چون کنار باغ ها بود شیشه های مشروب یعنی این طور رسمی بود علنی بود که افراد که گذر و از درها میرفتند و به این کار بودند این شیشه ها رو پرد می کردند این آخر باغ محل مسکونی ما یعنی گاهی ما میرفتیم آخر باغ میردیم شیشه های منظورت با خدمت شما شیشه های مشروب بخیرد یعنی این طور به طور علنی و به اسطلاح آزاد یعنی نظام نظام بنای نظام بر فساد و بلاخره بی بندوروی و این مسائل به شکلهای مختلف همینطور از نظر معیشتی هم در اون دران خب میشه گفت در یه شرایط متوسط یا یه مقدار پایین متوسط بودیم بخصو در اون دوران شرایط خاصی که من بودم دوران درستان که تمام شد تمایلش هم همون جا ادامه بدیم در ویرستان و اینها ولی به لحاظ همون شرایطی که گفتیم منتقل شدیم برای تحصیل علوم آیتالله حبداللهی بعد از گزاراندن دوره دوستان برای تحصیل علوم دینی به قوم رفت و دروس مقدماتی حوزه را در مدرسه علمیه علوی آغاز کرد ما وارد شدیم بر مدرسه مدرسهی بود در خیابان امام گفتن مدرسه علوی که این مدرسه تعلقه به مرحوم آقای گول پایگانی داشت داشت. مدیریت و سرپرستی این مدرسه و مرحوم شهید بهشتی و مرحوم آیت الله ربانی شیرازی داشتن. خب آقای ربانی شیرازی از اساتید و ارکانه بزرگانه تلامده مرحوم آقای بروزهدی بودن و این وسائل شیعه وسائل شیعه که منبع حدیثی فقه هاست ایشون تحقیق شد. یعنی همین کاری که الان مؤسسه های عریض و طویل در کتاب های بای ماست نیوه های زیادی انجام میدن ایشون تنها کسی بودن که خودشون اهده داره تحقیق در کتاب وسائل و شیعه بودن خب ایشون بعدم که میدونید مرحوم آقای ربانی شیعازی گفتدن در مبارزهات و یکی از مبارزین به اسطلاح سخت کوش شدن جز به مبارزین که پیوست هم در زندان و بیون زندان پی بسته ایشونو میرفتن راه ها می کردن بلاخره از فقه هایی بودن که تو مساهد انقلاب و همراه امام خیلی بروز و جلوه های زیادی داشتن منظورم اینه که این مدرسه با سرپرستی این دو روزوی باید بود و خب این میشه با منشه یه تحول و برنامه یه تحول در حوزه بود در اون مدرسه امتحان های خاصی داشتن درس هایی که تو حوضه مرسوم نبود اون زمان حالا اگه قدیم ها تو حوضه ها بوده ولی دیگه در این دوره ها فرض کنید برای طلبه که وارد میشه مقدمات بود و سیوتی بوده اما این عدبیات فارسی مثل گلستان سعدی بحث هایی غیازی مقاله نمیسی مثلا انشا درس هایی به استلاح چیزی که برای طلبه مورد نیاز بیدن وارده این مدرسه کردن مثلا بخشی از اسادی اصادی بودن که جایگاه خودشون بودن از جایگاه درسی جایگاهشون بلندتر بود تا این که اون درس عدویاتهای آغازی نبوده اما در این حال نخوض رو داشتن در اون درم مثلا مرحومه آیت الله شهید سیدیشون این مرحومه از اون درس عدویات میگفتن آیت الله جنتی من یادم اون درس مقنی میگفتن مرحومه آیت الله مصباح باز یه منطق اون درس میگفتن از این شکل بعضی از اساتید زدیدی هم که بود این بزرگ بران خودشون نظارت بر کلاس های دهز حتی داشتن میمدن دنبال میکردن که ببینن کلاس هر مرد به شما و از طلبه های اون زمان که فیلن هست میشه گفت زدید ما انوارین هست یکی آقای روحانی خدا آقای حسن مولی همون دوره منزه هست آقای غیر شهری ما با ایشون هم اتاقه بودیم از اینجا بودن و بعد همون را تراغم پیدا کرد. همبهسی و بلاخره همراهی با ایشون. آقای حضرت اسلامی زمان، آقای محمدی ایشون از طلب آقای اونجا بودن و توی عکس جمعی ما ایشون هستند و تنها محمم نه ایشون محمم بودند و آقای شریف محمم بودند. اون زمان دیگه بقیه آقای دوری، امام جمعی عراق و دادستان صابر یا وزیرای وزیر اطلاعات صابر و بازیشون هم از طلبه های اونجا بودن حالا من یادم نیست ابتداعا چی مشوره ما بود بر رفتن اون مدرسه ولی بلاخره ما اولین روزی که وارد شدیم رفتیم بلاخره یه موازه با یه دفتر بزرگی شدیم و بعد منم شد آقای رئیر شرید تو اون موتاقه ما نفر دوگویی بودیم که با اینجا هموزه شدیم مثلا خود محروم شرید بهش دیگه مساهبهی می کردن داشتند ولی الان اینان میخواستن یه تحولی بشه منتش بعد که نشد اینجا مرحوم شهید بهشتی رفتن با مرحوم قدوسی با اطلاع زنمتی و اینا پای گذاری مدرسه حقانی رو کردن که اونجا تدارون پیده کرد در واقع با تحولات و مسائل مختلف و مسائل روز و اینا این دیگه رهاش شد تقریبا ولی خب بر من خاطر خاص بود منتش از این رفعه ها خب با آقایون در ارتباط بوده اون چیز که بیشتر من دیگه ارتباط اون تدابون پیده کرد آقای رشهری بودن آقای رشهری بعد دیگه در مراحل بعد درست بحث مباحثه جدید از این شدن منقطع شدیم ما رفتیم مدرسه فیزیه ایشون حجتیه ولی در مقاطعی چون بعد ایشون رفتن نزد بعد دامد آقای مشکینی شدن ایشون رفتن مشهد یکی دو سال یک سال و نیم تقریبا یه مقدار منقطع شدیم ولی باز بعد چه تشکر بودن قوم رفت و آمد و بعد از درس ها رو بایشون بحث می کردیم مدرسه علمیه علوی که با مدیریت شهید آیت الله بهشتی و شهید آیت الله ربانی شیرازی اداره می شد برنامه این منظم داشت آیت الله عبداللهی از مدیریت این دو شهید والا مقام بر مدرسه علوی قوم و فضای حوزه علمیه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی می گوید اخلاق می گفتند مرحوم خدای دلال مشدینی در اون زمان تو این محدوده گاهی می مزند ازشون استفاده می شود منتش بعد دیگه ما دو هر روزه که بارد شدیم ندیگه هر چنین مدیریتی برخودان نبودیم دیگه کار خودمون بود انتحاسا اصولا اون زمان الان بعد از انقلاب یک تحولاتی که شده اینه که طلبه ها رو در این مخصوصا در اون سطح یک ساله یه پای یک و دو و سه و چهار و پنج مدیریت میشه برنامه ریزی میشه استاد انتخاب میشه امتحان میشه در اینجا که همه مراه زیر نظر انظام میگیره در مدارس اون وقت نبودیم کلاسی و استادی رو انتخاب کنن برنامه ریزی کنن امتحان کنن نه فقط یه شهر امدتا از لومه و بعدم برای اون که میخواستن شهریه بدن یه امتحان میگفتن که این بلاخره میتوند شهریه بگیره طلبه هست مثلا اون زمان این زمانی بود این که از طلبه ها برای در پایه ترم مثلا پایان سال تحصیلی امتحان کنن ببینن این چی کاجرده این مسئله اصلا نبود اون زمان اون زمان که یادمه هم حالا مغوله شهریه بعد از لما به بعد شهریه میدادن فقط مرحوم امام دیگه برداد امام یه تیل فقلادهی یادمه هشتومن مرحوم امام فقلادهی بر اموم طلاب گذاشته بودن بعدم امتحان که برگذارم شد برای این که این بفرمایید تلوه هست و میتونه شهریه میگیره اما این که تو حوضه امتحان باشه آقا این درست که امسال خونده درستش رو درست گذارونده درست نیست اصلا اینا نبود تو حوضه اینا بعد از انقلاب این به صلاح در سطح یک پایه یک پایه دو پایه سه در سطح اول این رو بعد همچنین منظورم اینه که ما بعد از اون مدرسه جزبه همین حضبه در همین حوزه شدیم منتش با انتخابهای خودمون با مشاوره های خودمون به سلاح این زمینه ها برامون پیش اومد در حوزه طلبه ها سرگردان بودن از نظر برنامه ریزی استاد شرائط یادم حالتون گفتید مثلا یادم یک روزی من به خصوص از یه طرف فضا فضایی بود که ما ها طلب ها بچه بودیم دیگه تشمیل بلاخره می کشمونم به مثلا خارج الهوزه اینجا می مدید پرهوزه باید خودش مثلا کسی می خواد سروتی با خودش باید بگرده استاد مناسب پیدا کنه یا درس های دیگه خودش استاد پیدا کنه هم مواحصه پیدا بکنه یا درس های مختلف یادم من یه روز گوشت من سه درزم نشستم دیگه می کردم توی یه استادی مثلا با اون قوانون توی بیاد مثلا تنهایی درست بگه نمیمد باید یه رو میمد یه رو نمیمد خب من یادمه یه رو درست بید که حالا شما گفتید خاطره به خاطر این که نظامی درسی کلاسی تشکیلاتی نبود قبلش هر کسی خودش عرض به خدمت شما میگفت انتخاب میکن مثلا برخلاف عرض به خدمت شما و اونجا اون زمان مثلا یه مدرسه خاصی بود که مدرسه حقانی به وجود اومده بود یا مثلا کرمانی های مدرسه بود با اونجا هم یه تشکیلاتی به وجود بود اما این که حوزه الان کل حوزه از این شکل این منظرش منسجم شده یعنی واقعا خدمات حوزه و تحولاتی یعنی درسته ما خلاح ها که برای این خلاح ها بسیاره اما وقتی انسان مقایسه کنه با قبل از انقلاب اصلا قابل مقایب سنید حالا تو بخش های مختلف حالا این مثلا وارد بشه مثلا مجلات نشریات از بخواهد بنده ما قبل از انقلاب هم نیسته که یه نشریه مکتب اسلامی داشتیم از بخواهد بنده حالا پرما ده ها سد ها مجلات تخصصیتو اونو مقبول های دیگر سنید که این وحس نداره پایان قسمت اول اول امام زمان موسیقی موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی درسته السلام علیکم یا تالیه کتاب الله و ترجمانه قرون صدای قرآن خوندنه السلام علیکم فی آنها علیل که و اطراف نهاره که السلام علیکم یا بقیه تلاغفی الدد السلام علیکم یا مولا مصاد الله الذي اخذه و موجده السلام عليك يا وعد الله الذي دمنه السلام علیکم ایوهن علم المنصوب و الغلم المسبوب و الغمت و الرحمت و الباسب بدادم به دل بعدن غیر مکدوب من گرفتارم اینقدر زرق و برق دنیا دورم و گرفته خسته شدم از سلام علیه کهی نتقون سلام بر تو که وقتی میستی برا نماند السلام علیکه ای نتقود میشینیم السلام علیکه ای نتق رومت و بیر السلام علیک ایره تو سرلی و تقنوت آی قربون نماز خوندنه فدای قنوت گرفتنه تو قنوت ادمارم دا کن السلام علیک ایره ترجه و تزجون السلام علیکین تو حلل و تو جبر سلام بردو که بی زبانی که لا اله الا الله بگی تجبیر السلام علیکین تحمد و تزده اخبر السلام علیکین تو زبه و تو روزی السلام علیکه فی الليل اذا یغشه و النهار اذا تجله السلام علیکه ایوه الامام المعمود السلام علیکه ایوه المقدم المعمود السلام علیکم به جوام السلام اشهدو کن یا مولای انی اشهد و الا الا الا الله و اهده و لا شریکلم و ان محمد انا عبده و رسوله بوم لا حبیب الله و اهلان و اشهد که یا مولا ان علیه امیر المؤمنین هجتون و الهسن هجتون و الهسین هجتون و علی ابن الهسین اجتوم و محمد ابن علی اجتوم و جعفر ابن محمد اجتوم و موسی ابن جعفر اجتوم فعالی ابن موسی هجتم فمحمد ابن علی هجتم فعالی ابن محمد هجتم فالحسن ابن علی هجتم فاشهد هدنک هجتم امتوم الهبل و الاخر و ان رجعتكم حق لا ریب فيها یوم لا ينفع نفسان ایمانا لم تكن آمنت من قبل او کسبت في ایمانا خیران و ان الموت حق مرگ حقیقی و انا ناکرم و نکیرم حق که که ازش سوال و جواب نمی کنن بل بعث حق و انا سرات حق باید رچی پوله رو ول مرساده هم ول میزانه هم ارازو راست راستیه ول هش ره هم ول حسابه هم ول جنت من ناره هم ول وعید به ما هم یا مولای شقیه من خالفت کن و سخته من اتاکن فشهد علامه شد تو که غلق و هنوالی الله بریم مند و بک من از دشمنات بیزارم فالحق ما ربیتوم و الباطل ما از خطوم فالمعروف ما امرتم به فالمنکر ما نایتوم فنفسی مؤمنتم به الله وحده لا شریکلم و به رسولی و به امیر مؤمنین و بکم یا مولایی اولکم و آخرکم و نسرتی معدتن لکم و مودتی خالصتن لکم آمین آمین سلام ای مهربان ماه من سلام ای ماه دلخواه من توی در عشق من ماه من داد از این بیغرانی سلام این شورش رافری نگاه آسمان برزنی ندارم بیشتی نازنی تا به کشم انتظاری سهره به سهره چشمه ها درم چست و جویت دریا به دریا تشنه ها درم آرزویت در سیشه های پنجر باران تو را می نویسد نام تو را آدین در آینه ها می نویسد از این بی کسی رهان کن مرا سکوتی قریبا صدا کن مرا چور من و فریاد من ای هر نفس در یاد من به شوقت جاد چشم انتظار بیادت لحظه ها بی غرام بیا تا که دنیا گلستان شبه شم تیر آین بندان شبه رهان کن زمین راز بند زمان بیا تا شبه آسمان مهربان بیا تا شبه آسمان مهربان در آتشم پر بانه بار عشقم ترا آین دار سلام این مهربان ماه من سلام این ماه دلخواه من تو ایگر عشق من راه من داد از این بی غراری سلام این شورش رافری نگاه آسمان بر زمین ندارم بیش از این نازنی تا به کشم انتظاری سلام این شورش رافری نگاه آسمان بر زمین ندارم بیشتی نازنی تا به چشم انتظاریم بله انشالله حضرت تشریف میارن و زمین رو گلستان میکنن ولی آیا این به معنای بیعتنائی و بیمسئولیت بودن ماست؟ عزیز فریخته می گفتش که این جمله و این تفکر که خود آقا میاد و کارا رو درست می کنه منو به یاد این عبارت از قرآن کریم می دازه که یهودیان و حضرت موسی علیه السلام گفتن تو و پروردگارت بروید و با آنان بجنگید ما همینجا می نشینیم بله امام اعص سلام علیه نیاز به یاورانی دارن که بتونن مسئولیت های بزرگ اصر زهور رو بردوش بکشن نه اونایی که همیشه میشینن کنار گود و استلاحا میگن لنگشو کن علما و بزرگان ما با توجه به روایات میگن یکی از وظایف اصلی منتظران حضرت مهدی ایجاد آمادگی در خودشون و در جامعه هست آمادگی در عباده مختلف علمی فرهنگی اقتصادی و نظامی که انشالله توجه به این وظایف داشته باشه به زمان پخش برامه کلام امام میرسیم کلام امام رو خواهیم شنید ساعت 24 هم از رودات های ایران و اصار نقاط جهان با خبر خواهیم شد اینجا رادیو معرفه میرزد نصیبه اش آمدی و باقه جان پرشد از شمیمه اش آمدی و باقه جان پرشد از شمیمه اش کلام امام سایبان اش بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان اش بود دست مهربان تو یک هماسه بود و هست نام جاودان تو با تو عرف بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را داکن بی توجهی این حکومت ها اسباب این شده است که امریکا از اون ور دنیا دستش را دراز کرده و اینجا زمام امور این حکومدارا به دست گرفته قدرت دست اینها است لیکن قدرتی که عقل ادارهش را ندارن قدرت دارن لیکن اداره نمیتونن بکنن ایران در اول قدرتی نداشت هرچی قدرت بود مال شاه معلوم و بستگان امریکا بود اردش دست امریکایی ها بود و تمچیز دست اونها بود لیکن ملت ما خوشیار بود و سران این مملکت آقل بودن توانستن این مردم را توجه بدن و بیدار کنن و کردن اون کاری که شایسته ملت بود کشورهای دیگر مردمش خوبند لیکن مدیری که بتواند اونها را اداره بکند و وادار کند به این که نگذارند سلطه امریکا به این طوری که هست باقی بماند و هر روز زیادتر بشد اسلحه دست شماست لیکن باید اون کسی که اسلحه دستش است بدونت چه میکند بدونت در کجا باید به کار ببرد شما اسلحه دست گرفتید و به اسلام لطف صدمه میزنید شما میدونید که جمهوری اسلامی میخواد اسلام باشد در این کشور و در همه کشورها لیکن اسلحاتون را دست گرفتید و به ضد اسلام و جمهوری اسلامی عمل میکنید اسلحت دارید لیکن نمیدونید کجا عمل کنید شما اگر با هم متحد بشید همین حکومت های عرب با هم متحد بشن سهار مسلمین هم همراه اونها هستند ما هم همراه اونها هستیم متحد باید بشن و امریکا را بگن تو چه کاره هستی که آمدی خلیج فارس را میخوای اداره بکنیم به تو چه رفتاره هست؟ شما نصبه برای اینست که اینا استفاده میکنند از نادانی یک دسته و از خیانت یک دسته یک دسته نادانند یک دسته خواهین یک دسته مردم بیشارم که گرفتار در دسته اینا اصلا نمیتونن کاری انجام بدن شیره اشتازهی ترابتون در مسیر پرست شکست فرسون گوه بود و پرست قامتون موسیقی موسیقی