بچه های ارتشی هم بود. یکی از بچه های کچیک گفت که برو بزن تو بوشه این بابا. بفتر زد تو بوشه اش کابلش رو یک پرتاب کرد و اونو ناراض شد. تا اون وقت بزن اتش بچه ها خواه کردن طرف ترسید و گذاشت رفت. رفت و افسرشون با افسرشون شکارت کرد. افسرشون چطور اینا؟ یعنی توین کردن جلو همان. بعد بچه ها بهش توضیح دادن به افسرشون. و افزارشون گفتن که اینطوری شما و افزارشون هم در جاها گفت شما نباید چیزی کاری می کردیم با افزار و بعد من خدا بلند شد گفتش که مای کچیکمون رو فرستدیم با سا شما الان اگه بزرگمون بود باز یه حرفی مای کچیکمون رو فرستدیم به خاطر این که بدونیم بدونیم که شما ما از کچیکمون گرفته چون بزرگمون همه در جراعت داریم و شما از شما هم هیچ ترس خاصی نداریم که بگیم از شما میترسیم از قابلتون میترسیم از کتکتون میترسیم که درگیری بین بچه ها ایجاد شد با راقی ها آغاز فعالیت بچه ها بود یعنی فعالیت وحدت که بین بچه ها افتاده بود درگیری بود بینه یه سری از منافقین که داخل کمب بودن با چند تا از بچه ها که این وسط پیدا کرد به کل آسرشگاه پیدا کرد آساشگاهش هوده دوزار نفر بود هر آساشگاهی که این بچه ها با هم اتحاد پدیدن فهمیدن که نرد نسب منافقینی که داخل کمپ هم ساکت باشن شروع کردن به زدن اینو بعد اراقی هم پشتیوانی از این منافقین کردن و بچه ها هم فهمیدن که اینا پشتیوانشون گرمه این حساب مجبور شدن اتحاد پیدا کنن گفتم ما که پشتیوانی نداریم از طرف اراقی ها مجبورم باید اتحاد پیدا کنیم که اراقی ها نصد نمار و وحشتشون بیشتر باشه تا این که ما ازشون بترسیم یه سری از مخالفین رو سوا کردن یه سری از بچه بسیجی بودن که سوا کردن بردن توی قسمت عربسشی که اونجا منافقین زیادتر بودن تحت شوه های بیشتری قرار میگرفتن میرسه بچه هم خیلی زرنگتر از این حرف ها بودن که اونا تحت و شوهه مسائل خاصی بود از لازم که مثلا رخص آواز شاید حتی اونها بیشتر بود چون همه هایت بیشتری از اراغیان می شدن و از طریق همون مسائل شروع کردم به جزب بچه ارتشی که به معنویات آشناشون کردم که این اعتعاد خاصی بود تو بچه ها موسیقی در موسیقی درسته حجت الاسان و المسلمین شیخ عبدالکریم مازندرانی راوی دفاع مقدس یکی از برجسته ترین و عزیباترین خسرت های برادران ما در اصارت ایمان داشتن به خدا و تبکل بر ذات مقدسش بود خدا بند در سوره هود میپرماد و لله غیب السماوات والأرض وإليه يرجع الأمر كله فاعبده وتوكل عليه وما ربك بغافرین عما تعملون و آگابی از غیب و اسرار نهان آسمان ها و زمین تنها از آمن خدا است و همی کارها به سویه او بازگردنده می شود. پس او را پرستش کن و بر او توکر نما و پروردگارت از کارهایی که می کنید هرگز غافل نیست. همه امور به خدا برمی گرده عبادت کن و توکل کن بر خدا اسارت با یه پذای جدید انسان رو مواجه می کنه شکنجه هست محدودیت هست از اون زمانی که دستت بالا می ره دیگه اختیار هیچی رو نداری این سال پیش میاد که حالا باید چگونه عبادت کنم دوتا دست خونی بدن خونی سرسورت خونی و محدودیت همه چی این آیا اجازه می دن نماز بخونی خدا می فرمد که تکلیفت رو انجام بده و بقیه رو به خدا باگذار خدا خودش می دونه چی کار بکنه و تو از اسرار با اطلاع نیستی که چی پیش میاد پس همه چیز رو به خدا باگذار خدا خودش وکیلت هست در اصارت برادران ما از همون لحظه اصارت هر جا که وقت نماز بود من شاهد بودم که شروع کردن به نماز خوندن این به معنای واقعی توکل بود یعنی اصلا در شراعتی که جان در خطره همه چیز آزادیت گرفته شده چجور میتونی به فکر نماز باشی ولی برادران ما در اصارت از همون لحظه و بعد در اردگاه و تا آخر اصارت نماز خوندن روزه گرفتن و همه چیز رو به خدا باگذار کردن نتیجه این شد که یکی از نگهبانای عراقی به من گفت شما رسکار شدید این نتیجه توکل به خداست الحمدلله رب العالمين باز هم به پایان یکی دیگه از برنامه های حکایت آزادگی رسیدیم تا برنامه بعد که مجددن با خاطرات یکی از آزادگان سرفراز کشورمون در خدمت شما عزیزان شنونده باشیم همگیتون رو به خداونده بی هم تا می سپاریم التماس دعا و خدا نگهدار رویاه خیسه کوچه های بی اقاقی رو خاطرات زرخ سنگر مونده باقی از خاطرات نخل های سبز بی سن تا گریه های گم شده در بغز سنگر در شهر خونین لاده میرقصی دربار گل میشه که از خاک خرم شهر آزاد آزادیت را روح حق فریاد کرده این شهر را دست خدا آزاد کرده این شهر را دست خدا آزاد کرده از قرب کارون اش جاری بود در شهر خرداد بود اما بحاری بود در شهر مردان در یادل تو را از شب گرفتن فرمان حق را ذکر حق برلب گرفتن در شهر خونین لاله میرقصید دربار گل میشه کف از خاک خورم شهر آزاد آزادیت را روح حق فریاد کرده این شهر را دست خدا آزاد کرده این شهر را دست خدا آزاد کرده موسیقی درمیان بگذارید و یا به شماره 3162 پیامک کنید جرعه بیان احادیث کتاب کافی ریز از تراوت گل آشیانه ها و بابل کفاف مرحوم کلینی رزوان الله علیه در این دوباب هفته روایت رو زیل این انوان آورده قناعت و کفاف روایت دهوم باب شست و سه از وجود مقدس امام صادق علیه السلام همزت ابن همران که ایکی از اصحاب بسیار خوب امام صادق سلام الله علیه است از همزت ابن همران شخصی به امام صادق صلی اللہ علیه و سلیم شکایت کرد که آقا قو من دو مال روزی میرم ولی اونی که من قانه باشم و درد من بخواهی کافی باشه برای زندگی من به اون اندازه نمیرسم این تلاشم رو میکنم یتلو با فیوسیب و تلاش میکنم روزی هم به دست میارم ولی قناعت نمیکنه و تنازه اوهو نفسه اوهو اله ماهو و اکثر و من همینشه با خودش درگیره میگه چرا من انقدر سهمم از روزی کمه من بیشتر میخوام بعد به امام گفت باقا علم نیشه این انتفع بهی یه چیزی یاد من بدید که برای من سود داشته باشید عزیزان نکته بسیار مهم میدارین روایت هست ببینید این آمده از امام تغاظا میکنه میگه آقای دعای یه دستوری یه ذکری یاد من بدید که من روزیم بیشتر باشه من میرم دنبال روزی به روزیم میرسم ولی در حدی که من به اون مقدار قناعت کنم در اون حد نیست دلم میخواد بیشتر از این داشته باشم آیا ذکری هست که روزی من بیشتر باشه الان ما ها معمولا دنبال چنین ذکری هستیم تصور میکنیم حتما باید ما یه راهی پیدا کنیم روزی ما بیشتر بشه در حالی که امام علیه السلام در این روایت یه نکته بسیار مهمی رو تذکر دادن که عرض کردم مجموع روایاتی در این دوباب آمده و این پیام رو داره حضرت یادش دادن که باید به اون چه خدا به تو روزی داده قانع باشی ببینید پیام این یه جمله اینه قبل از ترجمه پیام آزادش اینه که اگر تو به حد کفاف برسی قناعت کنی راضی باشی خب همون کمی هم که خدا برای تو مقدر کرده همون هم برای تو کافی است و میتونه تو رو زندگی تو رو تأمین کنه و نیازهای تو رو برطرف کنه اما اگر نه به حد کفاف راضی نباشی هرچی هم به تو داده بشه باز راضی نخواهی بود انکان ما یک فیک یقنیک اون چی خدا در حد کفاف بهت داده اگر تو رو بینیاز میکنه خب فعد نامافی ها یقنیک همون کمی هم که تو میگی خداون روزی کمی برای من مقدر کرده همونم برای تو کافیه اما نه و انکان ما یک فیکلا یقنیک اگه اون حد کفاف تو رو رازی نکنه تو رو بینیاز نکنه فکل مافیا ده برابر اون صد برابر اونم خدا بهت بده تو رو بینیاز نمیش دوتر و دیگه در همین مزمون روایت ششم و یازده همه این باب هم نزدیک به همین مزمونه پیام روشندتری از این روایت رو در باب بعدی بابالکفاف داستان بسیار جالب و زیبایی هست انشالله در جلسات بعد خدمت عزیزان خواهیم خوند و سلام علیکم و رحمت الله و برکت ساده باش ساده باش زندگی رو ساده بگیر تا هوای لحظه هات تازه بشه خونه کوچیک و گرمت واسه اشق و مهربونی اندازه بشه دلخوشی را ساده از دلت نگیر که همین برای خوشبختی بسه گنج قارونم اگه داشته باشی گنج قارونم اگه داشته باشی خوش نباشی دنیا مثل قفصه خوش نباشی دنیا مثل قفصه ساده باش یه تبسم که بشین رو لباد قم و غصه ها رو از یاد میبره کی میتونه با یه سکه یه تلا لحظه های زندگی رو بخره ساده باش ساده باش زندگی رو ساده بگیر تا هوای لحظهات تازه بشه خونه کوچیک و گرمت واسه اشق و مهربونی اندازه بشه نزر دنیای قشنگ عاشقی گم بشه تو زرگ و برقه پولکی ساده باش زندگی رو ساده بگیر تازش دلخوشیات یکی یکی ساده باش ساده باش زندگی رو ساده بگیر ساده باش ساده باش زندگی رو ساده بگیر تا هوای لحظه هات تازه بشه خونه کوچیک و گرمت واسه اشق و مهربونی اندازه بشه ساده باش گروه فقه و اندیشه رادیو معارف تقدیم می کنید آقای قاضی با موضوع نگاهی عبرت هموز به پرونده های قضای آقای قاضی شنبه تا پنج شنبه ساعت سیزده و ده دقیقه دنیا پرست سدا اما برخی سداها به رنگ خدا به رنگ خدا برنامه ازانگاهی مغرب با نگاهی به سبک زندگی مؤمنانه از نگاه نحج البراهه و صحیفه سجادیه به رنگ خدا هر روز ساعت هفته صدای قانون با موضوع بررسی پرونده های قضایی در راستای پیشگیری از وقوع جور صدای قانون یک شنبه و پند شنبه ساعت بیست و سه رادیو معارف صدای فضیدت و فطرت رادیو یه رسانه شنیداریه اما این به اون معنی نیست که فقط ما بگیم و شما بشنبید ما مشتاق شنیدن صدای شما هستید دوست داریم از نیازهای رسانه ایتون از انتظاراتتون بیشتر بدونیم نظر شما برای ما مقتنم و محترمه باید با سلیغتون آشنا باشیم تا بتونیم طبق میل شما برنامه بسازیم هر جای این دیار که هستید کافیه با شماره 162 تماس بگیرید راه نمای ما باشید تا براتون برنامه های بهتری بسازید ما به شوق شما اینجاییم شماره تلفون روابط عمومی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران کانال رسمی رادیو معرف در پیام رسان ایتا میتونین عدد 96 رو به سرشماری 3015 ارسال کنید دست رسیب پشت سحنه برنامه ها دست رسیب آباها، نواها و میان برنامه ها دریافت برنامه های جدید و پرمخاطب دست رسیب آخرین اخبار و اطلاعات معرفی همه و همه در ایتای راژیو معارف برای ازگیت در کانال راژیو معارف در پیام رسان ایتا فقط کافی عدد 96 رو به سرشماری 3015 15 ارسال کنید تا براحتی از به خانوادی بزرگ راژیو معارف بشین پس اجل کن همین الان عدد 96 رو بفرست به شماره 3000 15 15 پروردگارا در این خلوت سهر خانه دل را با نور خودت روشن کن و تاریکی جهل و ناپرهیزگاری را از آن دور ساز خدایا در این لحظه های ناب چشمه های فیض و رحمتت را به جوی بارهای دعای من متصل گردن و باران اجابت را بر سهرای دل بندگان نیایشگرت نازل کن ای عزیز تنها تو به راز دلها آگاهی و تنها تو انیس و رفیق دلهایی به حق بزرگیت ما را در تنهایی و وحشت رهامه کن پروردگارا به پیشگاه تو آمده این و چشم انتظار خان رحمت و مقفرت تو هستین دلهای امیدوار را ناامید برمه گردان دوستان شنونده دعای نوزده همه صحیفه سجادیه در طلب باران رو زمزمه میکنیم با نوای حاجباس حیدرزادی و هوایی يونزل الغیف من بعد ما قنف و ينشر رحمتم و هوایی الولی الحمید دعای امام سجاد علیه السلام در طلب باران به گاه خوشکسالی نیایش نوزده همه صحیفه سجادی بسم الله الرحمن الرحیم اللهم از غنال غیف و انشر علینا رحمتک بغیثک المغده من السحاب المنساغ لنبات ارده المون غفی جمیع الافا و منون على عبادک بینعه ثمرا و احی بلادک ببلوغ زهرا و اشهد ملائکت که الكرام سفرم بسقیم من کنافه دائم قذر و سندر وابلن سریعن آجن تو هی به ایما قد مات و تردو به ایما قد فات و تو خرجو به ایما هبه آت و توسع بهی فیل اغوات صحابن متراکمان هنیان مریعان تبغان مجلجلام قیره ملث ودقه و لا خلب برغم اللهم اسغنا قیسن مقیسا مریعن ممرعا عریزن واسن غزیرا ترد به نهیز و تجبر به المهیز اللهم از غنا سغیان تسیل منه الذرام و تملع منه الجبام و تو فجرو به الانهار و تنبتو به الاشجار و ترخصو به الاسار فی جمیع الامسار و تنعشو به البهائمه والخر و تکملو لنا بهی طیبات الرزق و تنبتو لنا به از زرع و تدر به از زرع و تزیدنا بهی قوتن الى قوتنا اللهم لا تجعل زله علینا سموما ولا تجعل برده علینا حسوما ولا تجعل سوبه علینا رجوما و لا تجعل ماهو علينا اجاجا اللهم سل على محمد و آل محمد و ارزغنا من برکات السماوات بل ارز انک على کل شی غدید بسم الله الرحمن الرحیم بارخدایا ما را از باران سیراب ساز و رحمت خود را با بارانی سرشار از عبری که در گستری آفاق برای روی شگیاهان شگرف زمین تو روانه است بر ما بگستر و با رساندن میوه ها بر بندگانت منت گذار و با شکوفائی قنچه ها زمین خود را زنده دار فرشتگان عالی مقام و سامن بخش را حاضر نما و بفرما تا از سوی تو بارا نیاورند سودمند و دامندار با دانه های درشت و پربار با رگبار های تند و بیقرار آنسان که آنچرا مرده است زندگی دوباره دهی و آنچرا از دست رفته است بازگردانی و هرچرا روئیدنیست برویانی و مردمان را فراوان روزیدهی با عبری انبوح و شادیاور بیزیان و بیکران و بسی خروشان که نه سیل پدی دارد و نه برقش تنها بفریبد پروردگارا برما بارانی ببار که قهدی زدا و سبزیزا فره بخش و بیکران و فراوان باشد تا با آن قامت گیاهان روینده را استوار سازی و پجمرده ها را سرف رازی خداونده بر ما چنان ببار که از تپها آب جاری کنی چاها را سرشار سازی جویها را روان و درختان را برویانی و در همه شهرها ارزانی پدیداری