نباید بخشی از مردم دنیا تو آفریقا و بعضی از کشور دیگه گرست نمونن نباید بخشی از این مریضی ها لاعلاج مونن همه اینا توی عالم هست اگر خدا مریضی رو به خاطر بعضی از عدم رعایت ها قرار داده فرمول داروش هم تو بعضی از حیوانت ها قرار داده حیوانات که ازم تو بیا بونن که همه شون دانپزشگی نزنن مریض که میشن خود چون میدونن کدوم علف رو بخورن کدوم گیاه رو بخورن خوب میشن پس این توی عالم هست ما باید بریم بگردیم به تحویل قشنگ شما تحویل بگیریم و پیداش بکنیم پس اگر علم میخوای نورانی باشه باید زحمت بکشیم باید زحمت بکشیم همون شعر سعدی شیراز که نابرده رنج گنج مویستر نمیشود مزدان گرفت جان برادر که کار کرد ما اکتشافات علمیمون شاید بالاترین افتخار باشه افتخارات ورزشیمون، هنریمون، صنعتیمون، موشکیمون، نظامیمون ولی اکتشافات علمی از همه بالاتره چون یه بابی رو باز میکنه برای رفع مشکلات هم مجاهدت میخواد، هم استقامت میخواد، هم خودبابری میخواد ببینید یه دیوار رو میخواد ببرن بالا، صبح شروع میکنن تا شب میبرن بالا ولی یک دانش آموز رو میخوان تربیتش برن چقدر زمان میبره یک فکر رو خدا رحمت کنه برابر شخلی صفایی این سال رحمت الله به ما یه موقعی فهمود که بالاترین کار تو عالم یا تربیت آلم یا تولید فکره از این دوتا بالاتر نداریم یا تربیت آدمه یا تولید فکر یه فکری درست کن که گره گوشاه باشه یک حرف نویی بزن یعنی یک گره رو باز بکنه آی مهدوی خدا رحمت شون کنه ایتولای مهدوی کنیم اشون میفهمودن من اگر میخواستم رئیس جمهور بشم من میشدم تا نخوص وزیریشون رفت دیگه وزیر کشور بود نخوص وزیری بود ولی تمام دقدقه من تربیت دانشجو و طلبه بود که اینا انسانهای مفیدی و اطلاع بشه اصلا آقای شریفتی چون حالا سواب این روایت هم بذاریم به روح این ممار انقلاب در روایت داریم ازامات ابن آدم انقدر عملو همین چون که حسابای بانکیمونو میبنده هم خدا حسابای عمالمونو میبنده مستود میشه الا فی سلاس تو سه جا حساب بستنیم یعنی شما مردی ولی حساب داره کار میکنه یک ولدون سالهون ید اوله یه فرزندی که ساله تربیت کردی داره براتو دعا جمع میکنه نفقط خودش دعا کنه دعا هم جمع میکنه این خیرات به تو میرسه همه جنی دو علم و نینتفع به هنناست یه علم نافع درست کردی موضوع بحث ماست سه صدقتون جالیه یه صدقه جالیه در روایت پیغمبر داریم که شما سه تا پدر دارید ابون و لدک کسی که واسطه تولد شماست ابون علمک معلم شماست اینم پدر شماست اینم پدر شماست حالا خانما مادر صاحب میشه این روایت پیغمبر را آید بشه کل اختلافات خانوادیگه حل میشه اینقدر نور اینها که تو زیارت جامعه میگیم هم علم اینها نور هم کلامکم نور و عمرکم رشد و وسیعتکم و تقوی و فعلکم خیل اینها کلامشون نوره همین یک روایت طرف اومده میگه مادر شوهر همینجوری به من گفته گفتم اگه مادر خودت به حرف ها رو ميزد نارهد میشدی گفتم اگه خب اونم مادرته پیغمبر گفته مادرته همچنان که از این جمله مادرت نارهد نمیشی از مادر شوهرم نارهد نشو از این جمله پدرت نارهد نمیشی از پدر شوهرتم نارهد نشو آقا دامادم همینجور اگه پدر مادرتی سویت بگن نصیحتی بگن که نارهد نمیشی میگی نصیحته چرا منو پدر زن مادر زنم میگی دخالت اونم کمی حرف ها زد که این شد نصیحت اون شد دخالت چون روای پقیمبرم نور رو ندیدم اگه این نور رو میدیدم یه حرف ها نمیزدم خیلی قشنگه ها ببینید پس اگر باور کردیم مفیده میریم دنبالش تلاوت میکنیم و رد تلل قرآنت ترتیلا فقر اوماتی هست سرمل قرآن ازم تدبر میکنیم یاد داشت میکنیم و تعمل میکنیم سبم نکته سبم که حالا مکمل این نکته دوبمه اعتماد پیدا کنیم نه فقط مفیده گنجه این از چند میگم گنج تا به جوانه هم میگیم قرآن بخون یا جاوه عربیه میگم شما یه روز داشتی باخش خونه تونه بیل میزدی یک جعبه پیدا کردی بح سه چار منت رفتیم پایین جعبه خونه مثلا مناطق قدیمیه شهری جعبه رو باز کردید یک نقشه نقشه گنجه ولی خطش خط فاسی نیست بلیش میکنی چون خطش که بردر نیستی نه دیگه میریم متخصصشو پیدا میکنیم اصلا میرم یاد میگیرم نمیشم برکس گفت میرم اصلا یه زبونو یاد میگیرم یه خطو یاد میگیرم تا از این گنجه استفاده بکنم هر که باور کنه این قرآن گنجه خودن للمتقینه نزیرن للبشره یهدی للتیه یه اقوامه این شلید خروج از ناومیدی آقای شریعتی این مسیریابا اومده هیچکی تو جاده ها نمیموند من میگم وقتی شما این مسیریابو دارید گساب قصه ندارید هر جا برید مسیریاب میزنید اون آدرسی که برات فرستادن یا خود مقصدی که زدید قشنگ توره میبره شب باشه یا روز باشه دور باشه یا نزدیک باشه شما از همینجا بزنن و حرام متحرم عام رضا سلام علیه مسیرها رو بهت میگه ساعت رو بهت میگه کرافیک رو بهت میگه مسیرها جایگزین رو بهت میده خب اینم مسیریابیست که خدا بهت داده حالا زبونش عربیه اگر مسیریابا رو ببخشه فقط انگلیسی داده بودن همه میرفتن یاد بگرفتن به خدا یه زبان دیگه میدادن همه میرفتن یاد بگرفتن اگر اعتقاد پیدا کردم اصلا شاگردی میکردم تا گنج رو استخراج کنم میخواهم یه لحظه ببرم تو سهره عرفات خدا انشالله نصیب و روزی همه بکنه زیارت خانه اش قبل حبیبش حج واجب انشالله با همدیگه بریم برای همه عاشقا بریم یکی از من پرسید چرا تو سهره عرفات همه بردو خاکا بشینن مستحبه خواهمونم نصف روز بشن خدا داره میگه اگر میخوای معرفت اگر میخوای معرفت بی آموزی باید زنو بزنی افتادگی آموز اگر طالب فیزی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است باید شاگردی کنی باید زنو بزنی گفتم یه بار دیگه ما سه جا اجازه داریم خودمونو کچی کنیم تجهزگیرمون بیاد در محضر خدا در محضر والده در محضر معلم که اهل بهت هم والده اینو ما حساب میشن هم معلم ما حساب میشن اگر باورداریم گنجه برو روی ها پیدا کن خدا بر درجات علامه تبا تبایی بیافتاد فرمود هر پنج سال ایک بار باید تفسیر قرآن عوض بشه اما فرمودن زمان و مکان تأثیر داره در فهم آدم خدا به وجود آیت الله جوادی آمولی انشالله سلامتی بده اشون فرمودن من یه روایتی رو توی قوم و حرم ازت معصومه نگاه میکنم با این که گایختو چون دماغن میرفتن برای عظم خدمتون بعضی برنامه هاشون پایان اونجایی روایتو میخونن با اینجایی روایتو میخونن اینجا فهم میکنه این مکانه اینو باید بفهمن این فهمو برداشت آدم ها این گنجه باید بدونم کجا بتونم بیشتر ازش استفاده بکنم قبل از یه روز قیامت داد بزنیم ای کاشی حرفای خدا رو نوری که خدا به ما داده چرا قوه نه نور افکنی که خدا به ما داده بیشتر میخوندیمش بیشتر عقل میکردیم که الان جهنم نه فقط جهنم آخرت آهی شریعتی الان بعضی همون تو جهنم دنیا افتادیم استراب ها انحراف ها سقوط ها اینه جهنم دنیاه چکنم چکنم هایی که همه گرفتاش بودن تو بالاترین جهنم ما اینه که تو محاسبات خدا رو قطع نمی کنیم الان به هر جوانی میگیم ازدواش کن میگه آجا من بالاترین حقوقی که یک جوان میگه چقدر بیستو من سی تومن بیشتر از اینگی نیست که دیگه ما که جواز بعضی از گنجی ها با که نیستیم برم اونجا بیستو من سی تومنه خب با کدوم با این بیستو من سی تومن که به مخونه میده که با کدوم اجاره که کپول رهنش کپول جشنش کپول خریدش کپولو نمیدونه همه اینور درست گفتی این یک قراردادی به تو یاد داده گفته من یتق الله یج ان لو مخرجا و یرزقه من حیثو لا یهتاسه این آیه رو برو کنکاش کن بینی یعنی چی؟ بیتونی در آن نکتش چیه؟ نکتش اینه که ما نحوه مواجهه با قرآن رو هنوز یاد نگرفتیم برای همین نمیتونیم اعتماد بکنیم ما همه حرف همون همینه مذارت بخواب من باید بگم وای بر من طلبه و وای بر همه ما روحانیت که چلا هفت ساله باید راه مواجهه با قرآن رو میگفتیم نمیگم نگفتیم کم گفتیم و دشمنم خیلی تلاش کرده ببینید من اینکه میگم یادتونه گفتیم این آیه میگه دشمن دوتا گراه گرفت ازش یک کاری کنی مردم نشنون یک کاری کنی مردم تاقل نکنن وقتی من میرم توی جمع جبونی میگم جوانا بیاد با همدویه صحبت کنیم من باید قرآن براتون ثابت میکنم به حول و ویلاهی که تمام گره های ما باز میشه اصلا نمیگذره بیاد تای جلس قرآن اینو دیگه چکارش کنیم ما مثال حضرت نوح نبی علیه نبی نوح علیه و علیه السلام وزدیم نخصد و پنجه سال زحمت کشید تو افصول نوح داره خوده مرد چی زور زدن فرار مردم بیشتر شد این که دیگه چی کنیم یعنی دشمن اونقدر تبلیغات میکنه اونقدر تبلیغات سونه زرگ و برق دنیا هم ریاده زرگ و برق دنیا یک طرف تبلیغات دشمن یک طرف تمولی اونها یک طرف مذارت میخوام بی تدبیری مات هم یک طرف یه روایت هست امام سجاد که اگر شرق و غرب آلم از بین برن اگر هیچکی نباشه من باشم قرآن اگر قرآن با من باشه احساس تنهایی نمی کنم چرا؟ دلم میخواست از امام سجاد بپرسم آقا شما چجوری با قرآن مواجه میشین؟ حالا سآل شما من اینجوری جامعه میده اینجوری سآل کرد از من حاجه بخرانان قرآن چی جامعه بده؟ من همه همه زندگی اون بخران ده قرآن یه پاسخ برای قبل بخران میده یه پاسخ برای هین قرآن یه نور بودن بوده یه پاسخ برای بعد بحران میده خیلی ساده قبل بحران بیا پیشگیری کن فسالو احلزه گن کن توم لا تعلم که اسمش یادتونه چی گفتم پرسش قبل از عمل نه بعد از حچه خیلی ساده که همه متوجه بشن افتادم جبون عزیز بیا قبل از ازدواجت قبل از اشتقالت قبل از کاسبیت قبل از سفرت قبل از تفریحت قبل از هر کاری میخوایی بکنی بپرس بگو این کتاب که نوره یک کم نورشو بندازید تو زندگی من قرآن به تو میگه من قبل از بحران بهت میگم بیا بپرس تا به بحران نیفتی چون پیشگیری از درمان راحت تره این کار را نکردی خب هین بحرانم بیا بپرس چه نسخه هست؟ هین بحران چیه استحانه؟ یاکن عبود و یاکن استحانه بیا بپرس آنه من افتادم توی بحران من گفتم مثال زدم آقا رفتم کنار یه جوشگاری و استادم یه پلیسه آهن پریده تو چشم من به نظر شما باید برم از بساب بپرسم اونم چاقود هستش نه از بقال سرکوچه بپرسم نه میرم از پزشت متخصص جراح چشم پزشت میپرسم این پلیسه رو چرا کنم میگه میخواب اینجا یا بیهستی میزنم یا بیهوشت میکنم بس دیگه به مقدار امق زخ و در بیارم درمان داره گفتم شما به بحرام خوردی گراه کردی زندگیت به هم ریخته کاسیبیت به هم ریخته یکی از اتفاقاتی که گاهی وقتا حس می کنم تو سریال های صدا و سیمایی ها معمولا فیلم های تلویزون جاش خالیه افتاده تو بحرام دزدی کرده هست خلاف کرده گناه کرده به جایی که بره سراغ کارشناسدی میره سراغ اونایی که مثل خودش گناه کرده شما چه کنید یک گناه دیگه بشن میده ببینید گفت در واقع تو بطلاق بحران اونو میکشوننش پایین تر ولی قرآن میگه وسط بحرانم بیا بپرس وسط بحرانم بیا بپرس خدا میگه چه کار بکن قرآن میگه چه کار بکن برای هر بحرانی اینجا دارو داره اینجا هم فصلو احلز فصلو میخوام همه جا بیا فصلو احلز فصلو احلز بیا حالا برو و دقیقا اجاب انجام بده اتیالله و اتیالرسوله و علیه الامر من کن باز مثال معروفش اینه وقتی قرص دارو به ما میدن نمیگن آبسن دیدید قرص شکنه رو چون من قرص قد مترم میکنم یه قرص شکنه و یه قرص نسفش کنید قرصند ادسه ای بابا یای دکترم حال داره همه رو بندازیم بالا دیگه نه قاعده داره آمد محسن امام صادق صلی اللہ علیه و سلام گفت یه دارو به من برید حضرت فهمدن یا مقلبل قلوب داشت میرفت به ازان خودش گفت بزرگ کامل ترش کنم یا مقلبل قلوبه ول افسار اما صدق شنیدن آقا فهمدن خب من که بلد بودم به تو بگم یا مقلبل قلوبه ول افسار حاجه قدرتی رو تشبیه قشنگ کنم او امپسیلین 250 بودی 500ه برای تو 250 بسته ببینید پس قبل از بحران ببینید قبل از بحران برو بپرس تا آدرس بگیری آدرس نورانی هم بگیری تو بحران نیفتی افتادی تو بحران حالا باز ببین تو هم آیه 64 سوره نسا وما ارسلنا من رسول نلالی اطاع به ازن الله ولو انهم از زلم و انفسهم جاوک فستقفر الله وستقفر الله و رسول افتادن تو بحران حالا بیان باز سراغ تو باز بیان پیغمبر سراغ تو تو بهشون بگو چه کار بکنن از بخران بیان بیرون چه کار بکنیم سه تا دستور داده یک همه گناه ها رو گردن دیگران نداری تقسیم تقسیر کنید تو اینکی گردن زنش میدازه و یکی گردن شوهرش گردن دیگر هیچ کسا پیدا نکنه میزیم گردن امریکا تو با امریکا بدبخه اینقدر عوضه نداره بر باباش که درست کنید آقا برای فرمدن بخش از مشکلات مال داخله واقعا مال داخله همه اش مال بیرونیست پس اول تقسیم تقسیر کن یعنی خودتو مقصر بدون این را حل اول دو از خدا نامید نشیها از خدا نامید نشیها لا تقلتو به رحمت الله خدا را حل بد میده سه قول بدی تکرار نکنی عوض بشیها اگه تو عوض شدی خدا پرونده تو عوض میکنه خیلی قشنگه ها چهار قول بدی جبران بکنی طرف میگه آجان خرابکاری کردم نمیشه امام بذار دستان بگیر بیا ببیرون گفتم مثل اینکه پلیسه توی چشمش چسبیده به آی دکتر بگه نمیشه هیچ کار نکنی خودش بیاد بیرون نه دیگه یه اقدامی لازم باید تحمل کنی جبران کنی حق الله زایه کردی و جبران کنی حق ناس زایه کردی و جبران کنی تازه راهل پنجم باید یه واسطن ورده ببری وَبْتَغُوا الَيْهَ الْوَسِيلَ بگی حضرت آدم عبول بشن وقتی بطو بحران افتاد دیگه از بهش بیرونش گردن گفت اللهم یا حمید مردم بگن با من اللهم یا حمید به حق محمد یا آلی به حق علی یا فاطر به حق فاطمه یا محسن به حق الحسن یا قدیم الاحسان به حق حسین حالا بگو خدای دعای حاجت من اینه این فرمول وسط بخرانه قد تو مقصر بدون خدا رو متبیب بدون یا تبیب امن لا تبیب الان تصمیم بگیری جبران کنی تصمیم بگیری عوض بشی واسطه هم ببری خدا میگه من درستش کنم بعد از بخران چیه؟ استغفارتو ترک نکنی نگیدی الان بخران تموم شدی چیه نخیه تا آخر عمرت بعد استغفار کنی استغفرالله ربیبه اتروبه و نه فقط همین ذکر لفظی فقط واقعا دیگه این استقفاره به معنای واقعی یعنی دوباره برنگردی ها دوباره خرابکاری نکنی ها قبل از بحران بپرس که تو بحران نیفتی رو حل بپرس الان عزیزی میگه که آجا من بخواهم ازدواش کنم خب خونه ندارم خب خونه پدره دیگه اتاق خالی نداره؟ شما یه اتاق داشته دیگه خونه پدر میبینید میگه خب آجا نمیان عروسا خب نگاه کن دیگه و یه مقدار فرهنگامونو یه مقدار دست کنیم نه اون وقتایی که آجا کم کم این فرهنگها داشت عوض میشد فکر امروزو نکرده بود نکردیم دیگه الان از ازدواج قول درست کردیم ولی سختم هست دیگه واقعا باید دعا کنیم خدا یا ازدواج دختر پسرامونو ازم به خدمتو آسان بفرد آسان و ساده بله همجای مثال دیگر هم میخوام بزنم مثال پایانی باشی با من و یک باری رو دوشمون میاد تردو که نباید از این سو استفاده کنیم از مهربونی این خدا از ما خواهش کرده گفته اگه به حرف من گوش کنید با یدا و نبایدای من رو گوش کنید به نفع خودتونه این احسنتوم احسنتوم لانفزه کن گوش نکنید من زرر نمی کنم خودتون زرر می کنید حیف نیست با این خدا لجبازی بکنیم نه فقط مسئله هجاب ها اصلا ما قانونیش اصلا قانون نیست من گفتم قانون نیست یه نقانون دینه هیچی فقط خودتو خدای خودت عزیز احرام اگه بگی بگی با من دوست نیستی چی رو با بعضی از لفتارات داری از من فاصله میگیری خوشبهال اونایی که خودشونو شبیه میکنن اینونی اینونی به ورعن و افتن و چتهادن و صداد منو کمک هم کنی اینونی با من نزدیک بشی خیلی ازتو ممنونم مدشکر تا سلامی دوباره و دیداری دوباره در پناه خدا بنده بزرگ و مهربان باشید متشکرم از شما جای ماندی کنیم محره تو نمهریست که از دل به توان برد من خلق جهان آشق و شیدای تو بینم محره تو نمهریست که از دل به توان برد من خلق جهان عاشق و شیده تو بینم از بسکه تماشایی و زیباست چمالت عالم همه را قرغ تماشای تو بینم عالم همه را قرغ تماشای تو بینم مشتاق لقای تو نه تنها شده موسا کان در دل هر ذره تمنای تو بینم از بسکه تماشایی و زیباست جمالت آدم همه را قرق تماشای تو بینن آلم همه را غرب تماشای تو بینم صدای مندگاه جلوی از جامعه دینی رادیو معارف یعنی چهی به جمهان روشنایی و معرفت رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت جرعه بیان احادیث کتاب کافی یک جرعه از زلال تو کافیست تا شبد لبریز از تراوت گل آشیانه ها لبریز از تراوت گل آشیانه ها لبریز از تراوت گل آشیانه ها بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصان خدمت شنوندگان عزیز راژیو معارف صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ماروایات کافی شریف هست کتاب الامان بالکفر باب شست و سه و شست و چهار رو باهم میخونیم چون روایاتش به هم نزدیکه باب القناع و باب کفاف مرحوم کلینی رزوان الله علیه در این دوباب هفته روایت رو زیل این انوان آورده قناعت و کفاف روایت ده همه باب شست و سه از وجود مقدس امام صادق علیه السلام همزت ابن همران که ایکی از اصحاب بسیار خوب امام صادق صلی اللہ علیه است از همزت ابن همران قال شکار رجلون الى ابی عبدالله علیه السلام شخصی به امام صادق صلی اللہ علیه شکایت کرد که آقا قو من دو مال روزی میرم ولی اونی که من قانه باشم و درد من بخواهید کافی باشه برای زندگی من به اون اندازه نمیرسم این طلاشم رو میکنم یتلب و فیوسیب رو طلاش میکنم روزیم به دست میارم ولی قناعت نمیکنه و تنازه اوهو نفسه اوهو اله ماهو و اکسر و من همینشه با خودش درگیره میگه چرا من انقدر سهمم از روزی کمه من بیشتر میخوام بعد به امام گو باقا علم نیشه این انتفع بهی یه چیزی یاد من بدید که برای من سود داشته باشید عزیزان نکته بسیار مهم میدارین رواد هست ببینید این آمده از امام تغاظا میکنه میگه آقای دعای دستوری یه ذکری یاد من بدید که من روزیم بیشتر باشه من میرم دنبال روزی به روزیم میرسم ولی در حدی که من به اون مقدار قناعت کنم در اون حد نیست دلم میخواد بیشتر از این داشته باشم آیا ذکری هست که روزی من بیشتر باشه الان ما ها معمولا دنبال چنین ذکری هستیم تصور میکنیم حتما باید ما یه راهی پیدا کنیم روزی ما بیشتر بشه در حالی که امام علیه السلام در این روایت یه نکته بسیار مهمی رو تذکر دادن که عرض کردم مجموع روایاتی در این دوباب آمده و این پیام رو داره حضرت یادش دادن که باید به اون چه خدا به تو روزی داده قانع باشی ببینید پیام این یه جمله اینه قبل از ترجمه پیام آزادش اینه که اگر تو به حد کفاف برسی قناعت کنی راضی باشی خب همون کمی هم که خدا برایت مقدر کرده همون هم برای تو کافی است و میتونه تو رو زندگی تو رو تأمین کنه و نیازهای تو رو برطرف کنه اما اگر نه به حد کفاف راضی نباشی هرچی هم به تو داده بشه باز راضی نخواهی بود انکان ما یک فیک یقنیک اون چی خدا در حد کفاف بهت داده اگر تو رو بینیاز میکنه خب فعد نامافی ها یقنیک همون کمی هم که تو میگی خداون روزی کمی برای من مقدر کرده همونم برای کافیه اما نه و انکان ما یک فیک لا یقنیک اگه اون حد کفاف تو رو رازی نکنه تو رو بینیاز نکنه فکل مافیا ده برابر اون صد برابر اونم خدا بهت بده تو رو بینیاز نمیشه دوتر و دیگه در همین مزمون روایت ششم و یازده همه این باب هم نزدیک به همین مزمونه پیام روشندتری از این روایت رو در باب بعدی بابالکفاف داستان بسیار جالب و زیبایی هست انشالله در جلسات بعد خدمت عزیزان خواهیم خوند و سلام علیکم و رحمت الله و برکتون ساده باش ساده باش زندگی رو ساده بگیر تا هوای لحظه هات تازه بشه خونه کوچیک و گرمت واسه اشق و مهربونی اندازه بشه دلخوشی را ساده از دلت نگیر که همین برای خوشبختی بسه گنج قارونم اگه داشته باشی گنج قارونم اگه داشته باشی خوش نباشی دنیا مثل قفصه خوش نباشی دنیا مثل قفصه ساده باش یه توسام که بشین رون باد قم و غصه ها رو از یاد میبره کی میتونه با یه سکه یه تلا لحظه های زندگی رو بخره ساده باش ساده باش زندگی رو ساده بگیر تا هوای لحظه هات تازه بشه خونه کوچیک و گرمت باسه اشخ و مهربونی اندازه بشه نظر دنیای قشنگ عاشقی گم بشه تو زرگ و برقه پولکی ساده باش زندگی رو ساده بگیر تازش دلخوشیات یکی یکی ساده باش ساده باش زندگی رو ساده بگیر ساده باش ساده باش زندگی رو ساده بگیر تا هوای لحظه هات تازه بشه خونه کوچیک و گرمت باسه اشق و مهربونی اندازه بشه ساده باش موجف ام ردیف 92