الوعد و الوید به ماه یا مولا شقیم الخالفتون و سعدم لطاکون فشهد علامه اشهد تو که علی و انا ولی ولکه بریم من ادومه فالحق ما رزیتمو هو الباطل ما از ختمو و المعروف ما امرتم به و المنکرمان هیتومد فنفسی مومنتم به لاهب وحده لا شریکه و به رسول امیر المومنی و بکم یا مولا اولکم و آخرکم و نسرت معدت لکم و مبدت خالصت لکم آمین غریب بادی گرده بیابان وفا برگرد عباساله عباساله بگو تا که سر راحت کنم آخو نوا برگرم اما ساله اما ساله دلم خوش کردم بر این که وصل تو چه نزدیکم اما ساله اما ساله خبر از تو نمی آید بیا ای با وفا برگرد برای این که با دردت شوه من آشنا برگرد عباساله از جلالله و تعالی فره جبه شریف بخش سه بوم برنامه ها رو در محضرتون پی می گیریم و امیدواریم که تا این لحظه از برنامه ها بحره بردید محضرتون ارز میکنم که هنگام ازان صبح به افق شهر مقدس 3 4 و 54 دقیقه است و طلوع خرشیت هم 6 و 16 دقیقه عزیزانمون در مشهد مقدس چهار و نوزده دقیقه هنگام ازان صبحشون هست و در شیراز چهار و چهل و شش دقیقه امیدوارم که تا ساعت شش بامداد در کنار ما باشید و هر جایی که هستید براتون آرزوی سلامتی و موفقیت داریم برنامه هایی که از این رسانه دینی تقدیمتون میشه در پایگاه اطلاع رسانی رادیو معرف به نشانی رادیو معرف نقطه آی آر بار گذاری میشه تا انشاءالله شما شرمندگان عزیز بتونید هر چه بیشتر و بهتر انشاءالله بهرمند بشید از برنامه ها اگه ماید بودید دیدگاه خودتون رو به ما منتقل کنید میتونید با 329 10 551 و 329 10 552 با پیشماری 025 با ما در ارتباط باشید یا از دلیل سامانی پایمکی رادیو مورف 3553 برای ما پایمک بفرستید و ما رو خوشحال کنید ممنونم از لطف و محبت و همراهیتون کلام امام و سرود ملی تا دقیقه دیگه پخش میشه و وارد روز دوشنبه 28 مهما و 27 ربیستانی میشیم و بعد از بحش خبری ساعت 24 باسم در کنار شما خواهیم بود کلام امام رو میشنبینیم میوزد نصیبه اشت آمدی و باقه جان پرشد از شمیمه اشت کلام امام سایبان اشت بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان اشت بود دست مهربان تو یک هماسه بود و هست نام جاودان تو با تو ارد بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را کمال تعصف است برای انسان ها که نمی خواند بدانند در راه دانستن نیفتادن در راه معرفت کتاب خدا قدم بردن داشتن ارتباط را با مبدع وح برقرار نکردن که از مبدع وح تفسیر بشد باشون ارتباط فقط بین رسول خدا و خدا بود و به طبع او هم بین خواستی که بودند مسائل فلسفی هم همینطور مسائل فلسفه هم وقتی شما فلسفه ارستو که شاید بهترین فلسفه ها قبل از اسلام باشد ملاحظه کنید میبینید که فلسفه ارستو با فلسفهی که بعد از اسلام پیدا شده است فاصله زمین تا آسمان است در این حالی که بسیار عرضش منده است در این حالی که شیخ رئیس داجه به منطقه ارستو میگد که تا کنون کسی نتوانسته در اون خدشه بکند یا اضافه بکند در این حال فلسفه را وقتی که ملاحظه میکنیم فلسفه اسلامی با اون فلسفه قبل از اسلام زمین تا آسمان فرق برد و راجع به امور اخلاقی راجع به امور تربیتی و بالاخره قرآن وارد شده است برای انسان به جمیع شعونی که انسان دارد برای تربیت انسان به جمیع عبادی که انسان دارد و عباد انسان عباد غیر متناهی است برای همه وارد شده است برای همه چیز و یک صفره است که پنج شده است برای بشر که هر کس میتواند از اون صفره به مقدار استعداد خودش استفاده کند و معلق اصف استفاده کم شده است و باید ارز کنم که انبیاه از آدم تا خاتم به اون مقصدی که داشتن نرسیدن در این حالی که هرچی کمال در اونها هست از اونها هست و ازالک به اون مقصدی که اونها داشتن نرسیدن و نقطهی که باید ارز کنم این است که این شرایع معروفی که الان بین رشد معروفه است حالا ما شریعت حضرت موسی شریعت حضرت ایسا و شریعت اسلام وقتی که ملاحظه میکنیم حال مشرعه را حضرت موسی سلام الله علیه را وضع زندگی حضرت موسی و کیفیت تبلیغ او و مبارزه ای که او کرده است با تاغوت او را وقتی که ملاحظه میکنیم بعد میریم سراغ امت موسی اونهایی که میگن ما امت حضرت موسی هستیم و ما پیروع حضرت موسی هستیم موسی معارضه میکرد با طاغوت و اینها که میگن ما پیروع حضرت موسی هستیم خودشون طاغوت هم در این حال میhilن ما پیروع حضرت موسی هستیم موسیقی موسیقی موسیقی