اون درس بودن حل میشه که چنین شخصیت هایی بودن ما امداد بچه هایی بودیم که اونجا میرفتیم حدود هفتش ده سال قبل از انقلاب و بعد این انقلاب امداد همه درس ایشون میرفت خب ایشون هم از در شخصیت غیرد منش روش خاصی داشتن خودشون نظری پردازی زیاد داشتن در به اصطلاح مسائل و مواهز و جهات معنوی ایشون هم که خیلی ایشون آدم شخصیت زهد خاصی داشتن مثلا در مورد مرزعیت با این که جایگاه علمی ایشون خیلی بالا بود اما خیلی پرهیز داشتن از این که تو فضای اون طرف مرزعیت و این مسائل باشند خیلی بد بود ولی ازا محته هاش یه اروی هم از ایشون ظاهرن ندین مایی که درسهای ایشون و خودشون می نوشتن مباحث مختلف و بعد هم چاب شده برشم زمان خودشون هم اصولشون هم فرقشون و در این حال که شخصیت زاهدی بودن دالی در این حال اجتماعی بودن به مباحث اجتماعی هم می پرداختن ایشون مسجد امام نماز می خوندن خب اون نماز ایشون هم مجتمع بسیاری بزرگان علما بود و صندوق خیریه با بازاری ها تو مساله خیریه و ایتام و اینا ایشون فرقیت زیاده شده که اونم خودش یه فصل زدائی میخواد کتاب مکاسب محرمه اثر مرحوم شیخ مرتزا انساری یکی از کتاب های مهم سطوح آلی حوضه های علمیه شیعه به شمار میرود این کتاب در فقه جعفری به ویژه در بخش معاملات بحث های استدلالی اجتهادی فقهی مطرح می کند آیت الله عبداللهی از اساتید مکاسب خود می گوید می آده دعایی کنم ایشون خب در ساده زیستی خیلی عجیب بودن خیلی ساده زیست بودن در این حال که ساده زیست بودن زاهد بودن در این حال تا حدودی اجتماعی بودن ایشون تا حدودی که یعنی قابل توجه ایشون زورها تو مستر سر مولوی نماز می خوندن یکی از ویژگی هایشون بود که همیشه قبل از نماز می مد منشست خوره مردم چارزان اون وقت که هنو مردم به تدریز افراد میمدن ایشون یه روبان که از اساتید حوزه بود اما یه روب بیست دقیق قبلن میمد شست رو افراد میمدن بهشون مراجعه میکردن از اساتید مکاسه ما این که متزکم آیت الله صبحانی مرازعه فیدی اون وقت اساتید سد بودن اون وقت درکم ما مکاسه محرمه رو خدمت ایشون خوندیم از ویژگی های تدریز ایشون میدونید حالا بعدش هم همینطوره ایشون خیلی شوخه در واقع جرم میگیره با طلاب دست دستبندی ایشون در تدریس از قدیم بوده حالا که درسهای خارجشون هستن کفایه رو من پیش مرحوم های طلاب فازل لنکرانیشون اون وقت کفایه میگفتن ما در مسده از همزه گنبه از اونجا کفایه ایشون رو میرفتیم و اما درسهای خارج رو مرحوم های طلاب عراکی مرحومه آیت الله میزه هاشمه آمولی حال بشه که به ترتیب تربیه بند و آیت الله وحید و آیا شخص زباده تبریزی مدتهای کتا ولی امدتاً بله این چه ترزیر کردم آیت الله شبهیری میمدن مدرسه اتاق داشتیم ما مدرسه خان ایشون تربیه بنده درس خصوصی اصول خارج برای ما داشتن آیت الله شبهی و ایشون اون زمان دیگه قبل از محضریت بود و دیگه قبل از انقلاب و شعبت گذشته بود فیلسوف گرانمایه شهید آیت الله مرتزا متحری استادی ناماشنا در فلسفه اسلامی بود آیت الله عبداللهی و خاطرات شاگردی در محضر استاد متحری ادامه این فلسفه فلسفه مرحومات الله متحری بود که این دو سه سال آخر انقلاب که ایشون میمدن حوزه دو سه تا درس داشتن ایشون سه تا نحوه درس داشتن یه درس عام یه درس خاص تقریبا یه درس خاص سلخاس اون دو تا درسش رو ما میگفتیم یه درس فلسفه ایشون که درس انوانش اسفارم بود ولی خارز فلسفه بود بحث حرکت بود ایشون بخشی بود که حال و خدمت شما ایشون میگفتن ما میگفتیم یه درس عمومی هم داشتن که درس شناخت بود در محصد عرک درس میگفتن اینم عموم میرفتن از بشه ما میرفتیم که خب ایشون بحث شناخت ایشون دو جور گفتن یکی تهران میگفتن یکی اینجا اون بحث شناختی که چاب شده داره اون بحث تهرانه اینم نمیدونم برای در جای دیگه باز از خاطرات این درست بگم از انحرافات اون زمان یه سر از بچه های انقلابی انقلابی بودن اما بدون چی بدون تقوییت مبانی اعتقادی و اصلا این که به فرغان کشیده شد و مزاهدین خرد کشیده شد و بعضی از گروه های دیگه هم اینا بودن هم اینا بود و ایشون درگیره با اینا بودن من یادمه از خب یه ده مثلا اونها همین مبارزین نهجل ولاغه خطبه های نهجل ولاغه مثلا جهادشو کار میکردن یا بعضی ها که این قسمت یادمه من اصلا رنگشون تغییر میکردی این قسمت که این جمله ها میگفتن که بابا نهجور بلغه اونی که خود مثلا ما همه خطبه های نهجور بلغه در جهاد اگه تصویر کنیم ولی علی علیه السلام فقط جهاد نیست یا اگر عبادت های از بخدمت شما اونجا که حضرت زهد و عبادت اونو در نظر بگیریم علی علیه السلام فقط عبادت و زود نیست یا بخشه دیگه بعد می گفتن علی همه این هاست و تصریح می کردن انهراف یه سری از بخشه های ما همینه که از بخدمت شما التقاتی شدن توجه به مبانی نکردن و این قسمت تو این بحث شناختهشون خیلی حساسیت نشون می دند و می گفتند و تحکید می کردند و مسادیق زیادی رو می کردند که خودشون هم شهیده به وسیل همین ها شدند یه نمونه از این التقات عرض کنم ما سفر تبلیغی چی داشتیم بچه هایی بودن چه ما را همراهی می کردن انقلابیون اون زمان بودن همه با خدمت شما اما بعد از انقلاب من یه مسئولیت قضایی هم پیده کردم رفتم بازی در زنده کنیم بگم اینو زندانه این بچه های فعال اون روز حالا اینو زندانه ما هم تعذب کردیم چون اونو ما را دیدن و ما اونو دیدیم چی شد معلوم شد اینها چی ها این همون بچه های فعال بعد از انقلاب افرادی حالا از رجعه های از مزاهدین یا نمیخواهم یه مزاهدین رجعه های از این ها همگاه شده بودن اینا با اسلاحی بازاری ها میگفتن بازاری پول رسانده با اسلاح تعدیدش میکردن شما باید سه میلیون برای مستضعفین بده از بشه که برای مخواهم کار شاید همین مسئله بوده من و اینا بازداری زندانی شده بودند و شکارت ها خودش یه شرایط خاصی پیش اومده بود و منظورم این مسئله بود که آقای مرحوم آقای متحری حساسیت نشون می دادن خیلی در زبه های مختلف در بخش های مختلف متاسفانه این بود که حالا این یه نمونه هم بود که من در ازی کرد پایان قسمت دوم قسمت ثومه سخنان آیت الله عبداللهی شنبه ثومه آبان ساعت 23 و 20 دقیقه ارادتمند حجره خاطرات گروه فقه و اندیشه ی رادیو معارف تقدیم می کنید قیام کنید آقای قاضی آقای قاضی آقای قاضی با موضوع نگاهی عبرت هاموز به پرونده های قضایی آقای قاضی شنبه تا پنج شنبه ساعت سیزده و ده دقیقه دنیا پرستدام اما برخی صداها به رنگ خدا به رنگ خدا برنامه ازانگاهی مغرب با نگاهی به سبک زندگی مؤمنانه از نگاه نحج البراقه و صحیفه سجاریه به رنگ خدا هر روز ساعت هفته صدای قانون با موضوع بررسی پرونده های قضایی در راستای پیشگیری از وقوع جهان نه نظری با من این طریقه او بردید موج اف ایم ردیف 96 مگانه موج ایم ردیف 1071 کلوهت رادیو معاره بسم الله الرحمن الرحیم سلام على آل یاسیم السلام عليك يا داعی الله و ربانی آیاته السلام علیک یا باب الله و دیان دینه السلام علیک یا خلیفت الله و ناصر حقه السلام علیک يا حجت الله و دلیل ارادته السلام علیک ایاتالی کتاب الله و ترجمانه السلام علیکه فی آنائ لیلكه و اطراف نهارک السلام علیکه یا بقیت الله فی ارضه السلام علیک يا میتاق الله الذي اخذه و وکده السلام علیک يا وعد الله الذي ضمنه السلام عليك اجهال علم المنصوب والعلم المصبوب والقوت و الرحمة الباسعه وعدان غیر مکدوب السلام علیک حینا تقوم السلام علیک حینا تقعد السلام علیک حینا تقرع و تبین السلام علیکه حینا تصلی وتقنوت السلام علیکه حینا ترکع و تسجود السلام علیکه حینا تهلل و تکبر السلام علیک حینا تحمد و تستغفر السلام علیک حینا تصبح و تمسی السلام علیکه فی اللیل اذا یکشا و النهار اذا تجلا السلام علیکه ایها الامام المأمون السلام علیکه ایها المقدم المأمول السلام علیک به جوامع السلام اشهدوکا یا مولای انی اشهدو الا اله الا الله وحده لا شریک لا و ان محمدان عبده و رسوله لا حبیبه الا هما و اهله و اشهدك يا مولای ان علیان امیر المؤمنین حجته و الحسن خجته و الحسین خجته و علی ابن الحسین خجته و محمد ابن علی خجته و جعفر ابن محمد خجته و موسی ابن جعفر خجته و علی ابن موسى حجته و محمد ابن علی حجته و علی ابن محمد حجته و الحسن ابن علی حجته و اشهد انکا حجته الله انتم الابل والاخر وان رجعتكم حق لا ریب فيها يوم لا ينفع نفسا ایمانها لم تكن آمنت من قبل او كسبت في ایمانها خیرا و ان الموت حق و ان ناکر و نكیر حق و اشهد ان النشر حق والبعت حق و ان الصراط حق والمرصاد حق والمیزان حق والحشر حق والحصاب حق والجنة والله حق والوعدا والوعيدا به ما حق یا مولای شقیمن خالفكم وسعدامن اطاعكم فاشهد علاما اشهدتک علی وانا ولیون لکا بری ام من عدوك فالحق ما رضیتمو و الباطل ما اسختمو و المغروف ما امرتم به و المنکر ما نهیتم عن فنفسی مؤمنه بالله وحده لا شریک لا و برسوله وبامیر المؤمنین وبكم یا مولای اولكم و آخركم و نصرتی مقدت لکم و مودتی خالصت لکم آمین آمین دلی یا دلبری یا جانو یا جانا نمی دانم همه هستی توی فل جمله اینو نمیدونم نیدونم آی خدا آی خدا اگر مقصود تا جان است رخ بین ما با جان بستان رخ بین ما با جان بستان اگر مقصود تا جانه است رخ بین ما جان بستان وگر قصد دگرداری وگر قصد دگرداری من اینو نمیدانم آی خدا آخ یکی دل داشتم پرخون شدان هم از کفم بیرون یکی دل داشتم پرخون شدان هم از کفم بیرون کجا افتادان مجنون کجا افتادن مجنون در این دوران نمیدانم ای با مرا با تاست پیمایانی تو با من کرده احدی مرا با تاست پیمایانی تو با من کرده اهدی شکستی اهد یا هستی بران پیمان نمیدونم نمیدونم دوستان نقل شده شخصی به خدمت رسول اکرام صلی اللہ علیه و آله رسید و از اون حضرت معایزه خواست حضرت به او فرمودند اگر من ترا نصیحتی کنم آیا آن را در زندگی به کار می بندی؟ اون مرد پاسخ مصبت داد رسول خدا سه مرتبه این مطلب رو از اون شخص پرسیدند شاید به این علت که ذهن و روحش رو برای معایزه کاملا آماده کنند پس از اون پیامبر صلوات الله علیه و آله فرمودند هر کاری که تصمیم به انجام دادنش گرفتی ابتدا در نهایت و آخر و آقبت آن نیک تعمل کن سپس آن عمل را انجام بده شبتون به خیر و نیکی و سلامتی باشه انشالله هر کجا هستید بهترین آرزوارو داریم برای شما شنوانده های بزرگوار رادیمارف به خصوص شما شب بیدارانی که وقش شبانگاهی براموهای رادیمارف رو برای شنیدن انتخاب کردید با افتخار خدمتون هستیم همچنان تا ششه صبح فردا انشالله که شما هم در این سفر شبانه من و دوستانم رو همراهی بفرمایید اما در فرصت پیش رو کلام امام رو می شنویم بیانات حضرت امام خمینی رحمت الله علی و سرود ملی کشور عزیزمون و ساعت 24 هم از آخرین رودادهای ایران و سایر نقاط جهان با خبر خواهیم شد و پس از اون دوباره در کنار شما خواهیم بود با ادامه یه بخش سووم برنامه ای که از کلام تو میوزد نسیمه اش آمدی و باق جان پرشد از شمیمه اش آمدی و باقی جان پر شد از شمیم عشق کلام امام سایبان عشق بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان عشق بود دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو با تو عرق بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو راه شما عزیزان اسلام را زنده کردید و شما عزیزان ایران را بیمه کردید و این جوانان که از روز اول انقلاب در پیوزی انقلاب نقش بزرگ داشتند در ادامه انقلاب هم این نقش را دارند و امیدوارم که این نقش را به خلافهای خودشون و به فرزندان خودشون بیاموزند آنکه در طول تاریخ ایران همینطور که الان اسلامی است و مثل شما جوانانی که نزیر اون را ما نمیتوانیم در تاریخ پیدا بکنیم اولاد عزیز شما هم مثل شما بار بیان و حفظ کنند کشور خودشون را و حفظ کنند اسلام عزیز را اسلام در قرنهای زیاد مظلوم بود برای این که اون چیزی که اسلام میخواست در پرده بود و اون چیزی که برنامه اسلام بود هیچ وقت پیاده نشد و گفته نشد و ملتها را بیخبر گذاشتند از اسلام و جنایتکاران تاریخ کوشش کردن که اسلام را در هجاب نگه دارند و نگذارند این مکتب آزادی بخش را این مکتب استقلال بخش را این مکتبی که با ستمکاران در ستیز و با مستمندان برادر است نگذاشتن که معرفی گشد و من امیدوارم که در این زمان که ما هستیم توفیق پیدا بکنیم همه عزیزان ما توفیق پیدا بکنند و همه مبلغان اسلامی توفیق پیدا بکنند که این پرده هایی که قدرتمندان بروی اسلام کشیده اند و حقائق اسلام را در ستره نگه داشتند با دست علمای اسلام مولدقان اسلام و همه جوانهایی که مشغول خدمت هستند عرضه بشد قدرت اسلام یک امری بود که انکار داشتند قدرت ها حکومت ها حکومت هایی که روی کار می آمدند چون هایی که مخالف با اسلام بودند چون هایی که مخالف نبودند اسلام را در یک هجابی نگه داشتند یا آمدن یا از روح جهر مثل باران پرست کرامتون شیبه اشتازگی ترابتون در مسیر پرست شکست فرسون گوه بود و پرست قامتون گوه بود و پرست قامتون موسیقی دیگر