خسران نفس امیدواریم این دستگاه محاسباتی ذهن انسانه احساس خسران مال کجاست؟ مال ذهنه مال سبک فکردن ماست مال شیوه محاسبات ماست ما چجوری داریم حساب میکنیم وقتی امیر المومنی علیه السلام در مناجات شعبانیه سندیه ابارتی میفرمد وقتی امیر المومنی با اون احساس این عبارت رو میفرماد آدم دق میکنه پایین عبارت اصلا کمتر از دق کردن نیست منوزات شعبانیه رو باید چند خطشو بخونید باید برسید به این جمله باید دیگه نباید بقیهشو بخونید چون نمیتونیم حضب کنیم باید بریم تا صبح گریه کنیم ابلیتو شبابی فی سکرت تباق دهنکر من جوونیمو در مستی دوری از تو از دست دادم این اتفاقی که آدم بفهمدش بعد باش گریه کنه ابلیتو شبابی فی سکرت تباق دهنکر چون آدم دور از خدا بشه مست میشه چرا میتونه مست؟ مست درست دیگه حساب نمی کنه لایه اقله چرا من نمی فهمیدم که دارم جوانیمو از دست میدم مست بودم می بینید؟ کار ذهنه دیگه کسی که مسته چرا مستی بده بران که دیگه عقلش از کار می افته بعد فقط این که من نمی فهمیدم دارم زرار می کنم اینو اسمشو می گذاره مستی خدای من مست بودم نمی فهمیدم حالا چند تا نکته این جا هست من اون وقتی که نمی فهمیدم دارم زرر می کنم مست بودم الان که فهمیدم زرر کردم این یعنی مدیریت ذهنم درست بوده دستگاه محاسباتیم الان درست داره کار می کنه و بعضی ها هیچ دستگاه محاسباتی ذهنشون درست کار نمی کنه طوری نگاه نمی کنن طوری فکر نمی کنن طوری دو دو تا چار تا نمی کنن که برسم به این که این زرره این همش زرره این همش زرره من اگه کاری برای مردم بکنم همش زرره چه فایده داره مثلا ما میگیم دعوت میکنیم مردم رو به اخلاص وقتی شما مردم رو به اخلاص دعوت میکنی اول به مدریت زهن داریه دعوت میکنی زرر نکنی و مثلا اینا همش تو دستگاه محاسباتی انسانه که باید درست محاسبه بکنه و چیزی حواس اون رو پرت نکنه چیزی محاسبه قلط تو زهنش نندازه یک کسی اومد پیش رسول خدا صلی اللہ علیه و سلم و گفتش که آقا ما به شما می هم کمک کردیم اینا یه جاهایی مثلا خدمت کرده بود به رسول خدا یه چیزی به ما لطفه میکنی آقا فرمود باشه من یه دعای مستجابتو رو یه دعایتو رو از خدا میخوام که مستجاب بشه یه دعایی مستجاب پیش من داری خیلی خوب گفت خب پس بزار من فکر کنم چی بخوام رفت فکراشو کرد چند تا شطور چند تا خونه چی گناهاش بخشیده بشه هرچی فکر به این نتیجه جالبی رسید اومد خدمت رسول خدا فرمود که عرضه داشت گفت یا رسول الله میشه بگم دعا مستجاب شما قول دادی من هم دیگه براخره یه خدمتی کردم خدمت حالا من کچل و شما بزرگی بزرگی بنده خودت نگذاش نبرداش گفت میخوام روز قیامت همدرجه شما باشم تو بهشت بله بچه نگاهی نگاهی اصلا شما تعبیر تونین بود که چه نگاهی یعنی زاویه دید یعنی دستگاه محاسبه حالا این که این بحث و مال مدیریت زهنه بقیه روایتو دقیق کنین آقا رسول خدا فرمود خودت فکر کردی به این نتیجه رسیدی یا کسی بهت گفته برای اینو بگو این برای رسول خدا مهمه تو با دستگاه محاسباتی خودت به این رسیدی یا به شنیدی گفت نه خودم فرمون توضیح بده چجوری چقدر جالبه مدیریت ذهن ما اینجا میفهمیم که مثل این که ایست ارزشمندیه محاسباتی هست شما اگه محاسبه بکنید دستگاه فکرید درست کار بکنه فرق میکنه با وقتی که محاسبه نکنی نکنی و بخوایی همجوری سطحی یلخی تصادفی با خوبی ها ارتباط برقرار کنی فرق میکنه ما بی خود نیستی اینجا داریم در محضرش بینندگان عزیز از مدیعت زین صحبت میکنیم کسی که مدیعت زینش خوبه گاهی به تعبیرش تعبیری که در مدیعتش هست میگن آقل بعد میفرماد نومل آقل یعنی خابیده آدم آقل این سبابش بشه خدا بیشتره از این که یک کسی فکرش درست کار نمی کنه ولی بایسته تا صبح عبادت می کنه تو روایات هست؟ سریح؟ داریم آقا فرمودن چی روی حساب کردی؟ اولا خودت حساب کردی؟ گوهاره خودم حساب کردم فرمود چی روی حساب کردی؟ گفت من هر چی تو دنیا می خواستم از شما بگیرم که میمیرم یه روزی دیگه تموم میشه و بعد نیان میخوام بزنم اینجا برای کی بعد تو آخرتم از جهنم نجات پیدا بکنم اینم از شما بخوام خب بعدش چی تو بهش کجا برم رفتم وقتا من که دعایی مستجاب دارم خدا بهترین جایی بهشش کجاست اونو بگیرم بعدم بهترین جایی بهش اون جایی که شما هستی هم دیم پیش شما هم نشین شما اون قسمتی که شما بالای صفر و خان ت پروردگان نشستی اونجا میگه رسول خدا چند لحظه رفت تو فکر که من آخوای با این خواسته ای چی کار کنم حالا من دارم این رو تعبیر میکنم تعملی کرد واقعا رسول خدا چی کار کنه حالا آقا تو باید خیلی شایستگیه ها به دست بیاری تا به اینجا برسی همینجوری با یه دعا ولی خب یه فضل الهی هم میتونه شامل افراد بشه واقعا حضرت بعد از یه تعملی فرمودن قبول باش فقط تو منو یه کمکی بکن یک شرط نذاشت براش دعاست دیگه مستجاب آقا در واقع باید این شفاعتو بکنه اگه بفرماد به این شرط دیگه اون شیرینی و اون اون فضلوین ها نداره خیلی عبارت حضرت رسول عجیبه یعنی کاش ما در یک مواجهه با حضرت ولی اصر یه همچی گفتگوی مرئی یا نمرئی رخ بده در خواب یا بیداری بلاخره یه اتفاق بیفته برامون اینجوری ما هم صاحب داریم بلاخره میتونیم شکایت هم بکنیم فرمود اقنی به کفتات سجود حالا کمک هم کن بازی یا سجده کردن باشه این مشکل من که تو رو باید ببرم اونجا تو کمکم کن قولیه که من دادم ولی تو کمکم کن با زیاد سجده کرد آقای مولایی من واقعا نمی فهمم اون حسرت عظمان که روز قیامت بودم وجوده با عظمت خودشو میبینه بعد میگه من اینو داشتم من برای خور و خواب نبودم من اصلا چرا یه دونه از قصه های دنیا رو خوردم من اصلا چرا یه دونه از حوث های دنیا رو کردم چرا من این بودم یعنی آدم روز قیامت یومت و بلسترائر متوجه میشه که خلیفت الله بوده چون فرمود انی جعلون فیل عرض خلیفه به همین دلیل یه خبر هولناک خوب هولناک وحشتناک بد یا خوب بدم میزانی که ما رو میخوان محاسبه بکنن با امام جماعت محل من نیست با امیر المومنی علی علیه السلام رو محاسبه میکنن علی علیه السلام میزان است چون ما بنابود خلیفت الله بشیم دیگه بله اصلا ما چی چوری اصلا قابل مقایسه نیستیم با حضرت بعد چقدر به حضرت مقرب شدیم مثلا ما که امیر المؤمنین رو دوست داریم ما که خودمونو غلام حضرت میدونیم خب حضرت بفرماد چرا اینقدر دور بایستدی؟ چرا نایمد نزدیک؟ این نیت قربه الالله و اله رسوله و اله امیر المؤمنین بابا چرا کم؟ تو که عاشق من بودی خب میومدی نزدیکتر بعد بگیم یا امیر المؤمنین شما رو ببر و اینقدرم من تا رو میبرم یعنی آدم وجود خودشو میبینه که سعی وجودی انسان خیلی بی نظیره جهانیست به این شسته در گوشه ای واقعا انسان از کل کائنات مزکتره بعد اینو هی قاچ زده هی خورد کرده هی ندیده گرفته یه روزی آدم به فهمه چجوری خودشو زرر کرده که عبارت فارسیش اصلا جور در نمیاد من چیزی باید اینو باید بگیرم از اول برنامه تا الان من حیدم فکر میکنم مثلا توی عدویت فارسی چی معادل این میشه هنوز نداریم چیزی پیدا نشده قل انالخاصرین اللدین خسرو انفوسهم و اهلیهم یوم القیامه حالا یکی از آیات کریمه قرآن که اگه من بگم همه اون بحث ها مقدمه است برای این آیه باز پر بیراه نگفتم میفرمد قل حل نونب به اکن بالاخصرین اعمالا میخوای من خبر بدم به شما کی بیشتر زرر میکنه اعمالا کی بیشتر کاراش بهش زرر میزنه عملا کی بیشتر زرر میکنه اللدین دل سعیهم فی الحیات دنیا وهم یحسبون انهم یحسنون سنا کسانی که کاراشون هیچ فایدهی نداره و فقط فکر میکنن کار خوب دارن میکنن فکر میکنن که زرنگه خوبه فکر میکنن زرنگه بگو درسته دیگه آهای ملوهی جانم آدم مؤمنه میرن در خونه خدا با این آیه زار میزنن چون دارن کار خوب میکنن بعد خدا میفرمد شاید خودت داری حساب میکنی کار خوب میکنی فهم یحسبون انهم یخسنون سنعا یحسبون یعنی فکر می کنی فکر کردی فکر کردی در درست رفتار می کنی فکر کردی من حیف نمی خواهم در یه برنامه مذهبی کفر بگم و الا می گفتم چی می گفتم ببینی اگه خوب نباشی راحت تری دیگه از دم اوزا خراب البته اینا کفگویه آقا چون غلطه اونی که فکر میکنه ما که آب از سرمون گذشت دیگه آقا ما که میدونیم اون دنیا هم که جامعه همین آدم رو روز قیامت میبرن اینقدر حسرت میکنه از این که چرا اینجوری نگاه کرده از این که ملیارت ها فرصت از دست داده از این که میتونسته با همه اوضاع ودش یک کاری بکنه و کارش هم بهش نشون میدن و میتونسته که کاری بکنه که خدا همه گناهاشو تبدیل به ثبات کنه تو پروندش یعنی حسرت زده تر از این آدم نیست بزرگ اصلا یه همچیزی نداریم کسی بگه من از سرم گذشته ما راحتیم ما راحتیم؟ کجا راحتیم؟ گناهکارترین آدمها رو میرن روز قیامت یک جوری حسرت میخورن که من چرا نمی فهمیدم محاسبه نمی کردم خدا مهربان تر از این حرف هست چرا من معیوز شدم از خودش جنایت کارتر رو میبینه که معیوست نشده حساب کرده شاید خدا بله ببخشدش و بعد بخشیده رضا اون حرفی که من زدن به مزاه گفتم بزار کف بگم کسانی که آدم خوبا آدم های خوبی هستن بیشتر نگران زرر کردن هستن آدم بدایی مثل منم بیشتر باید نگران زرر کردن باشند ولی حالا دیگه خواستیم عوامی صحبت کنیم به مبالغه تا مثلا جاد بیشتر بیفته موضوع روشن بشه حالا آدم خوبا بریم سراغ آدم خوبا آدم خوبا بیشتر نگرانن چرا؟ نماز خوندی؟ چی کار کردی؟ کلی هم خودتون محدود کردی؟ قبول نشست چی؟ یه سبون انه هم یه سنون هست صنعه دفعه کردی خوبه مومنی آیاتو به خودش میگیره بس این تو بشتر از بقیه زرر کردی اینو چرا من تأکید دارم برش برای اینکه اگر آدم خوبا بگم ما که اوزامون درسته میشن بدترین آدم ها آدم خوبا اگر بگم ما که کارمون درسته عجبه نگران قبولی عمل نباشن عجبه و عجب خودش موجب حبت عمله درسته؟ پس آدم خوبها نگران باشن دقیق فرمودید؟ فرمود یا داود به خوبهای امت من بگو که نگران خساب کتاب قیامت باشن بعد میفرد به عزت و جلال خودم سوگن صدیقین میان روز محاسبه من جوری ازشون حساب میکشم که اگر فضل من نباشه به بهش نخواهن رفت آنهایی که آدم های خوبه معمولی هست عجب مدیریت زن هیچ قرور و عجب و تکبر و منیتی در دل آدم خوبه باقی نمیگذره و اگر خوبه قرور پیدا کنن یه اتقاب نفسی پیدا کنن نه ترسن از این که برن اون طرف دستشون خالیه حال همه رو از دین به هم میزنن مدام با دینداری اشتباه میکنن درسته یه سبون انه هم یوستنونه سنعه سنعه خیلی این خود کلماتش هم که من هم دیگه خشنگه میفرماید سعیشون در حیات دنیا به ایش دردی نخورده در حالی که اونا فکر میکنند و در این کار خوب میکنند و هم یه سبون انه هم یوستنونه سنعه فکر میکنند باید از اوقات من این دیگه حرف آخرم میدارم محضر قرآن دستگاه محاسباتی خودمون رو باید ببریم در خونه خدا من نمیخوام فارسی را پاس ندارم بلی ریستارتش کنیم چی کار کنیم یه تنظیم کارخانهی برگرده چی کار کنیم خیلی محاسبات غلط میاد تو زهنمون یه جوری باید توبه کنیم که از توبه گاه بیرون آمدیم بگیم عجب این محاسبات من غلط بوده یه جوری باید از توبه در بیرون چار تا محاسبه غلط رو تو زهنمون متوجه بشیم این یعنی توبه حقیقی بسیار عالی پس خلاصه کلام تا اینجای کار این شد که من یه سوال پرسیدم که آقا ما میخواییم چیزهایی رو غنیمت ندانیم و ازش بگذاریم قول شما زهنمون مدیریت کنیم زاویه دیدمون رو اصلاح کنیم اگر دستش بدیم رفته دیگه اون وقت چی؟ پیرامون این مسئله آجاری پناهیال مسئله زرر در قرآن رو و این که خدا میگه چیو زرر بدونید؟ کجا احساس زرر کنید؟ چند تایه برامون فرمودند آجار مدشکه آشکاری شنبه هفته آینده هر روز میگیم اینشالله حرم حضرت معصومه صلی اللہ علیه و سلامه و سلامه همین موقعها دیگه ببینیم اتونها یعنی خبر بدین حالا اگر قرار یه زیارتی هم مشرف بشین برنامه ریزی کنین بیفته که تو هفته و انده که دوشنبهش تو حرم باشید زور یه جمعی از خوبان کارشناسان از جمعی جای پناهی ها نشالله رفقا اختتامیه این دوره از تلاوت قرآنمون رو اونجا نشالله برگذار خواهیم کنیم خیلی خوب حالا هفته و انده تو برنامه خود شکلش خاص میشه حجابا خاطر اختتامی قرآن کریمون ها شاید نرسیم که این بحثو این شکلی ادامه بدیم اما من خواهش بکنم که اینو یه جلسه دیگر کامل کنیم چی را زرر بدانیم و چی را غنیم من میخوام انشالله تو زهن دوستان هم باشه در باره توبه و مناجات و گفتگوی با خدا که بیشتر از این که عمر قلبی و حسی و حالی باشه عمر فکری و ذهنیه میخوایی صحبت کنی شاید خیلی تحجب بکنن میگه بریم دعا میگه حالشو ندارم حال نمیخواد برد بشین سر دعا فکر کنی ذهنیه مثلا اینو ما میم انشالله انشالله اگر خدا خواست در اونش صحبت میکنی انشالله متشکرم ممنون خیلی ممنون حضورتان راهیان محضر دو سید ای شباب اهل جنه امام حسن و امام حسین علیه مسلم خدایی حالم آنو کن به غیر از تو اناهی نیست نباشی جده ها بستست به سمت عشق راهی نیست شب و روزای این دنیا از عشق تو شروع میشه یک کاری با نگاهتون که قلبم نوشه از ریشه خدایا از تو ممنونم باست این حال خوبی که روی دردام تسکینه خدایا از تو ممنونم باست این حال خوبی که روی دردام تسکینه موسیقی رسانه دین رادیو معارف صداق فضیلت و فطرت جرعه بیان احادیث کتاب کافی بسم الله الرحمن الرحیم و عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت شنوندگان عزیز راژیو مارک صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ما روایات کافی شریف هست کتاب الامان و الکفر باب 63 و 64 جمعا مرحوم کلینی رزوانو لالای در این دو باب 17 روایت را آوردن این دو باب به هم خیلی نزدیک لذا روایتش را با هم میخانیم یکی باب القناعه یکی هم باب القفاف قناعه در زندگی روایاتی در موضوع قناعه دیازت روایته و روایاتی در موضوع کفاف که حالا می خوانیم و موضوع بهتر روشن می شیم حدیث سوام چهاروم و پنجام باب القناعه باب شست و سه تقریبا به هم نزدیک مزمونش یکی هست حدیث سوام رو از وجود مقدس امام صادق علیه السلام می خوانیم حضرت فرمودن من رزی من الله بلیسیر من المعاش رضی الله منهو بلیسیر من العمل در بعضی از نسخه ها هست که من رضی من الله بلیسیر من الرزق خیلی تفاوتی نمی کنه خلاصه ترجمه این حدیث این هست که اگر کسی به روزی کم راضی باشه قانه باشه خدا هم عمل کم رو از او میپذیره خدا هم راضی میشه به عمل کم روزی کم عمل کم هرچی روزی بیشتر باشه قهرن عمل باید بیشتر باشه شاید به ذهن عزیزان بیاد که چرا چرا رابطه ایست بین روزی و عمل مرحوم علام مجلسی رضوان الله علیه در مرآت العقول حدیث رو توضیح دادم فرمودن به دلیل این که هرچی روزی بیشتر شد ت پروردگار برای انسان بیشتر شد قهرن واجباتی در برابرش ما داریم که اون واجبات بیشتر میشه کسی سروت بیشتری داشته باشه واجبات مالی داره زکاتشو باید بده خمسشو باید بده اگر کسی سروتی در حد استطاعت حج رشدی باشه قهرن مستطیم میشه حج خانه خدا باید مشرف بشه اگر کسی سروت زیادی داشت باید به فقرار رسیدیگی کنه علاوه بر زندگی خودش باید به فقرار رسیدیگی کنه اما اگر کسی نه در زندگی روزی کمتری داشت اونوی که روزیشون کمتر هست خب یه سلسله واجبات از اونها برداشته میشه دیگه اونی که روزی کمتری داره مستطی نیست حج خانه خدا برش واجب نیست زکات برش واجب نیست اگر سروتش به حدی نرسته که زکات بره واجب باشیم خومس برش واجب نیست اگر اضافهی در طول سال نیاره بنابراین این مسئلهی که فراوان شنیده ایم هر که بامش بیش برفش بیشتر اونی که خانه دو هزار متری داره برف خانه شن به همون اندازه است اونی که خانه پنجامتری داره چلمتری داره برفشن به همون اندازه است پس اگر ما روزی بیشتری از خدای متعال دریافت کردیم قهرن اعمال بیشتری باید انجام بدیم من رزی من الله بلیسیر من الرزق یا من المعاش اگه شما راضی بودی به روزی کمتر واجبات و تکالیف کمتری داری البته از این حدیث استفاده نمیشه که ما حتما روزی کمتر بخواهیم نه پیام این حدیث اینست که هر کسی به اندازه ای که خدا بهش روزی میده به همون مقدار واجبات و تکالیف داره شما روزی بیشتری از خدا میخوایید تکالیف بیشتری داری شما روزی کمتری از خدا دریافت میکنی و به یه روزی کمتر قانعی قهرن تکالیف و واجبات کمتری خواهی داشت این حدیث ثبوت بود شبیه حدیث حدیث چهارومه و حدیث پنجم حدیث چهاروم یک کمی اضافه هم داره از امام صادق علیه السلام هست فرمود مکتوبون فتورات در تورات هم نوشته شده یبن آدم کن کیفشت کن کیفشید هر جوری میخوایی زندگی کن البته کن کیفشید نه به این معنی که خدای متحال خطاب کنه انسان مدل زندگی با خودت نه مروم علامه جیسی رزوانو لاله فرمیدن این شبیه آیه قرآن اعمل و ماشعتم هر کاری میخوایید بکنید نه که انسان آزاده هر کاری نیست هر کاری بکنید به هر حال بعدم پاداشش رو جزاش رو سزاشو خواهید دیدنزا در ادامه ی حدیثم بهتر معلوم میشه کن که ای فشید هر کاری میخواید انجام بدید ولی بدانید که کما تدینو تدان من رزی من الله بالقلیل من الرزق قبل الله منهو الیسیر من الامن هر کسی به روزی کمقانه باشه خدا عمل کمو ازش میپذیره و من رزیه بلیسیر من الحلال اگر کسی به حلال رازی باشه ولو کم دنبال مال حرام نره میدونید متاسفانه که از گرفتاری ما اینه اگر حلال داشته باشیم و کم باشه قانه نیستیم دنبال حرام میریم فرمونده اگر کسی به کم حلال رازی باشه آثارش اینه خفت معونتهو یعنی دیگه لازم نیست به زحمت بیفته در طلب مال و حفظ مال و دنبال مال حرام و زکت مکسبتهو یعنی مالش از حرام پاک میشه پاکیزه میشه این رازیه به یسیر دیگه به حلال قانعه ولو کم اگر کسی به حلال قانعه شد ولو کم آثارشی که اینه زکت مکسبتهو سه تا اثر داره زکت یعنی پاک میشه کسبش از حرام پاک میشه فقط لغمه حلال در زندگیش هست و ثوم و خرج من حد دل فجور از مرز گناه بیرون میاد از مرزش هم فاصله چون رازیه دیگه به حلال رازیه دنبال لغمه حرام نمیرود حدیث پنجم این باب هم باز نزدیک به همین مزمون هست از وجود مقدس امام رزا علیه السلام اون دو حدیث از امام صادق بود سلام علیه علیه این از امام هشتم حضرت می فرموید من لم یکفهی من العمل الاکثیر در حقیقت یه بیان دیگری از همون دو روایته اگر کسی جز به رزق زیاد قانه نشه بگه من رزق کم من رو جواب نمیده سیر نمی کنه قناعت نکنه به روزی کم بگه من روزی زیاد میخوام قهرن لم یکفهی من العمل الاکثیر عملش هم به همون اندازه باید بیشتر باشه ارز کردیم توضیح مروح الله مجلسی رضوان الله علیه کسی که مال و سروت بیشتری داره یه سلسله باجبات تکالیف بیشتری داره دیگه کسی که وضع مالیش خوبه سلیه ارهامه کمک های مالی به ارهام خیش آبندان به گردنش میاد کمک به فقرها به گردنش میاد رسیدگی به فقرها زکات مالش رو باید به پردازه خمسمو اما اگر کسی نه چیزی نداشت قهرن بسیاری از واجبات ازش برداشته میشه و جمعه پایانی حدیث امام رضا و من کفاهو من الرزق القلیل فه انهو یکفیه من العمله القلیل اگر کسی روزی کم او رو کفایت کرد قهرن عمل کم هم برای او کفایت میکنه ارش کردم البته پیام این روایات این نیست که ما حتما راضی باشیم به روزی کم نه ولی بدانیم اگر خدای متعال روزی کم برای ما مقدر کرد قرارا تکالیف کمتری داریم اگر نه خدای متعال روزی بیشتری برای ما مقدر کرد نه نقصم نا این آیه را همه عاشنا هستیم نه نقصم نا بینهم و عیشته هم ما تقسیم میکنیم خدای متعال تقسیم میکنه اگر در تقسیم روزی سهم ما کم بود واجبات هم کم تره بود قهرم باید بدانیم تکالیف بیشتری دادیم این مسئل شاید پیام این جمله باشه که هر که بامش بیش برفش بیشتر و السلام علیکم و رحمت الله و برم