فَمَرَّةً لَعَدُوِّنَا مِنَّا عزیزان خوب انایت کنید امیر معمولانمی فرماد ما در رکاب پیانبر می جنگیدیم گاهی ما پیروز می شدیم گاهی دشمن پیروز می شد همیشه ما پیروز نبودیم فَمَرَّةً لَنَا مِنَ عَدُوِّنَا وَمَرَّةً لَعَدُوِّنَا مِنَّا گاهی ما پیروز می شدیم گاهی دشمن اما چی شد که مسلمون ها پیروز شدن عوامل پیروزی چیه؟ وقتی خداوند صداقت ما رو دید یه امت وقتی پیروز میشه که راست بگه یه امت وقتی خدا نصرتشو برش نازل میکنه که اهل صدق باشه صداقت باشه لما رالله صدقنا خدا صداقت رو که در ما دید انزله بعد و ونالکبد خداون خزلان و زلت رو بر دشمن ما نازل کرد و انزله علینا نصر امداد غیبی کجاست؟ خدا کدام امتی رو با امداد غیبی یاری میکند؟ اون امتی که صادق باشه راست بگه حد تستقرر الاسلام تا وقتی که اسلام مستقرر شد بد حضرتی گلایه ای داره امیدوارم این گلایه های امیر مامران سلام الله علیه امروز شامل حال مردم ما امت ما دولت ما دستندرکاران نظام ما کارگزاران نظام ما نباشه نمیدونم امیدواریم که نباشه اگر نبود اگر امروز کارگزاران نظام ما صادق بودن با مردم اگر مردم با کارگزاران نظامشون صادق بودن این وعده الهیز خدا پیروز می کنه امیر معاملان فرماد آمل پیروزی صداقته این مردم صداقت داشتن چه روزی بوده که این مردم مسئولین ازشون بخان امام رزوان الله علی رهبر بزرگوار از اینها بخان در سحن حضور داشته باشن و این مردم در سحن حضور پیدانه چه روز اینا نبودن هشت سال دفاع مقدس نبودن این همه سختی ها گرفتاری ها حضور نداشتن این مردم با صداقت بودن به خاطر این صداقت خدا یارشون کن اگر دولت مردان ما هم با صداقت با این مردم رفتار کنن خدا یارشون میکنه فلم مار الله صدقنا خطبه پنجاب و شش فمرتن لنا من ادوه نا و مرتن لادوه نا من نا گایی ما پیروز می شدیم این امیر مامنانه می فرماد گایی ما پیروز می شدیم گایی دشمن همیشه ما پیروز جنگ ها نبودیم ولی فلم مار الله صدقنا خدا وقتی صداقتو در ما دید انزله به عدوه نالکبد و انزل علینا نهست ما رو یاری کرد حتی از تقرر الاسلام تا اسلام مستقرر شد تا میرسد به اینجا گلایه داره امیر مومنان و لعمری لو کنا نعتی ما عتیتون عرض کردم داستان این خطبه کجاست اون روزی که امیر مومنان دوتا نقله اون روزی که امیر مومنان سلام علیه بهشون خبر رسیده که لشکریان معاویه میخوان بسره رو بگیرن بسره رو اشخال کنن حضرت لشکریان خودشون رو تحریک کردن برای جنگ یا نه شعن لزول دومی که میگن داستان دومی که میگن حضرت رو میخوان مجبور کنن به صلح با معاویه آقایین سخنرانی رو کردن گلایش این پایانشه فرمود و لعمری به جان خودم قسم لو کن نا نعتی ما عتیتون ما زمان پیغمبر اینجوری جنگیدیم اینجوری از جان گذشتیم اینجوری صدا قد نشون دادیم لو کن نا نعتی ما عتیتون اگه ما مثل شماها بودیم ما قامل دین امودا هرگز ستون اسلام برپا نمی شود ما راست گفتیم ما از جانمون گذشتیم ما صداقت نشون دادیم در رکاب پیامبه ما اگه مثل شماها بودیم که اسلام برپانه می شود لما قامل دین امودا ولخ بررل ایمان عودا درخت ایمان سرسبز نمی شود و ایم الله و ایم الله قسم می خوره امیر مومنان سلام الله علیه فرمود با این کتایی هایی که شما دارید انجام می دید آخرش محصول شما محصولی که به دست میارید خونه پشیمانیه چیزی به دست نمیارید با صداقت باید حرکت کنید این اشاره ای بود به این خطبه نورانی امروز هم همینه عزیزان هیچ چیزی تغییر نکرده این آیه قرآن رو همه بلدید قرآن کریم از سنت های الهی بیان میکند این سنت پروردگاره خداوند سنت هایی داره این سنت ها در طول تاریخ برای همه اقوام و ملت ها جاری فرقی نمی کنه اگر مردمی صادق بودن این کلام امیر مامنان خدا پیروزشون میکنه یاریشون میکنه لن تجدل سنت الله تبدیلا این الله لا یقیر ما به قومن آیه رو بخونید حتی یقیر ما به انفسهم تا خودمون نخواهیم تا خودمون انتخابامون صحیح نباشه تا خودمون دقتمون بالا نباشه تا خودمون نخواهیم هیچ امری اصلاح نمی شود لن تجدل سنت الله تبدیله لن تجدل سنت الله تحمیله اجازه بدید ایکی دوتا حدیث بخونم حدیث اول در کافی شریف امام صادق علیه السلام فرمود ما من عبد از نبزنبن فندم علیه الا قفر الله لهو قبل ان یستقفر بابر بفرمی تو تمام روایاتی که در باب توبه آمده من حدیثی از این امیدوار کننده تر دیگه پیدا نکردم خدایی ها چجوری ما رو بیام مرزیم چیکار کنیم ما رو بیام مرزیم شرطش چیه چه دعایی بخونیم چه ذکری بگیم چه نمازی بخونیم بله خوبه خوبه آدم نماز توبه بخونه دعای توبه بخونه دعا کمیل بخونه قسل توبه انجام بده اینا خوبه ولی اینا شرطشه این حدیث امام صادق در کافی شریف فرمود ما من عبدن از نبزن بن اگر بنده گناه کرد فندم علیه پشیمان شد قفر الله لهو قبل ان یستقفر اگه پشیمان شد خدا میامرزتش قبل از این که استغفر الله رو برزوان جاریم دیگه از این بالاتر یعنی یه ذکر استغفر الله رو بیوعت و با علیه برای پذیرش توبه شرط نیست امام صادق میفرمید پذیرش توبهید شرطی نداره قفرالله لهو قبل انیستغفر اگه پشیمان شد تمام قبل از این که یه جمله یستغفرالله ربیبه توبهی رو بر زبان جاری کنه خدا میامرزمش حدیث دوم از امام اسکری علیه السلامه در خرائج مرحوم راوندی تو این سحن بی بی فاطمه معصوم سلام الله علیه ها دیدید طرف قبله یه قبری هست از زمین آمده بالا یک متری این قبر آلم بزرگ شیعه قطب راوندی حدود هفت ست سال پیش زندگی می کرده کتابی دارن به نام خراعج از امام اسکری علیه السلام سوره مبارکه انعام یه آیهی داره تفسیر این آیه رو سؤال کرده خیلی جالبه سوره انعام آیه 23 فردای قیامت مشرکین قسم میخورن میگن ولله ربنا ما کنا مشرکین یعنی چی؟ کسی که یه عمری تو دنیا مشرک بوده برا خدا شریک قرار داده چطور فردا قیامت قسم میخوره ولله به خدا خدایا ما مشرک نبودیم اده چی قسم میخورن قسم دروغ امام اسکری فرمود این الله یعفو یوم القیامت افن خدا یه جوری فردای قیامت بندگان رو میامرزد اف خداون یه جوری شامل بندگان میشود لا یخت رو علا بال احدن احدی به ذهنش خطور نمیکنه حتی کار به جایی میرسد که مشرکین هم تمام میکنن قسم میخورن میگن والله ربنا ما کن نامرزه ما هم مشرک نبودیم وقتی اون رحمت واسعی الهی رو میبینن مشرکین هم به تمه هم میفتن که ما هم بگیم مشرک نبودیم شاید خدا ما رو هم بیامرزه البته میدانید فایده نداره خدا مشرک رو کسی که با شرک از زنیا رفته نمیامرزه حدیث آخر رو بخونم خیلی امیدوار کننده است باور کنید عزیزان من امروز متاسفانه یک موج ناامیدی در میان مردم مخصوصا جوانها آدم میبینه به خاطر یک گناهانی که انجام میدن وصفه های شیطانی هوا های نفسانی یک گناهی انجام میدن فکر میکنن دیگه خدا نمیامرزده شد قیدی حدیث عجیبیه خیلی امیدوار کننده است من بارها گفتم خدا میدونه ما دیگه غیر از این ولد نیستیم اگر کسی با این روایت با امثال این روایت امیدوار نشه دیگه ما حدیث بلد نیستیم محمد ابن مسلم از اصحاب امام باغر علیه السلام اصحاب خاص امام باغر و امام صادق حدیث در کافی مرحوم کلینیه خدمت امام باغر بود حضرت فرمود محمد ابن مسلم زنوب المؤمن مؤمن وقتی گناهی کرد اگه توبه کنه خدا گناهاشو میامرزه از نو شروع کنه خدا گذشتهشو میامرزه محمد ابن مسلم میگه به حضرت عرض کردم فعن آدم اگه بعد از توبه دوباره گناه کرد چی؟ دوباره گناه کرد دوباره توبه کرد حضرت فرمود اترال عبد المؤمن تو فکر میکنی خداوند یه بنده مؤمن رو وقتی پشیمان شد توبه کرد خدا توبهشو قبول نمی کنه قلتو محمد ابن مسلم گو آقا فا این فعل زالکم مرارن اگه چند بار این کار کرد توبه کرد توبه شکست دوباره توبه کرد توبه شکست توبه کرد توبه شکست توبه کرد توبه شکست امام باغر فرمود کل ما آدل مؤمن هرچی مؤمن توبه کنه خدا دوباره قبول میکنه میامرزه والله قفور رحیم بعد حضرت یه حشداری داد فرمود ایاکن تو قنط المؤمنین من رحمت الله نکنه مردمو از رحمت خدا ناامید کنیم قدایه به حق محمد آل محمد رحمت واسعت و شامل حال ما بیردن السلام علیکه یا ابا عبدالله راوی به امام صادق ارز کرد آقا جان فرابان یاد میکنیم جد شما سید و شهدار و وقتی به یاد جدتون افتادیم چی بگیم حضرت فرمود سه مرتبه این جمله رو بگید این سلام رو سه مرتبه بگید امام صادق فرمودن هر وقت یاد جدن مفتادید سه مرتبه بگید سلالله علیک یا ابا عبدالله همه با هم سلالله علیک یا ابا عبدالله سلالله علیکم سلالله علیکم یا لیتنا کننا مهد فنفوز فوز نظیمه یا حجت الله علی خلاله یا سیدنا و مولانا انا توجهنا وستش فعنا و توسلنا بکه الاله و قدم نایکم بین یدن یا وجیم امیر رو شنیدید با موضوع صفات یاران پیامبر سلوات الله علیه و آله از زبان حضرت امیر علیه السلام انشالله که این برامه مورد توجهتون قرار گرفته باشه تا فرصت دیگر خداوند یارو نگهدارتون اللهم صلی علی محمد و آلی محمد و عجیل فرج آلی محمد جلوی از جامعه دینی سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر صدای فضیلت و فطرت سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله الله اکبر رادیو معارف موج اف ام ردیف 96 مگاه هرتز موج ای ام ردیف 1071 کیلو هرتز جسمتان گرچه دربند زنجیر جان دشمن حسیر شما بود در شب قربت سرد زندان یارتان ذکر و یاد خدا بود دو هفت پنجانون در منطقه قصر شیری به اصارت نیروهای بحثی دارم هیچی ایک از موارد قانونی که برای اصرا وحص شده در مورد اصرای ایران با چوبه های جبه مهمات می زدن نه پتوه خاصی بود نه آب خاصی بود که بخوان بچه ها رفت خیلی غصم شد نه از شهادت شهادت واقعیت برای خودم امامون لازه افتخار بود اصلا از شهادت باید که نداشت از مذروبیت برات شد حکایت آزادگی آقابت همه ظلمت سر آمد یوسف از غیر زندان بر آمد یوسف از غیر زندان بر آمد روز دیدار یعقوب جان شد یوسف از جمله آزادگان شد بسم الله الرحمن الرحیم شنواندگان عزیز و عجومند سلام از رادیو معارف با برنامه یه حکایت و آزادگی دقایقی رو مهمان شما هستیم از این که در کنار ما هستید با این برنامه سمیمانه سپاس گذاریم موسیقی در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی موسیقی تا اونجا که یادمه دوانوزو بودن اونجا شروع میکردن این قرآن و کسی که قرآن بلد دود اونم از تجمعه بیشی از دو نفر ممنوع بود یعنی سه نفر که میشدی یه اسمت میرفت جزر لیست سیاه فردا میرفتی تو اون قسمتی که بود اونجا شروع میکردن به کتک زدن اون درخواست که کدرگ میخورد همیشه میدهد با جزر دیست سیاره دیگه ممنون ملاقات بود بعد بچه ها شروع میکردن دو نفری که کسی که مثلا قرآن بلد بود شروع میکرد یاد دادن به طرف نفر بعدی اون نفر هم شروع میکرد نوشتن رو دستش با سوزن حقیقت چیزی بود آیه را حفظ میکرد پاک میکرد دوباره یه آیه دیگه می نوشت ممولا مسئله فرهنگی که بین بچه ها رواج داشت از جمعه حفظ قرآن بود که رودست بچه ها می نوشتن یعنی رودستشون شروع می کردن به نوشتن با سوزن یه خط خودکتایی که رودست ممولا می افته شروع می کردن به نوشتن اون بعد یه آیه حفظ می کردن باید دوباره شروع می کردن پاک کردن و دوباره یه آیه دیگه حفظ می کردن بعد از مدتی که ما تو این کم بودیم که ما را آبوردن اتقام کردن با بچه هایی که تو امدیت فا ورسل شده بودن با اونا بودیم بعد از مدتی که بچه هایی مجنون امدیت مجنون بودن یه سری شما آبوردن بچه هایی عرصه شدن اراقی ممولا بچه ها را نسبت به هم بدبین می کردن یعنی نفوزی ها را بیشتر می کردن تو اونجا مجبورن بچه ها ساکت تر بودن نسبت به مسائل معنویات و اینا باید بچه ها باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید باید با اون سوات می کردن و یکی دوستان سوات می کردن و اون می رفت با دوست دیگه سوات می کردن مسایل آگاهشون می کردن چون که بسا با کم رابطه این نداشتن یا نسبت به بیرون اصلا آگاهی نداشتن اونوی اصلا بسا آگاهی پدیه کردن و مردم شد که اینطوری هم نمیشه با عراقی ها باید با اونها برخوردی داشتن مثلا همین که باید سوال کلوم ها باشن عراقی ها بعد هم دلاشون واقعیت دارند که اتحاد بیشتر شد نسبتا معنی نبیات هم رفت بالا راقع ترسیدند از این قضیه موسیقی از این وقت که ما بودیم بیماری هایی که تو بچه ها رواج پیدا کرده کرده مریضی گال بود اونجا بیشتر که بچه ها رو لخ می کردن تو افتاب نگه می داشتن بعد یه پومادایی که بود می دادن به بچه ها ولی اینا هیچ موقع جلو گیری از بیماری نمی کردن می داشتن بچه ها مریض بشدن بعد از مریضی یه دوای خواست خودشون رو می دادن که هیچ موقع هم خوب شدن این نبود است بسیار اکثر بسیار یعنی 60 درصد بسیار این مریضی بهشون رو روزیر کرده بود یعنی هیچ کفتر بسیار نبود که اونجا برای یک پار مریض نشده باشد و اما در این قسمت از برنامه ی حکایت آزادگی یک روایت زیبا از دوران دفاع مقدس تقویم شما عزیزان شنونده می کنیم. در عملیات بستان گردان ما برای عبور از سیم خاردار دوچار مشکل شده بود. دشمن بیداد می کرد و نیروی در کسی باقی نمانده بود. کوچکترین قفلت و اشتباهی جرائیان پیروزی را وارونه می کرد حسار تنگی بود ناگهان مردی برخواست که نیروی هزار مرد را در خود داشت برانکاردی را برداشت و به سمت سیمخاردار دوید با برانکارد بر روی سیمخاردار خابید و راه عبور را برای رزمندگان گوشد این عمل مقدمه فتح شهر بستان بود آن مرد خود راه عبور شده بود. آن مرد کسی نبود جز علی موحد دوست. موسیقی در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی میشینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی او ده هفتش ده روز تو بیمارستان بودم خود منم یادمه دو روزش بود سه تا بچه همون دیگه شریعت شدن به خاطر این که مریضیشون خیلی هاد بود و اینا شریعت شدن تو سه روز تعداد زیادی از بچه های من می آمدن از بچه ها اسماشونو می خوندن می گفتن که اینو می شنسته از رفه هاشونو می آمدن بهشون آجرس می دادن و بعد می فهمیدیم که این منخواه هم تو بیمارستان شریعت شده یا برسار مریضی یا برسار کتک خوردنی که داشتن کمبود آب خیلی بسا بسا حادی شده بود یکی از برادران بلند شد دو دو افزارشون مورد مقای صف آمار بود که بهشون گفتش که جانسر و ما مثال کمبود آب داریم اونم با برای حتی تمام گفتش که ما بساتم آب میاریم ما همیشه تانکره آب هم بساتم میان و مثال نیه داشتن آبو گفت بهشون گفتش که ما جایی نداریم برای نگهداشو کنتر ستلیر هست بسیار پونسدان نفر آدم یه پنج شیست ست هیچ ماه کفاف نمیده تانکر آبشون همیتر میاد آب میریزه و خداحافظ شما میده و مثلا تانکر بس ما تانکر بخرید اگر راتوی کنین در حق ما که تانکر بخرید بچه ها آبی که میاد نگهداری کنه و گفتن که ما بوجه همون ازده نمیده از اینجا باید برداریم که اینجا باید برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداریم که اینجا برداری مرد رسته از بند به سختی ها زدی مردان لبخند تو ای آزاد مرد رسته از بند به سختی ها زدی مردان لبخند اگرچه جسم تو پشمرده شون گل ولی روحت چه کفت از این تهم مل اگرچه جسم تو پشمرده چون گل ولی روحت شکفت از این تهمل اگر در محبسی تاریخ بودی ولی با کربلا نزدیک بودی اگر در محبسی تاریخ بودی ولی با کربلا نزدیک بودی مگر همراه تو از تربت روز که خاک مقدمت چون مشکش بوز در این بخش از برنامه یه حکایت آزادگی می شینیم پای خاطرات آزاده ی عزیز کشورمون جناب آقای محمد حسین کشانی روز آشورا بود، تون کم بودیم که تبای آخرین سال، آخرین روزای سالت هم بود در واقع در این موقع محرم رسید و بچه ها هم آمدی پیدا کردن به خاطر اینکه شروع کنن به ازاداری ولی اراقی ها که میدونستن میشناختن این بچه ها اکثرا بسیزی بودن در واقع میشناختن و این حساب شروع کردن رو برشت بچه ها رو سوا کردن از هم با دیگر بچه ها رو باید کی کردن یه سری بودن از هم برادن عربتشی بودن که نسبت به معنویات نیست دارد سرتر بودن این ها بسیار دلگیرمشون کردم. باز با این ها از این بسایی پیروزی که پیدا کردم اتعاد عزیبی تو کم پیدا کردم. من حتی بردم بسایی از طریق نامم به ته صورت یعنی یه سری افراد بودن که مسئولون قضا بودن یه آشباسمونه مرکزی بود که میبادن از کم به کم میباردن. یعنی هر اردوگاه ستا گرم داشت که یه مرکزیت خاصی داشت که آشبازخونه در اونجا واقع شده بعد بچه هم از اینجا نامه میفرستند مسته کسی دیگه به عنوان اینکه مثلا امین لایه دستای دیگه غذا قایم میکردن دستگیرهای دیگه غذا بود قایم میکردن میفرستدن کسی دیگه اون شخص هم باخرار میشد مثلا از مسائل اتفاقی که پوم قسمت داره میاخته موسیقی یک بار اراقی اومد گفتش که یکی از همین باقال وقتی جزی اراقی ها سربازاشون بود تازه اومده بود داخل کم گفتش که اومد داد بیداد میکرد و بریم در صفحه بسیار بشین بلنشید اینو هم برک و اینه هی داد بیداد میکرد. برای یکی وقتی بود نامه آقا شعبون خیلی وقتی دلو جالب.