دیدگاه امام صادق علیه السلام هم موضوع صحبتشونه که تا چند لحظه دیگه پخش میشه آقای قاضی سیزه و ده روایت اشق سیزه و سی و پیام ولایت صحبتهای رحبر عزیز انقلاب سیزه و پنجه و پنج دقیقه خواهد بود بیس و هشت دقیقه مدت زمان برنامه بربال سخنه که من خواهش میکنم یه صدوات با هم بفرستیم هم برای نورانیت قلب و لحظه های خودمون هم برای علمایی در گذشته از جمعه مرحوم آیت الله زیابادی هم برای این که خدا خوشش بیاد از ما بنده ها بگه آن به آن و لحظه به لحظه یاد محمد و آل محمد تو زهن بنده های من زنده است اللهم مسل علا محمد و آل محمد و عجل فرجه هم آیا نرسید اون وقتی که این دلهای ما خوشیو تیدا کند قرآن گفته ما این دکم ینفت و ما این دواله باق اسلام خیمش روی این پنج رکم استواره باید به همه کدیدی که خدا از اون نظرش رو برگرد میتوانی بر بال سخن روزها فکر من اینه همه شهر سخنه روزها فکر من اینه همه شهر توخنه که چرا باقی لذن باره دل پیش کنه که چرا باقی لذن باره دل پیش کنه به نام خداوند بخشنده مهربان سلام ارز میکنم خدمت شما شنوندگان عرجمند برنامه بربال سخن با برنامه دیگری از این مجموعه در کنارتون هستیم و در فرصت پیش رو سخنرانی مرحوم آیت الله سید محمد زیابادی رو میشنویم با موضوع مبنای زندگی از دیدگاه آقا امام جفر صادق علیه السلام دعوت میکنم این سخنرانی رو بشنوید بسم الله الرحمن الرحیم خبت امام صادق علیه السلام ارز شد که مردی سآل کرد که یبن رسول الله شما پایی کارتون چی گذاشته اید این کار شما روی چه پاییه اید چقدر آدم آقل بوده رفتی این سآل کرده دیگه این آدمیست که میفهمد به این دنیا آمده همین لقوه عوض که نیست که آمده دنیا قدیبی خواباد و بخورد و باید بره بی میره بپوسه این کنید خب اینجا دانشگاه هست منرسه هست آمده این تحصیل معارف کنیم برای این آمده تحصیل معارف ما هیوان که نیستیم که خوردان خوابیدن و اعمال شهوات باشه که این فهمیدیم مطلب را که برای این آمده یه برنامه ای دارد باید برنامه ای داشته باشه اون برنامه هم افرادی هستن که کاملا مراقبن خودشون الگو هستن فهمیده که ما در این مسیرمون برنامه لازم داریم و برنامه هم از کسانی باید بگیریم که خودشون هم آلم به اون برنامه هن هن آمل به اون برنامه هن امام معصوم مثل این او الگوست ما در این زندگی دنیا ایمان که دین داره هستیم اولگو لازم داریم سرمشق خدا فرموده لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ اُسْوَتُنْ حَسَنَهِ شما اصوه ایخاد که همیدون رهاکه نیستید که هر جور شد اولگو لازمه سرمشق لازمه بگیرون چه کار میکنن چجور نماد میکنن چجور عبادت میکنن چجور جهاد میکنن چجور عمر مرخون رهجمون کر میکنن اینه بدانید اولگو دارید شما اصوه است اون تا برای کی لمن کام یرجالله ولیوم الاخر بله اون کسی فهمیده هم که اون آلم خدا دارد این خدا برنامه دارد بعد مرک ما زنده میشیم حیات ابدی داریم این فهمیده یرجالله ولیوم الاخر این آدمیست که هم رحمت خدا را میخواهد و هم روز قیامتش را میخواهد آباد کند خب این آدم باید عصبه داشته باشه آقای تأثیه کند یک کسی باشه بیرون سرمرشیه کجور راه میره کجور زندگی میکنه کجور زنداری میکنه کجور مردمداری میکنه این لازم اینها دیگه حیقنبر و عصبه است ولی از این فرمود اطاکم و رسول فقوزوه ممنوه هاکم انففندهو این رسول هر سی گبه بذیرید از قبل من آمده حرفو حرف منه حرفت قد بپذیریم حرف نحیشه خودداری کنید به اون چه که عمر کرده بپذیرید از اون که نحی کرده خودداری کنید حالا ما نمی فهمیم الان نمی فهمیم که این اولگوهای چقدر عرضنده هستند برای ما هم پیغمبر و امامان بعد امامان بزرگان دین ما علماء ما اینا چقدر عرضنده هستند که اینا اولگو باشند راه را نشون بدهند مرا به حال خود ما رها نکنن اران نمی فهمی چقدر این عرضش دارن وقتی مردیم می فهمیم اون روز غیرامت می فهمیم عذب الگوها داشتیم ما اصلا نفهمیدیم دنبال که نرفتیم و یوم یعظ زالم اله یدهیه یقول یالیتن رتقستمه رسول سبیله اون گفتر خداست یه روزی خواهد آمد که آدمی که ستم بر خودش کرده ظالم همه از که دیگر رو زدن و کشتن کرده به خود ستم بخودش می کند به خود ستم می کند اولی ای که با لازمه به فهمت نمی فهمد عمل کنه نمی کند این ظالمه روز قیامت این آدمیه ظالم به نفس کنه کدر مسلمه شد این آدم روز قیامت دست خودش تو گاز می گره یعز و ظالمه آدم که کار بدی کرده متبتی می شه باید تو سر خودش می زنه آه niños, چرا اینکار را کرده هست؟ اینکه دست خودش گاز میگره یعنی بخواد از خودش انتقام بکره می فهمد که خودش اینکار را کرده چرا کرده هست؟ تو سر خودش میزنه انگوش حسرت به دمدان میگذرد فارسی اینجورو میگن ولی قرآن بگه دست را میگذرد برای فارسی میگیم انگوش را میگذرد ولی قرآن بگه دست را میگذرد شدت حسرت بنده دامده یه عزوز داران آنگدهه حتی یده ای فهم بوده دو دست خودش را این یک کنای از همون شدته بگرداری سخت خواهد دید که پشیمان خواهد شد هر دو دست خودش را گاز میگیره آدم دان میگذه آچه من احمق بودم دیوانه بودم چرا این کار را کرد یقول یالیتن اتقدمه رسول سبیله میگه ای کاش میفهمیدم راه پیگمبر را پیش می گرفتم او الگو برای من بود سرمش بود از نفهمیدم چی می کند و چی می گه می گه ای کاش من با رسول راه یافته بودم می گه ای وای بر من در دنیا دوست به هر رو پیگمبر ندادم رفقا آمدن دور من گرفتن رفیقی معاشری چشم و عبروداری برای بیروها کشیدن برم از پیگمبر بریدم با این آدم پی بستم ای کاش با این آدم رفیق نمی شدم آدم ها نمی فهمیم اشخاصی که شیطان صفت هستن مثل مار خوشخبتقال هستن به سوائی آدم میان رفیقه معاشره دوسته فامیله فرق نمی کنه اینا شیطان صفت هستن میان دنبال آدم می کشند و آدم سرگرم می کنن آدم از خدا بریده به اینا ببسته روز قیامت انگوش خوشگاز می گه در دست قدش را ای کاش دنبال رسول میرفتم ای کاش به این آدم رزیق نمیشدم یا ویلتا ای وای برمن لیتنی لم اتقف فرانا خلیلا ای کاش فران آدم را دوست و قدر نمیرفتم باید معاشیت نمیشردم دیدی چه برا سر من را آورد نقد ازلنی انزکر بعد اجانی من را از ذکر باز داشت ذکرم خود پیگم مر ذکره قرآن ذکره این آدم به سمت من آمد برای از پیگمبر دور کرد از خدا و قرآن و خدا دور کرد با این که در خانم آمده بود سعادت آمد در خانه من در کوبیب من نرفتم باش کنم در اون در خانه من سعادت آمد خوشبختی آمد گفتم به من نوشته ها خوندم و گفته ها را شدیدم راه بود برای من نرفتم دنبالی سعادت در خانه من آمد وش اعتراض نکرد نکرد ازلنی اند زکر من رو از زکر باز داشت گمراه هم کرد بعد اججاعنی بعد اینکه آمده بود سراغ من خوشبختی آمده بود سعادت آمده بود من در بروش باز نکردم و کانا شیطان دل انسان خضولا شیطان همیشه همینه دنبال انسان میگرده از راه های گناه بود گمراهش کنید خب آن جمله ای که از امام پرسید که شما آقای کارو خود برچه استوارتر دهید که فهمید انوران نقطه اول همین که آدم بفهمد که اولگو میخواد سرمش میخواد ازشان بپرزد و بگیرد حالا این آدم آقل بوده قبط امام صادقه هسترام آمده و پرسید که پایی کارو شما چیه این برنامه زندگی که شما من چیه؟ من چی رو زندگی کنم؟ فرمود که به چهار چیز حالا اونو آسان دیگه آدم ها میموند یه حد تنگی مزارسی میریم یه جمعه هم جاب بگیریم خیلی خوبه فرمود چهار چیز پایی کار منه یکی علیم تو ان عملی لا یعمل هو غیری اینه فهمیدم که اون کاری که مربوطه به منه وظیفی منه دیگری نمیشه انجام بده و خودم انجام بده کار خودم به خودم مربوطه نه دیگری اینجا اشتغال بودارگی مردم همینه خودشون انجام نمیدن بقولم به سلمانه به قول خوده میگه میدنم خدا پیگمبر امام نموامیره میدنم و در این حال کار نمی کنه نه در نمازش دقت داره نه در گوزدارش نه در انفاقات مالش نه در خبت به مردمی رو نداره فقط وسیعت می کنه که بعد از مرگ من از سرس مال من چه کنید؟ چند سال نماز بگیرید؟ چند سال روزه بگیرید؟ وکه بره بید؟ نمیدونید؟ انفاق کنید؟ خوبیست بده از این حرف ها؟ با این مال شما کنید، این مال دیگرانه اونا این کار رو می کنند اگر بکنند، اگر وارسهای امروز وارس درستی باشند ساله باشند، بفرد عمل هم بکنند به خودش مربوطه و خودش بهره می بره شما که وقت عمل از دست دادید کار را من تو خب خواستم افاق کنم به شما اگر ست تا مال اونه یکیش مال شما همون نمایی برای شما میخاند اون آدم بعد مرگ شما اگر ست تا باشه نبدای روحتش مال اونه یکیش مال شما میتوانید شما در دنیا همه شما رو خودتان قرار بدهید شنیده این مردی که اموال فراوان داشت مزرعه داشت نخلستان داشت آدم خوبی هم بود و تمام حوض خدا را و بندگان خدا را داده بود و موقع که میخواست از دنیا برم و پیام برکنم به محمد کنار بسترش، رعیادتش مرد گفت که آهان من به همه این حوض عمل کردم، خمتی، ذکا، و تی هر چه بوده داده هم این رو میدارم در این حال الان انبار، خورما دارم، انبار و خورما دارم از شما خواهش بکنم بعد از من اون انبار را براش باز کنید هر چه خورما را تو مردم پخش کنید. رسول خدا قبول کرده. بعد مردم آمدند باز کردند دربند اون انبار را و خورما را پخش کردند. بعد آخرش بیدن خورما از زمین برداشت رسول اکرام دست بلند کرد. فرمود مردم این چیه تو بست من؟ گفتم یک خورماست. فرمود که این آدم اگر زمان حیات خودش همین یک خورما را انفاق میشد برایش بهتر بود از این انبار و خورما که من انفاق کردم. از طرف من انفاق کردم. نفسیش من بودم دیگه. خیلی مهمه. ولی در اینها اگر خودش بود یک خورما را خودش میداد پیش قدام و غربتر بود از این انبار و خورمایی که من از طرف او دادم. یعنی بیدار باشی و تو خودتون هستی کارتون رو انجام بدی بیچه هی واسه یک نیفون آدم اولا براز انجام نمیدن خب مطمئن باشید الان وارثتون نیست که انجام بدن کار شما را فقط نه انجام هم بدن به شما مربوط نیست اخو همش این بدن که نیست که همه اون بدن رو انجام بده اون وارث شما اگر خواست عمل کنن یک خمراسی میشه رکوع یا سجده مثلا یک گرسته این رو برای مارم اگر انجام بده زحمت بگیره رنز ببره که تقوی تولید بشه تقوی لازمه نفردن حرکت بدنه ایش خمه راست شده میشه شده کردن تقوی لازمه اتقالله این اکنه ها کم این دلالله اتقا کم اون تقوی را خودی پاید درست کنه مردم با کار مردم که تقوی من درست نمیشه که در فرض عمل من اون انجام داد خب انجام اون فهونر کند که من را به جهنم تارکت را دارم نمیدونه نمایشت قنوه را سر برم بهشتی نخواهد کرد که عمل وارث شما را بهشتی نخواهد کرد خیلی همه عمل کنند امال کنند شما را از جهنم نتاب بدهد تو دخمه ی تارکسترات شما نبرند این تارکسترات نبوده فرق نبوده عمل وارث که مقرب انسان نیست انسان باید جوهر روحش تغییر کند تحول پیدا کند جای روح عوض بشه، این کلوخ تلا بشه، برای این رو بردم. ما یک کلوخی هستیم آمدیم و تلا بشیم و رویم از این دنیا، و تلا بشدیم. کم این آدم خودش که نکرده، و این وسیعت کده دیگه با انجام بشه، کاری درست نیست. امال مال خودمان خودم انجام میده چون فهمیدم امال مال خودمانه نمیشه دیگره انجام بده اکتعدتو کوشیدم کوشا کدم تلاش میکنم کارمو انجام بده یه بزرگی نقای قدر پسری با هم میرفتن در کوچه تاریش خب سابق که برق نبود هم فانوس بود میشیشیدن دیگه تو کوچه یه فانروز کش بود میره جروم این پشترش میره که راه باز بشه چرا بغ نبوده همون فانروز بود پدر به پسرش گفت بیا همراه من فانروز بیار من برم جایی فرمخورم اون پسر اون آدم آقل دانایی بود پسرش آمد فانروز رو گره پشترشو حرکت کرد پشتر اون پدر اون جروب این پشترش اون ناراحت شد پسر آخوای فانروز با جروب باشه راه را نشان بده تو میخوای فانوز پشت سر را من روشن کردی گفت پدر اگه مطلب اینه پد چرا خودتون تا زنده هستید فانوز را نمیبرید چرا کار عمل نمی کنید به من وصیب می کنید که من بعد از شما فانوز کش باشم فانوز پشت سر که روشن نمی کند فانوز پیش روشن می کند خودت هستی فانوز روشن کن پیش راه خودت روشن کن قبر خودت را و از درخودت را با من که درست نمیشه که او فهمید احسن فرزندم او بیدارم کردی والا ایمان فرمود که من فهمیدم عمل من زیری انجام نمیده خودم کوشش میکنم انجام بدم و علم تو انالله محتلون علیه فستحکی تو اینه فهمیدم که هر جا باشم خودم رو میبینه چون میبینه حیاء دارم از خدا در خلوت گناه نمی کنم تو مردم که نمی کنم از مردم هیا می کنم تو خلبتم از خدا هیا می کنم چقدر بزرگه مردم را آدم به حساب بیاورد کاری که نمی پسنده به انجام نبهد اما کاری که خدا نمی پسنده انجام بدهد این بشه خدا احوال نازرین معلوم شده که از ترین بیننده ها خدا هست اخفر متلعین سبکترین کسی که آگاه هست خدا خیلی گناه بودگیه مردم را بینا ببیند خدا را نابینا ببیند مردم را آگاه از کار قدش ببیند خدا را ناغاه ببیند این خیلی بی هیاهیه امام فرمود که چون فهمیدم هر دا که هستم خدا بر من نگاه می کند پس تحییتو هیاه کردم جمعی و وارث شدم رسول خدا گفتن انا مؤمنون ما ایمان داریم به مبد امعاد فرمود که عربات ایمان شما چیه گفتن به هنگام ت شاکریم و به هنگام بلا سابریم رضا به قضای خدا میدهیم تسلیم امر خدا هستیم فرمود این کنتم کذانک لا تزمعو ما لا تأکلون لا تبنو ما لا تزکنون لا تنافسون فیما انهو ترهارون اگر راست بگید شما این که جم می کنیم برای خوردن را بیش از مقدار لازم چرا جم می کنیم اینو تجمع داره زندگی از اون جم می کنیم هر چی می کنی بازم کمه هر چی پول بازم کمه خب شما چقدر می خواد بخونیم اون از اون مقدار زائده و لازم چرا جم می کنید اگر راست بگید شما ایمان به خدا و آقایت دارید لا تجمعو ما لا تأکلون اون سرا که نمیتوانید بخوره خب جمع نکنید لا تبنو ما لا تجکلون این همه روی هم میسادید گرفه ها برج ها دارید میکنید چفما در این سکونت که نخواید کردید انباردار دیگران هستید شما زمین که دیگران بخورن شما خود که نمیخورید نه خودت اونجا مینیشینید نه خودت نمیخورید پولان را جمع کردید مردم میخورند و خانه ها هم دیگره میمیشینند این آی اقلاییه اگر شما آقلید راست میگید لا تجمع و لا تعکلون لا تب نومانا تجکلون در این دنیا زود گذر چرا اینقدر سبکلی هم میزنید شکم بارا میکنید اون فانه انسانی که به باقی اعتقاد دارد خودش فانه فانه نمیپند که آخرتش را به دنیا نمیفروشه خب اینم تو جمله که ارسو میگاده ما به اون این جمله ها کتا هست اما دیگه خب خیلی آموزنده هست اون اولی دانستم عملم را دیگران انجام نمیده خودم انجام میده دانستم خدا آباهی دارد از کار من هیا می کنم از اون و علم تو اندرزگی لایع کنو غیری فهمیدن رزق من را دیگری نمی کنه خودم خواهم خود اون کسی من شکم داده شهر امپورگرم داده هر اون کسی که دندان دهد نان دهد من میدونم تا رزق خودم را نخوردم نخواهم مورد چه بسیار هولو هراست دارم این روزه ای نکنه بعد از این بیشاره بروشم غیرمانه نکایی رو یعنی نیست اگر خدا رازق است مطمئنم که او که دندان داده حتما نان هم خواهد داد خب آرامم هیچ مراحت نیستم دو حساب کار کرده عمر داده به قدر عمرم رزق داده چون عمره حساب داره عمر من نفس من حساب داره چند تا نفس بکشم خب رزقم حساب داره او خواب که نرفته یه لا تخوزه حسن را دنبالا نو چود نمیزنه نمیخوابه میدانه چی خرق کرده این چقدر عمر میکنه در عمر چقدر رزق داره خب گرفت را هم میکنه دیگه آنه دیگران سر سفره شما آمده خیال نکنه شما رازقون ها هستی رزقش هم به دست شما انجام کنید این افتخار شما در سر صفره شما دیگران به رزق خودشون برسن رازق هم مال شما هم مال اونا رازق خدا هست حالا اگر خدا ها آین کرده صفره شما باز باشه دیگران هم روزی خوشنهید بخوره این افتخار شما وحشت نکنی ای عذاب روزی خوره زیاد شدن فرزنده هم زیاد شدن همسر من چجوره خودتون تزمل خواه نباشی رزق خدا میردی اینم سه گویی فهمیدم که آخر کار من مرگ مردنه آماده هم آماده مردنه حالا آماده مردن نیه برای گوشه بنشنی منتظر جناب ازرائیل باشه این دید دنبال کارش بره کار شرحیش خود انجام میره وزیفیش هری به کار کردنه گفتن آدم بیکار ملعونه پیش خدا باید کار کند اما کار رزق رسان نداند خدا رازقه است کارم وسیله است طبق امر خدا کار میکنم نه برای شکم خودم پرگنم این خیلی فرقه مؤمن برای امر خدا کار میکنه چون خدا امر کرده برون بالکار میره نه از اینجای حد تر رزقی بسته بشه آقای کاره اینکه شرکه آدم متوئینه که خالق من رازق من را میرساند و مرگ هم سر راه من هست آماده هم یعنی دنبال کار میره بند تبکه امر خدا و گناه هم نمی کنم چون خدا خوشش نمی آن تا بمیرم تو اون لحظه ای که مرگم فرابرسه مرگ تا رسید خب دیگه آرامم میگم تبکه امر خدا کار کردم هرچه هم بوده اگه جمع هم بوده به قدره که خدا و خدا جمع کردم بقیه همه ها رو با خداست و آینده من با خدا خب این هم این جمله بعد فرمود که خیلی مراقب بودن که هم روابط اجتماعی ما هر روابط خانوماندگی ما مراقب بودن بعد این هست دمیاری استرام به کوفه آمدن چون مدینه بودن دیگه زنگ جمل که به وجود آمد آمدن به کوفه و اونجا به مردم کوفه یه رو در خطاب خودشون فرمودن یا احلال اراک نبه تو امنن نساکم گدافعین رجال ای اهل کوفه من شنیدم چون در مدینه بودن دیگه من باخبر کتن که زنهای شما تو خیابانهای شما دوش بیوش مردها راه میروند تنه میدن به مردها اما تستهگو هگا نمی کنید؟ این خطاب از زنگانیستان ما بگیم حرفا از بود افتاده دیگه یعنی به درد نمی کنیم چقدر زندگی ما هم آگوده شده یا نمیشه به گفتار اونها من فاکه امرأتن لایم لکها هبسه الله لکل کلمتین کلمها فی الدنیا الف آم مرد نامحرمی که با زن نامحرم شوخی کند در گفتارش مثلا هر که میدنه مزاح کند شوخی کند روز قیامت به هر کلمه که گفته است به هر کلمه هزار سال نگهش میدارند هر یک کلمه احوال شما مثلا این یک کلمه از این چند تا حرف داره منو شوخی باشم اگر میگیرد احوال پولیتو با به دور عیب نبریم اما شوخی با خود بکند هر یک حرفش هزار سال نگه همی دارن چی میگنید آیا دین ما نیست؟ زندگی ما چی میگیرد الان؟ زندگی ما چطور با این حرف ها سازگار دارن؟ و ابو بصیر گفت که من یک زنی را آموش قرآن می دادم، قرآن را داشت می دادم، خب اون گاه بوده این قرآن بود، بعد که نیست، بعد در اصنام قرآن گاه نیست، این کلمه شوخی کردم ببود، در اصنام همون قرآن یاد می دادن، این کلمه شوخی کردم ببود، پس اون خنده شویره بعد اینکه من که بودم بعد وقتی رفتم فردا پیش امام صادق رازم بگویم بگویم که چه گفتی به اون زن؟ تا من درباز کردم وارد خانه ایشون کدم و می گفتی اون گروه به اون زن چه گفتی؟ من خزارلب کشیدم سرپایین را هیچ چی نگفتم و می گفتی دیگه این کار را نکن شما خیال نکنید که ما پشت در نیابیریم پشت دیوار نیابیریم نه همچنین نشسته ایم به همه جا آقایی داریم این مثل روایات اجتماعیشون. آباد خانوادگی اونو به همین کیفیته. آیا چقدر از زندگی خانوادگی ما با دستوراتشون تطبع بگذارد؟ حضرت عمیر فرمول که ما منظیر بودیم، پیگام هر اکجام وارد شد و بعد دید که فاطمه کنار دیگ آشت شده، فاطمه رو دیگ آشت رو رسید. منم عدس پاک می کنم و خیلی خوشبال فیدر اسم الله اکرام به مرمود که یا اول حسن گفتم برگاه رسول الله فرمود که اسمم و اغون بشم من چی میگم هر چی میگم خدا میگم بشم که من چی میگم مامن رجولن و این مرعته هر مردی که تو خانه کمکار زنش باشه در کارهای خانه به تعداد هر موی که در بدنش هست عبادت یک سال نوشته میشه برایما برای این چند موه در بدنش هست به ذرا کمک میکنه برای از از پاک میکنه برای این کمک میکنه به کانواده اشتیه قضا درست میکنه به اداده هر موی که در بدن دارد عبادت یک سال اونم غوضدار و شرفزنددار سال اینجوری عبادت یک سالی که شبه ها شرفزنددار و غدها غوضدار باشه به هر قدم ای که برمیدارد سباب حج و عمره در باش نوشته میشه خانوا برمیدارد ختم انعام بگیرند ختم انمنگوچی بگیرند تو خانوا هاشون چی اختراف میدارند با هم نمیسازند با ختم انعام و انمنگوچی و این چیز دین ما حد دارد یه تو خانه اد بمان به خانه به خانه هم که حج بکن به هر قدم یک حج و عمره برمیدارد خب نیم تو خانه، حج تو خانه، عمره تو خانه، ولی به این شرکه، حرمت متقابل داشته باشید. از اون طرف به زن هم ورموده که ما من امرأته، هر زنی که تسقیز اوجه ها شهر بردن من ما ام، زن ایشه یه لیگان آب بگیره از شوهرش بده، این فهمود که كُتِبَ الله خیر الله من اماده سنت سیبا منو به همین کفیه، برای همون یه درفت آبی که داده عبادت یک سابهش نوشته میشه که شبه ها شب زنداز و روز ها روزه داره یه شربت آب داده مثل همسره خدمت منظور اینه پرمدگار بحرومت امام اصد در فردش تعزیل بفرمایید خوب دوستان همراه و همگام برنامه بر بال سخن از رادیو معرف سخنرانی مرحوم آیت الله سید محمد زیابادی رو شنیدید با موضوع مبنای زندگی از دیدگاه امام جعفر صادق علیه السلام که انشالله مورد استفاده و اینایت شما عزیزان قرار گرفته باشه از همراهیتون سپاس گذارم و تا فرصتی دیگر شما رو به خدای متعالمی سپاریم خداوند یارو نگهدارتون موسیقی برای ازویت در کانال رسمی رادیو معارف در پیام رسان ایتا میتونین عدد 96 رو به سرشماری 3015 ارسال کنید دسترسی به پشت سحنه برنامه ها دسترسی به آباها، نباها و میان برنامه ها در یافت برنامه های جدید و پرمخاطب در رسیب آخرین اخبار و اطلاعات معارفی همه و همه همه و همه در ایتای راژیو معارف برای ازگیت در کانال راژیو معارف در پیام رسان ایتا فقط کافی عدد 96 رو به سرشماری 3015 15 3015 15 ارسال کنید تا