بسا به معنویت بیشتر رجوع کردن. می رفتن طرف معنویات. که می دونستن که اینجا بیشتر جاییه برای خودسازی مثل بهترین جاست. بسا یا در حال خوابیدن نماز شب می خوندن یا دعا کومیل داشتن که احیانا کسی بچه ها بیشتر هستن. یک دوتا بودن که دعا کومیل برد بودن یعنی حفظ بودن یا دعا توسط حفظ بودن. یا بعضی مدداهی می کردن شروع می کردن نیست شهر دو نفر دو نفر سه چهار نفر دو رو هم جنب می شوند دوری که عراقی ها متوازی نشن نیرای نفوزی متوازی نشن شروع می کردن به دعا خوندن و رازمی رضای خودشون ای وطن خاک تو شده به چشم من توتیان میهنم زمین تو به مهر و عشق پرست اقاقی ها میدهن در رهن همه هستیم بمانی همیشه سر بلند و همیشه پرست فریاد شادی و آزادی در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی میشینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی مسئله فرهنگی که بین بچه ها بود تون که من دیدم مسئله حفظ قرآن بود موقع قتنامه که شد مایدون اراقی ها وعد و وعید زیاد دادن به بچه ها بچه ها هم میدونستن در واقع آخرهای جنگ هم تموم میشه و در این حساب به نفع ایران پیروز بندن باشه و اصلا نظر نیاز های خصوص خودشون داشتن من حتی یادم هستم پنج میلون تا سراردی که یکی بچه ها نرس کرده بود بین بچه ها پرخ کرده بود هرکی میگرد یکی پنجه هزارتا یکی سه هزارتا یکی هزارتا هرکی به افراد خودش که میتونست که رست بود بین بچه ها بچه ها با نخهایی که از پتوک کشیده بودن شروع کردن به تصفیر برس کردن یعنی گره میزدن این ها رو دوره هم و سی چهارتا که میشد سرش رو گره میزدن دوره هم و شروع میکنن تصفیر کردن حتی عراقی ها این هم از بچه ها دریخ کرده بودن که این ها را بعض موقع در هفته دو سه بار می آدن تفتیش می کردن لباس ها را می گشتن، آساشگار ها را می گشتن، نای پتو ها را می گشتن اصلا سه چهارت سنگ جمع می شدن، شروع می کردن به ذکر بفتن از لازه قرآن هم بچه ها چون که از لازه خلم و کاغذ ما معذور بودیم حتی یکی دو تا بچه ها از طریق خود عراقی ها ایشده دختر ایراقی های شیعه بودن که اونجا با بچه ها همکاری خاصی داشتند بعضی ها ته مخفیانه که بعضی بچه ها نفهمند که اراقی ها با اونو خوبند بعضی ها از این قدم یه چیزی مدادی حتی یه مداد خیلی کچیکی داشت بچه ها سر یه چوبی تراشیده بود و سرش درست کرده بود بودش در اون و با این کاغذ های سیگاری که بود روش آیات قرآن نوشته بودن و حفظ میکردن موسیقی عبدالکریم مازندارانی هستم از رابیان ادقای مقدس یکی از وجیگی های آزادگان در اردوگاه بحثی سبر بود سبر نقیز جزه است یعنی بیتابی نکردن خیشتنداری کردن امام خبینی رزوالنالا تعالی علیه که مراد آزادگان بودن مقام سبر رو از اون سپاد پسندیده و خوبی میدونستن که بقیه و سایر سپاد پسندیده از اون نشعت میگیره و سرچشمه میگیره ایشون سب کردن رو مقدمه رسیدن به مقام تسلیم و رضا می دانستن چیزی که همه آزادگان انتظار اون رو داشتن که به مقام تسلیم برسن در مورد سبر آزادگان در اصارت تقریبا می تونم بگم که همه خاطرات پجوهش های مرتبط با اردگاه بحثی این خستت رو به عنوان ستون اصلی بقای آزادگان در اون شرایط بد اردگاه معرفی میکنن در فرهنگ دینی ما هم سبر به معنی تحمل منفعلانه نیست یه تحمل آگاهانه است یه نوع پایداری و ایسادگی همراه با آگاهی است در واقع یعنی نگه داشتن خود در مسیر درست با وجود پشار اما این که چرا آزادگان این همه سبر داشتن باید ارز کنم که ایمان امیغ اونها به خلابن و به کتاب آسمانی قرآن بود ایمان در واقع زمین ساز سبره آزادگان وقتی قرآن میخوندن اون آیات سبر رو میدیدن یاداوری میشد و سبور بودن قرآن در این زمینه سبر میفرماد موسیقی بله از سبر و استقامت و نماز کمک بیرید که خدا بند با سابران است ما انواع سبر داشتیم در اصارت یکی از سبرها شکنجای جسمی بود دربوشت، بیخابی، محرومیت، قضایی همه اینا بخشی از این برنامه های شکنجه بود که در اوز عوائل اصارت بود و بعضا در عواصت دوبام سبر در مقابل پشارهای روانی بود علاوه بر جز دشمن همیشه سعی میکرد که انظر روانی ما رو بشکنه اخبار دروش، شایش، شکست ها، نام های ساختگی این ها همه موجب میشد که ما بشکنیم ولی سحب باعث میشد نشکنیم و خود ما نگه داریم باز هم به پایان یکی دیگه از برنامه های حکایت آزادگی رسیدیم انشاءالله که مورد توجه شما قرار گرفته باشه تا برنامه بعد که مجددن با خاطرات یکی از آزادگان سرفراز کشورمون در خدمت شما عزیزان شنونده باشیم همگیتون رو به خداونده بی هم تا می سپاریم التماس دعا و خدا نگهدار گرچه در ظاهر اسیر اما چو مرغان رها بودید گرچه در زاغ رسیر اما چمرغان رها بودید که ای تواند شیر را روباه در بند آورد هیهات در حقیقت زائران کربلا بودید در حقیقت زایران کربلا بودید عزیزان و شنوانده آنچه که شنیدیم حکایت آزادگی بود زندگی آزادگان سرفراز در این برنامه سیزده و سی دقیقه امروز این برنامه برای شما تکرار خواهد شد با ما همراه باشید باز شکفته بول زیبای مناجات دل نسترم عدی در قبله ها جات دل میرسد از باق دلم ه اغفرانا درد معتر همه جا زمزمه رب بلا بلا بلا باز چه کفته بوده زیبای مناجات دل نسترم ادهی در پرلی حاجات دل میرسد از باقی دلم نغمه اغفر منو یاد محتر همه جا زمزمه رب منو شوق پریدن به سرم تا به برکویه اون تا به نشینم منشینم به سر صفر یه تیبای دونم بنام بنام بیان احادیث کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تا شبد لبریز از تراوت گل آشیانها لبریز از تراوت گل آشیانها لبریز از تراوت گل آشیانها بسم الله الرحمن الرحیم و عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت شنوندگان عزیز رادیو مارف صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ما روایات کافی شریف هست کتاب الامان والکفر باب 63 و 64 جمعا مرحوم کلینی رزوانالله علی در این دو باب هفته روایت رو آوردن این دو باب به هم خیلی نزدیک لذا روایاتش رو با هم میخانیم یکی بابل قناعه یکی هم بابل کفاف قناعه در زندگی روایاتی در موضوع قناعه دیازده تا روایته و روایاتی در موضوع کفاف که حالا میخانیم و موضوع بهتر روشن میشه حدیث سوام چهاروم و پنجام بابل قناعه بابل شست و سه تقریبا به هم نزدیک مزمونش یکی هست حدیث سبوم رو از وجود مقدس امام صادق علیه السلام میخونیم حضرت فرمودن من رزی من الله بلیسیر من المعاش رزی الله منه بلیسیر من الامل در بعضی از نسخه ها هست که من رزی من الله ملیسیر من الرزقه خیلی تفاوتی نمی کنه خلاصه ترجمه این حدیث این هست که اگر کسی به روزی کم رازی باشه قانه باشه خدا هم عمل کم رو از او می پذیره خدا هم رازی می شه به عمل کم روزی کم عمل کم هرچی روزی بیشتر باشه قهرن عمل باید بیشتر باشه شاید به ذهن عزیزان بیاد که چرا چرا رابطه ایست بین روزی و عمل مرحوم علام مجلسی رضوان الله علیه در مرآت العقول حدیث رو توضیح دادم فرمودن به دلیل این که هرچی روزی بیشتر شد ت پروردگار برای انسان بیشتر شد قهرن واجباتی در برابرش ما داریم که اون واجبات بیشتر میشه کسی سروت بیشتری داشته باشه واجبات مالی داره زکاتشو باید بده خمسشو باید بده اگر کسی سروتی در حد استطاعت حج داشته باشه قهرن مستطیم میشه حج خانه خدا باید مشرف بشه اگر کسی سروت زیادی داشت باید به فقران رسیدی کنه علاوه بر زندگی خودش باید به فقرار رسیدگی کنه اما اگر کسی نه در زندگی روزی کمتری داشت اونوی که روزیشون کمتر هست خب یه سلسله واجبات از اونها برداشته میشه دیگه اونوی که روزی کمتری داره مستطی نیست حج خانه خدا برش واجب نیست زکات برش واجب نیست اگر سروتش به حدی نرسه که زکات بره واجب باشه خومس برش واجب نیست اگر اضافهی در طول سال نیاره بنابراین این مسئلهی که فرابان شنیده ایم هر که بامش بیش برفش بیشتر اونی که خانه دو هزار متری داره برف خانهش هم به همون اندازه است اونی که خانه پنجامتری داره چلمتری داره برفش هم به همون اندازه است پس اگر ما روزی بیشتری از خدای متعال دریافت کردیم قهرن اعمال بیشتری باید انجام بدیم من رزی من الله بلیسیر من الرزق یا من المعاش اگه شما راضی بودی به روزی کمتر واجبات و تکالیف کمتری داریم البته از این حدیث استفاده نمیشه که ما حتما روزی کمتر بخواهیم نه پیام این حدیث اینست که هر کسی به اندازهی که خدا بهش روزی میده به همون مقدار واجبات و تکالیف داره شما روزی بیشتری از خدا میخوایی تکالیف بیشتری داری شما روزی کمتری از خدا دریافت میکنی و به یه روزی کمتر قانعی قهرن تکالیف و واجبات کمتری خواهی داشت این حدیث ثبوت بود شبیه حدیث حدیث چهارمه و حدیث پنجم حدیث چهارم یکمی اضافه هم داره از امام صادق علیه السلام هست فرمود مکتوبون فتاورات در تورات هم نوشته شده یبن آدم کن کیفشهت کن کیفشهت هر جوری میخوایی زندگی کن البته کن کیفشهت نه به این معنی که خدای متحال خطاب کنه انسان مدل زندگی با خودت نه مروم علامه جیسی رزوانو دانه فرمودن این شبیه قایه قرآن اعمل و ماشهتون هر کاری میخوایید بکنید نه اینکه انسان آزاده هر کاری نیست ارحال بعدم پاداشش رو جزاش رو سزاش رو خواهید دید لذا در ادامه ی حدیثم بهتر معلوم میشه کن که ای فشد هر کاری میخواید انجام بدید ولی بدانید که هر کسی به روزی کمقانه باشه خدا عمل کمو ازش میپذیره و من رزیه بلیسیر من الحلال اگر کسی به حلال رازی باشه ولو کم دنبال مال حرام نره میدونید متاسفانه که از گرفتاری ما اینه اگر حلال داشته باشیم و کم باشه قانه نیستیم دنبال حرام میریم فرمونده اگر کسی به کم حلال رازی باشه آثارش اینه خفت معونتهو یعنی دیگه لازم نیست به زحمت بیفته در طلب مال و حفظ مال و دنبال مال حرام و زکت مکسبتهو اینی مالش از حرام پاک میشه پاکیزه میشه این رازیه به یسیر دیگه به حلال قانع ولو کم اگر کسی به حلال قانع شد ولو کم آثارشی که اینه زکت مکسبتهو سه تا اثر داره زکت اینی پاک میشه کسبش از حرام پاک میشه فقط لغمه حلال در زندگیش هست و ثوم و خرج منحد دل فجور از مرز گناه بیرون میان از مرزش هم فاصله چون رازیه دیگه به حلال رازیه دنبال لغمه حرام نمیرود حدیث پنجم این باب هم باز نزدیک به همین مزمون هست از وجود مقدس امام رزا علیه السلام اون دو حدیث از امام صادق بود سلام علیه السلام این از امام هشتم حضرت می فرموید من لم یکفهی من العمل الاکثیر در حقیقت یه بیان دیگری از همون دو روایته اگر کسی جز به رزق زیاد قانه نشه بگه من رزق کم من رو جواب نمیده سیر نمی کنه قناعت نکنه به روزی کم بگه من روزی زیاد میخوام قهرن لم یکفهی من العمل الاکثیر عملش هم به همون اندازه باید بیشتر باشید عرض کردیم توضیح مرمو الله مجلسی رضوان الله علیه کسی که مال و سروت بیشتری داره یه سلسله واجبات تکالیفه بیشتری داره دیگه کسی که وضع مالیش خوبه سلیه ارهامه کمک های مالیه به ارهام خیش آبندان به گردنش میاد کمکی به فقرها به گردنش میاد رسیدگی به فقرها زکات مالشو باید به پردازه خمسمو نداشت قهران بسیاری از واجبات ازش برداشته میشه و جمله پایانی حدیث امام رزا و من کفاه من الرزق القلیل فانهو یکفیه من العمل القلیل اگر کسی روزی کم او رو کفایت کرد قهران عمل کم هم برای او کفایت میکنه حالبته پیام این روایات این نیست که ما حتما راضی باشیم به روزی کم نه ولی بدانیم اگر خدای متعال روزی کم برامو مقدر کرد قهران و تکالیف کمتری داریم اگر نه خدای متعال روزی بیشتری برامو مقدر کرد نه نقصم نا این آیه رو همه آشنا هستیم نه نقصم نا بین هم و عیشت هم ما تقصیم میکنیم خدای متعال تقصیم میکنه اگر در تقصیم روزی سهم ما کم بود واجبات هم کمتری اگر سهم ما بیشتر بود قهرم باید بدانیم تکالیف بیشتری داریم ارس کردم این مسئل شاید پیام این جمله باشه که هر که بامش بیش برفش بیشتر و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد که 19 و 20 دقیقه امروز برای شما علاقه مندان تکرار خواهد شد و اما زمزمه ی دعای 14 سیفه ی سجادیه دقایق و لحظه همون رو همینه اک اتراگین خواهد کرد بسم الله الرحمن الرحیم یا من لایخفا علیه انباع المتظلمین و یا من لا يحتاج في قصصهم إلى شهادات الشاهدين و یا من غربت نصرته من المظلومين و یا من بعد عونه عن الظالمين قد علمت يا الهی و نالنی من عدوی و عدوک مما حذرت و انتهکه منی مما حجستا علیه بترم في نغمتك عنده و اقترارم بنکیرك علیه اللهم فصل علی محمد و آله و خود ظالمی و عدوی عن ظلمی بقوتیک و افل الحده عنی بقدرتیک و اجعل له شغلا فيما يليه و عجزا عما يناویه اللهم وسلم على محمد و آله ولا تسوغ له دلمی و احسن علیه عونی و احسن نیم مثل افعاله ولا تجعل نیم مثل حاله اللهم سن علی محمد و آله و اعدنی علیه عدوى حاضرة تکون من غیبی به شفاء و من حنغی علیه وفاء اللهم صل على محمد و آله و عوذنی من ظلمه لعفاك و عبدلنی بسوء سنیعه برحمتك فکل مکروه جلل دون سخطیك وکل مرزت سواء ما موجدتیك اللهم فکم کرهت الی ان اظلم فقنی من ان اظلم اللهم لا اشکو الى احد سواءك ولا استغین بحاک من غیر که حاشاک فصل على محمد و آله وصل دعائی بالاجابه و اقرن شکایتی بالتغییر اللهم لا تفتنی بالغنوت من انصافك ولا تفتنه بالعمن من انکارنج فيسر على ظلم ویحاضرني بحقی وعرفه عما قليل ما اوعدت الظالمین وعرفني ما وعدت من اجابت المضترین اللهم سل على محمد و آله ووفقني لقبول ما قضيت لي و علی و ردني بما خبت لي و منی و اهدني للتی هی اقوم و استعملني بما هو اسلام اللهم و این کانت الخیارتونی عندکا في تأخیر الاخذلی وترك الانتقام من منظلمنی الى یوم الفصل و مجمع الخاسم فصل على محمد و آله و ایدنی من که بنیت صادقة و سبر دائم و اعذنی من سوء رغبت و هلعه اهل الحرس و سور في قلب مثال ما دخرتالی من ثوابك و اعددتال خسمی من جزائك و عقابك و اجعل ذلك سببا لقناعتي بما قضیت و ثقتي بما تخیرت آمین رب العالمین انکی ادو الفضل العظیم و انت على كل شیء قدیر و صلی اللہ علی محمد و آله تیبین التاهرین به مراد دل رسیان سهران به مراد دل رسیان سهن که زسوز سینه دعا کنید به خدا که فیض دعا رسد سهری که رو به خدا کنید به خدا که فیض دعا رسد سهری که رو به خدا کنید بکمند عبروی تو امان بسیار هبان ز تو بی امان به خدنگ قمز زمان که شکارها که زپا کنید زت و نام و که نگهی نشد آید که حلاک بی گناهی نشد آید همه حیرتم که گهی نشاد که زیک نشان خطا کنید چو وفا نمی کنی سلام به من ات جفاز چه گشت کم به من اد جفاز چه گشت کم چه بناستین زی تو کز ستم