بگو اللهم لا تمقتنی من برای چند ثانیه قافل شدم بر من خواهش نگیر این خنده تو تشیز نازه پیداست که طرف حواسش نیست فرمسته قافله یعنی این مرده مورد تکان نده حضرت شیعه داره کسی میخنده فرمود گویا مرگ بر غیر ما نوشته شده است گویا حق بر غیر ما واجب است مرگ حق دیگه اند الموته حق بر فرمود گویا اموات مسافرانی هستن که بر میگردن به زودی پس حضرت داره میگه انواد مسافرن اما مسافران میگن که بر نمیگردن اما اونا هم مسافرن اونا هم دارن همیجون میرن ما تو این مرحله داریم میریم اون یه آلم دیگه هست دیگه برزند باز هم دارن میرن تا به اون لقاء برسن این یک جا در حکمت سلسی هم داریم که حضرت از جنگ سفنگ که بر میگشتن به قبرستان کوفه که دستید در شروع کردن با مردان هر سدن یا اهل دیار الموهشه و المحال المغفره و الغبور المظلمه ای اهل خانه های پر از دهشت ای اهل قبر های تاریک شما جنوتر از ما رفتید ما هم پشت سر شما داریم می آییم از درد گزارش دادن فهموند خونهاتون و دیگران ساکن شدن اموالتون رو تقسیم کردن خانمه رفت ازدواج کرد یا مثلا همسای ازدواج که حرف میدونه این خبر ماست شما چه خبری دادید از زد رو کردن به اصحاب فرمود اگر به اینا اجازه میدادن حرف بزنن اینا به شما میگفتن اندخیر از زادت تقوی یعنی سفر زادتوشه میخواهد و بهترین زادتوشه تقویه اون که رفته اونجا میفهمه تقوی به درد میخوره ولی آقیر یه چیز دیگه به درد اونجا نمیخوره ولی زا در زیاره تا امین النار داریم که متزودتن تقوا لیام جزائی مدار کمک کن من زاد و توشه تقوا بردارم برای روز جزاء زمنا اینو بهتر می کنم تو نهجل بلاخه داریم که همه متزودن همه دارن زاد بر می دارن مؤمن و کافر همه سائی هستن همه دارن تلاش می کنن مؤمن و کافر متا جهت ها فرق می کنه اون چه زادی بر می داره مؤمنین چه زادی بر می دارن هم محتواش فرق میکنه هم جهتش فرق میکنه در مورد سعی قرآن میگه اِنَّ سَعْيَكَهُمْ لَشَتَّهَا همه تون تلاش میکنید ولی تلاشها پراکنده جهتها فرق میکنه محتوه های هم فرق میکنه دستبندی آدم ها تو نهج البلاغه یک جهتش از جهت تزوده یعنی چگونه زاد برمیدارن از زاد فرمود آدم ها فرق میکنن این خطبه 133 رو نگاه کنید فهمود انما دنیا منتها بسر الاعمه یه دست اعمه یعنی کردلن یه دست بسیرن یعنی بینادل هستن فهمود دنیا نهایت برد دید آدم کردله کردل دیگه ماورای دنیا رو نمیبینه لایبسروم ماورا آها شیعان ول بسیر بسیر فهمود چشمشو از دنیا اوور میده و میداند که ورای این دنیا سرای دیگری هم هست فمود بسیر منها شاخص چشمشو از دنیا برداشت نگاهشو دردست رو دید ول اعما الیها شاخص کردل به دنیا نگاه میپرد جلو پا شدی فقط همینجورو بعد فمود ول بسیر منها متزمد بسیر از این دنیا زاد و توشه برمیدارد ول اعما لها متزمد هم بسیر متزود و زاد برداره اون برای آخرت برای دنیا بسیر زاد برمیداره برای آخرت چیز اینجا نمیخواد بذاره اون کسی که کوردل هست زاد برمیداره ولی برای دنیا همینجا میذاره پس اینم همه متزود هستن جهت این زاد برداشتن و محتواش فهم داره برای همین حضرته میفهم دارن تجه هزو تهد از این درس حالا میخونم برای تون بله مثلا توی خطبه داریم خوز مایب قالک ممالات هب قاله شاید قشنگ فهمود بردار بگیر آنچرا که برات باقی میمونه از همین فانی ها از همین چیزایی که باقی نمیمونه بقاعت را تزمین کن خوز مایب قالک آنچرا که باقی میمونه برگیر از کجا؟ ممالات هب قاله از همین چیزایی که تو باقی نمیمونی برای این ها بعد فرمود تیسر لسفره ایک برای سفرت آماده باش و شم برق نجات ببین برق نجات از کجا درخشیدن میگیرند ورحل متایت تشمیر فرمود موکب سفر را آماده کن آماده کچ از این دنیا باش دیدید اینایی که هواپی ما را آماده میکنن قبلش از جهات مختلف دران آمادهش میکنن خود یک ده برند دیگه سفر اینجوریه اگه توجه داشته باشن آدم ها خودشونو آماده میکنن در خطبه 123 داریم من تذکر بود سفر استعدده یعنی اکسی به خودش بیاد سفری عبدی در پیش دارم راهی طولانی فهمی خودشونو آماده میکنه خاصیت تذکر به سفر عبدی ف استعداده آماده شدن برای مرگ آماده شدن چی؟ زاد و توشه برداشتن حالا آماده شده نیشی که داره امام حسن مشتبه علیه السلام آخرین لحظات به جناده فرمود استعدال یا آمادگی یعنی چی در یک روایت داریم سوئل انه الاستعدال للمون سوال شده آمادگی مرد چیه حضرت فرمود ادا اول فرایز اول انجام واجبات یعنی هر کسی فکر کنه واجبات تشکیلاتی داریم واجبات خانوادگی داریم واجبات همسایگی داریم واجبات فردی داریم واجبات تربیتی داریم واجبات گناگون داریم من واقعا واجباتمو انجام میدم یا انجام نمیدم یا خدای نکرده ترک فعل دارن نسبت به واجبات این دوباره اجتناب المهارم واجبات به تنهایی کفایت نمی کنه از حرام باید اجتناب کرد حرام معصیت نکبت میاره کسانی که بی اتناه هستن به حرام هایی که مربوطه به پوششه یا مربوطه به خورد و خوراکه یا مربوطه به ارتباطه یا مربوطه به تشکیلاته این حرام ها به اعتماد سن ندارن خودشونو ببهرون کنن خودشونو گرفتار میکنن برای خودشون نکبت درست میکنن پس انجام واجبات ترک محرمات این دوتا کفایت نمی کنه ولی اشتمال علل مکاره اون باید اهل کرامت باشید سخاوت واجبه نه بخل حرامه نه ولی سخاوت نداری کمبود داری بخیلی یک عیب نقصانی داری عفو واجبه نه ولی اهل عفو نیستی کمبودی داری کرامت نداری ولی اینا تو رو آراسته به فضیلت ها میکنه اینا رو نداری کمبود داری نداری میگه به آماده نیستی این ثومیش خیلی قافل میشن یعنی هر تیپی یه بخشش قافل میشه تو جامعه بعضی ها حساس بر واجبات هستن بعضی ها حساس بر محرمات هستن فضیلت ها رو فراموشی کنن بعضی ها میشناسم حساس بر واجبات و محرمات نیستن یکم دقیق نمی کنن تو واجبات و محرمات ولی فضیلت دارن ولی سخاوت دارن ولی کریمن ولی جوانمردن ولی اهل عفو هستن ولی دست به جیب هستن حتما شما هم دیدید بله خرابه خب اون عزیزم باید بدونه که آه شما اینم به تنهایی کفاید نمی کنیم تو باید به فکر باجبات باشی خدا خیلی تو میخواد تو که دست به جیب هستی چرا اونجوری که خدا میگه دست به جیب نمیشی؟ چرا نسبت به خدا تو وفاداری؟ اما نسبت به خدا چرا وفادار نستی؟ چرا به دستورات خدا ترجاه نمی کنی؟ این استعداد مرد در یه خطبه فهمود استعد دول الموت آماده شوید برای مرگ یعنی آماده شوید برای سفر عبدی چون مرگ در به سفر عبدیه آغاز سفر عبدیه فقط ازل لکن فهموند مرگ سایه افکنده است کونو قومن سیه به هم فهموند مثل یه قومی باشید که دم گوشتون فریاد زدن همه از خواب بیدار شدن اینجوری باشید بیدار آماده و علمو و علمو و اونا فهمیدن که دنیا سرای مندن نیست فستبدلو دیر یا زود خودمون میفهمیدی و خوشبالون رایی که زودتر فهمیدن فهمید فستبدلو دنبال یک سرای جدیدی بودن دنبال عوض کردن این خانه بودن باز در روایت داریم استعداد مک تجنب الحرام هست از حرام ها اشتناب کردن و سخاوتمند بودن و انفاق کردن هست این میشه آمادیگی دست به جیب بودن بزلون ندا ول خیر یعنی انسان بزل کنه خیرات داشته باشه و الحمدلله به نظرم دو هفته قبل بود برنامه ایران همدل شما نجری بودید بله بله بله چقدر جالب من اونجا گفتم تابلوهای تماشایی خلق شد اینگار اصاره ملدت ایران اونجا بود در ارساهای مختلف یک ایران همدل یک ایران همدل همیشه و الان هم ادامه داره ما خودمون برای همین مجتمعی که مشغول هستیم چه سحنه هایی مواجه میشیم یعنی افرادی هستن نادارن ولی از کم دریغ نمی کنن گاهی میبینیم بوشفرش رو فرستاده بعد که بررسی میکنیم اینو خانواده برخورداری هم نیست بعضی برخوردارای هم میبینیم انفاقای ریز و دروش این انفاقای ریز و دروش چقدر برکت درست میکنه که تو انفاق کوچک رو هم براش عرضش قایل باشید نگی این عرضش نداره نه اگر خدا بخواد برکت بده فرقون کنه فرمود دیوختای گاهی ایار این بالاتر از اونه بله فرمود کار خیر کم رو کوچک نشنوارید اگه خدا به پذیره دیگه کم نیست اگه خدا قبول کنه دیگه کم نیست الحمدلله ما ملت شریفی داریم الحمدلله خیلی این فهنها خیلی رشنگه و وقتی همه میان پای کار مشکلات حل میشه همه همدل میشه من و کاش این همدلی در همه عرصه ها توصیح پیدا کنه در جریان جنگ دوازده روزه همدلی نشان داده تو کرونا ما همدلی داشتیم تو سیل همدلی داشتیم تو این جنگ همدلی داشتیم در حقیقت میشه بگیم جز ملت هایی بودیم که توی بلاها زود کمر راست میکنیم نمیذاریم یک ادهی لح بشن و دشمن چون غصه همو میخورید و این امتیاز ماست و اینا رو میخوان از ما بگیرن اینا رو بگیرن زود بر ما مسلط میشن اصلا خدا به وسیله همین ها امداد میرساند یه آیه هست خدای مصال به پیانور عظم میفهم باید که خدای مصال به پیانور عظم میفهم باید که خدای مصال به نصره و به مومنیم خدا تو رو تقوییت کرد چجوری به نصرهی یعنی امدادهای ویژه و به وسیله مؤمنین یعنی مؤمنین وسیله نصرت خدا هستن نصرت از آن خدا هست همه کار خدا هست ولی اسبابش میشن همه این مردم و مردم رو اینجا باید شناخت خیلی ها تو جنگ دوازدر روزه تلقیشون از مردم جامعهشون عوض شد دشمن هم تلقیش عوض شد فهمید اشتباه کردی یعنی توی بلاها میتونن آدم هم دیگر رو بشنسن جوهرها آشکار میشنند دشمن امید بسته بود امیدش نامید شد انشالله که همیشه نامید باشد انشالله خب فرمود پس پسرم تو سفری طولانی در پیش داری بعد فرمود مشقت شدیده سفرش هم آسان نیست دارای مشقته مشقت میگه باز میگه شدیده یعنی مشقت روی مشقت خود حضرت همین جا یه جای آه میکشن آه من قلت و طول تریق و بود سفر جهتش همینه دیگه پس مسیر عبدیت هم طولانیست هم مشقت سختی زیادی داره نه سخت آدی مشقت این شدیده و این مشقت از همون ابتداست از همون ابتدا یعنی از ابتدای مرگ و از ابتدای زندگی هستن این نکه کاده تو این دنیا مگر انسان آرامه دنیا دنیای بلاهاست سختی هست گرفتاری هست فراز و فرود داره ولی اگه بگیم مشقد از ابتدای سفر از ابتدای مرگ بگیریم فمود انه للموت لغمرات مرگ مردن جان دادن گرداب های دارد که نمیشه باید توصیف کرد عقل اهل دنیا نمیتونه اونها رو درک کنه این سختی ها حالا سختی ها رو میشه باید آسان کند بله خودتو آماده کن سختی ها آسان میشه بند آدم های سخاوتمند مرگشون سخت نیست چون انسان وقتی که اون خانومی که گردنبندشونو دادن نمیدونم گوشباره دادن علنگو دادن این در حقیقت داره دلکندگیهاشو دلبستگیهاشو کم می کنه داره دل می کنه خب آسان میشه رفتن دیگه بعد فرشته خاصی برای قبض روح این فرد میاد بعض از فرشته ها هستن قرآن میگه و نازعات نازع اینی چی؟ یعنی کندن یعنی اونا باید بیان روح این آدم رو بکنن از این عالم ببرن چون خودش زودتر نکنده افری اما برای مومنین چی؟ و ناشتات نشتا با احترام قبض روحش میکنن با احترام من گاهی مثال ردم به میوه رسیده و میوه نارست میوه های نارست رو از درخ بکنید شاخه گاهی کنده میشه میوه کنده نمیشه بله اینجوری به چرخونیش جاهایی جایی هم با شاخه میاد آره ولی میوه رسیده چی با باد کنده میشه با یه اشاره دست زایمان هم همینجوریه بچهی که رسیده میشه این زایمان آسانه نارست باشه هم خودش عذیب میشه هم زایمانش سخت میشه میخوام بگم در حقیقت آدم هایی که انفاق میکنن دارن خودشون رو آماده میکنن برای رفتن هیل انگار دارن به خودشون یاد آگری میکنن ما نمیمونیم اینجا پس برای خودمون بفرستیم در نامه 27 به محمد ابن هنفیه امیر المومنین فرمود لا تتمندن موت الا به شرط نسیق تمناه مرگ نکنی مگر با شرطی محکم چرا؟ چون سفر مشقت داره تو نمیدونی بگو خدای مرگی ما رو برسون از این مشکل نجات پیدا کنیم خب اونجا که مشکل سرد درابره بله اگر خاطر جمعی بگو خدای مرگی من رو برسون چه کسانی خاطر جمع من؟ حاج قاسم سلیمانی ها دستاشون احساس میکنن پره احساس میکنن رسیدن احساس میکنن باید برن او دیگه خودش مددید رسیدن خیلی مهمه برسه بالغ بشه انسان به معنای واقعیه افصیب سرخی سر نیزه است دعا کن من نیز این چون این کار نمانم به شهادت برسه آفرین احسنت شهده معمولا اینجوری هست و کسی نباید همینجوری اگه تا اتمینان نداره نباید بگه خدای مرگو منو برسه مشکانه نداره توی دعاها میگی مشتاقتن الى فرحت لقائق مرا عاشق یک مرگ شاد بگردان ولی واقعا دست آدم خالی باشه عاشق نمیشه اصلا مرگشم مرگ شادی نخواهد بود پس چرا از داد میگه تمناه مرگ نکن چون سفریه که مشق قدره یهودیان و خدا تو قرآن چگونه به چالش می کشه میگه فتمن نوال موت این کنتم سادرون راست میگید آخرت مال شماییه خب چرا تمنای مگ نمی کنید چرا از مگ می ترسید پس تمنای مگ نکنید مگ این که خاطر جمع باشید چرا مشقت داره فرمود مرتحنون به ما اصلافتون اعمال شما حرفای شما تو گردن شما یا از شما جدا نمیشه آی شریطی کافی روز یک گناه کرده باشه ه هست این از ما جدا نمیشه بعد کاش فقط همین عمل باشه این عمل ها پیامت دارد نام عمل به قرآن میگه تائر تائره هفی اونقی چون میگه تائر چون مثل پرنده پرواز میکنه چون یه حرفی زدم اون حرف عوارزی ایجاد کرده با اون حرف عوارزی ایجاد کرده همینجور عارضه پشت عارضه گرفتاری پشت گرفتاری و میگن مسبب تو بودی تو این جمله رو گفتی این درد سرها درست شد مرتحنون در ره نید مرتحنون به ما اسلفتون و مدینون به ما قدمتون با همین اعمالتون فهمود مدین میشوید مدین یعنی جزا داده شده بلازا فهمود هممتت بعد از مرگ باشه ولیکن هم مکفی ما بعد الموت به این سفر فکر کن و هم اکبرم آخره باشه خیلی ممنون موچک کردم خیلی نوشته های خوب یه تلنگور خیلی جدی واقعا کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کهی روی رهزه که پرسی چکنی چون باشی انشالله به خودمون بیاییم واقعا با این تلنگور ها و امیدوارم با فضل و انایت هم میرن مومنیم با تفضلات حق تالا انشالله آقابت هممون ختم به خیل بشه و چه دعایی بهتر از این خیلی ازتون ممنونم و مچکرم شب میرسد و ستاره برمیگردد آن رفته به یک اشاره برمیگردد دل مثل کبوتر حرم میمانند هر جا برود دوباره برمیگردد خداحافظ تا سلام دوباره مچکرم از شما عیزه اشقت هر دلی را مشکلی عیزه شوقت در جنون هر آقلی عیزه اشقت هر دلی را مشکلی عیزه شوقت در جنون هر آقلی در تمنای تو دل صدا زده شور اشقت آتشی بر ما زده ای خداوند جهان داره کریم لایزاللم یزل هی قدیم ای خدا بند جهان داره کریم لایزاللم یزال هی قدیم لایزاللم یزال هی قدیم نیست جز لطف تو که از فریاد رفت یا اله هل آلمین فریاد رفت بر یاد را کتاب شریف کافی رو از زبان حجت و لسنامه و المسلمین حسینی قومی تقدیمتون میکنیم لبریز از تراوت گل آشیانها بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ارادت خالصان خدمت شنوندگان عزیز رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت انوان سخن ماروایات کافی شریف هست کتاب الامان بالکفر باب شست و چهار باب الکفاف حدیث چهارم داستان از امام سجاد علیه السلام هست که از جد بزرگوارشون رسول خدا داستانی رو نقل می فرمویند خواهش میکنم از این بیشتر انایت کنید این بحث کفاف بحث قناعت معلوم بشه امام سجاد علیه السلام فرمودن مر رسول الله صلی اللہ علیه و سلیم به رای ابلن رسول خدا شاید در یه بیابانی بودن مسیری بودن تشنه شدن گرسنه شدن برخورد کردن ایک کسی که شطربان بود مقداری شطر داشت به رای ابلن فبعث یستسقیه حضرت ایک کسی از همراهانشون رو فرستادن از اون تغازای کردن که از این شیر به ما بده ارش کردن معلوم میشه تشنه شدن گرسنه شدن حالا در سفری بودن در بیابانی بودن قضا هم روشون نداشتن به هر حال از این آقایی که مقداری شطر داشت شطربانه توازا کردن به ما شیر بده این کسی از طرف رسول خدا رفت این آدمی که مورد سؤال قرار گرفت قبول نکرد گفت چی خیال کردید اگر نگاه کردید به شیرهایی که در سینه این شطرها هست فصبو خلحی این مال صبحانه مونه و اما مافیانیتنا اگه نگاهتون افتاده به شیرهایی که تو زرفه از اینا میخوایید فقبو قهم اینم مال شاممونه ما چیز اضافه نداریم به شما بدیم فرستاده رسول خدا رو جواب منفی بهش داد گوبلن اما اگه شیر سینه شطرها رو میبین مال صبحانه است شیره هم تو زرفه مال شامه حضرت دعا کردن بر این آقایی که فرستاده پیامبر رو اینجوری بهش جواب داد حضرت دعا کردن اللهم اکثر ماله و ولده خدا مالش زیاد کن سروتش زیاد کن گذشتن ثم مره به رای غنمه یک کسی که گوسمند چران بود اونجا شطور بود این گوسمند مره به رای غنمه فبعث الهی از تسقیه باز فرستادن پیامبر خدا دنبال این آقای که کمی از اون شیر بدن هر ارسگرد هم حتما تو این بیابان گرستن شده بودن حادثه پیش آمده بوده قضایی همراهشون نداشتن این آقایی که چند تا گوزفنداش نه به عکس اون مورد قبلی فحلب الله مافی زروعه هرچی در سینه این گوزفنده بود اینا رو دوشید ریختوی زرفی و اکف امافی اناهی فی انا رسول الله هرچی جمع کرده بود همه رو ریخ در اون ظرفی که برای پیانبر آورده بودن بعدم علاوه بر این بعثه الیه به شاتن یه گسفندم فرستاد گو بینم بفرستید برای پیانبر بعدم اصخایی کرد گو هازا ما اندنه ما دیگه بیش از این نداشتیم همین مقدار شیری که در سینه این گسفن بود یه گسفندم که محذرتون تقدیم کردم اگر میخوایید این احبابتن نزیده که زدناک اگر میخوایید ما بیشتر از این مثلا جای دیگه تقییه کنید خیلی برخورده خوبی به کرده به عکس اون مورد قبلی فقال رسول الله رسول خدا بر اینم دعا کردن دعا کردن اللهم مرزق هل کفاف خدا به انرزه کفایتش روزیش کن فقال علیه بعض اصحابی اصحاب پیانبر وقتی این دوتا دعا رو شنیدن تعجب کردن گفتن یا رسول الله دعوت للذی ردکه به دعا این آمتونان رو خبه اون آقایی که به شما شیر نداد یه دعایی براش کردین که همه ما اون دعا رو دوست داریم بر اون دعا کردی اللهم اکثر ماله و ولده خدای مالش زیاد کن اولادش زیاد کن و دعوت للذی اصعفه که اما این کسی که کمک کرد دعایی کردی به هازتکه از عفق به هازتک دعایی کردی به دعا این کلنا نکرهو ما این دعایی دوست نداریم که اللهم از اخوند کفاف خدا به اندازه کفایتش بهش روزی کن علیل قایده این سآل به ذهن همه ایمان میاد همه ایمان تعجب میکنیم فقال رسول الله اینه هدفن پایان این داستان رسول خدا در جواب فرمودن اینه ما قل و کفا خیرون مما کسورا و الها تمام روایات باب کفاف باب کفاف و باب قناعت تو این پیامه خلاصه میشه یعنی چه به زندگی قانه باشیم یعنی چه از خدا بخواییم به انرازه کفایت یعنی چه پیام برای خدا دعای کردن در حق این آقایی که انقدر بهشون خدمت کرد خدایی به انرازه کفایت بهش بده در یه جمله پیام اینه فرمود انما قل کم باشه ولی کفایت زندگی انسان رو بکنه خیرون بهتر از اون چیزیست که کسا را زیاد باشه و الها فقط سرگرم کنه انسان رو مشغول کنه انسان رو از یاد خدا از عبادت خدا الان میبینید یه واقعیتیه ما در زندگی دیدیم شما ها ملاحظه فرمودید بعضی خیلی سروت دارن ولی تمام اینا سروت سرگرمیه خودشون از زندگی لذتی نمیبرن صبح تا شب از صبح زود تا دیر وقت دنبال کسب و کار و تجاری هر کار دیگری هستن شب هم خسته میان تو زندگی برمیگردن به خانه و زندگی لذتی از این زندگی نمیبرن کسب و روح و الها توفیق یه نماز اول وقت نداره توفیق یه سفر زیارتی نداره توفیق یه کار خیر نداره توفیق رسیدگی به ارهام و خیشابندان و سلیره هم نداره اما نقطه مقابلش افرادی که خدا به اندازه کفایت بهشون داده واقعا داریم میبینیم شماها دیدید به قول امروزی ها دهک های پایین جامعه هستن یا متوسطن بالا نیستن اما در حد کفایت خدا بهشون انایت کرده نماز اول وقتشون سوعده میرن سالی یکی دو بار بیشتر سفر زیارتی مشرف میشن به ارهام و خیشابندانشون رسیدگی میکنن تو هر کار خیلی به اندازه توانشون حضور دارن خب سآل کدوم ها اینا بهتره یه بار دیگه این قسمت پایانیشون میخونم عزیزان اینو تابلو کنن تو خانه ها خیلی مهمه از کلم این باب قناعت باب کفاف بحث مهمیه و پیامش مهمه که ما بفهمیم یعنی چی یعنی چی از خدا اینجوری دعا کنیم اینجوری بخواییم قناعت یعنی چی رسول خدا فرمود اِنَّ مَا کَلَّ وَكَفَا خَيْرُنْ مِمَّا كَتُرَ وَعَلْهَا ولی این وقت انسان سروت زیاد داره خدا بهش روزی داده فراوان ولی سرشو گرم نمی کنه بازم حواسش به وظائف دینیش هست این خیلی خوبه این خیلی خوبه این سروت خوبه اما این وقت نه سروت زیاد داره الها فقط سرش گرم شده لذت نمی بره نه خودش لذت می بره نه توفیق عبادت داره در برابر چنین انسانی بله کم باشد و کفایت کنه این بهتره حضرت پایانشم دعا فرمودن اللهم مرزق محمدن و آل محمد نل کفاف خدایی به محمد و آل محمد به اندازه کفاف انایت کن دعای پیانبر اینه باز ببینید تکرار میکنم اونی که به پیانبر خدمت کرد شیر داد شیر گسمند رو داد یک گسمندم فرستاد برای پیانبر تازه اوزخایی هم کرد گوهگی میخوایید بیشتر از این اینو حضرت براش دعا کرد خوده به اندازه کفایت بهش بده اونی که جواب داد جواب منفی داد گوه خبری نیست این شیرهایی که شما میبینید تو سینه شطرها مال صبحونه مونه اونم که تو سینه میدارم تو زرف مال شامه چیزی ند خبری نیست جواب رد داد به پیامبر براش دعا کرد اللهم اکثر